خلاقیت ایرانی چگونه از قنات به قحطی رسید؟
روایت یک زوال پنهان
۳ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۴۸
شناخت نسبت میان خلاقیت و نوآوری یکی از مباحث بنیادین در فهم جایگاه این دو مفهوم در فرهنگ، تمدن و تاریخ زیست فرهنگی ایران است. این نسبت، نه یک بحث انتزاعی یا تزئینی، بلکه یکی از ستونهای اصلی دوام اجتماعی و توان بقا در سرزمینی بوده که در طول تاریخ با دهها تهدید طبیعی، محیطی و انسانی روبهرو شده است.
آنچه ایران را بارها از آستانه فروپاشی دور کرده، دقیقاً همین پیوند پویا میان «توان تخیل» و «توان تبدیل» بوده است. یعنی قدرت خلق ایده و توان تبدیل آن به راهحل که در ادوار مختلف تاریخی و حتی دوران پیشاتاریخ، پشتوانه مهم شکلگیری و توسعه تمدن ایران بوده است. در کنار آن همزیستی مسالمتآمیز با طبیعت و محیطزیست نیز در این چرخه، رویکردی بوده که ثبات و پایداری سرزمینی را در جایجای ایران ممکن ساخته است.
در هر دورهای که جامعه ایرانی با بحران روبهرو شده، این همافزایی خلاقیت و نوآوری بوده که مسیر برونرفت را روشن کرده است. خشکسالیهای سهمگین، که در بسیاری از تمدنها سبب فروپاشی بوده، در ایران منجر به تولد یکی از بزرگترین اختراعات تاریخ بشر یعنی ساخت قنات شده است. این شبکه پیچیده آبرسانی، تنها حاصل مهندسی نیست؛ بلکه درنتیجه یک تخیل ریشهدار شکل گرفته که از دل بحران زاده شده است و توانسته تا زندگی را در فلات خشک ایران پایدار نگهدارد. قنات، نمونهای عینی از تبدیل بحران به خلاقیت و تبدیل خلاقیت به نوآوری در گذشته درخشان تمدن ایران است.
در عرصه فرهنگ و هنر نیز همین چرخه زایا جریان داشته است. برای مثال منع دینی استفاده از ظروف طلا و نقره در سدههای نخست ورود اسلام به ایران، شاید در ظاهر یک محدودیت باشد، اما هنرمند ایرانی این محدودیت را نه مانع، بلکه محرک خلاقیت دید. نتیجه این مواجهه و زایش، تولد سفال زرینفام بود؛ هنری که چنان درخشش و ظرافتی یافت که نهتنها جای خالی ظروف زرین را پر کرد، بلکه به یکی از قلههای هنر جهان تبدیل شد. این نمونهها و بسیاری موارد دیگر نشان میدهد محدودیت، اگر با هوشمندی و مهارت همراه شود، میتواند بهانهای برای خلق ارزش تازه باشد.
در تاریخ هنر ایران، نمونههای درخشان دیگری از این نوع یعنی «نوآوری برآمده از خلاقیت» وجود دارد. از ریختهگری مفرغهای لرستان که هنوز هم روش آن الهامبخش صنایعدستی و مجسمهسازی امروز است تا معماری هوشمندانه بادگیرها را که پیش از عصر انرژیهای پاک، مسیر تهویه طبیعی را کشف کرده بود، شامل میشود. اینها تنها نمونههایی از انباشتی بزرگترند؛ انباشتی که نشان میدهد خلاقیت و نوآوری، موتور محرک تمدن ایرانی بوده و چیزی فراتر از یک مفهوم مدرن یا شعار برنامهریزیشده است.
اما در سالهای اخیر، این نسبت تاریخی دچار اختلالی جدی شده است. عرصهای که باید میدان زایش ایده، آفرینش راهحل و خلق ارزش باشد، به دام دلالان همهچیزخوار، مدیران فرصتطلب و سیاهیلشکرهایی که نام «تسهیلگر» و «کارآفرین خلاق» بر خود گذاشتهاند، افتاده است. نتیجه این سلطه نامبارک، چیزی جز تخریب تدریجی بنیانهای خلاقیت در ایران نیست. گروهی از مدیران که باید راهگشا باشند، امروز خود مانع اصلیاند. آنان بهجای ایجاد بستر شکوفایی، در حال مکیدن شیره جان این حوزهاند؛ با سیاستهای هیجانی، بیدانشی ساختاری، رانتمحوری و تبدیل هر فرصت به ابزار بهرهکشی، به ساختار نوپای این حوزه آسیب میزنند. از سوی دیگر، موجی از بهظاهر فعالان و سیاهیلشگران کممایه، «خلاقیت» را به یک برند مصرفی تبدیل کردهاند. برندی که با چند اصطلاح خارجی، چند عکس و اسلاید و پست اینستاگرامی تزئین میشود، اما هیچ ریشه، دانش یا عمق نظری ندارد و با کپی کردن و از آن خودسازی ایدهها و محتوای دیگران خودنمایی میکنند.
این وضعیت را میتوان نوعی «بحران جایگاه» نامید: شکافی عمیق میان خلاقیتی که در گذشته ریشه در دانش، مهارت، رنج و مسئلهمندی داشت و خلاقیتی که امروز به یک نمایش سطحی و بیخروجی تبدیل شده است. در گذشته، خلاقیت ابزار عبور از ناامیدی و تنگنا بود و امروز تبدیل شده به سکوی موجسواری گروهی که با نهایت قساوت، چهارمیخ جهالت و منافع شخصی را بر پیکر ظریف و زایای آن میکوبند. این تخریب، تنها یک مشکل فرهنگی نیست و تبعات اقتصادی، اجتماعی و تمدنی دارد. وقتی خلاقیت از خاستگاه حقیقی خود جدا شود، نوآوری هم نابود میشود. بدون نوآوری، تولید ارزش ممکن نیست. بدون ارزش، جامعه فرسوده میشود و جوانان مستعد راهی جز مهاجرت نمییابند. شوربختانه این چرخه خطرناک، امروز در بسیاری از حوزههای هنر و صنایع خلاق ایران بهوضوح قابلمشاهده است. مقولهای که به نظر میرسد تا دیر نشده باید نسبت به آن اقدامی مؤثر و واقعی انجام داد، وگرنه درنتیجه استمرار این شرایط ناگوار، افسوسی بزرگ در خاطر همه فرهنگدوستان و علاقهمندان به هنر ایران بهجای خواهد ماند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نخستین کاوش باستانشناسی در بافت تاریخی «بلادشاپور» به شواهدی تازه رسید
«دهدشت»، شهری هفتهزارساله زیر پوست «بلادشاپــــــور»
گفتوگو با «رضا عسگری»، سازنده پادکست «رِضونانس»
پایداری از دل زندگی
گفتوگو با هنرمندان پیکرتراشی، درباره جایگاه صنایعدستی در زندگی انسان
پیکرتراشی چوبی هنری بیپشتوانه
«پیام ما» مداخلات عمرانی در بافت تاریخی «شیراز» را بررسی میکند
«زندیه» زیر تیغ گودبرداری
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
صاحبنظران در گفتوگو با «پیام ما» درباره انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی به «کاخ سعدآباد» هشدار دادند
کوچ اجبـــــــاری یک قرن هنر
تعامل محیطزیست و میراث
تقویت همکاریهای عملیاتی یگان حفاظت محیطزیست با یگان حفاظت میراثفرهنگی
مرور تازهترین شماره روزنامه «پیام ما»
از گوزن زرد ایرانی تا فرونشست آبخوانها
نگاهی به کتاب «روی پل جمهوری» که روایتی شاعرانه از بغداد زخمی است
چهرهای انسانی از عراق
قنوات وقفی و توسعه پایدار
قنوات وقفی خراسان جنوبی؛ پیوند میراث آبی با توسعه پایدار استان
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پر ریختن و فرهیختــــن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید