بایگانی مطالب: گردشگری
داستان کلاسیکبازها
دستهای حرکت میکنند، یک جای مشخص قرار میگذارند، جمع میشوند و معمولاً خانوادگی به دل جاده میزنند. همین حرکت دستهجمعی و دورهمیشان است که جذابیتشان را بیشتر میکند. خودروهایی که ۳۰ الی ۵۰ سال پیش تولید شدهاند و برای چند نسل خاطرهسازی کردهاند، همچنان سرپا هستند و حالا به یکی از جذابیتهای گردشگری و سفر تبدیل شدهاند.
رشت بعد از مشهد مقصد سفر عراقیها میشود
|پیام ما| در نشست خبری به مناسبت هفته گردشگری، «انوشیروان محسنی بندپی» معاون گردشگری، سؤالات روزنامهنگاران درباره چالشهای پیش روی گردشگری در ایران را پاسخ داد.
تفریح انسانها به قیمت رنج حیوانات
|پیام ما| دو سال پیش مرگ یک اسب کالسکه در منهتن، منجر به تدوین قانونی در شورای شهر نیویورک شد که هدف آن حذف کالسکههای اسبکش از سنترالپارک و دیگر بخشهای منهتن بود. قانونی که به یاد همین اسب «رایدر» نامگذاری شد. حالا شهردار نیویورک از شورای شهر درخواست کرده تا هرچه سریعتر قانون «رایدر» را تصویب کند و کالسکهها از سنترالپارک جمعآوری و کالسکه یا ماشینهای برقی جایگزین شود. حذف کالسکههای اسبکش با رویکرد مخالفت با بهرهکشی از حیوانات برای گردشگری در بسیاری از کشورها اتفاق افتاده است. در ایران هم این مسئله، بهویژه درباره وضعیت نامناسب اسبهای درشکه در میدان نقشجهان اصفهان و ارگ شیراز، سالهاست مطرح است. اوج حساسیتها زمانی بود که در تابستان ۱۳۹۸ یکی از اسبها در میدان نقشجهان بر اثر شدت گرما از حال رفت؛ اما پیگیریها مقطعی ماند و درنهایت منجر به تصمیمگیری یا اقدامی اساسی نشد. هرچند در مورد اقداماتی که برای برچیدن این درشکهها صورت گرفته، حرف و سخن فراوان است.
هزار سفر نرفته به زخم
وقتی صحبت از گردشگری به میان میآید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوههای سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه بهدنبال زیباییهای طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطرههای تلخ تغذیه میکند. گردشگری سیاه به بازدید از مکانهایی گفته میشود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خوردهاند. بازدید از اردوگاه مرگ نازیها، موزههای فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکانهای سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار میگیرند. گردشگری سیاه به انسانها این امکان را میدهد تا با بخش تاریک تاریخ روبهرو شوند؛ بخشهایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعهای مهم از گردشگری سیاه است. در اینگونه سفرها، گردشگران به مکانهایی میروند که در گذشته صحنه جنگ بوده یا آثار آن را در خود حفظ کردهاند. این نوع گردشگری میتواند بازدید از موزههای جنگ و نمایشگاههای نظامی، یادمانها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدانهای نبرد قدیمی و مناطق ویرانشده، خانهها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستانهای جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشتساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... بهجا گذاشته است. همزمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفتوگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سالها علاقهمندان را با گوشهگوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشیها و ناخوشیهای مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.
تداوم روند مهاجرت نخبگان
«حسین سیمایی صراف»، وزیر علوم، در حالی از مهاجرت ۱۲ هزار پژوهشگر علمی طی ۱۰ سال خبر داد که حدود دو سال است آمارهای رسمی از میزان مهاجرت نخبگان منتشر نمیشود. برخی از مسئولان مانند مدیران نظام سلامت از کاهش مهاجرت در میان پزشکان و پرستاران خبر میدهند، اما «محمد شریفیمقدم» دبیرکل خانه پرستار کشور، به «پیام ما» اعلام کرد این آمار نمیتواند درست باشد.
ورود تورهای گاوبانگی ممنوع
در اواسط ماه شهریور، جنگلهای شمال ایران میزبان یکی از شگفتانگیزترین و حساسترین پدیدههای طبیعی میشود؛ گاوبانگی. این اصطلاح به دوره جفتگیری مرالها یا همان گوزنهای قرمز اشاره دارد، که در آن مرالهای نر با فریادهای بلند، هم گوزنهای ماده را به قلمرو خود جذب میکنند و هم برای رقبای نر خط و نشان میکشند. این دوره که حدوداً از ۱۵ شهریور تا ۱۵ مهرماه برگزار میشود، با نمایش قدرت و رقابتهای شدید میان نرها همراه است و نقش حیاتی در بقای این گونه دارد. درعینحال، همین نمایش طبیعی باشکوه، مرالها را در معرض خطر شکارچیانی قرار میدهد که با تقلید صدای گوزنهای نر، آنها را فریب میدهند و شکار میکنند. از نظر برخی کارشناسان، تهدید دیگری که بقای این گوزنها را به خطر میاندازد، برگزاری تورهای علمی و تخصصی گاوبانگی است. به همین دلیل، سازمان حفاظت محیطزیست ورود و حضور افراد بدون مجوز سازمان حفاظت محیطزیست را در عرصههای جنگلی و مناطق حفاظتشده ممنوع اعلام کرده است.
کاروانسراهای بیپناه
|پیام ما| دو سال پیش در بیستوششم شهریور اعضای کمیته میراث جهانی یونسکو به ثبت ۵۴ کاروانسرای شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو رأی مثبت دادند تا این شاهکار معماری ایران به جهان معرفی شود. کاروانسراهای جهانی ایران، با تمام ویژگیهای منحصربهفردشان امروز با چالشهای متعددی از جمله مرمتهای غیراصولی، بهرهبرداری نادرست، تغییرات مدیریتی و نبود برنامهریزی بلندمدت مواجهاند.
تجربهای کهن برای گردشگری نوین
۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ مینامند، در نقوش یافتشده آشوری و بابلی بهکرات دیده میشود. کلدانیان خرما را درخت زندگی مینامیدند. در اوستا خرما خوردنیترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایتهای برداشتش بهبهانهای برای گردشگری تجربهگرا تبدیل شده است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنیبر کهن الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطهاش با زمین و آسمان. رابطهای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.
در جستوجوی ایوان گمشده ناصرخسرو
|پیام ما| از کشف نخستین کارگاه ساخت شیشه تخت در ایران تا بقایای مسجد جامعی که ناصرخسرو از شکوه ایوان بلندش گفته، روایتی است که «رجبعلی لباف خانیکی» درباره شهر قدیم «قاین» نقل میکند. در دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ گمانهزنیها و کاوشهایی در این محوطه زیر نظر او انجام شده و به نتایج ارزشمندی رسیده است. لباف خانیکی که از پیشکسوتان باستانشناسی ایران است و تمرکز پژوهشهایش بر باستانشناسی خراسان دوران اسلامی است، در این گفتوگو درباره روند مطالعات در شهر قدیم قاین و دستاوردهایی که این مطالعات داشت، گفته است و اینکه امروز برای حفظ و معرفی این میراث ارزشمند چه باید کرد. او معتقد است شهر قدیم قاین نهفقط یک محوطه تاریخی، بلکه سندی است برای هویت فرهنگی جنوب خراسان؛ سندی که باید از گزند فراموشی و تخریب نجات پیدا کند.
«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوطها
«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیوارهای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوطها و بادامها. دو هفته جسم عفونتکردهاش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویهوبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا میخواهند با جادهسازی درختانش را نابود کنند و محلیهایش نام البرز از دهانشان نمیافتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان میگویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آنهم در منطقه حفاظتشده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیطزیستی و بیتوجهی ادارهکل محیطزیست استان به این تخریب، نگرانیها را چندین برابر کرده است.
