بایگانی مطالب: فرهنگ
داستانی از تلاش و پایداری
نگاهی به کتاب «چرخ خیاطی» که روایتی از امید در دل تاریکیهای مهاجرت است
آیندهای که به تصمیمهای امروز گره خورده است
روزگار آشفته فرهنگ و هنر
صفهای طولانی جشنواره فجر در خاطرتان هست؛ آن هیجان دیدن فیلمها و خرید بلیت و نقدهای مفصلی که دربارهشان نوشته و گفته میشد؟ چه کسی است که آن روزها را از یاد ببرد و حتی مقایسهای تصادفی از روزگار اکنون هنر با آن سالها در ذهنش نگذرد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران باعث شد جشنوارهها یکییکی از سوی هنرمندان تحریم شوند و آنچه باقی ماند فیلمهای کمرمق بود و نشستهای خبری کمرمقتر و سینماهای خلوت. پس از سال ۱۴۰۱ هنرمندان زیادی ممنوعالکار شدند و ممنوعالکار باقی ماندند. حوادث امسال در همزمانی با جشنواره تئاتر و فیلم فجر به این منجر شد که بسیاری از شرکت و حضور در این جشنوارهها کنارهگیری کنند تا شاهد همراهی کمرنگ دوباره هنرمندان با جشنواره فجر باشیم. اما این موضوع تنها بخش تاریک این روزهای فرهنگ و هنر نیست و نهادهای صنفی این حوزه از بازداشت و دستگیری بسیاری از هنرمندان موسیقی و سینما خبر دادهاند؛ هرچند که آمارها هنوز شفاف و دقیق نیست.
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
رقص عزا
رقص صیادان انزلی در کومههای روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جایجای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و بهگواه برخی از منابع تاریخی میتوان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار میگیرد تا هدف یا خواستهای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی میجوید. پا در جستوجوی فرزندی به اینسو و آنسو میرود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. در گفتوگویی که «پیام ما» با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه دارد، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم میپردازیم.
فجر و سینمای چندپاره
|پیام ما| چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر در شرایطی برگزار میشود که بیش از هر زمان دیگری با دوگانه حضور و غیبت فیلمها و فیلمسازان تعریف میشود؛ دوگانهای که نهفقط به انتخابهای هنری، بلکه به ملاحظات سیاسی، اجتماعی و بینالمللی سینمای ایران گره خورده است.
زنان، آوازهخوانان سوگواری
سوگینه، غمونه، چمری، مویه و شروه نامهای مختلفی از سوگآواها هستند. موسیقی که بر اساس سنت روایی سینهبهسینه منتقل شده و در دیماه ۱۴۰۴ در ایلام، دزفول، یاسوج، لردگان، ملایر، آبدانان، الیگودرز و گیلان از زبان زنان داغدار شنیده میشود. نوا و آواهایی که برگرفته از کهنالگوها و اسطورهها گاهی در مرز توران و ایران سوگ سیاوش را میسراید و بعضاً در بزنگاهی از تاریخ برای جوانان و نوجوانان الیگودرز گاگریو میخواند. ششم بهمنماه روز نوا و آواهای ایرانی است و «پیام ما» در گفتوگویی با «پیمان بزرگنیا»، پژوهشگر موسیقی نواحی، به سوگآواها میپردازد. گونهای از موسیقی نواحی که در آن متناسب با شخصیت متوفی، روایت هارمونیکی را بر بستر موسیقی از زبان زنان میشنویم.
تهرانِ بیتماشاگر
چراغهای سالنهای تئاتر هنوز روشناند، اما خیابانها خاموشتر از همیشه. نوفللوشاتو، خیابانی که تا همین چند وقت پیش، عصرها با صدای همهمه تماشاگران تئاتر، بوی قهوه کافهها و صفهای کوتاهِ گیشهها زنده بودند، حالا سکوتی را که ناآشنا نیست، به دوش میکشند. سکوتی که بعد از جنگ دوازدهروزه هم این خیابان را که مرکز فرهنگی پایتخت است، پر کرده بود. در پیادهروها فقط رهگذران معدودی عبور میکنند و خیابانها نیمهخالی از عابران پیاده است. در این یک ماه اخیر و بهدنبال ناآرامیهای اجتماعی، مراکز فرهنگی پایتخت بهشکلی خاموش شدهاند؛ مثل هربار دیگر که اولین ترکشهایش فعالیتهای فرهنگی را نشانه میگیرد. گویی فرهنگ هم، مثل شهر، وارد دورهای از نفسهای کوتاه و احتیاطآمیز شده است.
«رضا رویگری» درگذشت
رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون روز چهارشنبه اول بهمن ماه ۱۴۰۴ درگذشت.
آناتومی تعلیق
سیزده روز است که هنوز به شبکه جهانی اینترنت متصل نشدهایم و گذشت هر ثانیه، احساس ملالِ انزوای ارتباطی را بیشتر میکند. بعد از وصل شدن پیامکها و دسترسی به پیامرسانهای داخلی و گوگل، برای برخی دسترسی به اینترنت با فیلترشکن ممکن شده و شنیدهها حاکی از وصل اینترنت در روزهای آینده است. هرچند که حتی بعد از دسترسی به شبکه جهانی، فیلترینگ همان سد همیشگی باقی میماند. اما بیشتر از روزهای عادی زندگی، این روزها برخی افراد به صفحه نمایش و تماشای فیلم و سریال پناه بردهاند. «این روزها چه فیلمی تماشا کردید؟» این سؤالی بود که از افراد مختلف و حالوهوایشان پرسیدهایم.
