تحریریه پیام ما

تحریریه پیام ما

اعتراض به پسماندسوزی خودروسازی

تحریریه پیام ما

۴ شهریور ۱۴۰۲

اعتراض به پسماندسوزی خودروسازی

در حالی که پس از دو سال، نتیجهٔ شکایت اداره‌کل محیط زیست استان اصفهان از سازمان مدیریت پسماند شهرداری اصفهان، بابت رهاسازی زباله‌های عفونی و بیمارستانی در دشت‌های «سجزی» مشخص یا رسانه‌ای نشده و دفع غیرقانونی پسماندهای اسیدی صنعتی یکی از معضلات دائمی در شرق این استان است، حالا خبرهایی از داوطلب شدن اصفهان در امحای پسماندهای صنعتی ایران‌خودرو، یکی از بزرگترین خودروسازان کشور، فعالان محیط زیست را دربارهٔ «تبدیل اصفهان به زباله‌دان پسماندهای صنعتی کشور» نگران کرده است.
«گاوبانگی» نزدیک است می‌خواهم به پاسگاه برگردم

تحریریه پیام ما

۱ شهریور ۱۴۰۲

«گاوبانگی» نزدیک است می‌خواهم به پاسگاه برگردم

پوست صورت کنده شده و گونه و پیشانی «حمید یاسمی» آسیب جدی دیده است. چند شب قبل، او و همکارانش وقتی در جنگل‌های «هزارجریب» بهشهر سراغ شکارچیان غیرمجاز رفتند، یکی از آنها درحالی‌که بازداشت شده بود، فلاسک آب جوش را بر سر یاسمی کوبید و آب داغ سوختگی شماره دو را برایش به‌همراه آورد. گوش سمت راستش هم از آب داغ بی‌نصیب نماند و حالا شنوایی‌اش بسیار کم شده. او هفت سال گذشته را به محیطبانی گذرانده و چند سال قبل هم در «میانکاله» ماشین یک متخلف او را زیر گرفت و دستش شکست. برای او که با سه همکارش مسئول حفاظت از ۷۴ هزار هکتار از مناطق هزار جریب است، حالا مواجهه با اتفاقاتی از این دست، سخت‌تر از همیشه است؛ اما او می‌گوید: «اتفاقاتی از این دست باعث نمی‌شود بترسیم و عقب‌نشینی کنیم. اگر جای لکه‌های سوختگی تا همیشه بر صورتم بماند، به آن افتخار می‌کنم.»
«زنجیربافی» هنری که از یادها رفت

تحریریه پیام ما

۱ شهریور ۱۴۰۲

«زنجیربافی» هنری که از یادها رفت

صنایع‌دستی فقط میراث گذشتگان ما نیست. هر چند بهترین راه شناخت فرهنگ و تمدن مناطق مختلف کشور همین صنایع‌دستی است، اما نگاهی کلی‌تر نشان می‌دهد صنایع‌دستی امروز یک فعالیت اقتصادی است که به کاهش بیکاری، رونق اقتصادی و فعال‌سازی صنعت گردشگری کمک قابل‌توجهی می‌کند. آشنایی با صنایع‌دستی که امروز کمتر نشانی از آن می‌بینیم یا نامی از آن به گوش‌مان می‌خورد، می‌تواند تلنگری برای احیای صنایع‌دستی ازیادرفته و به‌روز کردن آن راهی برای اشتغال‌زایی باشد.
ممنوعیت پیاده‌رونشینی در کرمان

تحریریه پیام ما

۱ شهریور ۱۴۰۲

ممنوعیت پیاده‌رونشینی در کرمان

بیش از یک ماه است که در برخی نقاط شهر کرمان، بهره‌برداری کافه‌ها و رستوران‌ها از پیاده‌رو با ممنوعیت رو‌به‌روست. شهردار کرمان می‌گوید: «اگر کافه و رستوران‌هایی که برای بهره‌برداری از فضای پیاده‌رو با شهرداری قرارداد داشتند، شئونات را در فضای عمومی رعایت نکنند، شهرداری می‌تواند قرارداد را فسخ کند.» به گزارش «پیام ما» این ممنوعیت بهره‌برداری از فضای پیاده‌روها از سوی اصناف کرمان برای کافه‌ و رستوران‌ها تبدیل به یک شوک بزرگ شده است. رستوران‌ها و کافه‌ها باید در فضای داخلی میزبان مشتری‌هایشان باشند و دیگر فضای آزادی که در دید خیابان باشد، ندارند. دلیل ظاهراً بی‌حجابی‌ است، می‌گویند رستوران‌ها و کافه‌ها ترویج بی‌حجابی می‌کنند، اما متولی این ماجرا شهرداری است. درحالی‌که این اصناف با یک روند قانونی پیاده‌رو را از شهرداری اجاره می‌کنند و رستوران‌ها و کافه‌های زیادی در کرمان از این امکان استفاده می‌کردند و حتی برخی‌ از آنها تنها جایی که داشتند پیاده‌روهای خیابان بود، ولی حالا اجرای قانون حجاب، پیاده‌روها را از این اصناف گرفته است. مشابه این اتفاق اوایل تیرماه برای کافه‌های شهر مشهد افتاد، وقتی که شورای ششم شهر مشهد تصمیم گرفت که فضای بیرونی کافه‌ها را با مصوبهٔ کمیتهٔ عفاف و حجاب جمع‌آوری کند. در ماه اردیبهشت هم گمانه‌زنی‌هایی بود که می‌گفتند جمع‌آوری کافه‌های شهرک اکباتان در تهران با جرثقیل‌های شهرداری، به‌دلیل بی‌حجابی است. اما بعدها شهردار منطقه ۵ دربارهٔ تخریب محیط بیرونی این کافه‌ها توضیح داد که آنها بدون مجوز و در مشاعات شهرک ایجاد شده بودند.
«ترافل» شمال در رستوران‌های اروپا

تحریریه پیام ما

۱ شهریور ۱۴۰۲

«ترافل» شمال در رستوران‌های اروپا

«من ساکن کلاله استان گلستان مهد ترافل سیاه هستم. ۳۰ درصد مردم این منطقه پنج ماه سال را از طریق برداشت ترافل از جنگل‌ها روزگار می‌گذرانند. جهت تأمین دنبلان و قارچ گانودرمای کوهی آمادهٔ همکاری با دوستان و اساتید هستم. در بخش صادرات هم همکاری می‌کنم»، ‌«اینجانب […] از استان گلستان شهر مینودشت هستم. این قارچ کیلویی ۵۰۰ هزار تومان در شهر ما خریدوفروش می‌شود، کسی خواست در خدمتم»، «سلام. من تأمین‌کنندهٔ ترافل سیاه، سفید و قهوه‌ای هستم». اینها تنها سه پیام از انبوه پیام‌هایی است که در یک سایت مرتبط با قارچ‌ها و ذیل مطلبی با عنوان «نحوهٔ پرورش قارچ دنبلان» منتشر شده است. البته هرکدام پیام‌هایی از سوی متقاضیان به‌همراه دارند و ایمیل‌هایی هم ردوبدل شده است. همهٔ اینها درحالی اتفاق می‌افتد که برداشت ترافل یا قارچ دنبلان در ایران ممنوع است.
دورنمای مبهم الحاق به توافق پاریس

تحریریه پیام ما

۱ شهریور ۱۴۰۲

دورنمای مبهم الحاق به توافق پاریس

پس از هشت سال از شکل‌گیری توافق پاریس و جنجال‌های مرتبط با آن در کشور، حالا معاون حقوقی رئیس جمهوری می‌گوید که پیوستن ایران به توافق پاریس منوط به برداشتن تحریم‌ها از سوی ایالات متحده است. این در حالی است که تابستان امسال، گرمترین تابستان ثبت شده در تاریخ بوده و دانشمندان به آن لقب «جهنم گرما» اطلاق کرده‌اند. به همین دلیل بسیاری از دانشمندان و فعالان محیط زیست در جهان خواستار تسریع اقدامات دولت‌ها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و فعالیت‌های مرتبط با سازگاری با شرایط تغییراقلیم شده‌اند.

تحریریه پیام ما

۳۱ مرداد ۱۴۰۲

صندوق‌هایی که هر روز آب رفتند

با وجود سه دهه تجربه و تلاش برای تشکیل صندوق‌های خرد زنان روستایی و عشایر در کشور، کارشناسان و فعالان این بخش می‌گویند این طرح شکست خورده است و این تشکل‌ها عموماً ورشکسته هستند. همچنین، تشکیل این تشکل‌های غیردولتی اقتصادی زنان در همین مرحله مانده و حتی در نمونه‌های انگشت‌شمار هم به تشکیل اتحادیه و توسعهٔ این بخش نرسیده است.
بازماندگی از تحصیل بیخ گوش کودکان مهاجر

تحریریه پیام ما

۳۱ مرداد ۱۴۰۲

بازماندگی از تحصیل بیخ گوش کودکان مهاجر

«اینا رو ما خومون درست نکردیم… شیش روز صب به صب، ۸ نفر خانواده ماشین می‌گرفتیم، می‌رفتیم. برو این‌ور، برو اون‌ور، برو این دفتر، برو اون دفتر، اینا کلی از ما پول گرفتن… آخرشم همهٔ بچه‌هام از مدرسه موندن!» مادر اکبر به برگهٔ سفید و چهارگوشی که بهار پارسال از ثبت‌نام دقیقهٔ ۹۰ در «طرح سرشماری اتباع افغانستانی» گرفته، اشاره می‌کند. ظاهر کاغذ داد می‌زند که او مثل تخم چشمش از آن مراقبت کرده تا این تنها مدرک شناسایی ارزشمندی که دارد، از هر گزندی دور بماند. زن جنگ‌زدهٔ سبزه‌روی افغانستانی که ۱۰ سال پیش به ایران پناه آورده، شش بچهٔ قد و نیم‌قد دارد که پنج‌تایشان در سن مدرسه هستند. صدای خسته و خش‌دار این زن که شاید به زحمت به میانهٔ دههٔ چهارم زندگیش رسیده باشد، در اتاق کوچک انجمن «پرندهٔ درخت کوچک» در محلهٔ کن که از تحصیل کودکان مهاجر حمایت می‌کند، می‌پیچد:‌ «۲۰ جا امسال من رفتم. آموزش‌وپرورش، سفارت، پیشخوان دولت و هر جا که بگید، رفتم بلکه امسال دیگه بتونم بچه‌ها رو بفرستم مدرسه، اما نشد که نشد.» او با اینکه نتوانسته هیچ‌کدام از بچه‌هایش را به موقع به مدرسه بفرستد، اما هر سال این امید در دلش زنده می‌شود که امسال شاید خبری از بهانه‌گیری‌های مدارس نباشد. ولی صدور هر چندوقت یک‌بار بخشنامه‌ها و قانون‌های جدید دقیقاً در مهلت ثبت‌نام مدارس، هر سال برای دانش‌آموزان مهاجر مانعی تازه می‌تراشد. این یعنی مادر اکبر و اکبرها باید هر سال دلشان برای ثبت‌نام بچه‌هایش در مدارس بلرزد. او امسال هم مثل هر سال به هر مدرسه‌ای سر زده، بهانه آوردند:‌ «چرا شناسهٔ ویژهٔ اتباع نداری؟ چرا شناسنامه نداری؟ نکاح‌نامه بیار! چقدر پول داری؟ پرینت موجودی حسابت کو؟» و چه و چه. چرا؟ که فقط بچه‌هایی که حق اولیه و طبیعی‌شان تحصیل است، بتوانند کنار باقی دانش‌آموزان سر کلاس‌های درس حاضر شوند.