صدف سرداری

صدف سرداری

روزنامه‌نگار

زنان نوگرا در مرکز روایتگری

صدف سرداری

5 مرداد 1404

زنان نوگرا در مرکز روایتگری

گذر زمان طولانی لازم بود تا زنان ایرانی از سوژه‌هایی برای خلق آثار تجسمی به خالق آثار تبدیل شوند. این تحول نقش زنان در جامعه را می‌توان به‌مثابه نشانه‌ای بارز از گذر فرهنگ‌ از سنت به مدرنیته دانست؛ گذری که هنر یکی از مهم‌ترین ابزارهای روایت و نقد آن بوده است. نام برخی از این زنان شنیده و ثبت شد و برخی دیگر هم ناشنیده باقی ماند. اما موزه هنرهای معاصر در تازه‌ترین نمایشگاه خود با عنوان «به گزارش زنان» سعی کرده این‌بار علاوه بر نمایش آثاری از زنان نوگرا که در گنجینه خود نگه‌می‌دارد، سراغ غایبان گنجینه هم برود؛ ۱۲۵ اثر از ۶۵ هنرمند زن از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران حالا روی دیوارها رفته و آثار خارج از گنجینه هم در خانه هنرمندان و سایر گالری‌ها به نمایش گذاشته شده است.
جنجال پساجنگی پیرپسر

صدف سرداری

1 مرداد 1404

جنجال پساجنگی پیرپسر

«پیرپسر»، ساخته اکتای براهنی، پس از چهار سال توقیف، در روزهایی بر پرده سینما رفت که جامعه ایران هنوز با تبعات جنگ، بحران‌های تازه‌ای چون بی‌آبی و فضای پرتنش فرهنگی دست‌به‌گریبان است. فیلمی که در ظاهر روایتی خانوادگی دارد اما در لایه‌های پنهان‌تر، به بحران قدرت، فرسودگی ساختارهای پدرسالار و نافرمانی نسلی تازه می‌پردازد. «پیرپسر» در همین بستر، با استقبال موافقان و نقدهای مخالفان، به نشانه‌ای از جان‌گرفتن دوباره سینمای اجتماعی تبدیل شده است؛ سینمایی که سال‌ها در سایه فیلم‌های کمدی و غیرسیاسی به حاشیه رانده شده بود. پیام ما تلاش کرده در گفت‌وگویی با «محمد هاشمی»، دکترای فلسفه هنر و پژوهشگر سینما به دلایل دیده‌شدن این فیلم، کیفیت ارجاعات نمادین آن و نسبتش با وضعیت فرهنگی و اجتماعی امروز بپردازد
صبحانه در تهران، شام در وین

صدف سرداری

30 تیر 1404

صبحانه در تهران، شام در وین

یکی از کاربران توییتر با انتشار تصویری از دفتر هواپیمایی «ایران‌‌ ایر» در وین از تبدیل آن به دونرفروشی خبر داده است. تصویری که یادآور روزهای شرکت هواپیمایی‌ای است که روزگاری عنوان بلندترین پرواز غیرتجاری بدون توقف دنیا را یدک می‌کشید و با شعارهایی مانند «پرواز روزانه بدون توقف به فرانکفورت»، نماد پیشرفت ایران بود.
شکستن دوباره «ساختمان شیشه‌ای»

صدف سرداری

24 تیر 1404

شکستن دوباره «ساختمان شیشه‌ای»

هنگام اجرای سحر امامی در آنتن زنده برنامه شبکه خبر، ناگهان صدای الله‌اکبر شنیده شد. استودیو لرزید و همه شاهد حمله به ساختمانی در صداوسیما شدند به‌نام «ساختمان شیشه‌ای». شاید پس از حمله اسرائیل بود که بسیاری از مردم برای اولین‌بار متوجه وجود چنین بنایی با معماری شاخص دوره معاصر شدند. بنایی که پس از جنگ هم هنوز جنجال‌هایی درباره آن ادامه دارد. وزیر راه‌وشهرسازی در بازدید از ساختمان شیشه‌ای صداوسیما آتش دیگری با اعلام یک خبر برپا کرد: «بازطراحی و بازمعماری این بنا به مسابقه بین‌المللی گذاشته می‌شود». او این صحبت‌ها را در حالی مطرح کرد که چندی پیش وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گفته بود این بنا ویژگی‌های ثبت ملی را دارد. حال برای بسیاری این سؤال پیش آمده که قرار است با ساختمان شیشه‌ای چه کنند؟ بازمعماری یا مرمت؟ در کنار انتقادها به برگزاری یک «مسابقه بین‌المللی»، درباره نوع بازسازی ساختمان هم نظرات متفاوتی وجود دارد. «پیام ما» با «سام گیوراد»، مرمتگر و «سعید سادات‌نیا»، معمار و شهرساز، گفت‌وگو کرده که یکی از آنها بر بازسازی عین‌به‌عین ساختمان تأکید دارد و دیگری آن را ایده مطلوبی نمی‌داند.
کتابخانه‌های بدون دیوار

صدف سرداری

21 تیر 1404

کتابخانه‌های بدون دیوار

تصاویر هوایی از مبل‌هایی رنگارنگ که در میان فضای سبز شهری چیده شده‌اند، نمایی از افرادی را نشان می‌دهد که روی آنها لم داده‌اند و در حال مطالعه‌اند. اینجا کتابخانه‌های فضای باز سئول است، در میدان گوانگوامون و در امتداد نهر چئونگ‌گه؛ مکانی که فراتر از دیوارهای کتابخانه‌های سنتی، علاوه‌بر فضایی برای مطالعه، برای ارتباط با طبیعت و درک عمیق‌تر ارزش‌های محیط‌زیستی فراهم می‌کند و استقبال از آنها آنقدر زیاد بود که در عرض سه ماه، یک میلیون بازدیدکننده جذب کرده‌اند.
هر صدایی در جنگ، رعدی بر جان کودکان اتیستیک

صدف سرداری

20 تیر 1404

هر صدایی در جنگ، رعدی بر جان کودکان اتیستیک

کودکان اتیسیک دنیا را با حساسیتی خاص می‌بینند و می‌شنوند؛ هر صدای ناگهانی برایشان مثل رعدی است که قلب کوچکشان را به تپش وامی‌دارد. برای این کودکان، که به ثبات و روتین زندگی‌شان تکیه کرده‌اند، جنگ دوازده روزه امنیتشان را سلب و تاریکی اضطراب را در دلشان بیشتر کرد؛ چراکه حتی گفتن اینکه صداهای بیرون، صدای «رعدوبرق» است هم بر بعضی از آنها اثری نداشت و دلهره‌شان را کم نمی‌کرد. «سید محمدعلی میری»، مدیر مطالبه‌گری انجمن اتیسم ایران، هم این موضوع را تأیید می‌کند و به «پیام ما» می‌گوید: «کودک اتیسیک صدای بمب را ده برابر بلندتر از ما می‌شنود و نگرانی‌‌اش هم بیشتر از یک فرد عادی است.»
رنگ زخم‌ها

صدف سرداری

16 تیر 1404

رنگ زخم‌ها

«نور زنطه» احساس خفگی می‌کرد. قتل‌عام برج ساعت حمص و شلیک به غیرنظامیان را به چشم دیده بود و آن روز دستور داده بودند که کسی خانه‌اش را ترک نکند. همان روز بود که به وسایل هنری‌اش دسترسی نداشت و فهمید دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد شد. وقتی باید بین مرگ حتمی یا تبعید انتخاب می‌کردند، خانواده‌اش سوریه را ترک کردند و این‌طور شد که مثل بسیاری دیگر از هنرمندان سوری، خانه را رها کرد، اما تصاویر دلخراشی که دیده بود، در آثارش ماندگار شد؛ موضوعی که در آثار سایر هنرمندان سوری هم می‌توان انعکاس آن را دید.
قهرمان ملی با جنگ آمد

صدف سرداری

9 تیر 1404

قهرمان ملی با جنگ آمد

تیر آرش اگر رها می‌شد، می‌خورد به «لیلا» که داشت پرتقال‌ها را یکی‌یکی از داخل پلاستیک بیرون می‌آورد. اسم آرش را که می‌شنود، با چشم‌های آبی‌اش به روبه‌رو و مجسمه‌ نگاه می‌کند و خرم‌آباد را به یاد می‌آورد: «اگر می‌خواهی درباره آرش بدانی، یک مجسمه از آن در میدانی در خرم‌آباد است. من اصالتاً خرم‌آبادی‌ام. پدربزرگ و مادربزرگم درواقع اهل آنجا بودند که حالا همه‌شان را از دست دادم.» پرتقال‌ها را با دقت روی هم می‌چیند: «روزی که این مجسمه را در میدان ونک نصب کردند، من اینجا بودم. بعدش جنگ شد. من جنگ را با چشم خودم اینجا دیدم.» لیلا سه روز نخوابیده بود و جنگ در سرش تکرار می‌شد. صدای انفجار صداوسیما را شنیده بود: «آن روز از شهرداری اینجا بودند و داشتند کارهای نصب مجسمه را انجام می‌دادند. آن لحظه به مجسمه نگاه کردم. فکر کردم با تمام مشکلاتی که مردم دارند، اگر دولت از آنها حمایت کند، ایران آدم‌های خوبی دارد.» او مثل خیلی‌های دیگر آرش کمانگیر را نشانه قدرت می‌داند. همان‌طورکه «دهقان محمدی»، مجسمه‌ساز، به «پیام ما» می‌گوید ساخت مجسمه آرش بسیاری را به وجد آورد و تصاویرش به‌عنوان یک نماد ملی در روزهای جنگ دست‌به‌دست شد.
صحنه پس از آتش‌بس

صدف سرداری

8 تیر 1404

صحنه پس از آتش‌بس

نهم تیر می‌شود؛ شش روز پس از روزی که آتش‌بس میان ایران و اسرائیل اعلام شد. شش روز است که آرام‌آرام زندگی به نظم پیشینش بازمی‌گردد و مردم به خانه‌ها و شهرهایشان بازگشته‌اند. هرچند که از جنگ، بی‌خانگی یا ازدست‌دادن عزیزی سهم برخی از آنها شده، با این‌همه، در میان ویرانی‌ها و ترس‌های باقیمانده، نشانه‌هایی از حیات دوباره دیده می‌شود. گالری‌ها و صحنه‌های تئاتر که چند روز پیش در خاموشی و اضطراب فرو رفته بودند، حالا دوباره کم‌کم به روزهای گذشته خود بازمی‌گردند و سینماها که در دوران جنگ ۱۲روزه هم فعال بودند، شاهد اکران فیلم‌های تازه می‌شوند. فرهنگ، بار دیگر خود را در دل خاکستر جای داده و آرام‌آرام جوانه می‌زند. بازگشایی تدریجی فعالیت‌های فرهنگی، از تمرین نمایش‌های نیمه‌تمام تا برگزاری نمایشگاه‌ها، نشانه‌ای است از اینکه هنر نیروی بازسازی است.
از کوبیدن طبل تا نواختن تار برای ایران

صدف سرداری

3 تیر 1404

از کوبیدن طبل تا نواختن تار برای ایران

یکم تیرماه موسیقی، مردم را در برج آزادی دور هم جمع کرد تا با هم برای ایران همدل شوند. «علی قمصری»، نوازنده تار و آهنگساز، به‌همراه «حمیدرضا یوسفی» و «کامران منتظری» قطعاتی را در اجرایی رایگان نواختند تا دل‌ها را همراه و دلهره‌ها را کمرنگ‌تر کنند. کاری که گروه «عاشیقلار» نیز عصر دوم تیرماه در میدان هفت‌تیر تهران انجام داد و خوانندگانی مانند «همایون شجریان» و «محسن چاوشی» هم برای ایران خواندند. در تاریخ جهان هم هیچ جنگی را نمی‌توان سراغ گرفت که موسیقی در آن نقشی نداشته باشد. با این تفاوت که موسیقی امروز برای صلح نواخته می‌شود، اما تاریخ نشان می‌دهد پیش‌تر نوازندگان در خدمت جنگ سازهای خود را به صدا درمی‌آوردند. در گذشته‌های دور، صدای بوق و شیپور و طبل، صدای آغاز نبرد بود و صدای یک طبل از پایان جنگ خبر می‌داد. احتمالاً تا نبرد بعدی که نوزاندگان ابزارهای موسیقی را دوباره پشت شتر ببندند و نواهایی را در میدان‌های جنگ به صدا درآورند؛ نواهایی که خوف و ترس به دل دشمن می‌انداخت و روحیه سربازان را برای جنگیدن تقویت می‌کرد. چه در جنگ‌های تاریخ باستان و چه جنگ‌های مدرن، هنرمندان موسیقی جایگاهی مهم داشتند. حالا اگرچه شکل آن رفته‌رفته تغییر کرده، اما امروزه موسیقی جنگ نقش مهمی در روایتگری دارد و هنرمندان سازهایشان را نه به‌عنوان سلاحی روانی، بلکه برای پیونددادن صلح و موسیقی کوک می‌کنند.
امید برای بازگشت

صدف سرداری

31 خرداد 1404

امید برای بازگشت

حفظ سنگر روان

صدف سرداری

24 خرداد 1404

حفظ سنگر روان

بامداد بیست‌وسوم خرداد که صدای انفجارهای شدیدی در بسیاری از شهرهای ایران شنیده شد، اضطراب و نگرانی را در دل بسیاری از شهروندان زنده کرد. در این شرایط افراد فقط با خطرات بیرونی مواجه نیستند بلکه هم‌زمان درگیر مبارزه‌ای درونی برای حفظ آرامش و تعادل روانی خود هستند. در شرایطی که غیرقابل پیش‌بینی است، بقا تنها به منابع مادی محدود نمی‌شود. بخش مهمی از این بقا، به توانایی مدیریت استرس، اضطراب و تاب‌آوری روانی در مواجهه با بحران‌های پیاپی بستگی دارد. «علی نوروزی»، روانشناس، در گفت‌وگو با «پیام ما» نکاتی را برای مدیریت اضطراب در شرایط جنگ و حفظ سلامت روان فردی و جمعی مطرح می‌کند.