فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
8 اردیبهشت 1404
خطر در دل آبهای جنوب
آریا وزیرزاده، عضو هیئتعلمی گروه مهندسی منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه شیراز، در خصوص فاجعه اخیر در بندر شهید رجایی بندرعباس میگوید: «برخی از این ترکیبات آلاینده ماندگاری بالایی دارند و میتوانند در رسوبات تهنشین شده و طی سالهای آینده به تدریج آزاد شوند. آنها یک منبع آلودگی پایدار و دائمی ایجاد میکنند که نه تنها برای آبزیان، بلکه برای انسان نیز به عنوان مصرفکننده نهایی این آبزیان مشکلاتی به همراه دارد.» این انفجار، علاوه بر تلفات جانی و مصدومیتهای متعدد و ایجاد تروما، همچنان با دود سیاهی بر فراز بندرعباس سایه افکنده و زندگی ساکنان را تحت تاثیر قرار داده است. مردم سایر شهرها نیز با نگرانی شاهد این واقعه هستند و امیدوارند تلفات جانی افزایش نیابد و بندرعباس به شرایط پیش از ششم اردیبهشت بازگردد. با این حال، فاجعه رخ داده و تبعات اجتماعی و زیستمحیطی آن همچنان ادامه خواهد داشت. وزیرزاده هشدار میدهد که دریا نیز از این انفجار بینصیب نمانده و حجم بالای آلودگی، آینده زیست دریایی را با چالشهایی جدی مواجه کرده است. به گفته کارشناسان، این چالشها ادامهدار خواهند بود، اما در صورت توجه مسئولان، میتوان سطح خسارات را کاهش داد.
فاطمه باباخانی
7 اردیبهشت 1404
قلب کاظم محیطبان دیگر نمیزند
رویهای که اصلاح نمیشود
فاطمه باباخانی
5 اردیبهشت 1404
دست کوتاه محیطزیست برای حفاظت از تنوعزیستی
«نگاهی کلی و گذرا بر چارچوب جدید تنوعزیستی بهعنوان برنامه جهانی حفاظت از تنوعزیستی بهویژه اهداف ۲۳گانه آن نشاندهنده آن است که عمده آنها شرح وظایف و مسئولیتهای سازمان حفاظت محیطزیست است که طبیعتاً وزارت جهاد(تات) با آن بیگانه است و فاصله دارد.» «علیاصغر مبارکی»، کارشناس تنوعزیستی تأکید دارد با همین استدلال باید مرجعیت کنوانسیون تنوعزیستی به سازمان حفاظت محیطزیست بازگردد. از او پرسیدیم در دنیا وضعیت چگونه است و زمانی که بخش عمدهای از عرصههای کشور در اختیار سازمان منابعطبیعی است، آیا این سازمان نیز در این زمینه شایستگی ندارد؟
فاطمه باباخانی
2 اردیبهشت 1404
ورود ممنوع؛ مگر با محارم
«بهبهانههای مختلف از حضور من و دو-سه دختر همسنوسال دیگر جلوگیری میشد و این درحالی بود که پسرهای همسنوسال ما بهراحتی در جمع پذیرفته میشدند». اینها گفته مژده رخشان، حفاظتگر دهه هفتادی است که اوایل دهه ۹۰ کار خود را در حوزه حفاظت از یوز شروع کرد. شرایط بهگفته او آسان نبود؛ مردان پروژههای میدانی را انجام میدادند و برای حضور زنان مشکلاتی وجود داشت. همین باعث شد رخشان برای دورهای در انزوا بودن را انتخاب کند. «دورهای که حتی ارتباط مجازی را با اهالی محیطزیست به حداقل رساندم و اخبار مربوط به انقراض یا حفاظت را پیگیری نمیکردم». او بار دیگر به عرصه حفاظت برگشت و این روزها با مؤسسه «رمیاران حیاتوحش» فعالیت میکند. از او پرسیدم چه تفاوتی میان نسل جدید حفاظتگران با دورههای گذشته است؟ آیا اگر به گذشته بازگردد، باز همین راه را میرود و اینکه سازمان حفاظت محیطزیست چه باید انجام دهد تا میل به مهاجرت کاهش یابد؟
فاطمه باباخانی
1 اردیبهشت 1404
نجات از گودال در هشت ساعت
«یکی-دو روز زودتر رسیده بودیم، سه بز کوهی تلفشده زنده میماندند»، این گفته «محمد پیروزی» از اهالی روستای صالحآباد بندرلنگه است. این روزها فیلمی از او که بههمراه «محمد دژپناه»، «محمد علیشاپور» و «محمد راهنشین» در شبکههای اجتماعی بهشکل گسترده پخش شده که ۲۴ فرد کل و بز را نجات میدهند. آنها حدود هشت ساعت در حال امدادرسانی بودند و درنهایت حوالی ۹ شب به خانه برگشتند و ویدئویی کوتاه را در صفحه شخصیشان در اینستاگرام گذاشتند. فیلم نهتنها در اینستاگرام بلکه در سایر شبکههای اجتماعی بهسرعت دستبهدست شد و آنها را به شخصیتهایی شناختهشده بدل کرد.
فاطمه باباخانی
29 فروردین 1404
زیستن در دفنگاه
«دوباره دفن شدیم؛ باز هم با خانه و زندگیمان. باز هم ماشین، گلدانها و هرچه در حیاط خانه بود، زیر تلی از خاک دفن شد. دوباره همهچیز از اول. انگار نه انگار که همین چندی قبل برای استقبال از نوروز خانهتکانی کرده بودیم. دوباره باید خانهتکانی میکردیم، وگرنه زیر اینهمه خاک میماندیم. اول از همه باید ماشین را میشستیم و بعد حیاط و گلدانها، وگرنه همه آن خاکی که روی زندگیمان نشسته بود، میآمد داخل خانه.» این روایت «محمد» است که در جراحی زندگی میکند. برای او پژوی سفیدش اهمیت ویژهای دارد و روی آن خیلی حساس است. پنجشنبه که شروع کرد به شستن ماشین، لایهلایه گل جدا میکرد. آن روز که طوفان گردوغبار به جان خوزستان و جراحی افتاد، ماشین، باغچه، دیوارهای خانه، کف حیاط، کوچه و خیابان، ورودی شهر، ساختمان نیمهتمام، میدان، نخلستان و رودخانه زهره با خاک دفن شدند. مردم در خانهها پناه گرفتند تا طوفان بگذرد. یک روز و نیم بعد محمد سراغ ماشین رفت، تلاش کرد خاک را از آن جدا کند، جدا نمیشد، کار سخت بود تا بالاخره لایه قهوهای را کنار زد و سفیدی پژو پیدا شد. محمد در جدال با مصیبت بارش خاک تنها نبود؛ ساکنان دو استان خوزستان و ایلام سهشنبه و چهارشنبه شرایطی مشابه او داشتند. بالاخره باد فرو نشست و لایه ضخیمی از خاک بر زندگی و طبیعت این دو استان آرام گرفت! بعد از آن دوباره صدای اظهارنظر مدیران کل منابعطبیعی خوزستان و ایلام بلند شد که بگویند منشأ این طوفانها خارجی است، هرچند برای کنترل چشمههای گردوغبار داخلی هم منابع مالی لازم را در اختیار ندارند.
فاطمه باباخانی
26 فروردین 1404
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
فاطمه باباخانی
24 فروردین 1404
صدای قلع و قمع درختان در پارک ملی گلستان
۵۹ سال پس از مرگ «قربانمحمد سعیدی» وارثان او مبلغی را به بنیاد مستضعفان پرداخت کردند و در حال قطع درختانی هستند که جزئی از جنگل و پارک ملی گلستان شدهاند. حدود هفتدهه پیش، در سال ۱۳۳۶، بخش عمدهای از اراضی اشخاص در استان مازندران خریداری و به «منطقه حفاظتشده آلمه وایشکی» ملحق شد. از ۲۰ پلاک فرعی ۱۹ پلاک خریداری شدند. بااینحال یک پلاک باقی ماند، همان زمین هفت هزار متری که «قربانمحمد سعیدی» بهشکل اقساطی در اختیار گرفت. آن زمان بنیاد پهلوی تعهداتی را برای خریدار ایجاد کرد که درصورت عدم اجرای آنها زمین را به تملک خود درآورد. با فوت آقای سعیدی تعهدات فراموش شدند و قرارداد فسخشده بهنظر میرسید. در طول این دههها درختان و گیاهان در این محدوده روییدند، قد کشیدند و جزئی از پارک ملی گلستان شدند. این روزها تنها صدایی که از این زمین به گوش میرسد، صدای قطع درختان است.
فاطمه باباخانی
23 فروردین 1404
تور مرگبار
«داستان حفاظت در جنوب ایران، داستان پرمناقشهای است. سازمان حفاظت محیطزیست در چند سال گذشته تنها توانسته با بودجه محدود از اندک پروژههای حفاظتی از گونههای دریایی حمایت مستمر داشته باشد. باقی طرحها یا با همراهی سازمان ملل است و یا شرکتها و صنایع بهصورت مقطعی کمکی به این طرحها کردهاند. بهنظر میرسد معاونت دریایی سازمان بودجه کافی برای انجام طرحهای بنیادی و سراسری را هیچگاه در اختیار نداشته.» «باربد صفایی مهرو»، کارشناس محیطزیست، همین فقدان فعالیت حفاظتی مستمر را عامل تهدید محیطزیست دریایی در ایران میداند.
فاطمه باباخانی
19 فروردین 1404
مهاجرت،ایستگاه آخر
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
فاطمه باباخانی
27 اسفند 1403
۱۴۰۳؛ سال آزادی، ممنوعیت، جایزه، تخریب و فقدان
فروغ فکری، فاطمه باباخانی
26 اسفند 1403
طبیعت در گذر ۱۴۰۳
آزادی کارشناسان محیطزیست، تغییر مدیران در سازمان محیطزیست و منابعطبیعی، کسب جایزههای جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمنهای ایران، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق، ثبت هفتمین سمندر بهنام ایران، درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شبهای بخارا با موضوع محیطزیست، جادهکشی در جنگلهای شمال، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران، نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشهای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیطزیست و منابعطبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعینحال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم، از انعکاس دیدگاههای نسل جدید کارشناسان حیاتوحش گرفته تا چالشهای پیش روی زنان حفاظتگر، یا انتشار خلاصهای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شدهاند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتادهاند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه میتوانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیطزیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.
