فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
3 خرداد 1404
نفتیها آمدند، پرندگان مردند
«ما پیگیری کردیم، اما نتیجه شد منع تعقیب»! این گفته «موسی مدهجی»، رئیس اداره احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان، درباره شکایتشان از پیمانکاران نفتی برای مرگ پرندهها در هورالعظیم است. او تأکید دارد محیطزیست نظارت خودش را درست انجام داده، تعهد محضری هم از پیمانکاران نفتی گرفته تا ایمنسازی کابلهای برق برای جلوگیری از صدمه دیدن پرندگان انجام شود، اما آنها خلف وعده کردند و در دادگاه هم پیروز شدند. «محمد صارمپور»، رئیس محیطزیست شرکت مهندسی توسعه نفت، این گفتهها را قبول ندارد،. بهگفته او، ایمنسازی انجام شده است و آنها به تعهداتشان عمل کردهاند. «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر پرندگان، دلیل کارساز نبودن تعهدنامهها را به کلیبودن آنها مرتبط میداند. «متأسفانه محیطزیست در آن زمان در زمینه ابعاد گسترده فاجعه تلفات پرندگان در اثر گذر خطوط انتقال و توزیع برق از میان زیستگاه پرندگان اطلاعات کافی نداشت و این تعهدنامهها بهشکل کلی در زمینه ایمنسازی گرفته شدند.»
فاطمه باباخانی
2 خرداد 1404
تغییر ریل مدیریت ذخیرهگاههای زیستکره
«ذخیرهگاههای زیستکره در کشور ما همچنان با همان شیوهای مدیریت میشوند که سایر مناطق حفاظتشده اداره میشوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، در کارگاه «معیشتهای جایگزین پایدار در ذخیرهگاههای زیستکره ایران» است. او علاوهبر شرح وضعیت فعلی، راهحلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آییننامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیرهگاهها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را بهعهده بگیرد. پسازآن نیز میتوان بهسمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»
فاطمه باباخانی
30 اردیبهشت 1404
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
فاطمه باباخانی
27 اردیبهشت 1404
لشکرکشی گونههای مهاجم
گونههای مهاجم چه آسیبهایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست دارند؟ پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیطزیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف میزنیم آیا حاضریم تصمیمگیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانیهای سومین همایش «پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده» بود که توسط ادارهکل حفاظت محیطزیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابعطبیعی گرگان، دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیطزیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.
فاطمه باباخانی
26 اردیبهشت 1404
فیشهایی که دل جنگلبانان را سوزاند
فیشهای نجومی مدیران سازمان منابعطبیعی در حالی خبرساز و پرسشبرانگیز شده است که برخی نیروهای محلی همکار این سازمان در زاگرس، بعد از پنجماه دستمزد دریافت میکنند؛ آنهم با اما و اگر. «از برج سه تا برج هشت، ۲۴ساعته باید در اختیار میبودیم تا هر وقت آتشسوزی شود، برای رفع حریق عازم شویم. گفتند ماهی هشت میلیون تومان میدهند. تا آخر سال خبری نشد، اول امسال ۳۹ میلیون تومان برایم واریز کردند و گفتند ۹ میلیون تومان بابت بیمه و... کم کردهاند.» اینها گفته یکی از محلیهای ساکن زاگرس است. نمیخواهد نامش را در گزارش بیاوریم، مبادا دوباره او را به کار نگیرند. روی این ۴۸ میلیون تومان حساب کرده بود، نگفت خانم میدانید آن روز دلار چقدر بود و وقت واریز چقدر؟ «به من گفتند بیمه بینام میشوم، اما بعد پول بیمه تأمین اجتماعی را از من کسر کردند.» این روزها فیش حقوقی مدیران سازمان منابعطبیعی دستبهدست میچرخد، عدهای میگویند در سازمان همیشه این مسئله بوده و به این رئیس و رئیس قبلی محدود نمیشود، آنچه باید به آن پرداخت، شایستهسالاری، تبعیض در امکانات و پرداختها و بیتوجهی به نیروهای میدانی است. نمونهاش این مرد زاگرسنشین که بابت همین ۳۹ میلیون تومان که برای پنج ماه برایش واریز کردهاند، باید تنش بلرزد که مبادا اسمش بیاید و وقت حریق از او نخواهند همکاری کند.
فاطمه باباخانی
23 اردیبهشت 1404
ابهام در آینده غذایی ایرانیان
«اگر با این رویکرد ادامه دهیم، کشاورزی در بسیاری از مناطق ایران از دست خواهد رفت و چشماندازی روشن برای تولید غذا، حفاظت از نظامهای میراث کشاورزی و تنوعزیستی کشاورزی وجود نخواهد داشت.» این گفته «مائده سلیمی»، پژوهشگر حوزه کشاورزی پایدار و حاکمیت غذایی، است. او معتقد است باید نظام کشاورزی متناسب با تغییرات جهانی و نیازهای ملی و محلی تغییر کند. از توان سرزمینی، اکولوژیکی و تنوعاقلیمی کشور برای حل چالشهای موجود استفاده شود و اینها محقق نمیشود، مگر با تغییر رویکرد جدی و بهبود عملکردی در وزارت جهادکشاورزی. در گفتوگو با این پژوهشگر از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ چه کارهایی تاکنون انجام داده؟ و اگر کشاورزی بومی ما خوب و استفاده از آفتکشها بد است، چرا کشاورزان خلاف آن عمل میکنند؟
فاطمه باباخانی
22 اردیبهشت 1404
غیبت مردم در مدیریت زاگرس
«جنگلداری اجتماعی در زاگرس یعنی چه؟ ما کدام شیوه از جنگلداری در زاگرس را داشتیم که حالا میخواهیم «اجتماعی» را هم پیوست آن کنیم؟ کدام مبانی فکری پشت آن است. از مشارکت در جنگلداری چه منظوری داریم؟ کدام چارچوب اداری میخواهد این کار را انجام دهد؟ آیا ساختار بوروکراسی سازمان منابعطبیعی این اجازه را میدهد که در پهنه وسیع زاگرس با این تنوعها، چنین فعالیتهایی انجام شود؟ کدام سابقه پژوهشی مبنا قرار گرفته است؟ تیم تهیه این طرح چه کسی بوده است؟» این پرسشها بخشی از سخنان «رحیم ملکنیا»، عضو هیئتعلمیدانشگاه لرستان، بود که در نشست تخصصی «مدیریت حوضه آبخیز و جنگلداری اجتماعی» مطرح کرد. او در این نشست که در مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور برگزار شد، عنوان کرد: «امیدوار بودم در این نشست ابهامات برطرف شود، اما سازمان منابعطبیعی چنان سردرگم است که نمیداند چه میکند.»
فاطمه باباخانی
21 اردیبهشت 1404
دنیای پرچالش «گلستان»
«پارک ملی گلستان دنیایی از چالشهاست.» این گفته «احمد رادمان»، رئیس این پارک ملی است. او چهارشنبه، ۲۱ شهریور ۱۴۰۳، بهعنوان رئیس این پارک انتخاب شد و از آن روز تا اکنون درگیر مشکلات آن است. زمان پذیرش این مسئولیت، تصور میکرد کاری سادهتر است، اما همان روزهای اول دریافت که مأموریتی دشوار در پیش دارد. همین موضوع سبب شد در جواب پرسشی مبنیبر اینکه بزرگترین مشکل شما چیست؟ اینطور پاسخ دهد که دنیایی از چالش در پارک ملی گلستان وجود دارد که باید حل شوند؛ اولین آنها رسیدگی به وضعیت همیاران پارک ملی است، همان نیروهایی که در هفت سال گذشته با حداقلیترین امکانات در کنار محیطبانان برای حفاظت از پارک تلاش میکنند. در گفتوگو با رئیس پارک ملی گلستان از او سایر مسائل و مشکلات این پارک، برنامههای او برای این چالشها و ساماندهی تفرج در این پارک ملی پرسیدیم. او ورود درآمد حاصله از تفرجگاهها را راهی دانست که میتواند تمام مشکلات را حل کند.
فاطمه باباخانی
19 اردیبهشت 1404
خداحافظی گنجشکها با چنارهای تهران
«شهرداری تهران بلندگوهایی در پارکها نصب کرده و صدای پرندگان بومی نظیر سسکها، چرخریسکها و بلبلها را که در حال جفتیابی و لانهسازیاند، مداوم پخش میکند.» این جمله که توسط آرش حبیبیآزاد پرندهنگر پیشکسوت بیان شده، نشان میدهد مدیران شهری تا چه اندازه با مقوله پرندگان و تنوعزیستی ناآشنا هستند. همین عدم اطلاع هم سبب شده است پرندهنگری در فضاهای شهری با دوربین دوچشمی پدیدهای عجیب باشد و گاه برای پرندهنگران مشکلاتی ایجاد کنند. شعار امسال روز جهانی پرندگان مهاجر «فضاهای مشترک: ایجاد شهرها و جوامع دوستدار پرندگان» است. شعاری که بر همزیستی سالم بین انسان و پرندگان تأکید دارد و تلاش میکند با افزایش آگاهیبخشی، شرایط امنتری را برای این گونهها اعم از مهاجر و غیرمهاجر فراهم آورد. شاید با مطالعه مطالب این پرونده از سوی مسئولان شهری، شاهد قطع صدای سسکها، چرخریسکها و بلبلها از بلندگوها باشیم و مزاحمت پرندهنگران بهواسطه داشتن دوربین دوچشمی هم متوقف شود.
فاطمه باباخانی
16 اردیبهشت 1404
در جستوجوی خزندگان، در نبرد با تابوها
«هومن جوکار» به شوخی گفت این خانم مارگیر جمع ماست، اما مدیر هتل گوشش به این حرفها بدهکار نبود و نپذیرفت که دختری تنها را در هتل پذیرش کند. «هانیه غفاری» هم ناچار شد آن شب خانه یکی از دوستانش در اهواز بماند و روز بعد به تیم مطالعه میدانی خزندگان بپیوندد. در این ۲۵ سال کار میدانی این خزندهشناس و محقق، از این اتفاقات کم ندیده است. هانیه غفاری، عضو هیئتعلمی گروه محیطزیست دانشکده منابع طبیعی دانشگاه كردستان، عضو گروه تخصصی لاکپشتهای آب شیرین، گروه تخصصی مارها و همچنین گروه تخصصی دوزیستان اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت و عضو کمیته راهبری ملی دفتر کمکهای کوچک سازمان ملل است. او برای سالها در مورد گونههای مختلف خزندگان در کشور مطالعات علمی و طرحهای حفاظتی مشارکتی انجام داده، کاری که بهگفته خودش آسان نبود. علاقه به این حوزه، غفاری را از اواخر دهه ۷۰ و ۲۰سالگی به زیستگاههای طبیعی برای جستوجوی خزندگان كشاند و او را به یکی از بهترین خزندهشناسان ایران بدل کرد. از او پرسیدم چرا خزندگان؟ و خزندهشناسان زن با چه چالشهایی مواجهاند که همکاران مردشان آنها را تجربه نمیکنند؟
فاطمه باباخانی
12 اردیبهشت 1404
بغض کردکوی در سوگ مصدق
«خدا خانهات را خراب کند شکارچی!» زن دستهایش را بالا گرفته بود، سرش رو به پایین، صدایش جمعیت انبوه اطراف گور را یکی یکی کنار زد و پخش شد در اندک فضای خالی! از آنجا فرصتی یافت و رو به بالا رفت تا رسید به سقف بخش شهدای گورستان کردکوی. راه نبود، پایین افتاد و سر خورد توی گوش جمع بزرگ سوگواران! همان وقت که در بندرعباس مردم برای گرفتن ردی از عزیزان گمشدهشان در راه پزشکی قانونی و بیمارستانها در هروله بودند، ادارات و سازمانها جلسههای فوری و نیمهفوری میگذاشتند تا چارهای برای فاجعه بندر بیابند، اهالی سیاست از مذاکره میگفتند و سیمای ملی رد سیاه عزاداری را از صفحه برداشته بود، در کردکوی مردم سوگوار محیطبان شهیدشان بودند؛ یاسر (کاظم) مصدق.
فاطمه باباخانی
9 اردیبهشت 1404
قرقها زیر آماج اتهامها
«گمان میکنم مشابه بسیاری از نقاط دنیا اشکال مختلفی از حکمرانی در مناطق تحت حفاظت در کشور شکل بگیرد که قرقهای اختصاصی یا همان حفاظتگاهها نیز مدلی از آنها هستند.» «فرشته باقری» که سالهاست در حوزه قرقها کار میکند، آینده را اینچنین میبیند. در زمانهای که فعالان حفاظتگاههای مردمی یا همان قرقهای اختصاصی زیر تیغ آماج انواع اتهامها هستند، حضور او بهعنوان یک زن در این حوزه آیا مشکلات مضاعفی را برایش ایجاد کرده است؟ در گفتوگو با او علاوهبر این موضوع درباره کارایی قرقها در ایران، مقایسه آن با اکوتوریسم و ... پرسیدیم.
