سوگل دانائی
خبرنگار شهری
سوگل دانائی
۶ تیر ۱۴۰۴
تعدیل نیرو ترسناکتر از جنگ
پدافندها در آسمان شلیک میشد و بمبها روی زمین منفجر، که «پریا» بیکار شد. شرکت خصوصی او چهار روز بعد از حمله اسرائیل به ایران تصمیم گرفت برای امنیت جان کارمندان، شرکت را بسته نگه دارد. سه روز بعد از اعلام تعطیلی موقت، مدیران شرکت تصمیم گرفتند پریا را در فهرست نیروهای تعدیلی قرار دهند. مدیران توضیحاتی به پریا ندادند، تنها به گفتن همین جملهها بسنده کردند: «شرایط اقتصادی مطلوب نیست. مجبوریم. متأسفیم.» دو روز بعد از پایان جنگ و آتشبس، پریا مانده و کار و درآمدی که دیگر ندارد. مانند پریا کم نیست، «محمد»، یکی از کارمندان شرکتی بزرگ در حوزه فناوری غذایی، میگوید: مدیران بالادستی به او اعلام کردند برای جلوگیری از تعدیل نیرو، درآمدش تا حدود ۲۰ درصد کمتر میشود: «من با کمشدن درآمد موافقتر بودم. ترجیح میدهم، در این شرایط همه سرکار بمانیم و کسی اخراج نشود.» جنگ علاوهبر کشتن آدمها، اقتصاد را هم تحتتأثیر قرار میدهد. کم نیستند کسانی که بعد از جنگ باید با وضعیت مالی جدید دستوپنجه نرم کنند.
سوگل دانائی
۲۶ خرداد ۱۴۰۴
تقویم دروغ میگوید
سوگل دانائی
۲۴ خرداد ۱۴۰۴
قصههای نیمهکاره در خاک و خون
اردیبهشت امسال، یک ماه قبل از اینکه بهجای پرنده، در آسمان پهپاد و موشک پرواز کند، «فاطمه نیازمند» با کلاس ششم خداحافظی کرد. با مانتویی سبز و مقنعه سفید پشت بادکنکهای سفید و صورتی ایستاد و جلوی دوربین لبخند زد. برای آینده خیالات زیادی داشت، مثل باقی کودکان یک روز خواب دکتر شدن میدید و یک روز دوست داشت معلم باشد. آخرین تصویر او در جشن فارغالتحصیلیاش حالا در گروههای تلگرامی دستبهدست میشود. نه دکتر شد و نه معلم. او یکی از ۲۰ کودکی است که در شهرک شهید چمران در خیابان نوبنیاد تهران کشته شد.
سوگل دانائی
۲۰ خرداد ۱۴۰۴
فقرا بالقوه مجرم نیستند
چاقو به دست دارند، صورتشان زخمی است و برای «ناموس» هر کاری میکنند. الفاظ رکیک به زبان میآورند و لباسهای گشاد میپوشند و لحنشان عصبانی است. این تصویر در ماههای اخیر بارها و بارها در سریالهای شبکه نمایش خانگی، فضای مجازی و… تکرار شده است. تصاویری که دهکهای پایین اقتصادی، ساکنان نواحی حواشی و … را بزهکار میداند. بعد از انتشار هر خبر قتل یا خشونتی این تصاویر بازنمایی میشوند. از نگاه «سمیه توحیدلو»، جامعهشناس اقتصادی، سرمایه اقتصادی میتواند عامل بسیاری از بزهها نباشد و آن چیزی که باید ردپایش را در جرایم پیدا کرد، سرمایه فرهنگی است. از نگاه «پیر بوردیو»، سرمایه اشکال مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها سرمایه فرهنگی است؛ سرمایهای که به سه شکل تجسمیافته، عینیشده و نهادینهشده است. از نگاه او سرمایه فرهنگی به آن فوریتی که سرمایه اقتصادی بهدست میآید، نیست و ارزش آن بسته به میدانی که در آن عمل میکند، قابلتغییر است. جامعهشناسان میگویند مقولههایی مانند آموزش هم میتواند در این سرمایه فرهنگی مؤثر باشد. در این گفتوگو رابطه میان سرمایه فرهنگی، میزان تحصیلات و حتی سرمایه اقتصادی را با جرایمی مانند زنکشی جستوجو کردیم.
سوگل دانائی
۱۸ خرداد ۱۴۰۴
مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است
قتل الهه حسیننژاد، جامعه را در شوک فرو برده است. از یک طرف مسئله ناامنی و تردد زنان در سطح شهر مطرح شده است و از طرف دیگر مسئله سرقتهای مرگبار. قتل الهه و اعتراف متهم مبنیبر سرقت گوشی تلفن همراه او، آنهم درست چهار ماه بعد از سرقت مرگبار از امیرمحمد خالقی، یکبار دیگر اذهان عمومی را درگیر این پرسش کرده که آیا در سالهای اخیر جرایم خشنتر شده است؟ راه برونرفت از این وضعیت چیست؟ «سعیدمعیدفر»، جامعهشناس و مدرس بازنشسته دانشگاه، در گفتوگو با «پیام ما» از این میگوید که مجرم اصلی نظام ساختاری ناکارآمد و بهعبارتی بحران ارزشها و هنجارها و بحران اقتصادی است؛ «اینهاست که از هر کسی قربانی میسازد.»
سوگل دانائی
۹ خرداد ۱۴۰۴
بستن شریانهای تنفسی تهران یا مدرسهسازی در پارکها؟
بعد از حصارکشی در بوستانهای بزرگ تهران و پیشنهاد ساخت مسجد و مخزن آب و… حالا پیشنهاد ساخت مدرسه در بوستانهای کموسعتتر مطرح شده است. اسفند پارسال بود که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، از شهرداریها خواست به حل مشکل کمبود مدرسه کمک کنند. امسال در دیدار رئیسجمهوری با شهرداران کلانشهرها این حرفها تکرار شد و از نهضت مدرسهسازی صحبت به میان آمد. چند روز بعد از این دیدار «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، خبر همکاری دولت و شهرداری تهران برای ساخت مدرسه را تأیید کرد. بهگفته او، لایحه احداث ۸۰ مجتمع آموزشی به شورای شهر تهران ارائه میشود. چند هفته گذشته جلسهای درباره تبادلنظر برای ساخت مجتمعهای آموزشی برگزار شد و در آن، حدود ۸۷ پلاک برای ساخت ۵۶ مدرسه در چند منطقه تهران پیشنهاد شد؛ پلاکهایی که با همگی آنها در جلسه استانداری موافقت شده است. یافتههای «پیام ما» نشان میدهد حدود ۶۶ درصد از این پلاکها براساس پهنهبندی طرح تفصیلی در پارکهای عمومی و پارکهای ویژه قرار دارند. هرچند که «ناصر امانی»، عضو شورای شهر تهران، هفته گذشته به شهرداری تهران برای احداث این مدارس در پارکها تذکر داد، اما «مجید پارسا»، مدیرکل آموزش پرورش شهر تهران، ۶ خرداد تأکید کرد عملیات اجرایی ساخت این مدارس دو تا سه هفته دیگر آغاز میشود. در همین حال، یک پژوهشگر توسعه و محیطزیست در گفتوگو با «پیام ما» مدرسهسازی در پارکها را کاستن از فضای عمومی معنی میکند؛ آنهم در شهری که سرانه فضای سبز کم و جزیرههای گرمایی دارد.
سوگل دانائی
۶ خرداد ۱۴۰۴
آمار تکاندهنده مرگ و زندگی
۸۰ سال دیگر جمعیتمان نصف میشود. وزیر کشور مدتی پیش هشدار داد اگر روند کنونی کاهش جمعیت ادامه داشته باشد، تا سال ۱۴۸۰ جمعیت کشور نصف میشود، یعنی زیر ۵۰ میلیون نفر. زنگ خطر کاهش رشد جمعیت در کشور مدتهاست که به صدا درآمده. سال ۱۳۹۵ روند کاهش تولد در کشور آغاز شد. در سال ۱۳۹۵، یک میلیون و ۵۷۲ هزار و ۹۳۳ نفر در ایران متولد شدند، درحالیکه در سال ۱۳۹۴ تعداد ولادتها در کشور براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، یک میلیون و ۵۷۰ هزار و ۹۶ مورد بود. هرچند که نرخ رشد جمعیت در کشور فقط متأثر از نرخ تولد نیست و میتواند ناشی از مرگومیر و مهاجرت هم باشد، اما بهنظر میرسد تمایل به فرزندآوری در ایران به یک روند کاهشی تبدیل شده است. در این گزارش اعداد و ارقام کلیدی درباره جمعیت در ایران و جهان را مرور کردیم. در روزهای آینده قرار است ابعاد دیگری از کاهش جمعیت و دلایل آن را بررسی کنیم.
سوگل دانائی
۴ خرداد ۱۴۰۴
ترس از طالبان، خلبان را سوزاند
روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلولهباران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که میآمد، ۵۰ساله میشد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسانرضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفتهای خودش را در خانهاش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانهها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی میگویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگهای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».
