سوگل دانائی
خبرنگار شهری
سوگل دانائی
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
جدال بر سر هتلی روی گسل
در تلاقی خیابان ولنجک و بلوار دانشجوی تهران، پشت دیوارهایی که روی آن نوشتهاند: «هتل ویترین تاریخ و فرهنگ یک کشور است»، پروژهای قرار دارد که چند صباحی است، محل اختلاف فعالان حوزه شهری و شهرداری تهران است؛ پروژهای موسوم به هتل ولنجک. برج ۴۲طبقهای که از آن حرف میزنیم، به گواه فعالان حوزه شهری مشکلات متعددی دارد، یکی از مهمترین آنها احداث بنا در حریم گسلی شمال شهر تهران است. باوجود اعتراض فعالان حوزه شهری، دو روز پیش، «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، در نشست خبری خود اعلام کرد این هتل هیچ منع قانونیای ندارد و به تمام انتقادات پاسخهای کارشناسی داده شده است. بااینحال، معاون وزیر راهوشهرسازی در گفتوگو با «پیامما» تأکید دارد شهرداری مکلف به اجرای قانون است.
سوگل دانائی
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
جرایم رانندگی سودآور یا بازدارنده؟
نرخ جرایم رانندگی در نوروز امسال بیشتر شد. رئیس پلیس راهور فراجا در اسفند گذشته اعلام کرد در ایام نوروز تمام مبالغ جرایم رانندگی یکسوم بیشتر محاسبه میشود. هدف از افزایش نرخ جرایم، کاهش میزان مرگومیر جادهای و تخلفات است. اما آیا جرایم بازدارندگی لازم را دارد؟ محاسبات برخی از خبرگزاریها، مانند تسنیم، نشان میدهد نوروز امسال دو هزار و ۷۶۲ میلیارد تومان جریمه رانندگی صادر شده است، اما آیا این رقم، میزان تصادفات جادهای و مرگومیر را نیز کم کرده است؟ یک جامعهشناس حوزه بحران در گفتوگو با «پیام ما» تأکید دارد نمیتوان با یک عامل کنترل قانونی، شیوه و سبک رانندگی را تغییر داد.
سوگل دانائی
۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
زورگیری زنجیرهای
دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، تحصیل در سال ۱۴۰۴ را با «نگرانی» آغاز کردند. خبر خفتگیری و سرقت از یک دانشجو در ساعت ۲۱:۳۰ روز ۲۹ فروردین در ۵۰متری خوابگاه دانشگاه بهسرعت در گروهها و کانالهای تلگرامی دانشجوها پخش شد. خبر به گوش رسانهها هم رسید. رسانهها نوشتند یک دانشجوی دختر، در نزدیکی خوابگاه تلفن همراه خود را از دست داد و بر اثر ضرب و شتم سارقان دندانهایش شکست. دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی، آنها که در خوابگاه زندگی میکنند، اما روایتهای متعددی از ناامنیهای مشابه را در ذهنشان ثبت و ضبط کردند. اتفاق روز ۲۹ فروردین، خاطرات دانشجوها را تازه کرده است.
سوگل دانائی
۲۶ مهر ۱۴۰۲
چراغ خاموش شهرهای دوستدار کودک
فقط یکبار اجازه داشت که بدون همراهی مادر و پدر سوار تاکسی شود و در خیابان کناری خانهشان، با دوستانش آبمیوه بخورد. از میان تمام خاطرات کودکیاش، رهای ششساله را یادش مانده که عصرهای پنجشنبه با مادرش به پارک میرفته و از وسایل بازی، سرسره سوار میشده. یکی از همان روزها و در همان بالا و پایین رفتنها از سرسره بود که زمین خورد، دست راستش شکست و روزهای زیادی درد کشید. پارک رفتن تعطیل شد. خاطرهٔ شکستن دست، حالا رهای ۱۶ساله را حتی یک روز هم بهحال خود نمیگذارد. بهانهای شد برای همراهی پدر یا مادر در تمام گردش و تفریحهای دوستانه و تنها نبودنش: «سرسرهٔ استاندارد نبود.» در تمام ده سالی که از شکستن دست رها میگذشت، مادرش هر بار که به خاطرهٔ آن برمیخورد، همین جمله را میگوید؛ جملهای که مأمور پارک و پدرومادر باقی بچهها و حتی کارشناس شهرداری منطقه هم آن را تأیید کردند. کودکی رها در همان ششسالگی تمام شد، بعدتر که سروکلهٔ درس و مدرسه پیدا شد، دیگر دلیلی هم برای اصرار رها به پارک رفتن نماند. از شهر، رفتوآمد به مدرسه ماند و گهگاهی مهمانی رفتن با خانواده، آنهم با خودرو.
سوگل دانائی
۴ تیر ۱۴۰۲
آشنایی با سکونتگاههای باکیفیت دنیا
چرا «وین» زیستپذیرترین شهر دنیا شد؟
سوگل دانائی
۲ تیر ۱۴۰۲
هیچ سربازی معلم نشد
سرباز معلمهای سیستان و بلوچستانی در دومین سالگرد تصادف اتوبوس از سرنوشتشان میگویند
سوگل دانائی
۲۷ خرداد ۱۴۰۲
جعبه سیاه حادثۀ پله برقی مترو
«پیام ما» آخرین وضعیت پلهبرقیهای پایتخت را بررسی کرد
سوگل دانائی
۲۱ خرداد ۱۴۰۲
باغهای تهران فدای «خانههای ارزان»
زاکانی تمام قد از تغییر کاربری باغها دفاع کرد
