بایگانی مطالب نشریه
هزارتوی وضعیت حجاب در ایران
مرکز پژوهشهای مجلس: تنها 40 درصد مردم موافق مداخله دولت در موضوع حجاب با محوریت گشت ارشاد هستند
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی از وضعیت حجاب در ایران نشان میدهد بیش از 60 درصد زنان جامعه در گروه بدحجاب (با تعریف شرعی) قرار میگیرند.
دولتهای مختلف برای ترویج حجاب در کشورمان برنامههای مختلفی در پیش گرفتند. از برخورد سلبی که هنوز هم ادامه دارد گرفته تا سیاستهای ترویجی. با این حال گزارش اخیر مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد این برنامهها نه تنها نتیجه مثبت نداشتهاند که در برخی موارد اوضاع را بدتر کردهاند. مروری بر آمارهای ارائه شده از سوی این مرکز گواهی بر این مدعاست.
افت ارزشمندی حجاب
اگر در سال 65، 86.2 درصد از مردم حجاب را یک ارزش و بیحجابی را ناپسند میدانستند، در سال 71 تنها 41.5 درصد مردم این اعتقاد را داشتند. بدین ترتیب ارزشمندی حجاب در شش سال 50 درصد کاهش داشته. همچنین براساس نتایج پژوهشی که در سال 90 منتشر شده، 46.7 از زنان تهرانی مانتو و شال را به چادر ترجیح میدهند و درصد انتخابکنندگان چادر، 44.4 است که این امر به اعتقاد مرکز پژوهشها نشاندهنده ارزشمندتر شدن پوششی غیر از پوشش ترویج شده از سوی دولت در جامعه است. البته در این گزارش تاکید شده که بخش قابل توجهی از مردم (حدود 85 درصد) همچنان حجاب را جزو ضرورتها میدانند و به بیحجابی معتقد نیستند.
غلبه حجاب عرفی بر شرعی
نویسندگان این گزارش دو تعریف از حجاب ارائه کردهاند. تعریف اول حجاب شرعی است که آن را معلوم نبودن موی زنان تعریف میکند. حجاب عرفی هم به معنای معتقد نبودن به تعریف اول و استفاده از مانتوی کوتاه و شال است. بر اساس این تعاریف، مرکز پژوهشها گزارش داده که 64.8 درصد از زنان ایرانی در گروه بدحجاب قرار میگیرند. 11 درصد این گروه (حدود هفت درصد زنان ایرانی) در دسته بدحجابان هنجارشکن قرار دارند. همچنین نتایج تحقیق مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در سال 93 نشان میدهد تنها 35.1 درصد از زنان پوشش چادر و یا مانتو و مقنعه را که مورد تایید نهادهای دولتی است، انتخاب میکنند. مرکز پژوهشها گزارش داده که 33.6 درصد از زنان، پوشش رایج جامعه را مانتوی کوتاه با شال و روسری میدانند و تنها 5.4 درصد چادر و یا مانتو با مقنعه را به عنوان پوشش رایج تلقی میکنند.
آمارهای بالا نشان میدهد جامعه به سمت حجابی که در چهار دهه گذشته مدنظر دولتهای مختلف بوده حرکت نکرده که حکایت از ناکامی نسبی سیاستهای حوزه حجاب در ایران دارد. یکی از این سیاستها برخورد سلبی با بدحجابان بوده که مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش خود روی آن دست گذاشته است.
تجربه ناموفق گشت ارشاد
در حالی که بهمن سال گذشته مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری گزارش داد که تعداد مخالفان با دخالت قهری دولت در بحث حجاب از سال 85 تا 93، 15 درصد افزایش داشته، مرکز پژوهشها هم به این موضوع اشاره کرده و نوشته «تعداد افرادی که قائل به شخصی بودن حجاب و عدم دخالت حکومت هستند روند افزایشی و کسانی که قائل به برخورد حکومت با بدحجابی بودهاند روند کاهشی دارد.» در این گزارش به نتایج یک تحقیق اشاره شده که در آن تنها 44.73 درصد مردم به لزوم اجبار اجتماعی برای حجاب اعتقاد داشتند. مرکز پژوهشها به تحقیق سازمان ملی جوانان در سال 88 اشاره کرده که براساس نتایج آن، 51.2 درصد مردم اعتقاد به فردی بودن حجاب داشتند. همچنین نتایج وضعیتسنجی پوشش و آرایش ایرانیان نشان میدهد که 79.2 درصد از جامعه زنان بدحجاب و 20.8 درصد از جامعه زنان با حجاب با مداخله دولت در بحث حجاب با محوریت گشت ارشاد مخالف هستند. مرکز پژوهشها در این بخش نتیجه گرفته که تنها 40 درصد مردم با گشت ارشاد موافق هستند.
***
نتایج تحقیقات مختلف که در گزارش مرکز پژوهشها آمده نشان میدهد هرچه میزان تحصیلات زنان بیشتر شود، پوشش آنها به سمت کمحجابی میل میکند. برخلاف انتظار تاهل هم تاثیر زیادی بر محجبه شدن زنان ندارد و صرفا 10 درصد زنان پس از ازدواج به چادر و یا مانتو و مقنعه روی میآورند. در همین حال نوع پوشش در کلانشهرها و شهرهای کوچک چندان تفاوتی ندارد و حتی در شهرهای زیر 20 هزار نفر، بدحجابی بیشتر است. براساس گزارش یاد شده، سه شغلی که زنان در آن کمترین بدحجابی را داشتهاند بهترتیب، معلمی، نیروهای مسلح و استادان دانشگاه و پژوهشگران هستند و بالاترین میزان بدحجابی به محصلها، کارمندان متخصص بخش خصوصی، فعالان رسانهای و بیکارها اختصاص دارد.
افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی
مرکز پژوهشهای مجلس آینده اقتصاد ایران را پیشبینی کرد
افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی
اقتصاد ایران در حالی شرایط سختی را تجربه میکند که پیشبینیها از افزایش نرخ تورم و کاهش رشد اقتصادی حکایت دارد.
التهاب. این خلاصهترین توصیف از وضعیت اخیر اقتصاد در ایران است. التهابی که از دی سال گذشته آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. مجموعه این التهابات در کنار تشدید فشار آمریکا بر ایران، دورنمای خوبی از اقتصاد ایران را در اذهان متصور نمیکند. مرکز پژوهشهای مجلس هم اخیرا با مرور تحولات اقتصادی رخ داده، نسبت به سختتر شدن اوضاع در صورت رخ ندادن اقدامات کافی هشدار داده است.
عوامل التهاب
مرکز پژوهشها هشت عامل را در بروز التهابات اخیر دخیل میداند. در دسته عوامل زمینهای حجم بالای نقدینگی، نرخ سود بانکی، وابستگی به نفت، فساد و تنزل سرمایه اجتماعی عنوان شدهاند. شوک خروج آمریکا از برجام عامل دوم معرفی شده. نوسانات بازارهای طلا (رشد 80.5 درصدی نرخ سکه از خرداد 96 تا خرداد 97)، ارز (رشد 82 درصدی نرخ یورو در بازه زمانی گفته شده)، خودرو، مسکن (رشد 45.8 درصدی قیمتها در ماههای پایانی سال گذشته و ابتدای امسال) و بورس عوامل سوم تا هفتم التهاب اقتصاد ایران عنوان شدند. افزایش نرخ تورم هم عامل هشتم التهاب از دید بازوی پژوهشی مجلس است.مرکز پژوهشها مینویسد بهازای افزایش 10 درصدی نرخ ارز، تورم حدود یک درصد افزایش مییابد. نرخ تورم نقطه به نقطه که در فروردین 7.9 درصد بوده، در خرداد به 13.7 درصد افزایش داشته. این اتفاق موجب فشار به اقشار ضعیف جامعه شده است. مرکز پژوهشها مینویسد که نگاهی به زیرشاخصهای شاخص قیمت تولیدکننده و مصرفکننده، نشان از روند فزآینده تورم برای برخی گروههای کالایی در آینده نزدیک دارد.
آینده اقتصاد ایران
به اعتقاد مرکز پژوهشها، تحولات اخیر از دو کانال میتوانند بر اقتصاد ایران تاثیر بگذارند. اول از کانال بحران ارز و دوم از کانال تحریمها.
بحران ارز میتواند بر عملکرد بانکها تاثیرگذار باشد. هنگامی که ارزش پول ملی کشور با بحران ارزی مواجه شده، سقوط مییابد، ارزش ارزی بدهیهای بانکها بهشدت افزایش خواهد یافت.درنتیجه، بسیاری از بانکها در آستانه ورشکستگی قرار میگیرند. این بحران همچنین میتواند منجر به کاهش خرید دولت و کسری بوجه شود. در شرایط کسری بودجه، دولت مجبور میشود از بانک مرکزی درخواست کند دست به خریداری اوراق قرضه دولتی بزند. در این حالت عملاً عرضه پول به میزان وام دریافتی دولت افزایش مییابد و خود باعث ایجاد فشارهای تورمی میشود. در همین حال کاهش ناگهانی ارزش پول میتواند قدرت خرید پول داخلی را کاهش دهد و به صنایعی که برای تولیدات خود
به مواد اولیه و کالاهای واسطهای وابستهاند صدمه بزند و از این طریق رشد اقتصادی را کاهش دهد. کاهش اعتماد عمومی به توانایی دولت در اداره اقتصاد و کاهش درآمد ملی ناشی از اثر بحران ارز بر روی تجارت از دیگر نتایج بروز بحران ارز در کشور است.
تاثیر تحریمها
آمریکا قصد دارد با تحریمهای گسترده، ایران را از نظر اقتصادی تحت فشار بگذارد. آنطور که مرکز پژوهشها گزارش داده، در صورت کاهش 500 هزار بشکهای نفت از فصل سوم سال جاری، رشد اقتصادی سال 1397 0.5 درصد و در صورت اجرای سناریوی کاهش یک میلیون بشکهای صادرات نفت این رقم به منفی دو درصد خواهد رسید. ساخت تجهیزات حملونقل، ساخت وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیم تریلر، ساخت مواد و محصولات شیمیایی، ساخت محصولات از لاستیک و پلاستیک و ساخت منسوجات بیشترین تاثیر را از تحریمهای آمریکا میپذیرند.
چه باید کرد؟
مرکز پژوهشها برای گذر از وضعیت فعلی و روزهای سخت آینده پیشنهاد داده که اول سرعت عمل و البته دقت در تصمیمگیری، دوم هماهنگی سیاستهای بخشهای مختلف، سوم در نظر گرفتن ابعاد و پیامدهای جانبی تصمیمات و چهارم گفتوگو با مردم و در نظر گرفتن افکار عمومی در اتخاذ تصمیمات در نظر گرفته شود. برای عمل به این پیشنهادات «استفاده حداکثری از تمام نیروهای کارشناسی، اجرایی و هماهنگی میان دستگاهها و قوای کشور اجتنابنا پذیر است.»
سختگیری در مصارف ارزی
مرکز پژوهشها مینویسد که ضرورت ایجاب میکند در استفاده از درآمدها و ذخایر ارزی کشور بسیار سختگیرانه عمل شود. بهطور مشخص تخصیص ارز 4200 تومانی در شرایطی که نرخ آن در بازار آزاد نزدیک به دو برابر قیمت است و بسیاری از قیمتهای کالاها براساس آن تعدیل شده است، تنها
به هدر رفت منابع ارزی کشور منجر میشود، چرا که به واسطه رانت موجود، تقاضای واردات تشدید خواهد شد. بر این اساس دولت باید اولاً منابع و مصارف ارزی کشور تا پایان سال را برآورد کند. ثانیاً با
اولویت بندی کالاها و خدمات، یارانه ارزی فقط برای کالاها و خدمات اساسی که امکان رصد قیمت آنها وجود دارد اختصاص یابد. به اعتقاد کارشناسان مرکز پژوهشها بازار دوم ارز اگرچه قدمی رو به جلو است، اما فروش 80 درصد از ارز صادرات کشور به نرخ 4200 تومان کماکان منشأ فساد است. لذا برای جلوگیری از فساد و هدر رفت منابع کشور ضروری است بازار دوم تا جایی که امکان دارد بزرگتر شده و ارز بیشتری در آن براساس نرخ توافقی عرضه شود.
مدیریت نقدینگی
در این گزارش تاکید شده که یکی از دغدغههای مهم، ورود بخشی از نقدینگی به بازارهای داراییها و یا کالاهاست که در این صورت شاهد افزایش شدید قیمتها در داراییها و کالاها خواهیم بود. در این شرایط تأسیس شورای هماهنگی ثبات مالی کشور به ایجاد هماهنگی در تعیین نرخ سود داراییهای منتشره در بازارهای پول، سرمایه و بیمه کمک خواهد کرد که برای مدیریت نقدینگی درحال حاضر بسیار ضروری است.
رسانه و الگو سازی مصرف
رئوف پیشدار
نقش رسانه در ساخت و معرفی الگوهای مصرف امری کاملا شناخته شده و مورد اتفاق نظر اهل فن است. تذکر این نکته در ابتدای بحث کاملا لازم میآید که قدرت رسانه برخلاف برخی باورها در همه حال محدود است. رسانه هم زمانی قادر به انجام ماموریتهای خود است که بستر و یا بسترهای لازم فراهم آورده شده باشد. در میان رسانهها، رسانههای دیداری مانند تلویزیون و سینما و فرآوردهای بصری دیگر ، به جهت جامعه شناختی آنها، تاثیر بسیار بیشتری برمخاطبان دارند. این نقش و سهم را رسانههای دیداری از جمله با برانگیختن تمامی حواس مخاطبان که از ویژگیهای این نوع رسانههاست، ایفا میکنند که در رسانههای دیگر محدود و از همین نظر است که اتفاق نظر داریم الگوهای معرفی شده از طریق رسانههای دیداری نقش و سهم بیشتر و عمیق تری در تغییر باور و نهایتا تغییر رفتار مخاطب دارند. در شکل گیری الگوی مصرف پایگاههایی که افراد در آنها قرار دارند و یا میگیرند، مانند پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سهم خود را دارند، ولی سهم فرهنگ بیشتر از دیگر پایگاههاست و از همین روست که رسانه با ماهیت فرهنگی میتواند نقشی در خور در ساخت و اصلاح الگو بخصوص در بلند مدت ایفا کند. این نقش در حوزه فرهنگ، با ورود دیگر نهادهای ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی مانند مساجد، ائمه جماعات و نهادهای مرجع حوزه و سهم گیری آنها تکمیل میشود. اصلاح الگوی مصرف علاوه بر جنبههای فردی آن، برای آنکه در جامعه به امری نهادینه مبدل گردد، نیاز به یک عزم ملی در ابعاد مختلف و بخصوص فرهنگی دارد. اسلام به عنوان زیربنای فکری جامعه و منبع و منشا تعالیم رفتاری ما، در همه زمینهها و از جمله در باب مصرف امر به اعتدال دارد. این امر مغایر با خوب خوردن، خوب پوشیدن و خلاصه داشتن یک زندگی کیفی که همهی نیازهای ما را آنهم به بهترین شکل برآورده کند، نیست، اما آنچه مذموم و نکوهیده است، اسراف و تجمل گرایی در امور است، که غایت هدف اصلاح الگوی مصرف نیز پرهیز دادن این امر، یعنی خودداری از اسراف است. در تلقیهای ما در مصرف متاسفانه بسیاری از ارزشها و ضد ارزشها جای خود را به هم دادهاند و برهمین اساس رفتارهایی شکل گرفته که تاملی حتی اندک در آنها نشان میدهد که نه با فرهنگ مذهبی ما سازگاری دارند که در آن ازجمله “بخورید ، بیاشامید ولی اسراف نکنید ” مانفیست شمرده میشود و نه مطابقتی با فرهنگ ملی دارند که انبوهی از مثلها و متلها، سخنان و پندهای حکیمانه در مذمت اسراف و مصرف گرایی درآن وجود دارد و از میراث فرهنگی ما محسوب میشود. اصلاح وضعیت مصرف در کشور بدیهی است که مثل هر امر فرهنگی دیگر نیاز به کاری طولانی و مهندسی دقیق و ظریف در حوزه خود دارد و مبرهن است که نمیتوان و نباید انتظار دریافت پاسخ مناسب و لازم و نهادینه شده را در یک دوره کوتاه مدت داشت. آنچه مهم است این است که مساله اصلاح الگوی مصرف به عنوان یک ضرورت قطعی و حیاتی باید در همه اذهان جای بگیرد و به موازات آن ، نهادهای الگو ساز بخصوص رسانهها و نهادهای آموزشی و علمی و تحقیقی به ساخت و معرفی الگوهای مناسب بپردازند. اصلاح الگوی مصرف به عنوان یک نیاز ملی باید در همهی ابعاد و زمینهها تبدیل به یک باور نهادینه شود و نمیتوان آنرا محدود به این دسته و یا آن دسته و یا این بخش و یا آن بخش کرد. کشور برای این مهم نیازمند برنامهریزی دقیق و جامع و پاسخگو است و این مهم تنها با مشارکت دادن همه نیروهای دلسوز و نهادهای ذیربط و از درون تیمهای حرفهای بیرون میآید.
* روزنامه نگار و استاد دانشگاه
زندان عاشقان
مردم سالاری نوشت:«حبس 3550 مرد ایرانی به دلیل مهریه» طنزیماتچی که در میدان خبر حاضر بود، به نظرسنجی تغاری پرداخت. یکی از حاضران در میدان النگوهای خود را روی مچ جا به جا کرد و گفت:«این روزنامه مردم سالاری، باید اسم خود را به «مرد سالاری» تغییر دهد. زیرا با این تیتر خواسته زنان را موجوداتی بی عاطفه معرفی کند که شوهران خود را به خاطر چند تا سکه به زندان می اندازند.» فرد دیگری انگشتر طلایش را دور انگشتش گرداند و به فرد النگو به دست گفت:«البته گفته باشم، چند تا سکه هم الآن کم مبلغی نیست ها! قیمتش شده سوار آسانسور و داره روز به روز بالاتره می ره! گفته باشم ها!» فرد النگو به دست چشمکی زد و گفت:«اون که آره! اما باید با ملاطفت بیشتری برخورد کرد. زندان چاره کار نیست. باید مذاکره کرد. توافق!» یکی از حامیان حقوق مردان طی نامه ای به دادگاه های خانواده و این چیزها خواستار وحدت رویه قاضیان و صدور احکام جدید برای مردانی شد که در دوران جوانی با چشم و گوش بسته 2 هزار سکه را مهریه همسرشان کرده اند. وی افزود:«آخر ببینید سکه تابع بازار است. مدت زمان زندان نیز تابع مقدار بدهی شوهر! فرض کنید شوهر با سکه 1 میلیون تومانی زندان افتاده باشد. مدت زندان به فرض محال 4 سال باشد. حال که سکه نزدیک 4 میلیون تومان است. آیا فرد باید 16 سال در زندان بماند. یا همان 4 سال او را سر عقل می آورد؟» یک روان شناس با تأکید بر این که عقل، تابع محیط و ژنتیک است، گفت:«در این که محیط زندان فرد را سر عقل بیاورد، نظرات متفاوتی وجود دارد. اما در این که ژنتیک…» طنزیماتچی وسط حرف روانشناس پرید و گفت:«ژنتیک را ولش کن! ممکن است به خانواده افراد بربخورد. این قضیه را کلّاً بی خیال شوید و بفرمایید که از علم روانشناسی هم حذفش کنند. یک تعریف بومی از روانشناسی ارائه دهید که در آن عقل تابع ژنتیک نباشد.»
در پایان، این گزارش نیز مانند همه گزارش های طنزیماتچی بی سر و ته و بی نتیجه پایان یافت. منابع خبری موثق همچنان از بالا رفتن ثانیه ای سکه و زندان افتادن جوانان عاشق خبر می دهند. البته روانشناسان هنوز روانی بودن قیمت سکه و ارز را تأیید نکرده اند. آگاهان سیاسی برای روانشناسان، ضرب العجل یک ماهه تعیین کرده اند که گرانی سکه را در سرفصل های علمی خود قرار دهند و آن را به عنوان یک نظریه در جهان دانش مطرح نمایند. روانشناسان یک صدا گفته اند:«می نماییم!»
افزایش حاشیهنشینی با شیب تند
جمعیت حاشیهنشینان در ایران با رشد 12 میلیون نفری نسبت به سال 87، به 19 میلیون رسیده است
جمعیت حاشیهنشین ایران در 10 سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.
اسفند سال 1387 بود که مجید روستا مدیر کل دبیر خانه ستاد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی کشور از زندگی هفت میلیون ایرانی در حاشیه شهرها خبر داد. اخیرا اما فرید براتی سده، معاون پیشگیری و درمان مرکز درمان سازمان بهزیستی کشور از وجود ۱۹ میلیون جمعیت حاشیه نشین و حدود ۳۰۰۰ منطقه حاشیهای در کشور خبر داده است. البته در یک سال گذشته هم آمارهای تقریبا مشابهی از سوی عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در خصوص حاشیهنشینی و بدمسکنی ارائه شده بود.
افزایش 12 میلیونی جمعیت حاشیهنشینان در ایران در حالی رخ داده که برخی کارشناسان در سال 87 هشدار داده بودند که «به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی و خشکسالی، تعداد حاشیه نشینان در حال افزایش است و این نگرانی وجود دارد که آمار این افراد در مدتی کوتاه دو برابر شود.» حالا نه تنها این حرف به واقعیت تبدیل شده که جمعیت کسانی که در حاشیه شهرها زندگی میکنند نسبت به سال 87، از دو برابر هم بیشتر شده است.
روند حاشیهنشینی در ایران
اگرچه گزارش رسمی و دقیقی از حاشیهنشینی در ایران وجود ندارد اما گفته میشود آغاز حاشیهنشینی در ایران به سال 1342 و اصلاحات ارضی برمیگردد. با توسعه شهرها، مهاجرت روستاییان به شهرها افزایش یافت. فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیای انسانی در سال 89 به یک بررسی گسترده که سال ۱۳۵۱ در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت اشاره کرد که براساس آن مشخص شد ۹۱ درصد از سرپرستان خانوادههای حاشیهنشین در تهران روستایی بودهاند که از این تعداد ۷۲درصد آنان قبلاً دهقان محسوب میشدند و ۵۹درصد خرده مالک بودند. از آنجا که در فاصله سالهای 1355 تا 1390، رشد جمعیت شهری ایران به بیش از پنج برابر رسید، حاشیهنشینی هم افزایش چشمگیری داشت. در سال 84 جمعیت جاشیهنشین ایران چهار و نیم میلیون نفر اعلام شد. براساس پژوهشی که سال 88 در فصلنامه مطالعات مدیریت شهری انتشار یافت، جمعیت حاشیهنشین در ایران هشت میلیون نفر برآورد شد.
دلایل افزایش
بهرام پارسایی، سخنگوی فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی معتقد است که «سوءمدیریتهایی که طی چندین سال گذشته در رابطه با مدیریت منابع آب صورت گرفت و مواجه شدن کشاورزان و روستاییان با بحران خشکسالی، افت تولید محصولات کشاورزی را به دنبال داشت و همین عامل موجب شده روستاییان و ساکنان مناطق محروم به سمت کلانشهرها مهاجرت کنند.» بسیاری از کارشناسان هم معتقدند که تا زمانی که توزیع ثروت و امکانات در مناطق مختلف روستایی و شهری عادلانه نیست و برنامهای برای کاهش فاصله طبقاتی وجود ندارد، باید همچنان منتظر افزایش حاشیه نشینی بود. به عقیده این گروه از کارشناسان، برای رفع بحران حاشیه نشینی باید ساختار اقتصادی ایران اصلاح شود و وضعیت زندگی شهروندان بهبود یابد و گرنه دولت باید خود را برای مقابله با عوارض اجتماعی و امنیتی حاشیه نشینی آماده کند.
تهران و مشهد در صدر
براساس آمارهای اعلام شده از سوی مسوولان مختلف، تهران با اختلاف در صدر جدول جمعیت حاشیهنشینان قرار دارد. شورای دوره چهارم تهران جمعیت حاشیهنشین پایتخت را نزدیک به پنج میلیون نفر برآورد کرده بود. در مشهد هم تخمین زده میشود که حدود دو میلیون نفر در حاشیه شهر زندگی کنند. کرج با یک میلیون و اهواز با و 500 هزار حاشیهنشین در ردههای بعدی قرار دارند.
***
رشد جمعیت حاشیهنشینان تا 2050
سید محسن طباطبایی مزدآبادی، دبیرکل انجمن علمی اقتصاد شهری ایران اخیرا در نشست تخصصی رسانه و اقتصاد مقاومتی با عنوان ستاد مردمی اقتصاد و رسانه گفته تمامی پیش بینی ها حاکی از افزایش جمعیت شهرنشین در آینده است و برنامه ریزان و تصمیم سازان شهری باید خود را مهیای این مهم کنند که در آینده نزدیک با شهرهای متراکم تر و پرجمعیت تری رو به رو خواهد شد. به گزارش مهر او اضافه کرده که از طرفی دیگر سازمان ملل از گسترش دو برابری آلونک نشینی و حاشیه نشینی در شهرها تا سال ۲۰۵۰ خبر می دهد و این امر اهمیت این موضوع را دو چندان می کند چرا که برنامه ریزی شهری آینده باید صدای تمامی اقشار شهر نشین را بشنود.
آغاز جنگ با آمریکا و پایان آن با ما است
سردار سلیمانی خطاب به ترامپ:
آغاز جنگ با آمریکا و پایان آن با ما است
فرمانده سپاه قدس به اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا واکنش نشان داد. به گزارش ایلنا، سردار قاسم سلیمانی در مراسم تجلیل از شهدای عملیات رمضان با بیان اینکه «رییسجمهور آمریکا در جواب رییسجمهور ما مطالب سخیفی در توییتر خود نوشت» گفت که آقای ترامپ، شان رییسجمهور ما نیست که جواب تو را بدهد. من به عنوان یک سرباز جواب تو را میدهم. او گفت که تو ما را تهدید میکنی به این که اقدامی انجام میدهی که در دنیا سابقه ندارد. این ادبیات کاباره است. با ادبیات کابارهچی با دنیا حرف میزنید. فرمانده سپاه قدس اضافه کرد که ترامپ قمار باز! من خودم به تنهایی در مقابلت میایستم. ما ملت، حوادث سختی را پشت سر گذاشتهایم، جنگ را شما شروع میکنید اما ما به پایان میرسانیم، بروید از پیشینیان خود بپرسید. پس ما را تهدید به کشتن نکنید. ما آماده هستیم در مقابلت بایستیم. دریای سرخ که امن بود، امروز دیگر برای حضور آمریکاییها امن نیست. نیروی قدس حریف نظامیان آمریکایی است. سردار سلیمانی تصریح کرد که در گذشته آمریکا ابهتی داشت اما امروز زبالههای ایران یعنی منافقین را دور خود جمع کردهاید تا چه چیزی را ثابت کنید؟ قدرت و توان ما را میدانید. پس چگونه است نمیتوانید در مقابل ما و اعتقادات ما بایستید؟ وی با بیان اینکه شهادت به معنی هلاکت و خسارت نیست، اظهار کرد که شهادت به معنی جاوید شدن در محضر خداست. سردار سلیمانی همچنین گفت که آقای ترامپ، شما چه میتوانستید بکنید که در طول این ۲۰ سال نکردید، از هیچ جنایتی فروگذار نکردید. عروسیها را به خاک و خون کشیدید. شما بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ با ۱۱۰ هزار سرباز چه غلطی کردید؟ امروز دارید برای گفتوگو پیش طالبان التماس میکنید. یادتان رفته برای سربازانتان پوشک بزرگسال تهیه میکردید و امروز آمدید ما را تهدید میکنید؟
آغاز جنگ با آمریکا و پایان آن با ما است
سردار سلیمانی خطاب به ترامپ:
آغاز جنگ با آمریکا و پایان آن با ما است
فرمانده سپاه قدس به اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا واکنش نشان داد. به گزارش ایلنا، سردار قاسم سلیمانی در مراسم تجلیل از شهدای عملیات رمضان با بیان اینکه «رییسجمهور آمریکا در جواب رییسجمهور ما مطالب سخیفی در توییتر خود نوشت» گفت که آقای ترامپ، شان رییسجمهور ما نیست که جواب تو را بدهد. من به عنوان یک سرباز جواب تو را میدهم. او گفت که تو ما را تهدید میکنی به این که اقدامی انجام میدهی که در دنیا سابقه ندارد. این ادبیات کاباره است. با ادبیات کابارهچی با دنیا حرف میزنید. فرمانده سپاه قدس اضافه کرد که ترامپ قمار باز! من خودم به تنهایی در مقابلت میایستم. ما ملت، حوادث سختی را پشت سر گذاشتهایم، جنگ را شما شروع میکنید اما ما به پایان میرسانیم، بروید از پیشینیان خود بپرسید. پس ما را تهدید به کشتن نکنید. ما آماده هستیم در مقابلت بایستیم. دریای سرخ که امن بود، امروز دیگر برای حضور آمریکاییها امن نیست. نیروی قدس حریف نظامیان آمریکایی است. سردار سلیمانی تصریح کرد که در گذشته آمریکا ابهتی داشت اما امروز زبالههای ایران یعنی منافقین را دور خود جمع کردهاید تا چه چیزی را ثابت کنید؟ قدرت و توان ما را میدانید. پس چگونه است نمیتوانید در مقابل ما و اعتقادات ما بایستید؟ وی با بیان اینکه شهادت به معنی هلاکت و خسارت نیست، اظهار کرد که شهادت به معنی جاوید شدن در محضر خداست. سردار سلیمانی همچنین گفت که آقای ترامپ، شما چه میتوانستید بکنید که در طول این ۲۰ سال نکردید، از هیچ جنایتی فروگذار نکردید. عروسیها را به خاک و خون کشیدید. شما بعد از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ با ۱۱۰ هزار سرباز چه غلطی کردید؟ امروز دارید برای گفتوگو پیش طالبان التماس میکنید. یادتان رفته برای سربازانتان پوشک بزرگسال تهیه میکردید و امروز آمدید ما را تهدید میکنید؟
افزایش حاشیهنشینی با شیب تند
جمعیت حاشیهنشینان در ایران با رشد 12 میلیون نفری نسبت به سال 87، به 19 میلیون رسیده است
جمعیت حاشیهنشین ایران در 10 سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.
اسفند سال 1387 بود که مجید روستا مدیر کل دبیر خانه ستاد ملی توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی کشور از زندگی هفت میلیون ایرانی در حاشیه شهرها خبر داد. اخیرا اما فرید براتی سده، معاون پیشگیری و درمان مرکز درمان سازمان بهزیستی کشور از وجود ۱۹ میلیون جمعیت حاشیه نشین و حدود ۳۰۰۰ منطقه حاشیهای در کشور خبر داده است. البته در یک سال گذشته هم آمارهای تقریبا مشابهی از سوی عباس آخوندی، وزیر راه و شهرسازی در خصوص حاشیهنشینی و بدمسکنی ارائه شده بود.
افزایش 12 میلیونی جمعیت حاشیهنشینان در ایران در حالی رخ داده که برخی کارشناسان در سال 87 هشدار داده بودند که «به دلیل افزایش مشکلات اقتصادی و خشکسالی، تعداد حاشیه نشینان در حال افزایش است و این نگرانی وجود دارد که آمار این افراد در مدتی کوتاه دو برابر شود.» حالا نه تنها این حرف به واقعیت تبدیل شده که جمعیت کسانی که در حاشیه شهرها زندگی میکنند نسبت به سال 87، از دو برابر هم بیشتر شده است.
روند حاشیهنشینی در ایران
اگرچه گزارش رسمی و دقیقی از حاشیهنشینی در ایران وجود ندارد اما گفته میشود آغاز حاشیهنشینی در ایران به سال 1342 و اصلاحات ارضی برمیگردد. با توسعه شهرها، مهاجرت روستاییان به شهرها افزایش یافت. فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیای انسانی در سال 89 به یک بررسی گسترده که سال ۱۳۵۱ در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت اشاره کرد که براساس آن مشخص شد ۹۱ درصد از سرپرستان خانوادههای حاشیهنشین در تهران روستایی بودهاند که از این تعداد ۷۲درصد آنان قبلاً دهقان محسوب میشدند و ۵۹درصد خرده مالک بودند. از آنجا که در فاصله سالهای 1355 تا 1390، رشد جمعیت شهری ایران به بیش از پنج برابر رسید، حاشیهنشینی هم افزایش چشمگیری داشت. در سال 84 جمعیت جاشیهنشین ایران چهار و نیم میلیون نفر اعلام شد. براساس پژوهشی که سال 88 در فصلنامه مطالعات مدیریت شهری انتشار یافت، جمعیت حاشیهنشین در ایران هشت میلیون نفر برآورد شد.
دلایل افزایش
بهرام پارسایی، سخنگوی فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی معتقد است که «سوءمدیریتهایی که طی چندین سال گذشته در رابطه با مدیریت منابع آب صورت گرفت و مواجه شدن کشاورزان و روستاییان با بحران خشکسالی، افت تولید محصولات کشاورزی را به دنبال داشت و همین عامل موجب شده روستاییان و ساکنان مناطق محروم به سمت کلانشهرها مهاجرت کنند.» بسیاری از کارشناسان هم معتقدند که تا زمانی که توزیع ثروت و امکانات در مناطق مختلف روستایی و شهری عادلانه نیست و برنامهای برای کاهش فاصله طبقاتی وجود ندارد، باید همچنان منتظر افزایش حاشیه نشینی بود. به عقیده این گروه از کارشناسان، برای رفع بحران حاشیه نشینی باید ساختار اقتصادی ایران اصلاح شود و وضعیت زندگی شهروندان بهبود یابد و گرنه دولت باید خود را برای مقابله با عوارض اجتماعی و امنیتی حاشیه نشینی آماده کند.
تهران و مشهد در صدر
براساس آمارهای اعلام شده از سوی مسوولان مختلف، تهران با اختلاف در صدر جدول جمعیت حاشیهنشینان قرار دارد. شورای دوره چهارم تهران جمعیت حاشیهنشین پایتخت را نزدیک به پنج میلیون نفر برآورد کرده بود. در مشهد هم تخمین زده میشود که حدود دو میلیون نفر در حاشیه شهر زندگی کنند. کرج با یک میلیون و اهواز با و 500 هزار حاشیهنشین در ردههای بعدی قرار دارند.
***
رشد جمعیت حاشیهنشینان تا 2050
سید محسن طباطبایی مزدآبادی، دبیرکل انجمن علمی اقتصاد شهری ایران اخیرا در نشست تخصصی رسانه و اقتصاد مقاومتی با عنوان ستاد مردمی اقتصاد و رسانه گفته تمامی پیش بینی ها حاکی از افزایش جمعیت شهرنشین در آینده است و برنامه ریزان و تصمیم سازان شهری باید خود را مهیای این مهم کنند که در آینده نزدیک با شهرهای متراکم تر و پرجمعیت تری رو به رو خواهد شد. به گزارش مهر او اضافه کرده که از طرفی دیگر سازمان ملل از گسترش دو برابری آلونک نشینی و حاشیه نشینی در شهرها تا سال ۲۰۵۰ خبر می دهد و این امر اهمیت این موضوع را دو چندان می کند چرا که برنامه ریزی شهری آینده باید صدای تمامی اقشار شهر نشین را بشنود.
درخواست خودروسازان برای گرانی خودرو
درخواست خودروسازان برای گرانی خودرو
معاون وزیر صنعت و مدیرعامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران گفت که قیمت گذاری خودرو توسط شورای رقابت انجام میشود و از ابتدای سال تاکنون ۷.۶ درصد افزایش قیمت داشتهایم. خودروسازان درصدد افزایش قیمت هستند ولی شورای رقابت موافقت نکرده است. منصور معظمی اضافه کرد که توقف ثبت سفارشات خودرو، تغییر نرخ ارز و صحبت هایی در مورد قطع همکاری شرکتهای خارجی نگرانیهایی را برای مصرفکنندگان به وجود آورد. به گزارش ایسنا وی ادامه داد: «با این حال بازار در آرامش نسبی به سر میبرد و شرکتهای خارجی تا به امروز به قراردادهای خود عمل کردهاند و وزارت صنعت با تاکید به خودروسازان بخش قابل توجهی از نیازهای آنها را خریداری کرده و تا پایان سال از لحاظ تولید مشکلی نخواهیم داشت.»
۲۱۵ تن طلا در خانههای ایرانیها
۲۱۵ تن طلا در خانههای ایرانیها
رییس کمیسیون طلا و جواهر از انباشت بیش از ۲۱۵ تن طلا درقالب سکه و انواع مصنوعات آن در خانه ها خبرداد. به گزارش انتخاب محمد کشتی آرای با اشاره به اینکه ۱۵ تن از این حجم طلا سکه های پیش فروش شده است اضافه کرد که در نوبت اول واگذاری سکه ها حدود ۱.۵ میلیون سکه به متقاضیان واگذار شد که برخلاف انتظار برای ورود این تعداد سکه به بازار، این کالاها به منازل منتقل شده است. وی با بیان اینکه طبق برآورد برای سالهای قبل بیش از ۲۰۰ تن طلا نیز از سالهای گذشته در منازل انباشت شده است گفت که نگهداری طلا و سکه از لحاظ روانی سبب ایجاد فشار برجامعه خواهد شد، درحالیکه این کالا برای رونق کشور باید به سیستم اقتصادی و بازار وارد شود. رییس کمیسیون تخصصی طلا وجواهربا بیان اینکه این سکه ها باید در بانک سپرده شده و اسناد مربوط به آن بصورت اوراق به مردم ارائه شود ادامه داد: «دریافت این حجم طلا از سوی مردم و انباشت آن در منازل موضوع بی سابقه ای است که در دنیا مشابه آن وجود ندارد.» کشتی آرای با اشاره به اینکه تاکنون هفت میلیون سکه پیش فروش شده است گفت: «با انجام واگذاری ها در نوبت دوم ۷۰ تن طلای جدید به بازار وارد می شود که درصورت وارد نشدن این سکه ها به بازار انباشت طلا در منازل به ۳۰۰ تن خواهد رسید.» وی با تاکید بر ضرورت تزریق پول این حجم طلا به اقتصاد کشور افزود: «درصورتی که دولت از مردم بخواهد این سکه ها را به بانک بسپارند مردم ایران آنقدر فهیم هستند که به این درخواست پاسخ مثبت دهند.»
باهم برای همه
یدالله اسلامی
از مدتها پیش موضوع گفتوگوی ملی به فضای رسانهای راه پیدا کرد ولی خیلی زود زمین گیر شد. سال گذشته در مراسم افطاری مجلس شورای اسلامی که تعداد زیادی از نمایندگان دورههای مختلف مجلس با گرایشهای گوناگون سیاسی و دیدگاههای گوناگون شرکت داشتند و فرصتی برای سخن برای من هم در نظر گرفته شده بود، به اهمیت این موضوع پرداختم که اگر چه با پاسخ نه چندان دلچسب آقای کوهکن مواجه شد ولی از سوی گروه زیادی از نمایندگان با گرایشهای مختلف فکری مورد استقبال قرار گرفت .از چند ماه پیش درنشست شورای مرکزی مجمع نمایندگان این موضوع به بررسی گذاشته شده است و گروه کاری برای پیشبرد و تدوین برنامه اجرایی مشغول به تلاش و تعیین سرفصل و برنامهریزی اجرایی شدهاند .این طرح بر پایه بهرهگیری از همه ظرفیتها و تواناییهای کشور با تاکید بر منافع ملی و یافتن وجه مشترک همه گروههای سیاسی و کنشگران عرصههای گوناگون پیشنهاد و پیگیری میشود .اکنون به نظر میرسد که با پدید آمدن شرایط تازه در مناسبات ایران و امریکا و سخنان تهدید آمیزی که از هر دو سوی به گوش میرسد و تلاطمهایی که میدان سیاست و اقتصاد و زندگی مردم را در بر گرفته است اهمیت این برنامهریزی و این سازماندهی و تلاش دو چندان شده باشد .همه اینها سبب شد که دوستان ما در شورای مرکزی مجمع نمایندگان این برنامه را اولویت نخست خویش قرار دهند و برهمین مبنا گروه کاری برنامههای اجرایی را تدوین و پیشنهاد خواهد کرد .بهره گیری از دیدگاه و نظرات همه صاحب نظران و استفاده از دیدگاه کارشناسی و توان مدیریتی همه دست اندرکاران میدانهای گوناگون اجرایی و مدنی و کنشگران سیاسی و اساتید دانشگاهی در این برنامهریزی جایگاه برجستهای خواهد داشت .امید که همکاری همه دست اندرکاران و نهادهای رسمی و سازمانهای سیاسی و نهادهای مدنی راهی نو برای حل مشکلات جامعه ایرانی را رقم زده و چالشهای پیش رو با هماهنگی و گفتوگویی ملی و سازنده و همبستگی ملی به سرانجامی خوش برای کشور و ملت برسد.
هتل قو اهواز همچنان چشم انتظار مرمت
هتل قو اهواز همچنان چشم انتظار مرمت
اختلاف نظر بین میراث فرهنگی و مالک، علت اصلی شروع نشدن مرمت است
اداره میراث فرهنگی خوزستان برای مالک «هتل قو» اهواز که یکی از دلایل شروع نشدن مرمت این اثر تاریخی حساب می شود اولتیماتوم داده و گفته در صورت عدم تحویل این اثر به میراث فرهنگی آن را با ابزارهایی که داریم تحویل خواهیم گرفت.هتل قو یکی از بناهای تاریخی اهواز مربوط به اواخر دوره قاجار است. این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ با شماره ۳۳۵۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسید. هتل قو در اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی به صورت یک ساختمان دو طبقه با تعدادی ساختمان جنبی شامل آشپزخانه و سرایداری، مشرف به رودخانه کارون ساخته شد. این بنا در ابتدا به عنوان هتل مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن به اداره بهداشت اهواز تحویل داده شد و مدتی بعد نیز به عنوان منزل مسکونی تغییر کاربری داد. هتل قو باتوجه به موقعیت مکانی، یکی از نقاط مطرح در بافت قدیم شهر اهواز به حساب میآید.از سال های گذشته بحث های پیرامون این اثر تاریخی و روند تخریبی مطرح می شد که هر بار مشکلی برای مرمت این اثر ایجاد پیش آمد.عدم تخصیص بودجه را یکی از اصلی ترین مشکلاتی می توان نام برد که در چند سال گذشته پیرامون این مساله مطرح شده. اما حالا سد دیگری برای مرمت این اثر ایجاد شده آن هم تحویل ندادن هتل قو به سازمان میراث فرهنگی برای مرمت.در این خصوص علیرضا، مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان عدم همکاری مالک هتل قو را مانع حفاظت از این اثر ارزشمند ثبت ملی دانست و گفت که با وجود تلاشهای صورت گرفته برای مرمت هتل قو، مالک تاکنون اجازه این کار را به اداره کل میراث فرهنگی خوزستان نداده است.
به گفته وی سازمان میراث فرهنگی تاکنون با مالک هتل قو مدارا کرده و قصد نداشته از ابزارهای قانونی خود استفاده کند ولی چنانچه مالک نخواهد همکاری لازم را انجام دهد، ما نیز از ابزارهای قانونی خود استفاده خواهیم کرد و با استفاده ار این ابزارها ملک را تحویل میگیریم و پس از مرمت تحویل او خواهیم داد.
وی با بیان اینکه باوجود این، عدم همکاری مالک آن برای تحویل بنا، انجام مرمت را با مشکل مواجه ساخت، افزود: یکی از پیشنهادات ادارهکل به مالک برای حفاظت از این اثر، در اختیار گذاشتن بنا به مدت سه تا پنج سال طی تفاهمنامه بود که در این خصوص به مالک تأکید شد که مالکیت بنا برای وی محفوظ و محترم خواهد بود.
