بایگانی مطالب نشریه
کاشی دزدی به اصفهان رسید
از معدود نشانههای باقی ماندهی تاریخی در چهارراه نقاشی اصفهان در حال حذف از جدارهی تاریخی این خیابان است
موج سرقت کاشیهای تاریخی حالا به اصفهان رسیده و از معدود نشانههای باقی ماندهی تاریخی در چهارراه نقاشی اصفهان هم به مرور در حال حذف از جدارهی تاریخی این خیابان است. سقاخانهای که همسایهی چند بنای بیش از ۱۰۰ سالهی دیگر مانند خانه «نایبالسطنه» است، اما در این میان صدای کسی در نمیآید.مهدی تمیزی، پژوهشگر و فعال میراثفرهنگی اصفهان به ایسنا میگوید: در حال حاضر حدود سه یا چهار سقاخانه ارزشمند در شهر اصفهان وجود دارد که به واسطه ارزش هنری خود در محتوا و حوزهی کاشیکاری دارای جایگاه و ارزش ویژهای هستند.او سقاخانه «بازار دردشت» با کاشی خشتی و تصویری از «عباس ابن علی» به همراه بسیاری اشعار و نوشتههای دیگری که در اطراف این سقاخانه نقش بسته یا «سقاخانه چهارراه عباسآباد» را از این نمونه سقاخانههای ارزشمند میداند.وی اما سقاخانهی قرار گرفته در «چهارراه نقاشی» درابتدای خیابان فلسطین – چهارراه نقاشی را یکی از سقاخانههای واجد ارزش و باقی مانده از دوره قاجار میداند که گویا در طول یکی دو ماه گذشته کاشیهای دو لچکی بالای سقاخانه به سرقت رفتهاند.
رییس موزه هنرهای معاصر اصفهان که در حال پژوهش روی سقاخانههای شهر اصفهان است، اظهار میکند: کاملا مشخص است که برخی از کاشیها دانه دانه در حال جابجایی هستند، اکنون نیز برخی از آنها لُق شده و از پشت تخریب شده وجود دارد که گویا آماده برای سرقت هستند تا یکییکی برداشته شوند.
او با بیان اینکه این سقاخانه در فهرست آثار ملی به ثبت نرسیده است، اضافه میکند: نمونه سقاخانههای تاریخی اصفهان که در معرض خطر هستند، سقاخانه «بازار دردشت» روبه روی حمام تاریخی دردشت و سقاخانه «چهارراه عباسآباد» در تقاطع چهارراه عباس آباد است، که وضعیت مناسبی ندارند و درمعرض تخریب قرار گرفتهاند.
تمیزی با بیان اینکه همیشه نباید به این فکر باشیم که مسوولان باید مسئولیت همه کارها را به عهده گیرند، میگوید: بعضا ممکن است به دلیل گرفتاریهای زیاد و کم توجهی خیلی از این موارد از نظر مسئولان فراموش شود، اما گلایه دوستداران میراث فرهنگی اصفهان از شهروندانی است که هر روز از کنار بناهای تاریخی مانند این سقاخانهی ارزشمند عبور میکنند و هر روز متوجه اتفاقاتی که روی این بناهای تاریخی رخ میدهد، هستند، اما برایشان بیتفاوت است.او ادامه میدهد: به نظر میرسد هیچکدام از شهروندانی که هر روز و هر هفته از جلوی این سقاخانه عبور میکنند، یا مردم بومی منطقه و حتی مغازهدارانی که همیشه در حال تردد در آن منطقه هستند، هیچکدام حتی کمترین پیگیری برای این کاشی که دیروز سالم میدیدند و امروز به سرقت رفته، انجام ندادند.
وی با بیان اینکه بهتر است ما مردم نخست از خودمان شروع کنیم و همیشه همه تقصیرات را گردن مسئولان نیندازیم، میافزاید: البته کوتاهی و کمتوجهی مسئولان را به هیچ وجه نمیتوان نادیده گرفت، اما نقش شسهروندان چیست که هیچگونه توجهی به آن چه در اطرافشان رخ میدهد، نمیکنند. اگر شهروندان دچار مسخ شدهگی هستند، که بحث متفاوت است و این یک معضل اجتماعی است.
تمیزی با بیان این که به مستندنگاری آثار تاریخی علاقمند است، ادامه میدهد: در اودار مختلف تصویر صحیح این کاشیکاری را در طول چهار سال گذشته پیگیری کردهام، تا ببینم در طول سالها چه اتفاقاتی برای کاشیها رخ میدهد. اما چند روز پیش که آنجا را دیدم بهتزده شدم که این چه رفتاری است که مردم با آثار تاریخی خود دارند.
کارگران نیازمند افزایش دستمزد
فعالان کارگری معتقدند تنها کارگران هستند که به معنای واقعی قدرت خریدشان کم شده است
«شاخص بهایِ تولیداتِ صنعتی» بازهم بالا رفت؛ شاخصی که مانند بسیاری از شاخصهای اقتصادی که بانک مرکزی اعلام میکند، بالا رفته و باتوجه به چشماندازهای اقتصادی ایران در زمان برقراری مجدد تحریمهای بین المللی، به همین زودیها پایین نمیآید. اما چرا باید چنین شاخصی برای «ما» مصرفکنندگان مهم باشد؟ چرا باید وقتی میشنویم که هزینههای تولید افزایش یافته، نگران شویم؟
پیشتر از بالا رفتن «تورمِ تولیدکننده» شنیده بودیم و قاعدتا با یک «دو دو تا چهار تا» میتوان فهمید که در صورت بالا رفتن هزینههای تولید، مخارج زندگی هم لاجرم بالا میرود. در این شرایط سبد اقلام مصرفی خود را کوچک میکنیم. البته فاکتور گرفتن از برخی از اقلام ممکن نیست. شما نمیتوانید لبنیات را حذف کنید؛ نمیتوانید پوشاک را حذف کنید؛ هرچند میتوانید اجناسی با کیفیت پایینتر خریداری کنید.
کاهش رشد اقتصادی البته معلول شریط دیگری هم هست اما زمانی که نیروهایِ پیشرانه رکود فعال میشوند، همه متضرر میشوند. این پدیدههای شوم در پیچهای خطرناک، ترمزِ قطارِ اقتصاد را با سرعت بیشتری میبرند و مسافران را با قدرت به بیرون پرتاب میکنند.
مسافران این قطار البته مصرفکنندگان هستند؛ همانها که حالا به جرم مصرفکننده بودن باید جهش ۶۱ درصدی قیمت محصولات صنعتی را بپردازند؛ آنهم با چه دستمزدی!
گزارش شده است که این «بالاترین» جهش «متوسط قیمت تمام شده» محصولات تولید شده طی ۲۰ سالی است که اطلاعات آن از سوی بانک مرکزی ایران اعلام شده است. همین جهش تورمی در چند ماه گذشته چراغهای هشدار را برای دولت روشن کرده است.
به زعم اقتصاددانهایِ معترض «پرسش نگرانکننده این است که با افزایش شدید بیکاری و تورم، خانوادههای کارگری با حداقل دستمزد حدود یک میلیون تومانی چگونه باید روزگار سپری کنند؟»
پیش از نگارش این نامه، فعالان کارگری خواهان آن شده بودند که شورای عالی کار با هدف لحاظ کردن جهشهای قیمتی در حداقل مزد کارگران تشکیل جلسه بدهد؛ چراکه معتقدند کارگران زیر فشار تورم در حال له شدن هستند؛ گویی که سیاستگذاران به ویژه پس از جنگ هشت ساله، جنایتی را مرتکب شده باشند؛ جنایتی از جنسِ جنایتهایِ اقتصادی که صدها و هزاران قربانی بر جای گذاشته است.
دولت تا اینجای کار برنامههایی را برای حمایت از حقوق بگیران یعنی کسانی که زیر ۳ میلیون تومان درآمد دارند، ارائه کرده است اما هر چه هست، چتر حمایت دولت از سر کارگران کوتاه است؛ به بیان دیگر آنها ابتدا با اجرای سیاستهای سرکوب مزدی کارگران را فقیر نگه داشتند و حالا با خارج کردن آنها از شمول حمایتهای دولتی، بر آتش محرومیت آنها میدمند.
مناسبترین زمان برای افزایش دستمزد همین امروز است
محمدرضا تاجیک» رئیس مجمع نمایندگان کارگری استان تهران در پاسخ به این پرسش ایلنا که چه افرادی از جهشِ تورمیِ تولید بیشترین سود را بردهاند و چه کسانی بیشترین ضرر را دادهاند، میگوید: ابتدا باید بگویم اگر بخواهیم نگاه عاقلانه و منطقی داشته باشیم؛ مناسبترین زمان برای افزایش دستمزد، همین امروز است. برای این حرف دلیل داریم. کارفرمایان بیش از همه اقشار جامعه از جهش تورمی و شوک ارزی سود کردهاند. البته هزینههایشان افزایش پیدا کرده است.
وی میافزاید: برخی از آنها که نتوانستند مواد اولیه تهیه کنند و ورشکسته شدهاند. اما آنها که دارند، ادامه میدهند و سود هنگفتی هم به جیب میزنند. این دسته کارفرمایان و البته تمام تولیدکنندگان افزایش هزینههایشان را با افزایش قیمت تولیداتشان جبران کردهاند. خصوصا کارفرمایان محیطهای صنعتی بزرگ که اتفاقا بیشتر از همه هم میگویند: نداریم!
نماینده مجمع عالی نمایندگان کارگری در شورای عالی کار با بیان اینکه کارفرمایان همواره با همین استدلالها به مذاکرات مزدی میآیند، گفت: آنها از آنجا که بهای تورمِ تولید افزایش یافته است میگویند: قدرت خرید ماهم کم شده است. اما ما فعالان کارگری معتقدیم تنها کارگران هستند که به معنای واقعی قدرت خریدشان کم شده است. اساسا کسی که از تورم آسیب میبیند، مزدبگیر است؛ یعنی کسی که پایان ماه مبلغی ناچیز به حسابش میریزند تا صرفا برای کار کردن زنده باشد و نه بیشتر. پس تاکید داریم که بهترین زمان برای جبران کاستیها، همین امروز است؛ نه فردا.
کارگران نیازمند افزایش دستمزد
فعالان کارگری معتقدند تنها کارگران هستند که به معنای واقعی قدرت خریدشان کم شده است
«شاخص بهایِ تولیداتِ صنعتی» بازهم بالا رفت؛ شاخصی که مانند بسیاری از شاخصهای اقتصادی که بانک مرکزی اعلام میکند، بالا رفته و باتوجه به چشماندازهای اقتصادی ایران در زمان برقراری مجدد تحریمهای بین المللی، به همین زودیها پایین نمیآید. اما چرا باید چنین شاخصی برای «ما» مصرفکنندگان مهم باشد؟ چرا باید وقتی میشنویم که هزینههای تولید افزایش یافته، نگران شویم؟
پیشتر از بالا رفتن «تورمِ تولیدکننده» شنیده بودیم و قاعدتا با یک «دو دو تا چهار تا» میتوان فهمید که در صورت بالا رفتن هزینههای تولید، مخارج زندگی هم لاجرم بالا میرود. در این شرایط سبد اقلام مصرفی خود را کوچک میکنیم. البته فاکتور گرفتن از برخی از اقلام ممکن نیست. شما نمیتوانید لبنیات را حذف کنید؛ نمیتوانید پوشاک را حذف کنید؛ هرچند میتوانید اجناسی با کیفیت پایینتر خریداری کنید.
کاهش رشد اقتصادی البته معلول شریط دیگری هم هست اما زمانی که نیروهایِ پیشرانه رکود فعال میشوند، همه متضرر میشوند. این پدیدههای شوم در پیچهای خطرناک، ترمزِ قطارِ اقتصاد را با سرعت بیشتری میبرند و مسافران را با قدرت به بیرون پرتاب میکنند.
مسافران این قطار البته مصرفکنندگان هستند؛ همانها که حالا به جرم مصرفکننده بودن باید جهش ۶۱ درصدی قیمت محصولات صنعتی را بپردازند؛ آنهم با چه دستمزدی!
گزارش شده است که این «بالاترین» جهش «متوسط قیمت تمام شده» محصولات تولید شده طی ۲۰ سالی است که اطلاعات آن از سوی بانک مرکزی ایران اعلام شده است. همین جهش تورمی در چند ماه گذشته چراغهای هشدار را برای دولت روشن کرده است.
به زعم اقتصاددانهایِ معترض «پرسش نگرانکننده این است که با افزایش شدید بیکاری و تورم، خانوادههای کارگری با حداقل دستمزد حدود یک میلیون تومانی چگونه باید روزگار سپری کنند؟»
پیش از نگارش این نامه، فعالان کارگری خواهان آن شده بودند که شورای عالی کار با هدف لحاظ کردن جهشهای قیمتی در حداقل مزد کارگران تشکیل جلسه بدهد؛ چراکه معتقدند کارگران زیر فشار تورم در حال له شدن هستند؛ گویی که سیاستگذاران به ویژه پس از جنگ هشت ساله، جنایتی را مرتکب شده باشند؛ جنایتی از جنسِ جنایتهایِ اقتصادی که صدها و هزاران قربانی بر جای گذاشته است.
دولت تا اینجای کار برنامههایی را برای حمایت از حقوق بگیران یعنی کسانی که زیر ۳ میلیون تومان درآمد دارند، ارائه کرده است اما هر چه هست، چتر حمایت دولت از سر کارگران کوتاه است؛ به بیان دیگر آنها ابتدا با اجرای سیاستهای سرکوب مزدی کارگران را فقیر نگه داشتند و حالا با خارج کردن آنها از شمول حمایتهای دولتی، بر آتش محرومیت آنها میدمند.
مناسبترین زمان برای افزایش دستمزد همین امروز است
محمدرضا تاجیک» رئیس مجمع نمایندگان کارگری استان تهران در پاسخ به این پرسش ایلنا که چه افرادی از جهشِ تورمیِ تولید بیشترین سود را بردهاند و چه کسانی بیشترین ضرر را دادهاند، میگوید: ابتدا باید بگویم اگر بخواهیم نگاه عاقلانه و منطقی داشته باشیم؛ مناسبترین زمان برای افزایش دستمزد، همین امروز است. برای این حرف دلیل داریم. کارفرمایان بیش از همه اقشار جامعه از جهش تورمی و شوک ارزی سود کردهاند. البته هزینههایشان افزایش پیدا کرده است.
وی میافزاید: برخی از آنها که نتوانستند مواد اولیه تهیه کنند و ورشکسته شدهاند. اما آنها که دارند، ادامه میدهند و سود هنگفتی هم به جیب میزنند. این دسته کارفرمایان و البته تمام تولیدکنندگان افزایش هزینههایشان را با افزایش قیمت تولیداتشان جبران کردهاند. خصوصا کارفرمایان محیطهای صنعتی بزرگ که اتفاقا بیشتر از همه هم میگویند: نداریم!
نماینده مجمع عالی نمایندگان کارگری در شورای عالی کار با بیان اینکه کارفرمایان همواره با همین استدلالها به مذاکرات مزدی میآیند، گفت: آنها از آنجا که بهای تورمِ تولید افزایش یافته است میگویند: قدرت خرید ماهم کم شده است. اما ما فعالان کارگری معتقدیم تنها کارگران هستند که به معنای واقعی قدرت خریدشان کم شده است. اساسا کسی که از تورم آسیب میبیند، مزدبگیر است؛ یعنی کسی که پایان ماه مبلغی ناچیز به حسابش میریزند تا صرفا برای کار کردن زنده باشد و نه بیشتر. پس تاکید داریم که بهترین زمان برای جبران کاستیها، همین امروز است؛ نه فردا.
تهران در آسیبهای اجتماعی رتبه اول را دارد
تهران در آسیبهای اجتماعی رتبه اول را دارد
وزیر کشور با بیان اینکه امروز که تهران مرکز اول و قطب اصلی سرمایهگذاری است رتبه اول در بزهکاری و آسیبهای اجتماعی را هم داراست، تاکید کرد: اگر بخواهیم نظام جامعی داشته باشیم، نظام باید تصمیم بگیرد تا از این دایره باطل خارج شود و بیرون نمیآید مگر اینکه نظامات را تغییر بدهیم. اگر تغییر ندهیم دچار مشکلات اساسی میشویم.
عبدالرضا رحمانی فضلی در اولین کنفرانس بینالمللی «امنیت، پیشرفت و توسعه پایدار مناطق مرزی، سرزمینی و کلانشهرها، راهکارها و چالشها» که صبح امروز در تالار وزارت کشور برگزار شد، گفت: ما وصل و پینههای زیادی در نظام برنامهریزی ایجاد کردهایم ولی روحش بخشگرایی است تا تمرکززدایی.
وی ادامه داد: سرمایهگذاران و مردمی که در مناطق مرزی سرمایهگذاری کنند، کم داریم. ضمن اینکه حمایت چندانی هم از سرمایهگذاران نمیکنیم. اگر بخواهیم نظام متعالی را در آن منطقه طراحی کنیم، باید نظام مالیاتی به کمک آید و بگوید هر کس در مناطق مرزی سرمایهگذاری کند، از آنها به مدت ۱۰ سال مالیات نمیگیریم.
تاریخ تهران عوض شد
با کشف سه قطعه سفال در بازار صندوقسازان قدمت تهران به هفت هزار سال پیش رسید
«سه قطعه سفال در بازار صندوقسازان توانستند قدمت تهران را ۶۶۰۰ سال بیشتر به عقب بکشانند، بنابراین دیگر داستان مسافر چشمه علی و شهری ری دیگر منتفی است، تهران ۷۰۰۰ سال قدمت دارد»«در طول سالهای گذشته معمولا قدمتی بیشتر ازصفویه برای تهران قائل نبودهاند؛ به گونهای که باستانشناسان در هر کاوش روی محوطههای تاریخی، بعد از به دست آوردن «یافتههای صفوی» کار آن محوطه را تمام شده میدانستند».سالهاست تهران را شهری ۴۰۰ ساله میدانند، شهری که فقط چند سالی است حساسیتها برای گودبرداری در نقاط قدیمیترش بیشتر شده و گاهی زمزمههایی از احتمال قدمت بیشتر آن به گوش میرسد؛ یعنی ۶۶۰۰ سال بیشتر! پیدا کردن یافتههایی که قدمت پایتخت را بتواند تا هفت هزار سال به عقب بکشاند، از دو اتفاق متفاوت آغاز شد.روایت اول، فروردین ۱۳۹۳ با یک استعلامِ شهرداری منطقه ۱۲ تهران از میراث فرهنگی برای تخریب و نوسازی یک مغازه در بازار صندوقسازان تهران، باستانشناسان به دیواری با جرزهای تاریخی برخود میکنند و در هر چند سانتیمتری که به عمق زمین میروند با یافتههایی تاریخی مواجه میشوند، سه تکه سفال در عمقهای متفاوت توسط قدیر افروند به دست آمد و با پایان کاوش در دهم اردیبهشت همان سال تا حدود یک هفتهی قبل، یافتهها در اختیار پژوهشکده مرمت و حفاظت برای بررسی قرار داشت و سرانجام نتایج حرف جدیدی را به میان کشیدند.
این حرف در دومین روایت به دلیل نبود نشانههای مشخصی باستانشناسان را مجبور کرد تا یافتههایشان را در قالب «مسافر» معرفی کنند؛ نه یافتهای که بتواند تاریخ تهران را به هزاران سال قبل بکشاند.روایت دوم، حدود شش ماه بعد از کشف این سه قطعه سفال آغاز شد. آبان ماه سال ۱۳۹۳ بود که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران هنگام عبور از منطقه مولوی، حین اجرای عملیات لولهگذاری شبکه فاضلاب، متوجه وجود پِی سنگی، بقایای انبوه آجرهای مربعی شکل، سفالهای تاریخی، استخوان، اشیاء فلزی، جوش کوره و … در کارگاههای مشغول به کار فاضلاب میشود و پیگیریهای او به آغاز کاوشهای باستان شناسی در منطقه و کشف اسکلت انسانی مربوط به هزارهی پنجم قبل از میلاد (۷۰۰۰ سال پیش) میانجامد.در نهایت دو باستانشناس، یعنی اسماعیلی جلودار – سرپرست هیات کاوش خیابان مولوی در آن زمان – و مصدقی – باستانشناس دیگر – اعلام کردند «اسکلت هفت هزار ساله، مسافر چشمه علی ری بوده و نه یک انسان ساکن در تهران»
سروصداها و اتفاقات مختلفی که برای این بانوی هفت هزار ساله رخ داد، را همه شنیدند، اما هیچ حرفی از سه قطعه سفال به دست آمده در بازار صندوق سازان تهران شنیده نشد، تا همین چند روز قبل که قدیر افروند، باستانشناس و پژوهشگر با اعلام نتایج بررسی روی این سه قطعه سفال، ادعا میکند که «تاریخ تهران ۷۰۰۰ ساله است نه ۴۰۰ ساله». قدیر افروند – سرپرست هیات کاوش در بازار صندوق سازان تهران در سال ۱۳۹۳ – در نشست خبری که در اداره کل میراث فرهنگی استان تهران برگزار شد، با ارائهی گزارشی از «گمانه زنی باستان شناسی بازار صندوقسازان تهران در پلاک ۳۶» گفت: اوایل سال ۱۳۹۳ و قبل از هر نوع اقدامی برای کشف زن ۷۰۰ ساله در خیابان مولوی، این کشفیات به دست آمدند، در آن زمان دستم خالی بود و نمیتوانستم هیچ اظهارنظری نسبت به تاریخنگاری مطلق یافتههای به دست امده داشته باشم.او اظهار کرد: در آن سال یک مالک در محدوده بازار تهران، اجازهی کاوش به باستانشناسان داد. در آن زمان، این کار راحتی نبود. کمیته فنی معاونت میراث فرهنگی در آن زمان در پاسخ به استعلام شهرداری نوشت، با هماهنگی مالک و شهرداری حداکثر اعتبار ۳ تا ۴ میلیون تومان توسط مالک فراهم شود در نتیجه با موافقت مالک، توانستیم به این یافتهها دست پیدا کردیم.وی در ادامه به کاوش چند باستانشناس در نقاط مختلف تهران اشاره کرد و افزود: در کاوشهای انجام شده، به آثار سطحی به دست آمده تا دوره صفوی و قاجار بسنده کردند چون به خاک بکر رسیدند، در آن زمان هنوز دید ما باز نشده بود که ممکن است تهران قدمتی بیشتر داشته باشد.
تاریخ تهران عوض شد
با کشف سه قطعه سفال در بازار صندوقسازان قدمت تهران به هفت هزار سال پیش رسید
«سه قطعه سفال در بازار صندوقسازان توانستند قدمت تهران را ۶۶۰۰ سال بیشتر به عقب بکشانند، بنابراین دیگر داستان مسافر چشمه علی و شهری ری دیگر منتفی است، تهران ۷۰۰۰ سال قدمت دارد»«در طول سالهای گذشته معمولا قدمتی بیشتر ازصفویه برای تهران قائل نبودهاند؛ به گونهای که باستانشناسان در هر کاوش روی محوطههای تاریخی، بعد از به دست آوردن «یافتههای صفوی» کار آن محوطه را تمام شده میدانستند».سالهاست تهران را شهری ۴۰۰ ساله میدانند، شهری که فقط چند سالی است حساسیتها برای گودبرداری در نقاط قدیمیترش بیشتر شده و گاهی زمزمههایی از احتمال قدمت بیشتر آن به گوش میرسد؛ یعنی ۶۶۰۰ سال بیشتر! پیدا کردن یافتههایی که قدمت پایتخت را بتواند تا هفت هزار سال به عقب بکشاند، از دو اتفاق متفاوت آغاز شد.روایت اول، فروردین ۱۳۹۳ با یک استعلامِ شهرداری منطقه ۱۲ تهران از میراث فرهنگی برای تخریب و نوسازی یک مغازه در بازار صندوقسازان تهران، باستانشناسان به دیواری با جرزهای تاریخی برخود میکنند و در هر چند سانتیمتری که به عمق زمین میروند با یافتههایی تاریخی مواجه میشوند، سه تکه سفال در عمقهای متفاوت توسط قدیر افروند به دست آمد و با پایان کاوش در دهم اردیبهشت همان سال تا حدود یک هفتهی قبل، یافتهها در اختیار پژوهشکده مرمت و حفاظت برای بررسی قرار داشت و سرانجام نتایج حرف جدیدی را به میان کشیدند.
این حرف در دومین روایت به دلیل نبود نشانههای مشخصی باستانشناسان را مجبور کرد تا یافتههایشان را در قالب «مسافر» معرفی کنند؛ نه یافتهای که بتواند تاریخ تهران را به هزاران سال قبل بکشاند.روایت دوم، حدود شش ماه بعد از کشف این سه قطعه سفال آغاز شد. آبان ماه سال ۱۳۹۳ بود که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران هنگام عبور از منطقه مولوی، حین اجرای عملیات لولهگذاری شبکه فاضلاب، متوجه وجود پِی سنگی، بقایای انبوه آجرهای مربعی شکل، سفالهای تاریخی، استخوان، اشیاء فلزی، جوش کوره و … در کارگاههای مشغول به کار فاضلاب میشود و پیگیریهای او به آغاز کاوشهای باستان شناسی در منطقه و کشف اسکلت انسانی مربوط به هزارهی پنجم قبل از میلاد (۷۰۰۰ سال پیش) میانجامد.در نهایت دو باستانشناس، یعنی اسماعیلی جلودار – سرپرست هیات کاوش خیابان مولوی در آن زمان – و مصدقی – باستانشناس دیگر – اعلام کردند «اسکلت هفت هزار ساله، مسافر چشمه علی ری بوده و نه یک انسان ساکن در تهران»
سروصداها و اتفاقات مختلفی که برای این بانوی هفت هزار ساله رخ داد، را همه شنیدند، اما هیچ حرفی از سه قطعه سفال به دست آمده در بازار صندوق سازان تهران شنیده نشد، تا همین چند روز قبل که قدیر افروند، باستانشناس و پژوهشگر با اعلام نتایج بررسی روی این سه قطعه سفال، ادعا میکند که «تاریخ تهران ۷۰۰۰ ساله است نه ۴۰۰ ساله». قدیر افروند – سرپرست هیات کاوش در بازار صندوق سازان تهران در سال ۱۳۹۳ – در نشست خبری که در اداره کل میراث فرهنگی استان تهران برگزار شد، با ارائهی گزارشی از «گمانه زنی باستان شناسی بازار صندوقسازان تهران در پلاک ۳۶» گفت: اوایل سال ۱۳۹۳ و قبل از هر نوع اقدامی برای کشف زن ۷۰۰ ساله در خیابان مولوی، این کشفیات به دست آمدند، در آن زمان دستم خالی بود و نمیتوانستم هیچ اظهارنظری نسبت به تاریخنگاری مطلق یافتههای به دست امده داشته باشم.او اظهار کرد: در آن سال یک مالک در محدوده بازار تهران، اجازهی کاوش به باستانشناسان داد. در آن زمان، این کار راحتی نبود. کمیته فنی معاونت میراث فرهنگی در آن زمان در پاسخ به استعلام شهرداری نوشت، با هماهنگی مالک و شهرداری حداکثر اعتبار ۳ تا ۴ میلیون تومان توسط مالک فراهم شود در نتیجه با موافقت مالک، توانستیم به این یافتهها دست پیدا کردیم.وی در ادامه به کاوش چند باستانشناس در نقاط مختلف تهران اشاره کرد و افزود: در کاوشهای انجام شده، به آثار سطحی به دست آمده تا دوره صفوی و قاجار بسنده کردند چون به خاک بکر رسیدند، در آن زمان هنوز دید ما باز نشده بود که ممکن است تهران قدمتی بیشتر داشته باشد.
ظریف و زنگنه بدنبال توافقنامه پاریس
ظریف و زنگنه بدنبال توافقنامه پاریس
با وجود خروج دولت ترامپ از توافقنامه پاریس، اما تاکنون ۱۸۰ کشور به توافقنامه پاریس ملحق شدهاند
وزرای امور خارجه و نفت در دو نامه جداگانه به رییس جمهوری، خواستار تسریع در روند تصویب الحاق ایران به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل و تصویب آن پیش از اجلاس آذرماه این کنوانسیون شدند.
محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه و بیژن زنگنه، وزیر نفت در دو نامه جداگانه به حسن روحانی، رییس جمهوری درخواست کرده اند تا الحاق ایران به توافقنامه پاریس مجددا در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفته و تایید شود؛ چرا که به گفته ظریف، ملحق نشدن ایران به این توافقنامه می تواند موجب باز شدن پرونده ای علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل شود.بر اساس متن سندی که ایران ارائه داده، ایران متعهد می شود که طی مدت زمان ۱۰ سال یعنی از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ میلادی در راستای کاهش تولید ۲۱۰ میلیون تن کربن گام بردارد که اجرای این تعهد نیازمند هزینه ای معادل ۵۲.۵ میلیارد دلار است. کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد ضمن دعوت کشورها برای ملحق شدن به این کنوانسیون و مشارکت در کاهش تولید گاز کربن، مطرح کرده است که اگر کشورهایی که به این کاهش تولید کربن تعهد می دهند، تعهد خود را در موعد و میزان مقرر معهود از سوی آن کشور عملیاتی نکنند، این کنوانسیون می تواند « هر اقدامی» در مقابل آن کشور داشته باشد. در این شرایط اگر ایران تعهدی برای اجرا داشته باشد و آن را در موعد و میزان معهود عملیاتی نکند، بی شک مورد جریمه قرار می گیرد و چون نوع و شرایط این جریمه مشخص نیست، بنابراین پذیرش تعهد اجرای آن می تواند ضربات جبران ناپذیری به اقتصاد و جایگاه سیاسی ایران وارد کند.
نامه ظریف به روحانی
وزیر خارجه در نامه خود ب روحانی نوشته است که به استحضار میرساند بحث تغییر آب و هوا برای چندمینبار است که طی یک دهه اخیر در شورای امنیت به عنوان بالاترین نهاد امنیتی بینالمللی سازمان ملل متحد طرح میگردد. این اتفاق بیانگر اهمیت روزافزون معضلا.ت ناشی از تغییر آب و هوا در عملکرد شورای امنیت است که به تناوب و در برهههای مختلف توسط کشورهای غربی که ریاست دورهای این شورا را بر عهده میگیرند، اینبار توسط سوئد به عنوان رئیس دورهای شورای امنیت در دستور کار شورا قرار گرفته و تدریجاً موضوع را به رویهای نانوشته تبدیل میکند.
به این ترتیب، شورای امنیتی عملاً به موضوع تغییر آب و هوا به عنوان موضوعات امنیت بینالمللی، ورود پیدا کرده است که در آینده میتواند پیامدهای منفی برای کشورهای مختلف بخصوص جمهوری اسلامی ایران دربر داشته باشد، کشورهای مخالف طرح این موضوعات در شورای امنیت، روسیه و چین و جنبش عدم تعهد، به مرور زمان و به دلایل مختلف، حساسیت خود را از دست داده و در آینده حتی ممکن است با آن همراهی کنند.
با عنایت به شکلگیری مقررات و هنجارهای حقوقی بینالمللی در زمینه تغییر آب و هوا در سطح جهانی از جمله از طریق موافقتنامه پاریس، ضرورت تسریع در مراحل تصویب موافقتنامه مذکور در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و اجرای آن بر اساس برنامه مشارکت ملی کشورمان و الزامات ناشی از مفاد موافقتنامه احساس میشود، ارائه توجیهات و پاسخگویی فعال دستگاههای تخصصی ذیربط به نگرانیهای احتمالی میتواند مسیر را به این منظور هموار نماید و باعث شود اقدام قانونی کشورمان به موقع و با در نظر گرفتن منافع کشور انجام پذیرد.
نامه زنگنه به روحانی
وزیر نفت نیز در نامهای به مواردی اشاره کرده است که در جریان آن به لزوم پیوستن به توافقنامه پاریس اشاره کرده است. در نامه زنگنه آمده است که در سند مشارکت مد نظر معین ملی (INDC) مصوب آبان ماه سال ۱۳۹۴ هیئت محترم وزیران در بخش تعهدات غیرمشروط برنامههای جامعی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای کشور در نظر گرفته شده است که وزارت نفت نیز به تبعیت از سند مذکور، اقدامات لازم را برای اجرایی شدن آن در دستور کار دارد. امید است بخشهای مصرفکننده انرژی کشور نیز که سهم عمدهای در انتشار کربن دارند، به وظایف خود در این رابطه عمل نمایند. با وجود خروج دولت ترامپ از توافقنامه پاریس، اما تاکنون ۱۸۰ کشور از ۱۹۲ کشور عضو کنوانسیون تغییر اقلیم به طور رسمی به توافقنامه پاریس ملحق شدهاند که همه کشور از ۱۵ کشور عضو اوپک شامل الجزایر، اکوادور، کنگو، نیجریه، کویت، قطر، عربستان سعودی، امارات و ونزوئلا از جمله این کشورها هستند.
ظریف و زنگنه بدنبال توافقنامه پاریس
ظریف و زنگنه بدنبال توافقنامه پاریس
با وجود خروج دولت ترامپ از توافقنامه پاریس، اما تاکنون ۱۸۰ کشور به توافقنامه پاریس ملحق شدهاند
وزرای امور خارجه و نفت در دو نامه جداگانه به رییس جمهوری، خواستار تسریع در روند تصویب الحاق ایران به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل و تصویب آن پیش از اجلاس آذرماه این کنوانسیون شدند.
محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه و بیژن زنگنه، وزیر نفت در دو نامه جداگانه به حسن روحانی، رییس جمهوری درخواست کرده اند تا الحاق ایران به توافقنامه پاریس مجددا در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفته و تایید شود؛ چرا که به گفته ظریف، ملحق نشدن ایران به این توافقنامه می تواند موجب باز شدن پرونده ای علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل شود.بر اساس متن سندی که ایران ارائه داده، ایران متعهد می شود که طی مدت زمان ۱۰ سال یعنی از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰ میلادی در راستای کاهش تولید ۲۱۰ میلیون تن کربن گام بردارد که اجرای این تعهد نیازمند هزینه ای معادل ۵۲.۵ میلیارد دلار است. کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد ضمن دعوت کشورها برای ملحق شدن به این کنوانسیون و مشارکت در کاهش تولید گاز کربن، مطرح کرده است که اگر کشورهایی که به این کاهش تولید کربن تعهد می دهند، تعهد خود را در موعد و میزان مقرر معهود از سوی آن کشور عملیاتی نکنند، این کنوانسیون می تواند « هر اقدامی» در مقابل آن کشور داشته باشد. در این شرایط اگر ایران تعهدی برای اجرا داشته باشد و آن را در موعد و میزان معهود عملیاتی نکند، بی شک مورد جریمه قرار می گیرد و چون نوع و شرایط این جریمه مشخص نیست، بنابراین پذیرش تعهد اجرای آن می تواند ضربات جبران ناپذیری به اقتصاد و جایگاه سیاسی ایران وارد کند.
نامه ظریف به روحانی
وزیر خارجه در نامه خود ب روحانی نوشته است که به استحضار میرساند بحث تغییر آب و هوا برای چندمینبار است که طی یک دهه اخیر در شورای امنیت به عنوان بالاترین نهاد امنیتی بینالمللی سازمان ملل متحد طرح میگردد. این اتفاق بیانگر اهمیت روزافزون معضلا.ت ناشی از تغییر آب و هوا در عملکرد شورای امنیت است که به تناوب و در برهههای مختلف توسط کشورهای غربی که ریاست دورهای این شورا را بر عهده میگیرند، اینبار توسط سوئد به عنوان رئیس دورهای شورای امنیت در دستور کار شورا قرار گرفته و تدریجاً موضوع را به رویهای نانوشته تبدیل میکند.
به این ترتیب، شورای امنیتی عملاً به موضوع تغییر آب و هوا به عنوان موضوعات امنیت بینالمللی، ورود پیدا کرده است که در آینده میتواند پیامدهای منفی برای کشورهای مختلف بخصوص جمهوری اسلامی ایران دربر داشته باشد، کشورهای مخالف طرح این موضوعات در شورای امنیت، روسیه و چین و جنبش عدم تعهد، به مرور زمان و به دلایل مختلف، حساسیت خود را از دست داده و در آینده حتی ممکن است با آن همراهی کنند.
با عنایت به شکلگیری مقررات و هنجارهای حقوقی بینالمللی در زمینه تغییر آب و هوا در سطح جهانی از جمله از طریق موافقتنامه پاریس، ضرورت تسریع در مراحل تصویب موافقتنامه مذکور در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و اجرای آن بر اساس برنامه مشارکت ملی کشورمان و الزامات ناشی از مفاد موافقتنامه احساس میشود، ارائه توجیهات و پاسخگویی فعال دستگاههای تخصصی ذیربط به نگرانیهای احتمالی میتواند مسیر را به این منظور هموار نماید و باعث شود اقدام قانونی کشورمان به موقع و با در نظر گرفتن منافع کشور انجام پذیرد.
نامه زنگنه به روحانی
وزیر نفت نیز در نامهای به مواردی اشاره کرده است که در جریان آن به لزوم پیوستن به توافقنامه پاریس اشاره کرده است. در نامه زنگنه آمده است که در سند مشارکت مد نظر معین ملی (INDC) مصوب آبان ماه سال ۱۳۹۴ هیئت محترم وزیران در بخش تعهدات غیرمشروط برنامههای جامعی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای کشور در نظر گرفته شده است که وزارت نفت نیز به تبعیت از سند مذکور، اقدامات لازم را برای اجرایی شدن آن در دستور کار دارد. امید است بخشهای مصرفکننده انرژی کشور نیز که سهم عمدهای در انتشار کربن دارند، به وظایف خود در این رابطه عمل نمایند. با وجود خروج دولت ترامپ از توافقنامه پاریس، اما تاکنون ۱۸۰ کشور از ۱۹۲ کشور عضو کنوانسیون تغییر اقلیم به طور رسمی به توافقنامه پاریس ملحق شدهاند که همه کشور از ۱۵ کشور عضو اوپک شامل الجزایر، اکوادور، کنگو، نیجریه، کویت، قطر، عربستان سعودی، امارات و ونزوئلا از جمله این کشورها هستند.
نان و عشق و کیسه پارچه ای
یاسر سیستانی نژاد
طنزیماتچی
پیام ما نوشت:«کیسه پارچه ای جایگزین نایلون در نانوایی های اصفهان می شود.»
مخاطب خاص با یک بسته گز به تغارنیوز آمد. تغار بعد از چند روز استراحت مطلق از جا پرید.
-سلام خانم مخاطب! خوبین؟
-آره خوبم تغاری! چند روزی رفتم اصفهان برای تفریح!
-به سلامتی. خوش گذشت؟
-آره روزا توی زاینده رود قایق سواری می کردم، شبا هم شنا. همه چی آروم آروم بود. منم خیلی خوشبخت. این بسته گز کرمانی رو هم از اصفهان براتون آوردم.
-ممنون خانم مخاطب. من فقط کشک
می خورم.
-راستی تغار جونی! چه خبر از تغارناز!
-تغارنازم خوبه. مدتیه درگیر تهیه جهیزیه است و کمتر می بینمش.
مخاطب خاص یک کیسه پارچه ای از کوله پشتی اش بیرون آورد و روی میز گذاشت.
-اینو بده تغارناز! از اصفهان براش آوردم. یه وقت اگه خواست نون بخره! توی نایلون نذاره ها. از همین استفاده کنه.
تغار؛ شکمش را گرفت و زد زیر خنده.
-نون؟! کدوم نون؟ حالا بذارین ما به نون برسیم. توی هر چی باشه میذاریمش.
-آخه اصفهان که بودم، نونوایی ها نوناشونو توی این کیسه ها میذاشتن.
تغار دوباره شکمش را گرفت و قهقهه زد. ستون های تغارنیوز از خنده تغار لرزید.
-چرا می خندی تغار جون؟
-جسارت نباشه. یاد یه لطیفه افتادم. میگن یه روز یه نفر میره ساندویچی میگه آقا یه دونه کتلت بدین با یه نوشابه. فروشنده میگه نوشابه ندارم. میگه خب یه دونه سوسیس بدین با یه نوشابه.
مخاطب خاص دستهایش را زیر چانه اش قلّاب کرد. ابروهایش را بالا زد و با احساس گفت:
-من نوشابه دوست دارم.
خنده؛ روی دهانه تغار ماسید. مخاطب خاص؛ کیسه پارچه ای را برداشت و توی کوله پشتی گذاشت.
-می برمش واسه یه مخاطب خاص دیگه. من کیسه پارچه ای دوست دارم. محیط زیست رو با کلاس میکنه.
تغار؛ خمیازه ای کشید. دمر شد و خوابید. خواب نان می دید.
حمایت بدون شرط از روحانی اشتباه بود
حمایت بدون شرط از روحانی اشتباه بود
علی صوفی، وزیر تعاون دولت دوم اصلاحات که عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاحطلبان هم هست، دور تازهای از فعالیت سیاسی را آغاز کرده. او که به همراه تعدادی از وزرای دولت اصلاحات انجمن اصلاحات را پس از ۲۰ سال از سال گذشته با تغییر نام به حزب پیشروی اصلاحات به جریان انداخته، امروز برای آغاز به کار دفتر استانی این حزب به کرمان سفر کرد و بازدیدی هم از نمایشگاه مطبوعات کرمان داشت. صوفی که معتقد است عملکرد دور از انتظار فراکسیون امید در مجلس و شورای شهر تهران ناشی از بسته بودن دست اصلاحطلبان در انتخاباتهای ۹۴ و ۹۶ بوده، میگوید در صورتی اصلاحطلبان باید در انتخابات مجلس ۹۸ و شورای شهر ۱۴۰۰ شرکت کنند که نظام به آنها اجازه حضور با تمام توان را بدهد.
در ادامه پرسشهای «کرمان نو» و پاسخهای این فعال سیاسی را در حاشیه چهارمین نمایشگاه مطبوعات کرمان میتوانید بخوانید.
حزب پیشروی اصلاحات در حالی فعالیت خود را آغاز کرده که اغلب احزاب ما در سالهای گذشته نهتنها موفق به فعالیت جدی نشدند که حاصل سهم خواهی آنها در انتخابات مجلس ۹۴ و شورای شهر ۹۶ ناامیدی بدنه اجتماعی اصلاحطلبان از این جریان سیاسی بود. در این شرایط آغاز فعالیت حزب پیشروی اصلاحات این موضوع را به اذهان متبادر میکند که قرار است یک حزب دیگر هم به جمع سهم خواهان اضافه شود. بهخصوص که در ایران هنوز احزاب پایه قوی هم ندارند.
حزب پیشروی اصلاحات حزب تازه تأسیسی نیست و از سال ۷۶ با نام انجمن اصلاحات پایهگذاری شد. در دولت احمدینژاد البته به دلیل شرایطی که وجود داشت موفق به تشکیل کنگره نشدیم و هشت سال منتظر ماندیم. در دولت تدبیر و امید حزب توانست فعال شود و اکنون عضو شورای عالی سیاستگذاری و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستیم و بهعنوان یک حزب به دنبال گسترش تشکیلات هستیم. در خصوص سؤال شما باید بگویم که احزاب هر کدام حوزه نفوذی دارند. مثلاً ما حزب اتحاد ملت را داریم که قبلاً تحت عنوان حزب مشارکت کار میکرده و یا مثلاً حزب کارگزاران. هر کدام از این احزاب طرفدارانی دارند اما ممکن است کسانی باشند که علاقه به فعالیت حزبی داشته باشند اما نه در این احزاب. حزب پیشروی اصلاحات میتواند مجالی برای این دسته از افراد باشد.
چه تفاوتی با سایر احزاب اصلاحطلب دارید؟ منظورم این است که احزاب اصلاحطلب تاکنون نتوانستند موفقیت چشمگیری داشته باشند. آیا حزب پیشروی اصلاحات هم قرار است در همان مسیر گام بردارد؟
ببینید ما برخلاف بسیاری از احزاب وابستگی حاکمیتی نداریم. ما جزو حاکمیت بودیم اما بازنشست شدیم و وابستگی حاکمیتی نداریم. طبق تعریف وظیفه احزاب مشارکت و کسب قدرت و از آن مهمتر نقد قدرت است. ما میخواهیم جو و شکافی را که بین نسل جوان و نسل قدیم اصلاحطلبان پیشآمده، رفع کنیم. اگر میگوییم کسب قدرت، به معنای سهم خواهی نیست بلکه به دنبال تربیت نیرو برای مدیریت کشور هستیم. نیروهایی که حزبی باشند. ما امروز میبینیم افرادی که با لیست امید به مجلس راه یافتند، بعد از انتخابات گفتند مستقل هستند. ما باید فرهنگسازی کنیم تا نیروها به احزاب وفادار بمانند. ضمن اینکه ما بهعنوان نیروهایی که تجربه کار در حاکمیت را داشتیم، قدرت نقد بالایی داریم. ما باید قدرت را نقد کنیم و همزمان با آن فضا را برای ورود جوانان به قدرت فراهم کنیم.
اتفاقات رخ داده در یک سال گذشته باعث شده تا بخشی از حامیان جریان اصلاحات از صندوقهای رأی روی برگردانند و ناامید شوند. با این وضعیت نگران نیستید اتفاقی که در انتخابات مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ افتاد تکرار شود؟
اصلاحطلبان در سه انتخابات گذشته با موانعی روبرو بودند. ما یا میبایست انتخابات را تحریم کنیم و یا به فکر تغییر اوضاع باشیم. بنابراین سلبی برخورد کردیم. یعنی سعی کردیم دولت و مجلس را از دست تندروها بگیریم که موفق بودیم. اما از جنبه ایجابی با نظارت استصوابی شورای نگهبان روبرو بودیم. مثلاً در انتخابات سال ۹۲، آیتالله هاشمی را رد صلاحیت کردند. روحانی اصلاً با مرحوم هاشمی قابل قیاس نیست. آیتالله هاشمی کاندیدای حداکثری ما بود و روحانی کاندیدای حداقلی. یادم هست همان روزی که ایشان را رد صلاحیت کردند، جلسه ماهانه وزرای دولت اصلاحات با رییس این دولت هم قرار بود برگزار شود. تعدادی از دوستان در این جلسه بهقدری برافروخته بودند که بر تحریم انتخابات تأکید میکردند. بااینحال شرایط بهگونهای پیش رفت که به روحانی رسیدیم. در انتخابات مجلس ۹۴ هم اکثر اصلاحطلبان رد صلاحیت شدند. در آن انتخابات من رییس ستاد اصلاحطلبان در تهران بودم. برای لیست ۳۰ نفره حتی پنج نفر هم نداشتیم. فراخوان دادیم و در نهایت هم ۳۰ بر صفر پیروز شدیم. این حرکت ما سلبی بود. حالا از همین لیست برخی مثل محمود صادقی و پروانه سلحشوری خوب کار کردند. روی برخی هم مثل علی مطهری و الیاس حضرتی حساب میکردیم که آنها هم خوب عمل کردند. اما برخی هم عملکردی دور از انتظار داشتند و الان ما ماندیم و تبعات عملکرد این نمایندگان در مجلس.
رونق تورهای رنگ بازی در ایران
رونق تورهای رنگ بازی در ایران
این جشن به گفته محققان هندی تهدیدی برای طبیعت و مهمتر از آن جان انسان است
برگزاری تورهای رنگ با وجود اعتراض فعالان محیط زیست و گردشگری همچنان در ایران ادامه دارد. تورهای رنگ، مد تازه امسال برخی سودجویان برای کسب در آمد از یک فعالیت ضد محیط زیستی بود. شبیهسازی جشن هولی هند در ایران تحت عنوان تورهای رنگ بازی به دلیل جذابیتهای بصری به سرعت مورد توجه برخی اقشار قرار گرفت. با این وجود کسی از آسیب این تورها خبر نداشت تا اینکه صدای اعتراص جوامع محلی و فعالان محیط زیست و گردشگری بلند شد.
موضوع تورهای رنگ بازی و آسیبهای آن، اوایل امسال پس از انتشار ویدئوی گلایه یک چوپان محلی از دردسرهایی این تورهای رنگ برای دامهایش مطرح شد و بسیاری نسبت به آن موضع گرفتند. حتی برخی از برگزارکنندگان پس از اطلاع از آسیبهای آن نسب به فعالیت خود در زمینه این تورها عذرخواهی کردند. با این وجود همچنان برگزاری این تورها توسط برخی افراد و آژانسهای سودجو ادامه دارد. به عنوان مثال یکی از دفاتر گردشگری در یکی از شهرهای ایران اقدام به برگزاری این تور کرده است و همچنان برای برنامههای بعدی خود تبلیغات میکند. «هومن یوسفی» ـ مشاور و کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک ـ در تحلیل آسیبهای این جشن وارداتی به پژوهشها و نظریات محققان و روزنامهنگاران هندی استناد کرده و نوشته است: «بسیاری از افراد مطلع در هندوستان این جشن را به دلیل آسیبهایش دیگر برگزار نمیکنند. این آسیبها هم جسمی و هم مرتبط با محیط زیست است. در هر حال فرقی نمیکند رنگ شیمایی با فشاری که هنگام پاشیدن دارد ابتدا بدن انسان و بعد هر موجود زندهای را تا شعاع چند کیلومتری آلوده خواهد کرد.
«Satyajit N.singh» نویسنده و روزنامهنگار حوزه علوم و از مدیران موزههای علوم هند در شهر کلکته است. او در مقالهای درباره این جشن مقدس هندیها که تازگی و نابخردانه در ایران شایع شده است، صرفنظر از تاریخ آن و یا افسانههایی که در شرح آن گفته شده و برای هندیها کاملا آشنا است، به فلسفه علمی جشن «هولی» پرداخته و یادآور شده که جشن رنگ در فصل بهار برگزار میشود؛ دورهای که بین پایان زمستان و شروع تابستان است. در این مرحله رشد باکتریها در اتمسفر و در بدن زیاد است و آتش روشن کردن در این جشن باعث کشتن باکتریها میشود.او میگوید که با روشن کردن آتش، مردم خاکستر بر پیشانی میگذاشتند و با برگها و گلهای درخت انبه به سلامتی خود کمک میکردند. سپس با حرکات رقص و کمک گرفتن از رنگها به احیای بدن خود کمک میکردند، اما این رنگها چه بودند؟رنگ سبز ترکیبی از برگهای خشک شده درختان، برگهای بهاری، سوزنهای کاج. رنگ زرد متشکل از گل آفتابگردان و کوکب. رنگ قرمز درست شده از رز یا پوست درختان سیب جنگلی، انار، زعفران، مخلوط آهک، زردچوبه و پودر پرتقال. رنگ آبی تهیه شده از انگور بنفش. رنگ قهوهای ترکیبی از برگهای خشک شده چای و برگ درخت افرا و رنگ سیاه که از برخی گونههای انگور تهیه میشد.
به گفته این روزنامهنگار هندی مردم در جشن اصیل هولی، بدن خود را با رنگ میپوشاندند نه اینکه روی دیگران رنگ بپاشند.
او گفته که رنگهای مصنوعی موجود در بازار که اکنون در جشن رنگ استفاده میشود، دارای مواد سمی اکسید سرب، گازوئیل، ید، کروم و سوفلات مس است، بنابراین در جشن رنگ بیش از آنکه طبیعت آسیب ببیند، سلامتی افراد در معرض خطر است.
این روزنامهنگار علمی ترکیب رنگهایی که در این جشن استفاده میشود را اینطور شرح داده است: رنگ سبز حاوی سولفات مس که آلرژی چشم و کوری موقت را ایجاد میکند. رنگ قرمز حاوی جیوه که خطر ابتلا به سرطان پوست، عقب ماندگی ذهنی و فلج و آسیب بینایی را به همراه دارد. رنگ بنفش حاوی یدیدکروم که آسم و آلرژی را سبب میشود. رنگ نقرهای حاوی برمید آلومینیوم که سرطانزا است. رنگ آبی که مشکلات پوستی به دنبال دارد و رنگ سیاه که نارسایی کلیه و ناتوانی یادگیری را موجب خواهد شد.
رونق تورهای رنگ بازی در ایران
رونق تورهای رنگ بازی در ایران
این جشن به گفته محققان هندی تهدیدی برای طبیعت و مهمتر از آن جان انسان است
برگزاری تورهای رنگ با وجود اعتراض فعالان محیط زیست و گردشگری همچنان در ایران ادامه دارد. تورهای رنگ، مد تازه امسال برخی سودجویان برای کسب در آمد از یک فعالیت ضد محیط زیستی بود. شبیهسازی جشن هولی هند در ایران تحت عنوان تورهای رنگ بازی به دلیل جذابیتهای بصری به سرعت مورد توجه برخی اقشار قرار گرفت. با این وجود کسی از آسیب این تورها خبر نداشت تا اینکه صدای اعتراص جوامع محلی و فعالان محیط زیست و گردشگری بلند شد.
موضوع تورهای رنگ بازی و آسیبهای آن، اوایل امسال پس از انتشار ویدئوی گلایه یک چوپان محلی از دردسرهایی این تورهای رنگ برای دامهایش مطرح شد و بسیاری نسبت به آن موضع گرفتند. حتی برخی از برگزارکنندگان پس از اطلاع از آسیبهای آن نسب به فعالیت خود در زمینه این تورها عذرخواهی کردند. با این وجود همچنان برگزاری این تورها توسط برخی افراد و آژانسهای سودجو ادامه دارد. به عنوان مثال یکی از دفاتر گردشگری در یکی از شهرهای ایران اقدام به برگزاری این تور کرده است و همچنان برای برنامههای بعدی خود تبلیغات میکند. «هومن یوسفی» ـ مشاور و کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک ـ در تحلیل آسیبهای این جشن وارداتی به پژوهشها و نظریات محققان و روزنامهنگاران هندی استناد کرده و نوشته است: «بسیاری از افراد مطلع در هندوستان این جشن را به دلیل آسیبهایش دیگر برگزار نمیکنند. این آسیبها هم جسمی و هم مرتبط با محیط زیست است. در هر حال فرقی نمیکند رنگ شیمایی با فشاری که هنگام پاشیدن دارد ابتدا بدن انسان و بعد هر موجود زندهای را تا شعاع چند کیلومتری آلوده خواهد کرد.
«Satyajit N.singh» نویسنده و روزنامهنگار حوزه علوم و از مدیران موزههای علوم هند در شهر کلکته است. او در مقالهای درباره این جشن مقدس هندیها که تازگی و نابخردانه در ایران شایع شده است، صرفنظر از تاریخ آن و یا افسانههایی که در شرح آن گفته شده و برای هندیها کاملا آشنا است، به فلسفه علمی جشن «هولی» پرداخته و یادآور شده که جشن رنگ در فصل بهار برگزار میشود؛ دورهای که بین پایان زمستان و شروع تابستان است. در این مرحله رشد باکتریها در اتمسفر و در بدن زیاد است و آتش روشن کردن در این جشن باعث کشتن باکتریها میشود.او میگوید که با روشن کردن آتش، مردم خاکستر بر پیشانی میگذاشتند و با برگها و گلهای درخت انبه به سلامتی خود کمک میکردند. سپس با حرکات رقص و کمک گرفتن از رنگها به احیای بدن خود کمک میکردند، اما این رنگها چه بودند؟رنگ سبز ترکیبی از برگهای خشک شده درختان، برگهای بهاری، سوزنهای کاج. رنگ زرد متشکل از گل آفتابگردان و کوکب. رنگ قرمز درست شده از رز یا پوست درختان سیب جنگلی، انار، زعفران، مخلوط آهک، زردچوبه و پودر پرتقال. رنگ آبی تهیه شده از انگور بنفش. رنگ قهوهای ترکیبی از برگهای خشک شده چای و برگ درخت افرا و رنگ سیاه که از برخی گونههای انگور تهیه میشد.
به گفته این روزنامهنگار هندی مردم در جشن اصیل هولی، بدن خود را با رنگ میپوشاندند نه اینکه روی دیگران رنگ بپاشند.
او گفته که رنگهای مصنوعی موجود در بازار که اکنون در جشن رنگ استفاده میشود، دارای مواد سمی اکسید سرب، گازوئیل، ید، کروم و سوفلات مس است، بنابراین در جشن رنگ بیش از آنکه طبیعت آسیب ببیند، سلامتی افراد در معرض خطر است.
این روزنامهنگار علمی ترکیب رنگهایی که در این جشن استفاده میشود را اینطور شرح داده است: رنگ سبز حاوی سولفات مس که آلرژی چشم و کوری موقت را ایجاد میکند. رنگ قرمز حاوی جیوه که خطر ابتلا به سرطان پوست، عقب ماندگی ذهنی و فلج و آسیب بینایی را به همراه دارد. رنگ بنفش حاوی یدیدکروم که آسم و آلرژی را سبب میشود. رنگ نقرهای حاوی برمید آلومینیوم که سرطانزا است. رنگ آبی که مشکلات پوستی به دنبال دارد و رنگ سیاه که نارسایی کلیه و ناتوانی یادگیری را موجب خواهد شد.
