بایگانی مطالب نشریه

خطر ساخت‌وساز در کمین کاخ گلستان

خطر ساخت‌وساز در کمین کاخ گلستان

ساخت و ساز در حریم کاخ گلستان نگرانی‌ها را برای خروج این اثر از فهرست میراث جهانی بیشتر کرده است

تخریب خانه‌های تاریخی و تعرض به حریم، عرصه و حریم منظر آثار تاریخی به سریال تلخ اما تکراری تهران تبدیل شده است. گویا در این میان مدیران به این تخریب‌ها و تجاوزها عادت کرده‌اند.

 اما در آخرین پرونده، متجاوزان به میراث تاریخی این مرز و بوم پا را فراتر گذاشته و هم‌اکنون چشم طمع به اثر بی‌نظیر و جهانی کاخ گلستان دوخته‌اند. ماجرا از بهار ۹۵ آغاز می‌شود؛ زمانی‌که مالکی در خیابان ناصر خسرو؛ سودای ساخت بنایی بلندتر از عمارت بادگیر را در سر می‌پروراند. او درخواست خود را به شورای فنی وقت میراث فرهنگی تهران ارسال کرد. در جلسه‌ای که با حضور اعضای شورای فنی تهران شامل سپیده سیروس نیا، معاون میراث فرهنگی، رجبعلی خسرو آبادی، مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران، سید محیط طباطبایی، عضو شورای فنی تهران و مشاور پژوهشگاه میراث فرهنگی، کیانوش تکلو، معاون حقوقی میراث فرهنگی استان تهران، علیرضا قلی‌نژاد، عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی و شورای فنی تهران، اسکندر مختاری، عضو ایکوموس و شورای فنی، برگزار شد؛ در کمال ناباوری با درخواست مالک موافقت شد و مجوز احداث بنایی با ارتفاع ۱۰.۵ متر و دو طبقه زیرزمین، صادر شد. این ملک در حریم بلافصل مجموعه ثبت جهانی کاخ گلستان قرار دارد و آسیب منظری و ساختاری را کاخ گلستان وارد می‌کند. اما مالک حتی به مجوز شورای فنی نیز بسنده نکرده و فندانسیونی به ارتفاع ۱۲.۵ در حریم کاخ گلستان بنا نهاده است، بنایی که هم‌اکنون سایه شوم آن کاخ جهانی گلستان را تهدید می‌کند. در حالی‌ که پرونده تخلفات ساخت و ساز در حریم کاخ گلستان نگرانی‌ها را برای خروج این اثر تاریخی از فهرست میراث جهانی بیشتر کرده است، دیوان محاسبات کشور خواستار ارائه توضیحاتی در این خصوص شده است. به گزارش ایلنا، هرچند علی اصغر مونسان (رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری) بارها درباره توقف ساخت و سازها در مجاورت شمس‌العماره تذکر داده است اما این ملک که ازجمله املاک کبابی جوان به حساب می‌آید با تخطی از ارتفاع مجاز، پا در حریم منظری کاخ گلستان گذاشت.

روزنامه قانون نوشته: البته گفته می‌شود که براساس رای شورای فنی تهران و اداره کل میراث فرهنگی تهران، اجازه ساخت ۱۰/۵ متری به این بنا داده شده که باتوجه به آنکه ارتفاع مجاز ساخت و ساز در حریم میراث جهانی ۷.۵ متر است بازهم شاهد تخلف در این حوزه بوده‌ایم. این درحالی است که اکنون ارتفاع این ساخت و ساز به حدود ۱۳.۵ متر رسیده است.

البته این تخطی فقط به خدشه‌دار کردن حریم منظری کاخ گلستان ختم نمی‌شود چرا که به گفته محمدحسن طالبیان (معاون میراث فرهنگی کشور)، صاحب ملک با آغاز حفاری زیرزمین به بخشی از ملک کاخ گلستان تعرض کرد و تخلفات را بیشتری را مرتکب شده است. چنانکه اخیرا در اسناد کاخ گلستان‌ فیش‌هایی پیدا شده که نشان می‌دهد بخشی از این ملک در اختیار کاخ گلستان بوده اما مالک می‌گوید سند شش‌دانگ دارد و از ارائه سند به سازمان میراث فرهنگی خودداری کرده است.

با انتشار چنین اخباری و تاکید معاون رییس جمهور به توقف ساخت و سازهای غیرمجاز در مجاورت کاخ گلستان، دیوان محاسبات کشور نیز به این حوزه ورود کرده است محسن شیخ الاسلامی (معاون میراث فرهنگی تهران) با اشاره به آنکه حدود دو هفته پیش، از دیوان محاسبات کشور نامه‌ای دریافت کردیم که خواستار ارائه توضیحاتی درخصوص ساخت و سازها و تخلفات اتفاق افتاده در مجاورت کاخ گلستان شده بودند، گفت: طی نامه‌هایی به صورت مفصل شرح آنچه که درخصوص این ساخت و سازها انجام گرفته بود را به دیوان محاسبات کشور ارائه دادیم. به گفته مسئولان، پرونده توقف ساخت‌وساز در حریم کاخ گلستان به دادسرای ناحیه ۱۲ ارسال شده است.

اعتراض به بودجه طرح‌های انتقال آب

اعتراض به بودجه طرح‌های انتقال آب

روحانی از توجه ویژه به آب استان خوزستان گفت اما این سخنان به مذاق  مجمع نمایندگان این استان خوش نیامد

کمبود آب به نقطه ای رسیده که یک به یک رودخانه های کشور را می‌خشکاند ، زاینده رود بارزترین نمونه این خشکسالی است که احیای دوباره آن کلید خورده ، مسئله ای که از دید وکلای خوزستان به خشکی کارون خواهد انجامید. 

تقدیم بودجه به مجلس بحران آب در کشور را بیش از پیش به رخ کشید. رییس جمهور در روزی که بودجه را به مجلس آورده بود گفت:« ما در رابطه با رود کارون اقدامات بسیار مهمی را انجام داده‌ایم.لیست آن را می خواهم وزارت نیرو منتشر بکند.» روحانی از توجه ویژه به آب استان خوزستان گفت اما این سخنان به مذاق مجمع نمایندگان این استان خوش نیامد و اعتراض آنها را به همراه داشت.

مجید ناصری نژاد نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی معتقد است این اعتراض تنها مربوط به نمایندگان مردم خوزستان نبوده است. او می‌گوید کل حوزه زاگرس به تصمیماتی که آقای رییس جمهور و آقای نوبخت گرفته‌اند معترض بوده‌اند. وی ادامه داد که بعد از سالها پیگیری و تلاش نمایندگان خوزستان و سایر استانها امسال در بودجه ردیفی برای انتقال آب نگذاشتند. این باعث شد که نمایندگان برخی از استان‌ها که بدنبال انتقال آب بودند اعلام استعفا کنند. آقای نوبخت هم اعلام کرد که موضوع قابل حل است و همین مساله موجب نگرانی نمایندگان حوزه‌ زاگرس شد. این نماینده مجلس افزود:« همه می‌دانند که بحث انتقال آب چه بلاهایی بر سر خوزستان و زاگرس آورده و می‌آورد.

رییس مجمع نمایندگان استان خوزستان نیز در همین ارتباط به چشم‌انداز پنج سال تحت عنوان برنامه ششم توسعه اشاره می‌کند و می‌گوید:« در مواد الحاقی برنامه توسعه ششم اشاره شده است که هرگونه نقل و انتقال آب بدون مجوز سازمان محیط زیست ممنوع است.»

علی گلمرادی نماینده مردم ماهشهر دیگر معترض این تصمیم دولت هست. او می‌گوید:«فقدان طرح جامع مدیریت آب کشور باعث شده که به صورت مقطعی شاید بتوانیم مشکل استانی را حل کنیم. اما حتما در کنار آن مشکل جدی و حیاتی برای سایر استان‌ها شکل خواهد گرفت.» ما می‌توانیم به شیوه‌های دیگری که در دنیا وجود دارد از طریق شیرین کردن آب، به روش‌های دیگری این کار انجام شود و کارون را به سمت نابودی نکشانند که عواقب خوبی ندارد.»

نماینده مردم ماهشهر افزود:«کشاورزی استان خوزستان رو به نابودی است،وجود ریزگردها که عامل اصلی آن سو مدیریت منابع آبی است زندگی مردم را با مخاطره روبرو کرده است.»

کمبود آب به نقطه ای رسیده که یک به یک رودخانه‌های کشور را می‌خشکاند. زاینده رود بارزترین نمونه این خشکسالی در فلات مرکزی است که احیای دوباره آن در فلات مرکزی با فشار نمایندگان استان اصفهان بر دولت کلید خورده است.مسا‌له ‌ای که از دید وکلای مردم خوزستان به خشکی کارون خواهد انجامید.

نماینده مردم شادگان معتقد است که کم کردن آب کارون یا حذف آن  به معنی حذف پنج میلیون از مردم این خطه از کشور است. مردم بیچاره می‌شوند، کشاورزی‌ها تعطیل می‌شود، صنایع مادر ما که به آب نیاز دارند مثل فولاد و دیگر به تعطیلی کشیده می‌شود.

ناصری نژاد ادامه داد:« دو دهه هست که اعتراض به انتقال آب را پیگیری می‌کنیم. اما دولت بر اثر لابی و فشاری که بر دولت وارد می‌شود یک سری مصوبات و بودجه‌ها را تصویب می‌کند.» این نماینده مجلس به روند برعکس مهاجرت اشاره می‌کند و می‌گوید:« سالیان سال مردم به استان ما برای کشاورزی مهاجرت می‌کردند. اما حالا کشاورزی استان ما نابود شده است و مردم ما برای کار به استا‌ن‌های دیگر مهاجرت می‌کنند.»

اقبال محمدی نایب رییس مجمع نمایندگان خوزستان هم با اعتراض به طرح انتقال آب کارون توضیح می‌دهد که مشکلاتی که برای استان خوزستان پیش آمده است بر چند نوع است. کاهش ۴۰ درصدی محصولات کشاورزی خوزستان، از بین رفتن نخیلات استان که آمارش از زمان جنگ بیشتر است. خشک شدن تالاب‌های هورالعظیم و تالاب شادگان و در مجموع دست بردن به محیط زیست دشواری فراوانی را برای مردم بوجود آورده و خواهد آورد.

این نماینده مجلس توضیح داد:« کشاورزان ما مجبور شده‌آند بدلیل کمبود آب به حاشیه شهرها مهاجرت بکنند و آسیب‌های اجتماعی فراوانی را این مساله به همراه داشته است.»

 

اعتراض به بودجه طرح‌های انتقال آب

اعتراض به بودجه طرح‌های انتقال آب

روحانی از توجه ویژه به آب استان خوزستان گفت اما این سخنان به مذاق  مجمع نمایندگان این استان خوش نیامد

کمبود آب به نقطه ای رسیده که یک به یک رودخانه های کشور را می‌خشکاند ، زاینده رود بارزترین نمونه این خشکسالی است که احیای دوباره آن کلید خورده ، مسئله ای که از دید وکلای خوزستان به خشکی کارون خواهد انجامید. 

تقدیم بودجه به مجلس بحران آب در کشور را بیش از پیش به رخ کشید. رییس جمهور در روزی که بودجه را به مجلس آورده بود گفت:« ما در رابطه با رود کارون اقدامات بسیار مهمی را انجام داده‌ایم.لیست آن را می خواهم وزارت نیرو منتشر بکند.» روحانی از توجه ویژه به آب استان خوزستان گفت اما این سخنان به مذاق مجمع نمایندگان این استان خوش نیامد و اعتراض آنها را به همراه داشت.

مجید ناصری نژاد نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی معتقد است این اعتراض تنها مربوط به نمایندگان مردم خوزستان نبوده است. او می‌گوید کل حوزه زاگرس به تصمیماتی که آقای رییس جمهور و آقای نوبخت گرفته‌اند معترض بوده‌اند. وی ادامه داد که بعد از سالها پیگیری و تلاش نمایندگان خوزستان و سایر استانها امسال در بودجه ردیفی برای انتقال آب نگذاشتند. این باعث شد که نمایندگان برخی از استان‌ها که بدنبال انتقال آب بودند اعلام استعفا کنند. آقای نوبخت هم اعلام کرد که موضوع قابل حل است و همین مساله موجب نگرانی نمایندگان حوزه‌ زاگرس شد. این نماینده مجلس افزود:« همه می‌دانند که بحث انتقال آب چه بلاهایی بر سر خوزستان و زاگرس آورده و می‌آورد.

رییس مجمع نمایندگان استان خوزستان نیز در همین ارتباط به چشم‌انداز پنج سال تحت عنوان برنامه ششم توسعه اشاره می‌کند و می‌گوید:« در مواد الحاقی برنامه توسعه ششم اشاره شده است که هرگونه نقل و انتقال آب بدون مجوز سازمان محیط زیست ممنوع است.»

علی گلمرادی نماینده مردم ماهشهر دیگر معترض این تصمیم دولت هست. او می‌گوید:«فقدان طرح جامع مدیریت آب کشور باعث شده که به صورت مقطعی شاید بتوانیم مشکل استانی را حل کنیم. اما حتما در کنار آن مشکل جدی و حیاتی برای سایر استان‌ها شکل خواهد گرفت.» ما می‌توانیم به شیوه‌های دیگری که در دنیا وجود دارد از طریق شیرین کردن آب، به روش‌های دیگری این کار انجام شود و کارون را به سمت نابودی نکشانند که عواقب خوبی ندارد.»

نماینده مردم ماهشهر افزود:«کشاورزی استان خوزستان رو به نابودی است،وجود ریزگردها که عامل اصلی آن سو مدیریت منابع آبی است زندگی مردم را با مخاطره روبرو کرده است.»

کمبود آب به نقطه ای رسیده که یک به یک رودخانه‌های کشور را می‌خشکاند. زاینده رود بارزترین نمونه این خشکسالی در فلات مرکزی است که احیای دوباره آن در فلات مرکزی با فشار نمایندگان استان اصفهان بر دولت کلید خورده است.مسا‌له ‌ای که از دید وکلای مردم خوزستان به خشکی کارون خواهد انجامید.

نماینده مردم شادگان معتقد است که کم کردن آب کارون یا حذف آن  به معنی حذف پنج میلیون از مردم این خطه از کشور است. مردم بیچاره می‌شوند، کشاورزی‌ها تعطیل می‌شود، صنایع مادر ما که به آب نیاز دارند مثل فولاد و دیگر به تعطیلی کشیده می‌شود.

ناصری نژاد ادامه داد:« دو دهه هست که اعتراض به انتقال آب را پیگیری می‌کنیم. اما دولت بر اثر لابی و فشاری که بر دولت وارد می‌شود یک سری مصوبات و بودجه‌ها را تصویب می‌کند.» این نماینده مجلس به روند برعکس مهاجرت اشاره می‌کند و می‌گوید:« سالیان سال مردم به استان ما برای کشاورزی مهاجرت می‌کردند. اما حالا کشاورزی استان ما نابود شده است و مردم ما برای کار به استا‌ن‌های دیگر مهاجرت می‌کنند.»

اقبال محمدی نایب رییس مجمع نمایندگان خوزستان هم با اعتراض به طرح انتقال آب کارون توضیح می‌دهد که مشکلاتی که برای استان خوزستان پیش آمده است بر چند نوع است. کاهش ۴۰ درصدی محصولات کشاورزی خوزستان، از بین رفتن نخیلات استان که آمارش از زمان جنگ بیشتر است. خشک شدن تالاب‌های هورالعظیم و تالاب شادگان و در مجموع دست بردن به محیط زیست دشواری فراوانی را برای مردم بوجود آورده و خواهد آورد.

این نماینده مجلس توضیح داد:« کشاورزان ما مجبور شده‌آند بدلیل کمبود آب به حاشیه شهرها مهاجرت بکنند و آسیب‌های اجتماعی فراوانی را این مساله به همراه داشته است.»

 

خطر ساخت‌وساز در کمین کاخ گلستان

خطر ساخت‌وساز در کمین کاخ گلستان

ساخت و ساز در حریم کاخ گلستان نگرانی‌ها را برای خروج این اثر از فهرست میراث جهانی بیشتر کرده است

تخریب خانه‌های تاریخی و تعرض به حریم، عرصه و حریم منظر آثار تاریخی به سریال تلخ اما تکراری تهران تبدیل شده است. گویا در این میان مدیران به این تخریب‌ها و تجاوزها عادت کرده‌اند.

 اما در آخرین پرونده، متجاوزان به میراث تاریخی این مرز و بوم پا را فراتر گذاشته و هم‌اکنون چشم طمع به اثر بی‌نظیر و جهانی کاخ گلستان دوخته‌اند. ماجرا از بهار ۹۵ آغاز می‌شود؛ زمانی‌که مالکی در خیابان ناصر خسرو؛ سودای ساخت بنایی بلندتر از عمارت بادگیر را در سر می‌پروراند. او درخواست خود را به شورای فنی وقت میراث فرهنگی تهران ارسال کرد. در جلسه‌ای که با حضور اعضای شورای فنی تهران شامل سپیده سیروس نیا، معاون میراث فرهنگی، رجبعلی خسرو آبادی، مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران، سید محیط طباطبایی، عضو شورای فنی تهران و مشاور پژوهشگاه میراث فرهنگی، کیانوش تکلو، معاون حقوقی میراث فرهنگی استان تهران، علیرضا قلی‌نژاد، عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی و شورای فنی تهران، اسکندر مختاری، عضو ایکوموس و شورای فنی، برگزار شد؛ در کمال ناباوری با درخواست مالک موافقت شد و مجوز احداث بنایی با ارتفاع ۱۰.۵ متر و دو طبقه زیرزمین، صادر شد. این ملک در حریم بلافصل مجموعه ثبت جهانی کاخ گلستان قرار دارد و آسیب منظری و ساختاری را کاخ گلستان وارد می‌کند. اما مالک حتی به مجوز شورای فنی نیز بسنده نکرده و فندانسیونی به ارتفاع ۱۲.۵ در حریم کاخ گلستان بنا نهاده است، بنایی که هم‌اکنون سایه شوم آن کاخ جهانی گلستان را تهدید می‌کند. در حالی‌ که پرونده تخلفات ساخت و ساز در حریم کاخ گلستان نگرانی‌ها را برای خروج این اثر تاریخی از فهرست میراث جهانی بیشتر کرده است، دیوان محاسبات کشور خواستار ارائه توضیحاتی در این خصوص شده است. به گزارش ایلنا، هرچند علی اصغر مونسان (رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری) بارها درباره توقف ساخت و سازها در مجاورت شمس‌العماره تذکر داده است اما این ملک که ازجمله املاک کبابی جوان به حساب می‌آید با تخطی از ارتفاع مجاز، پا در حریم منظری کاخ گلستان گذاشت.

روزنامه قانون نوشته: البته گفته می‌شود که براساس رای شورای فنی تهران و اداره کل میراث فرهنگی تهران، اجازه ساخت ۱۰/۵ متری به این بنا داده شده که باتوجه به آنکه ارتفاع مجاز ساخت و ساز در حریم میراث جهانی ۷.۵ متر است بازهم شاهد تخلف در این حوزه بوده‌ایم. این درحالی است که اکنون ارتفاع این ساخت و ساز به حدود ۱۳.۵ متر رسیده است.

البته این تخطی فقط به خدشه‌دار کردن حریم منظری کاخ گلستان ختم نمی‌شود چرا که به گفته محمدحسن طالبیان (معاون میراث فرهنگی کشور)، صاحب ملک با آغاز حفاری زیرزمین به بخشی از ملک کاخ گلستان تعرض کرد و تخلفات را بیشتری را مرتکب شده است. چنانکه اخیرا در اسناد کاخ گلستان‌ فیش‌هایی پیدا شده که نشان می‌دهد بخشی از این ملک در اختیار کاخ گلستان بوده اما مالک می‌گوید سند شش‌دانگ دارد و از ارائه سند به سازمان میراث فرهنگی خودداری کرده است.

با انتشار چنین اخباری و تاکید معاون رییس جمهور به توقف ساخت و سازهای غیرمجاز در مجاورت کاخ گلستان، دیوان محاسبات کشور نیز به این حوزه ورود کرده است محسن شیخ الاسلامی (معاون میراث فرهنگی تهران) با اشاره به آنکه حدود دو هفته پیش، از دیوان محاسبات کشور نامه‌ای دریافت کردیم که خواستار ارائه توضیحاتی درخصوص ساخت و سازها و تخلفات اتفاق افتاده در مجاورت کاخ گلستان شده بودند، گفت: طی نامه‌هایی به صورت مفصل شرح آنچه که درخصوص این ساخت و سازها انجام گرفته بود را به دیوان محاسبات کشور ارائه دادیم. به گفته مسئولان، پرونده توقف ساخت‌وساز در حریم کاخ گلستان به دادسرای ناحیه ۱۲ ارسال شده است.

مهاجرت به تغارستان

مهاجرت به تغارستان

یاسر سیستانی نژاد

طنزیماتچی

طنزیماتچی به تغار خندید. تغار؛ تصمیم کبری گرفت. وسائلش را در بقچه ای گذاشت. 

بقچه را سر چوبدستی کرد و به خانه تغارناز رفت. 

تغارناز؛ کوله پشتی اش را برداشت. 

این زوج عاشق، در افق محو شدند.

 از افق گذشتند و به تغارکوه رسیدند.

-تغارناز! من خیلی گرسنه ام. 

موافقی با هم چاشت بخوریم؟

-آره موافقم تحلیل جون؟

-تغارناز! دیگه به من نگو تحلیل جون! 

من دیگه نمی خوام کار رسانه ای انجام بدم.

-خُب! چی بگم بهت آخه؟ من به همه اهالی تغارستان گفتم که شوهرم تحلیل گره!

-حالا یه کاریش می کنیم. اما دیگه منو تحلیل جون صدا نکن! باشه؟

-باشه تحلیل جون!

-دوباره گفت.

-آهان! ببخشید تغار جون! راستی تغارجون!

-جونم!

-تو تنها تغارِ تغارنیوز بودی. برای همین همه تغار صدات می کردن. اما توی تغارستان که همه تغارن کافیه من بگن تغار جون! اون وقت همه تغارا تلو تلو بخورن. حالا من چی صدات کنم. الآن مشکل دو تا شد. نه شغل داری، نه اسم!

تغار تحلیلگر؛ کشکی از توی بقچه برداشت و در دهانه اش گذاشت.

-بهم بگو تغارجان! بر وزن تغارخان که اسم پدرته!

تغارناز؛ چشمکی زد.

-باشه تغارجان! به محض این که به تغارستان رسیدیم، می ریم اداره ثبت احوال و برات یه شناسنامه صادر می کنیم.

تغارجان و تغارناز با خوبی و خوشی اولین صبحانه مشترک خود را خوردند. 

تغارجان؛ بقچه را بست و آن را بر سر چوب گذاشت و از خم تغارکوه گذشتند. روی تپه آن طرف تغارکوه ایستادند. تغار؛ نگاهی به تغارستان انداخت. خانه های گنبدی شکل، مثل تغار وارونه از دور دست پیدا بود.

-عجب خونه های عجیبی!

-تغارجان، این جا به محل سکونت نمی گن «خونه»، میگن «تغاردان» ما هم باید به زودی یه تغاردان برای خودمون بسازیم.

تغارجان؛ نگاه مهرآمیزی به تغارناز انداخت.

-امیدوارم در تغارستان بهمون خوش بگذره! دلم میخواد بقیه عمرم رو در بین هم نوعانم به خوبی و خوشی زندگی کنم. به دور از هیاهوی رسانه ای!

-حتماً همین طوره، تغارجان!

تغارجان و تغارناز از تپه سرازیر شدند تا خود را به تغارستان برسانند.

نابودی ریه‌های شهر با تصرف کوه‌ها

نابودی ریه‌های شهر با تصرف کوه‌ها

فعال محیط زیست: هم‌اکنون استان‌های مختلف کشور از جمله مازندران و حاشیه دماوند درگیر کوه خواری هستند

تصرف کوه‌ها و تغییر کاربری آن‌ها، مشکل دیگری است که چند سالی است به جان عرصه‌های طبیعی کشور افتاده است.

فاطمه کاظمی فعال محیط زیست در گفت‌وگو با پیام ما عنوان کرد: «کشور ما چند سالی است که درگیر پدیده جدید به نام کوه خواری شده است اما حدود پنج سالی است که این واژه مکرر شنیده می‌شود.

کوه خواری یعنی همین موضوع که عده‌ای سودجو با تخریب و تغییر کاربری کوه آن را به باغات، مناطق مسکونی و … تبدیل می‌کنند. در بعضی مناطق نیز کوه را برای ایجاد سازه جدیدی تخریب می‌کنند. متولی این پدیده جدید سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیز داری است اما این سازمان هم آمار دقیقی از این پدیده نوظهور ندارد.

کوه خواری عملا جرم محسوب می‌شود، چراکه طبق قانون اساسی کشورمان، کوه، جنگل، دریا جزو منابع ملی هستند و هیچ فردی حق تعرض به آنها را ندارد. اما متاسفانه خیلی از این‌ها با اموری همچون لابی‌گری و دور زدن قانون مجوز می‌گیرند و در حقیقت باید گفت فعالیت این افراد غیرمجاز و دارای صورت قانونی است.

هم‌اکنون استان‌های مختلف کشور از جمله مازندران، حاشیه دماوند درگیر این پدیده هستند. در حال حاضر قسمتی از کوه دماوند را تراشیده و محله جدیدی را به وجود آورده‌اند. مساله اینجاست که تا منابع طبیعی بخواهد اثبات کند که این عرصه‌ها جزو منابع ملی است، عده‌ای مجوز آن را به دست آورده و کوه خواری اتفاق افتاده است.»

نفس شهر گرفته است

سال ۹۳ برای نخستین‌بار واژه کوه‌خواری به ادبیات کشور اضافه شد. اما پیش از آن سال‌ها بود که کوه‌های بسیاری آماج حمله بودند، ولی کسی از آنها نمی‌گفت. نه از تکه‌تکه شدن‌شان صحبت می‌شد و نه برداشت از آنها برای کسی مهم بود. همان ‌سال قباد افشار، رییس وقت سازمان امور اراضی کشور از کوه‌خواری به عنوان پدیده‌ای جدید نام برد وگفت: «تغییر کاربری کوه‌ها و تپه‌ها در برنامه زمین‌خواران قرار گرفته است و در اطراف کلانشهرها دیده می‌شود که کوه‌ها را به عرصه‌های مسکونی و دیگر کاربری‌ها تبدیل می‌کنند.» او همان زمان هشدار داد که تمام مناطق استان‌های تهران، مازندران، گیلان، البرز، قزوین، گلستان و حاشیه شهرهای بزرگ مانند اصفهان، مشهد، شیراز و تبریز در معرض تهدید و تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی و پدیده کوه‌خواری قرار دارند.

آنطور که روزنامه تعادل می‌نویسد سازمان امور اراضی کشور می‌گوید، کوه‌خواری تعریف حقوقی، فنی و تخصصی مشخصی ندارد و حتی برای زمین‌خواری هم مفهوم و تعریف دقیق حقوقی و فنی نداریم تا بتوانیم دسته‌بندی کنیم و بگوییم زمین‌خواری از این ارتفاع از سطح دریاست و بعد از آن می‌شود کوه‌خواری و به همین دلیل هم در سازمان امور اراضی این بخش نه متولی مشخصی دارد و نه آمار دقیقی از تعداد کوه‌های ویران‌شده وجود دارد. اوضاع در سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری که متولی این بخش است هم متفاوت است و این سازمان هم آمار دقیقی ندارد.

اما کوه خواری تبعات و پیامدهایی برای شهر دارد که تاثیر آن در آینده مشخص می‌شود. زیرا با تجاوزی که صورت می‌گیرد یک اکوسیستم نابود می‌شود و خسارات جبران‌ناپذیری به وجود می‌آید.

نسیم طواف زاده، کارشناس محیط زیست درباره این پیامدها صحبت کرد و گفت: یکی از اتفاقاتی که می‌افتد این است که مسیر مراتع حاشیه شهرها را از دست می‌دهیم. شاید این مراتع به لحاظ چرا اهمیت نداشته باشند اما به لحاظ تولید اکسیژن و برقراری تعادل در هوای شهر بسیار مهم‌اند. از سوی دیگر ساخت و ساز‌های بلندمرتبه در کوهپایه‌ها می‌تواند کریدورهای هوایی را تحت تاثیر قرار دهد. این موضوع بر جهت بادهای غالب، آلودگی هوا و تغییرات جوی این مناطق تاثیرگذار است.

 

قراری که در طرح کودک همسری محقق نشد

قراری که در طرح  کودک همسری محقق نشد

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه طرح “کودک همسری” توسط نمایندگان عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی رد شده است گفت: قرار بر این بود برای دختران این اجازه را فراهم کنیم تا دختران بتوانند از زندگی کودکانه خود استفاده کنند اما متاسفانه این مسئله فراهم نشد. وی با بیان اینکه طبق ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی سن قانونی ازدواج ۱۳ سالگی است و ازدواج زیر ۱۳ سال با مجوز ولی قهری و دادگاه صالحه صورت می‌گیرد، اظهار کرد: آمار افرادی که در کودکی ازدواج می‌کنند، قابل توجه است چراکه در هر صورت انسانی که مجبور است چندین سال علی رغم میل باطنی با شخص دیگری ازدواج کند.

افزایش 30 درصدی بودجه میراث فرهنگی

افزایش 30 درصدی بودجه میراث فرهنگی

سهم سازمان میراث فرهنگی از کیک بودجه یک هزار و ۱۱۰ میلیارد و ۳۷۲ میلیون تومان است

سهم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از بودجه ۱۷۰۳ هزار میلیارد تومانی سال ۹۸ درحالی مشخص شد که مجلس به تازگی تبدیل این سازمان به وزارتخانه را بدون تحمیل هیچ‌گونه بار مالی به دولت، مصوب کرده است.

دولت در لایحه‌ای که سه‌شنبه چهارم دی‌ماه به مجلس تقدیم کرد، سهم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشکری را از ۱۷۰۳ هزار میلیارد تومان، یک هزار و ۱۱۰ میلیارد و ۳۷۲ میلیون تومان (۱۱,۱۰۳,۷۲۰ میلیون ریال) تعیین کرد که این بودجه شامل دو بخش هزینه‌ای و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای می‌شود.

بودجه بخش هزینه‌ای که شامل سه بخش عمومی، متفرقه و اختصاصی می‌شود ۴۶۴ میلیارد و ۷۵۳ میلیون تومان برآورد شده است. بودجه مصوب این بخش در سال گذشته ۳۹۲ میلیارد و ۷ میلیون تومان بوده است. همچنین برای بخش تملک و دارایی‌های سرمایه‌ای ۶۴۵ میلیارد و ۶۱۹ میلیون تومان بودجه پیش‌بینی شده است.

سهم پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از بودجه کلی این سازمان ۵۳ میلیارد و ۳۶۰ میلیون تومان تعیین شده است.  مرکز مطالعاتی منطقه‌ای حفظ میراث فرهنگی ناملموس در آسیای میانه و غربی نیز از مجموع این بودجه یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان سهم برده است. همچنین برای شرکت توسعه ایرانگردی و جهانگردی ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان بودجه در بخش تملک و دارایی‌های سرمایه‌ای درنظر گرفته شده است.

مجموع اعتبارات هزینه‌ای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای سال آینده، ۴۱۲ میلیارد و ۱۵۳ میلیون تومان برآورد شده است که جزییات مصارف آن در این دستگاه به این شرح است:

در بخش مصارف پیش‌بینی شده افزایش سقف بودجه سال ۹۸ برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ۶۸ میلیارد تومان و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ۱۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان و برای مرکز مطالعاتی منطقه‌ای حفظ میراث فرهنگی ناملموس در آسیای میانه و غربی (کمک) ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

همچینین در لایحه بودجه سال ۹۸ برای عوارض خروج از کشور نسبت به امسال تغییری درنظر گرفته نشده است. دولت پیش‌بینی کرده است از محل عوارض خروج مسافر از مرزهای کشور یک تریلیون و ۴۰۰ میلیارد تومان درآمد جذب کند.

آنچه که دولت در تعرفه‌های درآمدی خود برای بودجه سال آینده پیشنهاد کرده نشان می‌دهد که درآمد حاصل از عوارض خروج از مرزهای کشور برای هر نفر ۲۲۰ هزار تومان و  برای عوارض خروج زائران حج تمتع و عمره نیز ۱۱۰ هزار تومان است که این رقم در سفرهای نوبت دوم به میزان ۵۰ درصد و در سفرهای سوم به بعد ۱۰۰ درصد افزایش می‌یابد.

برای خروج هوایی زائران  ۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان و برای عوارض خروج زمینی و دریایی حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان پیش‌بینی شده است.

عوارض خروج زائرین عتبات عالیات (زائران اربعین) از تاریخ ۲۴ شهریور تا ۱۲ آبان که از مرزهای زمینی به مقصد عراق از ایران خارج می‌شوند نیز از پرداخت عوارض خروج معاف خواهد بود.

در این لایحه پیشنهاد شده مبلغ ۴۰۰ هزار ریال از عوارض خروجی برای توسعه زیرساخت‌ها و تاسیسات گردشگری و حمایت از بخش میراث فرهنگی، و صنایع دستی اختصاص یابد. این این بند در لایحه بودجه سال گذشته نیز آمده بود اما طبق اظهارات رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مستند به پرداخت دولت، تا کنون سهم این سازمان از عوارض خروج ۱۷ هزار تومان بوده است که علی‌اصغر مونسان چندی پیش از اعلام درخواست به دولت برای افزایش این سهم به ایسنا خبر داده بود.

بودجه پیشنهادی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای امسال ۸ هزار و ۳۲۲ میلیارد و ۱۳۵ میلیون ریال بوده است.

 

افزایش 30 درصدی بودجه میراث فرهنگی

افزایش 30 درصدی بودجه میراث فرهنگی

سهم سازمان میراث فرهنگی از کیک بودجه یک هزار و ۱۱۰ میلیارد و ۳۷۲ میلیون تومان است

سهم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از بودجه ۱۷۰۳ هزار میلیارد تومانی سال ۹۸ درحالی مشخص شد که مجلس به تازگی تبدیل این سازمان به وزارتخانه را بدون تحمیل هیچ‌گونه بار مالی به دولت، مصوب کرده است.

دولت در لایحه‌ای که سه‌شنبه چهارم دی‌ماه به مجلس تقدیم کرد، سهم سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشکری را از ۱۷۰۳ هزار میلیارد تومان، یک هزار و ۱۱۰ میلیارد و ۳۷۲ میلیون تومان (۱۱,۱۰۳,۷۲۰ میلیون ریال) تعیین کرد که این بودجه شامل دو بخش هزینه‌ای و تملک دارایی‌های سرمایه‌ای می‌شود.

بودجه بخش هزینه‌ای که شامل سه بخش عمومی، متفرقه و اختصاصی می‌شود ۴۶۴ میلیارد و ۷۵۳ میلیون تومان برآورد شده است. بودجه مصوب این بخش در سال گذشته ۳۹۲ میلیارد و ۷ میلیون تومان بوده است. همچنین برای بخش تملک و دارایی‌های سرمایه‌ای ۶۴۵ میلیارد و ۶۱۹ میلیون تومان بودجه پیش‌بینی شده است.

سهم پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری از بودجه کلی این سازمان ۵۳ میلیارد و ۳۶۰ میلیون تومان تعیین شده است.  مرکز مطالعاتی منطقه‌ای حفظ میراث فرهنگی ناملموس در آسیای میانه و غربی نیز از مجموع این بودجه یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان سهم برده است. همچنین برای شرکت توسعه ایرانگردی و جهانگردی ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان بودجه در بخش تملک و دارایی‌های سرمایه‌ای درنظر گرفته شده است.

مجموع اعتبارات هزینه‌ای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای سال آینده، ۴۱۲ میلیارد و ۱۵۳ میلیون تومان برآورد شده است که جزییات مصارف آن در این دستگاه به این شرح است:

در بخش مصارف پیش‌بینی شده افزایش سقف بودجه سال ۹۸ برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ۶۸ میلیارد تومان و پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ۱۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان و برای مرکز مطالعاتی منطقه‌ای حفظ میراث فرهنگی ناملموس در آسیای میانه و غربی (کمک) ۸۰۰ میلیون تومان بوده است.

همچینین در لایحه بودجه سال ۹۸ برای عوارض خروج از کشور نسبت به امسال تغییری درنظر گرفته نشده است. دولت پیش‌بینی کرده است از محل عوارض خروج مسافر از مرزهای کشور یک تریلیون و ۴۰۰ میلیارد تومان درآمد جذب کند.

آنچه که دولت در تعرفه‌های درآمدی خود برای بودجه سال آینده پیشنهاد کرده نشان می‌دهد که درآمد حاصل از عوارض خروج از مرزهای کشور برای هر نفر ۲۲۰ هزار تومان و  برای عوارض خروج زائران حج تمتع و عمره نیز ۱۱۰ هزار تومان است که این رقم در سفرهای نوبت دوم به میزان ۵۰ درصد و در سفرهای سوم به بعد ۱۰۰ درصد افزایش می‌یابد.

برای خروج هوایی زائران  ۳۷ هزار و ۵۰۰ تومان و برای عوارض خروج زمینی و دریایی حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان پیش‌بینی شده است.

عوارض خروج زائرین عتبات عالیات (زائران اربعین) از تاریخ ۲۴ شهریور تا ۱۲ آبان که از مرزهای زمینی به مقصد عراق از ایران خارج می‌شوند نیز از پرداخت عوارض خروج معاف خواهد بود.

در این لایحه پیشنهاد شده مبلغ ۴۰۰ هزار ریال از عوارض خروجی برای توسعه زیرساخت‌ها و تاسیسات گردشگری و حمایت از بخش میراث فرهنگی، و صنایع دستی اختصاص یابد. این این بند در لایحه بودجه سال گذشته نیز آمده بود اما طبق اظهارات رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مستند به پرداخت دولت، تا کنون سهم این سازمان از عوارض خروج ۱۷ هزار تومان بوده است که علی‌اصغر مونسان چندی پیش از اعلام درخواست به دولت برای افزایش این سهم به ایسنا خبر داده بود.

بودجه پیشنهادی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای امسال ۸ هزار و ۳۲۲ میلیارد و ۱۳۵ میلیون ریال بوده است.

 

هنوز کابوس می‌بینم

هنوز کابوس می‌بینم

علی شفیعی فرماندار اسبق بم از ساعات اولیه صبح زلزله پنجم دیماه 

سال ۸۲ با «پیام‌ما» می‌گوید

عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای تلخ در سپیده دم به انتظار نشسته بود. مردم خواب بودند. سرمای زمستان کویر استخوان سوز است. کرسی و چراغ‌‌های نفتی اهل خانه را گرم می‌کنند.

شهر خواب بود که زلزله به سراغش آمد. مردم در پایین دست و «ارگ» در بالای شهر . خشت‌های «ارگ» خاطره تجاوز «آقا محمدخان» را با خود دارند. نخل‌ها تازه کمر از زیر بار خرما راست کرده‌اند. قنات‌‌های «باغ‌شهر» تاریخی بم انگار زودتر خبردار شده‌اند. زمین نقشه‌ی شومی در سر داشت. عقربه‌ها «شش» نشده ایستادند. «سه ربع ساعت از پنج سحر می‌رفت.» بسطامی اما آ‌ن‌طرف‌تر خواب است. «گلپونه‌‌ها» سحر شده بیدار نمی‌شوند.«غریو اشتران در حفره‌های مرگ کف می‌ریخت» زمین دیگر جای امنی نبود. داشت می‌جنبید. سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. آسمان به زمین دوخته شده بود. ثانیه‌ها به قدر یک عمر طولانی ‌شده بودند. تمام نمی‌شد. جیغ بود، خاک بود و سیاهی. چشم چشم را نمی‌دید. کسی نمی‌دانست چه شده است. خورشید تاب دیدن «بم» را نداشت و پشت کوه گریه می‌کرد. صدای «بسطامی» در حنجره‌اش خشکید. خشت به خشت «ارگ» متلاشی شد. کمر نخلستان‌های بم شکست. آب از قنات افتاد. از باغ‌شهر خبری نبود. نیمی از شهر قصد بیدار شدن نداشتند. « غلامان در میان کوچه‌های وهم میمردن». زمین مردم را تا جرعه آخر نوشید.

راههای تماس مسدود شده بود. صدای فرماندار از بی‌سیم شنیده می‌شد که با صدا زدن استاندار کرمان می‌گفت:«الله‌اکبر، الله‌اکبر. آقای‌کریمی بم ویران شد. وای وای یاالله یا رسول‌الله. در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود نداره. آقای کریمی همه دستگاههای اجرایی رو به سمت بم گسیل کنید. صدای من رو از یک تل خاک می‌شنوید. بم ویران شد.»علی شفیعی فرماندار بم در سال ۸۲ از ساعات اولیه زلزله به ما می‌گوید.

علی شفیعی، فرماندار وقت بم در گفت وگو با «پیام ما» با اشاره به متن قبل، اظهار کرد: این اولین تماس من با آقای کریمی استاندار وقت بم بود. با یک بی‌سیم ماهواره ای و حول و حوش ساعت 6:15 صبح. یک تلفن ثریا داشتم که با آن با آقای کریمی استاندار وقت صحبت کردم. شارژم تمام شد. یک تلفن دیگر تهیه کردم. ایشان جلسه ستاد بحران را با فرمانده سپاه گذاشته بودند. در زمان زلزله خانه ام در ارگ جدید بود و زمانی که رسیدم بم هیچ کس نبود. من شاید به فاصله 10 دقیقه رسیدم همه جا تاریک بود. شهرک رزمندگان کاملاً با خاک یکسان شده بود. بعد نگاهم به ارگ افتاد، آن هم کاملاً از بین رفته بود. جلوی فرمانداری سربازانی را دیدم که به ساختمان تخریب شده فرمانداری می نگریستند.

شفیعی ادامه داد: همانجا از میدان فرمانداری بود که با یک تلفن ماهواره ای یک پیام فرستادم برای آقای کریمی. پس از آن، آقای قنبری فرمانده قرارگاه نصر ایشان آمد سراغ من، ارتباطات قطع شده بود از ایشان تقاضا کردم که این تماس را برقرار کنم. به ایشان گفتم که به تهران حرکت کنند و به اولین جایی که رسیدند این موضوع را بیشتر به آقای کریمی توضیح دهند. آقای کریمی هنگام شنیدن خبر زلزله می‌گفتند چه شده و من را آرام می کردند. آن موقع چیزی در اختیار نداشتیم و لحظات بسیار سختی بود. نهایتاً ساعت 7 یا 8 بود که به اتفاق بخشدار مرکزی به سمت مسجد جامع و تربیت بدنی که منزل خواهرم هم آنجا بود رفتیم. همه چیز تخریب شده بود یک لودر پیدا کردم خواستم معبری باز کنم. تلاشم را کردم اما نشد. حول و حوش ظهر ارتباط با بی‌سیم وصل شد.

فرماندار زمان زلزله بم در سال ۸۲، افزود: زمانی که این اتفاق افتاد تصور کردم که قیامت شده و هنوز این کابوس را به یاد دارم. وی ادامه داد: پس از آن آقای مرعشی، مهدی جهانگیری و یکی دیگر با هلیکوپتر به بم آمدند. با همکاری یکدیگر اولین ستاد شکل گرفت.شهر را به 13 بخش تقسیم کردیم. از بعدازظهر هم یواش یواش کمک ها شروع شد، ارتباط تلفنی همان روز اول برقرار شد. معتقدم در ساعات اولیه زلزله تصمیم های خوبی گرفته شد. من هم سعی کردم که تسلیم عواطف نشوم که به سراغ خواهرم بروم. یکی از بستگانم آمد و گفت خانه خواهرتان هم خراب شد، بعدازظهر ساعت 4 بود که فهمیدم حقیقت دارد. صحنه های بسیار بدی آنجا می دیدم، شاید تصور من از قیامت آن روز زنده شد. یعنی افراد به هر طرف می دویدند. صحنه ها واقعا دلخراش بود.

شفیعی تصریح کرد: می توانم با اطمینان بگویم که تعداد کشته های سال 82 بیش از 40 هزار نفر بود. من آمارهای دیگر را قبول ندارم و همیشه در برابر آنها ایستادگی کرده ام. باید پذیرفت کارهای موازی در آن زمان خیلی صورت گرفت. آن طور که باید کسی به وظیفه خودش عمل نمی‌کرد. اما به ضرس قاطع می گویم که سازمان های تخصصی وظیفه خودشان را خوب انجام می دادند. آنها کارشان را خوب می دانستند اما بقیه نابلد بودند. موضوع بعدی جلوگیری از بحران شایعه بود. هر روز و هر ساعت شاهد یک شایعه بودیم. وی افزود: معتقدم آنجا قصور و کوتاهی هایی شد اما به دلیل نبود امکانات بود. شفیعی افزود: کمک های خارجی همان روز به بم رسید.در آن زمان امکان فرود هواپیما نبود اما امکان پذیر شد. وی ادامه داد: بی برنامگی در ساعات اولیه زلزله بم کاملا مشهود بود.  هنوزم فکر می کنم آمادگی در مقابل زلزله در کشور وجود ندارد. سوئیس ایر اولین پرواز خارجی بود که به بم رسید. کشورهایی که به بم برای کمک آمدند عمدتاً برای درمان آمده بودند. این یک اتفاق ملی و یک عزم جهانی برای کمک به بم بود.

شفیعی افزود: انچه که در بم اتفاق افتاد یک مانور نبود یک بحران جدی بود که مدیرانش تجربه اندوختند.

به گفته شفیعی تصور این است اگر امروز بیایند به آقای کریمی به عنوان استاندار وقت یا از مدیران آنجا، از ادارات آنجا از هلال احمر آنجا استفاده شود، قهرمان پروری کرده اند در حالی که اشتباه است.

وی ادامه داد: نظام هزینه کرد در این ارتباط و ما تجربه اندوختیم. ما بعد از زلزله بم مدیر کل دفتر شهری بودم صبح زلزله زرند رفتم زرند مستقر شدم. اینجا دیگر بلد بودم. حداقل آن ساعت اولیه را می دانستیم که چکار باید کنیم و درصد خطاهای‌مان کمتر از زلزله بم بود. مثلا نیازهای آنی مردم زرند را خیلی بهتر از بم متوجه می شدیم. وی تصریح کرد: می توانم با جرات بگویم که ما 5 ساعت از زلزله عقب بودیم. یعنی هیچ کار نمی توانستیم انجام دهیم. همین طور بلاتکلیف مانده بودیم. در حالی که این اتفاق در زرند افتاد ما به‌هنگام رسیدیم.

می توانم با اطمینان بگویم هرگز زلزله کرمانشاه مانند زلزله بم نبود. گستردگی فاجعه و تخریب ها به آن اندازه بود.وی افزود: بعد از زلزله بم افسردگی مردم ادامه داشت. من معتقدم افسردگی صد درصد هنوز از بم رخت برنبسته. همان طور که می دانید ما بیش از 11 میلیون تن آوار داشتیم. در برنامه ای که به ما ارائه کردند اعلام کردند که شش ماهه آن را برطرف خواهند کرد. اما متاسفانه نیمه کاره رها شد. بم هنوز سرپا نشد. هنوز در برخی از مناطق بم آوار زلزله برجای مانده است.بچه‌÷ای خواهر من هنوز در کانکس می‌خوابند.شفیعی تاکید کرد: به اعتقاد من دولت احمدی نژد پایان باسازی بم را زودهنگام اعلام کرد که این بزرگترین جفا به بم بود.

هنوز کابوس می‌بینم

هنوز کابوس می‌بینم

علی شفیعی فرماندار اسبق بم از ساعات اولیه صبح زلزله پنجم دیماه 

سال ۸۲ با «پیام‌ما» می‌گوید

عکس‌های یادگاری شب یلدا دست‌به‌دست می‌شد که پنجم دیماه ۸۲ رسید. زمین به خنده‌های بم حسودی کرده بود. آدینه‌ای تلخ در سپیده دم به انتظار نشسته بود. مردم خواب بودند. سرمای زمستان کویر استخوان سوز است. کرسی و چراغ‌‌های نفتی اهل خانه را گرم می‌کنند.

شهر خواب بود که زلزله به سراغش آمد. مردم در پایین دست و «ارگ» در بالای شهر . خشت‌های «ارگ» خاطره تجاوز «آقا محمدخان» را با خود دارند. نخل‌ها تازه کمر از زیر بار خرما راست کرده‌اند. قنات‌‌های «باغ‌شهر» تاریخی بم انگار زودتر خبردار شده‌اند. زمین نقشه‌ی شومی در سر داشت. عقربه‌ها «شش» نشده ایستادند. «سه ربع ساعت از پنج سحر می‌رفت.» بسطامی اما آ‌ن‌طرف‌تر خواب است. «گلپونه‌‌ها» سحر شده بیدار نمی‌شوند.«غریو اشتران در حفره‌های مرگ کف می‌ریخت» زمین دیگر جای امنی نبود. داشت می‌جنبید. سنگ روی سنگ بند نمی‌شد. آسمان به زمین دوخته شده بود. ثانیه‌ها به قدر یک عمر طولانی ‌شده بودند. تمام نمی‌شد. جیغ بود، خاک بود و سیاهی. چشم چشم را نمی‌دید. کسی نمی‌دانست چه شده است. خورشید تاب دیدن «بم» را نداشت و پشت کوه گریه می‌کرد. صدای «بسطامی» در حنجره‌اش خشکید. خشت به خشت «ارگ» متلاشی شد. کمر نخلستان‌های بم شکست. آب از قنات افتاد. از باغ‌شهر خبری نبود. نیمی از شهر قصد بیدار شدن نداشتند. « غلامان در میان کوچه‌های وهم میمردن». زمین مردم را تا جرعه آخر نوشید.

راههای تماس مسدود شده بود. صدای فرماندار از بی‌سیم شنیده می‌شد که با صدا زدن استاندار کرمان می‌گفت:«الله‌اکبر، الله‌اکبر. آقای‌کریمی بم ویران شد. وای وای یاالله یا رسول‌الله. در جغرافیای کشور چیزی به نام بم وجود نداره. آقای کریمی همه دستگاههای اجرایی رو به سمت بم گسیل کنید. صدای من رو از یک تل خاک می‌شنوید. بم ویران شد.»علی شفیعی فرماندار بم در سال ۸۲ از ساعات اولیه زلزله به ما می‌گوید.

علی شفیعی، فرماندار وقت بم در گفت وگو با «پیام ما» با اشاره به متن قبل، اظهار کرد: این اولین تماس من با آقای کریمی استاندار وقت بم بود. با یک بی‌سیم ماهواره ای و حول و حوش ساعت 6:15 صبح. یک تلفن ثریا داشتم که با آن با آقای کریمی استاندار وقت صحبت کردم. شارژم تمام شد. یک تلفن دیگر تهیه کردم. ایشان جلسه ستاد بحران را با فرمانده سپاه گذاشته بودند. در زمان زلزله خانه ام در ارگ جدید بود و زمانی که رسیدم بم هیچ کس نبود. من شاید به فاصله 10 دقیقه رسیدم همه جا تاریک بود. شهرک رزمندگان کاملاً با خاک یکسان شده بود. بعد نگاهم به ارگ افتاد، آن هم کاملاً از بین رفته بود. جلوی فرمانداری سربازانی را دیدم که به ساختمان تخریب شده فرمانداری می نگریستند.

شفیعی ادامه داد: همانجا از میدان فرمانداری بود که با یک تلفن ماهواره ای یک پیام فرستادم برای آقای کریمی. پس از آن، آقای قنبری فرمانده قرارگاه نصر ایشان آمد سراغ من، ارتباطات قطع شده بود از ایشان تقاضا کردم که این تماس را برقرار کنم. به ایشان گفتم که به تهران حرکت کنند و به اولین جایی که رسیدند این موضوع را بیشتر به آقای کریمی توضیح دهند. آقای کریمی هنگام شنیدن خبر زلزله می‌گفتند چه شده و من را آرام می کردند. آن موقع چیزی در اختیار نداشتیم و لحظات بسیار سختی بود. نهایتاً ساعت 7 یا 8 بود که به اتفاق بخشدار مرکزی به سمت مسجد جامع و تربیت بدنی که منزل خواهرم هم آنجا بود رفتیم. همه چیز تخریب شده بود یک لودر پیدا کردم خواستم معبری باز کنم. تلاشم را کردم اما نشد. حول و حوش ظهر ارتباط با بی‌سیم وصل شد.

فرماندار زمان زلزله بم در سال ۸۲، افزود: زمانی که این اتفاق افتاد تصور کردم که قیامت شده و هنوز این کابوس را به یاد دارم. وی ادامه داد: پس از آن آقای مرعشی، مهدی جهانگیری و یکی دیگر با هلیکوپتر به بم آمدند. با همکاری یکدیگر اولین ستاد شکل گرفت.شهر را به 13 بخش تقسیم کردیم. از بعدازظهر هم یواش یواش کمک ها شروع شد، ارتباط تلفنی همان روز اول برقرار شد. معتقدم در ساعات اولیه زلزله تصمیم های خوبی گرفته شد. من هم سعی کردم که تسلیم عواطف نشوم که به سراغ خواهرم بروم. یکی از بستگانم آمد و گفت خانه خواهرتان هم خراب شد، بعدازظهر ساعت 4 بود که فهمیدم حقیقت دارد. صحنه های بسیار بدی آنجا می دیدم، شاید تصور من از قیامت آن روز زنده شد. یعنی افراد به هر طرف می دویدند. صحنه ها واقعا دلخراش بود.

شفیعی تصریح کرد: می توانم با اطمینان بگویم که تعداد کشته های سال 82 بیش از 40 هزار نفر بود. من آمارهای دیگر را قبول ندارم و همیشه در برابر آنها ایستادگی کرده ام. باید پذیرفت کارهای موازی در آن زمان خیلی صورت گرفت. آن طور که باید کسی به وظیفه خودش عمل نمی‌کرد. اما به ضرس قاطع می گویم که سازمان های تخصصی وظیفه خودشان را خوب انجام می دادند. آنها کارشان را خوب می دانستند اما بقیه نابلد بودند. موضوع بعدی جلوگیری از بحران شایعه بود. هر روز و هر ساعت شاهد یک شایعه بودیم. وی افزود: معتقدم آنجا قصور و کوتاهی هایی شد اما به دلیل نبود امکانات بود. شفیعی افزود: کمک های خارجی همان روز به بم رسید.در آن زمان امکان فرود هواپیما نبود اما امکان پذیر شد. وی ادامه داد: بی برنامگی در ساعات اولیه زلزله بم کاملا مشهود بود.  هنوزم فکر می کنم آمادگی در مقابل زلزله در کشور وجود ندارد. سوئیس ایر اولین پرواز خارجی بود که به بم رسید. کشورهایی که به بم برای کمک آمدند عمدتاً برای درمان آمده بودند. این یک اتفاق ملی و یک عزم جهانی برای کمک به بم بود.

شفیعی افزود: انچه که در بم اتفاق افتاد یک مانور نبود یک بحران جدی بود که مدیرانش تجربه اندوختند.

به گفته شفیعی تصور این است اگر امروز بیایند به آقای کریمی به عنوان استاندار وقت یا از مدیران آنجا، از ادارات آنجا از هلال احمر آنجا استفاده شود، قهرمان پروری کرده اند در حالی که اشتباه است.

وی ادامه داد: نظام هزینه کرد در این ارتباط و ما تجربه اندوختیم. ما بعد از زلزله بم مدیر کل دفتر شهری بودم صبح زلزله زرند رفتم زرند مستقر شدم. اینجا دیگر بلد بودم. حداقل آن ساعت اولیه را می دانستیم که چکار باید کنیم و درصد خطاهای‌مان کمتر از زلزله بم بود. مثلا نیازهای آنی مردم زرند را خیلی بهتر از بم متوجه می شدیم. وی تصریح کرد: می توانم با جرات بگویم که ما 5 ساعت از زلزله عقب بودیم. یعنی هیچ کار نمی توانستیم انجام دهیم. همین طور بلاتکلیف مانده بودیم. در حالی که این اتفاق در زرند افتاد ما به‌هنگام رسیدیم.

می توانم با اطمینان بگویم هرگز زلزله کرمانشاه مانند زلزله بم نبود. گستردگی فاجعه و تخریب ها به آن اندازه بود.وی افزود: بعد از زلزله بم افسردگی مردم ادامه داشت. من معتقدم افسردگی صد درصد هنوز از بم رخت برنبسته. همان طور که می دانید ما بیش از 11 میلیون تن آوار داشتیم. در برنامه ای که به ما ارائه کردند اعلام کردند که شش ماهه آن را برطرف خواهند کرد. اما متاسفانه نیمه کاره رها شد. بم هنوز سرپا نشد. هنوز در برخی از مناطق بم آوار زلزله برجای مانده است.بچه‌÷ای خواهر من هنوز در کانکس می‌خوابند.شفیعی تاکید کرد: به اعتقاد من دولت احمدی نژد پایان باسازی بم را زودهنگام اعلام کرد که این بزرگترین جفا به بم بود.

روح تغارخان

روح تغارخان

یاسر سیستانی نژاد

طنزیماتچی

آفتاب نوشت:«کماکان روح مقامات از انتصاب نزدیکانشان بی خبر است!»

تغارخان از سرزمین تغارستان بیانیه ای به این مضمون صادر کرد:«از آن جایی که بنده در این سرزمین ساکن هستم و به هیچ عنوان سفری به خارج نداشته ام به اطلاع می رسانم که روحم از انتصاب داماد آینده ام، تغار تحلیل گر، در خبرگزاری تغارنیوز بی اطلاع می باشد. 

برای تحقیق درباره صحت اظهارات اینجانب به تغارستان بیایید و از روحم سوال کنید.

بی تردید روح اینجانب اظهاراتم را تایید خواهد نمود. امضا- تغارخان؛ رییس خاندان تغاریه.»

تغار؛ بیانیه را روی تغارنیوز گذاشت و دمر شد.

-همه دامادها پُست گرفتن. منِ بدبختم پست گفتم. 

از صبح تا شب اینجا بیکار و بی درآمد افتادم. اون وقت پشت سر پدرزن آینده ام هم حرف در میارن. 

دشمنان خاندان تغاریه از هر فرصتی برای ضربه زدن به تغارخان استفاده می کنن. من باید…

طنزیماتچی؛ صدای تغار را شنید.

-چی شده تغار؟ چرا با خودت حرف می زنی؟

-از دست بدخواهان!

-بدخواهان تغارنیوز؟

-نه قربان! تغارنیوز که بدخواه نداره. یه مخاطب خاص داره که همونم کاری به کارش نداره. خاندان تغاریه رو میگم.

-خاندان تغاریه دیگه چیه؟

-خاندان تغارناز در سرزمین تغارستان!-عجب!

-کجا هست حالا؟

-چهل و پنج درجه غربیِ تغارکوه طنزیماتچی لب هایش را برچید. 

پشت کله اش را خاراند.

-خب، حالا چی کار کردن این بدخواهان خاندان؟

-علیه تغارخان تبلیغات کردن. گفتن که دامادش رو با پارتی بازی به استخدام تغارنیوز درآوردن. 

جناب طنزیماتچی، شما که شاهدین من بنا به شایستگی های خودم به این مقام رسیدم.

-شایستگی؟؟! هان! آره درسته تغارجان. شایستگی.

طنزیماتچی به بهانه برداشتن لیوان رویش را برگرداند تا تغار خنده اش را نبیند. 

اما تغار در شیشه ورودی تغارنیوز خنده طنزیماتچی را دید و تصمیم خودش را گرفت. 

یک تصمیم کبری! با خودش گفت:

-فردا به همه شایعاتی که پشت سر تغارخان ساخته اند پایان خواهم داد. همین فردا…