بایگانی مطالب نشریه
همهچیز را به گردن آسمان نیندازیم
سالهای پایانی دبیرستان که بودم، سریال امام علی (ع) از تلویزیون پخش میشد. در یکی از بخشهای این مجموعه، «عمروعاص» با شور و هیجان، درباره یکی از ترفندهای پنهانی و راستیبرانداز خود برای «ابایزید» که سودای پادشاهی جهان اسلام را با هر بها و روشی در سر میپروراند میگفت: «برای جلوگیری از خشم مردم، به منبر برو و همهچیز را به گردن خدا بینداز…». بیگمان آسانترین روش برای جَستن و گریختن از پاسخگویی، پناه بردن به آسمانها یا از دید پسرِ عاص، به «گردن خدا انداختن» همه کوتاهیها، کاستیها و ناتوانیهاست. سدهها پیش از آنکه «نیکولو برناردو ماکیاولی» در همین اروپای سبز، اِنگاره خود درباره «توجیه ابزار بر مبنای هدف» را بیاراید و بپردازد، این نگرش در دستگاه سیاست مشرق زمین، بهکار بسته میشد و این «عمرو بن العاص بن وائل السهمی القرشی» نبود که نخستین بار برای دست یافتن به «هدف»، «ابزار» را توجیه کرد. تاریخ سرشار است از نمونههایی که بدون آنکه ماکیاول را بشناسند، مکتب و اندیشگاه او را به کار بستهاند.
«تغییر اقلیم» هم از آن دست واژگانیست که در یکی دو دهه گذشته بر سر زبانها افتاده و دستاویزی شده تا کارگزاران بهویژه در بخشهای محیط زیست، منابعطبیعی و آب، تلاش کنند تا با این دستاویز، همه ناکارآمدیها در این بخشها را در سیاهه «طبیعتِ بیزبان» بنویسند. جدیدترین دادههای منتشر شده درباره دگرگونیهای آبوهوایی در اروپا بیانگر این است که اروپا، پرشتابتر از هر قاره دیگری در جهان در حال گرم شدن است و این قاره سال گذشته میلادی نزدیک به 2.3 درجه سانتیگراد گرمتر از دوران پیش از صنعتی شدن بوده است. همچنین دادهها بیانگر این است که این قاره از دهه 1980 میلادی دو برابر میانگین جهانی گرم شده و درجه حرارت در سراسر این قاره در 30 سال گذشته (1991 تا 2021) 1.5 درجه سانتیگراد افزایش داشته است. همه این رخدادها و دگرگونیهای آبوهوایی در قاره سبز زمینهساز شده تا در سال گذشته میلادی بیش از 16 هزار نفر در سراسر اروپا کشته شوند و سیل و توفان هم خسارت بیش از دو میلیارد دلاری روی دست این قاره سبز بگذارد. با این همه، «کارلو بوونتمپو»، مدیر بخش اقلیم در برنامه «کوپرنیک» اتحادیه اروپا میگوید: «نمیتوان آنچه روی داده را یک رخداد شگفتآور آبوهوایی دانست.» برداشت نگارنده از این فراز کوتاه، «مسولیتپذیری/پاسخگویی» در برابر آنچه خود کردهایم است. در اروپا، ناکارآمدیها، خرابکاریها و شکستها به حساب تغییر اقلیم و آسمانها نوشته نمیشود. اگرچه آسمان هم نقش آفرین است، ولی به اندازه خودش.
در کشور ما ولی همچنان تلاش میشود تا همه رخدادهای در پیوند با پرسمان محیط زیست، منابعطبیعی و آب و خاک و همه خرابکاریها و ندانمکاریها و شکستها در سیاهه گزینهای به نام تغییر اقلیم یا همان «آسمان» نوشته شود. از پُر نشدن سدها تا خشکیدن رودها، از رکوردزنی در چپاول سفرههای آب زیرزمینی تا پیشگامی در فرسایش خاک، از طاعون نشخوارکنندگان در بلندیهای البرز و زاگرس تا کشتار دهها هزار پرنده در تالاب رو به خشکیدگی میانکاله، از کاهش پهنههای جنگلی کشور تا گسترش و شتاب پدیده بیابانزایی، از ریزگردهای تابستان تا آلودگی هوا در زمستان و…
بیگمان هدف این یادداشت آن نیست که تلاش شود تغییر اقلیم و پیامدهای آن از ریشه و بنیان نادیده گرفته شود. تغییر اقلیم را اگرچه باید در جایگاه پدیدهای انسانساز به رسمیت شناخت، ولی این به رسمیت شناختن نباید دستاویزی برای گریز از پاسخگویی در برابر کارکردهای نادرست در ساختار کارگزاری اکولوژیک سرزمین شود. تغییر اقلیم به اندازه خودش زمینهساز پارهای دگرگونیها در ساختار اکوسیستم سرزمین ما شده است ولی اثرگذارتر و ویرانگرتر از آن، همچنان همان نگرشها و رویکردهای نادرست کارگزارانِ این بخش است. برای نمونه اگر دهها سد در بالادست دریاچه ارومیه ساخته نمیشد، آیا باز هم این دریاچه میخشکید؟ بیگمان پاسخ یک «نه» بزرگ و بلند است. بنابراین خشکیدن دریاچه ارومیه را نباید به گردن تغییر اقلیم و تنگ چشمی آسمان انداخت. در نمونهای دیگر، سالانه بیش از یک میلیارد نونهال جنگلی تنها در رویشگاههای هیرکانی و در پی چرای دام نابود میشود. آیا کاهش زادآوری گونههای جنگلی را باز هم باید به گرده تغییر اقلیم بار کرد؟ باز هم پاسخ یک «نه» بزرگ و بلند است.
نگاهی به دادههای رسمی نشان میدهد تا سال 1396، مقدار میانگین بارندگی در کشور 11 درصد نسبت به بازه بلند مدت کاهش داشته ولی در همین بازه، روانابهای سطحی کشور کاهش 44 درصدی را نشان میدهد. واکاوی همین یک نمونه داده میتواند به گناهزدایی از تغییر اقلیم و محکوم شدن چگونگی بهرهبرداری از منابعطبیعی کشور بیانجامد. باید هوشیار باشیم تا راستینگی و درستی در دریای واژگان خوش آبورنگ غرق نشود. تغییر اقلیم وجود دارد و نمیتوان از آن چشمپوشی کرد ولی نباید همه کاستیها و ناتوانیها و خرابکاریها را به گردن آن انداخت. نخستین گام برای بازسازی هر ویرانی و ساختن هر خرابی، شناختن درست گزارههای دستاندرکار آن ویرانی و خرابی است. وای به روزی که دستاندرکار ویرانی و تباهی را نشناسیم یا نخواهیم که بشناسیم و بر بنیان آن شناخت نادرست و فریبنده راهکار ارایه کنیم. خود فریبی نکنیم، چراکه تغییر اقلیم تنها بخش کوچکی از ماجراست. نباید همه چیز را به گردن آسمان بیندازیم!
قول دوبارۀ وزارت نیرو به صنایع
| پیام ما| با وجود تعطیلی واحدهای صنعتی بزرگ کشور و اعلام خسارتهای سنگین ناشی از قطع برق در تابستان گذشته، وزارت نیرو کارنامۀ مدیریت مصرف فصل گرم پیشین را مثبت ارزیابی میکند و درعینحال از برنامۀ کوتاهمدتی برای مدیریت افزایش بار تابستان خبر میدهد. این برنامۀ کوتاهمدت درحالیاست که تأکید بدنۀ کارشناسی دولت بر رفع چالش ناترازی برق است. مشکلی که با وجود صحبتهای زیاد وزارت نیرو مبنیبر تأیید و تلاش برای رفع آن، هنوز موفقیتی حاصل نیامده است.
نیمۀ خرداد بود که پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو، بهنقل از سخنگوی صنعت برق اعلام کرد تابستان امسال، صنایع با قطع گستردۀ برق روبهرو نمیشوند. بنابر آنچه این خبر بهنقل از سخنگوی صنعت برق اعلام کرده بود، برنامهای باعنوان برنامۀ تأمین برق صنایع برای تابستان 1401، از سوی وزارت نیرو، تدوین شده است که بار تابستانی را با تعطیلیهای برنامهریزیشده میان صنایع، مشوقهای کاهش مصرف بهمنظور کاهش بار مصرفی در همۀ بخشها و مانند آن دنبال میکند. گرچه این خبر جزئیاتی از برنامه ارائه نمیداد، اما حالا سخنگوی صنعت برق میگوید برق مورد نیاز تمامی واحدهای صنعتی کوچک و واحدهای صنفی-صنعتی بهویژه کارگاههای تولیدی کوچک، بدون هیچ محدودیتی تأمین خواهد شد.
پایگاه اطلاعرسانی وزارت نیرو (پاون) در خبر دیگری که روز گذشته منتشر کرد، نوشت: «برق ۹۰ درصد واحدهای صنعتی بدون محدودیت تأمین خواهد شد.»
«مصطفی رجبی مشهدی» توضیح داد: «برق مورد نیاز واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی و واحدهای صنعتی خارج از شهرکهای صنعتی با دیماند بیش از ۵۰۰ کیلووات نیز از ۲۰ خرداد تا ۱۷ شهریور در شش و نیم روز هفته بهطور کامل تأمین خواهد شد. برنامۀ تأمین برق صنایع کشور در تابستان امسال با هدف تولید حداکثری در سال رشد تولید و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی صنایع و ملاحظات کنترل بازار محصولات طی جلسات متعدد کارشناسی بین وزارتخانههای صمت و نیرو و همچنین بهرهگیری از تجربۀ سال گذشته تدوین و ابلاغ شده است.»
به گفتۀ او، برق مورد نیاز تمامی واحدهای صنعتی کوچک و واحدهای صنفی-صنعتی بهویژه کارگاههای تولیدی کوچک که بیش از ۹۰ درصد کل واحدهای صنعتی و تولیدی کشور (حدود ۵۸۰هزار واحد صنعتی) را شامل میشود، بدون هیچ محدودیتی تأمین خواهد شد. همچنین برق مورد نیاز واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی و واحدهای صنعتی خارج از شهرکهای صنعتی با دیماند بیش از ۵۰۰ کیلووات نیز از ۲۰ خرداد تا ۱۷ شهریور در شش و نیم روز هفته بهطور کامل تأمین خواهد شد و صرفاً نصف روز در هفته و از ساعت ۱۱ تا ۲۳ در برنامههای مدیریت مصرف مشارکت خواهند کرد.
رجبی مشهدی معتقد است که باتوجهبه برنامهریزی صورتگرفته امکان جبران محدودیت این نصف روز و تولید حداکثری برای این واحدها در سایر ایام هفته (شش روز و نیم) با جابهجایی ساعات کاری حتی بهصورت شبانهروزی فراهم است: «برق مورد نیاز صنایع بزرگ (حدود ۳۰۰ واحد صنعتی) مطابق برنامۀ مدیریت مصرف ابلاغی وزارت نیرو و وزارت صمت در دورۀ تعیینشده تأمین خواهد شد. مشارکت این واحدها از طریق جابهجایی بخشی از بار مصرفی آنها از ساعات اوج به ساعات غیراوج و نیز مدیریت زمان بهرهبرداری از تجهیزات وابسته به انرژی در برنامههای مدیریت مصرف است و در سایر زمانهای دورۀ تابستان، انرژی مورد نیاز این واحدها بهطور حداکثری تأمین خواهد شد. همچنین، انرژی مورد نیاز صنایع مهم مانند سیمان نیز متناسب با نیاز تولید آنها در این دوره و در طول شبانهروز تأمین خواهد شد.»
وزارت نیرو میگوید: برق مورد نیاز همۀ واحدهای صنعتی کوچک و واحدهای صنفی-صنعتی بهویژه کارگاههای تولیدی کوچک که بیش از ۹۰ درصد کل واحدهای صنعتی و تولیدی کشور را شامل میشود، بدون هیچ محدودیتی تأمین خواهد شد
اگر چه در خبر منتشرشده در پاون، مانند نخستین خبر از این برنامه جزئیات بیشتری منتشر نشده است، اما سال گذشته نیز دولت چندین طرح در مورد مدیریت مصرف را دنبال میکرد که درنهایت منجر به تعطیلی طولانی صنایع و میزان خسارت بالا در بخش تولید بهویژه در مورد صنایعی مانند فولاد شد.
یکی از این تمهیدات، مدیریت بار مصرف که در اختیار صنایع قرار داده شده است، کاهش بار برنامهریزیشده در ساعات اوج بار مصرف بود که دورۀ همکاری در این برنامه از ۱۶ خرداد آغاز و تا ۱۵ شهریور حداکثر بهمدت ۳۰۰ ساعت برای هر صنعت ادامه داشت. در این طرح دو بازۀ ساعات همکاری موردنیاز ۱۲ الی ۱۸ و ۲۰ الی ۲۳ و بهعبارتی ساعات اوج مصرف برق در شبکه در نظر گرفته شد که مشترک میتواند ساعات همکاری خود را درون این دو بازۀ زمانی انتخاب کند. در این طرح، «حداقل» دورۀ همکاری پنجروز غیرمستمر و همکاری در هر روز باید بیش از دو ساعت بود که در این بازۀ زمانی، صنایع باید میزان مصرف برق خود را براساس جداولی که بههمین منظور و براساس متوسط دیماند مصرفی تهیه شده است، کاهش دهند. مشترکان همکار در طرح فوق نیز براساس نرخ خرید دیماند و نرخ خرید انرژی و متناسب با ساعات همکاری، مشمول پاداش همکاری تعریف شدهاند. پاداشی که وزارت نیرو برای مشترکان همکار اعلام کرده است، براساس افزایش ساعات همکاری، افزایش مییابد و درصورت همکاری مشترک در کل روزهای هفته در ماههای تیر و مرداد کل مبلغ پاداش تا ۴۰ درصد نیز قابلافزایش است که «رقمهای قابلتوجهی» خواهد بود.
یکی دیگر از برنامهها کاهش یا قطع بار برنامهریزیشدۀ ۲۴ ساعته بود که بازۀ زمانی اجرای آن ابتدای تیر الی ۱۵ مرداد اعلام شد؛ با حداقل بازۀ زمانی همکاری نیز باید پنجروز غیرمستمر. این طرح نیز متناسب با توان و اهمیت هر صنعت انعطافپذیر اعلام و حداقل قدرت کاهشیافته برای هر مشترک همکار متناسب با متوسط دیماند مصرفی و ضرورتهای موجود در آن صنعت در نظر گرفته شد.
باوجوداین، شیوۀ مدیریت و اینکه «توانیر» بلافاصله پس از پایان تابستان اعلام کرد که «وزارت نیرو موفق شد تابستان بدون خاموشی را با موفقیت سپری کرد.» عصر اقتصاد بهمن سال قبل اعلام کرد: «براساس برآوردها قطع برق روزانه بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان برای صنعت فولاد هزینه بههمراه دارد و قطعی برق در تابستان امسال بالغ بر ۶ میلیارد دلار برای واحدهای فولادسازی خسارت به بار آورده است. میزان تولید فولاد بهصورت ماهانه حدود ۲.۵ میلیون تن و روزانه حدود ۱۰۰ هزار تن در روز برآورد میشود که با قطع برق و گاز این میزان در سال جاری کاهش قابل ملاحظه داشته است و منجر به کاهش درآمد شرکتهای تولیدکننده فولاد و افزایش قیمت در بازار شد.»
البته تعطیلی تولیدکنندگان صنعت فولاد درواقع به تعطیلی بسیاری از صنایع و حوزههای بالادستی و پاییندستی این صنعت نیز منجر شد. برای نمونه در صنعت فولاد تعطیلی و کاهش شدید تولید، به تعطیلی و کاهش شدید تولید صدها واحد تولیدی کوچک که تأمینکنندۀ مواد اولیه و قطعات موردنیاز صنعت فولاد هستند، انجامید. اکنون با تعطیلی و کاهش تولید صنعت فولاد بهدلیل قطع برق و گاز، هزاران شغل غیرمستقیم که بهواسطۀ فعالیت فولادسازان شکلگرفته نیز به تعطیلی کشیده شدهاند و واحدهای پاییندست با آسیب جدی و خطر تعطیلی همراه شدهاند.
«آلودگی به مواد پرتوزا در ارس رویت نشده است»
|پیام ما| مرکز نظام ایمنی هستهای کشور اعلام کرد: «در آخرین پایش پرتوی صورت گرفته، آلودگی به مواد پرتوزا در این رودخانه رویت نشده است.» این مرکز به دنبال انتشار گزارش روزنامه «پیام ما» که با تکیه بر پژوهشهای منتشر شده از وجود مواد پرتوزا، به فلزات سنگین و سمی مانند سرب و ترکیباتش، آرسنیک، ترکیبات آلومینیوم، نیکل، مس، آهن، منگنز و ۵۳ آلایندۀ دیگر در آب رودخانۀ ارس بهویژه در محدودۀ سد «خداآفرین» و دشت مغان، خبر میداد، تصریح کرد: «رودخانه ارس بهصورت مستمر در حال پایش پرتوی و رصد مواد پرتوزا است و علاوه بر این پایشها، بهزودی سیستمهای پایش آنلاین آب نیز در آن منطقه نصب خواهد شد.»
مرکز نظام ایمنی هستهای کشور در بیانیهای که در رسانههای کشور منتشر شده عنوان کرد: «با توجه به نگرانیهای ایجاد شده در بین هموطنان ساکن اطراف رود ارس، مرکز نظام ایمنی هستهای کشور تاکید میکند که رود ارس به صورت دورهای پایش پرتوی میشود.» بر اساس اعلام این مرکز، در آخرین پایش پرتوی صورت گرفته، آلودگی به مواد پرتوزا در رودخانه ارس رویت نشده است. از سوی دیگر مطابق نظر مسئولان و کارشناسان مرکز نظام ایمنی هستهای، نیروگاه اتمی«متسامور ارمنستان» تا رودخانه ارس و محدوده مورد اشاره فاصله قابل توجهی داشته و امکان رهاسازی مستقیم پسماند مایع این نیروگاه به رودخانه و آلوده شدن آن به مواد پرتوزا وجود ندارد. این در حالی است که پیش از این در ۲۴ خرداد، خبرگزاری ایسنا به نقل از «مهران خجسته»، رئیس گروه محیط زیست و کیفیت منابع آب شرکت آب منطقهای اردبیل نوشته بود: «رادیواکتیویته آب رودخانه ارس بیش از حد مجاز رؤیت و گزارش نشده است.»
در همین حال مرکز نظام ایمنی هستهای کشور اعلام کرده است که در ادامه نظارتهای این مرکز، تمهیدات لازم برای نصب سریع ایستگاه پایش آنلاین آب در محدوده مورد اشاره فراهم شده تا پایشها و بررسیهای لازم در کوتاهترین زمان ممکن انجام شود.
احتمال تخلیه برخی آبخوانهای کشور تا ۲۰۴۰
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور با بیان اینکه خشکسالی در کشور 30 ساله شد گفت: براساس شاخص خشکسالی SPI ما از سال ۱۳۷۰ به بعد به جز سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ همواره در کشور خشکسالی داشتهایم.
به گزارش مهر، «احد وظیفه» در نشست تخصصی «تغییر اقلیم از دیدگاه هواشناسی» در محل پژوهشکده سوانح طبیعی و کرسی یونسکو در مدیریت سوانح طبیعی بیان کرد: شاخصهای دیگر خشکسالی نیز گویای وجود دراز مدت خشکسالی در کشور است.
او در ادامه گفت: بر اساس شاخص SPEI که علاوه بر بارش، تبخیر و تعرق، اثر دما را نیز لحاظ میکند، کشور ما همواره در خشکسالی است و برخی نقاط دیگر دنیا نیز به شدت نسبت به این شاخص تغییر کرده و خشکتر شده است.
رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور توضیح داد: به طور کلی برخی پارامترهای اقلیمی کشور در ۵۰ سال اخیر تغییر کردهاند. برای نمونه، دما در هر دهه به طور متوسط حدود ۰.۴ درجه افزایش یافته و به تبع آن تبخیر نیز افزایش یافته است.
وظیفه تصریح کرد: میانگین بارش تجمعی کشور نیز در پنج دهه اخیر از ۲۵۰ به حدود ۲۰۰ میلی متر در دهه اخیر کاهش پیدا کرده است.
او در ادامه با اشاره به سطح تحت تأثیر خشکسالی در کشور افزود: خشکسالی پیامدهای بسیاری در پی دارد که یکی از آنها افزایش مهاجرت به شهرها است.
او به آخرین تغییرات آبخوانهای کشور اشاره کرد و گفت: در سالهای اخیر بیش از ۸۰ درصد آب تجدیدپذیر سالانه از زمین پمپاژ میشود این در حالی است که استاندارد جهانی آن ۲۰ درصد است و در هر صورت برای پایداری سرزمین نباید از ۴۰ درصد تجاوز کند. در صورت ادامه این روند، روندهای گذشته نشان میدهد که تا سال ۲۰۴۰ برخی آبخوانهای کشور تخلیه خواهد شد.
هشدارِ مهاجرت اقلیمی سیاهنمایی نیست
|پیام ما| «درحالیکه در سال 2022، حدود 33 میلیون نفر در سراسر جهان، در اثر بلایای طبیعی بهشکل داخلی جابهجا شدهاند؛ در ایران این عدد بیش از 42 هزار نفر برآورد شده است.» این یکی از نکاتی بود که در نشست تخصصی «آب، توسعه و مهاجرت اقلیمی» مطرح شد. این نشست با حضور «عیسی منصوری» متخصص مطالعات توسعه، «بهرام صلواتی» رئیس رصدخانۀ مهاجرت ایران و «مهدی ضرغامی» عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز برگزار شد، سخنرانان تلاش کردند نسبت به سیاستگذاری در حوزۀ توسعه و آب با رونمایی از اعداد مختلف هشدار دهند. همچنین در این نشست جایگاه ایران در شاخص عملکرد تغییر اقلیم از بین 63 کشور، رتبۀ 63 اعلام شد. در همین ارتباط صلواتی به «پیام ما» میگوید: «ایران در قعر برنامهریزی و سیاستگذاری قرار دارد، ولی اگر در رصدخانۀ مهاجرت ایران هشداری دربارۀ آینده داده میشود، آن را با سیاهنمایی یکی نکنیم؛ هشدار دادن وظیفه ماست.»
«بهرام صلواتی»، مدیر رصدخانۀ مهاجرت ایران در ابتدای این نشست با اشارهای به آمارهای جهانی توضیح داد: «پدیدۀ مهاجرت اجباری یک پدیدۀ جهانی است. درحالحاضر، در سراسر دنیا 108 میلیون مهاجر اجباری داریم و تا پایان سال 2022، این عدد 21 درصد افزایش را تجربه کرده است.»
مدیر رصدخانۀ مهاجرت ایران توضیح داد: «براساس آمایشهای جهانی، 29.4 میلیون نفر در وضعیت پناهندگی دارند و تعداد پناهجویان به 5.4 میلیون نفر رسیده است و تعداد درخواستهای پناهندگی، 2.6 میلیون نفر بوده است. به گفتۀ او، نکته قابل توجه این است که 52 درصد از کل پناهندگان از سه مبدأ سوریه، اوکراین و افغانستان، به کشورهای دیگر بهطور اجباری مهاجرت کردهاند.» صلواتی همچنین تأکید کرد که کشورهای با درآمد کم و متوسط میزبان 76 درصد از پناهندگان بودهاند و ایران هم بهواسطۀ همسایهبودن با این کشورها حتماً تحتتأثیر این وقایع قرار گرفته است. او ادامه داد: «ایران 3.4 میلیون پناهندۀ رسمی دارد. این عدد بعد از روی کار آمدن طالبان حتماً بیشتر شده است، اما آمار رسمی از آن وجود ندارد.»
عیسی منصوری، متخصص مطالعات توسعه: با افزایش مشکلات اقتصادی، اقلیمی و اجتماعی دیدیم که صدای سیستان چگونه بلند شد و نتیجۀ این سیکل معیوب، مهاجرت گستردۀ مردم این استان به استانهای دیگر و حاشیۀ شهرهاست
در ایران چه خبر است؟
جابهجاییهای داخلی در اثر بلایای طبیعی در سال 2022، 33.6 میلیون نفر بودهاند، در ایران این عدد بیش از 42 هزار نفر برآورد شده که احتمالاً بسیار کمتر از عدد واقعی در ایران است. چرا که به گفتۀ صلواتی این عدد ناشی از آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال 95 است و برای محاسبۀ آمارهای جدید، منبعی وجود ندارد. صلواتی تأکید کرد: «صدای هشدار از جایی بلند میشود که از 40 نوع بلای طبیعی شناختهشده در جهان، 31 نوع در ایران شناخته و دیده شده است.» او همچنین خشکسالی را از عوامل اصلی جابهجایی بیناستانی در ایران دانست.
تشدید مهاجرتهای اقلیمی
با دستکاریهای غیراصولی منابع طبیعی
«مهدی ضرغامی»، عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز در این نشست با اشاره به وضعیت جهانی دستکاریهای غیراصولی بشر در طبیعت و مهاجرتهای اقلیمی، میگوید: «دریای آرال از تاجیکستان آغاز میشود و تا ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان ادامه دارد و این حوضۀ آبریز در روزگاری، دریایی با تولیدات بالا بوده و اکنون مسئلۀ مهم آن، رسوبات آلایندۀ کف این دریا است.» او با اشاره به موضوعات هیدروپولیتیک در دنیا، اضافه میکند: «در آمودریا و سیردریا، تاجیکستان به انرژی نیاز دارد و در پاییندست، ترکمنستان نیازمند آب برای کشاورزی است و فقدان همکاری میان آنها موجب ایجاد فشار اجتماعی شده است. همچنین، ارمنستان با توسعۀ صنایع معدنی خود بدون تمهیدات مهندسی، باعث نشت آلایندهها به رود ارس و آلودگی این شاخۀ حیاتی کشور شده است.»
بهرام صلواتی، مدیر رصدخانۀ مهاجرت: ایران در قعر برنامهریزی و سیاستگذاری قرار دارد و شاخص عملکرد تغییر اقلیمی در ایران از میان 63 کشور، جایگاه شصت و سوم را نصیب ما کرده است
خانوارهای سیستانی، زابل را ترک میکنند
این عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز هم در ادامه این نشست، توضیح میدهد: «10 هزار خانوار ایرانی در سال گذشته از زابل خارج شدهاند.» او ریزگردها در خاورمیانه را یکی از مهمترین دلایل مهاجرت ساکنان استانهای مرزی در کنار خشکسالی دانست و دربارۀ سرانۀ منابع آبی ایران میگوید: «در 50 سال اخیر سرانۀ منابع تجدیدپذیر در کشور ما از 5 هزار و 500 مترمکعب به هزار و 300 مترمکعب رسیده است و اگر این عدد به هزار برسد، ایران دچار فقر آبی میشود.»
اما «عیسی منصوری»، متخصص مطالعات توسعه، در ادامۀ نشست با اشاره به تاریخچۀ حکمرانی در ایران، تصویر متفاوتی ارائه کرد. به عقیدۀ او در گذشته، نظام حاکم بر جامعۀ ایران، ایلی و عشایری بوده است و ویژگی اصلی این نوع حکمرانی مبتنی بر آب بوده که این نگاه میتواند زمینهساز جاماندن ایران از برنامههای توسعهای باشد. وزیر اسبق کار ادامه میدهد: «چند نوع مهاجرت داریم. روستا به شهر، شهر به روستا و پیرامون به مرکز و منطقهای از انواع مهاجرتها هستند.» منصوری توضیح میدهد: «این نگاه که خودمان همهچیز بسازیم از خودکار تا خودرو، تمرکز را بر شهرها بالا برده و دور از ذهن نیست که در چنین شرایطی ساکنان روستا به شهر و پیرامون آن مهاجرت کنند. واقعیت این است که بعد انقلاب خواستیم فقرزدایی کنیم، جاده ساختیم، زیرساخت فراهم کردیم، اما این زیرساخت فراهمکردن، بهبودی در معیشت روستاییان ایجاد نکرد و فقط آنها را به سمت حاشیۀ شهرها برای زندگی سوق داد.»
او تأکید میکند: «فراموش نکنیم، اتفاق بزرگی در حال رخدادن است. در این نوع مهاجرتها فقط داستان ما، داستان مهاجرت اقلیمی نیست و تحولاتی که با آن مواجه شدهایم و خواهیم شد، بنیادیتر است. با افزایش مهاجرتهای بیناستانی و داخلی، تولید روستایی از بین رفته و فرهنگ روستاها مخدوش شده است. وقتی در روستا زندگی میکنید اقتصاد شما یک اقتصاد روستایی است اما بهمحض اینکه پای خود را بیرون میگذارید، تصمیم میگیرید درآمدی با اقتصاد مبتنیبر شهر داشته باشید. این رقابت در سهمخواهی، منابع طبیعی را از بین میبرد.»
به گفتۀ منصوری، در سال 1980 منابع آبی کشورمان در حالی 140 میلیارد مترمکعب بود که با 36 میلیون نفر جمعیت مواجه بودهایم. امروز اما با حدود 90 میلیارد مترمکعب و 87 میلیون نفر جمعیت با کاهش 30 درصدی، بحران تازهای را تجربه میکنیم. بهخصوص که در مصارف آبی 34 درصد افزایش را هم به ثبت رساندهایم.
منصوری هشدار میدهد: «امروز با 104 میلیارد مترمکعب ظرفیت آبی در کشور، فقط 55 میلیارد مترمکعب آب قابل تنظیم داریم. همۀ این آمارها به ما میگوید که مهمترین نکتهای که در حوزۀ آب در کشور ما وجود دارد، حکمرانی منابع است؛ نه حکمرانی ریسکها و مصارف.» او با مطرح کردن این سؤال که چرا سد میسازیم؟ میگوید: «منابع را مدیریت میکنیم، اما بهدنبال مدیریت مصرف نیستیم. در واقع حکمرانی ما روی نوع درست مصرف تمرکز ندارد.»
منصوری با اشاره به آمار مصرف 92 درصدی آب کشور در حوزۀ کشاورزی، 7 درصدی آب شرب و یک درصدی مصرف در صنعت گفت که فشار آوردن به مردم برای مدیریت مصرف آب با چنین آماری، چندان منطقی نیست. او میگوید: «میوهها، خشکبار، حبوبات و … بیشترین مصرف آب را دارند که ما آنها را در مناطق بدون آب کشت میکنیم و همۀ اینها یعنی در سیاستگذاری آب، مشکل داریم.» منصوری همچنین در پایان تأکید میکند: «با افزایش مشکلات اقتصادی، اقلیمی و اجتماعی دیدیم که صدای سیستان چگونه بلند شد و نتیجۀ این سیکل معیوب، مهاجرت گستردۀ مردم این استان به استانهای دیگر و حاشیۀ شهرهاست.»
در پایان این نشست، بهرام صلواتی هشدار میدهد: «در آیندهای نه چندان دور، 200 میلیون نفر حداقل بهخاطر تغییر اقلیم مجبور به مهاجرت خواهند شد و بهدلیل کمبود آب، مهاجرتها در مقیاس جهانی 10 درصد افزایش یافته است. در چنین وضعیتی، ایران در قعر برنامهریزی و سیاستگذاری قرار دارد و شاخص عملکرد تغییر اقلیمی در ایران از میان 63 کشور، جایگاه شصت و سوم را نصیب ما کرده است.» او در پاسخ به این پرسش خبرنگار «پیام ما» که در زمانهای که برنامهریزی برای مواجهه با پیامدهای تغییر اقلیم وجود ندارد و حکمرانان نیز حساسیتی به این جابهجاییهای اجباری نشان نمیدهند، وظیفۀ رسانه چیست؟ میگوید: «ما باید پیش از وقوع بحران هشدار دهیم، اگر در رصدخانۀ مهاجرت ایران، هشداری دربارۀ آینده داده میشود، آن را با سیاهنمایی یکی نکنیم؛ هشداردادن وظیفۀ ماست.»
رتبهبندی استانها در مهاجرتهای اقلیمی:
سه استان اول مهاجرفرست:
خوزستان
لرستان
کرمانشاه
سه استان اول مهاجرپذیر:
تهران
البرز
یزد
|پیام ما| گسترش بیابانها در پی مدیریت نادرست آب و ازدسترفتن پوشش گیاهی، معضلی است که بخشهای زیادی از کره زمین با آن دست به گریبان است و مناطقی با بارندگی کم همچون ۷۰ درصد مساحت کشور ما، بیشتر در معرض توسعۀ بیابانها یا آنچه «بیابانزایی» خوانده میشود، هستند. همین آسیبها باعث شد تا در سال ۱۹۹۴ (۱۳۷۳) کنوانسیون بینالمللی مقابله با بیابانزایی و خشکسالی توسط سازمان ملل متحد ایجاد شود و کشورهای جهان به این کنوانسیون بپیوندند. ایران در اسفندماه ۱۳۷۵ و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی به این کنوانسیون پیوست و مرجع ملی این کنوانسیون نیز سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور است. ۲۷ خردادماه هر سال بهعنوان روز جهانی مقاله با بیابانزایی و خشکسالی معرفی شده است که مراسم امسال، روز گذشته سیام خردادماه در سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور برگزار شد. «عباسعلی نوبخت»، رئیس سازمان منابع طبیعی، در این مراسم برآورد خسارت مستقیم سالیانه از محل بیابانزایی را بیش از ۶۰۰ میلیون دلار اعلام کرد.
نوبخت گفت: براساس مطالعات بازنگری شناسایی کانون بحرانی فرسایش بادی کشور بهطور کلی در کل کشور مساحت مناطق تحتتأثیر فرسایش بادی در ۲۲ استان کشور حدود ۳۰ میلیون هکتار تعیین شد. در محدودۀ کانونها که به آن بخش از مناطق تحتتأثیر فرسایش بادی آسیبرسان به منابع زیستی و اقتصادی اطلاق میشود، در کشور ۱۴ میلیون هکتار ارزیابی شده است.
او ادامه داد: براساس مطالعات سال ۹۷ خسارت مستقیم ناشی از هجوم ماسههای روان به مناطق زیستی، مسکونی و تأسیسات زیربنایی سالانه بالغ بر ۶۰۰ میلیون دلار در سال برآورده شده است.
نوبخت افزود: اثربخشی اقدامات مقابله با بیابانزایی شامل حفاظت از ۷۰۲۶ کیلومتر خطوط مواصلاتی و راهها، ۱۸۱۰ کیلومتر خطوط راهآهن، ۲۳ فرودگاه، ۸۵۶۰ کیلومتر شبکه و کانالهای انتقال آب و آبیاری، ۶۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی، ۸۷ شهر، ۴۳۵۳ روستا، ۵۱ شهرک صنعتی، ۲۰ شهرک صنعتی است.
یک استاد دانشگاه: فسفر، منیزیم، پتاسیم، آهن، کروم، نیکل، لیتیوم، تیتانیوم از جمله موادی هستند که همراه با گردوغبار حمل میشوند و خطراتی برای سلامت انسان و محیط زیست دارند
۸۸ درصد کشور تحتتأثیر بیابانزایی
رئیس سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری اضافه کرد: براساس مطالعات اطلس مناطق بیابانی ایران که در سال۹۱ انجام شد، ۸۸.۷ درصد مناطق کشور تحتتأثیر بیابانزایی و تخریب سرزمین قرار دارد.
نوبخت در ادامه گفت: انجام بیش از ۸.۷ میلیون هکتار پروژههای اجرایی و ۱۳ میلیون هکتار مطالعات مناطق بیابانی، در جهت فعالیتهای بیابانزدایی در کشور انجام شده است. میزان مقابله با بیابانزایی سالانه ۳۰۰ هکتار است، اما میزان بیابانزایی سالانه یک میلیون هکتار است. باید با برگزاری جلسات با محققان، توجه تصمیمگیران را به میزان خسارات بیابانزایی جلب کنیم.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: از ۱۶۵ میلیون هکتار از مساحت ایران، ۱۳۵ تا ۱۳۷ میلیون هکتار آن منابعطبیعی است. ۳۲ میلیون هکتار اراضی بیابانی، ۱۲۵ میلیون هکتار قلمروی فرسایش آبی، ۳۰ میلیون هکتار قلمروی فرسایش بادی، ۱۴ میلیون هکتار کانون بحرانی گردوغبار است. سالانه بهطور متوسط ۴.۲ تن از این نواحی گردوغبار تولید میشود.
نقش اصولی زنان در پایداری سرزمین
رئیس سازمان منابعطبیعی با اشاره به شعار روز جهانی مقابله با بیابانزایی در سال جاری گفت: امسال بر نقش اصولی زنان در مدیریت پایدار سرزمین و به ضرورت توجه خاص به جامعۀ زنان بهعنوان تربیتکنندۀ نسل آینده تأکید شده است.
او افزود: فارغ از جریان اکوفمنیسم، معتقدیم عدالت با برابری یکسان نیست. زنان در بسیاری از موقعیتها توانمندتر و متعهدتر از مردان عمل میکنند. از سوی دیگر آموزش یک مرد، آموزش یک فرد است، اما آموزش مادر بهعنوان ستون اصلی کانون خانواده، آموزش خانواده بهعنوان نهاد بنیادین اجتماع است. بنابراین، نقش مادر، زن و دختر بهعنوان اصلیترین عامل پایداری سرزمین را نمیتوان نادیده گرفت؛ چراکه آنان حافظ امنیت زیستی و غذایی هستند.
شدت و سرعت بیابانزایی در ایران متوسط است
«غلامرضا زهتابیان»، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، نیز در این مراسم گفت: شدت و سرعت بیابانزایی در ایران در حد متوسط است و در شمال و غرب کشور از شدت آن کاسته میشود. باوجوداین، در کنار دریاچه ارومیه، آثار بیابانی مشابه کویر لوت و دشت مرکزی میبینیم.
او با اشاره به مدل بیابانزایی در کشور گفت: ما مدل مدالوس را ایرانیزه کردیم، یعنی براساس تجربههای خود بومیسازی کردیم و همۀ کشور از نظر بیابانزایی تحت رصد است. ۹ معیار و ۳۵ شاخص را به روش خوشهای با تلفیق عوامل محیطی و انسانی بهدست آوردیم و نقشه اطلس بیابانزایی در ایران را ترسیم کردیم.
زهتابیان تأکید کرد: در بررسی نهایی، نباید گمان کنیم مشکلی از نظر بیابانزایی نداریم؛ چراکه در حال حاضر شاهد تخریب پوشش گیاهی، افت سطح سفرههای آب زیرزمینی، نشست زمین، سیستمهای غلط آبیاری و کاهش آبهای زیرزمینی و سطحی همچنین تراکم زیستی جمعیت هستیم. این موارد اخطارهایی است که به ما میگوید باید در زمینۀ بیابانزایی فکر و عمل کنیم و ضروری است رصد و هشدار را در دستورکار خود قرار دهیم.
گردوغبار حاوی فلزات سنگین
او اضافه کرد: هر قدر هم که مشکلات زیاد باشد، در سایۀ وحدت رویه بین نظام داناییمحور و نظام تصمیمسازی، بر آنها فائق میآییم. راه درازی در پیش داریم و اندک کارهای تحقیقاتی انجامشده کافی نیست و لزوم واسنجی IMDPA ضروری است. برخی شاخصها تأثیر زیادی دارند، ولی در مدل دیده نمیشوند.
زهتابیان بااشارهبه نتایج یک مطالعۀ انجامشده در زمینۀ موادی که همراه گردوغبار منتقل میشوند، گفت: فسفر، منیزیم، پتاسیم، آهن، کروم، نیکل، لیتیوم، تیتانیوم از جمله موادی هستند که همراه با گردوغبار حمل میشوند و خطراتی را برای سلامت انسان و محیط زیست دارند، اما ما هنوز نتوانستهایم این موارد را وارد مدل کنیم.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با اشاره به یکی از نقایص تعریف بیابان در کشور گفت: هر جایی که آب، زمین و پوشش گیاهی در معرض تهدید و تخریب باشد، بیابان بهوجود میآید. این درحالیاست که آب، زمین و پوشش گیاهی معلول و عوامل محیطی و انسانی عامل هستند، اما بهجای شناسایی این عوامل به معلولها توجه میکنیم.
او با اشاره به طرح کاشت یک میلیارد اصله نهال گفت: هر چند که کاشت درخت در تثبیت خاک نقش دارد، اما ما نباید از عوامل اصلی غفلت کنیم.
این عضو هیأت علمی دانشگاه تهران عنوان کرد: مطالعات مربوط به اطلس کشاورزی یکی از معیارهای جدی در حوزۀ بیابانزایی است و لازم است به این موضوعات توجه بیشتری شود. علاوهبراین، با برگزاری نشستهای علمی و تخصصی، پروپوزالهای جامع و کاملی دربارۀ مسائل و مشکلات این حوزه تهیه کنیم و راهکار ارائه دهیم.
زهتابیان تأکید کرد: با افت سفرههای آب زیرزمینی و نشست زمین را در کشور شاهد هستیم و یکی از عوامل مهم در افزایش گردوغبار رهاشدن زمینهای کشاورزی است.
ایرانیهای خوشقریحه، لباس را فقط برای پوشاندن تن و بدن خود و حفاظت از گرما و سرما نمیدانستند. پوشش هر قوم و قبیلهای در ایران زمین نهتنها بیانگر نوع اقلیم و برگرفته از طبیعت بود، بلکه به تناسب موقعیت اجتماعی و اقتصادی افراد برای زنان و مردان فرق میکرد. این نوع نگاه به پوشش باعث شد تا از گذشتۀ دور تاکنون، هنر یا شغل بافت پارچههای متفاوت در اقصی نقاط ایران جان بگیرد. یکی از همین هنرهای دستی که حالا نیمنفسی برایش مانده، «عبابافی» است که در نیمۀ جنوبی کشور رونق داشت.
«عبا» لباسی بسیار ساده و سبک بود که معمولاً آن را بر روی لباسهای دیگر میپوشیدند. بهدلیل راحتی این لباس تا چندی پیش مردان ایرانی در خانه عبا روی دوش خود میانداختند. قدمت «عبابافی» در کشور ما به پنج قرن پیش برمیگردد. عبا از پشم گوسفند یا شتر بافته میشد و حالا در گوشهوکنار کشور اندک کارگاههای «عبابافی» باقی ماندهاست.
رونق «عبابافی» در جنوب کشور
از آنجا که «عبابافی» از شهرهای عربستان راهی کشور ما شد، خاستگاه این هنر را باید در شهرهای جنوبی کشور دنبال کنیم. بوشهر، نائین، بهبهان، مشهد و ایلام از شهرهایی هستند که هنرمندان زیادی در آن «عبابافی» میکردند. در بسیاری از شهرها و روستاهای استان بوشهر که اولین استان در زمینۀ عبابافی در ایران شناخته میشود، این هنر بهعنوان شغل خانوادگی استمرار داشت. البته استفاده از عبا مختص این شهرها نبود و به دیگر نقاط کشور ارسال میشد.
حالا که خبری از کارگاه نیست و هنرمندان این رشته به گوشهای رفتهاند، «عبابافی» را فقط باید در روستاها دید. در قدیم، در هر کارگاه حدود 10 نفر مشغول کار بودند، حالا اگر کارگاهی در این شهرها پیدا شود، حداکثر دو نفر مشغول کار هستند.
ازآنجاکه «عبابافی» از شهرهای عربستان راهی کشور ما شد، خاستگاه این هنر را باید در شهرهای جنوبی کشور دنبال کنیم؛ بوشهر، نایین، بهبهان، مشهد و ایلام از شهرهایی هستند که هنرمندان زیادی در آن «عبابافی» میکردند
صنایعدستی خاص در نائین
«عبابافی» علاوه بر جنوب، از صنایعدستی قدیمی رایج در شهرستان نایین استان اصفهان هم محسوب میشد. عبای این شهرستان به رنگهای سرخ و خرمایی و با استفاده از کرک شتر، پشم گوسفند و بز بافته میشد. در دهۀ ۱۳۵۰، سالانه تا پنج هزار عبا از این شهرستان صادر میشد که بیشتر آنها از محلۀ محمدیه و سردابهای (کارگاههای زیرزمینی) «عبابافی» تولید میشد.
«کوهپایه» اصفهان هم یکی از مراکز بافت پارچۀ عبا در کشور بود، اما حالا فقط سه نفر در این منطقه به این حرفه مشغولاند. از 23 کارگاه «عبابافی» در محمدیۀ نایین که مرکز تولید عبای زمستانی کرک شتری و کرک بز است، فقط نیمی از آنها مشغول به فعالیت هستند.
روزگار بیرمق «عبابافی» در بهبهان
«عبابافی» در بهبهان استان خوزستان هم باوجود 11 کارگاه نیمهفعال، کماکان به فراموشی سپرده شده است. عبای بهبهان در دستۀ باکیفیتترین عباها قرار میگیرد، زیرا مواد اولیۀ بهکاررفته در پارچه و شیوۀ قدیمی بافت آن باکیفیت است. استادکاران بسیاری عبابافی بهبهان را رونق بخشیدهاند که از جمله آنها میتوان به «علی خوب»، «غلام عظیمی»، «تقی پریزاد»، «ایرج مهدیان» و «جعفر مشغولالذکر» اشاره کرد.
کارگاههای عبابافی بهبهان در خیابان پیروز بهبهان و در مجاورت مسجد «مکتبالمهدی» یا در کوچۀ «شهید قنبریان» واقع شدهاند. «عبابافی» برای بیرونآمدن از حاشیه و جان تازه گرفتن نیازمند تعریف کاربریهای جدید مثل طراحی لباسهای مختلف با این پارچه، بازار فروش مناسب، ایجاد علاقه برای جوانان و تشویق پیشکسوتان به آموزش این هنر است. ناگفته نماند که سختی مراحل تولید هم از عوامل فراموشی این هنر شده است.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراثفرهنگی بوشهر: هفتۀ گذشته سه کارگاه تولیدی عبابافی، گلیمبافی و احجام چوبی در شهرستانهای بوشهر و دشتی افتتاح شد. رونق کسبوکار و ارتقای کیفیت محصولات صنایعدستی و معرفی آنها در اولویت است
پارچهای لطیف از پشم شتر
در بافت عبا از پشم گوسفند و شتر استفاده میشود. بیشتر عباهایی که در روستاهای بوشهر بافته میشود، از پشم شتر دشتی که «ذبه» نام دارد، تهیه میشود. عباهایی که در شهرهای دیگر همچون نایین بافته میشود و سرخرنگ یا خرمایی است با استفاده از کرک و پشم بافته میشوند. شاید به نظر برسد پارچهای که از پشم بافته میشود، ضخیم است، اما هنر بافندگان عبا به گونهای بود که هم عباهای تابستانی میبافتند و هم عباهای زمستانی. جنس عبای تابستانی لطیف و خنک است و در ماههای گرم سال استفاده و بیشتر در شهرهایی همچون بهبهان، بوشهر و برخی از شهرهای اصفهان بافته میشود. این نوع عبا که بسیار سبک است، با کمک نخ پنبه بافته میشود و اکثراً تاروپود آن به رنگ مشکی یا قهوهای است. عبای زمستانی، بیشتر در نایین و از پشم شتر بافته میشود.
شیوۀ «عبابافی»
عبابافی دو بخش ریسندگی و بافندگی دارد؛ کار ریسندگی را خانمها انجام میدهند و بافندگی را آقایان بهعهده دارند. سختترین مرحلۀ بافت عبا، ریسندگی آن است که از سوی زنان روستایی و در طول دو تا سه ماه انجام میشود. پشم باید بهخوبی خشک شده باشد. پشمهایی که خیس باشند، بههم میچسبند. معمولاً «عبابافی» بیشتر در فصل تابستان انجام میشود که رطوبت هوا پایین باشد. بافت عبا بر روی دستگاه سادۀ چوبی و قدیمی انجام میشود که شامل دو تکه چوب افقی و عمودی و تعدادی شانه و چرخ چوبی است. در مرحلۀ اول برای چلهکشی نخها، چله را روی این دستگاه سوار میکنند و پس از آن، توسط چند ابزار سادۀ دیگر بافت عبا در اندازۀ موردنظر را شروع میکنند. تارها به دو گروه تقسیم میشوند و در مرحلۀ پودگذاری ماکو را از لابهلای نخهای تار رد میکنند. در آخر نوبت به دفتین زدن میرسد که موجب انسجام پارچه و جداسازی تارها از یکدیگر میشود. طول هر طاقه عبا شش متر و وزن آن ۲.۵ کیلوگرم است.
نخ پنبه بهجای پشم شتر
در بافت هر عبا از سه کیلوگرم پشم استفاده میشود و بهدلیل ظرافت بالایی که بافت آن دارد، وقت بیشتری برای تولید آن گرفته میشود. کارهایی همچون موچینی و پرداخت پشم نیز نیازمند صرف زمان بالایی است که همۀ این عوامل باعث میشود تا بافندگان دیگر بهمانند گذشته از پشم شتر در بافت عبا استفاده نکنند. اینکه دقیقاً از چه زمانی نخ پنبه جایگزین کرک و پشم در تار عباها شد مشخص نیست، اما حدود 50 سال پیش هم از نخ چله برای بافت عباها بهصورت امروزی استفاده میشد.
ماشین، جای هنر دست را نگرفت
شاید این پرسش مطرح شود که چرا با وجود ماشینآلات نساجی، کارگاه سنتی «عبابافی» هنوز هم دایر است؟ پاسخ این است که روشهای نوین و دستگاههای صنعتی نمیتواند پارچۀ عبایی باکیفیت و زیبایی را که با دست بافته میشود، بهدست دهد. ارزش «عبابافی» نیز بههمین ظرافت و کیفیت پارچۀ حاصل دست هنرمند است. با وجود اینکه این روزها «عبابافی» رونق گذشته را ندارد، اما باز هم از همین کارگاههای صنایعدستی، پارچههای «عبابافی» به کشورهای حاشیۀ خلیجفارس صادر میشود. پیشکسوتان این هنر معتقدند بهترین راه برای احیای این هنر، سرمایهگذاری و کارآفرینی برای تأسیس و توسعۀ کارگاههای آموزشی است.
هفتۀ گذشته نیز سه کارگاه تولیدی عبابافی، گلیمبافی و احجام چوبی در شهرستانهای بوشهر و دشتی افتتاح شد. به گفتۀ «خلیل رازه» معاون صنایعدستی ادارهکل میراثفرهنگی بوشهر رونق کسبوکار و ارتقای کیفیت محصولات صنایعدستی و معرفی آنها در اولویت است.
وعده سازمان ملل برای احیای تالاب «صالحیه»
|پیام ما| با بغرنجتر شدن اوضاع تالاب «صالحیه»، سازمان ملل برای احیای این زیستگاه اعلام آمادگی کرده است. تالاب صالحیه که سطح آب آن در سالهای اخیر، به شدت کاهش یافته و با رسیدن فصل گرم رو به خشکی میرود، به یکی از کانونهای تولید ریزگرد تبدیل شده است. در ماههای گذشته با افزایش نگرانیها درباره وضعیت این تالاب که در استانهای البرز و قزوین قرار دارد، رئیس جمهور دستور ساماندهی و احیای آن را داده و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم محاسبه حقابه صالحیه را مهم شمرده است. سازمان ملل متحد برای کمک مالی به تالاب صالحیه در حالی پیشقدم شده است که در دو دهه گذشته، پروژههای محیط زیستی مانند پروژه احیای هامون، با وجود همراهی این سازمان به سرانجام نرسیده است.
دیروز «کانی ویگناراجا»، رئیس دفتر توسعه ملل متحد در آسیا و اقیانوسیه و دستیار دبیرکل سازمان ملل متحد در بازدید از تالاب صالحیه گفت: «قطعاً دلیل بازدید از تالاب صالحیه امکانسنجی حمایتهای لازم است ولی در این بحث، اولین وظیفه به عهده دولت ایران است و باید برای انجام اقدامات لازم پیشگام باشد.» او با اشاره به اینکه سازمان ملل هم برای احیای تالاب صالحیه حمایتهای لازم را خواهد داشت، از اهمیت کنوانسیون مقابله با بیابانزایی در راستای مدیریت آب، حفاظت از منابع طبیعی، احیای جنگلها و حفاظت از تنوع زیستی گفت و همکاری سازمان ملل در این اهداف را توضیح داد: «برای تحقق این اهداف، در گام اول باید سرمایهگذاری لازم توسط دولتها صورت بگیرد و بعد از آن نهادهایی مثل سازمان ملل و سایر مکانیزمهای مالی وارد میشوند. ولی نکته قابل توجه این است که در این مسیر همه شرکا باید گرد هم بیایند و منابع مالی خود را تجمیع کنند و حتی لازم است در این حوزه بخش خصوصی هم وارد شود.»
حسین رفیع، فعال حوزه آب: سازمان ملل از کدام منابع میخواهد در این تالاب هزینه کند و با چه برنامهای قرار است اعتبار برسد؟ وقتی برنامه و طرح مشخصی وجود ندارد، منابع مالی و میزان مبالغ مورد نیاز و سازمان هم مشخص نیست
پولهای کلان موفقیت نیاورد
«حسین رفیع»، فعال حوزه آب و تالاب و مرجع ملی غیردولتی کنوانسیون حفاظت از تالابها (رامسر) اما معتقد است همکاریهای مالی در ایران در حوزههای محیط زیستی تاکنون موفق نبوده است. او به «پیام ما» توضیح میدهد: «هامون هم در دورهای قرار بود حمایت شود اما به دلایل سیاسی، نیمهکاره رها شد. هر چند به نظر میرسد چالشهای دیگری هم به توقف این حمایتها و برنامه احیا دامن زد. در پروژههای آب و محیط زیست هر جا پای «پولهای کلان» به میان آمده، موفقیتی رخ نداده، بلکه به تخریب بیشتر انجامیده است.»
این فعال حوزه آب درباره چالشهای تالاب صالحیه میگوید: «سالهاست که منابع آبیِ تامینکننده آب تالاب صالحیه، به مصارف دیگر میرسد. علاوه بر این زهکش بزرگی که جهاد کشاورزی سالها پیش ایجاد کرده، تمام آب تالاب را خالی و مشکل را حادتر میکند. همچنین پسابها به چالش دیگر تالاب تبدیل شدهاند و شترها به این وضع دامن زدهاند. با همه این مشکلات، چندین ارگان و نهاد دولتی با فعالیتهای خود سرنوشت این تالاب را تحت تاثیر قرار دادهاند و بهنظر میرسد برای احیای صالحیه، سیاست یگانهای از طرف دستگاههای مختلف وجود ندارد.»
او با این گفتهها کمک سازمان ملل را در نبود طرح مشخص احیا مبهم میداند و اضافه میکند: «بحث این است که سازمان ملل از کدام منابع میخواهد در این تالاب هزینه کند و با چه برنامهای قرار است اعتبار برسد؟ وقتی برنامه و طرح مشخصی وجود ندارد، منابع مالی و میزان مبالغ مورد نیاز و سازمان هم مشخص نیست. همانطور که حتی مشخص نیست که این کمک قرار است به کدام نهاد، سازمان یا دانشگاه برسد.»
رییس دفتر توسعه ملل متحد در آسیا و اقیانوسیه: اگر دنیا ببیند که با وجود تحریمهای بینالمللی، UNDP به همکاریهای خود با ایران ادامه میدهد، شاید بتوان حامیان و شرکای مالی جدیدی برای حمایت از این پروژه پیدا کرد
گاهی به دلیل تحریمها امکان همکاری مشترک نداریم
این انتقادها در حالی است که دیروز «علی سلاجقه»، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز در دیدار با «ویگناراجا» از مشکلات همکاریها با سازمان ملل اینطور سخن گفت: «از سازمان ملل متحد انتظار داریم بدون دخالت دادن مسائل سیاسی، در راستای مسئولیت خود برای در کنار هم قرار دادن کشورها و رفع چالشهای جهانی تلاش کند.»
او با اشاره به اینکه ایران تجربههای موفقی از همکاری با بخشهای مختلف سازمان ملل متحد داشته، ادامه داد: «با وجود این همکاریهای مطلوب، گاهی همکاریهای ما تحت تاثیر مسائل دیگری قرار میگیرد که قابل قبول نیست. بهعنوان مثال، در برخی از نشستها با این موضوع مواجه میشویم که به دلیل وجود تحریمهای بینالمللی علیه کشورمان، امکان انجام همکاریهای مشترک وجود ندارد.»
رییس سازمان حفاظت محیط زیست، بدعهدی برخی از مجموعههای بینالمللی از جمله اتحادیه اروپا در زمینه کمک مالی به پروژه احیای هامون را از مصادیق این موضوع برشمرد و تصریح کرد: «اتحادیه اروپا به بهانه همین تحریمهای بیمنطق، حمایت مالی از این پروژه مشترک را قطع کرد.» اشاره او به پروژه پنج ساله برنامه عمران سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا با هدف احیای تالاب هامون است که در سال ۹۹ آغاز شده بود.
سلاجقه با این گفتهها تصریح کرد: «با این وجود ما اجازه نمیدهیم مرارتهای هموطنانمان به دلیل این بدعهدیها افزایش پیدا کند و از تمام ظرفیتهای داخلی برای به سرانجام رسیدن این پروژه استفاده میکنیم.»
او به تغییر اقلیم بهعنوان مسالهای بینالمللی اشاره کرد که همه کشورها را تحت تاثیر قرار داده و با اشاره به برخی از مشکلات محیط زیستی با کشورهای همسایه، سازمان ملل را مرجع مناسبی برای کمک به مدیریت این چالشها دانست.
معاون رئیس جمهور با این گفتهها افزود: «جمهوری اسلامی ایران، موضوع دیپلماسی محیط زیست را در اولویت برنامههای خود قرار داده و معتقد است که میتوان در قالب گفتمان محیط زیستی، شرایطی به وجود آورد که مسائل سیاسی هم قابل گفتوگو باشند.»
او در نهایت تاکید کرد: «از سازمان ملل متحد انتظار داریم بدون دخالت دادن مسائل سیاسی، در راستای مسئولیت خود برای در کنار هم قرار دادن کشورها و رفع چالشهای جهانی تلاش کند.»
رییس دفتر توسعه ملل متحد در آسیا و اقیانوسیه نیز در واکنش به انتقادات سلاجقه، تاکید کرد: «رابطه ما همواره رابطهای قدرتمند بوده و هیچ عامل بیرونی نمیتواند مانع از تداوم این همکاریها شود.» او سیاست برنامه محیط زیست ملل متحد (UNDP) را حمایت از آبادانی و توسعه کشورها در کنار حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست عنوان کرد و افزود: «تاکنون در ۳ حوزه آب، پسماند و تالاب با ایران همکاری داشتهایم.»
او با اشاره به قطع حمایتهای مالی اتحادیه اروپا از پروژه هامون، گفت: «اگر دنیا ببیند که با وجود تحریمهای بین المللی،UNDP به همکاریهای خود با ایران ادامه میدهد، شاید بتوان حامیان و شرکای مالی جدیدی برای حمایت از این پروژه پیدا کرد.»
صالحیه در انتظار طرح جامع
در بازدید دیروز، «علی محمد طهماسبی»؛ دبیر ستاد ملی مقابله با گرد و غبار گفت: «به دستور رییس جمهور تالاب صالحیه باید احیا شود و تمام دستگاههای درگیر مکلف به اقدام در این زمینه شدهاند.» طبق گزارش ایسنا، به گفته او با توجه به اینکه از دو سال گذشته شاهد افزایش غلظت و تداوم میزان گرد و غباری که از این تالاب پراکنده میشود هستیم، کارگروهی تخصصی-ملی برای ساماندهی وضعیت پیش آمده تشکیل شد.
اوایل خرداد امسال نیز علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در سیزدهمین جلسه ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گرد و غبار از لزوم محاسبه حقابه تالاب «صالحیه» بر اساس داشتههای موجود و اعلام آن گفته بود. او یکی از مسائل اصلی در زمینه ساماندهی تالاب صالحیه را مدیریت چرای دام و شترهای منطقه دانسته و گفته بود: «باید براساسطرح جامع تهیه شده، سازمان امور عشایر، سازمان منابع طبیعی و وزارت جهاد کشاورزی ظرف مدت دو هفته طرح خود را در این زمینه ارائه کنند.» جزئیات این طرح و روند تدوین آن هنوز مشخص نیست و در آخرین خبرها مدیر کل دفتر امور بیابان سازمان به این اشاره کرده که تا کنون شرح خدمات و متدولوژی طرح مطالعاتی تهیه شده است.
در کنار اختصاص نیافتن حقابه و چرای بیرویه گلههای بزرگ شتر، مهمترین عامل خشکیدن این تالاب، سازههای جمعآوری و انتقال آب سطحی دشت صالحیه به رودخانه شور است. این در حالی است که به گفته سلاجقه در حال حاضر این زهکش بلااستفاده، به مانعی برای ساماندهی تالاب صالحیه تبدیل شده است. او بر همین اساس خواستار مطالعه و بررسی حذف این زهکش شد.
طبق توضیح دیروز طهماسبی نیز چرای مفرط و غیرمجاز دام بهویژه شتر، محدود شدن منابع آب تالاب در کنار ایجاد کانال زهکش و همچنین کاهش بارشها در اثر تغییر اقلیم سه معضل عمده در غبارخیزی تالاب صالحیه به شمار میروند. به گفته مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست تاکنون جلسات متمرکزی با محیط زیست البرز و قزوین برای ساماندهی وضعیت این تالاب برگزار شده و در آخرین جلسه بنا شد ظرف مدت سه ماه تمام عوامل تخریب این تالاب شناسایی شوند و برنامهای برای تغییر شرایط موجود اجرایی شود. او تاکید کرد: «دستگاههای مختلف از جمله منابع طبیعی، محیط زیست، جهاد کشاورزی و… باید به وظایف خود درباره کاهش میزان گرد و غبار این تالاب عمل کنند.» از سوی دیگر به گفته طهماسبی نمایندهای از سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت تالاب صالحیه انتخاب شده تا با همکاری مشترک راهکارهایی با استفاده از دانش فنی دنیا برای حل مشکلات این تالاب اتخاذ شود.
نیکبخت با وعده «خودکفایی» وزیر شد
|پیام ما| خانه ملت روز گذشته جلسه علنی داشت و طی آن، صلاحیت «محمدعلی نیکبخت» را به عنوان وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی بررسی کرد. در نهایت پس از صحبتهای موافقان و مخالفان، نیکبخت توانست رأس موافق ۱۹۸ نماینده از مجموع ۲۴۸ نماینده حاضر در جلسه دیروز را به دست آورد. ۴۰ نفر از نمایندگان رأی مخالف دادند و ۱۰ نفر نیز ممتنع بودند. به این ترتیب نیکبخت توانست عنوان سرپرست را از روی میز کار خود در وزارت جهاد کشاورزی بردارد و عنوان وزیر را جایگزین آن کند. پیش از این «سیدجواد ساداتی نژاد» وزیر جهاد کشاورزی بود که فروردین امسال از سوی دولت برکنار شد و برای مدتی، «سیدمحمد آقامیری» به عنوان سرپرست وزارت جهاد کشاورزی معرفی شد. نیکبخت سوابقی همچون معاون برنامهریزی و امور اقتصادی وزارت جهاد کشاورزی، ریاست جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان و رئیس هیات مدیره و مدیرعامل سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران را در سابقه دارد. او نیز مانند بسیاری از همتایان پیشین خود با شعار «خودکفایی» راهی وزارت شد. شعاری که بسیاری از ناظران، آن را غیرعملی و عامل بسیاری از نارساییها در زیرساختهای بخش کشاورزی میدانند.
هفته گذشته «ابراهیم رئیسی»، رئیس جمهوری، محمد علی نیکبخت را برای تصدی وزارت جهاد کشاورزی به مجلس معرفی کرد و طبق قانون، در جلسه دیروز یک ساعت فرصت داشت تا از وزیر پیشنهادی خود دفاع کند، اما رئیسی دو روز قبل از آن، در روز یکشنبه و زمانی که لایحه برنامه هفتم توسعه را به مجلس تحویل میداد چند جملهای درباره وزیر پیشنهادیاش صحبت کرد. او گفته بود: «معرفی نیکبخت بعد از بررسیهای بسیاری بود که انجام دادم و به نتیجه رسیدم وی صلاحیت عملی و علمی دارد. او خاک جهاد را در شهرهای دور خورده است و توان اداره وزارت جهاد کشاورزی دارد و من او را شایسته این سمت میدانم.» با این حال در جلسه دیروز، «محمد مخبر» معاون اول رئیس جمهوری به همراه تعدادی از اعضای کابینه در جلسه رای اعتماد حضور پیدا کرد. جلسه دیروز نیز به ریاست قالیباف، رئیس مجلس برگزار شد.
عیسیزاده: نیکبخت چه برنامهای برای مواجهه با خشکسالی دارد؟
«مهدی عیسیزاده»، نائب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در مخالفت با برنامههای وزیر پیشنهادی گفت: امروز در آبرسانی به مزارع با مشکل مواجه بوده و سوال بنده این است که برنامه شما برای مواجه با خشکسالی چیست.
او ادامه داد: ما امروز برای بزرگترین نهادی که در سفره مردم تاثیر میگذارد تصمیم گیری میکنیم. آقای نیکبخت برای آبرسانی به مزارع چه اقداماتی قرار است انجام دهید؟ سوال بنده این است که برای مواجهه با خشکسالی چه مواردی در برنامه شما پیش بینی شده است؟
عیسیزاده، نائب رئیس کمیسیون اجتماعی: ما امروز برای بزرگترین نهادی که در سفره مردم تاثیر میگذارد تصمیمگیری میکنیم. آقای نیکبخت برای آبرسانی به مزارع چه اقداماتی قرار است انجام دهید؟ سؤال بنده این است که برای مواجهه با خشکسالی چه مواردی در برنامه شما پیشبینی شده است؟
از سوی دیگر «قدرت الله حمزه شلمزاری»، نماینده فارسان در مجلس ضمن موافقت با برنامههای وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی گفت: نیکبخت روستازاده است و مشکلات حوزه جهاد کشاورزی را به خوبی درک می کند.
او ادامه داد: از جمله ویژگی های ایشان این است که خودشان روستازاده هستند و از بدنه جهاد کشاورزی می باشد و مشکلات جهاد کشاورزی را می داند و به خوبی درک می کند.
ذاکر: نیکبخت برنامهای برای آبیاری قطرهای و تحت فشار ندارد
اما «سید سلمان ذاکر»، نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی در مخالفت با برنامه های نیکبخت گفت که در برنامههای وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی موضوعی برای آبیاری قطرهای و تحت فشار دیده نمیشود حال که در برنامه ششم و لایحه برنامه هفتم آمده است.
او اظهار کرد: آقای نیکبخت در معرفی خود برون رفت و چالشها را به عنوان شاخص مدیریتی خود عنوان کرده است سوال این است که چه برنامهای برای تغییر گسترده کاربری اراضی دارد؟ این یک چالش است که راهکاری برای آن دیده نشده است.
«علیاکبر بسطامی» نماینده مردم ایلام نیز در موافقت با وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی گفت: وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی دارای شخصیتی انقلابی و ولایتمدار بوده و به مسائل اجرایی کشور تسلط دارد.
او گفت: نیکبخت مرد روزهای سخت نظام جمهوری اسلامی ایران است، مردی است که در کنار همرزمان خود به دنبال ترویج گفتمان خدمت بیمنت به مردم بوده است و دارای شخصیتی انقلابی و ولایتمدار میباشد. از سوی دیگر نیکبخت تجربه کافی در سطوح مختلف را دارد و مانند سربازی است که به درجه سرداری میرسد. نیکبخت یار غار صاحبان اصلی انقلاب است.
پاک فطرت: برنامه نیکبخت برای حفظ جنگلها چیست؟
«علیرضا پاکفطرت»، نماینده شیراز نیز به عنوان مخالف گفت: برنامه وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی برای حفظ جنگلها و تقویت تعاونی روستایی چیست؟
او اظهار کرد: موضوع امنیت غذایی و تولید محصولات کشاورزی در دنیا موضوع مهمی است و باید امنیت غذایی به بهترین شکل تأمین شود. سوال این است که وزیر جهاد کشاورزی چه طور میخواهد در این عرصه تحول ایجاد کند؟
همچنین «مهرداد ویس کرمی» نماینده مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی در مخالفت گفت: سمت وزارت با تحصیلات نیکبخت تناسب ندارد و عدم آشنایی با علوم نوین کشاورزی نوین بنده را نسبت به توانایی ایشان به عنوان وزیر خلاق و تحول آفرین دچار تردید می کند.
او بیان کرد: چرا دولت آقای رئیسی در یافتن افراد این همه کُند کار می کند و گویا گاهی از روی ناچاری، در آخرین روزها افراد را معرفی می کند. کسی مثل آقای نیکبخت حداقل به مدت یک سال است که معاون وزیر بوده و سال هاست که در وزارت جهاد کشاورزی مشغول خدمت هستند.
نیکبخت: در همه ارکان بخش کشاورزی و غذا خودکفا میشویم
در ادامه جلسه محمدعلی نیکبخت وزیر پیشنهادی جهاد کشاورزی در تشریح برنامههایش با بیان اینکه برای خودکفایی در بخش کشاورزی برنامه داریم، گفت: در همه ارکان بخش کشاورزی و غذا به ویژه هستههای اولیه تولید خودکفا خواهیم شد.
وی اظهار کرد: تلاش و جدیت در اجرای تکالیف قانونی و اسناد بالادستی، رفع عوامل محدود کننده تولید پایدار با تاکید بر خودکفایی در محصولات اساسی و حفظ منابع پایدار از جمله جهتگیریهای اصلی برنامههای من است.
در نهایت ۲۴۸ نماینده حاضر در مجلس بعد از شنیدن نظرات موافقان و مخالفان و دفاعیات وزیر پیشنهادی، با ۱۹۸ رأی موافق، ۴۰ رأی مخالف، ۱۰ رأی ممتنع با تصدی نیکبخت در وزارت جهاد کشاورزی موافقت کردند.
استانداری آذربایجان شرقی آلودگی رادیواکتیو ارس را تکذیب کرد
معاون سیاسی استاندار آذربایجانشرقی ورود مواد رادیواکتیو از نیروگاه مستامور ارمنستان به به رودخانۀ ارس را رد کرد. یک روز پیش از این تکذیبیه، روزنامۀ «پیام ما» با بررسی مطالعات و پژوهشهای منتشرشده در سالهای اخیر، نوشته بود که رودخانۀ «ارس»، هم به مواد رادیواکتیو و هم به فلزات سنگین آلوده شده است.
دیروز اما ایسنا بهنقل از «تراب محمدی»، معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجانشرقی دربارۀ «حقیقت ورود مواد رادیواکتیو و پساب کارخانه ارمنستان به رود ارس» توضیح داد: «ورود مواد رادیواکتیو از نیروگاه مستامور ارمنستان به دلیل مسافت بالای آن تا منطقه عملاً غیرممکن است و از سویی نیز این نیروگاه امن بوده و مورد خاصی از خروج موارد رادیواکتیو از آن وجود ندارد، ولی یک کارخانه مس در این منطقه وجود دارد که پساب آن به ارس وارد میشود و حتی با چشم نیز قابل رویت است.»
او تأکید کرد: «پس از گفتوگوی دستگاه قضایی، سازمان محیط زیست و استاندار آذربایجان شرقی با مسئولان ارمنستانی، مقداری از این ورودی کاهش یافته و کارخانه مس ارمنستان به سمت بازچرخانی (استفاده دوباره از پساب خروجی) رفته ولی باز هم به صورت شبانه و پنهانی پساب را به ارس وارد میکند.»
محمدی با اشاره به رصد شبانهروزی ورود پساب به رود ارس از این کارخانه، گفت: «تذکرات لازم به صورت دیپلماسی از طریق وزارت خارجه ارجاع داده شده است.»
معاون سیاسی اجتماعی استاندار آذربایجانشرقی دربارۀ مضرات ورود این پساب به رود ارس، عنوان کرد: «تمامی آزمایشهای مربوطه از سوی اداره کل دامپزشکی، شرکت آب منطقهای و سازمان محیط زیست انجام گرفته و بر اساس نتایج گزارش شده، این پساب ورودی، هیچ تبعاتی برای انسانها ندارد.»
او با بیان اینکه دلیل ورود این پساب به رود ارس، کارایی نداشتن سد باطلۀ کارخانۀ مس ارمنستان است، افزود: «موضوع اصلی این است که این اقدام مشکلات انسانی نداشته و مسئولان مربوطه نیز به صورت جدی پیگیر حل این موضوع هستند.»
در گزارش «پیام ما» با تیتر «ردیابی مسمومیت ارس» آمده بود: «منابع رسمی اگرچه با اطمینان از آلودگی مواد شیمیایی و رادیواکتیو این رودخانه نمیگویند؛ اما پایشهای آژانس انرژی اتمی و وزارت نیرو برای بررسی آلودگی رادیواکتیویتۀ ارس، نشانهای از نگرانی است. در طول بیستسال گذشته، گزارشهای رسمی زیادی از طرف نهادهای دولتی و دانشگاهی، آلودگی ارس را بهدلیل فعالیت معادن و نیروگاه هستهای متسامور در ارمنستان، تأیید کردهاند اما عمده اظهارنظرهای دولتی بر انکار این مطالعات و گزارشها بوده است.»
لایحه برنامه هفتم به زنان روستایی و عشایر توجه نکرده است
عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه در حال حاضر حدود 12 درصد کل جمعیت کشور یعنی حدود 10 میلیون نفر را زنان روستایی و عشایر تشکیل میدهند، گفت: با وجود این میزان قابل توجه از این قشر از زنان، در برنامههای توسعه از برنامه اول تا ششم به ظرفیتها و توانمندیهای خاص ایشان و از سویی مسائل ویژه این قشر، توجهی ویژه نشده و در کنار سایر زنان و به صورت بافتی همگن در این برنامهها به ایشان پرداخته شده است. متأسفانه در لایحه ارسالی دولت نیز طبق روال برنامههای توسعه پیشین موضوع زنان روستایی و عشایر به صورت مجزا مورد توجه قرار نگرفته است. «فاطمه قاسمپور» در گفتوگو با خبرگزاری خانه ملت ادامه داد: در این برنامهها موضوع زنان از منظرهای آموزش، ورزش، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، عدالت جنسیتی و… مورد اشاره و توجه قرار گرفته و در همین منوال هم زنان روستایی در برنامهریزیها و فعالیتهای اجرایی دولتها لحاظ شدهاند اما نکته اینجاست که ظرفیتها و پتانسیلهای این قشر از زنان و همچنین مسائل خاص آنها ایجاب میکند توجه جدی و مجزایی به آنها صورت گیرد.
او با تأکید بر اینکه وقتی برنامهها به صورت کلی تعریف میشوند و زنان روستایی در قوانین و آییننامههای اجرایی سهمشان مشخص نشده، دستگاه اجرایی الزامی در اولویتبخشی به زنان روستایی و عشایر در حجم مسائلی که دارد نمیبیند، ادامه داد: همه این کمتوجهیها در حالی است که حدود 60 درصد از زنان روستایی یعنی بخش عمده آنها در سن فعالیت قرار دارند و به لحاظ ظرفیتهای منطقهای و جغرافیایی لازم است موضوع توجه به ظرفیت این زنان به جد در دستور کار قرار گیرد. این نماینده مجلس همچنین در صحبتهای خود تاکید کرد که «زنان روستایی و عشایر در بخش سلامت و بهداشت، مسائل متفاوت و حادتری نسبت به زنان شهری دارند. به همین دلیل این زنان با توجه به مسائل ویژه و همچنین تفاوت امکانات و ظرفیتهای مناطق روستایی در برنامهریزیها مورد توجه جدی قرار گیرند.»
نصرالله ناصح پور، خوانندۀ پیشکسوت، درگذشت
«موسیقی ایران زمین باتوجهبه اصالت و قدمت تاریخی، خوشبختانه با وجود فراز و نشیبها و کشتارهای جمعی در جنگها و خونریزیهای خانه به خانه در طول تاریخ، هنوز منحصربهفرد است و مختصات و مشخصات آن هنوز در رگ موسیقایی اکثر همسایگان جغرافیایی امروز این کشور ساری و جاریست…» اینها بخشی از صحبتهای «نصرالله ناصحپور»، پیشکسوت آواز ایرانی در بزرگداشتی برای «حسن ناهید» است. ناصحپور شامگاه یکشنبه، در 83 سالگی و پس از سالها تلاش در عرصۀ موسیقی ایران درگذشت.
سال 1319 در اردبیل و در خانوادهای که با موسیقی آشنا بودند، متولد شد. او در گفتوگویی با روزنامۀ ایران در سال 99 گفته بود: «پدرم صدای خوبی داشت و در برخی محافل خصوصی گارمان مینواخت و آواز میخواند. همچنین پسرعمهام، آقا قدرت، صدای رسایی داشت و مقامهای آذری را به زیبایی اجرا میکرد و همین امر سبب علاقمندی بنده به آواز شد.»
او بعد از آمدن به تهران به یادگیری موسیقی سنتی مشغول شد و آشنایی با استاد «محمود کریمی» که علاوه بر ناصحپور، هنرمندان بسیاری را پرورش داد، به هنرستان آزاد موسیقی ملی راه یافت و همانجا تحصیل کرد. «عبدالله دوامی» یکی از استادان او بود که به گفتۀ ناصحپور از حضور در کلاسهای عبدالله دوامی مدت زمانی ردیفهای سازی را به تأکید «علیاکبر شهنازی» درکلاسهای او گذراند که در آموزش موسیقی او بسیار تأثیرگذار بود: «درواقع هم با ردیفسازی استاد شهنازی و پدرش آقا حسینقلی آشنا شدم و هم با دورۀ متوسطۀ ردیف آقای دوامی به روایت محمود کریمی.»
فعالیت او در گروه «چاووش» نیز ضمن تمرین موسیقی نزد استادان مختلف، تأثیر زیادی در پیشرفت او داشت. «چاووش» یکی از مهمترین گروههای موسیقی سنتی است که پیش از انقلاب اسلامی، با همکاری بزرگان موسیقی سنتی شکل گرفته بود و طی سالهای فعالیتش با تأثیری که از فضای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن دوران میگرفت، آلبومهای متعددی منتشر کرد. آنطور که روزنامۀ ایران در گزارش خود نوشته در این کانون، ناصحپور همراه با استادانی چون «محمدرضا شجریان» و «شهرام ناظری» سالها مشغول به تدریس موسیقی بودند، با این تفاوت که ناصحپور تمرکز و تأکیدش بیشتر بر پرورش هنرجو بود و شجریان و ناظری بیشتر به تولید آلبوم و اجرای کنسرت میپرداختند. او در پرورش هنرجوهای بسیاری نقش داشته است که میتوان به «جمشید عندلیبی»، «محمود مخدوم»، «صدیق تعریف»، «ودود مؤذنزاده»، «بهرام باجلان» و … اشاره کرد.
«آلبوم سرودهای آذربایجانی به آهنگسازی حسین علیزاده»، «آلبوم به یاد درویشخان با تکنوازی سهتار محمدرضا لطفی و بههمراهی تنبک ناصر فرهنگفر»، «آلبوم نوبانگ کهن به سرپرستی حسین علیزاده» و «همکاری مشترک با گروه شیدا به مناسبت یادواره استاد نورعلی برومند» از جمله آثار اوست.
کتاب «درهالتاج لغره الدباج» اثر قطبالدین شیرازی یکی از مهمترین رسالهها دربارۀ موسیقی ایرانی است که ناصحپور این کتاب را تصحیح کرده است.
او همچنین عضو سابق هیأتمدیرۀ خانۀ موسیقی بود , با همکاری دیگران شعب خانۀ موسیقی را در برخی شهرها مانند اردبیل، گرگان، نیشابور و بروجن تأسیس کردند.
