بایگانی مطالب نشریه

برای مخالفت با کاشت گونه‌های غیربومی خیلی جنگیدیم

برای مخالفت با کاشت گونه‌های غیربومی خیلی جنگیدیم

با چنگ و دندان کار را جلو می‌بریم چرا که کسی دلش نمی‌خواهد پاسخگو باشد.ریگان در کرمان و جاسک در هرمزگان وضعیت‌شان از خوزستان و سیستان و بلوچستان بدتر است.

رزونامه‌نگار : فروغ فکری |  تصاویر مه‌گرفته و پرغبار خوزستان و سیستان‌ و بلوچستان‌ از یاد هیچکس نرفته است. این تصاویر تکراریِ هر ساله، خبر می‌دهند که عده بسیاری راهی بیمارستان شده‌اند و عده دیگری به مهاجرت به سایر شهرها تن داده‌اند. گرد و غبار البته فقط مختص این دو استان نیست و 23 استان دچار و درگیر آن هستند و نام‌های بسیاری این میان فراموش شده‌اند. به گفته علی محمد طهماسبی بیرگانی، دبیر ستاد مقابله با گرد‌ و غبار، ریگان در کرمان و جاسک در هرمزگان حتی از خوزستان و سیستان وضعیت دشوارتری دارند. با خیزش غبار در سال‌های گذشته، توجه به ستاد ملی گردوغبار و عملکردش بیشتر شده و حالا استان‌های مختلف برنامه‌ها را با دقت بیشتری عملیاتی می‌کنند. طهماسبی در این گفت‌وگو از بی‌توجهی به برخی مسایل مانند کاشت درختچه‌های غیرهمسان با محیط و همراهی‌نکردن بعضی ارگان‌ها برای پیش‌بردن کارها گلایه بسیاری دارد و می‌گوید تلاش‌ها برای مقابله با گرد و غبار باید به سمت سازگاری با محیط و پذیرش اقلیم برود و باید برای مردمی که سال‌ها با سختی‌های گرد و غبار زندگی گذرانده‌اند، معیشتی جایگزین تهیه کرد و روش‌های بومی مواجهه با این پدیده را احیا کرد؛ مواردی که البته در اصلاحیه آیین‌نامه این ستاد هم آمده و حالا در انتظار تایید دولت است. 

آقای طهماسبی وقتی درباره مناطق درگیر در گرد و غبار کشور صحبت می‌شود، بیش از همه نام استان‌های سیستان وبلوچستان و خوزستان می‌آید. وضعیت در حال حاضر در این مناطق به چه صورت است؟ ما اخباری هم از استان‌های دیگر می‌شنویم اما درباره وضعیت آنها و تلاش برای بهبود شرایط‌شان اطلاع‌رسانی کمتری صورت می‌گیرد. به طور دقیق خسارت در کدام مناطق بیشتر است؟

بله، دو منطقه مهم درگیر در گرد و غبار کشور، سیستان و خوزستان هستند. سیستان از منظر شدت وقوع و تکرار آن و خوزستان از منظر شدت و منابع زیاد تحت خسارت. سیستان خیلی از منابع تحت خسارت خوزستان را ندارد اما شدت زیادی دارد و خوزستان تکرارش کمتر است. اما نکته‌ای که در این استان‌ها باعث شده نامشان بیشتر از سایر مناطق درگیر شنیده شود، مطالبه‌گری مردمی است.  منطقه‌ای در ریگان کرمان هست که خیلی وضعیت بدتری نسبت به خوزستان و سیستان و بلوچستان دارد. یا نقطه دیگری در جاسک که آنجا هم وضعیت سختی دارد. اما آن‌ها مطالبه‌گری نداشتند و کمتر هم در رسانه‌ها مطرح شده‌اند. در نتیجه باید گفت مشکل ما فقط این دو منطقه نیست. ما 23 استان درگیر در این موضوع داریم که شدت و ضعف دارد و از منظرهای گوناگون می‌توان به آن نگاه کرد. برای مثال ممکن است بگویید استان تهران هم گرد و غبار دارد و می‌گویم این استان 20 تا 30 هزار هکتار کانون غبارخیز بیشتر ندارد اما کرمان 6 میلیون هکتار دارد. ولی اگر رخدادی در تهران صورت بگیرد معلوم نیست چند برابر کرمان خسارت بزند چرا که جمعیت تهران یک چهارم یا یک پنجم کشور است. بنابراین استان‌های متعددی درگیر غبار هستند که از میان آنها سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خوزستان، اصفهان و سمنان متفاوت از دیگر مناطق‌اند و هر کدام شدت و تکرار منحصر به خود دارند. یک سوم آنها در حد بالا درگیرند و دو سوم دیگر در حد متوسط. 

ستاد ملی گردوغبار به عنوان اصلی‌ترین اقدامات چه کارهایی برای این مناطق انجام داده است؟ 

نخستین اقدام ستاد ملی که در کشور انجام شده شناخت پدیده بود. توجه به اینکه چه پدیده‌هایی عامل بروز گرد و غبار است. با چه شدتی تکرار می‌شود و گرد و غبارها به کجا می‌رود و روی چه تاثیر می‌گذارد. سال گذشته در قالب طرح منشأیابی گرد و غبار این کار در سطح ملی و برای همه استان‌ها انجام گرفت.

یعنی پیش از این به صورت مدون طرحی برای استان‌های درگیر نداشتیم؟

خیر. به این شکل نبوده که کل کشور بررسی شود و قابلیت مقایسه داشته باشد. اول قرار بود این تحقیقات روی 13 استان کشور انجام شود اما من گفتم یا کل کشور یا هیچکدام. چون این برنامه‌ریزی ملی است و باید آمار و ارقام کل کشور را داشته باشیم. در حال حاضر آمار هر استان را به تفکیک شهرستان داریم و همین کار برای گرد و غبار خارجی خاورمیانه هم در حال انجام است که تا یکی دو ماه دیگر منتشر می‌شود. کارهایی هم برای جمع‌آوری آمار خسارت انجام دادیم. پیش از این خسارت‌ در هر بخش هم مشخص نبود اما همه دستگاه‌ها جمع شدند و برای 6 استان خسارت‌ها تخمین زده شد و رقم دقیق باید نهایی شود.

یکی از اصلی‌ترین مواردی که مناطق درگیر در گرد و غبار با آن روبرو هستند، سلامت و بهداشت و زیست ساکنان است. در این برآورد مشخص است که میزان خسارت در این بخش چقدر است؟

نمی‌توانم الان رقم دقیق برای هر استان را اعلام کنم. اما در شرح وظایف تدوین‌شده کل خسارت به صنعت کشاورزی، دامداری، راه‌ها و…، سلامت و بهداشت و وضعیت زیست خانوار تفکیک شده است. اینکه اگر گرد و غبار نباشد چه چیزهایی به خانوار ما تحمیل نمی‌شود و اگر نباشد چه اتفاقی می افتد. عددهای خسارت وحشتناک است. وضعیت استان‌ها هم متفاوت بوده‌ و مثلا استان خوزستان برای یک سال سه هزار میلیارد تومان خسارت دیده که به ریز مشخص شده‌ که در کدام بخش و در کدام ناحیه این خسارت وارد شده است.

در موضوع گرد و غبار مسئله کمبود اعتبار چقدر جدی است؟ سال گذشته هم بحث کمک‌های صندوق توسعه ملی مطرح شد اما در نهایت اعلام شد حجم کمی از آن عملیاتی شده است.

در سال‌های گذشته به صورت روتین پول‌هایی به برخی دستگاه‌ها داده می‌شد اما هدفمند نبود. تا قبل دولت دوازدهم وضعیت به همین منوال بود. سال 96 صد میلیون یورو و سال 97، 150 میلیون یورو اعتبار داشتیم که امسال فروکش کرد چون وضعیت بهتر شد و همین بهبود وضعیت باعث شد پرداخت‌ها به حال خود رها شوند. مجموعا از سال 96 تا 99، 370 میلیون یورو پول داده شده که به حدود دو ونیم تا سه هزار میلیارد تومان می‌رسد؛ آن هم برای کاری که در هیچ دولتی مورد توجه نبود و حتی در دولت نخست آقای روحانی هم پیگیری‌ها از صندوق توسعه ملی برای این امر جدی نبود و نتوانستند برای گرفتن اعتبار موافقت بگیرند. برای گرفتن اعتبار همیشه به این نیاز است که چیزی روی میز بگذاریم و اقداماتی انجام داده باشیم اما در سال‌های قبل اینطور نبود و حالا می‌گوییم اقداماتی شده و می‌توانیم برای گرفتن اعتبار بهتر عمل کنیم و توجه‌ها هم بیشتر از سابق شده است.

در این میان بیشترین هزینه هم برای کاشت درختان اختصاص داده شده؟

بله. عملیات احیای بیولوژیک بیشترین هزینه را داشته اما مدیریت آب و رساندن آن هم الویت دوم را به دلیل ضرورت به خودش اختصاص داده. در هامون از نظر عملیات اجرایی و اثربخشی سال موفقی داشتیم. باران خوب بود اما ما هم خوب عمل کردیم تا با همراهی محیط زیست و وزارت نیرو به بدنه تالاب آب برسانیم. این اتفاق از چند بخش مهم بود. که یکی از آنها جلوگیری از خسارت سیلاب است. اگر این کار را نکرده بودیم، چندین روستا به شدت آسیب می‌دیدند. 

درباره کاشت گونه‌های نامناسب مثل کهور هم از انتقادات جدی مطرح‌شده بود. علاوه بر این همراهی نکردن برای آبیاری این مناطق و خشک‌شدن نهال‌های کاشته شده باعث هدر رفت بسیاری از هزینه‌ها شد. چرا چنین اتفاقی افتاد؟

نسبت خسارت آنقدر زیاد نیست. بخشی از این اتفاق به دلیل سیلاب فروردین خوزستان بود که درختچه‌ها به زیر آب رفتند و بخش کمتر آن که شامل حدود 6 درصد بود، دچار خشکیدگی شد. یک مشکل انتخاب نادرست گونه بوده است. نوع گونه با منطقه مناسب نبود و ارگان اجرایی که اسمش را نمی‌آورم در این‌باره خطا کرده بود. این وظایف همه‌اش برون سپاری شده و پیمانکاران در کشت بیولوژیک مشغول کارند. اما درباره انتخاب نامناسب گونه من بسیار جنگیدم و مکاتبه کردم. در این میان تلاش‌ها برای آب‌رسانی هم بسیار زیاد بود. برای تکمیل کانال آبرسانی به جنوب اهواز پنج جلسه کمیته ملی گذاشتیم. قبل از این حتی در طول یک سال دو کمیته ملی هم برگزار نمی‌شد اما ما برای یک مورد کانال این کار را کردیم. همه این اتفاقات مربوط به سال‌ ۹۷ و در ادامه‌اش سال 98 بود. 

مشکل اصلی در حقیقت انتخاب پیمانکار نامناسب بود و بعد این مسئله مرتفع شد؟ 

یکی از آسیب‌های سال‌های اخیر که به ما در عملیات اجرایی وارد شد، این بود که ما خیلی موافق پرداخت کل 150 میلیون یورو در یک سال به استان خوزستان نبودیم اما قانون بودجه فقط به خوزستان پول داد و ما با مراجع بالادستی مکاتبه کردیم تا اصلاح کنند. اعلام کردیم که ظرفیت این همه پول برای یک استان وجود ندارد و اجازه دهید در استان‌های دیگر هم هزینه شود اما نگذاشتند و گفتند سالهای بعد. این تناسب‌نداشتنِ ظرفیت استان با پولی که تزریق شد، مشکلاتی به وجود آورد که مربوط به همان سال است و سال 98 این اتفاق را شاهد نبودیم. در سال 98 هزینه‌ها را به استان‌های دیگر تزریق کردیم.

یعنی بعد از آن ماجرای انتخاب گونه‌ها و آب‌رسانی با تمرکز بهتری اتفاق افتاد؟ چرا ما هنوز هم شاهد انتقاداتی هستیم؟

هر کاری اول فکر می‌خواهد. بعضی از همکاران در دستگاه‌های مختلف نمی‌توانند فکرشان را عوض کنند. می‌گوییم در مناطقی با شوری خاک بالا که محل برخاست گرد و غبار است و بوته‌زار است نباید درخت با گونه‌هایی که نام برده شده کاشت. باید بوته‌های بومی منطقه کاشت. تغییر نگاه کار ساده‌ای نیست. ما دستگاه اجرایی نیستیم. سازمان‌های دیگر باید همراهی کنند که نمی‌کنند. البته حالا وضع بهتر شده است.

برای اجرای برنامه‌های ستاد ملی بیشترین چالش با کدام سازمان است؟

بیشترین چالش با وزارت جهاد سازندگی است و طبیعی است چرا که آن‌ها مجری کارند. بعد هم با سازمان جنگل‌ها که البته در مدیریت قبلی چالش وجود داشت و الان این‌طور نیست.

یک مسئله برای اجرای کارها اقتدار است. در ستاد ملی مبارزه با گرد و غبار برای پای کار آوردن سازمان‌های مختلف و پاسخ خواستن از آنها چقدر این قدرت وجود دارد؟

یکی از ایرادات که جزو چالش‌ها محسوب می‌شود، همین مورد است. آیین‌نامه ما در سال ۸۸ نوشته شده و در سال ۹۵ هم یکبار اصلاح شده اما وقتی آن را به محک اجرا گذاشتیم دیدیم چقدر مشکلاتش زیاد است و نقص دارد و بر اساس تجربه این سال‌ها خواستیم با اصلاح مجدد این نقص‌ها مرتفع شود. تا قانون نباشد پاسخگویی وجود نخواهد داشت. ما در حال حاضر با چنگ و دندان کار را جلو می‌بریم چون کسی دلش نمی‌خواهد پاسخگو باشد.

یکی از مشکلات این حوزه هم همواره این بوده که بودجه گرد و غبار اختصاص داده شده به استان‌های مختلف، صرف کارهای دیگر می‌شد. در حال حاضر اوضاع چطور است؟

وضعیت در سال‌های قبل بسیار بد بود. برای مثال به یکی از مدیرکل‌ها زنگ زدم و گفتم چرا از برنامه عملیاتی عقب است و او با زبان بی‌زبانی گفت که پول را به ما دادید و ما صرف هرچه خواستیم کرده‌ایم و ربطی به شما ندارد. حالا نگاه در سازمان و سایر دستگاه‌ها خیلی فرق کرده و تا آنجا که پیگیری کردیم استفاده از بودجه این بخش در سایر بخش‌ها خیلی اندک اتفاق می‌افتد، مگر آنکه ما ندانیم و از دستمان خارج شود. برای مثال در سال ۹۷ در خوزستان قرار بود چهار هزار هکتار مالچ‌پاشی انجام بگیرد اما به جای آن ده هزار هکتار انجام دادند. یا اینکه ۱۸ هزار هکتار نهال‌کاری باید می‌کردند اما عملکرد ضعیف بود و انجام نشده و بودجه‌اش صرف مالچ‌پاشی شده. من از سال ۹۷ تاکنون آنها را رها نکرده‌ام که چرا و به چه حقی بر اساس برنامه پیش نرفته‌اند و کار انجام نشده است. این نمونه‌ای است که بودجه گرد و غبار صرف همین کار گرد و غبار شده اما در بخش دیگر و خارج از برنامه با این وجود ما بازخواست‌شان کردیم و هنوز پیگیریم.

در نهایت وضعیت گرد و غبار با توجه به تغییرات اقلیمی که شاهدش هستیم چطور پیش خواهد رفت و آیا چشم‌انداز درستی برای آن می‌توان متصور بود؟

اوضاع فعلی گرد و غبار به دلیل اقدامات انجام گرفته و وضعیت خوب آب و هوایی در سال گذشته بهتر بوده اما گرد و غبار چیزی نیست که تمام شود. با نوسانات اقلیمی افزایش پیدا می‌کند و باید علاوه بر اقدامات عملیاتی در نهایت برویم سراغ سازگاری و مدیریت پدیده. 

منظور از سازگاری چیست و چه کارهایی برایش باید انجام گیرد؟

باید شرایط محیطی را بپذیریم و با آن پیش برویم. در سیستان و بلوچستان همیشه ماسه می‌آمد تا حدی که روستاها را مدفون می‌کرد. دور روستا را در قدیم چیزی می‌گذاشتند که حرکت باد و ماسه‌های روان منحرف شود و روستا را دور بزند و سال‌ها به همین منوال زندگی کردند اما حالا فراموش شده. این به نوعی سازگاری است. باید روش‌هایی از این دست احیا شود. باید حد معمولی از وضعیت را بپذیریم و در مواجهه با غیرمعمولش هم بدانیم که فقط مقابله نتیجه بخش نیست بلکه باید مدیریت شود. وقتی بوته کنده می‌شود. چرای دام افزایش می‌یابد، برداشت آب زیرزمینی بالا می‌رود و نمی‌گذاریم سیلاب پایین بیاید و… شرایط گرد و غبار سخت می‌شود. سازگاری دولتی و مردمی باید در کنار هم باشد. نباید مقابل رودخانه کوپال سد بزنیم که داستان خوزستان پیش بیاید. دولت باید این کار را انجام دهد و برای مردم هم معیشت جایگزین تعریف شود. جنوب شرق اهواز با این همکاری احیا شد. 

معیشت مردم نیاز به مدیریت دارد و این هم برنامه‌ای مدون و طولانی مدت نیاز دارد.

بله. ممکن است این معیشت اصلا در دامداری نباشد. خیلی از جاها اگر راه‌حلی جلوی مردم بگذاریم، سبد غذایی‌شان بهتر می‌شود و آیین‌نامه فعلی که اصلاح شده تاکید بر این موارد دارد. اصلا بحث نهال کاری و .. مطرح نیست. می‌خواهیم به سمت تغییر فکر برویم. الان از طرف ما این ‌آیین نامه ۲۱ بار ویرایش و اصلاح شده و دو ماه قبل نامه زدیم روی آن و به اقای جهانگیری تحویل دادیم و ایشان هم به کمیسیون زیربنایی تحویل داده‌اند و حالا باید منتظر جواب این کمیسیون باشیم.  

 

با جان و دل از چغازنبیل حفاظت کنیم

با جان و دل از چغازنبیل حفاظت کنیم

یادداشتی از منصور بزرگمهر مدرس دانشگاه شهید چمران اهواز 

زیگورات‌ها در جهان منحصر به فرد و کمیاب هستند و چغازنبیل تنها زیگورات ایران است. منحصر به فرد بودن این اثر ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو هم به دلیل کمیاب بودن آن است و هم به دلیل ساختار منحصر به فردش. معماری زیگورات چغازنبیل با زیگورات‌های میان‌رودان از اساس متفاوت است و به همین دلیل است که این اثر در جهان معماری مثال‌زدنی است. از سوی دیگر این زیگورات به دلیل معابد و یافته‌های باستانی دیگر در اطراف آن نیازمند محافظت بیشتر است. صحبت از اثری عظیم است که از آجر و خشت ساخته شده؛ رویه بیرونی‌اش از آجر و داخلش همه از خشت. با اطمینان می‌توان گفت که تشکیل صنایع در فاصله کم از این بنا بسیار آسیب‌زننده است. تعداد زیادی کتیبه در لایه بیرونی آجری چغازنبیل وجود دارد که به مرور در اثر آلودگی‌های صنعتی و باران‌های اسیدی از بین خواهد رفت و مهم است که ما از آن‌ها حفاظت کنیم.

اهمیت چغازنبیل از آن رو است که با وجود محدودیت در فروش نفت، زیگورات چغازنبیل می‌تواند منبع درآمدی بزرگی برای جنوب غرب کشور باشد. چرا که در شوش به جز کاخ آپادانا، حجاری‌ها و سازه‌های سنگی تخریب‌شده‌ای به جا مانده از دوران هخامنشی وجود دارد و چغازنبیل تنها بنای سرپایی است که قدمت آن از دوره هخامنشی بیشتر است. این سازه می‌تواند و توانسته توجه گردشگران و دوست‌داران میراث فرهنگی را به خود جلب کند و حیف است که فراموشش کنیم و اجازه دهیم در حریمش صنایع به فعالیت بپردازند. 

چه آنکه در محوطه‌های باز و بیابان‌های خوزستان فضاهای بسیاری برای احداث صنایع وجود دارد و پیدا نیست که اصرار به ساخت‌وساز در حریم یک سازه جهانی به چه دلیل است. به علاوه، این زیگورات تاریخ ما را از تاریخ عراق و میان‌رودان جدا می‌کند. اینجا روزگاری جدا از کانون قدرت میان‌رودان، منبع و مرکز قدرت بود و حکومت‌های مختلفی در ادامه آن کانون قدرت در فلات ایران و جلگه خوزستان پا گرفتند. اگر قرار است به این بنا آسیب بزنیم، هویت و تاریخ خودمان را زیر سوال برده‌ایم. کسانی که می‌خواهند کارخانه‌شان را در دل اثر تاریخی بنا کنند، بر اساس منافع شخصی خود قدم برداشته‌اند اما این منافع ملی بلندمدت ماست که به خطر افتاده. به اهرام ثلاثه مصر نگاه کنیم که عظیم‌اند و معماری پیچیده‌ای دارند. زیگورات ما در خوزستان هم شبیه آن اهرام است؛ با همان میزان اهمیت برای تاریخ هنر، معماری و تاریخ سیاسی و حتی نظامی ایران. بنابراین همانطور که مصری‌ها از هرم‌های تاریخی‌شان محافظت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند صنایع به این مراکز توریستی نزدیک شوند، ما هم باید چنین کنیم. اگر قرار است در گردشگری آینده‌ای داشته باشیم، اگر می‌خواهیم نام چغازنبیل در فهرست میراث جهانی یونسکو باقی بماند، و اگر بنا داریم که در درازمدت بر اساس توسعه‌پایدار برنامه‌ریزی کنیم، باید از این سازه با تمام وجود حفاظت کنیم.

مصوبه دولت درباره تامین اتوبوس در تهران اجرایی نشد

مصوبه دولت درباره تامین اتوبوس در تهران اجرایی نشد

رئیس شورای شهر تهران صنفی و بخشی نگری مسئولان را علت عدم اجرایی شدن مصوبه‌ها دولت در مورد تامین اتوبوس و واگن مترو دانست.

محسن هاشمی در ابتدا با اشاره به لزوم فاصله گذاری اجتماعی در وسایل نقلیه عمومی به ایسنا گفت: برای رعایت فاصله گذاری اجتماعی در اتوبوسرانی در حال حاضر ۵۹۰۰ اتوبوس در شبکه ناوگان داریم که بخشی از آن هم در حال تعمیرات است و به همین اندازه نیازمند اتوبوس کمکی هستیم.

او  با تاکید بر اینکه در این ۱۰ سال اخیر حتی یک دستگاه اتوبوس نیز به ناوگان تزریق نشده در حالی که در گذشته همه دولت‌ها برای تامین اتوبوس سرمایه‌گذاری می‌کردند، گفت: هرچند در دولت روحانی نیز شاهد تصویب مصوبه‌ها خوبی در زمینه توسعه حمل و نقل عمومی بودیم بگونه ای که مصوبه تامین ۱۵ هزار اتوبوس را در این دولت داشتیم، اما متاسفانه هنوز این مصوبه‌ها اجرایی نشده است.

او با تاکید بر اینکه بی‌توجهی به اجرای مصوبه‌های دولت در مورد تامین اتوبوس در‌حالی است که ده‌ها شرکت اتوبوس‌سازی در کشور فعال هستند، افزود: دولت مصوبه‌ها لازم را داشته و حالا باید مدیران اجرایی و ذی نفع مثل وزارت کشور، سازمان شهرداری‌ها، وزارت صنعت، وزارت نفت و بانک مرکزی با هم جلسه بگذارند تا این مصوبه‌ای که با امضای رئیس جمهور ابلاغ شده، اجرایی شود.

هاشمی گفت: این مصوبه امضای رئیس جمهور را دارد و همه مسئولانی که نام بردیم در مراسم امضای آن حضور داشتند و مسئول هستند  اما می‌بینیم که دوسال از این مصوبه گذشته و هیچ اتفاقی در زمینه اجرایی شدن این مهم رخ نداده است.او با اشاره به مصوبه دولت در زمینه مترو ، بیان کرد: مصوبه ای در مورد تامین واگن در سال ۹۵ در دولت به تصویب رسید که قرار بود تا افق سال ۱۴۰۰ بیشتر از ۱۰۰۰ واگن به مترو تهران تزریق شود اما حالا تنها چندماه تا سال ۱۴۰۰ باقی مانده و خبری از اجرایی شدن این مصوبه نیست.رییس شورای شهر تهران گفت: حل مسئله ساده است و باید مسئولان دور هم جمع شوند تا حداقل  مصوبه‌ها خود را اجرایی کنند اما می بینیم که مسئولان در مقام اجرا به دلیل بخشی نگری و صنفی‌نگری هایشان به این مصوبه‌ها توجه نمی‌کنند و روز به روز هماهنگی بین مسئولان برای حل مشکلات و حتی انگیزه آنها کمتر می‌شود.

 

معمای آلودگی

معمای آلودگی 

مدیر کل دفتر پایش فراگیر محیط زیست: وارونگی دما مشخص‌ترین علت آلودگی کلانشهرهای ایران است احتمال دارد که کارخانجات شهرهای صنعتی به مصرف مازوت روی آورده باشند.

پیام ما – هرچه به فصل سرد سال نزدیک می‌شویم، نقطه‌های قرمز رنگ روی نقشه پایش آلودگی هوای شهرهای ایران پرتعداد می‌شود. نقطه‌هایی که به زبان رنگ به شهروندان می‌فهمانند که هوای شهرها در وضعیت ناسالم قرار دارد. آمارها می‌گویند که دیروز دست کم ساکنان 9 شهر ایران هوای آلوده تنفس کردند. نام شهرهای اهواز، کرج، اصفهان، اراک و تهران در میان اسامی شهرهای آلوده ایران همواره تکرار می‌شود. ساکنان شهرهای بزرگ و صنعتی همزمان با موسم پاییز به تنفس هوای آلوده عادت کردند، درحالی‌که احتمالا نمی‌دانند علت استشمام این هوای آلوده در تمام این روزها چه بوده است.

هلنا کعبی، مدیرکل، دفتر پایش فراگیر محیط زیست معتقد است که علت اصلی آلودگی هوای این روزهای شهرهای بزرگ، پدیده اینورژن یا همان وارونگی دماست. پدیده‌ای طبیعی که برخلاف حالت عادی با افزایش ارتفاع، دما بیشتر نمی‌شود و در لایه‌های پایینی جو، دمای هوا کمتری احساس می‌شود. او به «پیام ما» می‌گوید: «وارونگی دما یک علت مشخص و کلی برای آلودگی هوا در بیشتر شهرهای ایران است اما دلایل دیگر آلودگی در همه شهرها مشابه هم نیست.» او معتقد است که اقلیم یکی از عوامل اصلی در تعیین وضعیت هوای شهر است: «به طور مثال در شهری مانند اصفهان که تبادل هوایی با نقطه دیگری ندارد، این آلودگی اتفاقی معمول است.» کعبی می‌گوید که اوضاع در شهرهای صنعتی کمی متفاوت‌تر است. به طور مثال شهری مانند اراک امروز بیست و دومین روز آلوده‌اش را پشت سر می‌گذارد. همانگونه که علیرضا محرابیان، رییس مرکز پایش آلودگی هوای اداره کل حفاظت محیط زیست استان مرکزی در گفت‌وگو با ایسنا آن را تایید کرده بود و گفته بود که پایداری هوا و اینورژن باعث آلودگی هوای این شهر شده است. کعبی می‌گوید گاهی کارخانجات در شهرهای صنعتی به مصرف سوخت مازوت روی می‌آورند که این خود می‌تواند دلیلی باشد برای افزایش آلاینده‌های هوا. فرآیندی که اگر اتفاق بیفتد، از قبل اطلاع رسانی می‌شود.

منابع متحرک آلاینده تهرانی

نام تهران در سال‌های اخیر به نام آلودگی هوا گره خورده است، علت‌های آلودگی هوا در این کلانشهر هم مانند سایر کلانشهرهای دنیاست. حسین شهیدزاده، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران اما روز گذشته اعلام کرده بود که آلودگی هوای تهران یک عامل بزرگ دارد و آن هم «موتورسیکلت‌ها»، «خودروهای دیزلی» و «خودروهای بنزینی فرسوده» هستند که در جای جای شهر مشاهده می‌شوند. منابع متحرکی که نامش همواره تکرار شده اما تاکنون برنامه دقیقی برای از بین رفتن آن‌ها مشاهده نشده است.

نیشکر و پسماند اهواز، هوا را آلوده می‌کنند

نقاط زرد و نارنجی در استان خوزستان در روزهای قبل پرتعداد بودند. ایستگاه نادری اهواز روز گذشته در وضعیت خطرناک قرار داشت. کعبی می‌گوید، ترافیک و تردد خودروها در ایستگاه نادری معمولا هوای این ایستگاه را در وضعیت ناسالم قرار می‌دهد. روز گذشته اما غلام‌رضا شریعتی استاندار خوزستان در اولین جلسه کارگروه شرایط اضطراری آلودگی هوای سال 99 گفته بود که چند عامل در افزایش آلاینده‌های خوزستان موثرند. نخستین عامل فعالیت صنایع نیشکر در شش شهرستان خوزستان است. او به ایسنا گفته بود: «سال‌های قبل تاکید کردیم که برداشت نیشکر سبز در دستور کار شرکت‌های کشت و صنعت نیشکر قرار گیرد و با اقدامات جدید بنا بود که برداشت سبز از مزارع نیشکر افزایش پیدا کند. اکنون برداشت ۳۰ درصدی نیشکر به صورت برداشت سبز، واقعا رقم قابل قبولی نیست و باید افزایش پیدا کند؛ به ویژه برای شرکت نیشکر دهخدا که نزدیک به شهر اهواز قرار دارد.» او همچنین گفته بود که «در سال گذشته، ۳۰۰ هزار تن نیشکر تولید شد که شامل ۳ میلیون تن نی بود. امسال قرار است ۶۰۰ تن برداشت شود که شامل ۷ میلیون تن نی است که ۷۰ درصد از این مقدار یعنی ۵ میلیون تن نی سوزانده می‌شود که این رقم بالایی است و واقعا به شرایط زیست محیطی استان خوزستان آسیب وارد می‌کند. حتما باید صنعت نیشکر متناسب با افزایش تولید، به محیط زیست نیز توجه جدی کند.»

یکی دیگر از دلایلی که شهروندان خوزستانی آن را متهم ردیف اول آلودگی هوای خوزستان می‌دانند، سایت دفن پسماند صغیره اهواز است که شهرداری اهواز همواره آن را از لیست متهمان خارج می‌کند. شریعتی می‌گوید: «شهرداری اهواز یک هفته وقت دارد که در خصوص سایت صفیره برنامه‌ای ارائه دهد. شرکت نفت و گاز کارون نیز یک هفته وقت دارد که برنامه ارائه دهد.»

برای کاهش آلودگی هوا هیچ اقدام موثری نکردیم

یوسف رشیدی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی هم درباره علت آلودگی هوای این روزهای ایران نظر یکسانی با کعبی دارد. او به «پیام ما» می‌گوید: «کشورهایی که فصول مختلفی را در سال تجربه می‌کنند با پدیده اینورژن یا وارونگی دما مواجه هستند، وارونگی دما پدیده طبیعی است، وقتی در کنار این وضعیت تولید آلودگی هم بالا باشد باعث می‌شود که وضعیت آلودگی از حد استانداردش بالاتر رود.»

از نظر رشیدی در سال‌های اخیر اقدامی در راستای کاهش آلودگی هوا در کلانشهرها اتفاق نیفتاده است: «دلیلی ندارد که در تهران میزان آلودگی هوا کاهش پیدا کند، زیرا حدود 3 سال است که بحث اسقاط خودروی فرسوده از کار افتاده است. البته این هم دلیل دارد، زیرا واردات خودرو در کشور وجود ندارد که به تبع آن اسقاط خودروی فرسوده نیز اتفاق بیفتد، اما در این شرایط هم دولت هیچ برنامه‌ای برای خودروهای فرسوده ندارد.»

او معتقد است که کرونا این روزها تمرکز را از روی وسایل حمل و نقل عمومی برداشته است و همین باعث شده تا اغلب افراد دست به استفاده از خودروی شخصی بزنند: «به تمام این نکات باید پایداری هوا و کم شدن بارش را هم اضافه کرد.» به عقیده این استاد دانشگاه تمام این عوامل دست به دست هم دادند تا تولید آلاینده‌ها در شهر افزایش پیدا کند.

رشیدی به یکی از فجایع محیط زیستی در بریتانیا نیز اشاره می‌کند، فاجعه‌ای که به زعم او در لندن کنترل شد.  مه دود بزرگ در سال 1952 اتفاق افتاد. آلودگی هوا و گوگرد  دی اکسید به حدی در هوای لندن پخش شده بود که مه دود غلیظی شهر را فراگرفت و نزدیک به 4 هزار تن در اثر این آلودگی جان خود را از دست دادند و بیش از 100 هزار تن هم بیمار شدند. رشیدی می‌گوید: در لندن از آن سال به بعد تلاش شد تا میزان آلودگی هوا کاهش پیدا کند: «وارونگی دما در بسیاری از نقاط دنیا اتفاق می‌افتد، ملاک آلودگی هوا در شهرها، آلاینده‌های مصنوعی تولید شده است.»

مسئولان ایران اما دوای درد آلودگی هوا در کلانشهرها را بارش‌های پاییز می‌دانند. تنها عاملی که به صورت طبیعی شاید بتواند اندکی از میزان آلاینده‌ها کم کند، باد و بارانی است که از پایداری هوا می‌کاهد. گزارش‌های هواشناسی خبرهای خوشی دارند، بارش‌ها در نوار غربی کشور از امروز آغاز می‌شود و احتمالا بتوانند هوای ایلام و کرمانشاه را که در وضعیت قابل قبولند، پاک کنند.

 

فراموشی خانه «یگانه»

فراموشی  خانه «یگانه» 

رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری وصنایع‌دستی شهرستان‌ رزن در گفت‌و‌گو با «پیام ما»: هنوز اعتباری برای تملک خانه اختصاص داده نشده است.

خبرنگار: مرضبه قاضی زاده | پاییز به خانه «یگانه» هم پا گذاشته است. تنها خانه تاریخی شهرستان رزن، پارسال بعد از ریزش و تخریب بخشی از بنا در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. خانه یگانه، به قدری فرسوده شده که دیگر تحمل وزن دیوارهایش را هم ندارد. چنان که در روزهای گذشته خبر آمد که بار دیگر بخشی از دیواره بنا تخریب شده و فعالان میراث فرهنگی نسبت به تخریب کامل این بنای مرمت‌نشده هشدار دادند. حالا قرار است با شمعک جلوی ریزش دیوارهای خانه یگانه گرفته شود، هرچند برای مرمت این بنا که در اختیار مالک خصوصی است، اعتبار لازم است؛ اعتباری که قبلا وعده داده شده بود و هرگز تخصیص نیافت.

خانه یگانه، تنها بنای ثبت ملی شده رزن است و همین باعث شده این خانه، نورچشمی شهر باشد. هرچند از چشم مالک بنا، این تنها یک ملک است که می‌توان آن را تخریب کرد و یک برج نونوار به جایش ساخت. سال 98 که بنای یگانه به ثبت ملی رسید، گفتند که این خانه بالاخره از بی‌سروسامانی درمی‌آید. حتی از گوشه و کنار این حرف به گوش رسید که قرار است یگانه، موزه مردم‌شناسی رزن شود. همان‌وقت‌ها حسن لطفی، نماینده شهر وعده داد که پیگیر تملک بنای تاریخی خواهد شد، آن را برای مرمت در اختیار میراث قرار خواهد داد. اما یک سال گذشت و تمام وعده‌ها از یاد رفت. بی‌توجهی‌ها به مرور زمان، بلای جان این خانه شد.

کسی خانه‌های تاریخی را ثبت نمی‌کند

صبح شنبه خبر آمد که بخش‌هایی از دیوار این خانه ریزش کرده است و شهروز کهیایی، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان‌ رزن در گفت‌وگو با ایسنا موضوع را تایید کرد. اما او حالا ماجرا را تکذیب می‌کند و به «پیام ما» می‌گوید: «ریزش دیوارها در سالیان گذشته و قبل از ثبت ملی اتفاق افتاده است.» هرچند فعالان میراث فرهنگی سر حرف خودشان هستند. مثل حسین زندی، فعال میراث فرهنگی که در گفت‌و‌گو با «پیام ما» از تخریب دیوار خانه در هفته گذشته می‌گوید: «بخش‌هایی از دیوار خانه ریخته است ولی در این ریزش، بنا چندان تخریب نشده و قابل مرمت است.» اصل ماجرا اما زمان ریزش نیست. زندی می‌گوید این بنا در طول زمان رها شده است. «خانه دو طبقه است و سقف بالا در سال‌های گذشته تا حدودی ریزش کرده و تزئینات آن در حال از بین رفتن است؛ یعنی اگر یکی دو سال دیگر بگذرد و به آن توجه نشود، خانه یگانه ویران خواهد شد.» زندی ادامه می‌دهد: «مسیر همدان به تهران از رزن می‌گذرد. این شهر موقعیت خوبی برای گردشگری دارد ولی تاکنون اراده‌ای برای این کار نبوده و هیچ کاری در این شهرستان در بحث گردشگری و میراث انجام نشده و از طرف مدیران ارشد توجهی به این بناها نشده است.»

تا97 خانه ثبتی نداشتیم 

از نگاه او در طول سالیان گذشته مدیران میراث بیشتر از آنکه به فکر حفظ آثار ارزشمند باشند، به فکر جمع‌کردن رزومه بوده‌اند: «در 15 سال گذشته تا الان در همدان، فقط نام آش‌های محلی در فهرست میراث ملی ثبت شده است و نه آثار ملموس و خانه‌های تاریخی. ما تا سال 97 هیچ خانه ثبت شده‌ای نداشتیم. مدیران میراثی هم بیشتر به سمت ثبت میراث ناملموس رفته‌اند و فقط در یکی دو سال گذشته چند خانه در رزن و تویسرکان به ثبت ملی رسیده‌اند.»

مشکل از فرایند سخت اداری است

خانه یگانه هم که مربوط به اوایل دوره قاجار یا اوایل پهلوی است، اسفند سال پیش ثبت ملی شد. میلاد وندایی، کارشناس ارشد باستان‌شناسی کمبود اعتبارات و بروکراسی اداری را عامل دیر ثبت‌شدن این بنا می‌داند. «همدان حدود هزار و 800 بنای شناسایی شده دارد که تاکنون هزار و100بنا از میان آنها ثبت شده است و 700 اثر دیگر همچنان در فهرست انتظار هستند. این مشکل از بروکراسی اداری سازمان میراث فرهنگی است که نه فقط در همدان بلکه در سراسر کشور وجود دارد.»

وندایی می‌گوید حتی بعد از ثبت شدن اثر، امکان مرمت کامل بنا وجود ندارد، چرا که ملک در اختیار مالک خصوصی است: «‌این داستان از دست میراث فرهنگی خارج است. در قوانین تملک  تا زمانی که یک ملک در اختیار شخص است و مالک شخصی دارد، وظیفه شخص است که از این میراث نگهداری کند. مالک این خانه خارج از ایران است و این ملک برایش اهمیت چندانی ندارد.»

برای خرید خانه یگانه، اعتباری نداریم

تا زمانی که این بنا تملک نشود، میراث فرهنگی تنها به اندازه مشارکت مالک، اجازه صرف اعتبار برای مرمت بنا را خواهد داشت. وندایی می‌گوید: «خانه یگانه تنها بنای تاریخی رزن است و قدمتش به دوره قاجاریه بر می‌گردد. قرار است این بنا موزه مردم‌شناسی شود، ولی دست دولت کوتاه است مگر آنکه خانه را تملک کنند.»

رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان‌ رزن هم می‌گوید مالک تاکنون هیچ اقدامی برای مرمت بنا انجام نداده است: «مالک بنا بخش خصوصی است و ما نمی‌توانیم اعتبار کلی برای مرمت بگذاریم و فقط می‌توانیم به صورت مشارکتی عمل کنیم.  اگر مالک بخشی از مرمت را انجام دهد ما هم کمک می‌کنیم که ساختمان احیا و از حالت تخریب ریزش درآید، اما مالک موافقت نمی‌کند و تمایلی هم به همکاری ندارد. با این همه ما بخش مقدماتی را انجام دادیم و می‌خواهیم دور تا دور دیوارها شمعک بگذاریم تا خانه تخریب نشود.»

رئیس اداره میراث فرهنگی شهرستان‌ رزن درباره آخرین وضعیت تملک این بنا می‌گوید: « چون این ملک تنها خانه تاریخی رزن بود، ثبتش انجام شد و از همان ابتدا دنبال تملکش بودیم. اما این کار نیازمند تامین اعتبار است و تا الان تخصیصی برای آن صورت نگرفته است. در حال حاضر به دنبال این هستیم تا از طریق زمین‌های راه و شهرسازی این زمین را با مالک معاوضه کنیم.» اینطور که او می‌گوید قرار است به جای پول از زمین‌های دولتی راه و شهرسازی بهای این ملک پرداخت شود و این زمین با تهاتر به مالکیت میراث فرهنگی درآید. 

هر چند با شیوع کرونا، همین کار هم از دایره اولویت‌های میراث فرهنگی خارج شده و در روند اجرایی آن وقفه افتاده است.

فعالان میراث فرهنگی اما می‌گویند وقت زیادی باقی نمانده است و خانه یگانه تا تخریب، به قدر یکی دو بار بارش زمستانی فرصت دارد. وندایی توضیح می‌دهد: «این خانه هم‌اکنون ریزشی ندارد ولی حال و روز خوبی هم ندارد و ممکن است در همین زمستان با یک برف و باران ریزش کند.»

خانه تاریخی یگانه، به دست باد و بوران افتاده است و هنوز هیچ اعتباری به مرمت بنا اختصاص نیافته است. در حالی که در گذشته بخش‌هایی از سقف این بنا تخریب شده، معلوم نیست که خانه یگانه تا چند وقت دیگر دوام خواهد آورد. 

 

تغییرات اقلیم، مبارزه با آفات را یک ماه جلو انداخت

تغییرات اقلیم، مبارزه با آفات را یک ماه جلو انداخت

تغییرات اقلیم پنج سال اخیر سبب شده تا مبارزه با آفات درختان سیاه ریشه در استان مازندران یک ماه جلو بیفتد.

عبدالرحمن زاغی، مدیر حفظ نباتات جهاد کشاورزی مازندران درباره این خبر به ایرنا، گفت: «قبلا تا  نیمه آذر ماه طول می کشید تا درختان سیاه ریشه ۷۰ درصد برگشان را بر اثر خزان پاییزی از دست بدهند ولی در پنج سال اخیر هر سال این زمان جلو آمد تا جایی که اکنون به نیمه آبان رسیده است.»

زاغی افزایش نسبی دمای هوا را از نشانه های تغییرات اقلیمی در مازندران معرفی کرد و افزود : «تا پیش از این مبارزه با آفات درختان سیاه ریشه در استان از ۱۵ آذر ماه شروع می شد و به مدت سه هفته ادامه می‌یافت. گرم شدن نسبی هوا در سال های اخیر علاوه بر تغییر زمان مبارزه با آفات ، فعالیت آفت و بیماری های گیاهی را هم در استان دوچندان کرده است.»

مدیر حفظ نباتات جهاد کشاورزی مازندران، تاکید کرد: «باغدارانی که درختان سیاه ریشه دارند قبل از هرگونه اقدام مبارزه پاییزه با کارشناسان حفظ نباتات و کلینیک های گیاهپزشکی مشورت و نسبت به اخذ نسخه گیاهپزشکی اقدام کنند.مناسب ترین زمان برای مبارزه زمستانی با آفات درختان سیاه ریشه ۱۰ روز قبل از  شکوفه دهی است که در این مورد هم تغییرات اقلیمی اثرگذاری کرده است .»

به گفته او بیماری‌های لکه سیاه و سفیدک حقیقی درختان دانه‌دار نظیر سیب و گلابی و آنتراکنوز و بلایت باکتریایی گردو نیز از بیماری‌های رایج باغات سیاه ریشه است.

بر اساس داده‌های آماری هواشناسی و همچنین اظهار نظر کارشناسان کشاورزی، تغییرات اقلیمی سال‌های اخیر بر هر سه منطقه آب و هوایی مازندران اثرگذار بوده و بیشترین تبعات منفی را هم برای گونه‌های کشاورزی و دیگر گیاهان به عنوان داشته‌های اصلی استان مازندران به همراه داشته است.

تغییرات اقلیمی سال‌های اخیر به ویژه افزایش دما و کم بارشی سبب شده گونه‌های مختلف کشاورزی برای برخورداری از دمای متعادل و مورد نیاز برای رشد و نمو دست کم تا یکصد متر به سمت ارتفاعات کوچ کنند.

بر اساس اطلاعات هواشناسی مازندران، میزان دما و به تبع آن تبخیر آب در سطح کشور و استان در سال‌های اخیر روند افزایشی داشته، به طوری دمای هوای مازندران بیش از ۲ درجه نسبت به نرمال بلندمدت افزایش نشان می دهد.

 

میراث سیاه ترامپ

 آمریکا به طور رسمی از معاهده آب و هوایی پاریس خارج شد  

میراث سیاه ترامپ

خبرنگار: مهتاب جودکی | در روز سرنوشت‌سازی که همه نگاه‌ها به رقابت ترامپ و بایدن بود، خبر آمد که ایالات متحده آمریکا به طور رسمی از توافق اقلیمی پاریس خارج شد. این اتفاق که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا طراح آن بود، در ژوئن 2017 رقم خورد و حالا با اعلام رسمی، دولت آمریکا دیگر در سرنوشت تلاش‌های توافق‌نامه پاریس نقش‌آفرین نخواهد بود و هیچ تعهدی هم بر این کشور متصور نیست. مگر اینکه ورق برگردد و با پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات -که در ماه‌های گذشته به تصمیمات ضدمحیط‌زیستی ترامپ تاخته بود- تلاش‌های دوباره برای بازگشت به این پیمان جهانی محیط زیستی از سر گرفته شود.

روند خروج آمریکا از پیمان پاریس، خیلی زودتر از این آغاز شد. هنوز مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ برقرار بود که ترامپ به حامیان جمهوری‌خواه وعده داد که از این توافق بین‌المللی خارج خواهد شد. او در طول این مدت توافق پاریس را ضد منافع آمریکا دانسته بود. چهاردهم آبان سال پیش وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که دولت آمریکا به سازمان ملل اطلاع داده که فرایند خروج از توافق اقلیمی پاریس را آغاز کرده و این فرآیند یک سال به طول می‌انجامد. ترامپ که در چهار سال گذشته بارها گرمایش جهانی را دروغی خواند، همان هفته‌های اول حضور در کاخ سفید گفت که توافق‌نامه آب‌وهوایی پاریس را کنار خواهد گذاشت، چرا که «ترک این توافق پایان‌دادن به فشار مالی و اقتصادی سختگیرانه است.» این کار در شرایطی انجام شد که توافق‌نامه پاریس کشورهای عضو را ملزم می‌کرد که در سه سال اول اجازه ترک توافق را نداشته باشند و ترامپ درست در نخستین روز ممکن دست به این کار زد. او در پاسخ به اعتراض‌های گفته بود که واشنگتن می‌تواند با شرایط مطلوب‌تر، بار دیگر به این پیمان بازگردد. به این ترتیب دولت آمریکا تنها کشوری است که بزرگترین توافق جهانی در زمینه مبارزه با انتشار گازهای گلخانه‌ای را ترک کرده است.

چه خواهد شد؟

پیامدهای خروج رسمی آمریکا از توافق پاریس چه خواهد بود؟ مجید شفیع‌پور، رئیس گروه آسیا و اقیانوسیه در کنوانسیون تغییرات آب‌وهوا در پاسخ به این سوال، به «پیام ما» توضیح می دهد: «با توجه به اعلام ایالات متحده  پاریس در سال 2017 مبنی بر نظر بر خروج از توافق اقلیمی پاریس، طبق ماده پیش‌بینی شده در توافق‌نامه، ضرورت داشت که هر کشوری که رسما برای انصراف از تداوم عضویت اعلام کند، یک دوره زمانی سه‌ساله سپری شود و پس از آن باید در اولین کنفرانس اعضای موسوم به متعهدین کنوانسیون تغییرات آب‌وهوا، (COP) به تصویب برسد و اعلام شود.» اینطور که او می‌گوید، شیوع کرونا بر این موضوع هم اثرگذار بوده است، چنان که بنا بود کنفرانس «کاپ» در نوامبر و دسامبر 2020 برگزار شود و در آنجا به طور رسمی  خروج ایالات متحده از توافق‌نامه پاریس، ذیل کنوانسیون تغییرات و آب‌وهوا، اعلام شود. اما اجلاس امسال با شیوع ویروس کرونا به تعویق افتاده و قرار است در شهر گلاسکو اسکاتلند برگزار شود، هرچند باز هم پیش‌بینی شده این اجلاس یک سال دیگر به تاخیر خواهد افتاد.

شفیع‌پور ادامه می‌دهد: « فارغ از اعلام و تصویب رسمی توسط کنفرانس متعهدین، از همین امروز به طور رسمی دولت ایالات متحده آمریکا در سرنوشت تلاش‌های توافق‌نامه پاریس هیچ‌گونه نقش‌آفرینی نخواهد داشت و هیچ‌گونه تعهدی هم بر این کشور متصور نیست.» او بر توقف نقش‌آفرینی در توافق پاریس تاکید می‌کند، چرا که «در سه سال گذشته با وجود اعلام رسمی ایالات متحده بر تمایل به خروج از توافق‌نامه پاریس، کماکان هیئت‌های اعزامی از سوی دولتشان، در نقش‌گیری ضوابط و دستورالعمل‌ها و شیوه اجرای توافق‌نامه پاریس، همواره در مذاکرات حضور فعال و تاثیرگذاری را دنبال می‌کردند.» رئیس اسبق مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط زیست توضیح می‌دهد که «البته این تاثیرگذاری، با توجه به اینکه دستور داشتند کار را دشوارتر کنند و نگذارند توافق‌های جهانی به منصه ظهور برسد، تلاش‌هایی سازنده و برای دسترسی به اهداف توافق پاریس نبود» اما «از این به بعد هیچ عضوی از ایالات متحده در کمیته‌ها، زیرگروه‌ها یا گروه‌های کاری ذیل توافق‌نامه پاریس -که الان نزدیک به چهار سال است نافذ شده – امکان حضور نخواهد داشت.» به گفته او ایالات متحده آمریکا اگرچه از توافق‌نامه پاریس خارج شده اما هنوز عضو کنوانسیون تغییرات آب و هوایی است و به فعالیت‌های خود به عنوان عضوی از کنوانسیون و در چارچوب تعهدات ادامه خواهد داد.

اگر ورق برگردد

شمارش آرا هنوز به پایان نرسیده است و بسیاری امید دارند که جو بایدن برنده این رقابت سیاسی باشد؛ نامزدی که از قضا در تصمیم‌های محیط زیستی نقطه مقابل ترامپ بوده است. بایدن که در دولت قبل معاون رئیس‌جمهور بود، پیش‌تر از مواضع ترامپ علیه توافق پاریس انتقاد کرده و در مبارزات انتخاباتی‌اش وعده داد در صورت پیروزی، آمریکا را دوباره به این توافق بر می‌گرداند. حالا در صورت پیروزی جو بایدن چه اتفاقی رقم خواهد خورد؟ آیا خروج از توافق به قوت خودش باقی است یا این امکان وجود دارد که طبق وعده بایدن، آمریکا به پیمان پاریس برگردد. شفیع‌پور می‌گوید در صورت خواست دولت، چنین تصمیمی به راحتی اجرا خواهد شد: «‌فقط با پیوستن و طی تشریفات لازم حقوقی در هر کشوری این مهم می‌تواند رخ دهد. در کشورهای مختلف از جمله کشور ما، مسیر اداری باید از مجلس عبور کند و با تصویب در مجلس، تبدیل به قانون شود و آنگاه پیوستن رسمی جاری و نافذ می‌شود. اما در ایالات متحده شیوه دوگانه‌ای وجود دارد؛ هم از طریق کنگره و هم اختیارات رئیس جمهور به تنهایی می‌تواند رسما پیوستن را فقط طی یک اعلامیه رسمی به دبیرخانه کنوانسیون و امین اسناد در سازمان ملل متحد در مقر نیویورک اعلام کند و دوباره به عنوان عضو رسمی قلمداد شود. و چنانچه فردی از دو نامزدی که اشاره شد، بایدن رئیس جمهور بعدی شود، همینطور که اعلام کرده که دوباره می‌خواهد برگردد و به ارکان پاریس ذیل کنوانسیون تغییرات آب و هوا ملحق شوند، این امکان به سرعت با دو روش گفته شده، فراهم است.»

خروج رسمی آمریکا از توافق پاریس در حالی است که ایران هم هنوز به این پیمان‌نامه ملحق نشده است.  رئیس گروه آسیا و اقیانوسیه در کنوانسیون تغییرات آب‌وهوا می‌گوید: «مجلس  الحاق به توافق را از سند مشارکت ملی، برای میزان مشارکت در تلاش‌های کاهش‌دهنده انتشار گازهای گلخانه‌ای در بخش‌های مختلف اقتصادی و توسعه‌ای و همچنین تلاش‌های سازگاری که عمدتا در بخش کشاورزی، امنیت غذا، آب و بهداشت است، مطالبه کرده است. اما در عمل این اظهار نظر مدتی است که در حال بررسی است و تا این لحظه هنوز نظر مثبتی مبنی بر پیوستن به توافق پاریس اعلام نشده است. یعنی حتی اگر اعلام شود، ابتدا باید در مجلس تصویب شود و بعد از شورای نگهبان بگذرد که جای خود دارد.

 

 

مسئولیت اجتماعی ما در قبال هوراماناتِ جهانی

مسئولیت اجتماعی ما در قبال هوراماناتِ جهانی

یادداشتی از فرید شاهمرادی کارشناسی ارشد کارآفرینی

تب و تاب ثبت جهانی هورامانات، تبلیغات و اطلاع رسانی‌های همکاری و هم افزایی‌های اجتماعی از یک سو و تغییرات محیطی و رقابت پذیری فزاینده در عرصه‌های مختلف به ویژه کسب و کار و گردشگری که نیاز به نوآوری پایدار دارند از سوی دیگر ما را بر آن می‌دارد که برای بعد از جهانی شدن هورامانات به فکر برنامه‌های راهبردی و به تبع آن برنامه‌های عملیاتی باشیم. عمران و آبادانی، مهاجرت معکوس به روستاها، حفظ بافت و فضای فرهنگی و اجتماعی منطقه که در زمره مزایایی فرهنگی و اقتصادی منطقه است، زمانی حاصل خواهند شد که ما شاهراه اتوبوس گردشگری را هموار کنیم. در این نوشتار سعی داریم به جای پرداختن به شیوه‌ای پررنگ به وظایف محوری دولت که تعیین سیاست‌ها، اهداف، روش‌ها و الگوهای مناسب و اجرای برنامه‌های حمایتی و تشویقی است لیست کردن طوماری از انتقادات ساختاری در نبود زیرساخت‌های مناسب در هورامانات(که بسیار به جا بوده و در نوشتار دیگری باید به آن پرداخته شود) از وظیفه ملت صحبت به میان آوریم که ما پس از ثبت جهانی هورامانات چه کنیم که از این ثبت جهانی فقط اسمی برایمان نقش نبندد، بلکه رسمی اقتصادی نیز بر پیشانی منطقه بر جای بگذارد.

اما این رسم اقتصادی منجر به رونق و توسعه را ما مردمان هورامانات چگونه ترسیم و پیگیری کنیم.

مختصرا به شیوه‌ای کلی سرفصل‌های یک برنامه راهبردی و عملیاتی مردم محور را در پنج حوزه اصلی، از جنس کارآفرینی گردشگری، می‌توان برای هورامانات جهانی شده ترسیم کرد:

کارآفرینی گردشگری در بخش‌های:

1. جاذبه‌های طبیعی

2. تسهیلات واسطه‌ای تجاری

3. اسکان و اقامتگاه‌ها

4. تبلیغات، محتوا و رسانه

5. حمل و نقل و لجستیک

1. فرصت کارآفرینی گردشگری در بخش جاذبه‌های طبیعی:

در این زمینه با توجه به اینکه ماهیت اصلی گردشگری هورامانات، طبیعت گردی و در اولویت بعدی گردشگری فرهنگی است، هم پتانسیل بالایی وجود دارد و هم اینکه چون یک پدیده خدادادی است کسی دم از انتقاد از نبود زیرساخت‌های طبیعت گردی نمی‌زند (ذات طبیعت گردی منظور است نه راه‌ها و ابزارهای عمومی گردشگری کلی) پس در این حوزه بسیار مهم است ارتباطات شبکه‌ای گسترده‌ای جهت برگزاری تورهای تخصصی، منظم و منسجم توسط شرکت های گردشگری بومی منطقه، شرکت های مطرح کشوری و آزانس‌های بین المللی گرفته شده که در خصوص ایجاد شبکه سازی با تورلیدهای تخصصی طبیعت و فرهنگی و ایجاد شبکه گردشگری هورامانات، جوانان منطقه می‌توانند نقش اصلی را ایفا کنند، اما نقش بعدی مختص ریش سفیدان و آگاهان است، تورهای طبیعت گردی نیازمند کسب اطلاعات بومی اصیل از ساختار طبیعت، تاریخ و زبان منطقه است که بازگویی آن توسط ریش سفیدان موجب حفظ آن و همچنین ایجاد جذابیت‌های خاص برای گردشگران خواهد شد.

2. تسهیلات واسطه‌ای تجاری

استارتاپ‌های گردشگری در هر 5 حوزه ذکر شده به عنوان واسط و تسهیلگر امکان ورود دارند که هم شیوه‌های دسترسی بهتر و گسترده‌ای به طیف وسیعی از مشتریان خواهند داشت هم امید این را می‌توان برایشان متصور بود که گسترش پذیری سریع و جهشی داشته باشند و به زودی بتوانند به استارتاپ‌های ملی و بین المللی تبدیل شوند، همچنین گردانندگان بازارچه‌های مرزی محصولات بازرگانی شیوه‌های فروش مختص همه اقشار گردشگران را ارائه دهند، پس نیاز به متنوع سازی محصولات در بازارچه‌های مرزی به چشم می‌خورد، اما در مبحث تسهیلات واسطه‌ای تجاری، لزوم ایجاد بازارچه‌های محصولات محلی بومی و سنتی در شهرهای هورامانات بیشتر مورد تاکید است که باعث زنده شدن محصولات سنتی و صنعت‌های بومی منطقه خواهد شد و جریان اقتصادی سازگاری با اقلیم منطقه به وجود خواهد آورد.

3. فرصت کارآفرینی گردشگری در بخش اسکان و اقامتگاه‌ها

اولین نکته‌ای که مشهود است و نیاز به یادآوری دارد حتماً در خصوص اقامتگاه‌ها مطالعه شود و برنامه‌های توانمندسازی برگزار شود، چون اقامتگاه‌ها برخلاف تصور غالبا ناصحیح فقط یک محیط سنتی ناقص با دو انار خشک آویزان شده و جاجیم سنتی رنگ نیست، پس نیاز است نسبت به برگزاری برنامه‌های توانمندسازی به صورت جدی برنامه ریزی شود. خوب است بدانیم که در تعاریف گردشگری بیست نوع اقامتگاه تعریف شده است و جالبتر این است که بدانیم اکثر اقامتگاه‌هایی که به نام بومگردی تاسیس شده در اصل خانه در تعریف خانه روستایی می‌گنجند، همچنین با توجه به مبحث فرهنگی و طبیعی هورامانات حتما اکولوژهایی که به صورت کامل انرژی آنها نیز پایدار، سازگار با محیط زیست، سیستم کارآمد بازیافت و چرخه گردانی تصفیه فاضلاب و آب مجموعه تاسیس شود.

4. فرصت کارآفرینی گردشگری در حوزه تبلیغات، محتوا و رسانه

در حوزه تبلیغات و تولید محتوای مرتبط فعالیت‌های پراکنده‌ای بدون مدل درآمدی مشخص در حال جریان یا در حال شکل گیری است که باید طی برنامه‌های درست کسب و کاری و استارتاپی دارای ساختار صحیح جریان‌های درآمدی و مدل کسب و کاری رسانه‌ای قرار بگیرند تا این فعالیت‌ها که بسیار زمانبر و پر هزینه بوده در قالب استارتاپ‌های نوآورانه رسانه‌ای تعریف شود و باعث کسب درآمدهای اصولی از محتوای گردشگری هورامانات برای بنیانگذاران آنها شود.

5. فرصت کارآفرینی گردشگری در حوزه حمل و نقل و لجستیک قطعا رونق گردشگری نیازمند زیرساخت‌های لجستیکی و حمل و نقل مناسب است که با توجه به وضعیت شرکت‌های مسافربری و راه‌های ارتباطی هورامانات نیاز است مردم محلی منطقه در ایجاد موسسات حمل و نقل متناسب با راه‌های ارتباطی منطقه اقدام کرده و برنامه‌های متنوعی برای مسیر گردشگران از مبدا تا مقصد تعریف کنند که به این شیوه هم از مزایای ورود گردشگران به منطقه منتفع گردند هم اینکه برنامه درآمدزایی اصولی نیز برای مسیر گردشگران از مبدا تا مقصد تعریف کنند.

سخنگوی دولت: تشخیص تعطیلی به عهده ستاد ملی کرونا است

با‌وجود تقاضای فرمانده ستاد عملیات کرونا برای تعطیلی تهران

سخنگوی دولت: تشخیص تعطیلی به عهده ستاد ملی کرونا است

سخنگوی دولت: تشخیص تعطیلی به عهده کمیته سلامت ستاد ملی کرونا است.

فرمانده ستاد عملیات کرونا در تهران: پیشنهاد ما  تعطیلی  ۲ تا ۳ هفته ای در تهران است.

درحالی که در تعدادی از شهرستان‌های کشور با محدودیت تعدادی از مشاغل مواجه هستیم فرمانده ستاد عملیات مدیریت کرونا در تهران خواستار تعطیلی دوتا سه هفته‌ای در شهر تهران شد. در مقابل سخنگوی دولت نیز گفته شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در زمینه تعطیل شدن یا نشدن نداشته و تشخیص همه تعطیلی‌ها به عهده کمیته سلامت ستاد ملی کرونا است که ریاست آن به عهده وزیر بهداشت است.

همه‌گیری کرونا وضعیت وخیم‌تری بهم زده است، تا آنجا که حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران از افزایش 100 درصدی مرگ و میر در تهران نسبت به قبل از شیوع کرونا خبرداده‌و گفت که برنامه‌ریزی‌ها جهت ایجاد 3 آرامستان جدید در پایتخت آغاز شده است. او در گفت‌وگو با فارس بابیان اینکه آمارها نشان می‌دهد مرگ و میر در تهران نسبت به قبل از کرونا به دو برابر رسیده است،‌گفت: ظرفیت بهشت‌زهرا به‌صورت کلی تکمیل شده ولی این سازمان با طرح ابتکارهایی پیش‌بینی‌ انجام داده تا دفن اموات با مشکل مواجه نشود. همزمان درخواست‌ها برای تعطیلی دوهفته‌ای تهران ادامه دارد.

پیشنهاد تعطیلی ۲ تا ۳ هفته ای تهران

در این‌باره فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونا در کلان‌شهر تهران در پاسخ به این سوال که آیا با تعطیلات چند هفته‌ای تهران موافق هستید؟ گفت: تعطیلی تهران صرفا برای کنترل اپیدمی نیست بلکه برای فرصت احیا و ایجاد بازیابی توان کادر پزشکی است و براین اساس  پیشنهاد ما  تعطیلی  ۲ تا ۳ هفته‌ای در تهران است.

زالی ادامه داد: این تعطیلی به جز در مشاغل امدادی، حیاتی و توزیع مواد غذایی باید اجرا شود.   

او از افزایش میزان مراجعات بیماران کرونایی به بیمارستان‌های تهران خبر داد و گفت: شاهد روند نامطلوب در این زمینه هستیم، در حال حاضر با بیش از ۶ هزار و ۴۰۰ بیمار بستری مواجه هستیم که عدد قابل توجهی است.

فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونا در کلان شهر تهران یادآور شد: از این تعداد حدود هزار و ۷۰۰ نفر در بخش مراقبت های ویژه بستری هستند که از وضعیت نامناسبی برخوردارند.

فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونا در کلان شهر تهران به ایرنا  گفت: به نظر می‌رسد در اوج‌ها و پیک‌های بعدی کرونا به احتمال زیاد شرایط سخت‌تری را تجربه می‌کنیم.

دکتر علیرضا زالی  در حاشیه جلسه ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونا در کلان شهر تهران که با حضور محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که آیا پیک بعدی کرونا قوی تر از پیک های قبلی خواهد بود، افزود: هم اکنون در پیک سوم این بیماری  به سر می بریم و در حال حاضر صحبت کردن از پیک چهارم شاید مقداری شتاب زده باشد.

او با یادآوری این که شرایط سخت‌تری به دلیل سرما در پیش داریم، تاکید کرد: با شروع سرما و تغییرات اقلیمی و نتایج حاصل از آن، شاهد افزایش چشمگیر مبتلایان در دنیا به خصوص در نیمکره شمالی از جمله در ایران خواهیم بود.

فرمانده ستاد عملیات مدیریت بیماری کرونا در کلان شهر تهران اظهار داشت: هم اکنون در برخی کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی شاهد این وضعیت هستیم و در هفته اخیر در کشورهای نیمکره شمالی با افزایش چشمگیر مبتلایان روبرو بودیم.

زالی ادامه داد: تا پایان فصل سرما شاهد وضعیت روبه افزایش مبتلایان و مرگ و میر ناشی از کرونا خواهیم بود. وجود بیماری تنفسی همراه، آلودگی هوا و تغییرات فصلی سرما عواملی هستند که سبب افزایش بیماری کرونا می‌شود.

وی افزود: همچنین بیماری آنفلوآنزا که معمولا از اواسط آبان ماه شروع می‌شود و تا اوایل دی ماه موج اول آن ادامه پیدا می‌کند، می تواند در افزایش روند کرونا نقش داشته باشد.  

تشخیص تعطیلی به عهده کمیته سلامت ستاد ملی کرونا است

سخنگوی دولت با بیان اینکه شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در زمینه تعطیل شدن یا نشدن نداشته است، گفت: تشخیص همه تعطیلی‌ها به عهده کمیته سلامت ستاد ملی کرونا است که ریاست آن به عهده وزیر بهداشت است.

به گزارش ایرنا، «علی ربیعی» روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیات وزیران در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره اجرای تعطیلات گسترده و قرنطینه و مخالفت شورای عالی امنیت ملی با ‌آن گفت: اساسا شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در زمینه تعطیل شدن یا نشدن نداشته است، و این خبر شایعه، نگاه تقلیل گرایانه و جهت‌دار نسبت به تصمیمات است؛ تنها مصوبه و تایید شورای امنیت ملی، تشکیل ستاد ملی مقابله با کرونا بوده است که اعلام کرده مصوبات آن مانند مصوبات شورای عالی امنیت ملی است که این مصوبه به امضای رهبر معظم انقلاب رسیده است.

 

سخنگوی دولت به جلسه ستاد ملی کرونا  در حضور رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و افزود: تشخیص همه تعطیلی‌ها به عهده کمیته سلامت ستاد ملی کرونا است که ریاست آن به عهده وزیر بهداشت است. معمولا در کشور ما همه نظر می‌دهند که این هم یکی از مواهب کشور ما است که در هر رده تصمیم گیری هر کسی هر نظری دارد اعلام می‌کند

وی تاکید کرد: آنچه که ملاک عمل است تصمیم کمیته بهداشت و سلامت ستاد کرونا به ریاست وزیر بهداشت است و هر تصمیمی که آنها در مورد تعطیلی‌ها بگیرند، قطعا اجرا می شود، اساسا دنیا یک شیوه خاص برای مقابله کرونا نداشته است و صرفا از یک کشور حرف نمی‌زنیم و کشورهای مختلف سیاست‌ها و شیوه‌های مختلف داشته‌اند.

 

 

تخریب کلیسابرای ساخت مجتمع جدید

تخریب کلیسابرای ساخت مجتمع جدید

شهردار منطقه ۱۲: مجوز تخریب سال ۹۴ صادر شده بود.

معاون میراث فرهنگی استان تهران: کارگاه تعطیل شده و رسیدگی حقوقی به پرونده ادامه دارد.

خبرنگار: سوگل دانائی | هرچه تلاش می‌کردند، زیر پایم را خالی کنند، نمی‌شد. من خراب نمی‌شدم. آدم‌ها آمده بودند برای تماشا، بعضی‌ها دست می‌زدند بعضی‌ها سوت می‌کشیدند،  بعضی‌ها هم آه، آن‌هایی که آه می‌کشیدند با صدای بلند می‌گفتند من خراب نمی‌شوم. مثل وقتی بخواهند کسی را اعدام کنند و صندلی را از زیر پایش بکشند. اما مگر جرم من چه بود؟ جرمم این بود که خراب نمی‌شدم. لودرها به دیواره بیرونی‌ام ضربه زدند. چند تکه‌ام به بیرون پرتاب شد، ستون‌های فلزیم اما نمی‌ریختند. قرار نبود بریزند. قول داده بودند که همیشه کنارم بمانند. ضربه آخر محکم بود. بعضی‌ها دست زدند، مالک جدیدم هم خوشحال بود.من کلیسای ادونتیست‌های چهارراه ادیان، سه روز پیش سرانجام روی سر خودم خراب شدم. 

«کلیسا؟ کلیسا کجا بود؟ خرابش کردن رفته، دنبال چی اومدین الان؟» پیرمرد دو پلاک بعد از خودکار فروشی پارکر، جایی که پرده‌ها و حصار آبی ساخت و ساز تمام شده، مغازه لباس فروشی دارد. اسم کلیسای ادونتیست‌ها که به گوشش می‌خورد با صدای بلند تکرار می‌کند که دیگر همه چیز تمام شده و همه طبق معمول دیر رسیدند. «خیلی وقت است که همه چیز تمام شده.» عصبانیت از روی لحنش بلند نمی‌شود، وقتی «چرا» را می‌شنود: «از من می‌پرسید؟ اینو خیلی ساله خرابش کرده بودن، دیگه چیزی نمونده بود ازش» اواسط کوچه بعد از مغازه عطر فروشی و دلار فروشی که نبش خیابان بودند، بازهم پرده آبی کشیده‌اند. هر کس که از پشت بنا بیرون می‌آید وجود کلیسا را کتمان می‌کند: «کلیسا توی خیابون سی تیره، اینجا دیگه کلیسا نیست.» پشت پرده آبی اما خرابه نشسته و آجرها و تیرآهن‌هایی که سرشان از روی زمین بیرون زده، اینجا دیگر کلیسا نیست هرچه هست همانی است که در خیابان سی‌تیر است.

به این راحتی‌ها خراب نشد

زمان ساخت کلیسای ادونتیست‌ها به سال ۱۳۲۸ باز می‌گردد:«اصلا معلوم نیست که از ابتدا کلیسا بوده باشد» این را اغلب همسایگان کلیسای ادونتیست‌ تایید می‌کنند. کسانی که حتی نشانی آن را هم دقیق نمی‌دانند. تنها شنیده‌اند که احتمالا این کلیسا هم یکی از دلایلی باشد که تقاطع سی تیر با خیابان جمهوری را چهارراه ادیان نامیده‌اند. کلیسا برای یکی از مذاهب مسیحیان پروتستان است که معتقدند حضرت مسیح دوبار ظهور می‌کند و هفتمین روز هفته برایشان قداست دارد، گروهی که به نظر می‌رسد از دهه ۴۰ به بعد دیگر در ایران فعالیت نداشتند. یکی از همسایگان کلیسا که تریکو بافی دارد می‌گوید که چند سالی بوده کسی در این بنا تردد نمی‌کرده و چند سالی هم می‌شود که داخلش را تخریب کرده بودند: «دو شب پیش بود که جداره بیرونی بنا را هم خراب کردند، البته به این راحتی‌ها نمی‌ریخت.»

معماری که هیچ کسی او را نمی‌شناسد

پیشینه ساختمان کلیسا روشن نیست. «باوجود بررسی‌هایی که درباره این کلیسا انجام دادم، هنوز معلوم نشده که معمار این بنا چه شخصی بوده است.» این را آرش طبیب‌زاده، پژوهشگر تاریخ معماری به «پیام ما» می‌گوید. به گفته او کلیساهای شهری نظیر این کلیسا ساختمان و بدنه ساده‌ای دارند: «کلیسا در این خیابان مانند یک پلاک شهری ساده بود به همین دلیل معماری ساده‌ای هم داشت. شاخصه اصلی این بنا صلیب ۸ متری سیمانی معروف آن، در و تزیینات فلزی بنا بود که حالت خمیده و حالت مورب روبه بالا داشت که تناسبی در بدنه ساختمان هم ایجاد کرده بود.»  

تخریب از سال ۹۴ قوت گرفت

قصه تیرآهن‌ها و آجرهای که از زمین سبز شده، اما به چند سال قبل مربوط است: «سه یا چهار سال پیش بود که داخلش را خراب کردند، کتیبه و صلیب هم داخلش بود، نمی‌دانیم کجا رفت.» تریکو‌باف که همسایه کلیساست می‌گوید. «چندباری از میراث آمده‌اید را تکرار می‌کند» و چندباری می‌گوید که مردی چند پلاک در اینجا را خریداری کرده و قرار است آن‌ها را تجمیع کند و بهم وصل کند و ساختمانی بالا بیاورد. حرف‌هایش را کم و بیش شهرداری منطقه ۱۲ نیز تایید می‌کند. علی محمد سعادتی، شهردار منطقه ۱۲ به «پیام ما» می‌گوید: «سال ۹۰ مجوز تخریب و نوسازی گرفته شد و میراث فرهنگی در سال ۹۴ با تجمیع بنا موافقت کرده است و پروانه تخریب حاصل از تجمیع چند بنا همان زمان صادر می‌شود.» سعادتی می‌گوید چند روز پیش تنها بخش باقیمانده ساختمان و آنچه در این سال‌ها تخریب نشده بود، از بین رفته است. مالک کجاست؟ شهردار منطقه ۱۲  نمی‌داند.

فقط می‌گوید فرآیندها قانونی بوده و اگر ساختمان واجد ارزش معماری و میراثی بوده باید وزارت میراث فرهنگی با تجمیع بنا مخالفت می‌کرده است او می‌گوید درباره اینکه این بنا همچنان فعالیت دینی و مذهبی داشته یا نه هم پرسش و ابهام زیادی وجود دارد. به جای کلیسا و چند پلاک کناریش چه می‌نشیند؟ سعادتی می‌گوید: «طبق پهنه خیابان جمهوری و مطابق با طرح تفصیلی اینجا محل استقرار مرکز خدماتی می‌شود.»

پلاک‌های خیابان جمالی به خاک سیاه نشست

کلیسایی که هیچگاه ثبت ملی و میراثی نشده است، تنها تخریب نشده، سایت سفرنویس نوشته است که خانه تاریخی «ماوثاله» در جنوب کلیسا هم سال ۹۴ تخریب شده، خانه‌ای که زمان قاجاریه را هم دیده بود متعلق به یکی از خاخام‌های یهودی بوده است. حالا بعد از ۵ سال از خانه تاریخی هم تنها مشتی آجر روی زمین مانده است. کنار ساختمان تخریب شده کوچه جمالی و کلیسای به خاک نشسته، صاحبان جدید ایستاده‌اند که نمی‌گذارند تصویر تازه از بنا ثبت شود. وزارت میراث فرهنگی چندی پیش‌ گفته بود فرآیند را متوقف کرده است: «فقط در ورودی آن باقی مانده است. درحال حاضر با یگان حفاظت در محل حاضر شده‌ایم و کار متوقف شده است.» مرتضی ادیب‌زاده، معاون میراث فرهنگی تهران، به «پیام ما» می‌گوید، اینکه افرادی در اطراف بنا حضور دارند هم تنها به این دلیل است که می‌خواهند حصار آبی رنگ بزنند.» میراثی‌ها می‌گویند از بنا چیزی نمانده: «چیزی را نمی‌توان تغییر داد اما رسیدگی حقوقی ادامه دارد و به همین دلیل فعلا همه چیز متوقف شده است و کارگاه تا اطلاع ثانوی تعطیل است.» در نهایت چه می‌شود؟ ادیب‌زاده چیز بیشتری نمی‌داند. چندباری از قید زمانی مبهمی حرف می‌زند. پاسخش به این پرسش تنها یک جمله است که چندباری آن را تکرار می‌کند: «بررسی‌ها ادامه دارد، به زودی درباره آن صحبت می‌کنیم.»

«از این بنا که گذشت اما ای کاش دست‌کم از تخریب این بناها برای نگهداشتن بناهای دیگر درس بگیریم» طبیب زاده می‌گوید درسی که باید گرفت، افزایش آگاهی ساکنان و شهروندان درباره این بناها و ساختمان‌هاست: «شهرداری و میراث با یکدیگر همکاری کنند و دست کم اطلاعات و آگاهی و شناخت درباره بناها و ساختمان‌ها را بالا ببرند، دست کم یک شرط بگذارند و بعد تخریب کنند.»

 همزادی که هنوز سالم است

مثل من یکی دیگر هم هست. چند در بزرگ و قدی دارد و تابلویی که رویش نوشته‌اند کانون ادونتیست‌ها. چند بوته و درختچه کوچک دارد و دو ساختمان که روبه روی هم نشسته‌اند. یکی سقفش گرد است و دیگری مستطیل بزرگ. روی جداره بیرونی‌ شبیهم، فلامینگو کشیده‌اند و گل لاله و پرنده. روی نرده‌های بالای درش یک صلیب آهنی هم هست که از صلیب من کوچکتر بود. روی همزادم هم مثل من با اسپری سفید چیزهایی نوشته‌اند. همان قسمت‌هایی که آدمک‌های رنگارنگ دارد. زنگ درش هیچ‌وقت نمی‌زند. همسایه‌هایش می‌گویند متروکه است، اما من می‌دانم که یک سرایدار دارد و دو خانواده که در آن زندگی می‌کنند. هرچند که آنجا هم خیلی وقت است دیگر ادونتیستی به خود ندیده، اما زمینگیر نشده. آنجا فعلا سالم است.

وعده حمایت از استارت‌آپ‌های کشاورزی

آیا کشاورزی ایران به سمت فعالیت‌های نوآورانه حرکت می‌کند؟ 

وعده حمایت از استارت‌آپ‌های کشاورزی

وزیر جهاد کشاورزی: از توسعه فعالیت استارت‌آپ‌ها در بخش کشاورزی دریغ نمی کنیم

پیام ما- با وجود آنکه بارها از ظرفیت کشاورزی ایران به ویژه محصولات منحصر به فرد صحبت می‌شود، اما هیچ گاه تلاشی برای شکوفایی این ظرفیت‌ها به کار گرفته نشده است. چرا که این بخش برای ارتقای کیفی، قیمت عادلانه محصول، شناسایی بازارهای صادراتی و حذف واسطه‌ها به خدمات استارت‌آپی نیاز دارد که متأسفانه در کشور مغفول مانده است. با این وجود وزیر جهاد کشاورزی گفته وزارت جهاد کشاورزی از توسعه فعالیت استارت‌آپ‌ها در بخش کشاورزی حمایت می‌کند و در این مسیر از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند. 

از آنجا که نفوذ شبکه موبایل و اینترنت در مناطق روستایی به سرعت در حال افزایش است، این امر پدید آورنده فرصتی است که استارت آپ‌ها با استفاده از آن به حل مشکلات کشاورزان و رونق این بخش بپردازند چرا که کشاورزی یکی از ارکان اصلی اقتصاد به شمار می‌رود که از منظر امنیت غذایی و ایجاد اشتغال از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. 

استارت آپ‌ها مزایای متعددی همچون تسهیل فروش محصولات کشاورزی، توسعه صادرات، حذف واسطه‌ها برای خریداران و فروشندگان، تسهیل استفاده کشاورزان از ماشین آلات و غیره را به عهده دارند و بدین منظور بسیاری از مسئولان بر این باروند تا با استفاده از این فعالیت نوآورانه مشکلات بخش کشاورزی را پایان دهند. با وجود ظرفیت‌های منحصر به فرد کشاورزی ایران و تأثیر بسزای خدمات استارت‌آپی در این بخش، اما جای آن در بخش کشاورزی خالی است. استارت‌آپ یا کسب و کار نوآفرین سازمانی کوچک و موقتی است که با نوآوری منحصر به فرد در یک فضای عدم قطعیت ارزش آفرینی می‌کند. این واحدهای کارآفرین در جستجوی چالش‌ها و فرصت‌های موجود در بخش‌های گوناگون اقتصادی و گاهی اجتماعی جامعه آنها را یافته و با ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه ارزش تولید می‌کنند. 

زنجیره‌ی ارزش در کشاورزی که از تامین نهاده‌ها و تولید آغاز و تا فرآیندهای پیشتیبانی از مشتری یعنی پس از فروش تداوم دارد؛ مهم‌ترین پایه برای یافتن چالش‌ها و فرصت‌ها برای استارت‌آپ‌هاست.

بر این پایه کشاورزی ایران که دیری بدون نوآوری یا صرفا با نوآوری بسته (R&D) روزگار گذرانده ‌است به شدت محتاج ذهن‌های کنجکاو و چالاکی است که با کنکاش در هزارتوی زنجیره‌ی ارزش محصولات کشاورزی از گره‌گاه‌های آن رازگشایی کرده و راه‌حل‌های نوآورانه مبتنی بر فناوری‌های نو ارائه کنند. از مشکلات مهم کشاورزی کشور می‌توان به زنجیره‌ی معیوب تامین محصولات کشاورزی برای بازارهای خرده فروشی، خرده مالکی شدید، افزونی تعداد واسطه‌های زائد، دانش پائین بهره‌برداران شامل زارعان، دامپروران، ماهیگیران، صاحبان مشاغل خرد و خانگی و … نام برد. 

امروز برای همه‌ی موارد گفته شده استارت آپ‌هایی با ایده‌های ناب پدید آمده که می‌توانند گره‌گشایی کنند. چند کشور در دنیا به طور سنتی در حوزه ی استارت آپی فعال هستند که در راس آن‌ها آمریکا قرار دارد. مفهوم استارت آپ از حوزه ی فناوری اطلاعات و به ویژه دره‌ی سیلیکون (Silicon Valley) در آمریکا ظهور کرده است؛ طبیعی است که کاربردهای آن در کشاورزی نیز در همان جا بسط و توسعه یافته باشد. در سال 2019 هند اعلام کرد که بیش از 450 استارت‌آپ در بخش‌های مختلف زنجیره‌ی ارزش کشاورزی خود دارد. یکی از شعارهای تبلیغاتی «مودی» نخست وزیر هند در زمان انتخابات، استفاده از ظرفیت‌های استارت آپ ها برای توسعه کشور به ویژه در بخش کشاورزی بود. به این ترتیب باید وضعیت استارت آپ‌ها در کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته را تفکیک کرد.

آن طور که خبرگزاری صدا و سیما نوشته  در کشورهای توسعه یافته استارت آپ‌های بخش کشاورزی با استفاده از ظرفیت‌سازی‌هایی که در بخش های بالادستی اقتصاد آن کشورها ایجاد شده به طور طبیعی رشد کرده‌اند در حالی که در کشورهای در حال توسعه دولت به سختی در تلاش است که با ابزارهای گوناگون فضایی را برای توسعه استارت‌آپ‌ها ایجاد کنند. اقتصادهای نوظهور مثل اندونزی، برزیل، چین و روسیه و هند در میان سرآمدان توسعه زیست بوم استارت آپی قرار دارند. برخی کشورها مانند گرجستان و استونی نیز زیست‌بوم‌های شگفت انگیزی را ایجاد کرده اند.

استارت‌آپ‌های بخش کشاورزی مانند همه‌ی نهادهای دیگر در یک زیست ـ بوم قابل تعریف هستند. 

این زیست‌بوم شامل سیاستگذاران دولتی، رهبران محلی، نهادهای تامین مالی، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد و مراکز نوآوری، شتاب دهنده‌ها و ده‌ها نهاد و سازمان شناخته و ناشناخته‌ی دیگر هستند. برای مثال نقش نهادهای خیریه در توسعه استارت‌آپ‌های کشاورزی هنوز مورد تامل جدی قرار نگرفته است در حالی که در کشورهای توسعه یافته نهادهای خیریه از جمله ارکان تاثیرگذار توسعه‌ی زیست ـ بوم نوآفرینی محسوب می‌شوند. هم اکنون در کشور ما حدود 200 استارت آپ در بخش کشاورزی فعال است که در پروژه‌ی راه‌اندازی کسب و کارهای نوپا در بخش کشاورزی دارای شناسنامه هستند. در میان آن‌ها حدود پنجاه استارت‌آپ در مرحله‌ی رشد سریع تری قرار دارند و می‌توان گفت از مراحل رشد اولیه خارج شده‌اند.

آمارهای جهانی هم نشان می دهد که استارت‌آپ های نوپا آسیب چندانی در این مرحله از همه گیری کرونا ندیده اند و در ایران هم استارت آپ‌هایی که تحت پایش پروژه ی کسب و کارهای نوپا در بخش کشاورزی هستند شاید وضعیت مطلوبی نداشته باشند ولی آسیب جدی ندیده‌اند. خبر خوب این است که همه گیری کرونا در کنار همه‌ مصائبی که برای ملت ایران داشته و در جای خود دردناک است فرصت هایی را برای آزمودن شیوه‌های جدید انجام کار پدید آورده است. برای مثال در همین دوره برخی از استارت‌آپ‌های کشاورزی همچون «کشمون» افزایش سرمایه داده و با سرمایه گذار جدید وارد قرارداد شده‌اند. در این خصوص وزیر جهاد کشاورزی گفته: وزارت جهاد کشاورزی از توسعه فعالیت استارت‌آپ‌ها در بخش کشاورزی حمایت می‌کند و در این مسیر از هیچ کمکی دریغ نخواهیم کرد.

به گزارش ایلنا کاظم خاوازی وزیر جهاد کشاورزی در جلسه هم‌اندیشی با معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و جمعی از مدیران استارت‌آپ‌های بخش کشاورزی در رابطه با حمایت این وزارت‌خانه از استارت‌آپ‌ها، اظهار کرد: وزارت جهاد کشاورزی از توسعه فعالیت استارت‌آپ‌ها در بخش کشاورزی حمایت می‌کند و در این مسیر از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند.

او افزود: با توجه به شرایط کشور، ما می‌خواهیم به صورت ضربتی از دانش و تجربه استارت‌آپ‌ها در رفع مشکلات بخش کشاورزی و کمک به مردم استفاده کنیم. وزیر جهاد کشاورزی ادامه داد: ما می‌خواهیم کالاهای کشاورزی با قیمت بسیار مناسب به دست مصرف‌کننده برسد و هدف ما در مرحله اول کلان‌شهرها هستند. 

خاوازی با بیان این که زیرساخت‌هایی در دولت، به ویژه در وزارت جهاد کشاورزی برای فعالیت‌های استارت‌آپی وجود دارد، خاطرنشان کرد: یکی از این بخش‌ها، محیط‌های مناسب برای ایجاد بارانداز است که می‌تواند در اختیار استارت‌آپ‌ها قرار گیرد. وزیر جهاد کشاورزی گفت: تولیدکنندگان بزرگ بسیاری وجود دارند که می‌توانند کالای خود را با بهترین کیفیت در بارانداز تحویل دهند و استارت‌آپ‌ها می‌توانند برای رساندن این محصولات به مصرف‌کنندگان مدلی طراحی کنند تا واسطه‌ها حذف شوند. او در رابطه با همکاری دستگاه‌های مختلف کشوری و نظامی برای پیشبرد اهداف طرح‌های استارت‌آپی بخش کشاورزی عنوان کرد: همه ارکان نظام نسبت به این کار حساس و همراه هستند.

 خاوازی ادامه داد: شرکت خدمات حمایتی کشاورزی و شرکت پشتیبانی امور دام در استان‌های تهران، البرز، اصفهان، شیراز و مشهد محیط‌های مناسبی در اختیار دارند که آمادگی داریم به منظور توسعه فعالیت استارت‌آپ‌ها در بخش کشاورزی این محیط‌ها را به عنوان بارانداز در اختیار استارت‌آپ‌ها قرار دهیم. به گفته وزیر جهاد کشاورزی تعدادی سرمایه‌گذار بزرگ آماده  سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی هستند و می‌توانند از استارت‌آپ‌ها حمایت کنند.

خاوازی با اشاره به لزوم تسهیل امور مربوط به استارت‌آپ‌ها، بیان کرد: با توجه به تأکید رییس جمهوری بر حمایت از استارت‌آپ‌ها، لازم است مصوبه‌ای برای توسعه میدان عمل این بخش تهیه و به دولت ارائه شود. به گفته او می‌توانیم در این مصوبه بحث لجستیک و تنظیم بازار مواد غذایی را لحاظ کنیم. در این نشست، سورنا ستاری معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری اظهار کرد: ما باید به دنبال راهی برای تسهیل فعالیت استارت‌آپ‌ها باشیم.

او تأکید کرد: اگر به دنبال نوآوری هستیم باید میدان عمل استارت‌آپ‌ها را باز بگذاریم و ابتدا فضای کار را آماده کنیم و پس از آن به دنبال تعیین ضوابط باشیم. 

ستاری افزود: ما نباید در مدل کسب و کار استارت‌آپ‌ها دخالت کنیم، اگر از این بخش حمایت شود، بخش سنتی هم برای سرمایه‌گذاری جذب می‌شود.

 

«دوبیتی‌­خوانی» در چشم دوربین‌ها

 هنرمندان حاضر در سیزدهمین دوره جشنواره موسیقی نواحی ایران از حال‌و‌هوای اجرا در کرمان می‌گویند

«دوبیتی‌­خوانی» در چشم دوربین‌ها

هوشنگ جاوید در گفت‌وگو با «پیام ما»: جشنواره‌ها باید هنرمندان را برای اجراهای خارج از کشور معرفی کنند .

سورج یاسائی: نبود تماشاگر کار را برای هنرمندان نواحی سخت کرد.

خبرنگار:  نیره خادمی | این بار بخت با کرمانی‌ها یار نبود و جشنواره‌ای که یکی از مهمترین اهدافش گردشگری موسیقی در کرمان است، در داشتن مخاطب ناکام ماند. آنها پارسال حدود ۲۰۰ نفر را برای اجرا دعوت کردند و هر شب بیش از ۳۰۰ مهمان داشتند اما امسال در سیزدهمین دوره، کل جمعیتی که در بنای صفوی گنجعلی‌خان دور هم جمع شدند، شاید کمی بیش از ۵۰ نفر باشد که البته، ۳۴ نفر از این تعداد هنرمندان موسیقی نواحی هستند.

شیوع کرونا و شدت یافتن آن، حال و هوای اجراهای جشنواره را تغییر داده و دوبیتی­‌خوان‌ها و نوازنده‌هایی که اصل حال خواندن و نواختن را از نشستن یا ایستادن روبه‌روی تماشاگر می‌گرفتند تنها بودند؛ خودشان، سازشان، اندک چشمانی که به آنها زل زده­اند و دوربین‌­­هایی که قرار است  تصویرشان در قاب کوچک تلفن‌های همراه جا بگیرد.

 محور همه اجراها در جشنواره موسیقی امسال دوبیتی‌خوانی و معرفی تبلور آن در موسیقی نواحی است که در واقع هنری ایرانی پس از اسلام است و به گفته هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی با رودکی شروع می شود. «این جشنواره در چند دوره، مدام با حضور همان هنرمندان برگزار می‌شد و دوباره سال بعد همان چهره‌ها شرکت می‌کردند اما از سالی که محوریت موضوعی پیدا کرد باعث شد، عده‌ای که در آن حوزه وارد نیستند، شرکت نکنند و همین باعث تنوع شد.» او معتقد است که جشنواره موسیقی نواحی باید هر سال هنرمندان جدیدی را کشف و معرفی کند. امسال البته به خاطر شرایط ویژه کرونا، ریزش بیشتر هم شده و بسیاری از هنرمندان که در رده سنی بالاتری هستند، نتوانستند در جشنواره حاضر شوند بنابراین، کرمان این بار بیشتر میزبان جوانترها بود. اگر در میان شرکت‌کنندگان هنرمند ۱۰۱ ساله‌ای هم حضور داشت که از حوالی شهرستان بافت مهمان جشنواره شده بود. این جشنواره در چهار روز گذشته -از  دهم تا ۱۳ آبان- با حضور ۳۴ هنرمند موسیقی نواحی از نقاط مختلف ایران در کرمان برگزار شد. به زودی فیلم‌های مستندی از زندگی و هنر اجرای ۳۰ نفر از دوبیتی‌خوان­‌های کهنه‌کار که به دلیل شرایط کرونا نتوانستند در جشنواره موسیقی نواحی حاضر شوند هم ساخته و در فضای مجازی منتشر می‌شود. جاوید می‌گوید: «باید جشنواره‌های آینده هم به این سمت و سو کشیده شود. اگر این کار درست انجام شود، می‌توان در معرفی موسیقی نواحی موفقیت‌هایی را کسب کرد.»

ثبت زمزمه‌های ریش‌سفیدان

ایمان کری‌وند، یکی از دوبیتی‌خوان‌های جوان این جشنواره است که با برادر نی‌نواز، مقام‌های عاشقی، بلال، میر نوروز و بلال را در شب اختتامیه اجرا کرد. قصه فراق دو یار، حماسی یا قصه کار؛ او می‌گوید برایش فرقی ندارد کدام را بخواند. هدف ماندگاری و حفظ موسیقی نواحی است. ۲۷ ساله است است و از هفت سالگی خواندن را شروع کرده و بعد برادر هم با او همراه شده است. عادت کرده‌اند در این چند سال با برادر یک ضبط صوت به دست بگیرند و به روستاهای اطراف الیگودرز بروند، مقام‌ها و دوبیتی‌های ناشنیده را از ریش‌سفیدان بشنوند و ضبط کنند تا نگذارند فراموش شوند. شاید تعداد مقام‌هایی که تا به حال ثبت کرده‌اند، به بیست، سی مورد رسیده باشد. وقتی «آقا سید علی‌اکبر»، پدربزرگشان هنوز نفس می‌کشید، یکی از نغمه‌ها را از او گرفتند و حفظ کردند. حالا او رفته اما نغمه‌اش مانده است.

حزنِ جشنواره امسال

رضا دیوسالار، هنرمند دوبیتی‌خوان مازندرانی اما، قصه را تلخ آغاز می‌کند و می‌گوید: «اجرای من از شادمانه­‌ها، موسیقی فرح‌بخشی نبود و نه تنها من که همه ما وقتی در اینجا آواز می‌خوانیم حزنی در صدا و آوازمان بوده و هست. من هم مثل بسیاری، عزیزان خود را به دلیل ویروس کرونا از دست داده‌ام و از طرفی امسال هم جای بسیاری از هنرمندان مثل مرحوم سهراب محمدی خالی است، اما سعی می‌کنم امانت‌دار خوبی باشم و موسیقی­‌ام را اجرا کنم.» پدر و مادر رضا دیوسالار هر دو، نغمه‌خوان و خوش‌خوان بوده‌اند و او البته در آواز، هنوز که هنوز است خود را مدیون استادش محمدرضا اسحاقی می‌داند که چندین باری هم او را در جشنواره‌ها همراهی کرده است. «چشم امید هنرمندان نواحی در این وضعیت، تنها همین جشنواره­‌های نواحی است. من فکر می‌کنم اگر از این جشنواره تماس نمی‌گرفتند، موسیقی کم‌کم از دست می‌رفت. همین که نوری روشن کرده‌اند و در سال یک‌بار می‌آیند اینجا و چراغ موسیقی نواحی و بومی را روشن نگه داشته­‌اند، جای شکر دارد.»

موسیقی نواحی مظلوم بوده اما مهجور نه

«ذات موسیقی نواحی این است که مخاطب باید نفس به نفس نوازنده در اجرا حضور داشته باشد. همین است که برای هنرمند موسیقی نواحی مشکل است که با دوربین کار کند.» شاید این یکی از مهمترین تفاوت‌هایی است که جشنواره موسیقی نواحی کرمان امسال آن را تجربه کرده و سورج یاسایی، رییس انجمن موسیقی کرمان از آن می‌­گوید. شرایطی که البته احتمالا در آینده به عنوان یکی از فرصت‌های موسیقی تبدیل خواهد شد و باعث شناخته‌شدن بیشتر آن می شود. «پیش از این تصمیم داشتیم تعداد محدودی بیننده دعوت کنیم اما شرایط بدتر شد و ترجیح دادیم همان را هم حذف کنیم اما با توجه به انتشار اجراها در شبکه مجازی، بازخوردی که از مخاطبان گرفتیم. هنرمندان این دوره از جشنواره از مازندران، گلستان، خراسان شمالی و رضوی، خوزستان، زنجان، شیراز، ساوه، بوشهر، لرستان و سیستان‌و‌بلوچستان و حتی افغانستان حضور داشتند و هر کدام از اجراها حال و هوای خود را داشت.» او معتقد است که موسیقی نواحی و موسیقی جدی همیشه در کشور مظلوم بوده اما مهجور نمانده است: «در سال‌هایی که حتی تکنولوژی به این شدت پیشرفت نکرده بود همه اقوام موسیقی خود را داشتند، چون موسیقی نواحی موسیقی زندگی، سور، سوگ و عزا است و لابه‌لای زندگی‌شان جریان دارد. بنابراین اگر بتوانیم یک زبان را از زندگی بشریت حذف کنیم، می‌توانیم موسیقی را هم فراموش کنیم. اگر در جایی هم به این نوع موسیقی اقبال کمتری باشد، به دلیل معرفی‌نشدن آن است.»

چه هنرمندانی موسیقی نواحی ما را معرفی می‌کنند؟

خروجی جشنواره‌های موسیقی در دهه هفتاد، معرفی هنرمندان شاخص برای شناساندن فرهنگ موسیقی ایرانی به جهان بود؛ مثل حضور «حاج قربان سلیمانی» در جشنواره آوینیون فرانسه یا اجرای «نورمحمد درپور» در جشنواره موسیقی مقدس برلین. حالا اما به اعتقاد «هوشنگ‌جاوید»، پژوهشگر موسیقی نواحی تنها ۳۰ درصد از هنرمندان موسیقی نواحی که با این عنوان در خارج از کشور فرهنگ ایران را معرفی می‌کنند، اصالت دارند و بقیه با رابطه برای حضور در عرصه‌های بین‌المللی راهی جشنواره‌های دیگر می‌شوند. «موسیقی نواحی ایرانی به عنوان میراث فرهنگی و معنوی باید با هنرمند درجه یک و درست به جهان معرفی شود.» او جشنواره موسیقی نواحی کرمان را مثال می‌زند و می‌گوید که یکی از مهمترین دستاوردهای چنین جشنواره‌ای، باید شناسایی هنرمندان جدید و قرار دادن آنها در اولویت معرفی برای اجراهای خارج از کشور باشد. «متاسفانه به دلیل نبود چنین نگاهی، هر سال بعضی از گروه‌های دسته چندم برای اجراهای خارجی می‌روند و اروپایی‌ها هم فکر می‌کنند، فرهنگ موسیقی ایران همین است. در حالی که این­طور نیست. باید نظارت صورت گیرد تا گروه‌های درجه یک معرف ما باشند. این گروه‌ها نتیجه برگزاری جشنواره‌ها هستند و برایشان هزینه می‌شود تا هنر با اصالت ایرانی را به خارج از ایران معرفی کنند.» جاوید معتقد است، آن قدر که  جهان روی میراث فرهنگی و معنوی کشورها و حفظ آنها حساسیت دارد، «صاحبان این میراث» ندارند. «ایران از نظر فرهنگی متعهد به سازمان میراث فرهنگی جهانی است؛ سازمانی که از میراث معنوی حراست می‌کند و برای آن سیاست‌هایی را در نظر می‌گیرد بنابراین حداقل کاری که در برابر این سازمان باید انجام دهیم، بررسی اصالت گروه‌هایی است که در خارج اجرا می‌کنند. حالا یا خودشان به طور مستقیم و در هنگام دریافت مجوز یا به صورت غیرمستقیم و از سوی سفارتخانه‌ها. در زمان مدیریت آقای مرادخانی، وزارت ارشاد تلاش کرد هنرمندان درستی را به خارج از کشور بفرستند. استاد پورعطایی، استاد نورمحمد درپور و استاد حاج قربان سلیمانی که در جهان درخشیدند. در سال ۷۰ پس از جشنواره نی‌نوازان ۱۰ نفر از هنرمندان به جشنواره آوینیون رفتند. در جشنواره هم استادانی بزرگ مثل پورتراب و کسایی آنها را انتخاب کردند. آنها به جشنواره رفتند و مورد استقبال جهان هم قرار گرفتند و از آن به بعد بنیاد جشنواره علمی پژوهشی بنا نهاده شد. محمدرضا درویشی هم جشنواره نواحی را به وجود آورد تا راهی برای شناساندن موسیقی مقامی ما به خارجی‌ها باشد. در هر حال ارائه کار فرهنگی درست در خارج از مرزها از طریق موسیقی به نوعی صدور فرهنگ است، چون فرهنگ‌های بیگانه را تحت تاثیر قرار می دهد.»

هنرمندان بومی، نه تهیه‌کننده دارند و نه مدیر برنامه

بخش دیگری از حرف‌­­های این پژوهشگر موسیقی درباره وضعیت کلی موسیقی نواحی و هنرمندان این عرصه است به ویژه آن دسته از کم‌کاری‌هایی که باعث شد مردم کمتر موسیقی اصیل و مقامی کشور خود را بشناسند. «‌هر استانی برای خود دارای موسیقی است و مردم هر استان هم موسیقی خود را به خوبی می شناسند اما زوایای خوب و کامل موسیقی نواحی ایران برای جامعه جوان ما شناسانده نشده است.» جاوید در توضیح علت این کم‌کاری مسائل مختلفی را پیش می‌کشد: «رسانه ملی با داشتن شبکه‌های متعدد، کمتر از موسیقی مناطق و نواحی بهره می‌برد و به همین دلیل است که جوان آذربایجانی نسبت به موسیقی فارس، بختیاری یا بوشهر اطلاعاتی ندارد. بهتر است رسانه‌ها بیشتر از این موسیقی استفاده کنند. البته به تازگی چندین برنامه در شبکه‌ها راه افتاده است؛ گرچه خیلی دیر اما خوب است. از یک سوی دیگر، تمام سرمایه گذاری‌ها بر روی موسیقی بی‌ریشه و پاپ است. خوانندگان این ژانر از موسیقی، توسط تهیه‌کنندگان به تمام استان‌ها برده می‌شوند اما هنرمند بومی حتی در استان خود نیز از این امکان بهره‌مند نیست. چون مدیر برنامه، تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار ندارد.» او با گفتن این موارد، حمایت از هنرمندان بومی را  وظیفه ادارات فرهنگ و ارشاد می‌داند که به آن توجهی نمی‌شود و در نتیجه نبود تبلیغ برای موسیقی نواحی، نسل نو هم به خلا شناختی دچار شده‌اند.