بایگانی مطالب نشریه

جنگل‌های ایران در قرق دام‌ها

جنگل‌های ایران در قرق دام‌ها

مظفر  شیروانی مشاور بین‌المللی جنگل و محیط‌زیست در گفت‌وگو با «پیام ما» : برای رفع معضل دام تهیه و اجرای طرح مدیریت جنگل اجتناب‌ناپذیر  است.

خبرنگار: فاطمه باباخانی | مه همه جا را فراگرفته،‌ قدم از قدم که برمی‌داریم،‌ نم روی هر گیاه به لباس‌مان می‌خورد و خنکای آب را حس می‌کنیم. منطقه‌ای که در آنیم ارتفاعات جنگلی شمال کشور است؛ دسته‌ای سهره سرخ پیشانی به یکباره در میان مه و انبوهی شاخه های درخت گم می شوند. حواس‌مان به پیش پایمان است مبادا پای بر پهن‌های گاوهایی بگذاریم که معلوم است از همین مسیر گذر کرده‌اند. به دام‌سرا نزدیک که می‌شویم؛ درختان و درختچه‌ها تنک‌تر می‌شوند و صدای سگ‌ها بلندتر. گاوها در اطراف ایستاده یا نشسته  در حال نشخوارند و حضور ما با شک و تردید غریبه‌هایی را که به کلبه چوبی و حلبی نزدیک می‌شوند؛ نظاره می‌کنند.

عوعو سگ‌ها بلندتر می‌شود، یکی جلوتر از همه خیز برمی‌دارد که نشان‌ دهد برای حفاظت از دام و گالش (دامدار) جدی است،‌ جدیتی که با هی گالش به یک‌باره می‌خوابد و جای خود را به همراهی می‌دهد. سهره‌های سرخ پیشانی، آن زمان که ما در کلبه در حال صحبتیم گاه تا کنار در کلبه نیز می‌آیند و باز در مه دور می‌شوند. آن‌ها که برای طبیعت‌گردی به جنگل‌های شمال می‌روند این تصویر برای‌شان آشناست. رسیدن به دام‌سرایی و دریافتن این‌که در این نزدیکی حتما چشمه آبی هم هست.

این دام‌سراها به ویژه در پایین دست، گاه هر سال وسیع‌تر شده و آبادی کم خانواری را شکل می‌دهد. بسیاری از مناطق جمعیتی جنگل نشین این چنین ایجاد شده است. در این محدوده‌ها؛ جنگل پس روی کرده،‌ دیگر درختی در آن نزدیکی مشاهده نمی‌شود؛ عرصه یا تبدیل به زراعت شده یا از گیاهان دیگری مانند سرخس‌ها پوشیده شده است.

به راستی؛ سازمان جنگل‌ها به عنوان اصلی‌ترین متولی جنگل‌های کشور برای چالش دام و جنگل چه کرده است؟ این وضعیت در جنگل‌های شمال کشور که اتفاقا برای بخش عمده‌ای از آن، طرح مدیریت جنگل تهیه و اجرا شده چگونه است؟

زمین‌هایی که به دامداران نرسید

تقی شامخی استاد و پیشکسوت جنگل معتقد است در هشتاد سال اخیر یکی از جدی‌ترین عوامل تخریب جنگل‌ها مساله چرای دام بوده و همچنان هم این عامل به شکل پررنگ وجود دارد. او در این باره به «پیام‌ما» می گوید: کریم ساعی پایه گذار جنگلبانی نوین ایران هم دام را یکی از اصلی‌ترین چالش‌های جنگل‌های شمال می‌دانست. در همین راستا پیش از انقلاب شاهد برنامه‌هایی بودیم که با اجرای آنها دام از جنگل خارج شود. نمونه‌اش واگذاری 10 هکتار زمین به دامداران برای خروج‌شان از جنگل بود. البته در اجرا بسیاری از این زمین‌ها به جای رسیدن به دامدار،‌ به کسانی رسید که هیچ فعالیت دامپروری‌ای نداشتند و  موجب شدند برنامه به سرانجام نرسد.

انقلاب که پیروز شد مهندسان ایرانی جایگزین مشاوران خارجی شدند اما هم معضل همان بود که بود، ‌و هم راه حل! این کارشناسان هم بار دیگر اعلام کردند که دام، معضل جدی در جنگل‌های شمال است و باید بتوان با تعامل با جامعه محلی و در نظر گرفتن منافع آن‌ها،‌ نسبت به خروج‌شان اقدام کرد. شاهرخ جباری عضو پیشین شورای عالی جنگل در مقاله‌ای که در سال 1362 در مجله «جنگل و مرتع» به چاپ رسیده، از مضرات دامداری در جنگل به مواردی مانند تغذیه نهال‌های جوان؛ استفاده از سرشاخه‌های درختان؛‌ قطع درختان برای مصارف سوختی،  استفاده از چوب درختان برای ساختمان‌سازی و همچنین سایر مصارف؛ تبدیل جنگل به باغ و شالیزار توسط پاره‌ای دامداران،‌ لگدمال شدن و سفت شدن کف جنگل و … اشاره کرده است. او در این مقاله همچنین به قطعنامه‌ای از مسئولان در مازندران در تاریخ 19 مهر 1361 اشاره کرده که در آن بر ناسازگاری دام و جنگل تاکید شده بود. به گفته تقی شامخی با چنین دیدگاه‌هایی بود در این دهه طرح «تحول سیستم دامداری» در دستور کار قرار گرفت تا بر اساس آن گاوهای دو رگ جایگزین گاوهای مازندرانی شوند. دام‌های جدید در زمین‌های چهار هکتاری که به دامداران داده می‌شد مستقر می‌شدند. به این ترتیب دامدار از زمین علوفه تهیه می‌کرد ضمن اینکه گاوهایش نسبت به گاوهای مازندرانی شیر بیشتری تولید می‌کردند.اگر این طرح به شکل کامل اجرا می‌شد علاوه بر آنکه از قطع درختان برای تهیه فراورده‌های دامی جلوگیری می‌شد، حضور دام هم در یک بازه زمانی به حداقل می‌رسید همانطور که شامخی معتقد است نمونه موفق آن در «کیاپی» ساری توسط مهندس دوانلو پیاده شد.

درآمد بالای خانوار جنگل‌نشین نسبت به  میانگین درآمد خانوار روستایی کل کشور

حدود یک دهه بعد یعنی دهه 70 ژاله شادی‌طلب استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران؛ به سفارش سازمان جنگل‌ها پژوهشی درباره ابعاد اجتماعی مدیریت جنگل انجام داد. در این پژوهش که در دوره زمانی آبان 75 تا 77 را دربرمی‌گرفت آمده است: «در طراحی سیاست‌های اجتماعی پذیرفته شده است که رابطه بسیار نزدیکی میان سیاست‌های بخش جنگل اگر درست طراحی شده باشد با سیاست‌ها و برنامه‌های سایر بخش‌ها وجود دارد. رابطه سیاست‌های قیمت‌گذاری،‌ دامداری، جمعیت،‌ نظام‌ بهره‌برداری از اراضی و .. با وضعیت جنگل‌ها کاملا مشخص و قابل درک است. از سوی دیگر شرایط اقتصاد ملی مانند ثبات اقتصادی،  نرخ تورم،‌ کسر بودجه،‌ نرخ تسعیر،‌ رشد اقتصادی کند یا منفی و بیکاری؛ همگی موجب عدم سرمایه‌گذاری در جنگلداری شده و انگیزه حفظ منابع طبیعی را به انگیزه برداشت هر چه بیشتر از آن سوق داده است.»

این استاد دانشگاه درباره درآمد اقتصادی حاصله از جنگل هم به نکته بسیار جالبی اشاره می‌کند. او می‌نویسد: «میانگین درآمد خانوار روستایی در جامعه مورد مطالعه 935 هزار تومان است. میانگین درآمد خانوارها از زراعت 350 هزار تومان،‌ از باغداری 333 هزار تومان و از دامداری 879 هزار تومان است. میانگین درآمد خانوار جنگل‌نشین از میانگین درآمد خانوار روستایی کل کشور بیشتر است و عامل اصلی این تفاوت،‌ درآمد حاصل از دامداری است». او به این ترتیب نتیجه می‌گیرد که «ساکنان آبادی‌های کوچک نه تنها فقیر و کم‌درآمد نیستند بلکه در مقایسه با دیگران در زمره ثروتمندان محسوب می‌شوند. درآمد بالاتر به احتمال زیاد انگیزه خرید دام بیشتر را به وجود می‌آورد و قدرت خطرپذیری افراد یاد شده را برای حرکت به مناطق دست‌نخورده‌تر افزایش می‌دهد.»

حل مشکل چرای دام پنجاه سال طول می‌کشد

درآمد بالای دامداران جنگل نشین در کنار محدودیت‌هایی مانند کمبود زمین برای اجرای طرح «تحول سیستم دامداری» باعث شد طرح خروج دام از جنگل و ساماندهی جنگل‌نشینان مطرح شود. در طرح خروج دام سیاست‌هایی چون پرداخت حقوق مابه ازاء؛ اشتغال فرزندان جنگل‌نشینان در طرح‌های جنگلداری؛ اسکان در مجتمع‌های دامداری و … به اجرا گذاشته شد و برای جنگل‌نشینان کم خانوار سیاست جابجایی و یا انتقال به روستاهای با جمعیت بیشتر مورد نظر قرار گرفت؛ همان راهکاری که در پژوهش ژاله شادی‌طلب هم به آن اشاره شده است. او در این باره می‌نویسد: «به نظر می‌رسد راهکار مناسب برای آبادی‌های تابع،‌ تجمیع آنها با آبادی‌های مرجع و برای آبادی‌های مستقل در نواحی که منع اجتماعی- فرهنگی وجود ندارد‌، انتقال آنها بر حسب گروه‌های اجتماعی- قومی به روستاهای بزرگتر است.» و در جای دیگر می‌آورد: «اجرای هر گونه برنامه‌ای برای ساماندهی آبادی‌های کوچک و تک خانواری از نظر مکان‌یابی،‌ مستلزم یافتن آبادی‌هایی است که قدرت جذب سرمایه و سرمایه‌گذاری با مشارکت مردم را داشته باشند. مناسب‌تر است که ساماندهی از نواحی‌ای آغاز شود که هنوز تخریب چندانی در آن‌ها صورت نگرفته و متوسط فاصله آبادی‌ها کمتر است.»

همزمان که چنین برنامه‌هایی در دستور کار قرار داشت شادی‌طلب و تیم پژوهی‌اش خواستار آموزش مردم،‌ تشکیل مراکز تجمیع شیر برای جلوگیری از سوزاندن درختان،‌ تنوع بخشیدن به فعالیت‌های زراعی و باغی‌، ارتقای بهره‌وری زمین، ترویج اشتغال‌های مکمل یا جایگزین دامداری،‌ کمک و راهنمایی به منظور ایجاد سیلوها و انبارهای ذخیره علوفه، ارتقای بهره‌وری عامل تولید«کار»،‌ ایجاد واحدهای بسته و نیمه بسته متکی بر اراضی زراعی و تغذیه دامی بودند تا به این ترتیب فشار بر منابع طبیعی کم شود.

با وجود سه دهه تلاش برای حل مشکل دام و جنگل نشین؛ این طرح در عمل با موانع بسیاری از جمله فقدان اراده لازم، کمبود زمین و عدم تخصیص اعتبار مورد نیاز مواجه شد و دستاوردهای مورد انتظار تحقق نیافت.

شاهرخ جباری دراین باره به «پیام ما» می‌گوید: پروفسور اتر استاد سابق دانشگاه منابع طبیعی در سال 1366 در سمینار سیاست جنگلداری در گرگان عنوان کرده بود که حل مشکل چرای دام در جنگل‌های شمال ایران پنجاه سال طول خواهد کشید.آن زمان که اتر به این مورد اشاره کرد بسیاری از مدیران و کارشناسان جنگل این پیش بینی را باور نکردند. اما اکنون با توجه به حل مشکل یک سوم از جنگل‌ها ظرف مدت 30 سال؛ چنانچه این روند با همین سرعت ادامه داشته باشد؛ شصت سال دیگر زمان برای حل مشکل چرای دام در جنگل‌های شمال کشور لازم است؛ مشروط بر آنکه در این بزرگراه دور برگردانی وجود نداشته باشد.

آیا به راستی برای ساماندهی چرای دام در جنگل، شصت سال دیگر باید منتظر ماند؟

تقی شامخی معتقد است طرح‌های خروج دام از جنگل در بازه زمانی سال 1364 تا 1390 تنها توانست حدود یک و نیم میلیون واحد دامی را از جنگل‌ها خارج کند هرچند که همین موفقیت هم  با اجرای قانون موسوم به طرح تنفس به یکباره دچار اختلال جدی شد به طوری که ما به نقطه صفر و ابتدایی بازگشتیم. در حال حاضر شاهدیم برخی دامداران با وجود گرفتن امتیاز و زمین بار دیگر به جنگل‌ها بازگشتند و حتی گروهی که قبلا هم دامدار نبودند برای کسب منفعت از جنگل به واسطه داشتن علوفه مجانی پایشان به این عرصه‌ها باز شد.

هیچ کس نمیگوید کشور با مشکلاتی مواجه نیست

مظفر شیروانی مشاور بین المللی جنگل و محیط‌زیست نیز با انتقاد از رویه در پیش گرفته شده برای مدیریت جنگل با اشاره به معضل دام به «پیام ما» می‌گوید: بدون حل مشکل دام هر اقدامی به جز اتلاف وقت نتیجه دیگری به همراه نخواهد داشت. برای برون رفت از معضل دام نیز ضروت تهیه و اجرای طرح مدیریت جنگل مناسب اجتناب ناپذیر است . برای تهیه طرح نیز به یک آماربرداری دقیق از کلیه سطوح جنگل‌ها آن هم از طریق پلات‌های ثابت نیازمندیم. بعد از کسب اطلاعات لازم می‌توان مشخص کرد که چه چیز  و در کجا داریم؟ و با آن چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم؟ مشکل سازمان جنگلها در این خلاصه می‌شود که نه تنها خود توان حل مشکلات را ندارد بلکه تمام درها را نیز بر روی خودش بسته است. هیچ کس نمی‌گوید در حال حاضر کشور با مشکلاتی مواجه نیست. اما بیشترین مشکلات را همین انسان‌ها به‌وجود آورده‌اند و همین انسان‌ها هم باید آن‌ها را از میان بردارند. اگر قانون تنفس جنگل با توجه به خواست تعداد انگشت شماری به تصویب می‌رسد همین قانون هم می‌تواند با فعالیت و دانش چندین نفر دیگر به راه صحیح بر‌گردانده شود. مسئله خواستن برای حل مشکلات است و سازمان جنگل‌ها در حال حاضر علاوه بر اینکه  توان از میان برداشتن این مشکلات را ندارد بلکه علاقه‌ای هم به از میان برداشتن آنها از خود نشان نمی‌دهد. این امر هم به مدیران ضعیف این سازمان بازمی‌گردد که بایستی برای حل معضل دام و جنگل‌نشینانی که در حال تخریب عرصه‌های ما هستند قدم جدی بردارند.

فعالیت در دام‌سرا ادامه دارد؛ دیگ بزرگ شیر روی آتش هیزم است، گالش‌ها تازه از تولید کره با دستگاه سنتی فارغ شده‌اند؛ آنها ما را با نانی که زیر خاکستر پخته شده و کره ای که از آن هنوز قطرات دوغ می‌چکد؛ مهمان می‌کنند. بوی خوش کره تازه در فضا پیچیده است؛ سهره‌های پیشانی سرخ انگار گویی چشم به درون کلبه دارند،‌ سگ‌ها برای گرفتن تکه نانی دم تکان می‌دهند،‌ درختان پراکنده محوطه خالی دام‌سر تصوری از باغ را تداعی می‌کنند. یکی از الزامات تنفس جنگل؛ ساماندهی چرای دام در جنگل بوده است؛ این طرح چه راهکاری برای آن قرار است ارائه دهد؟

«بایدن» ترامپ را در دقیقه 90 پشت سر گذاشت

«بایدن» ترامپ را در  دقیقه 90 پشت سر گذاشت

شبکه خبری سی ان ان ، فاکس نیوز و خبرگزاری آسوشیتدپرس که اخبار انتخابات آمریکا را لحظه به لحظه دنبال می کنند، اعلام کردند بایدن پیروز این دوره از انتخابات شد. شبکه فاکس نیوز هم لحظاتی پیش تعداد آرای الکترال بایدن را ۲۹۰ رای تا این لحظه اعلام کرد. هر نامزدی که موفق به کسب دست کم ۲۷۰ رای شود، پیروز انتخابات خواهد بود. این نامزد حزب دموکرات در سومین دور نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در انتخاباتی نفس‌گیر ابتدا با هم‌حزبی‌های خود به رقابت برخاست و سرانجام در ماه اوت به عنوان نامزد رسمی این حزب برای رقابت با دونالد ترامپ رئیس جمهوری چهل و پنجم و نامزد حزب جمهوریخواه برگزیده شد. وی توانست با ایجاد اتحادی از گرایش‌های مختلف در حزب دموکرات و همچنین بهره‌مندی از حمایت برخی از چهره‌های مشهور جمهوریخواه همچون کالین پاول وزیر دفاع جورج دبلیو بوش پسر ،استفاده از سناتور کامالا هریس سیاهپوست برای جذب آرای رنگین‌پوستان آمریکا و استفاده علنی از محبوبیت باراک اوباما رئیس جمهوری سابق این کشور، کفه ترازو در مبارزات انتخاباتی را به نفع خود سنگین سازد.

 

آتش ِ گلستان خاموش نشد

پیشروی زبانه‌های آتش در «توسکستان» ادامه دارد

آتش ِ گلستان خاموش نشد

استاندار گلستان: آتش سوزی تا سه روز آینده ادامه دارد|مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان: نگرانی بابت رسیدن آتش به ذخیره‌گاه سرخدار نداریم| عضو پیشین شورای‌عالی جنگل: شیب زیاد جنگل و عدم دسترسی فرآیند اطفا را با کندی مواجه کرده است

پیام ما-لکه‌های سرخ در نیمه شرقی جنگل‌های توسکستان بدون چشم مسلح هم قابل دیدن است. لکه‌هایی که یک معنای مشخص دارد، آتش به جان جنگل‌های توسکستان افتاده است. گونه‌های نادر گیاهی در توسکستان یکی از بکرترین زیستگاه‌های گلستان رو به زوالند. نیروهای محلی بسیج شدند تا بتوانند دست کم یکی از شعله‌ها را خاموش کنند. منطقه صعب العبور است، ارتفاع کار را سخت کرده است. مسئولان می‌گویند دست کم دو تا سه روز دیگر شعله‌های آتش در جنگل‌های منطقه گردشگری توسکستان در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان گرگان مرکز گلستان خاموش نمی‌شود.

نابودی قبرستانی قدیمی و تهدید انقراض درختان سرخدار، اولین تبعات آتش سوزی

شامگاه ۱۱ آبان‌ماه، حریق در یکی از عرصه‌های جنگلی و مرتعی استان گلستان آغاز شد. ابوطالب قزلسفلو، مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان همان روز  در گفت‌وگو با تسنیم اعلام کرده بود که محل دقیق حریق منطقه پنبول چال جنگل توسکستان است: «این منطقه صعب العبور بوده و پیاده‌روی زیادی دارد، نیروهایی از برخی شهرستان‌های استان در منطقه حضور یافتند و نیروهای منابع‌طبیعی، محیط زیست، هلال احمر، هیئت کوهنوردی و نیروهای مردمی برای اطفای حریق در این منطقه هستند.» به گفته او وسعت حریق در جنگل‌های توسکستان حدود ۱۰ هکتار برآورد می‌شود. «عمده آتش این ناحیه اما به وسیله آبپاش اطفا می‌شود.» این را مدیرکل منابع طبیعی گلستان روز گذشته به ایرنا گفته بود: «دو روز گذشته بیش از ۱۵ نوبت آبگیری از سد” نومل” برای مهار آتش انجام شده است. علاوه بر استفاده از بالگرد، حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای عملیاتی، امدادی و مردمی در منطقه مستقر بوده و در خاموش کردن آتش مشارکت دارند.» پیشروی آتش تا روز چهارشنبه ادامه داشت، ایرنا در گزارشی که همان روز منتشر شده بود نوشته بود که گسترش دامنه آتش جنگل توسکستان گرگان به محدوده گنج‌دره و چکل‌دوک رسیده و علاوه بر نابودی قبرستان قدیمی و گبری، درختان کمیاب و در خطر انقراض سرخدار این منطقه را در معرض تهدید نابودی قرار داده بود و در این مدت بخشی از مناطق جنگلی مازو آروم، پنبول‌چال، چکل‌دوک و گنج‌دره در آتش سوخت.

اطفای حریق همچنان ادامه دارد

مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان اما روز گذشته به فارس اعلام کرد که اطفای حریق در این جنگل یکبار اتفاق افتاده است اما آتش مجددا شعله ور شده است: «با توجه به اینکه منطقه آتش گرفته در دامنه و صخره قرار دارد، درختان سوخته به‌صورت زغال سرازیر می‌شوند و آتش جدیدی ایجاد می‌کنند، این اتفاق سبب ایجاد دو جبهه آتش شد که یک جبهه را مهار و در حال مهار جبهه دیگر هستیم. بالگرد هوانیروز از صبح دیروز حدود ۸ بار آبپاشی کرده و بالگرد هلال احمر هم جابجایی نیروها را انجام می‌دهد، آتش‌سوزی گسترده و پیوسته نداریم اما شرایط جوی برای اطفای حریق مهیا نبوده است.» قزلسفلو همچنین درباره آخرین میزان خسارات آتش‌سوزی در این جنگل‌ها گفته است: « ۲ ذخیره‌گاه سرخدار در منطقه وجود دارد که ذخیره‌گاه سیاه رودبار بیش از ۱۵ کیلومتر و ذخیره‌گاه زیارت حدود ۱۰ کیلومتر با منطقه آتش گرفته فاصله دارد. آتشی که مجددا فعال می‌شود، پیشروی آنچنانی نخواهد داشت و به صورت دایره است و نگرانی بابت رسیدن آتش به ذخیره‌گاه سرخدار نداریم اما ممکن است به صورت موردی درخت سرخدار در منطقه آتش گرفته وجود داشته باشد. اگر نیاز باشد درخواست امکانات بیشتری می‌دهیم اما در حال حاضر اگر شرایط اجازه بدهد با همین دو بالگرد و نیروهای مردمی عملیات اطفای حریق را ادامه می‌دهیم.»

چرا اطفای حریق به کندی انجام می‌شود؟

اطفای آتش‌سوزی همچنان ادامه دارد، صعب العبور بودن منطقه یکی از دلایلی است که در توجیه سرعت پایین اطفای حریق از زبان مسئولان عنوان می‌شود. شاهرخ جباری ارفعی؛ عضو پیشین شورای‌عالی جنگل در گفت‌وگو با روزنامه «پیام ما» اما علت دیگری را هم در توجیه سرعت پایین اطفای حریق عنوان می‌کند: «به علت تعداد اندک طرح‌های جنگلداری در این حوضه، جاده‌های جنگلی کمی در داخل حوضه وجود دارد و همین عامل دلیل دسترسی مشکل به محل حریق است. یکی از جاده‌های مهم ارتباطی استان‌های گلستان- سمنان به نام جاده قزلق از این حوزه می‌گذرد.» او معتقد است که همین نبود جاده آسفالتی باعث می‌شود که فرآیند اطفای حریق به کندی صورت بگیرد. به گفته عضو پیشین شورای عالی جنگل‌ها، آتش‌های استان گلستان عمدتا باید ظرف یک ربع خاموش شود:«آتش را باید ربع ساعت یا حداکثر نیم ساعت بعد از وقوع مهار کرد وگرنه با شیب زیاد جنگل و عدم دسترسی؛ اطفای آن روزها طول می‌کشد. آتش سوزی‌های جنگل‌های شمال عمدتا سطحی است و گاه به علت وجود درختان توخالی در جنگل به آتش سوزی تنه‌ای تبدیل می‌شود و در صورت رسیدن به درختان دست کاشت یا طبیعی سوزنی برگ ندرتا به آتش سوزی تاجی تبدیل می‌شود.» از طرف دیگر این کارشناس معتقد است که در این حوضه روستای جنگل نشین وجود دارد همین باعث عدم جمع شدن نیروی انسانی و مقابله با آتش سوزی می‌شود.

چرا توسکستان آتش گرفت؟

درباره علت آتش سوزی این جنگل‌ها ابهامات فراوانی وجود دارد. تسنیم نوشته است: کاهش بارش‌ها و رطوبت هوا، تداوم گرما و خشکی، وزش باد؛ عرصه‌های جنگلی گلستان را مانند انبار باروت کرده که سهل انگاری می‌تواند باعث ایجاد آتش شود. جباری اما می‌گوید چند عامل در ایجاد آتش سوزی در این منطقه دخیلند: «چون در داخل این حوضه روستای جنگل نشینان وجود ندارد؛ در صورت دخیل بودن عامل انسانی باید دامداران جنگل نشین؛ قاچاقچیان چوب و گردشگران و احیانا مسافران جاده آسفالته داخل حوضه را عامل آن دانست؛ ولی اگر آتش سوزی از ارتفاع پایین و حاشیه روستاهای جنوبی شروع شده و به داخل جنگل گسترش یافته باشد، موضوع فرق می‌کند.» او همچنین معتقد است که احتمال طبیعی بودن آتش‌سوزی خیلی کم است ولی عمدی بودن آن قابل بررسی است.

انواع گیاهان با ارزش در توسکستان

جنگل‌های توسکستان گلستان اما از چند وجهه برای منابع طبیعی ایران دارای اهمیت است. جباری می‌گوید این حوزه در مطالعات طرح جامع جنگلداری سال ۱۳۶۴ دفتر جنگلداری به نام حوزه شماره ۸۶ نامگذاری شده است: «در طرح ذخیره‌گاه زیست‌کره که با مشارکت کارشناسان آلمانی در دست اقدام بود؛ این حوزه در استان گلستان انتخاب شده بود و دلیل آن جنگل‌های زیبا و متنوع؛ کمتر دست خورده بودن و سایر ویژگی‌های آن بوده است.» او به وجود جنگل‌های راش در این منطقه اشاره می‌کند و البته درختانی نظیر بلوط، گونه نادر افرای خزری از دیگر گونه‌های موجود در جنگل‌های توسکستان‌اند که اهمیت این جنگل را چند برابر می‌کنند. ایرنا همچنین در گزارشی که از وضعیت آتش سوزی در جنگل‌های توسکستان منتشر کرده بود، درباره اهمیت این جنگل‌ها نوشته بود: «جنگل‌های هیرکانی با مساحت ۲ میلیون و ۱۲۵ هزار هکتار که برخی دانشمندان قدمت آن را ۴۰ میلیون سال برآورد کرده‌اند؛ نمادی از فسیل‌های زنده‌ای محسوب می‌شود که از این عرصه‌های جنگلی منحصر به فرد واقع در ساحل جنوبی خزر، سهم استان مازندران ۵۳ درصد، گیلان ۲۶ درصد و گلستان ۲۱ درصد است. این جنگل‌های با ارزش در شمال ایران از آستارا در گیلان تا گلیداغ در شرق گلستان به طول ۸۰۰ کیلومتر و با عرض ۲۰ تا ۷۰ کیلومتر گسترده است. جنگل‌های گلستان به طول ۲۶۰ کیلومتر از گلوگاه در شرق مازندران آغاز شده و تا روستای گلیداغ شهرستان مراوه‌تپه در منتهی الیه شرق استان گلستان ادامه دارد.»

هادی حق‌شناس، استاندار گلستان صبح جمعه به یکی از سایت‌های محلی گفته است که آتش سوزی دو یا سه روز دیگر اطفا می‌شود. آتشی که بعد از خاموش شدن تازه میزان خسارت‌هایش مشخص می‌شود. آتشی که در حال پیشروی به سمت ارتفاعات قرن‌آباد و دامنه غربی دهنه توسکستان در مناطق «ول کمر» است. آخرین مشاهدات خبرنگاران محلی در منطقه اما حاکی از فرار اسب‌های منطقه نیز هست. نیروهای محیط زیست با وجود تلاش برای هدایت این اسب‌ها به منطقه امن، موفق به جلوگیری از فرار آن‌ها نشدند.

روند صعودی توسعه انرژی پاک در کشور

سهم تولید برق ایران از انرژی‌های تجدیدشونده چه مقدار است؟

روند صعودی توسعه انرژی پاک در کشور

میزان برق تولید شده از منابع انرژی های تجدید پذیر  به رقم ۵۰۴۷ میلیون کیلووات ساعت رسید.

میزان برق تولید شده از منابع انرژی‌های تجدید پذیر در مهرماه به رقم ۵۰۴۷ میلیون کیلووات ساعت رسید که در این بین سهم تولید انرژی خورشیدی نسبت به سایر انرژی‌های تجدیدپذیر بیشتر بود.ایران کشوری است که از لحاظ انرژی‌های نو همچون خورشیدی و بادی پتانسیل‌های بالایی داشته و پرونده استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر از سوی دولت به صورت جدی درحال پیگیری است. بر این اساس تاکنون از منابع تجدیدپذیر حدود چهار میلیارد و ۴۰۵ میلیون کیلووات ساعت، انرژی تولید شده که این میزان تولید برق توانسته از انتشار سه میلیون تن گاز گلخانه‌ای در کشور بکاهد.

آن طور که ایسنا نوشته آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نیز اعلام کرده ظرفیت نیروی تجدیدپذیر جهانی تحت تاثیر نصب تاسیسات فوتوولتائیک خورشیدی در خانه‌ها، ساختمان‌ها و صنعت، تا پنج سال دیگر ۵۰ درصد رشد خواهد کرد. در این راستا با توجه به این‌که ضریب بار تولیدی این نیروگاه‌ها در ایران نسبت به میانگین جهانی بالاتر است، دولت درصدد توسعه بیش‌تر این انرژی پاک است و طبق برآوردها بیش از ۱۵۰ هزار مگاوات ظرفیت احداث نیروگاه‌های خورشیدی در کشور وجود دارد.

آن طور که ایسنا نوشته در این میان بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر، روند ماهیانه ظرفیت‌های درحال بهره برداری انرژی‌های تجدید پذیر گویای آن است که از اسفند ماه تا‌کنون توجه بیشتری به توسعه تجدیدپذیرها شده و شاهد روند صعودی توسعه انرژی پاک در کشور هستیم؛ البته این موضوع در کل دنیا صدق می کند و جهان به دنبال توسعه تجدیدپذیرها است.

استفاده از انرژی‌های پاک در کشور از انتشار سه میلیون  و ۶۹۳ هزار تن گاز گلخانه‌ای تا پایان مهرماه جلوگیری کرد. همچنین استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در مهرماه امسال صرفه جویی یک میلیون و ۲۰۳ میلیون لیتری آب را به همراه داشت، علاوه بر این انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره وری برق صرفه جویی در مصرف سوخت‌های فسیلی به میزان ۱۵۵۴ میلیون مترمکعب گاز طبیعی را در مهرماه محقق کرد.

مجموع ظرفیت انرژی خورشیدی کشور تا پایان مهرماه با تولید ۴۰۵.۵۶ مگاوات به ۴۸ درصد رسیده و مجموع ظرفیت انرژی بادی کشور با تولید ۳۰۲.۸۲ مگاوات بالغ بر ۳۶ درصد است، همچنین در این بین زیست توده  با تولید ۱۰.۵۶ مگاوات تنها یک درصد، برق آبی کوچک با تولید ۱۰۵.۶۵ مگاوات ۱۳ درصد و بازیافت تلفات حرارتی با تولید ۱۳.۶ مگاوات  دو درصد سهم دارد.

استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر مانع انتشار ۳ میلیون تن گاز گلخانه‌ای شد

آن طور که ایرنا نوشته تازه‌ترین آمار سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری برق ایران، نشان می‌دهد که استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در مهرماه امسال مانع انتشار ۳ میلیون و ۶۹۳ هزار تن گاز گلخانه‌ای در کشور شده است.

میزان برق تولیدشده از منابع انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره وری برق بر اساس تازه‌ترین آمار سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره وری برق ایران که مورد واکاوی خبرنگار اقتصادی ایرنا قرار گرفت، به رقم پنج میلیارد و ۴۷۰ میلیون کیلووات ساعت در مهرماه امسال رسید.

میزان صرفه‌جویی در مصرف سوخت‌های فسیلی حاصل از بکارگیری انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری برق نیز به رقم یک میلیون و ۵۵۴ هزار تن معادل میلیون مترمکعب گاز طبیعی رسید.

استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر در مهرماه امسال صرفه جویی هزار و ۲۰۳ میلیون لیتری آب را به همراه داشته است.

ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر و بهره وری برق ایران در مهرماه به رقم ۸۳۸.۱۹ مگاوات رسید که در این بین انرژی خورشیدی با ۴۰۵.۵۶ مگاوات انرژی تولیدی سهمی ۴۸ درصدی از کل را به خود اختصاص داد.

نیروگاه‌های بادی نیز با ۳۰۲.۸۲ مگاوات انرژی تولیدی و با سهمی ۳۶ درصدی در جایگاه دوم از ظرفیت کلی نیروگاه‌های تجدیدپذیر قرار گرفت.

نیروگاه‌های برق آبی کوچک نیز در مهرماه امسال با تولید ۱۰۵.۶۵ مگاوات سهمی ۱۳ درصدی از مجموع ظرفیت نیروگاه‌های تجدیدپذیر کشورمان را به خود اختصاص داده است.بازیافت تلفات حرارتی با تولید ۱۳.۶ مگاوات دو درصد سهم از مجموع کل را دارد و نیز نیروگاه‌های زیست توده با تولید ۱۰.۵۶ یک درصد سهم نیروگاه‌های انرژی تجدیدپذیر و بهره وری برق را از آن خود کرده است.

به گزارش ایرنا، تمایل کشورها از جمله ایران برای استفاده از انرژی خورشیدی و سایر انرژی‌های تجدیدپذیر در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته است.

آمارها نشان می‌دهد چین، آمریکا، ژاپن، هند، آلمان، ایتالیا، انگلیس، فرانسه، استرالیا و پاکستان به ترتیب از نظر تولید انرژی خوشیدی در جایگاه اول تا دهم قرار دارند.

به گفته دبیرکل دفتر نظارت، تعیین صلاحیت و کنترل پروژه سازمان انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری برق ایران، ۲۸ نیروگاه انرژی‌های تجدیدپذیر تا پایان امسال به بهره برداری می‌رسد.

“علی شب نورد” افزود: در حال حاضر تعداد ۵۴ شرکت در حال احداث نیروگاه‌های تجدیدپذیر اعم از خورشیدی، بادی، برق‌آبی و غیره با مجموع ظرفیت ۲۲۹ مگاوات هستند.

وی ادامه داد: با بهره‌برداری از نیروگاه‌های مذکور، ضمن تزریق سالانه ۴۹۳.۵ هزار کیلو وات ساعت برق به شبکه سراسری برق کشور، معادل ۱۴۰ میلیون مترمکعب معادل گاز طبیعی، در مصرف سوخت و ۱۰۹ میلیون لیتر در مصرف آب، صرفه‌جویی می‌شود و از آلایندگی دی اکسید کربن به میزان ۳۱۸ هزار تن در فرآیند تولید برق کشور کاسته خواهد شد.

 10 کشور برتر در تولید تجدیدپذیر

نتایج تحقیقات گروه محیط‌ زیستی انگلیسی امبر نشان می‌دهد میزان تولید برق در ۴۸ کشوری که در ۸۳ درصد از تولید برق جهانی نقش دارند و نیروی بادی و خورشیدی در نیمه اول سال ۲۰۲۰ در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۱۴ درصد افزایش یافته است.

آمارها نشان می‌دهد چین، آمریکا، ژاپن، هند، آلمان، ایتالیا، انگلیس، فرانسه، استرالیا و پاکستان به ترتیب از نظر تولید انرژی خوشیدی در جایگاه اول تا دهم قرار دارند. چین در حال حاضر از نظر تولید پنل‌های خورشیدی در جایگاه نخست در جهان قرار دارد.  این درحالیست که این کشور در سال ۱۹۹۹ حتی یک پنل خورشیدی هم نداشت.

از دیگر سو بنابر اعلام آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر، وضعیت انرژی‌های تجدیدپذیر در سال ۲۰۱۹، رکورد جدیدی را به ثبت رساند و ظرفیت تولید برق نصب شده این بخش بیش از ۲۰۰ گیگاوات رشد کرده است.آمارها نشان می‌دهد در این میان چین و دیگر اقتصادهای نوظهور سهم بالاتری نسبت به اقتصادهای توسعه‌یافته برای سرمایه‌گذاری کلی در انرژی‌های تجدیدپذیر طی پنج سال اخیر داشته‌اند. همچنین بازار برق خورشیدی در سال ۲۰۱۹ با رشد ۱۲ درصدی به رکورد ۱۱۵ گیگاواتی رسیده است. انرژی‌های تجدیدپذیر بیش از یک سوم ظرفیت نصب شده برای تولید برق و بیش از ۲۶ درصد برق تولید شده در جهان را برعهده دارند.

وضعیت تجدیدپذیرها در خاورمیانه

ظرفیت جهانی برق حرارتی خورشیدی در سال ۲۰۱۹ به ۴۷۹ گیگاوات گرمایی رسید که ۶۹ درصد از آن سهم چین بود. با نگاهی اجمالی به این آمار می توان دریافت که کشورهای خاورمیانه در این زمینه نقش بسزایی را در تولید انرژی‌های تجدیدپذیر دارا نیستند.

طبق اعلام بلومبرگ، نیروگاه‌های بادی و خورشیدی تنها حدود پنج درصد از برق در خاورمیانه و شمال آفریقا را تولید می‌کنند. از دیگر سو، کشورهای تولیدکننده نفت در منطقه خلیج فارس در میان بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای در جهان قرار دارند.

همچنین با شیوع بیماری کرونا، روند ساخت تاسیسات خورشیدی در ابوظبی، اردن و قطر به تاخیر افتاده است. عربستان سعودی که در حال حاضر حدود ۵۰۰ مگاوات ظرفیت انرژی تجدیدپذیر دارد، افزایش ۱۲۰ برابری آن به ۶۰ گیگاوات را تا سال ۲۰۳۰ هدف گرفته است که عمده آن خورشیدی خواهد بود.

امارات نیز تصمیم دارد بزرگ‌ترین مزرعه انرژی خورشیدی جهان را در صحرای عربی احداث کند. قطر نیز که سرشار از نفت و گاز طبیعی است، از سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفته است که میزان وابستگی به منابع طبیعی را کاهش دهد و شروع به استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر کرده است.

 

حریم شکنی در چغازنبیل

اقداماتی برای ساخت کارخانه قند، حوضچه‌های پرورش ماهی و … میراث جهانی خوزستان را تهدید می کند

حریم شکنی در چغازنبیل

حریم درجه یک و درجه دو، تنها زیگورات ایران به بهانه‌های مختلف تسطیح می‌شود.

روزنامه‌نگار:  مجتبی گهستونی | مدتی بود که از ماشین‌های سنگین در حریم اثر جهانی چغازنبیل خبری نبود. اما صدور قرار منع تعقیب مالک این کارخانه از سوی دادستانی شهر شاوور، این توقف را درهم شکست. حالا مالک کارخانه قند با در دست داشتن حکم منع تعقیب و بدون گرفتن مجوز از اداره کل میراث‌فرهنگی استان خوزستان و پایگاه جهانی چغازنبیل، دوباره ماشین‌های سنگین را به محوطه باستانی چغازنبیل روانه کرده است.

این نخستین بار نیست که صدای «زیگورات» از قلب شهر «دورانتاش» بلند می‌شود. بهمن سال ۱۳۹۴ بود که در مصاحبه‌ای خبر از طرح ۶۰۰ هکتاری جنگل کاری صنعتی یک شرکت در حریم درجه یک چغازنبیل و هفت‌تپه دادم. این طرح برخلاف طرح فعلی برای احداث کارخانه قند، مجوزهای لازم را داشت. اما صدور مجوز جنگل‌کاری و تاسیسات جانبی در حریم محور جهانی شوش- هفت‌تپه- چغازنبیل بدعت غلطی بود که می‌توانست صدور مجوزها را برای سایر پروژه‌ها هموارتر کند. این پیش‌بینی حالا به واقعیت می‌پیوندد. اگر زمانی میراث‌فرهنگی استان خوزستان با تعرض به حریم درجه یک چغازنبیل موافقت کرده و رای خود را پس گرفته بود، حالا به بازی راهش نداده‌اند و به نظر می‌رسد استعلام و گرفتن مجوز از اداره این داستان، آخرین مرحله‌ای است که قرار است طی شود؛ آن هم با اعمال فشار.

برای در امان ماندن نگاه نامحرمان، تمام ضوابط رعایت حریم و عرصه چغازنبیل به همه ارگان‌های شهرستان و استان ابلاغ شده است اما در سالیان گذشته، عملا از سوی برخی ذی‌نفعان خواسته‌هایی تحمیل می‌شود که با ضوابط جهانی نگهداری از آثار ثبت جهانی در تعارض است. گاهی در کنار این اصرارها، لابی‌ها و چراغ‌سبزهایی از سوی بعضی کارشناسان و مسئولان هم به چشم می‌خورد. نتیجه این سلسله قانون‌شکنی‌ها، به این ختم می‌شود که میراث‌فرهنگی در عمل انجام شده قرار بگیرد و اگر موافقت نکند، تخریب‌ها در روزهای تعطیل و با درنظر گرفتن این اصل صورت بگیرد که «تا میراث متوجه شود و اقدامی کند، ما کار خود را کرده‌ایم.»

 آمایش سرزمین چه می‌گوید؟

طرحی چون ساخت کارخانه قند در حریم درجه یک چغازنبیل، خلاف توسعه پایدار است، زیرا اگر توسعه بر مبنای سند آمایش سرزمین شکل بگیرد، این محوطه باستانی با دیگر محورهای پیرامونش بهترین مسیر برای شکل‌گیری گردشگری و تقویت جنبه‌های مختلف آن خواهد بود.

‌بی‌شک واحدهای صنعتی غیرفعال در شوش فراوان است. کارخانه قند می‌تواند به شهرک‌های صنعتی اطراف منتقل شود. اولویت این منطقه گردشگری و حفظ آثار تاریخی آن است. ایجاد جنگل مصنوعی، کارخانه، پرورش ماهی با احداث حوضچه، سازه‌های صنعتی، هیچ‌کدام از اینها اولویت این منطقه نیستند. آنچه که اهمیت دارد و آمایش سرزمینی هم تاکید می‌کند، این است که حفظ منظر رودخانه دز و زیگورات چغازنبیل، حفاظت از جنگل ملی دز، توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی، احیای صنایع دستی و به طور کلی توجه به گردشگری اجتماع‌محور با تاکید بر الزامات میراث فرهنگی و محیط زیستی اولویت دارد. 

زیگورات از کمبودهایش می‌گوید

یکی از عواملی که به تشدید دست‌درازی‌ها به عرصه حریم این اثر ثبت تاریخی کمک می‌کند، نبود یگان حفاظت است. میراث عظیم چغازنبیل صرفا با حضور چند نگهبان حراست می‌شود، درصورتی‌که حفاظت از چنین اثر عظیم و گسترده‌ای، نیازمند حضور یگان حفاظت است؛ یگانی که خود ضابط قضایی باشد و رده حفاظتی داشته باشد. متاسفانه میراث فرهنگی این اهرم بازدارنده را ندارد، افراد مختلفی فشار می‌آورند و پیروز می‌شوند، اما بخش بازرسی و حقوقی وزارت میراث‌فرهنگی در عمل توان مقابله با آنها را ندارد.

سرنوشت چغازنبیل حالا به احداث کارخانه‌ای گره خورده است که از یک سو نوید اشتغال‌زایی و توسعه را می‌دهد و از سوی دیگر شرایط را برای تعرض به محوطه‌ای فراهم می‌کند که بیش از سه هزار سال زیر خاک خفته و آسوده و از گزند زمان در امان بود. حالا که عملیات احداث کارخانه و تسطیح اراضی، بدون دریافت مجوز آغاز شده است، عظیم‌ترین باقیمانده تمدن ایلامی‌ها در ایران به دست «آشوربانی‌پال» دیگری به مرور تخریب می‌شود و از یاد خواهد رفت؛ خواب زیگورات ایلامی‌ها حالا بیش از هر روزی آشفته‌تر است.

در حالی که قسمت‌هایی از اراضی ملی واقع در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل در سال ۱۳۹۷ بدون گرفتن استعلام از وزارت میراث واگذار و تسطیح شده، در صورت صدور مجوز ساخت «کارخانه قند فانی‌ گستر» در مساحتی بالغ بر ۳۲۰ هکتار، نهادهای مسئول و اصرارکننده برای انجام این پروژه در مکانی خاص باید پاسخگوی اقدام خود باشند.

بررسی‌های «پیام ما» حکایت از آن دارد که ساخت کارخانه قند فانی گستر در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل و بر روی طاقدیس سردارآباد موفق به دریافت مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت شده است. با اینکه گرفتن این مجوز به معنی آغاز فعالیت برای ساخت و ساز نخواهد بود، بهره‌بردار به انواع مختلف سعی در بی‌توجهی به تذکرهای بسیار پایگاه جهانی چغازنبیل دارد و بیم آن می‌رود که همچون گذشته در اقدامی جسورانه قسمت‌هایی از اراضی ملی واقع در حریم جهانی چغازنبیل را تسطیح کند.

 اعمال فشار سیاسیون بر فرهنگیون

در حالی که پایگاه جهانی چغازنبیل، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و یگان حفاظت شوش وظیفه دارند مانع تعرض و تخریب حریم و عرصه محوطه‌های باستانی شوند، اما شنیده‌ها حکایت از آن دارد که فشارها و اعمال نظرها بر دستگاهای حافظ میراث فرهنگی برای ساخت این کارخانه همچنان پابرجاست. این فشارها نیز در حالی است که بر اساس قانون ساخت کارخانه در حریم درجه یک و دو محوطه های باستانی ممنوع است.

چگونه است که ارگان های دولتی برای حفاظت از بستر تاریخی طبیعی منطقه که در محدوده طاقدیس سردارآباد قرار دارد، واگذاری را به طور دائمی ممنوع کرده‌اند، اما زمین مورد نیاز برای ساخت یک واحد صنعتی واگذار می‌شود؟ آن هم در شرایطی که هرگونه فعالیت از جمله تسطیح، خاک‌برداری، خاک‌ریزی، احداث سازه، کانال کشی و… که موجب تغییر شکل در توپوگرافی تپه‌های تاریخی و عوارض طبیعی شود ممنوع است.

بر اساس بخشنامه هیات وزیران (مورخ ۱۹/۰۷/۱۳۸۲) برای حفاظت از میراث فرهنگی کشور و پرهیز از تاخیر در اجرای طرح‌های عمرانی و بروز اختلاف و پیگرد قضایی، مقتضی است تمامی دستگاه‌های اجرایی قبل از آغاز انجام عملیات اجرایی طرح‌های عمرانی، ضوابط حفاظتی آثار تاریخی و فرهنگی موجود و اجرای طرح را از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استعلام و بر اساس آن اقدام کنند.

همچنین تصویب‌نامه شماره ۵۷۸۴۰/ت ۲۹۶۹۰/ه مورخ ۰۴/۱۲/۱۳۸۲ هیات وزیران نیز تمامی وزارتخانه‌ها، سازمان ها و موسسات دولتی را موظف کرده پیش از اجرای پروژه‌های بزرگ عمرانی و در مرحله امکان‌سنجی و مکان‌یابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی تاریخی در آن خصوص اقدام کنند و در طرح و مکان‌یابی چنین پروژه‌هایی نتایج مطالعات انجام شده را رعایت کنند.

با توجه به اینکه پهنای تاریخی محوطه‌های باستانی بین هفت تپه، چغازنبیل، دهنو و چغامیش که در یک محور قرار دارند گسترده است شاهد تلاش ذینفعان، شرکتها و کشاورزان برای تعرض گاه و بی‌گاه به حریم محوطه‌های تاریخی هستیم و تاکنون پرونده‌های متعددی برای آنها تشکیل و منجر به صدور محکومیت قضایی شده است. حال که حرایم این دو محوطه باستانی، اراضی ملی محسوب می‌شود، بستر فرهنگی ایلام کهن باید تحت حفاظت قرار گیرد و مثل گوشت قربانی واگذار نشود.

 ضوابط میراث جهانی چه می‌گوید؟

مسئولان ارشد استان و شهرستان در هنگامه‌ای که برای اجرای یک طرح انواع واسطه‌ها و اعمال نظرها را به کار می‌گیرند، باید توجه داشته باشند که بر اساس ضوابط پایگاه‌های جهانی، احداث هرگونه کارخانه و کارگاه‌های آلاینده محیط زیست ممنوع است. در این باره حتی توسعه هرگونه پوشش گیاهی و اجرای طرح‌های جنگل‌کاری و تغییر کاربری اراضی کشاورزی از سنتی به صنعتی ممنوع اعلام شده است. بنابراین تنها راه حل برای ساخت این واحد صنعتی، اجرای آن در خارج از محدوده محوطه‌های درجه یک و درجه دو میراث جهانی چغازنبیل و هفت تپه است. 

اما چرا برای تعرض به محوطه تاریخی قرار منع تعقیب صادر شد؟ در حکم دادستان شهر شاوور آمده است که مالک تعرضی به «عرصه» بنا نداشته است، یعنی مالک کلنگ به دست نگرفته و به جان زیگورات چغازنبیل نیفتاده است. طبق قوانین جاری کشور همه دستگاه‌های کشور موظفند قبل از اجرای طرح‌های عمرانی، ضوابط حفاظتی آثار تاریخی و فرهنگی موجود و اجرای طرح را از وزارت میراث فرهنگی استعلام و بر اساس آن اقدام کنند.

تفاوت «عرصه» و «حریم» در ابلاغیه‌های صادرشده به دستگاه‌های دولتی مشخص و عیان است. پس از ثبت ملی یا جهانی هر اثر، میراث‌فرهنگی استان مربوط موظف است عرصه، حریم درجه یک و حریم درجه دو اثر را تعیین و به دستگاه‌های دیگر ابلاغ کند، کما اینکه بیش از ۵۰ سال از ثبت جهانی این اثر باستانی می‌گذرد و عرصه و حریم‌های آن مشخص و ابلاغ شده‌اند.

نکته قابل‌توجه در مورد این اثر ارزشمند جهانی، این است که زمین‌های حریم درجه یک و درجه دو میراث جهانی چغازنبیل، در تملک میراث‌فرهنگی استان خوزستان نیستند، بلکه این زمین‌ها جزو اراضی ملی هستند؛ همین سبب شده که این اراضی قطعه‌قطعه و با کمک وام‌های دریافت‌شده از صندوق‌ذخیره ملی یا سایر صندوق‌ها و به بهانه اشتغال‌زایی، به بستری برای تخریب هویت و تاریخ و سودجویی عده‌ای بدل شوند.

اراضی ملی در نزدیکی چغازنبیل به همه مردم تعلق دارند و قابل واگذاری به غیر نیستند. این مسیر، بستر تمدنی سرزمینی است و هر شکلی از تعرض به آن، ارزش‌های این تمدن باستانی را تخریب می‌کند و آنچه باید به نسل بعد منتقل شود را ویران می‌کند و چیزی از آن باقی نخواهد گذاشت.

برای مخالفت با کاشت گونه‌های غیربومی خیلی جنگیدیم

برای مخالفت با کاشت گونه‌های غیربومی خیلی جنگیدیم

با چنگ و دندان کار را جلو می‌بریم چرا که کسی دلش نمی‌خواهد پاسخگو باشد.ریگان در کرمان و جاسک در هرمزگان وضعیت‌شان از خوزستان و سیستان و بلوچستان بدتر است.

رزونامه‌نگار : فروغ فکری |  تصاویر مه‌گرفته و پرغبار خوزستان و سیستان‌ و بلوچستان‌ از یاد هیچکس نرفته است. این تصاویر تکراریِ هر ساله، خبر می‌دهند که عده بسیاری راهی بیمارستان شده‌اند و عده دیگری به مهاجرت به سایر شهرها تن داده‌اند. گرد و غبار البته فقط مختص این دو استان نیست و ۲۳ استان دچار و درگیر آن هستند و نام‌های بسیاری این میان فراموش شده‌اند. به گفته علی محمد طهماسبی بیرگانی، دبیر ستاد مقابله با گرد‌ و غبار، ریگان در کرمان و جاسک در هرمزگان حتی از خوزستان و سیستان وضعیت دشوارتری دارند. با خیزش غبار در سال‌های گذشته، توجه به ستاد ملی گردوغبار و عملکردش بیشتر شده و حالا استان‌های مختلف برنامه‌ها را با دقت بیشتری عملیاتی می‌کنند. طهماسبی در این گفت‌وگو از بی‌توجهی به برخی مسایل مانند کاشت درختچه‌های غیرهمسان با محیط و همراهی‌نکردن بعضی ارگان‌ها برای پیش‌بردن کارها گلایه بسیاری دارد و می‌گوید تلاش‌ها برای مقابله با گرد و غبار باید به سمت سازگاری با محیط و پذیرش اقلیم برود و باید برای مردمی که سال‌ها با سختی‌های گرد و غبار زندگی گذرانده‌اند، معیشتی جایگزین تهیه کرد و روش‌های بومی مواجهه با این پدیده را احیا کرد؛ مواردی که البته در اصلاحیه آیین‌نامه این ستاد هم آمده و حالا در انتظار تایید دولت است. 

آقای طهماسبی وقتی درباره مناطق درگیر در گرد و غبار کشور صحبت می‌شود، بیش از همه نام استان‌های سیستان وبلوچستان و خوزستان می‌آید. وضعیت در حال حاضر در این مناطق به چه صورت است؟ ما اخباری هم از استان‌های دیگر می‌شنویم اما درباره وضعیت آنها و تلاش برای بهبود شرایط‌شان اطلاع‌رسانی کمتری صورت می‌گیرد. به طور دقیق خسارت در کدام مناطق بیشتر است؟

بله، دو منطقه مهم درگیر در گرد و غبار کشور، سیستان و خوزستان هستند. سیستان از منظر شدت وقوع و تکرار آن و خوزستان از منظر شدت و منابع زیاد تحت خسارت. سیستان خیلی از منابع تحت خسارت خوزستان را ندارد اما شدت زیادی دارد و خوزستان تکرارش کمتر است. اما نکته‌ای که در این استان‌ها باعث شده نامشان بیشتر از سایر مناطق درگیر شنیده شود، مطالبه‌گری مردمی است.  منطقه‌ای در ریگان کرمان هست که خیلی وضعیت بدتری نسبت به خوزستان و سیستان و بلوچستان دارد. یا نقطه دیگری در جاسک که آنجا هم وضعیت سختی دارد. اما آن‌ها مطالبه‌گری نداشتند و کمتر هم در رسانه‌ها مطرح شده‌اند. در نتیجه باید گفت مشکل ما فقط این دو منطقه نیست. ما ۲۳ استان درگیر در این موضوع داریم که شدت و ضعف دارد و از منظرهای گوناگون می‌توان به آن نگاه کرد. برای مثال ممکن است بگویید استان تهران هم گرد و غبار دارد و می‌گویم این استان ۲۰ تا ۳۰ هزار هکتار کانون غبارخیز بیشتر ندارد اما کرمان ۶ میلیون هکتار دارد. ولی اگر رخدادی در تهران صورت بگیرد معلوم نیست چند برابر کرمان خسارت بزند چرا که جمعیت تهران یک چهارم یا یک پنجم کشور است. بنابراین استان‌های متعددی درگیر غبار هستند که از میان آنها سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خوزستان، اصفهان و سمنان متفاوت از دیگر مناطق‌اند و هر کدام شدت و تکرار منحصر به خود دارند. یک سوم آنها در حد بالا درگیرند و دو سوم دیگر در حد متوسط. 

ستاد ملی گردوغبار به عنوان اصلی‌ترین اقدامات چه کارهایی برای این مناطق انجام داده است؟ 

نخستین اقدام ستاد ملی که در کشور انجام شده شناخت پدیده بود. توجه به اینکه چه پدیده‌هایی عامل بروز گرد و غبار است. با چه شدتی تکرار می‌شود و گرد و غبارها به کجا می‌رود و روی چه تاثیر می‌گذارد. سال گذشته در قالب طرح منشأیابی گرد و غبار این کار در سطح ملی و برای همه استان‌ها انجام گرفت.

یعنی پیش از این به صورت مدون طرحی برای استان‌های درگیر نداشتیم؟

خیر. به این شکل نبوده که کل کشور بررسی شود و قابلیت مقایسه داشته باشد. اول قرار بود این تحقیقات روی ۱۳ استان کشور انجام شود اما من گفتم یا کل کشور یا هیچکدام. چون این برنامه‌ریزی ملی است و باید آمار و ارقام کل کشور را داشته باشیم. در حال حاضر آمار هر استان را به تفکیک شهرستان داریم و همین کار برای گرد و غبار خارجی خاورمیانه هم در حال انجام است که تا یکی دو ماه دیگر منتشر می‌شود. کارهایی هم برای جمع‌آوری آمار خسارت انجام دادیم. پیش از این خسارت‌ در هر بخش هم مشخص نبود اما همه دستگاه‌ها جمع شدند و برای ۶ استان خسارت‌ها تخمین زده شد و رقم دقیق باید نهایی شود.

یکی از اصلی‌ترین مواردی که مناطق درگیر در گرد و غبار با آن روبرو هستند، سلامت و بهداشت و زیست ساکنان است. در این برآورد مشخص است که میزان خسارت در این بخش چقدر است؟

نمی‌توانم الان رقم دقیق برای هر استان را اعلام کنم. اما در شرح وظایف تدوین‌شده کل خسارت به صنعت کشاورزی، دامداری، راه‌ها و…، سلامت و بهداشت و وضعیت زیست خانوار تفکیک شده است. اینکه اگر گرد و غبار نباشد چه چیزهایی به خانوار ما تحمیل نمی‌شود و اگر نباشد چه اتفاقی می افتد. عددهای خسارت وحشتناک است. وضعیت استان‌ها هم متفاوت بوده‌ و مثلا استان خوزستان برای یک سال سه هزار میلیارد تومان خسارت دیده که به ریز مشخص شده‌ که در کدام بخش و در کدام ناحیه این خسارت وارد شده است.

در موضوع گرد و غبار مسئله کمبود اعتبار چقدر جدی است؟ سال گذشته هم بحث کمک‌های صندوق توسعه ملی مطرح شد اما در نهایت اعلام شد حجم کمی از آن عملیاتی شده است.

در سال‌های گذشته به صورت روتین پول‌هایی به برخی دستگاه‌ها داده می‌شد اما هدفمند نبود. تا قبل دولت دوازدهم وضعیت به همین منوال بود. سال ۹۶ صد میلیون یورو و سال ۹۷، ۱۵۰ میلیون یورو اعتبار داشتیم که امسال فروکش کرد چون وضعیت بهتر شد و همین بهبود وضعیت باعث شد پرداخت‌ها به حال خود رها شوند. مجموعا از سال ۹۶ تا ۹۹، ۳۷۰ میلیون یورو پول داده شده که به حدود دو ونیم تا سه هزار میلیارد تومان می‌رسد؛ آن هم برای کاری که در هیچ دولتی مورد توجه نبود و حتی در دولت نخست آقای روحانی هم پیگیری‌ها از صندوق توسعه ملی برای این امر جدی نبود و نتوانستند برای گرفتن اعتبار موافقت بگیرند. برای گرفتن اعتبار همیشه به این نیاز است که چیزی روی میز بگذاریم و اقداماتی انجام داده باشیم اما در سال‌های قبل اینطور نبود و حالا می‌گوییم اقداماتی شده و می‌توانیم برای گرفتن اعتبار بهتر عمل کنیم و توجه‌ها هم بیشتر از سابق شده است.

در این میان بیشترین هزینه هم برای کاشت درختان اختصاص داده شده؟

بله. عملیات احیای بیولوژیک بیشترین هزینه را داشته اما مدیریت آب و رساندن آن هم الویت دوم را به دلیل ضرورت به خودش اختصاص داده. در هامون از نظر عملیات اجرایی و اثربخشی سال موفقی داشتیم. باران خوب بود اما ما هم خوب عمل کردیم تا با همراهی محیط زیست و وزارت نیرو به بدنه تالاب آب برسانیم. این اتفاق از چند بخش مهم بود. که یکی از آنها جلوگیری از خسارت سیلاب است. اگر این کار را نکرده بودیم، چندین روستا به شدت آسیب می‌دیدند. 

درباره کاشت گونه‌های نامناسب مثل کهور هم از انتقادات جدی مطرح‌شده بود. علاوه بر این همراهی نکردن برای آبیاری این مناطق و خشک‌شدن نهال‌های کاشته شده باعث هدر رفت بسیاری از هزینه‌ها شد. چرا چنین اتفاقی افتاد؟

نسبت خسارت آنقدر زیاد نیست. بخشی از این اتفاق به دلیل سیلاب فروردین خوزستان بود که درختچه‌ها به زیر آب رفتند و بخش کمتر آن که شامل حدود ۶ درصد بود، دچار خشکیدگی شد. یک مشکل انتخاب نادرست گونه بوده است. نوع گونه با منطقه مناسب نبود و ارگان اجرایی که اسمش را نمی‌آورم در این‌باره خطا کرده بود. این وظایف همه‌اش برون سپاری شده و پیمانکاران در کشت بیولوژیک مشغول کارند. اما درباره انتخاب نامناسب گونه من بسیار جنگیدم و مکاتبه کردم. در این میان تلاش‌ها برای آب‌رسانی هم بسیار زیاد بود. برای تکمیل کانال آبرسانی به جنوب اهواز پنج جلسه کمیته ملی گذاشتیم. قبل از این حتی در طول یک سال دو کمیته ملی هم برگزار نمی‌شد اما ما برای یک مورد کانال این کار را کردیم. همه این اتفاقات مربوط به سال‌ ۹۷ و در ادامه‌اش سال ۹۸ بود. 

مشکل اصلی در حقیقت انتخاب پیمانکار نامناسب بود و بعد این مسئله مرتفع شد؟ 

یکی از آسیب‌های سال‌های اخیر که به ما در عملیات اجرایی وارد شد، این بود که ما خیلی موافق پرداخت کل ۱۵۰ میلیون یورو در یک سال به استان خوزستان نبودیم اما قانون بودجه فقط به خوزستان پول داد و ما با مراجع بالادستی مکاتبه کردیم تا اصلاح کنند. اعلام کردیم که ظرفیت این همه پول برای یک استان وجود ندارد و اجازه دهید در استان‌های دیگر هم هزینه شود اما نگذاشتند و گفتند سالهای بعد. این تناسب‌نداشتنِ ظرفیت استان با پولی که تزریق شد، مشکلاتی به وجود آورد که مربوط به همان سال است و سال ۹۸ این اتفاق را شاهد نبودیم. در سال ۹۸ هزینه‌ها را به استان‌های دیگر تزریق کردیم.

یعنی بعد از آن ماجرای انتخاب گونه‌ها و آب‌رسانی با تمرکز بهتری اتفاق افتاد؟ چرا ما هنوز هم شاهد انتقاداتی هستیم؟

هر کاری اول فکر می‌خواهد. بعضی از همکاران در دستگاه‌های مختلف نمی‌توانند فکرشان را عوض کنند. می‌گوییم در مناطقی با شوری خاک بالا که محل برخاست گرد و غبار است و بوته‌زار است نباید درخت با گونه‌هایی که نام برده شده کاشت. باید بوته‌های بومی منطقه کاشت. تغییر نگاه کار ساده‌ای نیست. ما دستگاه اجرایی نیستیم. سازمان‌های دیگر باید همراهی کنند که نمی‌کنند. البته حالا وضع بهتر شده است.

برای اجرای برنامه‌های ستاد ملی بیشترین چالش با کدام سازمان است؟

بیشترین چالش با وزارت جهاد سازندگی است و طبیعی است چرا که آن‌ها مجری کارند. بعد هم با سازمان جنگل‌ها که البته در مدیریت قبلی چالش وجود داشت و الان این‌طور نیست.

یک مسئله برای اجرای کارها اقتدار است. در ستاد ملی مبارزه با گرد و غبار برای پای کار آوردن سازمان‌های مختلف و پاسخ خواستن از آنها چقدر این قدرت وجود دارد؟

یکی از ایرادات که جزو چالش‌ها محسوب می‌شود، همین مورد است. آیین‌نامه ما در سال ۸۸ نوشته شده و در سال ۹۵ هم یکبار اصلاح شده اما وقتی آن را به محک اجرا گذاشتیم دیدیم چقدر مشکلاتش زیاد است و نقص دارد و بر اساس تجربه این سال‌ها خواستیم با اصلاح مجدد این نقص‌ها مرتفع شود. تا قانون نباشد پاسخگویی وجود نخواهد داشت. ما در حال حاضر با چنگ و دندان کار را جلو می‌بریم چون کسی دلش نمی‌خواهد پاسخگو باشد.

یکی از مشکلات این حوزه هم همواره این بوده که بودجه گرد و غبار اختصاص داده شده به استان‌های مختلف، صرف کارهای دیگر می‌شد. در حال حاضر اوضاع چطور است؟

وضعیت در سال‌های قبل بسیار بد بود. برای مثال به یکی از مدیرکل‌ها زنگ زدم و گفتم چرا از برنامه عملیاتی عقب است و او با زبان بی‌زبانی گفت که پول را به ما دادید و ما صرف هرچه خواستیم کرده‌ایم و ربطی به شما ندارد. حالا نگاه در سازمان و سایر دستگاه‌ها خیلی فرق کرده و تا آنجا که پیگیری کردیم استفاده از بودجه این بخش در سایر بخش‌ها خیلی اندک اتفاق می‌افتد، مگر آنکه ما ندانیم و از دستمان خارج شود. برای مثال در سال ۹۷ در خوزستان قرار بود چهار هزار هکتار مالچ‌پاشی انجام بگیرد اما به جای آن ده هزار هکتار انجام دادند. یا اینکه ۱۸ هزار هکتار نهال‌کاری باید می‌کردند اما عملکرد ضعیف بود و انجام نشده و بودجه‌اش صرف مالچ‌پاشی شده. من از سال ۹۷ تاکنون آنها را رها نکرده‌ام که چرا و به چه حقی بر اساس برنامه پیش نرفته‌اند و کار انجام نشده است. این نمونه‌ای است که بودجه گرد و غبار صرف همین کار گرد و غبار شده اما در بخش دیگر و خارج از برنامه با این وجود ما بازخواست‌شان کردیم و هنوز پیگیریم.

در نهایت وضعیت گرد و غبار با توجه به تغییرات اقلیمی که شاهدش هستیم چطور پیش خواهد رفت و آیا چشم‌انداز درستی برای آن می‌توان متصور بود؟

اوضاع فعلی گرد و غبار به دلیل اقدامات انجام گرفته و وضعیت خوب آب و هوایی در سال گذشته بهتر بوده اما گرد و غبار چیزی نیست که تمام شود. با نوسانات اقلیمی افزایش پیدا می‌کند و باید علاوه بر اقدامات عملیاتی در نهایت برویم سراغ سازگاری و مدیریت پدیده. 

منظور از سازگاری چیست و چه کارهایی برایش باید انجام گیرد؟

باید شرایط محیطی را بپذیریم و با آن پیش برویم. در سیستان و بلوچستان همیشه ماسه می‌آمد تا حدی که روستاها را مدفون می‌کرد. دور روستا را در قدیم چیزی می‌گذاشتند که حرکت باد و ماسه‌های روان منحرف شود و روستا را دور بزند و سال‌ها به همین منوال زندگی کردند اما حالا فراموش شده. این به نوعی سازگاری است. باید روش‌هایی از این دست احیا شود. باید حد معمولی از وضعیت را بپذیریم و در مواجهه با غیرمعمولش هم بدانیم که فقط مقابله نتیجه بخش نیست بلکه باید مدیریت شود. وقتی بوته کنده می‌شود. چرای دام افزایش می‌یابد، برداشت آب زیرزمینی بالا می‌رود و نمی‌گذاریم سیلاب پایین بیاید و… شرایط گرد و غبار سخت می‌شود. سازگاری دولتی و مردمی باید در کنار هم باشد. نباید مقابل رودخانه کوپال سد بزنیم که داستان خوزستان پیش بیاید. دولت باید این کار را انجام دهد و برای مردم هم معیشت جایگزین تعریف شود. جنوب شرق اهواز با این همکاری احیا شد. 

معیشت مردم نیاز به مدیریت دارد و این هم برنامه‌ای مدون و طولانی مدت نیاز دارد.

بله. ممکن است این معیشت اصلا در دامداری نباشد. خیلی از جاها اگر راه‌حلی جلوی مردم بگذاریم، سبد غذایی‌شان بهتر می‌شود و آیین‌نامه فعلی که اصلاح شده تاکید بر این موارد دارد. اصلا بحث نهال کاری و .. مطرح نیست. می‌خواهیم به سمت تغییر فکر برویم. الان از طرف ما این ‌آیین نامه ۲۱ بار ویرایش و اصلاح شده و دو ماه قبل نامه زدیم روی آن و به اقای جهانگیری تحویل دادیم و ایشان هم به کمیسیون زیربنایی تحویل داده‌اند و حالا باید منتظر جواب این کمیسیون باشیم.  

محیط زیست، بی دفاع در مقابل جنگ

آیا در زمان جنگ منافع محیط زیستی در نظر گرفته می‌شود؟

محیط زیست، بی دفاع در مقابل جنگ 

از سال ۲۰۰۱، روز ۶ نوامبر (۱۶ آبان)  به عنوان روز جهانی پیشگیری از سوءاستفاده از محیط‌زیست به هنگام جنگ و درگیری‌های مسلحانه نامگذاری شده است.

محیط زیست در همه زمان‌ها مظلوم است چه زمان صلح که مورد بهره‌کشی سودجویان قرار می‌گیرد چه در زمان جنگ یکی از قربانیان اصلی ، طبیعت و محیط‌زیست است.  جنگ پدیده شومی است که علاوه بر تخریب جان و روان انسان‌ها، طبیعت زیبا، که تأمین کننده عمده نیازهای آن‌هاست را نیز تحت تأثیر نیروی مخرب خود قرار می‌دهد.

به همین دلیل سازمان ملل متحد از سال ۲۰۰۱، روز ۶ نوامبر (۱۶ آبان) را به عنوان روز جهانی پیشگیری از سوءاستفاده از محیط زیست به هنگام جنگ و درگیری‌های مسلحانه نامگذاری کرده است تا به افزایش آگاهی‌های عمومی نسبت به تأثیرات زیان‌بار جنگ بر محیط زیست و منابع‌طبیعی و همچنین سوء استفاده‌ها و بهره‌برداری‌های نابه‌جایی که از این منابع به هنگام جنگ‌ها صورت می‌گیرد، بیشتر تاکید شود.

آمارها نشان می دهد فقط در اواخر قرن بیستم، ۱۱۸ درگیری مسلحانه در جهان رخ داد که ۶ میلیون نفر را آواره و مردم و محیط زیست را دچار عواقب سوء کرد، به اذعان کارشناسان و مسئولان، زمانی که جنگی در یک گوشه دنیا صورت می‌گیرد محیط زیست همه دنیا از آن متاثر می‌شود زیرا محیط زیست محدود به هیچ مرز جغرافیایی نیست بنابراین تاثیر جنگ و اقدامات خصمانه بر محیط‌زیست تمام دنیا دیده می‌شود و این تاثیر برای مدت‌های طولانی بعد از پایان جنگ نیز ادامه می‌یابد.به همین دلیل در اصول ۲۴ و ۲۵ بیانیه‌ای که در ژوئن سال ۱۹۹۲ در شهر «ریو» پایتخت برزیل منتشر شد، به صراحت به نقش ویرانگر جنگ در محیط زیست و نقش مثبت صلح بر توسعه پایدار اشاره شد. در اصل ۲۴ این بیانیه آمده است «جنگ‌ ذاتا نابودکننده‌ توسعه‌ پایدار است‌. لذا، دولت‌ها باید در زمان‌ تضادهای‌ مسلحانه‌ به‌ قوانین‌ بین‌المللی‌ مربوط‌ به‌ حفاظت‌ از محیط‌ زیست‌ احترام‌ گذاشته‌ و پس‌ از خاتمه‌ جنگ‌ در صورت‌ لزوم‌ برای توسعه بیشتر مشارکت‌ کنند». 

یکی از چالش هایی که جنگ ها ایجاد می‌کنند جابجایی جمعیت است

مسعود تجریشی معاون محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست در این باره به ایرنا گفت: یکی از بزرگترین چالش‌هایی که نزاع و جنگ‌ها ایجاد می‌کنند جابجایی جمعیت است، اگر معضلات اجتماعی ناشی از جنگ را کنار بگذاریم موضوع زیست محیطی که مسائل بسیار حادی است و از اهمیت زیادی برخوردار است توجه چندانی به آن نشده، به عنوان مثال در جنگ داعش در عراق و سوریه زمین‌های کشاورزی زیادی رها و به کانون های گرد و غبار تبدیل شدند چون مردم جابجا شده بودند و زمین‌های کشاورزی خود را رها کردند.

او افزود: در هشت سال جنگ تحمیلی هم شاهد جابجایی جمعیت زیادی در بخش‌های مختلف کشور بودیم، همچنین وقتی که دشمن وارد خاک کشور شد در بخش وسیعی اقدام به مین گذاری کرد که این کار باعث شد تا مدت ها این زمین‌ها غیر قابل استفاده شوند، حتی بعد از اینکه زمین‌ها پس گرفته شد اما باز مردم نمی توانستند به این زمین‌ها وارد شوند که یکی از تاثیرات مهم آن تبدیل شدن به کانون‌های گرد و غبار بود که هم در زمان جنگ تحمیلی، هم استقرار آمریکایی‌ها در عراق و همچنین در زمانی که داعش بخش زیادی از عراق و سوریه را در دست داشت مشاهده می‌شد.

تجریشی ادامه داد: در منطقه تاسیسات نفتی وجود دارد که نقطه ضعف طرفین محسوب می شود، در واقع در زمان جنگ طرفین چاه‌های نفتی همدیگر را هدف قرار می دهند که رگ حیاتی کشورها است که می‌تواند جابجایی را قوت بخشد و از طرف دیگر این چاه‌ها می‌توانند به عنوان منابع تامین مالی مورد هدف قرار گیرد.

او اظهار داشت: این مشکل را در جنگ عراق علیه ایران، حمله آمریکا به عراق و عراق به کویت شاهد بودیم که تعداد قابل توجهی از چاه‌های نفتی در خلیج فارس به آتش کشیده شد و دود آن‌ها تا کیلومترها به هوا بلند شد، بعد از آن مطالعاتی که انجام شد نشان داد که مقدار قابل توجهی از این دوده‌ها وارد سرزمین ما شد، بر روی خاک نشست، باران بارید و آن‌ها را شست و وارد آب‌های زیر زمینی کرد، گیاهان از آن تغذیه شدند، حیوانات خوردند و از این طریق به انسان برگشت.

معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: همچنین شاهد استفاده از مواد شیمیایی مختلف در جنگ‌ها هستیم به عنوان نمونه می‌توان به جنگ آمریکا در عراق اشاره کرد، در جنگ‌های اخیر آمریکایی‌ها در عراق، آمریکا از اورانیوم ضعیف شده استفاده کرد، امروزه افراد زیادی در دنیا هستند که به عنوان افراد ضد جنگ شناخته می‌شوند و مطالعاتی بر روی تاثیر اورانیوم بر آب و خاک انجام داده اند که نتایج نشان داد که این‌ها آثارشان را نه تنها بر روی آب و خاک گذاشتند بلکه از طریق هوا و زنجیره غذایی وارد چرخه حیات انسان شدند، آمارها در بیمارستان بصره سه تا چهار سال بعد از اینکه آمریکایی‌ها در عراق بودند نشان داد که کودکان ناقص الخلقه زیادی به دنیا آمدند، همچنین بر روی ساکنان منطقه عوارض و بیماری‌های جدی داشته است که تمام اینها بر می گردد به نوع سلاح هایی که در جنگ‌ها استفاده شده که هم بر انسان و هم بر محیط زیست خساراتی وارد کرده است.

او گفت: غیر از این سلاح های شیمیایی در تاریخچه جنگ‌ها آمده که از  مواد شیمیایی مختلف نیز استفاده شده است، مثلا آمریکایی ها در جنگ ویتنام از یک ماده شیمیایی به نام «دیوال اُرنج» استفاده کردند و همه جنگل را از بین بردند تا بتوانند افراد دشمن را به راحتی شناسایی کنند، همین کار را می‌بینیم که عراقی‌ها انجام دادند یا در زمان حمله به ایران در سردشت و مهاباد شاهد استفاده از این مواد شیمیایی هستیم که بخش زیادی از طبیعت را نابود کردند و علاوه بر آن آثارش تا مدت‌ها در چرخه غذایی انسان‌ها مشاهده می‌شد.تجریشی اظهار داشت: حتی می‌بینیم زمانی که عراقی‌ها تا خرمشهر آمده بودند در خرمشهر و آبادان تعداد قابل توجهی از نخل‌ها را از بین بردند چون هم استتار صورت نگیرد و هم ورود نیروهای آنها راحت‌تر باشد، بنابراین زمانی که جنگ اتفاق می‌افتد یکی از قربانیان آن به صورت مستقیم طبیعت و محیط زیست است و به صورت غیر‌مستقیم تا سالیان سال می‌توانیم اثرات این تخریب  را در چرخه مواد غذایی و طبیعت ببینم.

آتش ِ گلستان خاموش نشد

پیشروی زبانه‌های آتش در «توسکستان» ادامه دارد

آتش ِ گلستان خاموش نشد

استاندار گلستان: آتش سوزی تا سه روز آینده ادامه دارد|مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان: نگرانی بابت رسیدن آتش به ذخیره‌گاه سرخدار نداریم| عضو پیشین شورای‌عالی جنگل: شیب زیاد جنگل و عدم دسترسی فرآیند اطفا را با کندی مواجه کرده است

پیام ما-لکه‌های سرخ در نیمه شرقی جنگل‌های توسکستان بدون چشم مسلح هم قابل دیدن است. لکه‌هایی که یک معنای مشخص دارد، آتش به جان جنگل‌های توسکستان افتاده است. گونه‌های نادر گیاهی در توسکستان یکی از بکرترین زیستگاه‌های گلستان رو به زوالند. نیروهای محلی بسیج شدند تا بتوانند دست کم یکی از شعله‌ها را خاموش کنند. منطقه صعب العبور است، ارتفاع کار را سخت کرده است. مسئولان می‌گویند دست کم دو تا سه روز دیگر شعله‌های آتش در جنگل‌های منطقه گردشگری توسکستان در ۲۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان گرگان مرکز گلستان خاموش نمی‌شود.

نابودی قبرستانی قدیمی و تهدید انقراض درختان سرخدار، اولین تبعات آتش سوزی

شامگاه 11 آبان‌ماه، حریق در یکی از عرصه‌های جنگلی و مرتعی استان گلستان آغاز شد. ابوطالب قزلسفلو، مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان همان روز  در گفت‌وگو با تسنیم اعلام کرده بود که محل دقیق حریق منطقه پنبول چال جنگل توسکستان است: «این منطقه صعب العبور بوده و پیاده‌روی زیادی دارد، نیروهایی از برخی شهرستان‌های استان در منطقه حضور یافتند و نیروهای منابع‌طبیعی، محیط زیست، هلال احمر، هیئت کوهنوردی و نیروهای مردمی برای اطفای حریق در این منطقه هستند.» به گفته او وسعت حریق در جنگل‌های توسکستان حدود 10 هکتار برآورد می‌شود. «عمده آتش این ناحیه اما به وسیله آبپاش اطفا می‌شود.» این را مدیرکل منابع طبیعی گلستان روز گذشته به ایرنا گفته بود: «دو روز گذشته بیش از ۱۵ نوبت آبگیری از سد” نومل” برای مهار آتش انجام شده است. علاوه بر استفاده از بالگرد، حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای عملیاتی، امدادی و مردمی در منطقه مستقر بوده و در خاموش کردن آتش مشارکت دارند.» پیشروی آتش تا روز چهارشنبه ادامه داشت، ایرنا در گزارشی که همان روز منتشر شده بود نوشته بود که گسترش دامنه آتش جنگل توسکستان گرگان به محدوده گنج‌دره و چکل‌دوک رسیده و علاوه بر نابودی قبرستان قدیمی و گبری، درختان کمیاب و در خطر انقراض سرخدار این منطقه را در معرض تهدید نابودی قرار داده بود و در این مدت بخشی از مناطق جنگلی مازو آروم، پنبول‌چال، چکل‌دوک و گنج‌دره در آتش سوخت.

اطفای حریق همچنان ادامه دارد

مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان اما روز گذشته به فارس اعلام کرد که اطفای حریق در این جنگل یکبار اتفاق افتاده است اما آتش مجددا شعله ور شده است: «با توجه به اینکه منطقه آتش گرفته در دامنه و صخره قرار دارد، درختان سوخته به‌صورت زغال سرازیر می‌شوند و آتش جدیدی ایجاد می‌کنند، این اتفاق سبب ایجاد دو جبهه آتش شد که یک جبهه را مهار و در حال مهار جبهه دیگر هستیم. بالگرد هوانیروز از صبح دیروز حدود 8 بار آبپاشی کرده و بالگرد هلال احمر هم جابجایی نیروها را انجام می‌دهد، آتش‌سوزی گسترده و پیوسته نداریم اما شرایط جوی برای اطفای حریق مهیا نبوده است.» قزلسفلو همچنین درباره آخرین میزان خسارات آتش‌سوزی در این جنگل‌ها گفته است: « 2 ذخیره‌گاه سرخدار در منطقه وجود دارد که ذخیره‌گاه سیاه رودبار بیش از 15 کیلومتر و ذخیره‌گاه زیارت حدود 10 کیلومتر با منطقه آتش گرفته فاصله دارد. آتشی که مجددا فعال می‌شود، پیشروی آنچنانی نخواهد داشت و به صورت دایره است و نگرانی بابت رسیدن آتش به ذخیره‌گاه سرخدار نداریم اما ممکن است به صورت موردی درخت سرخدار در منطقه آتش گرفته وجود داشته باشد. اگر نیاز باشد درخواست امکانات بیشتری می‌دهیم اما در حال حاضر اگر شرایط اجازه بدهد با همین دو بالگرد و نیروهای مردمی عملیات اطفای حریق را ادامه می‌دهیم.»

چرا اطفای حریق به کندی انجام می‌شود؟

اطفای آتش‌سوزی همچنان ادامه دارد، صعب العبور بودن منطقه یکی از دلایلی است که در توجیه سرعت پایین اطفای حریق از زبان مسئولان عنوان می‌شود. شاهرخ جباری ارفعی؛ عضو پیشین شورای‌عالی جنگل در گفت‌وگو با روزنامه «پیام ما» اما علت دیگری را هم در توجیه سرعت پایین اطفای حریق عنوان می‌کند: «به علت تعداد اندک طرح‌های جنگلداری در این حوضه، جاده‌های جنگلی کمی در داخل حوضه وجود دارد و همین عامل دلیل دسترسی مشکل به محل حریق است. یکی از جاده‌های مهم ارتباطی استان‌های گلستان- سمنان به نام جاده قزلق از این حوزه می‌گذرد.» او معتقد است که همین نبود جاده آسفالتی باعث می‌شود که فرآیند اطفای حریق به کندی صورت بگیرد. به گفته عضو پیشین شورای عالی جنگل‌ها، آتش‌های استان گلستان عمدتا باید ظرف یک ربع خاموش شود:«آتش را باید ربع ساعت یا حداکثر نیم ساعت بعد از وقوع مهار کرد وگرنه با شیب زیاد جنگل و عدم دسترسی؛ اطفای آن روزها طول می‌کشد. آتش سوزی‌های جنگل‌های شمال عمدتا سطحی است و گاه به علت وجود درختان توخالی در جنگل به آتش سوزی تنه‌ای تبدیل می‌شود و در صورت رسیدن به درختان دست کاشت یا طبیعی سوزنی برگ ندرتا به آتش سوزی تاجی تبدیل می‌شود.» از طرف دیگر این کارشناس معتقد است که در این حوضه روستای جنگل نشین وجود دارد همین باعث عدم جمع شدن نیروی انسانی و مقابله با آتش سوزی می‌شود.

چرا توسکستان آتش گرفت؟

درباره علت آتش سوزی این جنگل‌ها ابهامات فراوانی وجود دارد. تسنیم نوشته است: کاهش بارش‌ها و رطوبت هوا، تداوم گرما و خشکی، وزش باد؛ عرصه‌های جنگلی گلستان را مانند انبار باروت کرده که سهل انگاری می‌تواند باعث ایجاد آتش شود. جباری اما می‌گوید چند عامل در ایجاد آتش سوزی در این منطقه دخیلند: «چون در داخل این حوضه روستای جنگل نشینان وجود ندارد؛ در صورت دخیل بودن عامل انسانی باید دامداران جنگل نشین؛ قاچاقچیان چوب و گردشگران و احیانا مسافران جاده آسفالته داخل حوضه را عامل آن دانست؛ ولی اگر آتش سوزی از ارتفاع پایین و حاشیه روستاهای جنوبی شروع شده و به داخل جنگل گسترش یافته باشد، موضوع فرق می‌کند.» او همچنین معتقد است که احتمال طبیعی بودن آتش‌سوزی خیلی کم است ولی عمدی بودن آن قابل بررسی است.

انواع گیاهان با ارزش در توسکستان

جنگل‌های توسکستان گلستان اما از چند وجهه برای منابع طبیعی ایران دارای اهمیت است. جباری می‌گوید این حوزه در مطالعات طرح جامع جنگلداری سال 1364 دفتر جنگلداری به نام حوزه شماره 86 نامگذاری شده است: «در طرح ذخیره‌گاه زیست‌کره که با مشارکت کارشناسان آلمانی در دست اقدام بود؛ این حوزه در استان گلستان انتخاب شده بود و دلیل آن جنگل‌های زیبا و متنوع؛ کمتر دست خورده بودن و سایر ویژگی‌های آن بوده است.» او به وجود جنگل‌های راش در این منطقه اشاره می‌کند و البته درختانی نظیر بلوط، گونه نادر افرای خزری از دیگر گونه‌های موجود در جنگل‌های توسکستان‌اند که اهمیت این جنگل را چند برابر می‌کنند. ایرنا همچنین در گزارشی که از وضعیت آتش سوزی در جنگل‌های توسکستان منتشر کرده بود، درباره اهمیت این جنگل‌ها نوشته بود: «جنگل‌های هیرکانی با مساحت ۲ میلیون و ۱۲۵ هزار هکتار که برخی دانشمندان قدمت آن را ۴۰ میلیون سال برآورد کرده‌اند؛ نمادی از فسیل‌های زنده‌ای محسوب می‌شود که از این عرصه‌های جنگلی منحصر به فرد واقع در ساحل جنوبی خزر، سهم استان مازندران ۵۳ درصد، گیلان ۲۶ درصد و گلستان ۲۱ درصد است. این جنگل‌های با ارزش در شمال ایران از آستارا در گیلان تا گلیداغ در شرق گلستان به طول ۸۰۰ کیلومتر و با عرض ۲۰ تا ۷۰ کیلومتر گسترده است. جنگل‌های گلستان به طول ۲۶۰ کیلومتر از گلوگاه در شرق مازندران آغاز شده و تا روستای گلیداغ شهرستان مراوه‌تپه در منتهی الیه شرق استان گلستان ادامه دارد.»

هادی حق‌شناس، استاندار گلستان صبح جمعه به یکی از سایت‌های محلی گفته است که آتش سوزی دو یا سه روز دیگر اطفا می‌شود. آتشی که بعد از خاموش شدن تازه میزان خسارت‌هایش مشخص می‌شود. آتشی که در حال پیشروی به سمت ارتفاعات قرن‌آباد و دامنه غربی دهنه توسکستان در مناطق «ول کمر» است. آخرین مشاهدات خبرنگاران محلی در منطقه اما حاکی از فرار اسب‌های منطقه نیز هست. نیروهای محیط زیست با وجود تلاش برای هدایت این اسب‌ها به منطقه امن، موفق به جلوگیری از فرار آن‌ها نشدند.

‌ پیوست زیست‌محیطی برای پروژه‌های کلان ضروری است

رییس فراکسیون محیط‌زیست مجلس:

‌ پیوست زیست‌محیطی برای پروژه‌های کلان ضروری است

رییس فراکسیون محیط زیست مجلس شواری اسلامی گفت:‌ در برخی موارد نبود پیوست زیستمحیطی  برای برخی پروژه‌های کلان ملی‌، سبب شده است این پروژه‌ها به رغم هزینه‌های بسیار با شکست مواجه شوند.سمیه‌رفیعی روز جمعه در جریان بازدید از اقدامات صورت گرفته در راستای ساماندهی “کشف رود” و ایستگاه‌های سنجش کیفیت هوا در مشهد افزود: این موضوع که مدیریت شهری مشهد به این نتیجه رسیده که قبل از اجرای هرگونه پروژه عمرانی عواقب و تبعات آن را از طریق تهیه پیوستهای زیست‌محیطی بسنجد، موفقیت بزرگی است. وی ادامه داد: محیط‌‌زیست مسئله‌ای نیست که فقط یک یا دو دستگاه متولی آن باشند و جزیره‌ای عمل شود، بلکه همه دستگاه‌های متولی باید پای کار باشند.نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: تجهیزات و امکاناتی که در حوزه سنجش آلایندگی‌های محیط زیست در مشهد وجود دارد بسیار خوب است و تحلیل درست آمارهای این سنجنده ها در موضوعات زیست‌محیطی شهری، اقدامی است که در کمتر کلانشهری اتفاق افتاده است. وی افزود: اقداماتی که در شهر مشهد در راستای کنترل خودروهای دودزا، سنجش امواج الکترومغناطیس، امواج UV و یکپارچه‌سازی آمار در مدار واحد مدیریت شهری صورت گرفته در کشور نظیر ندارد و مشهد می‌تواند الگویی برای سایر کلانشهرهای ایران باشد.معاون خدمات شهری شهرداری مشهد نیز در این بازدید گفت: در راستای حفظ محیط زیست شهری مشهد، تاکنون اقدامات بسیار گسترده ای صورت گرفته که یکی از نمونه‌های موفق آن ساماندهی رودخانه “کشف رود” است که سالها به حال خود رها شده بود.

ایرنا

کشف اثر تاریخی سرقتی با قدمت ۵ هزار سال در نایین

کشف اثر تاریخی سرقتی با قدمت ۵ هزار سال در نایین

مجسمه‌ای تاریخی با قدمت حدود پنج هزار سال پس از بازرسی از یکی از سرنشینان اتوبوس بندرعباس – تهران کشف شد.

به گزارش مهر، دادستان عمومی و انقلاب نایین با اعلام این خبر گفت: «برابر گزارش پلیس آگاهی و اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نائین، ماموران انتظامی مستقر در ایستگاه شهید شرافت به یکی از سرنشینان اتوبوس بندرعباس-تهران مشکوک و پس از هماهنگی با مقام قضائی و بازرسی از وی، مجسمه‌ای سنگی دارای قدمت تاریخی و فرهنگی را کشف کردند.

مهدی طارمی ادامه داد: «در استعلام به عمل آمده از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان قدمت این مجسمه بالغ بر پنج هزار سال تخمین زده شده است.» دادستان عمومی و انقلاب نائین با بیان اینکه متهم ادعا کرده مجسمه مذکور را بدون حفاری پیدا کرده است، اضافه کرد: «این متهم با صدور قرار وثیقه راهی زندان شد و تحقیقات برای دستیابی به عوامل احتمالی حفاری و خروج دفینه از محل اصلی خود ادامه دارد.»

حریم شکنی در چغازنبیل

اقداماتی برای ساخت کارخانه قند، حوضچه‌های پرورش ماهی و … میراث جهانی خوزستان را تهدید می کند

حریم شکنی در چغازنبیل

حریم درجه یک و درجه دو، تنها زیگورات ایران به بهانه‌های مختلف تسطیح می‌شود.

روزنامه‌نگار:  مجتبی گهستونی | مدتی بود که از ماشین‌های سنگین در حریم اثر جهانی چغازنبیل خبری نبود. اما صدور قرار منع تعقیب مالک این کارخانه از سوی دادستانی شهر شاوور، این توقف را درهم شکست. حالا مالک کارخانه قند با در دست داشتن حکم منع تعقیب و بدون گرفتن مجوز از اداره کل میراث‌فرهنگی استان خوزستان و پایگاه جهانی چغازنبیل، دوباره ماشین‌های سنگین را به محوطه باستانی چغازنبیل روانه کرده است.

این نخستین بار نیست که صدای «زیگورات» از قلب شهر «دورانتاش» بلند می‌شود. بهمن سال ۱۳۹۴ بود که در مصاحبه‌ای خبر از طرح ۶۰۰ هکتاری جنگل کاری صنعتی یک شرکت در حریم درجه یک چغازنبیل و هفت‌تپه دادم. این طرح برخلاف طرح فعلی برای احداث کارخانه قند، مجوزهای لازم را داشت. اما صدور مجوز جنگل‌کاری و تاسیسات جانبی در حریم محور جهانی شوش- هفت‌تپه- چغازنبیل بدعت غلطی بود که می‌توانست صدور مجوزها را برای سایر پروژه‌ها هموارتر کند. این پیش‌بینی حالا به واقعیت می‌پیوندد. اگر زمانی میراث‌فرهنگی استان خوزستان با تعرض به حریم درجه یک چغازنبیل موافقت کرده و رای خود را پس گرفته بود، حالا به بازی راهش نداده‌اند و به نظر می‌رسد استعلام و گرفتن مجوز از اداره این داستان، آخرین مرحله‌ای است که قرار است طی شود؛ آن هم با اعمال فشار.

برای در امان ماندن نگاه نامحرمان، تمام ضوابط رعایت حریم و عرصه چغازنبیل به همه ارگان‌های شهرستان و استان ابلاغ شده است اما در سالیان گذشته، عملا از سوی برخی ذی‌نفعان خواسته‌هایی تحمیل می‌شود که با ضوابط جهانی نگهداری از آثار ثبت جهانی در تعارض است. گاهی در کنار این اصرارها، لابی‌ها و چراغ‌سبزهایی از سوی بعضی کارشناسان و مسئولان هم به چشم می‌خورد. نتیجه این سلسله قانون‌شکنی‌ها، به این ختم می‌شود که میراث‌فرهنگی در عمل انجام شده قرار بگیرد و اگر موافقت نکند، تخریب‌ها در روزهای تعطیل و با درنظر گرفتن این اصل صورت بگیرد که «تا میراث متوجه شود و اقدامی کند، ما کار خود را کرده‌ایم.»

 آمایش سرزمین چه می‌گوید؟

طرحی چون ساخت کارخانه قند در حریم درجه یک چغازنبیل، خلاف توسعه پایدار است، زیرا اگر توسعه بر مبنای سند آمایش سرزمین شکل بگیرد، این محوطه باستانی با دیگر محورهای پیرامونش بهترین مسیر برای شکل‌گیری گردشگری و تقویت جنبه‌های مختلف آن خواهد بود.

‌بی‌شک واحدهای صنعتی غیرفعال در شوش فراوان است. کارخانه قند می‌تواند به شهرک‌های صنعتی اطراف منتقل شود. اولویت این منطقه گردشگری و حفظ آثار تاریخی آن است. ایجاد جنگل مصنوعی، کارخانه، پرورش ماهی با احداث حوضچه، سازه‌های صنعتی، هیچ‌کدام از اینها اولویت این منطقه نیستند. آنچه که اهمیت دارد و آمایش سرزمینی هم تاکید می‌کند، این است که حفظ منظر رودخانه دز و زیگورات چغازنبیل، حفاظت از جنگل ملی دز، توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی، احیای صنایع دستی و به طور کلی توجه به گردشگری اجتماع‌محور با تاکید بر الزامات میراث فرهنگی و محیط زیستی اولویت دارد. 

زیگورات از کمبودهایش می‌گوید

یکی از عواملی که به تشدید دست‌درازی‌ها به عرصه حریم این اثر ثبت تاریخی کمک می‌کند، نبود یگان حفاظت است. میراث عظیم چغازنبیل صرفا با حضور چند نگهبان حراست می‌شود، درصورتی‌که حفاظت از چنین اثر عظیم و گسترده‌ای، نیازمند حضور یگان حفاظت است؛ یگانی که خود ضابط قضایی باشد و رده حفاظتی داشته باشد. متاسفانه میراث فرهنگی این اهرم بازدارنده را ندارد، افراد مختلفی فشار می‌آورند و پیروز می‌شوند، اما بخش بازرسی و حقوقی وزارت میراث‌فرهنگی در عمل توان مقابله با آنها را ندارد.

سرنوشت چغازنبیل حالا به احداث کارخانه‌ای گره خورده است که از یک سو نوید اشتغال‌زایی و توسعه را می‌دهد و از سوی دیگر شرایط را برای تعرض به محوطه‌ای فراهم می‌کند که بیش از سه هزار سال زیر خاک خفته و آسوده و از گزند زمان در امان بود. حالا که عملیات احداث کارخانه و تسطیح اراضی، بدون دریافت مجوز آغاز شده است، عظیم‌ترین باقیمانده تمدن ایلامی‌ها در ایران به دست «آشوربانی‌پال» دیگری به مرور تخریب می‌شود و از یاد خواهد رفت؛ خواب زیگورات ایلامی‌ها حالا بیش از هر روزی آشفته‌تر است.

در حالی که قسمت‌هایی از اراضی ملی واقع در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل در سال 1397 بدون گرفتن استعلام از وزارت میراث واگذار و تسطیح شده، در صورت صدور مجوز ساخت «کارخانه قند فانی‌ گستر» در مساحتی بالغ بر 320 هکتار، نهادهای مسئول و اصرارکننده برای انجام این پروژه در مکانی خاص باید پاسخگوی اقدام خود باشند.

بررسی‌های «پیام ما» حکایت از آن دارد که ساخت کارخانه قند فانی گستر در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل و بر روی طاقدیس سردارآباد موفق به دریافت مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت شده است. با اینکه گرفتن این مجوز به معنی آغاز فعالیت برای ساخت و ساز نخواهد بود، بهره‌بردار به انواع مختلف سعی در بی‌توجهی به تذکرهای بسیار پایگاه جهانی چغازنبیل دارد و بیم آن می‌رود که همچون گذشته در اقدامی جسورانه قسمت‌هایی از اراضی ملی واقع در حریم جهانی چغازنبیل را تسطیح کند.

 اعمال فشار سیاسیون بر فرهنگیون

در حالی که پایگاه جهانی چغازنبیل، اداره کل میراث فرهنگی خوزستان و یگان حفاظت شوش وظیفه دارند مانع تعرض و تخریب حریم و عرصه محوطه‌های باستانی شوند، اما شنیده‌ها حکایت از آن دارد که فشارها و اعمال نظرها بر دستگاهای حافظ میراث فرهنگی برای ساخت این کارخانه همچنان پابرجاست. این فشارها نیز در حالی است که بر اساس قانون ساخت کارخانه در حریم درجه یک و دو محوطه های باستانی ممنوع است.

چگونه است که ارگان های دولتی برای حفاظت از بستر تاریخی طبیعی منطقه که در محدوده طاقدیس سردارآباد قرار دارد، واگذاری را به طور دائمی ممنوع کرده‌اند، اما زمین مورد نیاز برای ساخت یک واحد صنعتی واگذار می‌شود؟ آن هم در شرایطی که هرگونه فعالیت از جمله تسطیح، خاک‌برداری، خاک‌ریزی، احداث سازه، کانال کشی و… که موجب تغییر شکل در توپوگرافی تپه‌های تاریخی و عوارض طبیعی شود ممنوع است.

بر اساس بخشنامه هیات وزیران (مورخ 19/07/1382) برای حفاظت از میراث فرهنگی کشور و پرهیز از تاخیر در اجرای طرح‌های عمرانی و بروز اختلاف و پیگرد قضایی، مقتضی است تمامی دستگاه‌های اجرایی قبل از آغاز انجام عملیات اجرایی طرح‌های عمرانی، ضوابط حفاظتی آثار تاریخی و فرهنگی موجود و اجرای طرح را از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استعلام و بر اساس آن اقدام کنند.

همچنین تصویب‌نامه شماره 57840/ت 29690/ه مورخ 04/12/1382 هیات وزیران نیز تمامی وزارتخانه‌ها، سازمان ها و موسسات دولتی را موظف کرده پیش از اجرای پروژه‌های بزرگ عمرانی و در مرحله امکان‌سنجی و مکان‌یابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی تاریخی در آن خصوص اقدام کنند و در طرح و مکان‌یابی چنین پروژه‌هایی نتایج مطالعات انجام شده را رعایت کنند.

با توجه به اینکه پهنای تاریخی محوطه‌های باستانی بین هفت تپه، چغازنبیل، دهنو و چغامیش که در یک محور قرار دارند گسترده است شاهد تلاش ذینفعان، شرکتها و کشاورزان برای تعرض گاه و بی‌گاه به حریم محوطه‌های تاریخی هستیم و تاکنون پرونده‌های متعددی برای آنها تشکیل و منجر به صدور محکومیت قضایی شده است. حال که حرایم این دو محوطه باستانی، اراضی ملی محسوب می‌شود، بستر فرهنگی ایلام کهن باید تحت حفاظت قرار گیرد و مثل گوشت قربانی واگذار نشود.

 ضوابط میراث جهانی چه می‌گوید؟

مسئولان ارشد استان و شهرستان در هنگامه‌ای که برای اجرای یک طرح انواع واسطه‌ها و اعمال نظرها را به کار می‌گیرند، باید توجه داشته باشند که بر اساس ضوابط پایگاه‌های جهانی، احداث هرگونه کارخانه و کارگاه‌های آلاینده محیط زیست ممنوع است. در این باره حتی توسعه هرگونه پوشش گیاهی و اجرای طرح‌های جنگل‌کاری و تغییر کاربری اراضی کشاورزی از سنتی به صنعتی ممنوع اعلام شده است. بنابراین تنها راه حل برای ساخت این واحد صنعتی، اجرای آن در خارج از محدوده محوطه‌های درجه یک و درجه دو میراث جهانی چغازنبیل و هفت تپه است. 

اما چرا برای تعرض به محوطه تاریخی قرار منع تعقیب صادر شد؟ در حکم دادستان شهر شاوور آمده است که مالک تعرضی به «عرصه» بنا نداشته است، یعنی مالک کلنگ به دست نگرفته و به جان زیگورات چغازنبیل نیفتاده است. طبق قوانین جاری کشور همه دستگاه‌های کشور موظفند قبل از اجرای طرح‌های عمرانی، ضوابط حفاظتی آثار تاریخی و فرهنگی موجود و اجرای طرح را از وزارت میراث فرهنگی استعلام و بر اساس آن اقدام کنند.

تفاوت «عرصه» و «حریم» در ابلاغیه‌های صادرشده به دستگاه‌های دولتی مشخص و عیان است. پس از ثبت ملی یا جهانی هر اثر، میراث‌فرهنگی استان مربوط موظف است عرصه، حریم درجه یک و حریم درجه دو اثر را تعیین و به دستگاه‌های دیگر ابلاغ کند، کما اینکه بیش از ۵۰ سال از ثبت جهانی این اثر باستانی می‌گذرد و عرصه و حریم‌های آن مشخص و ابلاغ شده‌اند.

نکته قابل‌توجه در مورد این اثر ارزشمند جهانی، این است که زمین‌های حریم درجه یک و درجه دو میراث جهانی چغازنبیل، در تملک میراث‌فرهنگی استان خوزستان نیستند، بلکه این زمین‌ها جزو اراضی ملی هستند؛ همین سبب شده که این اراضی قطعه‌قطعه و با کمک وام‌های دریافت‌شده از صندوق‌ذخیره ملی یا سایر صندوق‌ها و به بهانه اشتغال‌زایی، به بستری برای تخریب هویت و تاریخ و سودجویی عده‌ای بدل شوند.

اراضی ملی در نزدیکی چغازنبیل به همه مردم تعلق دارند و قابل واگذاری به غیر نیستند. این مسیر، بستر تمدنی سرزمینی است و هر شکلی از تعرض به آن، ارزش‌های این تمدن باستانی را تخریب می‌کند و آنچه باید به نسل بعد منتقل شود را ویران می‌کند و چیزی از آن باقی نخواهد گذاشت.

 

 

۹۶ درصد تالاب گاوخونی خشک شد

۹۶ درصد تالاب گاوخونی خشک شد

مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان از خشکیدن کامل ۹۶ درصد تالاب بین‌المللی گاوخونی خبر داد.منصور شیشه‌فروش به ایرنا گفت: «این تالاب در گذشته از سه منبع آبی رودخانه‌های زاینده‌رود، زرچشمه و ایزدخواست تامین می‌شد. کم آبی‌های چند سال گذشته و قطع جریان زاینده رود از سال ۶۶  در پی کمبود آب، بارش و خشکسالی، احداث سد رودخانه ایزدخواست در سال ۷۷ و رها نکردن حقابه تالاب از این سد، تخریب گیاهی و چرای بی‌رویه شتر و بز و تردد ماشین‌آلات و موتور در این منطقه مشکلات زیست محیطی بسیاری را برای این تالاب بوجود آورده است.»

او ادامه داد: «این تالاب در سال ۱۳۷۵ تحت پوشش تالاب‌های بین‌المللی کنوانسیون رامسر قرار گرفت زیرا به عنوان پیکره بزرگ منحصر به فرد، نقش مهمی در تغذیه آبهای زیرزمینی و کنترل سیلاب داشت.»

به گفته مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان این تالاب در گذشته زیستگاه مناسبی برای خرندگانی از جمله میش و قوچ و بالغ بر ۲۵ هزار قطعه پرنده بود که الان به جز تعداد محدودی، خبری از آنها نیست.شیشه‌فروش با اشاره به خشکی ۹۶ درصد این تالاب و تبدیل شدن آن به یک کانون گردوغبار در آینده گفت: «غبار این تالاب می‌تواند تا شعاع ۵۰۰ کیلومتر برسد و چند استان دیگر را هم فرا بگیرد به طوری که در تابستان امسال چند نوبت پدیده گردوغبار در استان مشاهده شد.»