بایگانی مطالب نشریه
تعرض به خانه بروجردیها با امضای میراث
مرضیه قاضی زاده | سازه بتنی به حریم خانه بروجردیها بیمحلی میکند. حتی دستور توقف پروژه نیز نتوانست جلوی ساختوساز این مجتمع تجاری، فرهنگی و پارکینگ را بگیرد. کار از کار گذشته است و دو طبقه زیرین این مجتمع ساخته شده است. حالا فعالان میراث به دنبال این هستند تا جلوی ساخت طبقه سوم را بگیرند. طبقهای که در صورت ساخت به طور قطع منظر این بنای تاریخی را برای همیشه مخدوش خواهد کرد. شهرداری کاشان بدون مجوز کمیسیون ماده پنج برای مجتمع تجاری پروانه ساخت صادر کرده و معاون مسکن و ساختمان راه و شهرسازی استان اصفهان گفته است که کاربری این مجتمع با طرح تفضیلی مغایر است اما معاون شهردار کاشان به «پیام ما» میگوید نمیشود که گردشگر بیاید و غذا نخورد و اقامت نکند. مسئولان شهری میگویند در این سه سال مکاتبهها بسیاری با میراث صورت گرفته و نقشهها را میراث امضا کرده است.
در روزهای گذشته مسئولان میراث و شهرداری کاشان در گفتوگو با «پیام ما» از موافقت خود برای ساخت مجتمعی با رعایت ضوابط قانونی و ارتفاع مجاز سخن گفتند. مهران سرمدیان، معاون مدیر کل و رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کاشان گفته بود که تمام مراحل قانونی برای اجرای این پروژه انجام شده است و میراث مخالفتی با اجرای این پروژه گردشگری ندارد. چند روز بعد اما تمام این گفتهها در هم شکست. امیر زاغیان، معاون مسکن و ساختمان راه و شهرسازی استان اصفهان دستور توقف این پروژه را صادر کرد و از شهردار کاشان خواست تا توجه بیشتری به حریم و منظر بناهای تاریخی داشته باشد.
حالا چهار روز از حکم توقف پروژه تجاری مجاور خانه بروجردیها میگذرد و هنوز آب از آب تکان نخورده است. قرار بود این پروژه همان روز سهشنبه که معاون مسکن و ساختمان راه و شهرسازی استان اصفهان به شهردار این استان نامه نوشت، متوقف شود. امیر زاغیان در نامه به شهردار اصفهان متذکر شده بود که کاربری این مجتمع تجاری، فرهنگی و پارکینگ، مغایر با کاربریهای مصوب طرح جامع و تفصیلی پیشنهادی بوده است.
معاون شهردار کاشان اما معتقد است که هیچ تغییر کاربری صورت نگرفته است. حسن نعناکار به «پیامما» میگوید: «در طرح تفضیلی که مصوب شده ولی هنوز به ما ابلاغ نشده، کاربری این پلاک گردشگری و قسمتی هم پارکینگ تعیین شده است.» او معتقد است که چون هیچ تغییر کاربری صورت نگرفته نیازی هم به مصوبه کمیسیون ماده 5 نداشته است: «من کسی را متهم نمیکنم ولی در نامهای که نوشتند، ذکر شده که در صورتی که طرح مغایر طرح تفضیلی باشد، اخذ مصوبه کمیسیون ماده 5 الزامی است.» میپرسد آیا گردشگری و پارکینگ مغایر طرح تفضیلی است؟ خود پاسخ میدهد: «بله، اسمش را میگذارند تجاری ولی در اصل گردشگری است.»
اشاره مستقیم او به نامه فریدون الهیاری، مدیرکل اداره میراث فرهنگی استان اصفهان در تاریخ ۲۳/۵/۹۷ است. الهیاری در آن نامه خطاب به شهردار کاشان، گفته بود از آنجا که این پلاک در حریم بلافصل خانه بروجردیها قرار دارد، اولا هرگونه تغییر کاربری باید برای سیر مراحل قانونی به کمیسیون ماده پنج ارجاع شود، ثانیا این طرح در صورت تطبیق با کاربری مصوب طرح تفصیلی شهر کاشان، مورد تایید اداره کل میراث اصفهان است.
معاون شهردار کاشان هم میگوید که نمیشود گردشگر فقط بازدید کند و غذا نخورد و اقامت نکند: «آنجا میخواهند چند مغازه بزنند. تمام غرفهها در رابطه با صنایعدستی کاشان است؛ زریبافی، حصیر بافی، گلیمبافی و غیره. قرار نیست که در مغازهها السیدی و گوشی موبایل بفروشند. تمام خدمات، مرتبط با گردشگری است و برای همین هم کاربری همان کاربری گردشگری سابق است.»
موافقت میراث اولیه و مشروط است
شهرام امیری، کارشناس و مدیر روابط عمومی اداره میراث فرهنگی استان اصفهان اما حرف دیگری میگوید. او چندی پیش به جامجم گفته بود: «کارشناسان میراث هم پیگیر و متوجه نکات غیرقانونی که ناشی از شیطنت شهرداری کاشان بوده و پای دادستان را هم به میدان باز کرده، هستند.» به گفته او، موافقت میراث اصفهان با ساخت مجتمع تنها یک موافقت اولیه و مشروط به ملاحظه و رعایت منظر و حریم خانه بروجردیها بوده و شهرداری کاشان آن را حمل بر موافقت کامل برداشت کردهاست.»
شهرداری کاشان بدون مجوز کمیسیون ماده پنج برای مجتمع تجاری پروانه ساخت صادر کرده و حالا همین امر منجر به زیر سوال رفتن عملکرد او شده است. نعناکار،معاون شهردار کاشان میگوید بررسی طرح تفصیلی کاشان از سال 92 شروع شده و تا سه سال و نیم بعد هم ادامه داشته است. او میگوید اگر کسی بخواهد در حریم بافت تاریخی ساختوسازی انجام دهد باید با میراث مکاتبه کند و تاکید میکند که سرمایهگذار این کار را در همان سال انجام داده است: «ما سال 95 با سرمایهگذار توافق کردیم. یعنی همان سالی که طرح تفصیلی در حال بررسی و تصویب بود، در تمام مراحل تصویب هم نماینده میراث حضور داشت.» نعناکار میگوید در طرح، پارکینگ و گردشگری برای این مجتمع دیده شده است. «ما پارکینگ و گردشگری را تصویب کردیم. در این سه سال مکاتبههای بسیاری با میراث داشتیم و همه نقشهها را میراث امضا کرده است.»
تنها حکم توقف نیست که اجرایی نشده است. جلسه کمیته فنی میراث فرهنگی نیز به فراموشی سپرده شده و فعالان میراث مدام سردوانده میشوند. قرار بود این کمیته فنی در تاریخ چهارشنبه 28 آبان، در اداره میراثفرهنگی کاشان با حضور کارشناسان برگزار شود. اما این جلسه به دلیل محدودیتهای کرونایی و احتمال بیماری اعضا، در ابتدا به شنبه آینده موکول و سپس لغو شده است. بعضی علت لغو جلسه را نگرانی به دلیل تصویب نشدن پروژه در کمیته فنی میدانند. این کمیته با حضور اساتید دانشگاه، صاحب نظران و کارشناسان میراث تشکیل میشود.
مدیر روابطعمومی اداره میراثفرهنگی استان اصفهان پیش از این گفته بود که طرح و نقشه مجتمع باید دوباره در شورای فنی میراث فرهنگی اصفهان و بعد هم شورای فنی وزارتخانه مطرح شده و در صورت تصویب نهایی، اجرایی شود. امری تأکید کرده بود که اگر روالی غیر از این اجرا شود، تخطی از قانون است و میراث این امکان را دارد که از طریق قضایی شکایت و جلوی کار را بگیرد. اما حال نه خبری از جلسه کمیته فنی است و نه شکایت میراث فرهنگی.
محمد مشهدی نوش آبادی، پژوهشگر تاریخ معماری و فرهنگی کاشان به «پیام ما» میگوید: «اینجا هیچ مجوز قانونی اعم از کمیسیون ماده 5 را ندارد. قرار بود این طرح با تصویب طرح تفصیلی شهر و تاییدیه آن توسط میراث معنا پیدا کند.» او میگوید که کاربری این خانه تجاری نبوده است: «خیابان علوی پر است از آثار تاریخی، حتی در نبش خیابان. وجود یک مجتمع تجاری آن هم با بتن و سیمان به هیچ وجه در آن منطقه به صلاح نیست و سبب آسیب همیشگی برای این خیابان خواهد بود.» اشاره او به شلوغی بالای این خیابان است و میگوید: «این خیابان بسیار کوچک است. همین حالا هم وقتی گردشگری میآید با شلوغی و انبوهی مواجه است. درست است که 20 پارکینگ در طبقه پایین مجتمع ساختهاند، اما این 20 پارکینگ تا چه اندازه میتواند مشکل ترافیک این خیابان را برطرف کند؟»
تعطیلی هم جلوی آلودگی هوا را نگرفت
بر اساس اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، هوای پایتخت طی آبان ماه ۲۱ روز در شرایط قابل قبول و ۹ روز به دلیل افزایش غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار داشت.
به گزارش ایسنا، آبان ماه سال گذشته تهرانیها ۱۹ روز هوای قابلقبول تنفس کردند و کیفیت هوا طی ۱۱ روز نیز به دلیل افزایش غلظت ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون برای گروههای حساس ناسالم بود.
بر اساس آخرین سیاهه انتشار شهر تهران، سهم منابع متحرک مانند تاکسیها، خودروهای شخصی، اتوبوسها و… در تولید ذرات معلق ۶۰ درصد است که در این بین خودروهای دیزلی پررنگترین نقش را دارند. ذرات معلق میتوانند بیماریهای قلبی و ریوی را تشدید کنند.
اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان میدهد که در آبان ماه سال ۹۷ کیفیت هوا طی چهار روز در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفت. در اینبازه زمانی هوای تهران ۲۶ روز در شرایط مطلوب قرار داشت که در این بین سهم هوای قابل قبول ۲۲ روز و سهم هوای پاک چهار روز گزارش شده است.
کیفیت هوا در تهران طی آبان ماه در حالی ۹ روز در شرایط آلوده قرار داشت که امسال آلودگی هوا علاوه بر آثار سوء بر سلامت سبب تشدید شیوع بیماری کووید ۱۹ نیز میشود. وزارت بهداشت پیش از این نسبت به خطر تشدید کرونا در شهرهای با هوای آلوده هشدار داده بود. از اینرو ضرورت اجرای اقداماتی برای کنترل آلودگی هوا دو چندان شده است. وزارت بهداشت توصیه کرد که در روزهای آلوده تا حد امکان از منزل خارج نشویم.
پرندگان مهاجر به باغهای پرندگان فروخته میشوند
فاطمه باباخانی | سکوت حکمفرماست، تنها صدای آرام نفس کشیدن میآید، از زیر سایبان آرام مرغابیهای خائن را پرواز میدهد، چرخی میزنند و آرام به جای خود باز میگردند. چنگرها و مرغابیهای سرسبز هم در ادامه گردشی میکنند و در کنار یهودای خویش مینشینند. کوچکترین اقدامی برای پر زدن به کشیدن بند توسط مرد زیر سایبان منجر میشود. در دامگاهها مرگ تنها کلام آشناست. چرا در استان مازندران حجم شکار پرندگان چنین بالاست؟ برای رفع این چالش آیا اقدامهای ضربتی کفایت میکند؟ و چگونه میتوانیم به درآمدزایی با دوربین به جای شکار برسیم؟
در وبیناری که انجمن علمی محیطزیست دانشگاه کردستان برگزار کرد، محمود قاسمپوری، عضو هیات علمی گروه محیطزیست دانشگاه تربیت مدرس، آرش حبیبی آزاد، موسس گروه پرندهنگری بایقوش و کوروس ربیعی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیطزیست مازندران تلاش کردند به این پرسشها پاسخ دهند. مهرداد قاسمپوری، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس شکار پرندگان مهاجر را داستان غمانگیزی میداند که هر سال از سوی کارشناسان و فعالان محیطزیست درباره آن هشدار داده میشود و با این حال این روند همچنان ادامه دارد. او میگوید: «تکرار انتشار عکسهای پرندگان شکار شده و هشدار درباره آن و رسیدگینکردن به این چالش حساسیت عمومی را نسبت به آن از میکاهد.»
در اطراف تالاب ازباران در مازندران دامگاهها حالت مثلثی دارند و یک تورفتگی در اطراف آن ایجاد کردهاند. انگار که یکی نقشهای دایرهای شکل را گرفته و تا زده و با قیچی برشی داده باشد تا به جای انحنای دایره حالا با نقشهای زاویهدار مواجه باشیم. قاسمپوری درباره وضعیت هر یک از این زاویهها عنوان میکند: «مدیریت هر یک از این مثلثها مربوط به یک خانواده یا فامیل است. مثلا دامگاه جوکار متعلق به آقای جوکار یا او و پسرعموهایش است. گاهی دامگاهها استیجاری هستند و هزینههای آنها بسیار بالاست. به عنوان مثال چند سال پیش رقم اجاره یک دامگاه به 20 تا 30 میلیون هم میرسید و حالا حساب کنید که در یک تالاب مانند ازباران حدود سی یا سی و چند مورد دامگاه داریم.»در دامگاهها گاه فرآیند شکار با مرغابی خائن آغاز میشود. این مرغابی از بازارهای گیلان تهیه شده و از آنجا که قرار نیست چاق شود تا نتواند پرواز کند با دانه جارو تغذیه میشود و نسبت به سایر مرغابیهای هم گروه خود قیمت گرانتری دارد. اما چرا این مرغابی سرسبز اهلی خائن خوانده میشود؟ این استاد دانشگاه میگوید: «این مرغابی دستآموز توسط دامگاهدار رها میشود و پس از چرخ زدن در دامگاه مینشیند. خوتکاها و اردکهای سرسبز مهاجر به دنبال او وارد «دوماچال» یا چاله دامگاه میشوند و اینجاست که دامگاهدار با کشیدن طناب آنها را گیر میاندازد. در این روش بیش از همه اردکهای سرسبز هستند که فریب خورده و قربانی میشوند.» به گفته او نسبتهای جمعیتی که به مناطق میآیند و همچنین فصل مهاجرت گونهها کاملا متفاوت است. به عنوان مثال ابتدا خوتکای ابرو سفید میآید و بعد اردک نوکپهن و غازها که در آذرماه به این مناطق مهاجرت میکنند و دی ماه هم نوبت به باکلانها میرسد. قاسمپوری با اشاره به شکار و چگونگی حل این چالش میگوید: «شکار یک معادله چند مجهولی است و ما باید ذینفعان و ابعاد مختلف آن را در نظر گرفته تا بتوانیم آن را به مسیر درست برگردانیم.»
با دنیا هماهنگ نیستیم
آرش حبیبیآزاد، موسس گروه پرندهنگری بایقوش در سخنانش بر کریدورهای مهاجرت پرندگان تمرکز کرده و عنوان میکند: «در مهاجرت پرندگان اتفاقات دیدنی را شاهدیم. نمونهاش سِسکبیدی که برای زادآوری از آفریقا به شمال اروپا و یا شمال روسیه میرود و یکی از طولانیترین مسیرهای مهاجرت را دارد. در مقابل محدوده مهاجرت سسک بیدی کوچک در ایران و پاکستان و افغانستان است. سسک بیدی سبز برای زمستان به هند و سریلانکا میرود و سسک سبز مسیر دایرهای و حلقوی را انتخاب میکند. هنوز مشخص نیست چرا این شکل از مهاجرت از سوی این گونه برگزیده میشود. تنها میدانیم که سسک سبز از کوههای بلند هیمالیا اجتناب کرده و آن را دور میزند.مهاجرت تنها مختص پرندگان نیست. حبیبیآزاد در ادامه سخنانش به دهههای قبل تهران ارجاع میدهد. آن وقت که قوچ و میشهای ورجین به سمت سرخه حصار گدار میکردند، در آن زمان هنوز اتوبانها احداث نشده بودند و مسیرهای مهاجرت پستانداران دچار اختلال نشده بود. گویی پرندگان به واسطه شکل زیستیشان توانستند این روند را ادامه دهند، او پس از این گفتهها اضافه میکند: «مسیر مهاجرت پرندهها هنوز برای ما قابل دیدن است. بنابراین جای آن دارد که دیگران را تشویق کنیم این شگفتی آفرینش را ببینند.»تغییر اقلیم چه تاثیری بر مهاجرت پرندگان گذاشته است؟ این کارشناس در این باره به تاثیر این پدیده بر زندگی مگسگیرهای ابلق اشاره و اضافه میکند: «چرخ ریسکهای بزرگ گونههای بومی اوراسیا هستند که لانهسازی میکنند و وقتی جوجهها بزرگ شدند و لانه را ترک کردند، مگسگیرهای ابلق که گونههای مهاجری هستند، از آفریقا میرسند و از لانههای ترکشده چرخ ریسکهای بزرگ استفاده میکنند. گرمتر شدن زمستانها این هماهنگی را به هم زده است و مگسگیرهای ابلق زمانی به لانهها میرسند که هنوز اشغال است و تعداد بالایی توسط جوجهها و چرخریسکهای بالغ کشته میشوند. این تنها نمونهای از بلایی است که ما بر سر طبیعت آوردهایم. مثالها در این زمینه فراوان است.»
از نگاه حبیبیآزاد باید از باورهای فرهنگی گذشته در راستای نزدیککردن مردم به پرندگان و برنامههای حفاظتی بهره گرفت. او میگوید: «در ایران ما لکلک را به اسم حاجی لکلک میشناختیم و منتظر بودیم از مکه بیاید. پرستو برایمان نماد بهار بود و درناها برایمان ارزشمند بودند. البته این تنها منحصر به فرهنگ ایرانی نیست. در غرب بر اساس باورهای فرهنگی بچهها توسط لکلکها آورده میشدند. خوب است که این باورها را کماکان حفظ کرده و توجه مردم را به این گونهها جلب کنیم.»او با انتقاد از رویه وزارت میراث فرهنگی و گردشگری عنوان میکند: «در دنیا 9 می را به عنوان روز جهانی پرندگان مهاجر جشن میگیرند. در مقابل این وزارتخانه چهارم آذر را به عنوان روز پرندهنگری انتخاب کرده است. پرسش این است که چرا ما نباید با دنیا هماهنگ باشیم؟ اگر این همزمانی میان تقویم ما و تقویم جهانی وجود داشت ممکن بود یک پرندهنگر خارجی هم به این مناسبت به کشور ما بیاید.»او ادامه میدهد: «بسیاری از کشورها تلاش میکنند با جذب پرندهنگرها راههای کسب درآمدی غیر از شکار را تقویت کرده و به این ترتیب حفاظت را ارتقا دهند. این در حالی است که ایران و سوریه و مصر و عراق به عنوان کشورهایی که در مسیر مهاجرت قرار دارند به عنوان قتلگاه پرندههای مهاجر شناخته شدهاند. قبول داریم که وضعیت در مصر بسیار اسفناک است اما ما هم دست کمی نداریم. ما باید بتوانیم به بهرهبرداری پایدار با انتفاع جوامع محلی برسیم. علاوه بر آن نیازمند ورود دانشگاهها و کتابخانهها به این مسئله هستیم زیرا یکی از رسالتهای دانشگاه این است که پرندگان و سایر گونههای حیات وحش را به مردم معرفی کند.»
سالانه دو هزار اسلحه غیرقانونی در مازندران کشف میشود
هر سال به فصل مهاجرت پرندگان مهاجر که میرسیم بسیاری در مازندران و سایر استانها در پی خرید پرندههای مهاجر از شکارچیان و دامگاهداران میشوند. به این ترتیب چاقوها دوباره تیز میشود برای سر بریدن و کندن پر پرندههایی که در مسیر مهاجرتشان به این منطقه سبز رسیدهاند. مازندران سالهاست که برای قتل عام پرندگان مهاجر در مرکز انتقادهاست. کوروس ربیعی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیطزیست مازندران دیگر سخنران وبینار در همین رابطه میگوید: «شکار در استان مازندران به واسطه قرارگیری این استان در مسیر مهاجرت پرندگان، داشتن تالابهای وسیع و تراکم جمعیت انسانی بالاست. در واقع همانقدر که ما تالابها را مقصد پرندگان مهاجر میدانیم، گروههایی هستند که آنها را فرصتی برای شکار میدانند و پرندگان محبوبشان برای شکار هم اردکها و غازها هستند.»
نسبتهای جمعیتی پرندگان مهاجر در تالابهای مازندران در یک بازه زمانی پنج ساله از 2016 تا 2020 از جمله مواردی است که این مقام مسئول به آن اشاره میکند. بر اساس برآوردهای انجام شده جمعیت پلیکانها در این بازه زمانی افزایش داشته و از 280 فرد در سال 2016 به 870 فرد در سال 2020 رسیده است. این در حالی است که جمعیت فلامینگوها تقریبا نصف شده و از 57 هزار فرد به 26 هزار کاهش داشته. چنگرها از 316 هزار فرد به 300 هزار فرد کاهش یافتهاند و کنارآبزیها که جمعیتشان 57 هزار فرد بوده به 48 هزار فرد رسیده است. به این ترتیب جمعیت کل پرندهها روندی کاهشی داشته و از 808 هزار فرد به 680 هزار فرد رسیده است.
ربیعی میگوید: «ما با دو دسته تهدیدهای بیرونی و درونی مواجه هستیم. در بخش تهدیدهای درونی میتوان از نبود برنامهریزی و پایش، آموزش سیستماتیک، نیروی متخصص و اجرایی، هماهنگی با برنامههای بینالمللی حفاظت و منابع کافی و تجهیزات نام برد. تهدیدهای درونی هم شامل تغییر کاربری و تخریب زیستگاه و اختلال زیستگاهی ناشی از شکار و بیماریهاست. در بخش بیماریها سال قبل شاهد تلفات گسترده تنها در میانکاله بودیم که 90 درصد آنها را چنگرها، 5 درصد را فلامینگو و 5 درصد بقیه را مرغابیها، اردکها و چند گونه پرنده شکاری تشکیل میداد.»
او درباره شکار و گستردگی آن در استان مازندران میگوید: «سالانه دو هزار سلاح از متخلفان کشف میکنیم که اگر این تنها 10 درصد سلاحها باشد نشان میدهد ما با چه درصدی از شکاریان مواجه هستیم. این را در کنار دامهای هوایی که بگذاریم اوج فاجعه عیان میشود.»
چه عواملی باعث میشوند که تعداد شکارچیان در این استان چنین بالا باشد؟ رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیطزیست مازندران معتقد است که گستردگی زیستبومهای تالابی در این منطقه در کنار عرف و سابقه شکار، فرهنگ و باور مردم، فراوانی گونههای مطلوب شکارچیان و زندهفروشی به باغ پرندگان را میتوان از دلایل این امر دانست. او میافزاید: «در شمال 500 آببند در کنار روستاها داریم. روستاییانی که نیمی از سال فراغت دارند و سلاح هم دارند، کنار آببند میآیند و دست به شکار میزنند. علاوه بر آن برخی گونههای خاص را میتوانند با قیمت خوبی به باغهای پرندگان بفروشند و درآمد کسب کنند.»
او با اشاره به اینکه بازارهای فروش پرندگان در بابلسر، ساری، بابل و جویبار جمع شده، از بازار فریدونکنار به عنوان تنها بازار باقیمانده برای مبادله پرندگان به شکل مجاز و غیرمجاز نام میبرد و اظهار امیدواری میکند که شیوههای جدید صید برچیده شده و نگاه تجاری به پرندگان حذف شود.
حادثه نطنز خرابکاری صنعتی بود
چند ماه پس از وقوع حادثه انفجار در یکی از سایتهای نیروگاه نظنز، در تازهترین اظهار نظر سردار حسین دهقان، مشاور فرمانده کل قوا در صنایع دفاعی، به شکلی صریحتر دلیل این اتفاق را بازگو کرده است. دهقان در گفت وگو با آسوشیتیدپرس با اشاره به حادثهای که تیرماه سال جاری در مجتمع شهید احمدی روشن (نطنز) رخ داد، این حادثه را یک خرابکاری صنعتی عنوان کرد و گفت: کسانی که متولی نصب یک سری تجهیزات بودند، در زمانی تغییراتی را در آنجا ایجاد کردند که منجر به انفجار شده است. خلاصه ای از این گفتوگو که از سوی ایسنا منتشر شده، پیش روی شما است.
سردار دهقان درباره خرابکاری در سایت هسته ای نظنز که تیرماه امسال رخ داد، گفت: «بالاخره یک خرابکاری صنعتی بود و این موضوعی قطعی است. کسانی که متولی نصب یک سری تجهیزات بودند در زمانی تغییراتی را در آنجا ایجاد کردند که منجر به انفجار شده است». او تاکید کرده که بازسازی این سایت ادامه دارد و «توقفی در کار نیست».
موضع ایران دربرابر اسرائیل
دهقان در بخشی از این مصاحبه درباره موضوع ایران دربرابر اسرائیل گفته است: «بنابراین اسرائیل همواره به دنبال این بوده است که ما را به عنوان تهدید و آن هم تهدیدی فوری برای خود تلقی کند. همواره تلاش کرده خود را به مرزهای ما نزدیک کند و تلاش کرده است که به جنگی مذهبی دامن بزند. از این منظر تلاش کردند که ایران را تهدیدی برای دنیای اسلام و عرب جلوه داده و ایران هراسی کنند. آنان این مسیر را تاکنون ادامه دادند. اینها سیاستهایی است که بستری را برایشان فراهم میکند تا بتوانند با همه همسایگان ما و همه کسانی که در سراسر جهان به نوعی با ما تعامل دارند اثرگذاری کرده و سیاستهایشان را علیه ما سامان دهند. حال سوال بعدی این است که اسرائیل با جغرافیا، جمعیت و توان خود میتواند پایگاه های نظامی را در سراسر منطقه ایجاد کند؟ پاسخ منفی است. آیا میتواند در دراز مدت روی این پایگاه ها حساب کند؟ پاسخ منفی است. ذهنیت شکل گرفته تاریخی مسلمانان، هیچگاه اشغال فلسطین و بیتالمقدس را تمکین نکرده و نپذیرفته است. در حقیقت اسرائیل با اشتباهات راهبردی که انجام میدهد، جبهه گستردهای را فراهم میکند که علیه خودش به کار گرفته خواهد شد. موضع ما کاملا مشخص است. ما اسرائیل را به رسمیت نمیشناسیم و معتقدیم تعیین تکلیف وضعیت آینده و سرنوشت فلسطین اشغالی به دست خود مردم فلسطین انجام میشود».
بایدن یا ترامپ؟
رابطه ایران و آمریکا و موضوع انتخابات ریاست جمهوری این کشور بخش دیگری از گفتوگوی دهقان با آسوشیتیدپرس را تشکیل میدهد. دهقان در اینباره گفت: «اگر از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز را بررسی کنیم میبینیم که هم دموکراتها سرکار بودند و هم جمهوریخواهان. تا قبل از وقوع جنگ، هر اقدامی که در کشور رخ داده که به نوعی نظام را تهدید میکرده است حتما مورد حمایت آمریکاییها و اسرائیلیها بوده و دیگر کشورهای منطقه نیز به نوبه خود سهمی در آن ایفا کردند. در دوران جنگ، این آمریکاییها بودند که صدام را به جنگ تحریک کردند. در طول جنگ نیز همه اقدامهای آمریکاییها، اروپاییها و کشورهای منطقه در حمایت از صدام و در مقابل ما بود. او را تجهیز کردند، حتی تحریک بیشتری کردند و تا آخر در میدان نگه داشتند. در آخر نیز آمریکاییها هواپیمای مسافربری ما و سکوی نفتی ما را زدند. قبل از انقلاب هم که تجربه خوبی از آمریکاییها نداشتیم؛ از کودتای مردادماه بگیرید تا حمایت مستمر و تمام عیار از نظام سیاسی که مدافع و تامینکننده منافع خودشان بود. شکنجهها، تبعیدها و … جز کارهایی است که در کارنامه سیاه آمریکاییها در برابر ملت ما به چشم میخورد. عرض کردم که هم دموکراتها سرکار بودند و هم جمهوریخواهها. بنابراین این که بگوییم کدامیک علیه ما و کدامیک به نفع ماست، سادهاندیشی است. آنان عمقی در سیاست و راهبرد خود دارند در عین این که عملگرایند، عملیات هم میکنند. حرف آمریکاییها از ابتدا با ما چه بود؟ عدم پذیرش یک نظام که ما باشیم. بنابراین در راستای براندازی و تغییر رفتار ما اقدام کردند. تغییر رفتار به این معنا که در برابر خواستههای او تسلیم شویم. این سیاستهای ثابت آمریکاییها بوده است. ایران نشان داده است که نه قابل براندازی است و نه تسلیم میشود».
مذاکرات هستهای و برجام
وزیر سابق دفاع ایران در بخش دیگری از این گفت وگو گفت: «در مذاکرات هستهای وقتی برجام را پذیرفتیم، بر مبنای آن چیزی که در آن آمده بود، برنامه هستهای خود را به آژانس اعلام کردیم. گفتیم که میخواهیم برمبنای برجام در چه بازههای زمانی چه کنیم و … بنابراین برنامه ما روشن و اعلام شده است. مهم این است که بدانیم چه اتفاقی افتاد؟ اولا چه کسانی با برجام مخالف بودند؟ حتما اروپاییها نمیخواستند ما به حدی از توانمندی برسیم اما در این بین کسانی که با برجام مخالفت کردند تندروهای آمریکایی، اسرائیلی و عربستانی بودند. حرف آنان این بود که برجام توافق خوبی برای ایران از منظر آنان نیست چرا که ایران را هستهای کرد. ما هیچ وقت بنای برهم زدن چیزهایی که در برجام توافق کرده بودیم را نداشتیم اما چه کسی برجام را زیر پا گذاشت و از آن خارج شد و در عین حال کسانی که در برجام مانده بودند نیامدند تا در حوزه منافع ایران که در برجام پیشبینی شده بود، عمل کنند. اروپاییها چند سال است که بازی میکنند و وقتکشی کردند.
حتی در میدانی که آمریکاییها میخواستند بازی کرده و از خود هیچ عزم و ارادهای نشان ندادند. حال سوال این است که ما به تعهداتمان عمل کردیم و طرف مقابل ناقض تعهداتش بود. در دوران برجام فرصتها و امکاناتی برای ما پیشبینی شده است. جمهوری اسلامی ایران تا به امروز براساس همان ظرفیت حقوقی که در برجام برای ما توافق شده بود، عمل کرده است و خارج از آن عمل نکردیم. حال بحث این است که برجام چه میشود؟ در ابتدا باید دید که برجام چه قدر زنده است و چه قدر قابل احیاست؟ کسانی که حرف از برجام میزنند مقصودشان این است که برجام 2 و 3 را دنبال کنیم. ما چنین بحثی را در ادبیات خود نداریم و در فضای ذهنی سیاسی ما نیست. اگر به برجام معتقدند، به صورت کامل به آن برگردند و اگر مشکلاتی را در این بازه زمانی به وجود آوردند جبران کنند. به اعتقاد من در برجام، حق غنیسازی برای ملت ایران و استفاده صلحآمیز از آن کاملا پذیرفته شده است. در آنجا هم گفتیم که به سمت سلاح نمیرویم، نرفتیم و نخواهیم رفت. آنان از نظامیشدن بحث هستهای ما میترسند و جالب است کسانی میترسند که خودشان آن را دارند و نمیخواهند دیگران داشته باشند. ما دنبال این سلاح نیستیم و نخواهیم بود. در حقیقت، در هیچ شرایطی ظرفیت دانشی و فناوری هستهای خود را برای کاربردهای صلحآمیز آن با کسی معامله نمیکنیم.»
سرشماری پرندگان و چالشهای پیش رو
یادداشتی از میثم قاسمی معاون محیط طبیعی محیط زیست هرمزگان
برای اینکه بتوانیم آمار دقیقی از پرندگان مهاجری که به کشور ما میآیند به دست بیاوریم با محدودیتها و چالشهایی مواجه هستیم که میتوان آنها را در دو دسته طبقهبندی کرد: مسائل مدیریتی و محدودیتهای طبیعی.
محدودیت مدیریتی شامل کمبود نیروی متخصص است. باید توجه داشت دقت و سرعت کافی برای پوشش مناسب در بسیاری از سایتها الزامی است، چرا که تفاوت تبحر و تعداد افراد نتایج را تحتالشعاع قرار میدهد و گاه نقص در مقایسه آمار در سالهای مختلف را شاهدیم. همچنین مدت زمان سرشماری محدود است و باید در سطح جهانی ژانویه هر سال تمام برنامهریزیها انجام شود اما با این تعداد اندک نیرو برای ما چندان امکانپذیر نیست.
یکی دیگر از مسائل ما برای انجام سرشماریها به هزینههای آن برمیگردد. در هر سرشماری در یک منطقه مثلا در استانهای جنوبی برای ساماندهی یک تیم گاهی حداقل به 6 نفر نیازمندیم و هزینه سوخت خودرو و قایق، کرایه قایق، رفتوآمد از سایر استانها، اسکان و غذا را هم باید به آن افزود. با این حال کمبود و نوسان میزان اعتبارات و تخصیص نیافتن به موقع، تامین این هزینهها را بسیار دشوار میکند.
درباره گونههای زادآور هم برنامههای مدونی از سوی سازمان محیط زیست وجود ندارد؛ شاید چون اعتبار مخصوصی برای آن نداریم به ویژه در جنوب که در فصل گرم کار بسیار دشوار است. همچنین برای ساماندهی علاقهمندانی که میخواهند داوطلبانه شرکت کنند هنوز وحدت رویه وجود ندارد تا از قبل آموزش ببینند و با مشکلات آشنا شوند زیرا در سرشماری وقتی برای آموزش نیست.
از سوی دیگر محدودیتهای طبیعی در امر سرشماری هم شامل هفت مورد میشود.
یک- آب و هوا (بازه زمانی سرشماری فصل پربارش در بسیاری از مناطق کشور است و بارندگی، باد شدید و یخبندان از عوامل محدودکننده یک سرشماری مطلوب است).
دو- تعدد و وسعت سایتهای سرشماری (در صورت شمارش کل سایت در مدت کمتر، دقت سرشماری بالاتر میرود در نتیجه تعداد و وسعت سایتها از عوامل محدودکننده است).
سه- غنای زیستگاه و تراکم و تنوع بالای پرندگان (در صورت وجود محدودیتهای جانبی نظیر تعداد و تبحر افراد سرشماریکننده و محدودیت زمان، شمارش مشکل خواهد شد).
چهار- جزر و مد (گاه جزر و مد به سه کیلومتر میرسد و از این رو زمانبندی باید با جزر و مد هماهنگ باشد. برخی گونهها در زمان مد حضور دارند و برخی دیگر در زمان جزر. بنابراین لزوم انطباق زمان مناسب اجرای کار به لحاظ نور و موارد دیگر با سرعت جزر و مد روزانه تغییر میکند. همچنین در برخی سایتها تنوع گونههای قابل رویت در زمان جزر و مد متفاوت است و لزوم شمارش در هر دو حالت را باید داشته باشیم).
پنج- نبود دسترسی راحت به محل تجمع پرندگان (در سواحل گلی وسیع گاه نیاز است 10 کیلومتر پیادهروی کنید تا به سایت مورد نظر برسید.
همچنین در تالابهای داخلی، خشکسالی منجر به کاهش سطح محدوده آبی و دوری محل تجمع پرندگان میشود).
شش- استتار پرندگان در نیزارها یا جنگلهای حرا (این مورد ممکن است موجب خطای دید شود).
هفت- امنیت زیستگاه و تعارضاتی نظیر حضور صیادان، شکارچیها، نظامیان و سایر ذینفعان.
نکته پایانی اینکه با وجود آنکه در موضوع پرندگان بیشتر تمرکز روی استانهای شمالی است اما هرمزگان یکی از استانهای مهم از نظر تنوع زیستی است. این استان از جهت تاثیرپذیری از سه قلمرو جغرافیایی، قرار گرفتن در باریکترین قسمت سواحل شمال و جنوب خلیج فارس و دریای عمان و وجود زیستگاههای متنوع در سطح استان برای موضوع پرندگان مهم است. سواحل جزر و مدی، جنگلهای مانگرو، زیستگاههای دریایی، جزایر، زیستگاههای کوهستانی و صخرهای، زیستگاههای بیابانی، درختزارهای طبیعی و زیستگاههای باغی در این استان باعث تنوع زیستگاههای پرندگان شده و بر اساس مشاهدات 374 گونه از 556 گونه در کشور یعنی معادل 67 درصد در استان هرمزگان حضور دارند. همین موضوع است که لزوم توجه بیشتر به هرمزگان را ایجاب میکند.
این مبارزه توجیه اقتصادی ندارد
نتایج یک مطالعه نشان می دهد که نصب فیلتر دوده روی خودروهای دیزلی غیر فرسوده از جهـات اقتصـادی و کارایی مناسب، نسـبت بـه ناوگان فرسوده توجیهپذیرتـر است.
همه ساله با شروع فصل پاییز، موسم آلودگی هوا در شهر تهران نیز آغاز میشود. وارونگی دما که خاصه فصول سرد سال است عموما به شدت آلودگی هوا میانجامد و نفس شهروندان را بند میآورد. یکی از مهمترین منابع آلاینده هوای تهران اما ناوگان حمل و نقل فرسوده پایتخت است که حجم بالایی از آلودگی را به شهر تحمیل میکند. مسئولان و متولیان امر شهری همواره نسبت به وضعیت آلودگیای که اتوبوسها یا تاکسیها در شهر تولید میکنند، هشدار میدهند اما به نظر میرسد که راهکاری بلندمدت برای رفع آن وجود ندارد.
سال گذشته بود که زهرا صدراعظم نوری، رییس کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران در صحن شورا اعلام کرد که: «منشا آلودگی هوا منابع آلاینده متحرک است که 80 درصد آلودگی از این ناحیه به وجود میآید و منابع آلاینده ثابت که سهمش تنها 20 درصد است، از منابع آلاینده متحرک خودرو و سوخت عامل مهم است بنابراین هر چه قدر سوختها و خودروها استاندارد باشند آلودگی کمتری تولید میکنند.» امسال هم آرش میلانی، رئیس کمیته محیط زیست و خدمات شهری در نطق پیش از دستور از افزایش آلایندههای متحرک ایجاد شده توسط ناوگان حمل و نقل عمومی گفت و به لزوم استفاده فیلتر دوده در اتوبوسهای شهر تهران اشاره کرد: «صرفا 50 اتوبوس جدید در دست تحویل مجهز به فیلتر شدهاند. به نظر میرسد با توجه به ایجاد ظرفیت تامین فیلتر دوده از صنایع داخلی، شهرداری نیازمند بازنگری جدی در رویکرد تخصیص منابع بوده و لازم است در برنامه بهسازی 500 اتوبوس خود، نصب فیلتر دوده را در اولویت کاری قرار دهد.»
او همچنین اعلام کرده بود که 40 درصد از آلودگی هوای شهر تهران به خودروهای فرسوده ارتباط دارد: «در سال گذشته تنها هفت درصد خودروهای فرسوده به مراکز معاینه فنی تهران مراجعه کردند. از سوی دیگر با ابطال آییننامه مربوطه توسط دیوان عدالت اداری راه حل اسقاط خودرو دچار مشکلات جدی اجرایی شده است.»
مبارزهای که توجیه اقتصادی ندارد
اما برای مبارزه با آلودگی هوای پایتخت چند راهکار وجود دارد. نخستین آن تلاش برای اسقاط ناوگان فرسوده است. محمد کاظمی سوچلمایی و عسگر سرمست، نویسندگان کتابی تحت عنوان «آلودگی هوای تهران، چیستی، چرایی و چگونگی مقابله با آن» که در شهریور ماه در مرکز مطالعات شهرداری تهران منتشر شده است، به راههایی اشاره کردند که شاید اگر در تهران در پیش گرفته شوند، بتوانند آلودگی را بکاهند. «اسقاط خودروهای فرسوده، نصب فیلتر دوده روی خودروهای دیزلی، استفاده از سوختهای جایگزین سی ان جی و جایگزینی موتور سیکلتهای برقی و انژکتوری» از مهمترین اقداماتی است که در پیش گرفتن آنها میتواند به کاهش آلودگی هوای تهران منجر شود.
اما مانع اصلی برای عدم اجرای این قوانین کدام است؟ در این کتاب آمده است که «مانعـی در برابـر اجـرای ایـن راهکارهـا، محدودیتهـای تأمیـن منابع مالی است. درواقـع، اتـکا بـه منابـع تأمیـن مالـی دولتی، اصلیتریــن علــت اجرایــی نشــدن راهکارهــای مؤثــر بــوده کــه در صـورت کاهــش ایــن منابــع مالــی، بــه همان انـدازه توانایی اجرای راهکارهـا کاهـش یافتـه اسـت. بنابراین، بـرای رفـع چنین مشکلی بایـد دو اقـدام هوشمندانه صورت گیـرد: نخست اینکه باید یـک اولویتبنـدی و رتبهبنـدی بیـن راهکارهـای مؤثـر، برمبنـای هزینههـای اجـرا و میزان اثرگـذاری آنهـا در کاهـش آلودگـی هـوا انجـام شـود. بـر ایـن اسـاس، راهکارهایـی بـه کار گرفتـه شـوند کـه هزینـە کمتـر و فایـده و اثربخشـی بیشـتری در شـرایط فعلـی داشـته باشـند. دوم اینکه نــگاه تأمین مالی کــه در حال حاضــر فقــط بــه بودجههــای دولتــی وابسته است، تغییر کنــد. از ایــنرو، طراحــی یــک سیاســت اقتصــادی درســت و بــدون وابســتگی بــه بودجههــای دولتــی، قطعــه گمشــدۀ پــازل کاهــش آلودگــی هــوای تهــران را تکمیــل میکنــد.»
اولویتهای اجرایی ناشناخته
باتوجه به مسائل اقتصادی که این روزها گریبان پایتخت را گرفته است، به نظر میرسد برای کنترل آلودگی هوا باید به دنبال راهکارهایی گشت که توجیه اقتصادی داشته باشند، در پژوهشی که در این کتاب صورت گرفته عنوان شده: «اســقاط کلیــە نــاوگان فرســودۀ حملونقــل توجیــه اقتصــادی دارد، امــا بــا دقــت در نتایــج ارزیابــی، میــزان سـوددهی اســقاط حمل ونقــل عمومـی و خودروهــای دیزلــی بهمراتــب از دیگــر نــاوگان حملونقــل بیشـتر اسـت. همچنیـن، بـا مقایسـە نتایـج اسـقاط میتـوان گفـت کـه در شـرایط یکسـان، اسقاط یـک اتوبـوس بخـش خصوصـی حـدود 2 هـزار برابـر اسـقاط یـک خـودروی شـخصی سـوددهی دارد.» راهکار بعدی اما اولویت اجرایی اسقاط کردن ناوگان حمل و نقل عمومی است. «بــا توجــه بــه هزینــە الزام بــرای کاهــش یکدرصــدی ذرات معلــق مشــخص میشــود کــه در بیــن اســقاط نــاوگان فرســوده نیــز بهتــر اســت اســقاط اتوبوسهــای بخــش خصوصــی، اتوبوسهــای شــهری، مینیبــوس و موتورســیکلتها در اولویــت اجرایــی بالاتری قــرار گیرنــد؛ بهطــوری کــه میتــوان بــا صــرف هزینــە کمتــر از 60 میلیــون دلار کاهــش حــدود 20 درصــدی ذرات معلــق را بــه دســت آورد.»
فیلتر دودهای که جدی گرفته نشد
نصب فیلتر دوده از دیگر اقداماتی است که میتوان برای کاهش آلودگی هوا در اتوبوسها به کار برد. برای نصب فیلتر دوده اما ان قولتهای فراوانی وجود دارد. سال گذشته که نصب فیلتر دوده، روی اتوبوسهای شهر تهران اجباری شده بود، بسیاری از رانندگان اتوبوس اعلام کردند که این وسیله کارایی وسیله نقلیهشان را پایین آورده و آنها فیلتر را از اتوبوس باز کردند. محمد علیخانی، رییس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر تهران که یکی از مخالفان سرسخت نصب فیلتر دوده روی اتوبوسها بود اعلام کرده بود که سال گذشته در گفتوگو با خبرگزاری مهر اعلام کرده بود: «کارایی فیلتر دوده بر روی اتوبوس های موجود مورد تایید قرار نگرفته اما متاسفانه دلالانی هستند که همچنان به دنبال فروش این فیلترها به شهرداری هستند و حتما در این مورد با شهردار تهران گفتگو خواهند کرد تا در جریان این موضوع قرار گیرند.» او همچنین گفته بود که اگر دانشگاه یا نهاد مطالعاتی تاثیر این فیلترهای دوده را تایید کند، شورا با خرید آن موافقت میکند: «اگر یک دانشگاه یا یک نهاد مطالعاتی تاثیر این فیلترهای دوده را بر روی اتوبوس های موجود تایید و اعلام کند نصب این فیلترها کارایی دارد ما نیز با خرید فیلتر موافقیم اما هنوز کارایی این فیلترها تایید نشده و اعلام شده ۵۰ فیلتری که نصب شده به دلیل عدم هماهنگی میان سوخت و موتور اتوبوسها، رانندهها آنها را باز کرده اند.» این صحبتها اما درحالی مطرح میشد که مسعود تجریشی، معاون انسانی سازمان حفاظت از محیط زیست در گفتوگو با روزنامه پیام ما اعلام کرد که نصب فیلتر دوده در سال جاری در دستور کار سازمان حفاظت از محیط زیست است و این مساله قطعا میتواند موجب کاهش آلودگی هوای پایتخت شود. در بخشهایی از کتاب آمده که فیلتر دوده اتفاقا برای همه وسایل نقلیه مثمر به ثمر نیستند: «نصب فیلتر دوده روی خودروهای دیزلی غیر فرسوده از جهـات اقتصـادی و کارایی مناسب، نسـبت بـه ناوگان فرسوده توجیهپذیرتـر است. بـا اینحـال، درمـورد نصب فیلتر دوده روی خودروهای دیزلی نبایـد رفتار یکسانی صورت گیرد. همانطور کـه از نتایج مشخص است، در عین اینکه نصب فیلتر دوده یـا اسـتفاده از مـادە افزودنی روی اتوبوسهـا هـم شـهری و هـم بخـش خصوصـی سوددهی دارد، ولـی درمـورد کامیونهـا ضرر اقتصادی در پی خواهد داشت.»
کاهش آلودگی در گروی اجرای صحیح قانون هوای پاک
تعداد زیادی از اتوبوسهای تهران اما فرسودهاند. طبق آخرین آماری که آرش میلانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران در صحن شورا داده بود، هماکنون در شهر تهران حدود پنج هزار و ۹۰۰ دستگاه اتوبوس فعال است که ۵۴ درصد این ناوگان فرسوده است. او همچنین در بخش دیگری اعلام کرده بود که عمر مفید اتوبوسها حدود 8 سال است اما در پایتخت عموما از آنها تا یازده سال هم کار گرفته میشود: «آماراتوبوسهای فرسوده تهران در چهار سال آینده ۵۲۶۷ .عدد است. این عدد آمار اتوبوسهای فرسوده تهران در چهار سال دیگر است و آن را به خاطر بسپارید. به عبارت دیگر در سال ۱۴۰۲ با فرض عدم افزایش ناوگان ، ۸۹ درصد اتوبوسهای پایتخت فرسوده خواهند بود.» آمار تکان دهنده است، به نظر میرسد که دولت هم کمک چندانی به از رده خارج کردن اتوبوسهای فرسوده و جایگزینی اتوبوسهای نو نمیکند. در این شرایط چه باید کرد؟ در حالیکه حجم بالایی از آلودگی هوای تهران را ناوگان فرسوده حمل و نقل ایجاد میکنند، راهکار اصلی چه میتواند باشد؟ نویسندگان کتاب راه اصلی کاهش آلودگی هوای تهران را در اجرای درست قانون هوای پاک میدانند، همان چیزی که شینا انصاری، مدیر کل محیط زیست شهرداری تهران هم در آخرین گفتوگویش با ایسنا روی آن تاکید کرده بود. مصرف بهینه سوخت و توسعه صنعت خودروسازی هم از راهکارهای بعدی کاهش آلودگی هوای شهر تهران است که احتمالا باید در قدمهای بعدی سراغ آن رفت.
زمینخواری شهر تاریخی جرجان را کوچک کرد
زمینخواری شهر تاریخی جرجان را کوچک کرد
شهر تاریخی «جرجان» با طمع زمینخواران و همچنین قرار گرفتن در طرح توسعه امامزاده یحیی کوچکتر میشود. این شهر که در کاوشهای سالهای گذشته، بخشهایی از آن از زیر خاک بیرون آمده، در زمان آبادانی هزار و ۲۰۰ هکتار مساحت داشت اما به دلایل مختلفی چون توسعه بخش کشاورزی، ساخت خانه و کاوشهای غیرمجاز از بین رفته و اکنون گستره آن به حدود ۲۵۰ هکتار کاهش یافته است.
ایرنا گزارش داده که یکی از تهدیدات جدی پیرامون شهر تاریخی جرجان، ساخت و ساز اطراف آن است که کم توجهی به آن موجب کاسته شدن از حریم این محوطه باستانی شده و بر نگرانی علاقه مندان به تاریخ افزوده است. یکی از نمونه های ساخت و ساز در حریم شهر تاریخی جرجان مربوط به اجرای طرح توسعه امامزاده یحیی بن زید است که به گفته عبدالمجید نورتقانی مدیر پایگاه شهر جرجان، عرصه و عیان این مکان مذهبی وارد محوطه این شهر تاریخی شده است.
همچنین توسعه صحن و سرای امامزاده یحیی بن زید با تخریب تعدادی از زائرسراهای این امامزاده و حذف معبر ۶ متری ضلع جنوبی آن به مساحت بیش از ۲ هزار مترمربع در سه سال قبل شروع شد که این طرح اکنون با پیشروی حداقل ۲ متری در ضلع غربی به مساحت ۷۰۰ مترمربع در حال پایان است که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی همه این ساخت و سازها در حریم شهر تاریخی جرجان قرار دارد.
در حالی که به گفته رییس اداره اوقاف و امور خیریه گنبدکاووس هنوز برای عرصه و عیان محوطه امامزاده یحیی بن زید (ع) سند مالکیت صادر نشده، نورتقانی، مدیر پایگاه شهر تاریخی جرجان گفته است: «در قبال این پیشروی و طبق توافقی که اخیرا بین دو اداره کل میراث فرهنگی و اوقاف گلستان انجام شده، قرار است زمین و بنای قدیم غسالخانه امامزاده به مساحت ۲ هزار و ۶۰۰ مترمربع برای استقرار پایگاه و سایت موزه شهر جرجان در اختیار پایگاه این شهر تاریخی قرار گیرد.»
اجازه ساخت و ساز به هیات امنای امامزاده یحیی بن زید (ع) گنبدکاووس از سوی میراث فرهنگی گلستان در حالی صورت میگیرد که چند ماه پیش این نهاد با عبور خط لوله گاز از شهر تاریخی مخالفت کرد.
بررسی راهکارهای حفظ و احیای میراث ناملموس در تالار گفتوگوی میراث
موج توسعه میراث را غرق میکند
عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی ادامه روند احیا به قوت بخشیدن اقتصاد فرهنگ وابسته است، این در حالی است که در ایران اقتصاد گردشگری مقدم بر اقتصاد فرهنگ است.
| صحبت از حفظ و احیا، ذهنها را میبرد به سمت بناها و اشیای تاریخی. دامنه حفظ و احیای میراث فرهنگی و تاریخی اما فراتر از میراث ملموس و مادی است. در این سالها سازمان دیروزی و وزارتخانه امروزی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در تلاش بوده با شناسایی و ثبت میراث ناملموس در راستای حفاظت و احیا قدم بردارد. سازمانهایی مثل یونسکو هم پا پیش گذاشتهاند و سعی دارند اَشکال فرهنگی رو به زوال را حفظ کنند اما ثبت فهرستهای ملی و جهانی همیشه نجاتدهنده نیست.
ظهر دیروز در نشستی تخصصی در تالار گفتوگوی میراث به موضوع حفظ و احیای میراث فرهنگی، حفظ و احیای میراث ناملموس پرداخته شد. علیرضا حسنزاده، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و از فعالان پژوهشهای مردمشناسی که در حوزه فرهنگ عامه و مردمشناسی پژوهشهایی داشته است، در این نشست مجازی به این پرداخت که حفظ میراث ناملموس چطور امکانپذیر است و ایران که میراثی غنی دارد کجا ایستاده است. از نگاه او ادامه روند احیا به قوت بخشیدن «اقتصاد فرهنگ» وابسته است: «اقتصاد میراث، بنیاد اقتصاد گردشگری است و تولیدات فرهنگی باکیفیت میتواند فرهنگ را به مسیر حفظ و احیا ببرد.»
حسنزاده معتقد است که میراث فرهنگی در خاطره مردم در مسیر فراموشی است. او دوری از بازگشت به گذشته را در دوره همهگیری کرونا مثال میزند و میگوید: «ما هیچ استفادهای از تجربههای تاریخی نکردهایم.» بحث از اینجا شروع شد که فرهنگ یا تمدن، اجزا و ابعاد مختلفی را در برمیگیرند. با شروع عصر مدرن و سرعتگرفتن تغییرات رابطه انسان با میراث کهنش به خطر افتاد و نظریاتی در نقد این سرعت مطرح شد. رفتهرفته تجارت تلخی مثل نازیسم رخ داد تا نسبت به این روند بازاندیشی شود. به این ترتیب بود که نظریات بسیار بازتعریف شدند؛ مفاهیمی چون دانش فرهنگی و بومی در اینجا مطرح شدند چرا که بدون آنها توسعه پایدار ناممکن است.
چطور میتوان فرهنگ را احیا کرد؟
با وجود همه تلاشهای علمی، مظاهر مدرن، مظاهر سنتی یا گذشته را به محاق میبرد. سوال این است که چطور میشود فرهنگ را احیا کرد؟ عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی به این سوال پاسخ داد: «یکی از راهها ثبت در سطح ملی و بینالمللی است اما فرایندی است که از یک طرف با رقابتها آمیخته و از یک طرف با ساختارهای قدرت. تمدنها و کشورها به نوعی با هم رقابت میکنند و گاهی بر سر عنصری دچار منازعه میشوند. به دنبال این بود که راهکارهایی مثل ثبت پروندههای مشترک بین کشورها مطرح شد. هرچند باز هم رقابت بین کشورها برای مالکیت وجود دارد. اما باید دانست مرزهای سیاسی نماینده مرزهای فرهنگی نیستند. ما با حوزههای تمدنی- فرهنگی روبهرو هستیم که بسیار به هم نزدیک هستند و چنان قرابتی دارند که گاهی ریشههایشان یکی است. پدیده مرز برای فرهنگها یک پدیده تصنعی و برساخته است. در مردمشناسی از حوزههایی صحبت میکنیم که میتواند متداخل یا دور از هم باشد اما به طور مثال ملتهایی که ریشه واحد دارند مولانا را متعلق به خود میدانند. دلیل این است که مرزهای سیاسی آنها با مرزهای فرهنگیشان فرق فرق دارد.» اما کارکرد مثبت ثبت در فهرست آثار ملی و بینالمللی چیست؟ به گفته حسنزاده این روند تا حدودی خودآگاهی نسبت به عناصری که جوامع محلی در گذشته به آن بیتفاوت بودند را شکل داده است چنان که معتقدند این منابع فرهنگی میتواند منبع تعریف هویت و حتی قدرت برای آنها باشد.
اینطور که او توضیح میدهد پس از احیا و بازتعریف فرهنگ، چند حالت متصور است. یا میراث به به یک تجربه مرده تبدیل شده، یا به عنصری نیمهجان که میتوان برای آن تصمیم گرفت یا اینکه بدون دخالت نقش خود را ایفا میکند، مثل نوروز، آیین آبپاشان، وارداوار، یا صنعت ساخت گاجمه در گیلان. از نگاه او در مواجهه با این سه حالت، استراتژیهای مختلفی میتوان در نظر گرفت اما آنچه مهم است، خلاقیت است به عنوان امری خودجوش. او قناتها و بادگیرها را به عنوان سازههایی برآمده از خلاقیت در شرایط مختلف مثال میزند و از وضعیت امروز میگوید: «ما در وضعیتی هستیم که بخشی از میراث فرهنگی به محاق رفته و نیاز به دخالت، برنامهریزی یا جهتدهی و سیاستگذاری جدی دارد.»
اقتصاد میراث مقدم بر اقتصاد گردشگری
این پژوهشگر ادامه داد: «اینجا بحث اقتصاد فرهنگ یا صنعت فرهنگ مطرح است. بخش عمدهای از کشورهای دنیا برای حفظ میراث خود از اقتصاد فرهنگ بهره میبرند. ما هم برای حفظ میراث فرهنگیمان هیچ راهی نداریم جز اینکه تولید ادبی و هنری داشته باشیم و این تولیدات با کیفیت باشند، مخاطب خود را در سطح جامعه ملی و محلی پیدا کنند و ابزارهای قدرتمند و سرمایه مالی کافی داشته باشند.» او ترکیه را مثال زد که صنعت پوشاک و خوراکش با فیلمسازی گره خورده است و ارزشهای میراثی و گردشگری در قالب سریال نمایان میشود. «اقتصاد میراث مقدم بر اقتصاد گردشگری است. اقتصاد میراث به این معناست که اگر ما تجربه تاریخی خودمان را حفظ کنیم، اقتصاد گردشگری هم به عنوان امری خودجوش ظاهر میشود.» با وجود این راهکارها اما آنچه امروز به عنوان گردشگری در ایران جریان دارد، از نگاه حسنزاده «گردشگری تودهای و بیکیفیت» است که حتی در دوران شیوع کرونا هم خاموش نشده؛ سیلی از جمعیت روانه نزدیکترین و جذابترین میشود و آنچه باقی میماند میراث فرهنگی و طبیعی آسیبدیده است. به گفته او در ایران استراتژی توسعه چنان است که اقتصاد گردشگری مقدم بر اقتصاد فرهنگ است.عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی در ادامه گفت: «بحث دیگر درباره اقتصاد فرهنگ این است که پارادایم ما پارادایم اشتباهی است . بخشی به ساختار اقتصادی برمیگردد. کالاییشدن زمین و جنگل رودخانه و به طور کلی کالاییشدن منظر طبیعی و فرهنگی آسیبزننده است.»
خلاقیت راه حل است
در این نشست مجازی با طرح موضوع خلاقیت دو فیلم به نمایش درآمد؛ یکی درباره یک مردمشناس در کامبوج که برای پذیرش استفاده از آهن در غذا از سوی مردم، از سمبلهای فرهنگی بهره گرفت و دیگری تصویری از بابانوئلها که برنامهریزی شده در کریسمس ماسکهایی قرمز بزنند و از سورتمههایی استفاده کنند که فاصله فیزیکی با بچهها در آن رعایت شود. حسنزاده درباره خلاقیت میگوید: «امروزه طرحهایی تحت عنوان شهر خلاق مطرح میشود که شبکهای از آدمها و مکانها در آن، کنار هم قرار گرفتهاند. گروههای مختلف در این شبکه میتوانند بازآفرینی کنند و ناحیه فرهنگی را حفظ کنند. البته که تلاشهای فردی راه به جایی نمیبرد.»
از نگاه او الگوی توسعه باید در ایران بازتعریف شود. الگوی توسعهای که همچون موج میراث فرهنگی را هم با خودش ببرد. «میراثی که به آن افتخار میکنیم، نمیتواند مقابل یک الگوی مسلط توسعه مقاوم باشد.» او معماری سنتی مساجد را مثلال میزند و میپرسد: «چرا این معماری برای مساجد جدید الگو نشده است؟ چرا خبری از آن گنبدهای زیبا نیست؟» او با این طرح این سوال میگوید: «اگر به دنبال یکدستسازی باشیم و بخواهیم بدون حفظ اصالت فقط تولید کنیم، پیداست که بینتیجه است.» حسنزاده با اشاره به فیلمهای نمایش داده شده میگوید: «ما به راحتی می توانیم از عناصر فرهنگی بومی برای پذیرفتهشدن راهکارهای توسعه استفاده کنیم. این سرمایه فرهنگی این امکان را به ما میدهد اما خلاقیت بسیار مهم است. موسیقی سنتی ایران هم توانسته به باززایی برسد.» با این همه به گفته او حفظ و احیای میراث در طول تمام تاریخ در سرزمینی پر از حوادث سخت است؛ سرزمینی که دائما با ویرانی روبهرو بوده و البته ایرانیان در این وضعیت خلاقیت زیادی داشتند. در پایان نشست صحبت از این است که اقتصاد فرهنگ باید قوی شود و باید بتوان به تولیدات کیفی با زمینه فرهنگی دستیافت و همینطور اقتصاد میراث باید دگرگون شود تا حفظ میراث ممکن شود.
وضعیت قرمز آلودگی هوا در 4 شهر
وضعیت قرمز آلودگی هوا در 4 شهر
هوای شهرهای تهران، دشتستان، کرج و اهواز به ترتیب با شاخصهای ۱۰۴، ۱۰۴، ۱۰۷ و ۱۱۹ در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار گرفت. به گزارش سامانه شبکه ملی پایش کیفی هوای محیط و صوت سازمان حفاظت
محیط زیست، روز گذشته تهران، دشتستان، کرج و اهواز در شرایط قرمز قرار گرفتند و هوای شهرهای ساری با شاخص ۱۰، اردبیل ۱۶، سنندج ۳۲، قزوین ۳۲، رشت ۳۵، یزد ۳۵، سمنان ۳۶، گرگان ۳۷، زابل ۴۱ و ایلام ۴۷ پاک اعلام شد. همچنین هوای شهرهای همدان با شاخص ۵۴، بیرجند ۵۷، ارومیه ۶۲، اراک ۶۳، بندرعباس ۶۴، کرمانشاه ۶۵، خرمآباد ۷۳، کرمان ۷۳، شهرکرد ۷۴، تبریز ۷۸، قم ۹۱، مشهد ۹۵ و اصفهان ۹۹ در شرایط قابل قبول قرار گرفت. یک روز پیش از این هوای شهرهای شیراز و اهواز به ترتیب با شاخص ۱۰۸ و ۱۴۱ در شرایط ناسالم برای گروههای حساس قرار داشت.
برخیها میخواهند قهرمان «رفع تحریمها» باشند
انتقاد روحانی از مخالفان سیاسی دولت:
برخیها میخواهند قهرمان «رفع تحریمها» باشند
نادران، نماینده مجلس: مسئله اینجاست که تحریمها ذلیلانه برداشته شود یا عزتمدارانه
در حالی که چگونگی انتقال قدرت از «ترامپ» به «بایدن» در رسانههای آمریکا به یکی از مباحث مهم بدل شده، در ایران پیامدهای روی کار آمدن بایدن و نحوه مواجهه او با مساله برجام مورد توجه قرار گرفته است. حسن روحانی، رییس جمهوری دیروز در جلسه هیات دولت گریزی به موضوع رابطه با آمریکا زد و گفت: «دولت آخری آمریکا یاغی بود اما اگر آمریکاییها به قواعد بازی بازگردند میتوانیم فضا را برگردانیم و از فضای تهدید به فرصت بازگردیم.»
موضوع بازگشت آمریکا به برجام در حالی دوباره پررنگ شده که برخی فعالان سیاسی بر این نظرند جریان اصولگرایی اجازه نمیدهد در زمان روی کار بودن دولت کنونی در ایران، این اتفاق رخ دهد. رئیس جمهوری هم دیروز در سخنانش با بیان اینکه به هر حال تحریمها امروز یا فردا یا هر زمانی کنار زده میشود افزود: «بعضیها تنش ایجاد میکنند که مثلا قهرمان رفع تحریم چه کسی باشد. خوب اصلا شما قهرمان باشید ما به دنبال قهرمان سازی نیستیم. چرا که تنها ملت ایران قهرمان است. ما اگر در سال ۹۴ پیروز شدیم ملت پیروز شد و اگر در ۹۹ یا ۱۴۰۰ هم پیروز شویم ملت قهرمان خواهدبود. به دنبال چه میگردید؟ اینکه این آقا قهرمان نشود و آن یکی بشود؛ در حالی که باید بدانیم دولت و رئیس جمهور نیستند که قهرمان میشوند».
روحانی با کنایه به منتقدان سیاسی دولت، گفت: «بعضی ها فکر میکنند تا ما میگوییم شرایط بهتر خواهد شد لابد میخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم چنین چیزی نیست اما دولت جدید در آمریکا شرایط را به سمت قواعد بازخواهد گرداند».
روحانی اضافه کرد: از سال ۹۷ دولت آمریکا با ما وارد جنگ اقتصادی شد ما در این سه سال در تحریم نبودیم بلکه در محاصره ، جنگ و در برابر تروریسم اقتصادی بودیم. تحریم قبلا هم بوده اما این تروریسم و جنگ اقتصادی بود که در این مدت علیه ما صورت گرفت. آنها کشتی به کشتی و محموله به محموله در دریا و هوا ما را دنبال میکردند و ما در یک جنگ تمام عیار اقتصادی برابر یک دولت قلدر قرار گرفته بودیم.
رئیس دولت دوازدهم با اشاره به این که دولت اخیر آمریکا دولت کینه توز و جنایتکاری بود که نسبت به ایران و تمامی کشورهای مستقل جنایت کرد یادآور شد: آنها حتی به دوستان خودشان هم خیانت کردند. چرا واقعیتها را به مردم نمیگویید کافی است آمار سالهای ۹۳ ، ۹۴، ۹۵ و ۹۶ را با سالهای ۹۷، ۹۸ و ۹۹ مقایسه کنید. آمار در این سه سال که در جنگ اقتصادی هستیم یک جور است و در آن چهار سال که در تحریم هم بودیم جور دیگری است و این دو مقوله با هم تفاوت دارند. تمام معیارهای اقتصادی سه سال اخیر و ۴ سال قبل از آن را مقایسه کنید خیلی ساده است و موضوع پیچیدهای نیست؛ چرا که همه این آمارها وجود دارد و به زبان ریاضی ساده است نه جبر و مثلثات.
او ادامه داد: بعضیها فکر میکنند ما امروز به فکر رفع و دفع تهدیدها افتادیم، در صورتی که ما از سال ۹۷ به دنبال این کار هستیم و در همین مدت هم دیدید که آمریکا در بخشهای سیاسی، حقوقی و اخلاقی شکست مطلق خورد و تنها در بخش اقتصادی توانست به مردم ما فشار وارد کنند، البته آنها تنها به دنبال فشار نبودند، بلکه به دنبال ایجاد قحطی در کشور و تنش اجتماعی و به هم زدن امنیت داخلی بودند که در اهدافشان صد درصد شکست خوردند؛ البته در این میان به مردم فشار وارد کردند.
مسئله اینجاست که ذلیلانه تحریم ها برداشته شود یا عزت مدارانه
اما از طرفی دیگر نمایندگان مجلس در این خصوص محتاطانهتر صحبت میکند و به تقابل با دولت میپردارند. آنطور که ایکانا نوشته در این باره الیاس نادران، نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس در صحن علنی مجلس مجلس گفت: «رفتارها و دوگانهسازیهایی که دولتیها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری شروع کردند و بحث تحریم و غیر تحریم را کلید میزنند، درست نیست و مسئله اصلی، عُرضه و بیعُرضگی است نه مسئله اینکه تحریم یا مذاکره را بپذیریم. مشخص است که کسی تحریم را نمیپذیرد. مسئله اینجاست که ذلیلانه تحریمها برداشته شود یا عزت مدارانه، همه دعواهای ما سر این نقطه است».
رویکرد آمریکا در قبال ایران عوض نخواهد شد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی هم با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رویکرد رئیسجمهور منتخب این کشور در قبال ایران بیان کرد: مطمئن باشید که رویکرد آمریکا در قبال ایران با تغییر رئیس جمهور این کشور عوض نخواهد شد، از این رو برای تغییر رویکرد آمریکا باید نگاهمان در جهت تقویت داخل باشد، امروز این ظرفیت در کشور وجود دارد و قطعاً بدون تولید قدرت و پیشرفت در حوزه اقتصادی به عنوان اولویت اول، این تغییر امکانپذیر نیست.
به گزارش خبرگزاری خانه ملت او ادامه داد: دشمن اصلی ما آمریکاست، حال رهبر معظم انقلاب بارها فرمونده اند که راه مبارزه با آمریکا تنها کار است و کار است و کار. از این رو باید برای پیشرفت و توسعه کشور کار کنیم. حال دشمن اصلی کار، نظام بروکراسی است که متاسفانه این مسئله همانند یک اسب سرکش شده که در کنترل هیچکس نیست.
برجام هنوز زنده است
دیروز نشست خبری سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت خارجه هم برگزار شد و این مقام مسوول درباره رابطه ایران و آمریکا توضیحاتی ارائه داد. سخنگوی وزرات امور خارجه در پاسخ به این سوال که آیا با روی کار آمدن دولت جو بایدن رئیس جمهور منتخب آمریکا، ایران خواهد توانست به آمریکا اعتماد کند توضیح داد: مسئله اعتماد نیست. در واقع برجام[توافق هستهای] بر اساس بیاعتمادی دوجانبه مذاکره شد و نه اعتماد. این چیزی است که بیشتر از همه اهمیت دارد و ما فقط به رفتار کسی که کاخ سفید را اداره خواهد کرد، توجه میکنیم. خیلی زود است که درباره این صحبتی شود. صبر میکنیم تا ببینیم چه میشود. از نظر ما برجام هنوز زنده است. همان طور که میدانید این توافق در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل پشتیبان قانونی دارد اما در وضعیت خوبی قرار ندارد.
معدن بوکسیت نباید در تاش به راه میافتاد
نماینده شاهرود فعالیت معدن بوکسیت تاش را برای مردم آزاردهنده دانست
معدن بوکسیت نباید در تاش به راه میافتاد
نماینده شاهرود و میامی در مجلس: استحصال بوکسیت شاهوار بر آب شاهرود اثر منفی میگذارد.
|پیام ما| نزدیک به یک دهه است که فعالیت معدن بوکسیت شاهوار ادامه دارد و مخالفت با ان هم در این مدت خاموش نشده است. فعالان محیط زیست از ابتدا به نبود پیوست و استعلام محیط زیست این معدن تاکید داشتهاند و حضور اهالی شاهوار هم این سالها در اعتراضات مشهود بوده است؛ در نامهها و تجمعهایشان. نماینده پیشین مردم شاهرود و میامی در مجلس در تلاش بود تا فعالیت این معدن را به کلی تعطیل کند و دیروز هم نماینده کنونی در جلسهای که موضوع آن به اشتغالزایی اختصاص داشت، حرف را به آلایندگی معدن بوکسیت کشاند و گفت میشد که استحصال بوکسیت در شاهوار اتفاق نیفتد و این خسارت محیط زیستی به این منطقه وارد نشود. آسیب به محیط زیست در بلندیهای شاهوار در حالی ادامه دارد که مردم شرق نشین استان سمنان، شاهوار را شاهرگ حیاتی شاهرود، بسطام، مجن، تاش و سایر مناطق شهرستان شاهرود می نامند. با گذشت بیش از یک سال و نیم از اعلام تعطیلی موقت معدن بوکسیت تاش در دامنه کوه شاهوار صحبت از ادامه فعالیت این معدن در بین مردم و دوستداران محیط زیست این شهرستان همچنان نگران کننده است.
ظهر دیروز علیاصغر خانی، نماینده شاهرود و میامی در مجلس در نشستی که با موضوع اشتغالزایی شهرستانهای شاهرود و میامی در سمنان برگزار شد، با اشاره به اثر منفی استحصال بوکسیت شاهوار بر آب شاهرود، گفت: «برداشت بوکسیت از نقاط دیگر میتوانست بدون آسیب محیطزیستی، انجام شود.» اینطور که مهر گزارش داده در این جلسه او گفته است: «معدن بوکسیت شاهوار بهترین مواد اولیه را تأمین میکند و این امر مشکلاتی را برای شاهوار فراهم کرده و مردم نیز از این بابت اذیت میشوند و چندین سال این کار انجام میشود. ما در جاهای دیگری هم بوکسیت داریم و لذا بوکسیت را از شاهوار استحصال نمیکردیم امروز همان نوع بوکسیت که از شاهوار برداشت میشود بدون اینکه آسیب محیط زیستی بزند و بدون اینکه اثر منفی روی آب شرب مردم بگذارد و مردم را اذیت کند، میتوانستیم از جای دیگر شاهرود و میامی تهیه کنیم که مشکل آلودگی هم نداشت.»
نماینده شاهرود و میامی در مجلس همچنین به آمار بالای بیکاری در شاهوار و میامی اشاره کرده است: «وقتی بوکسیت از کویر و ارتفاعات دوردست شهرستان شاهرود برداشت شود و کارخانهای نیز در آنجا احداث شود مشکلی نیست، اما امروز هم معدن ما میرود، هم هزینه زیست محیطی میدهیم هم اشتغالزایی آن در جاجرم انجام میشود و هم مردم ما اذیت میشوند.»
پیش از این اردیبهشت ماه امسال حسن حسینی شاهرودی، نماینده شاهرود و میامی در مجلس دهم گفته بود که پیگیر تعطیلی کامل معدن بوکسیت است چرا که این معدن نه تنها عوایدی برای شاهرود ندارد بلکه محیط زیست و منابع ما را نیز تخریب کرده است. او به مهر گفته بود که شاهوار به مردم تعلق دارد، نه یک کارخانه یا معدن خاص: «مدتهاست پیگیری درباره تعطیلی کامل معدن بوکسیت تاش را در دستورکار داشتهایم و تا روزی که نماینده شاهرود و میامی در مجلس باشم هم این پیگیریها ادامه خواهد یافت. بنا به اعلام کارشناسان برداشت بیرویه منابع قله شاهوار توسط شرکت آلومینا خسارات جبرانناپذیری بر منابع آبی و پایدار شاهوار شاهرود و محیطزیست و حیاتوحش منطقه وارد شده و خواهد داشت و لذا میبایست علیرغم پیگیریهایی که از سوی مسئولان شهرستان و استان صورت گرفته، رسانهها مطالبه بهحق مردم را مستمرا گوشزد و پیگیری کنند.» به گفته حسینی شاهرودی به دنبال بیتفاوتی وزارت صنعت، معدن و تجارت در تخلفات شرکت آلومینای جاجرم و بینتیجه ماندن مکاتبات در حوزه تخلفات این معدن، اعتراض مردم منطقه طی طوماری به انضمام پروندهای بالغ بر ۱۶۰ صفحه مستندات تخلف شرکت آلومینای ایران برای سران قوا فرستاده شد و در ادامه سازمان بازرسی به موضوع وارد شده و با انجام بازرسیهای میدانی و مطالعاتی در حال بررسی تخلفات شرکت و اتخاذ تصمیم در این خصوص است. معدن بوکسیت تاش که در این سالها مشغول به فعالیت معدنی، پاکتراشی و استخراج سنگ و به جای گذاشتن باطلهها از آن بوده، سال پیش با فشار مسئولان وقت و گروههای مردمی و تشکلهای زیستمحیطی و ورزشی موقتاً تعطیل شد و دوباره فعالیتش را از سر گرفت.
موضوع معدن بوکسیت آلومینای تاش در کوه شاهوار در ماههای گذشته بار دیگر به طور گسترده مطرح شده است. این معدن که فعالیت رسمی خود را از سال ۹۰ آغاز کرده، به اعتقاد برخی کارشناسان با تخریب محیطزیست باعث ایجاد مخاطرات بسیاری نه صرفاً برای مردم محلی تاش بلکه برای کل شاهرود شده است. البته اداره صنعت، معدن و تجارت استان در این مدت نظر دیگری داشته و معتقد است تا جای ممکن، قواعد زیستمحیطی رعایت شده و البته که نمیشود بخاطر این مسائل تمام فعالیتهای معدنی را متوقف کرد.
اسناد تخریب
اعتراض به نداشتن پیوست و استعلام محیط زیستی البته در حالی بوده که مسئولان معدن ادعا کردهاند که این معدن به دلیل قرار نداشتن در نواحی چهارگانه محیطزیستی شامل منطقه حفاظت شده، شکار ممنوع و… نیاز به استعلام از محیط زیست نداشته است در نتیجه معدن بوکسیت تاش اصلاً مجوزی از محیط زیست ندارد. شهریورماه خبرگزاری «مهر» با انتشار اسنادی نوشت: «پس از چند سال اسنادی به دست آمده که ثابت میکند ادعای این معدن بی پایه و اساس است. نخست اینکه دستورالعملی که به معادن میگوید به موجب ماده ۲۴ قانون نیاز به استعلام از محیط زیست در مکانهایی که خارج از نواحی چهارگانه محیط زیست هستند، وجود ندارد متعلق به سال ۹۲ است یعنی تقریباً روزهای آخر ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اما اسنادی وجود دارد که ثابت میکند این معدن در سال ۸۹ پروانه اکتشاف گرفته و قبل از سال ۹۲ فعالیت داشته تا جایی که حتی در سال ۹۰ منابع طبیعی از آن شکایت هم میکند.»
در ادامه این گزارش با اشاره به نامه شماره ۹۵۳-۷-۹۸ مورخ یازدهم تیرماه ۹۸ از اداره کل منابع طبیعی استان سمنان به دادگاه عمومی بخش بسطام آمده است: «معدن بوکسیت تاش بدون اخذ مجوزهای لازم و قانونی اقدام به تخریب و تصرف عدوانی ۱۶۵ هزار و ۲۲۰ متر مربع اراضی ملی در پلاک ۱۱ اصلی از بخش ۱۰ ثبت شهرستان شاهرود موسم به تاشین، کرده است. برای ایجاد مسیر دسترسی به معدن این شرکت اقدام به احداث مسیری هفت هزار و ۲۹۰ متری و در عرض ۱۲ متر کرده است که با بررسیهای انجام شده مشخص شد مسیر احداث شده نسبت به صورت وضعیت تنظیمی از سوی این اداره کل (اشاره به نامهای که در سال ۹۰ شرکت متعهد میشود که الزامات منابع طبیعی و
محیط زیست از جمله جاده سازی، قطع درختان ممنوعهای مانند اورس و … را انجام ندهد که البته این کارها را نیز انجام میدهد و در ادامه به آن میپردازیم، دارد) کاملاً متفاوت و جابجا شده است.»
در این نامه توضیح داده شده که در اثر عمل خلاف این شرکت ۲۴۷ هزار و ۸۳۰ اصله بوته گون، سه هزار و ۳۰۵ بوته گون ۸۲۶ بوته زرشک و ۴۱۳ اصله درخت ممنوع قطع اورس نابود شدهاند همچنین خاکبرداری به میزان ۲۲۵ هزار و ۳۰۰ متر مکعب سبب بروز خسارتهای بسیاری به منابع ملی به میزان ۵۱ میلیارد و ۳۲۱ میلیون و ۱۱۰ هزار ریال شده است.
در کنار این اسناد گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره شاهوار، نشان میدهد که نه تنها معدن بوکسیت تاش اقدامی برای دریافت استعلام و مجوزهای لازم محیط زیستی بنداشته بلکه بدون التزام به تعهدات سابق، تخریبهایی را نیز در شاهوار انجام داده است از سوی دیگر سخن دوست داران محیط زیست این است که وقتی شرکتی ۹ سال به محیطزیست بی توجه بوده و هیچ برنامه مدون و مورد تأییدی برای محیط زیست نداشته چطور میتواند صلاحیت ادامه کار را داشته باشد.
در میانه تابستان بود که زمزمههای آغاز دوباره کار معدن بوکسیت تاش در شاهرود نگرانیهای مردم را به دنبال داشت تا جایی که مردم این شهرستان در دو گردهمایی با حضور در مقابل دفتر امام جمعه شاهرود و بسطام خواستار توقف کامل فعالیتهای معدن بوکسیت تاش شدند چرا که اراده از سوی این معدن برای کاهش مخاطرات زیست محیطی وجود ندارد. درحالی که این معدن باید به صورت تونلی بوکسیت را استخراج میکرد، برای تسهیل در کار و هزینه کمتر راحتترین روش را انتخاب و هفت سال تمام بوکسیت را با انفجار از شاهوار منتقل کرد.
به گفته مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در کوه شاهوار معادل سد کرج آب نهفته است و این در حالی است که شاهرود تنها شهرستان با تنش آبی بالا در سال ۹۸ در سطح استان سمنان شناخته شد و سالانه میلیاردها تومان اعتبار از بیتالمال صرف پروژههای آبی در این استان خشک میشود. عقلانیت اما به ما میگوید که میتوانیم منابع موجودمان را حفظ و سپس به دنبال دیگر منابع آبی باشیم. نخستین شکایت از معدن بوکسیت تاش در سال ۹۰ و در دادگاه بخش بسطام انجام شد و اسناد نشان میدهد که معدن قبل از سال ۹۲ فعالیت داشته و باید استعلامها و مجوزهای محیط زیستی را اخذ میکرده است.
ملاحظات عملیاتی شدن جایگزینی خودروهای فرسوده
منابع متحرک و ناوگان حمل و نقل عمومی از مهمترین اولویتهای برنامههای کاهش آلودگی هوا هستند. بهطور کلی اولویتها در برنامهریزی مقابله با آلودگی هوا براساس سهم منابع مختلف در الودگی هوا صورت میگیرد و هرچقدر منابع سهمشان در آلودگی هوا بیشتر باشد، اولویت کنترل کردن آن بالاتر است. در حوزه ناوگان حمل و نقل عمومی ساده ترین و موثرترین اقدام نوسازی و برقی سازی است ، اما در شرایط حاضر چنین اقداماتی قابل اجرا نیستند. بنابراین باید به راهکارهای دیگری روی آورد که قابلیت اجرا و تاثیرگذاری بالا داشته باشند. در احکام مربوط به آلودگی هوا خوشبختانه چنین اقدامات جایگزینی پیش بینی شده است. نصب فیلتر جاذب ذرات معلق یکی از این راهکارهاست که پشتوانه قانونی هم دارد و تاثیرگذاری بسیار بالایی هم در کاهش آلایندگی ناوگان حمل و نقل عمومی دارد از طرفی هزینه اجرای آن هم بسیار پایین است. و با حدود ۳ درصد قیمت یک اتوبوس میشود روی آن فیلتر دوده نصب کرد. اما متاسفانه این حکم تاکنون اجرا نشده و شهرداریها هم اعتقادی به اجرای آن ندارند.
درباره سایر منابع متحرک هم چند سیاست باید توامان در نظر گرفته شود، مانند:
۱- ارتقا استاندارد الایندگی خودروهای نو.
۲- نظارت دقیقتر بر معاینه فنی و کنترل آلایندگی خودروهای درحال تردد.
۳- اسقاط خودروهای فرسوده.
درباره این مساله که به نظر میرسد راهکارهایی که دستگاهها باید به کار بگیرند، توجیه اقتصادی ندارند، باید گفت که طبیعتا بیشتر اقدامات زیست محیطی در ظاهر توجیه اقتصادی ندارن اما اگر با دید جامع نگری به این قضیه نگاه کنیم قطعا توجیه اقتصادی هم پیدا میکنند. متاسفانه در تمامی طرحهای مربوط به کاهش آلودگی هوا، کاهش خسارات ناشی از الودگی هوا در محاسبات مالی طرح درنظر گرفته نمیشود. براساس اعلام بانک جهانی الودگی هوا در تهران سالانه ۲۶۰۰ میلیون دلار خسارت وارد میکند و خود شهرداری هم اعلام کرده هرروز تعطیلی شهر ۵۰۰ میلیارد تومن ضرر ایجاد میکند. اگر کاهش این هزینه ها بعنوان منابع مالی طرحهای کاهش آلودگی هوا درنظر گرفته بشن قطعا این طرحها توجیه اقتصادی هم پیدا خواهند کرد. طرحهایی تاکنون برای شناسایی شیوههای جدید تامین مالی خارج کردن خودروهای فرسوده و موتورسیکلتها وجود دارد، اما باتوجه به شرایط اقتصادی بعضا ناچار به تغییر ماهیت طرحها هستیم. اما بهطور کلی این طرح ها باید چارچوب مشخصی داشته باشند و منابع و هزینه ها باید باهم جور دربیاید.
در اینگونه طرحها معمولا منابع از محل صرفه جویی سوخت و اسقاط خودروی فرسوده تامین میشوند. اما هزینههای جایگزینی معمولا از منابع مذکور بیشتر هستند. بنابراین باید تسهیلات و یارانههایی برای اجرای این طرحها ارائه شوند…
