بایگانی مطالب نشریه

بررسی شایعه ابتلای شش نفر به آنفلوانزای خوکی در بردسیر

بررسی شایعه ابتلای شش نفر به آنفلوانزای خوکی در بردسیر
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین دیروز خبری منتشر شد که در بیمارستان بردسیر افرادی شناسایی شده اند که به بیماری آنفلوانزا H1N1 مبتلا هستند. این خبر باعث بوجود آمدن نگرانی هایی در شهر بردسیر شد.
آنفلوانزای نوع A H1N1یک بیماری حاد تنفسی و به شدت واگیردار است که برای نخستین بار در خوکها دیـده شد و به همین دلیل به نام آنفلوانزای خوکی شناخته شده است. آنفلوآنزای خوکی بیماری تنفّسی خوک‌ها است که از ویروس آنفلوآنزای نوع «A» نشأت می‌گیرد. در گذشته آلودگی انسانها از طریق انتقال بیماری از خوک به انسان صورت می گرفت ولی در حال حاضر بیماری وارد مرحله جدیدی شده و انتقال از انسان به انسان رخ می دهد. انتشار ویروس شبیه به ویروس آنفلوانزای فصلی و از راه انسان به انسان از طریق سرفه یا عطسه از فرد مبتلا به فـرد دیگر می باشد. بیماری آنفلوآنزای خوکی قبلاً هم وجود داشته و شناخته شده‌است و همه‌گیری جهانی آنفلوآنزا در سال‌های ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ نیز به علت شیوع همین نوع آنفلوآنزا بوده‌است. با این وجود بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که تغییراتی در ساختار این ویروس در آنفلوآنزای خوکی به وجود آمده‌است. به همین علت از ۵ آوریل ۲۰۰۹ موارد مرگ و میر ناشی از این بیماری در مکزیک و آمریکا روی داد.
از آنجایی که آنفلوانزای خوکی می تواند منجر به مرگ شود، انتشار خبر ابتلای چند نفر در بردسیر به این بیماری نگران کننده است.
متخصص داخلی بیمارستان بردسیر:
یک نفر از شش مورد مبتلا به آنفلوانزای خوکی فوت شده است
دکتر عظیم زاده متخصص داخلی بیمارستان بردسیر در این ارتباط به ما گفت: دقیقا نمی دانم اما تاکنون پنج یا شش مورد ابتلا به بیماری آنفلوانزا نوع H1N1 یا همان خوکی شناسایی شده است که بستری و درمان کرده ایم و یک مورد منجر به فوت هم داشته ایم. وی در پاسخ به این سوال که آیا نیاز بوده این بیماران به کرمان منتقل شوند، گفت: نیازی به اعزام نبوده و بنا به چارت سازمان اصلا نمی توان مریض مبتلا به آنفلوانزا را اعزام کرد و اقدامات حمایتی انجام نمی شود.
رییس بیمارستان بردسیر:
این موضوع صحت ندارد
رییس بیمارستان بردسیر در این ارتباط به ما گفت: این موضوع اصلا صحت ندارد. دکتر قاسمی گفت: چند مورد بیماری بوده که آنفلوآنزای فصلی است و این اتفاق هرسال رخ می دهد. امسال هم با توجه به سرمای هوا چند مورد آنفلوآنزا داشتیم اما خطرناک نیست و مشکل خاصی نداریم. وی در پاسخ به این سوال که پس یک مورد فوتی به چه دلیل بوده گفت: فردی که فوت شده قبلا بیماری زنانگی و ریوی داشته و دلیل فوتش آنفلوانزا نبوده است. قاسمی اظهار داشت: آزمایشات در تهران انجام می شود و کسی که به شما گفته دلیل فوت آنفلوانزا بوده اطلاع دقیق نداشته است.
رییس مرکز بهداشت بردسیر: آنفلوانزای نوع A همان آنفلوانزای فصلی است
در ادامه با برهانی رییس مرکز بهداشت بردسیر تماس گرفتیم. وی گفت که فرد مبتلا به آنفاوانزا نوع خوکی تا به حال شناسایی نشده و با توجهی که ما امسال در نظام مراقبت بیماران داشته ایم، تعداد نمونه گیری ها از بستری در بیمارستان افزایش پیدا کرده که از این تعداد چند مورد تایید شده اند که آنفلوانزای نوع A فصلی هستند. وی افزود: همچنین همکارانی که در بخش مراقبت های بیماری در منطقه لاله زار و قلعه عسکر بوده اند گفتند که ما هیچ تغییراتی در پیک بیماری ها در این فصل نسبت به فصل های قبل نداشته ایم. وی اضافه کرد: مواردی هم که شناسایی شده اند آنلوانزای خوکی نیست همان آنفلوانزای نوع A هستند که آنفلوانزای A همان آنفلوانزای نوع فصلی می باشد و جز بیماری های اپیدمی این فصل در شهر هایی مثل بردسیر است که آب و هوای سردی دارند. برهانی یک مورد فوتی بدلیل آنفلوانزای نوع A را هم تایید نکرد و اظهار داشت: آن یک مورد هم خانمی بوده اند که بیماری های زنانگی و سفر به شمال کشور داشته اند. دلیل فوت ایشان آنفلوانزای فصلی نبوده است. برهانی در ادامه گفت: آنفلوانزای فصلی در ماه های آبان و آذر شایع است. رییس مرکز بهداشت بردسیر در پاسخ به این سوال که آیا آنفلوانزای نوع A همان آنفلوانزای خوکی است گفتند: آنفلوانزای نوع A فصلی است و جای هیچ گونه نگرانی نیست و به دلیل مراقبت و حساسیت که در بخش بیمارستان داریم باعث شده بحث آنفلوانزا داغ تر شود.

پرچم کرمان همیشه بالا است

نعمتی نخستین بانوی ورزشکار معلول دنیا که موفق به کسب سهمیه المپیک شد در گفت و گو اختصاصی با «پیام ما»:
پرچم کرمان
همیشه بالا است
رضا عبادی زاده- یک سانحه رانندگی یازده سال پیش کاری کرد تا او تکواندو را کنار بگذارد و به سمت کمانداری برود. این تصادف گرچه نخاع را از او گرفت، اما خدشه‌ای به اراده مثال‌زدنی‌اش نزد. نام او بیش از سه سال پیش بلند شد. وقتی توانست به عنوان اولین زن ایرانی طلای پارالمپیک 2012 لندن را تصاحب کند. او اولین زن ایرانی بود که در تاریخ رقابت های المپیک و پاراالمپیک موفق شد مدال طلا بگیرد. درخششی که از چند سال پیش شروع شد و این درخشش در آسمان ورزش ایران کماکان ادامه دارد. زهرا نعمتی، بانوی کرمانی روز یکشنبه موفق شد سهمیه المپیک ریو 2016 را کسب کند. او حالا از این نظر تاریخ‌ساز شده و نخستین زن معلول جهان لقب گرفت که به رقابت‌های المپیک غیرمعلولان راه می‌یابد. پیش از او تنها یک دونده معلول از آفریقای جنوبی توانسته بود سهمیه المپیک را کسب کند و حالا نعمتی دومین ورزشکار معلول در جهان می باشد که موفق به کسب سهمیه المپیک شده است. زهرا نعمتی اکنون تک ستاره ورزش کرمان و ایران است. این بانوی طلایی کشورمان علاوه بر تاریخ سازی در کسب سهمیه المپیک توسط ورزشکاری معلول، توانست به 25 سال ناکامی کرمانی ها در حضور در بازی های المپیک خاتمه دهد. نعمتی حالا از هر نظر تاریخ ساز است و نام وی برای سال ها در تاریخ ورزش ایران و جهان باقی خواهد ماند. ورزشکاری که همیشه نگاهی مثبت به زندگی دارد. حتی در مصاحبه با من هم چندین بار تاکید کرد نکته منفی در مصاحبه نباشد. با زهرا نعمتی یک روز پس از موفقیت بزرگش صحبت کردیم. آنقدر خسته بود که نمی خواست صحبت کند اما به محض اینکه فهمید کرمانی هستم با رویی خوش به تمام سوالاتم پاسخ داد. ماحصل گفت و گوی تلفنی روزنامه «پیام ما» با زهرا نعمتی را در ادامه بخوانید:
تبریک می گویم. کار بزرگی انجام دادید.
ممنون. کار خیلی سختی بود. می توانم بگویم کسب سهمیه المپیک برای من از طلا گرفتن در پاراالمپیک به مراتب سخت تر بود. به هر ترتیب طبق رکوردهایی که داشتم در پاراالمپیک توانایی کسب مدال را داشتم اما کسب سهمیه المپیک خیلی سخت بود. رقابت های المپیک رقابت بین ورزشکاران سالم است و من برای کسب مجوز ورود به این رقابت ها باید با افرادی دست و پنجه نرم می کردم که کارشان از من راحت تر بود. من روی ویلچر هستم و تمام فشار روی دستان من است و همین کار من را در رقابت با دیگران سخت تر می کرد.
این ها همه جزو سختی های کار بزرگی است که شما انجام دادید. به هر حال انجام دادن کارهای بزرگ همیشه سختی زیادی هم دارد.
بله. من از همان روز اول می دانستم مسیر بسیار سختی پیش رویم است اما همه تلاشم را کردم و همه توانم را گذاشتم. من شش ماه خانواده ام را ندیدم. در این مدت نه در شادی و نه در سختی نتوانستم کنارشان باشم. برای من این خیلی سخت بود. در این راه همسرم هم پا به پای من زحمت کشید و به من کمک کرد. فدراسیون تیر و کمان هم حمایت خوبی از من داشت و مربی من آقای واعظی هم زحمات زیادی کشیدند. همه این حمایت ها باعث شد زهرا نعمتی روز به روز پیشرفت کند و بتواند در نهایت این مسیر سخت را با موفقیت پشت سر بگذارد. البته طبیعتا ورزش حرفه ای سختی زیادی دارد اما تحمل همه این سختی ها به یک لحظه شادی مردم می ارزد.
بعد از این چه برنامه ای دارید؟ دیروز به خبرگزاری صدا و سیما گفته بودید می خواهید سهمیه پاراالمپیک را هم کسب کنید.
بله. من فعلا در تایلند ماندم و تلاش خود را برای کسب سهمیه پاراالمپیک انجام می دهم.
برای المپیک چه برنامه ای دارید؟ فکر می کنید بتوانید مدال کسب کنید؟
کسب سهمیه در المپیک برای من به مراتب خیلی سخت و دشوار بود و این برای من یک موفقیت بزرگ به شمار می رود. اما این موفقیت، سقف آرزوهای من نیست و دست از تلاش برنمی دارم. سعی می کنم روز به روز تلاشم را بیشتر کنم. برای کسب مدال در المپیک ریو 2016 قولی نمی دهم اما همه تلاشم را می کنم.
خبرهایی منتشر شده که احتمال دارد شما پرچمدار کاروان ایران در افتتاحیه المپیک ریو باشید.
این فقط یک پیشنهاد بوده. اگر این اتفاق بیفتد افتخار بزرگی نصیب من شده است. اما من همیشه سرباز کشورم هستم و برای پرچم مقدس ایران عزیزمان می جنگم.
خیلی از ورزشکاران پس از چند موفقیت، انگیزه شان کم می شود. شما هم تاکنون موفقیت های زیادی داشتید. از کسب مدال طلای پاراالمپیک 2012 لندن تا افتخار بزرگ کسب سهمیه المپیک. این نگرانی وجود دارد که اتفاقی برای دیگران ورزشکاران موفق می افتد برای شما هم تکرار شود.
نه. شک نکنید نه تنها انگیزه ام کم نمی شود بلکه با انگیزه بیشتری به آینده فکر می کنم.
شما علاوه بر تاریخ سازی در ورزش ایران، پس از 25 سال موفق شدید به حسرت حضور کرمانی ها در رقابت های المپیک پایان دهید.
اول این موفقیت کسب سهمیه المپیک را به مردم ایران و به خصوص به همه کرمانی های عزیز تبریک می گویم. خیلی خوشحالم. خوشبختانه پرچم کرمان همیشه بالا است. واقعا خوشحالم که دل مردم کرمان شاد شد. خوشحالم که توانستم طلسم عدم حضور کرمانی ها در المپیک را بشکنم. ورزشکاران کرمانی همیشه افتخار آفرین هستند و امیدوارم با مدیریتی که در حال حاضر بر ورزش کرمان حاکم است قهرمانان بیشتری از کرمان داشته باشیم.
حالا که این موفقیت بزرگ حاصل شده و به عنوان یک ورزشکار معلول موفق به کسب مجوز ورود به مسابقات المپیک شدید، چه توقعی از مسئولان ورزش کشور دارید؟
تا همین جا هم فدراسیون تیر و کمان کمک زیادی به من کرده است و جا دارد بازهم از رئیس این فدراسیون تشکر کنم. در حالی که اغلب فدراسیون ها با مشکلات مالی روبرو هستند، فدراسیون تیر و کمان این مشکل را تقریبا نداشت و من در همه اعزام ها شرکت داشتم و اردوهای بسیار خوبی برگزار شد.
دوست دارید مردم به شما چه لقبی بدهند؟
نمی دانم. من اصلا به این فکر نکردم که اسم زهرا نعمتی بالا بیاید. هدفم این بود که به ورزش بانوان کشور توجه بیشتری شود و همچنین نقطه امیدی برای معلولان جهان باشم.
کی به کرمان برمی گردید؟
تا ده روز دیگر به ایران و پس از سه یا چهار روز از تهران به کرمان می آیم.
صحبت خاصی اگر دارید بفرمایید.
خیلی خوشحالم که دل مردم و به خصوص دل کرمانی های عزیز شاد شده است. شاد کردن دل مردم کرمان برای من یک افتخار است.

رزم مته با کوه

گزارش «پیام ما» از روند احداث بزرگ ترین تونل انتقال آب خاورمیانه
رزم مته با کوه
یکی از بزرگترین طرح های انتقال آب کشور در استان کرمان رقم می خورد. طرح انتقال آب از سد صفارود به شهر کرمان با تونلی به طول 38 کیلومتر در حالی از ابتدای سال جاری آغاز شده است که استان کرمان در خط قرمز کم آبی قرار دارد. روز یکشنبه با هماهنگی استانداری کرمان به همراه محمد صنعتی پیشکسوت عرصه اجتماعی و ورزشی کرمان و تعدادی از مهندسین، دانشگاهیان و کارشناسان موفق به بازدید از روند اجرای یک قسمت از این پروژه واقع در گلزار یا همان قریه العرب کرمان شدیم.
طرح های مقابله با کم آبی در کرمان
در چند سال گذشته بحران آب یکی از مهم ترین معضلات پهناورترین استان کشور بوده است. استان کرمان در حالی با کم آبی دست و پنجه نرم می کند که برخی کارشناسان هشدار داده اند که در صورت عدم چاره اندیشی برای این موضوع، این استان نهایتا تا 20 سال دیگر قابل سکونت خواهد بود. بر همین اساس در چند سال اخیر طرح هایی برای مقابله با کم آبی در استان کرمان پیشنهاد و اجرایی شده است. طرح های همیاران آب، انتقال آب از بهشت‌آباد به شهرهای شمال استان کرمان، انتقال آب از سد صفارود به منظور تامین آب آشامیدنی کرمان و رابر و انتقال آب از خلیج فارس از جمله برنامه هایی بوده اند که برای مقابله با بحران آب در کرمان در نظر گرفته شده اند که در صورت اجرایی شدن، مشکل کم آبی استان کرمان برطرف می شود. با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و آغاز به کار علیرضا رزم حسینی در استانداری کرمان از آذر ماه 92، توجه به برنامه های مقابله با بحران آب در کرمان شدت گرفت و علاوه بر ارائه و اجرای طرح های جدیدی مثل همیاران آب، طرح هایی که در گذشته هم بدلیل مشکلات متعدد به سرانجامی نرسیده بودند، به ریل صحیح خود بازگشتند. یکی از این برنامه ها انتقال آب از سد صفارود به شهر کرمان بوسیله بزرگترین تونل انتقال آب خاورمیانه است.
توقف طرح انتقال آب از سد صفارود به کرمان
در دولت قبل
طرح انتقال آب از سد صفارود به شهر کرمان به عنوان برنامه میان‌مدت تامین آب استان کرمان طرح جدیدی نیست. حتی اجرای پروژه انتقال آب از سد صفارود در سال‌های گذشته کلید خورده است اما این طرح در دولت های نهم و دهم به علل مختلف فقط 15 درصد و سد صفارود 50 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. سال 83 یکسری اقدامات انجام و سال 84 یک شرکت اتریشی به عنوان پیمانکار انتخاب شد؛ اما با اشتباهاتی که در مجموعه استان در آن سال ها صورت گرفت این طرح به سمت خط لوله رفت و این پروژه که باید تا سال 90 وارد مدار می شد تقریبا متوقف شد. موضوعی که بختیاری مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای کرمان هم به آن اشاره دارد و معتقد است: یکی از مشکلاتی که امروز استان کرمان را با کمبود آب مواجه کرده همین است و اتمام این طرح باوجود این که به نظر ساده می‌آمد، اما پیشرفت نداشت.
احیای مجدد طرح انتقال آب از سد صفارود به کرمان توسط رزم حسینی
پس از اینکه علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان شد، احیای این طرح در دستور کار قرار گرفت. سال 93 این پروژه مجددا مهندسی شد و بحث‌های فنی طرح به پایان رسید و به مناقصه گذاشته شد که 30 پیمانکار با توجه به حجم عملیات و برند آن شرکت کردند. فروردین سال جاری محمد جواد کامیاب معاون وقت عمرانی استانداری کرمان از مشخص شدن پیمانکار حفر تونل برای انتقال آب از سد صفارود به کرمان خبر داد. به گفته وی قرارگاه خاتم الانبیا برنده این مناقصه شد و در همان ماه اقدامات مربوط به انعقاد قرارداد صورت گرفت. با هماهنگی استانداری کرمان به همراه محمد صنعتی پیشکسوت عرصه اجتماعی و ورزشی کرمان و تعدادی از مهندسین، دانشگاهیان و کارشناسان موفق به بازدید از روند اجرای یک قسمت از این پروژه شدیم.
احداث بزرگ ترین تونل انتقال آب خاورمیانه
در کنار قلعه گلزار
چند کیلومتری گلزار یا همان قریه العرب روی تابلویی نوشته «کارگاه تونل انتقال آب». روبروی این تابلو جاده ای خاکی قرار دارد. در ابتدای این جاده چیزی مشخص نیست اما پس از چند دقیقه پیش روی به تدریج کارگاهی که برای احداث یک قسمت از بزرگ ترین تونل انتقال آب خاورمیانه ساخته شده دیده می شود. به محل کارگاه که می رسیم کارگرانی را می بینیم که در حال کارند. از قرار معلوم این کارگاه تعطیلی ندارد و سه شیفت در روز کارگران به کار مشغول هستند. آنطور که مهندس سلیمانی رئیس کارگاه می گوید حدودا 120 نفر در این سه شیفت مشغول به کارند اما کل پرسنل حدود 700 نفر هستند. همراه با محمد صنعتی و دیگران به بازدید از کارهایی که تاکنون انجام شده است می پردازیم. در طول مسیر با مهندس غلامی که مدیر حفاری مکانیزه این پروژه است هم صحبت می شوم. وی می گوید: این خطی که الان کنارش هستیم طولش 19 کیلومتر است و از رابر هم یک تونل دیگر به طول 19 کیلومتر احداث می شود و این دو تونل به هم می رسند و در مجموع تونلی به طول 38 کیلومتر برای انتقال آب از سد صفارود به کرمان احداث می شود. این تونل بزرگ ترین تونل انتقال آب خاورمیانه است.
طرحی که پنج ساله به اتمام می رسد
اگرچه تاریخ شروع قرارداد موسسه حرا یکی از زیرمجموعه های قرارگاه خاتم از ششم خردادماه سال جاری بوده اما این موسسه از فروردین ماه کار خود را برای تجهیز کارگاه شروع کردند و تا یک ماه دیگر سایت کارگاه به طور کامل تجهیز می شود. طبق قراردادی که بسته شده این طرح باید 60 ماهه اجرا شود. مهندس سلیمانی رئیس کارگاه البته می گوید: ما گفته ایم در 56 ماه می توانیم طرح را اجرا کنیم آب منطقه ای اما از ما خواسته 40 ماهه کار را به پایان برسانیم. وی ادامه می دهد: برای اینکه در همان 60 ماه کار تمام شود ما باید ماهی حدود 500 متر حفاری انجام دهیم. گفتنی است این موسسه پیش از این تونل 30 کیلومتری انتقال آب از سد امیرکبیر به تهران را ظرف 10 سال اجرا کرده است اما حالا طرح انتقال آب از سد صفارود به کرمان اگرچه طویل تر است اما زمان پیش بینی شده برای آن پنج سال در نظر گرفته شده است. از سلیمانی می پرسم تا امروز که حدود به پنج ماه از شروع قرار داد گذشته نسبت به اتمام کار در موعد مقرر شده نگران نیستید؟ جواب می دهد: ما برای یک پروژه در کرج فقط 18 ماه طول کشید تا کارگاهمان تجهیز شود اما در مدت کوتاهی توانستیم کارگاه مان را در کرمان تجهیز کنیم. به همین دلیل نگرانی وجود ندارد. وی اضافه می کند: ما طبق قرارداد برای مونتاژ 10 ماه، برای برچیدن 10 ماه و برای حفاری 40 ماه زمان داریم.
اعتبار 610 میلیاردتومانی احداث تونل
برای احداث این تونل در قرارداد اعتباری 610 میلیارد تومانی در نظر گرفته شده است. برای کل پروژه انتقال آب از سد صفارود به کرمان حدود دو هزار میلیاردتومان اعتبار برآورد شده است. سلیمانی درباره هزینه هایی که تاکنون در این خط انجام شده است می گوید: تاکنون نزدیک به 30 میلیاردتومان هزینه شده است. غلامی حرف رئیس کارگاه را تکمیل می کند و می گوید: فقط نزدیک به شش میلیارد تومان هزینه دستگاه TBM شده است. گفتنی است TBM دستگاهی است که کار حفاری و بتن ریزی و نصب رینگ را با هم انجام می دهد.
استفاده از تجهیزات جدید برای احداث تونل
TBM که ساخت آلمان می باشد پیش از این توسط موسسه حرا برای حفاری تونل انتقال آب از سد امیرکبیر استفاده شده است. پس از آن پروژه این موسسه دستگاه را دمونتاژ کرده و به کرمان آوردند. با این دستگاه به طور میانگین در هر دقیقه بین 15 تا 20 میلی متر تونل حفر می شود. قطر تمام شده این دستگاه چهار متر و 66 سانتی متر است اما قطر تمام شده تونل پس از نصب رینگ قطر تمام شده تونل سه متر و 90 سانتی متر خواهد بود.
مصالح هم از طریق نوار نقاله انتقال داده می شوند. در پروژه های قبلی انتقال مصالح با واگن انجام می شد که باعث مشکلاتی همچون خرابی لوکوموتیو می شد. لازم به ذکر است طبق برنامه زمان بندی شده طی روزهای آتی حفاری با دستگاه TBM شروع خواهد شد.
انتقال هزار لیتر در ثانیه آب
گفتنی است پس از اتمام طرح بوسیله این تونل 38 کیلومتری در هر ثانیه 21 متر مکعب معادل 21 هزار لیتر آب به شهر کرمان وارد می شود که می تواند مشکل آب آشامیدنی شهر کرمان را در میان مدت رفع کند.
محمد صنعتی: کسانی که به قطار توسعه استان سنگ می زنند به مردم خیانت می کنند
محمد صنعتی پیشکسوت عرصه اجتماعی و ورزشی کرمان هم در این بازدید خطاب به رئیس کارگاه این پروژه گفت: نام شما در کنار نام استاندار کرمان در تاریخ کرمان ثبت خواهد شد. وی افزود: طرح ها و برنامه های خوبی از زمانی که مهندس رزم حسینی استاندار کرمان شده اند در این استان آغاز شده است و کرمان با سرعت به سمت عمران و آبادانی پیش می رود.
محمد صنعتی همچنین در حاشیه این بازدید در گفت و گو با روزنامه «پیام ما» ضمن تقدیر از استاندار کرمان اظهار داشت: تا به امروز نزدیک به دو سال از حضور آقای رزم حسینی در مقام استاندار کرمان می گذرد و بنا به گواه تفاهم نامه ها و قراردادهای صورت گرفته، ایشان نزدیک به 100 برابر دیگر استانداران فعالیت کرده اند. این پیشکسوت اضافه کرد: همه مردم کرمان باید از استاندار کرمان حمایت کنند تا نوسازی و پیشرفت کرمان شتاب بیشتری بگیرد.
محمد صنعتی در پایان گفت: کسانی که به سمت قطار توسعه کرمان که با سرعت زیاد در حال پیشروی است سنگ می زنند به مردم استان کرمان خیانت می کنند.

دست نوشته‌های یک مرد بی‌فرهنگ

دست نوشته‌های
یک مرد بی‌فرهنگ
به رسم عادت قدیمی با هزار شوق و ذوق در ظهر دوشنبه به نمایشگاه کتاب رفتم. من هرساله به دلیل مشغله مجبورم برای لذت بردن از این مهمانی فرهنگی در بین دو شیفت صبح و عصرکاری خود به نمایشگاه بروم و استراحت ظهرگاهی خود را با نهاری در آن مکان عوض کنم. البته حسن این قضیه این است که نمایشگاه در این ساعت خلوت بوده و من میتوانم در بین کتابها پرواز کنم.
هرچند دوری نمایشگاه از شهر مشقتهای خاص خود را داشت و باید 25 کیلومتر فاصله کرمان تا باغین را با ماشین شخصی طی میکردم- آن هم در این گرانی بنزین- ولی عشق به کتابها مرا به انجا می کشاند.
نمیدانم چرا از همان ابتدا همه چیز در ذوق میزد.سازه های 2 پاره ساخته شده در نمایشگاه بین المللی که هیچ قرابتی با فرهنگ نداشت و بیشتر به درد نمایشگاههای خشن و بی روح سازه و ساختمان و ماشین و … می خورد تا سرویس بهداشتی که با کمترین تابلو راهنمایی در دورترین جای ممکن با مسیری که از میان خاکها می گذشت. بعد از گرفتن وضو و اقامه نماز، به بهشت کتابها وارد شدم.از همان ابتدا مشخص بود که نمایشگاه نسبت به سالهای قبل بسیار جمع و جورترشده بود. هم از نظر تعداد ناشران، هم تعداد کتابها و نیز تعدادآدمها.
درابتدا مانند آدمی بسیار با فرهنگ به سمت بانک جهت خرید بن های تخفیف رفتم. خبری از صف نبود. نیازی به سروکله زدن با مسوول باجه جهت افزایش میزان بن و استفاده از کارت ملی غیر نبود. همان اول مبلغ یکصدهزارتومان بن به من داد و دوستانه پیشنهاد کرد در صورت نیاز مجدد فقط کافیست شماره ملی یکی از اقوام را به یاد بیارم. از این روحیه انسان دوستی و فرهنگی وی به وجد آمدم.
معمولا هر سال به علت کمبود وقت تعداد زیادی از غرفه ها را از دست می دادم یا به طور سرسری نگاه میکردم اما امسال به همت برگزارکننده گان در کوچک سازی نمایشگاه، این اتفاق نامیمون صورت نگرفت و بنده موفق شدم برخلاف تصور و برنامه ریزی اولیه، ظرف مدت یک ساعت چندین نوبت به طور کامل آنرا بازدید کنم.
از مزیتهای دیگر نمایشگاه امسال تعداد کم و محدود غرفه های تخصصی بود که حداکثر به 2-3 غرفه محدود می شد و البته تعداد کتابهای موجود در ان غرفه ها روی هم به اندازه یک کتابفروشی هم نبود.
هرسال در غرفه های کودکان و کمک آموزشی هم غلغله بود اما امسال دریغ از کوچکترین جنب و جوشی. کمک اموزشی ها که به طبقه دوم و در فضای محدودی تبعید شده بودند، آنهم بدون کوچکترین علایمی که راهنمای بازدیدکنندگان باشد.
متاسفانه علیرغم حضور نامهای بزرگی که گاها سالهای قبل در نمایشگاه شرکت نمیکردند و امسال بودند، من هرچه گشتم چیزی نیافتم. نه کتاب چاپ جدیدی، نه اتفاق تازه ای و نه شور و هیجانی در این بزم فرهنگی.
متاسفانه روی انرا نداشتم که به بانک برگردم و بن ها را پس بدم، پس به ناچار علیرغم میل باطنی اقدام به خرید تعدادی کتاب آشپزی و گل ارایی و امثالهم برای دوستان و آشنایان کردم.
شاید تنها لذت نمایشگاه خرید از غرفه «نشرنون» بود که به تنهایی بیشتر از تمامی ارگانها و سازمانهای مربوطه ، اقدام به اطلاع رسانی از زمان و مکان برگزاری و دعوت از عموم در شبکه های اجتماعی برای حضور در این حرکت فرهنگی کرده بود.
و البته خرید کتاب گزیده ای از خاطرات اسطوره بزرگ و شهید زنده ایران سردار حاج قاسم سلیمانی و همچنین خرید کتاب»عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل»
پس از آنکه با هزاران زحمت مبالغ ناچیز بن را خرج کردم به خانه برگشتم، درحالی که ذهنم درگیر آن بود که شاید برگزارنکردن چنین نمایشگاهی اساسا بهتر از برگزاری با این شرایط و کیفیت باشد.
نمایشگاهی که در ان نه ناشر راضی هست
چندین تن از ناشران عدم اقبال عمومی را باعث ضررده بودن نمایشگاه و عدم تمایل به حضور دوباره در دیار کریمان ذکر میکردند- و نه مخاطبی که با این شرایط سخت به نمایشگاه می رود.
البته در این فکرها بودم که با پایان نمایشگاه قطعا دست اندرکاران از استقبال بی نظیر مردم و رضایت مندی بالا سخن می سرایند و بدی آب و هوا و باران را نیز در ریزش احتمالی و اندک مخاطب مقصر میدانند و موفقیت خود را جشن میگیرند.
تنها چند ساعت بعد بود که یکی از عزیزان برگزارکننده از فروش بیش از صدمیلیون تومان بن کتاب و استقبال خوب مردم خبر داد و من ناخودآگاه یاد مردی از جنس مردم افتادم، زمانی که فریاد میزد همه چیز ارزان شده و همه مردم در رفاه کامل هستند و مردم چیز دیگری را حس میکردند با پرسیدن قیمت گوجه از سر کوچه.

نمایشگاه آموزشی «زندگی سالم با دیابت»

نمایشگاه آموزشی «زندگی سالم با دیابت»
نمایشگاه آموزشی «زندگی سالم با دیابت» 23 تا 25 آبان‌ماه در سالن دانشگاه جامع علمی کاربردی فیاض‌بخش کرمان برگزار می‌شود. ورود عموم برای حضور در این نمایشگاه سه روزه آزاد است.

کویر شهداد

کویر شهداد
یکی از زیباترین کویرهای دنیا با کلوت های منحصربه فردش در منطقه شهداد کرمان قرار دارد تا جایی که میتوان این منطقه را نمایشگاهی از زیباییهای کویر نامید.

عکس نوشت

بارون‌و دوست دارم هنوز
چون تو رو یادم میاره
حس میکنم پیش منی
وقتی که بارون می‌باره
بارون‌و دوست دارم هنوز
بدون چتر و سرپناه
یغما گلرویی

عکس: نوید دهقان کوهستانی

اهمیت ارتباط شهر با شهروندان

اهمیت ارتباط شهر با شهروندان
زندگی در آپارتمان‌های کوچک و نداشتن فضای کافی، همه‌ی ما را بر این می‌دارد که سری به شهر بزنیم. توقع ما این است که فضای مناسبی برای حضور در شهر وجود داشته باشد. در شهرهای پیشرفته زندگی پیاده در شهر یک رکن اساسی به شمار می رود زیرا حضور مردم و تعامل آنها با یکریگر منجر به نشاط اجتماعی شده و توامان اقتصاد شهری نیز رشد می کند. درواقع در شهرهای پیشرفته به جای ترویج شهر خودرو محور به دنبال تحقق شهرهایی انسان محورند. در این شهرها خیابان‌ها را تعریض نمی‌کنند که لاین‌های حرکت ماشین را افزایش دهند بلکه با کوچک کردن سواره‌راهها و تعریض پیاده‌راهها حرکت و حجم حضور ماشین در شهر را محدود می کنند. در حالیکه تعریض خیابان‌ها در کرمان تعریض سواره راههاست آنهم با عقب راندن مغازه‌ها، خانه‌ها، و به طور کلی ساختمانها. تعریض خیابان‌ها در کرمان به معنی این است که ساختمان‌های موجود حالتی موقتی دارند و باید به زودی تخریب شوند. و این باعث می شود تعلق خاطر نسبت به این ساختمانها که بخشی از حیطه‌ی عمومی هستند از بین برود. در واقع شهرداری باید به جای یک سازمان خدماتی به یک نهاد اجتماعی تبدیل شود تا بتواند به انسان و حضور واقعی او در شهر فکر کند و در جهت آن حرکت کند.
در یک شهر زنده و پویا، پاتوقهایی فرهنگی وجود دارد. پاتوق‌هایی برای جمع شدن هنرمندان در حوزه‌های مختلف، تا با یکدیگر وارد تعامل شوند و تعاملات خود را با گذاشتن نمایشگاهها و ورکشاپ‌ها در فضای باز شهری، یا گالری‌ها، نمایشگاهها و فرهنگسراها به شهر بکشانند. معماری فضاهای پیاده ای که در آن به کودکان، سالخوردگان و معلولان فکر شده است می تواند انسان‌های زیادی را به خود دعوت کند و حیات اجتماعی شهر را بهبود ببخشد. و چه بسا پیاده‌راهها مکانهای مناسبی برای تاثیرات فرهنگی و اجتماعی هستند. به این صورت که در یک شهر پویا آسیب‌ها و گسست‌های اجتماعی به واسطه ی حضور انسانها کاهش می یابند. یعنی همه ی مردم با هر سطح اجتماعی در پیاده راهها حضور می یابند. با هم تعامل می کنند. با هم سوژه ی یک نقاش می شوند. با هم به موسیقی یک هنرمند موزیسین خیابانی گوش می کنند. با هم در هر مناسبات اجتماعی دیگری شرکت می کنند. و حتی این مناسبات شکاف های بین نسلی را به واسطه‌ی حضور مردم در هر سنی کاهش داده و آنها را به هم نزدیک می کند. و همچنین حضور مردم در پیاده‌راهها امنیت فضای شهری را بالا برده و می تواند امنیت دولت محور را به امنیت جامعه محور تبدیل کند.
هر شهری سهمی از فضای سبز، باغ شهری، و پیاده راه دارد و نمی توان این سهم را نادیده گرفت و فقط شهر را به زیر ساختمانها، خیابان‌ها و اتوبان‌ها برد. تمام نیاز مردم یک شهر ماندگاری در یک فضا مثل خانه، محل کار و یا حرکت سریع با ماشین نیست. مردم نیاز دارند در شهر حرکتی آرام و همراه با مکث داشته باشند . تا بتوانند برای خود علایقی پیدا کنند. پاتوق‌هایی برای خود بیابند. مزه‌ها و طعم‌هایی را پیدا کنند. بازی‌هایی را شکل دهند. آنها باید با شهر معاشقه کنند تا آن شهر را مال خود بدانند و در نهایت بتوانند به آن تعلق خاطر داشته باشند. در هر صورت بخشی از کیفیت زندگی در توسعه ی فردی و اجتماعی حاصل می شود که بخشی از این توسعه ی فردی- اجتماعی می تواند در شهر ظهور یابد. وقتی در شهر فقط به حرکت سریع توجه شود دافعه در شهر برای حضور مردم کاهش می یابد و جاذبه‌ی حضور از بین می رود. در حالیکه به واسطه ی حضور پیاده راههای مناسب و دعوت کننده و همچنین فضاهای خدماتی در این مسیرها زندگی در شهر معنا می یابد. در واقع زندگی درشهر راهی ست برای فرار از یکنواختی زندگی که در آن می توانی تجربه‌های جدیدی را برای خود رقم بزنی یا تجربه‌های لذت بخش کشف شده ی خود را پی بگیری. عمده ترین ایده های ایده پردازان، در حوزه ی شهر را می توان در شش گروه خلاصه کرد: ایده‌هایی با ملاحظات زیست محیطی و پایداری، ایده‌هایی با تاکید بر ادراک فضایی و بصری، ایده‌هایی با رویکرد تقویت مناسبات اجتماعی، ایده‌هایی با تاکید بر گسترش پیاده مداری، ایده‌هایی با رویکرد ایجاد امنیت و انسان مداری در فضای شهری با ملاحظات محیطی- رفتاری. یعنی تمام این ایده پردازان، شهرها را در رابطه با مردم مورد تفکر قرار می دهند پس چطور می شود که امروز فعالیت های ما در کرمان، شهر را با آسایش حضور ماشین معنا می کند.

در حاشیه

واکنش جالب امیر تتلو به حاشیه های
اخیر فیتیله‌ای ها
امیر تتلو پیرامون حواشی به وجود آمده در خصوص برنامه فیتیله ای ها با انتشار تصویری که در آن نوشته شده بود «من ترکم» در صفحه اینستاگرام خود نوشت: اگه کسی شوخی کرد یا اشتباه کرد و معذرت خواهی کرد سریع می بخشیمش و دلمون گنده تر و جنبمون بیشتر از این حرفاست. در همین راستا؛ رئیس رسانه ملی با ابراز تأسف عمیق از خطا و سهل‌انگاری غیرقابل گذشت در بخشی از برنامه «فیتیله‌ها» در روز جمعه ۱۵ آبان گفت: با مدیران و عناصر دخیل در این مسئله تأسف‌بار که موجب رنجش خاطر هموطنان عزیز آذری زبان شده است برخورد جدی و رسیدگی کامل می‌شود. سرافراز با اشاره به برکناری و توبیخ دو نفر از مدیران شبکه دو سیما و چند نفر از عناصر و عوامل تولید و نظارت این برنامه افزود: رسانه از خطای به وجود آمده پوزش می‌طلبد و در ایفای وظایف خود در تحکیم وحدت اقوام و انسجام ملی با همتی مضاعف تلاش خواهد کرد.

تهدید به بمب‌گذاری در ساختمان مایکروسافت در مونیخ
بیش از 1800 کارمند حاضر در دفتر مایکروسافت در مونیخ پس از اعلام هشدار به بمب‌گذاری، این ساختمان را ترک کردند. به گزارش خبرآنلاین، پلیس ضمن تأیید این خبر از جعلی بودن هشدار امنیتی خبر داد و گفت 1800 نفر هنگام اطلاع‌رسانی در ساختمان بودند که بلافاصله برای حفظ جانشان، آنجا را ترک کردند. ساختمان مایکروسافت در منطقه لهوف در شهرک صنعتی در 19 کیلومتری شمال مونیخ واقع‌شده است و به نوشته روزنامه محلی «Süddeutsche» تماس تلفنی دروغین در ساعت 12:06 به‌وقت محلی گرفته‌شده است. به نوشته این روزنامه پلیس بلافاصله ساختمان و محل اطراف آن را برای یافتن بمب احتمالی جستجو کرد اما چیزی پیدا نکرد و به همین خاطر کارمندان به محل کارشان پس از چند ساعت معطلی بازگشتند.

فریدون زندی:
فوتبال ایران کثیف است
بازیکن دورگه فوتبال ایران که با لهجه شیرین فارسی اش در زمانی که تازه به تیم ملی آمده بود در دل مردم جا گرفته بود، سه روز قبل از فوتبال خداحافظی کرد تا مهمان ویژه برنامه نود باشد. زندی در بخشی از صحبت هایش درباره تعبیر خود از عدم حضور در استقلال گفت: من دقیقا نمی دانم. اما می خواستم بدون دریافت پول به این باشگاه برگردم. به آنها گفتم اگر بازی کنم پول بگیرم اما مثل اینکه این باشگاه هیچ پولی نداشت. شاید من جملاتم را اشتباه گفتم. وقتی به ایران آمدم خیلی از برخورد مردم خوشحال شدم. من هیچ وقت از آمدنم به ایران پشیمان نیستم. می دانستم فوتبال ایران خیلی کثیف است.

کتاب بشنوید

کتاب بشنوید
هر روز صبح از خواب بیدار می‌شویم. دست و رویمان را می‌شوییم. احتمالاً صبحانه مختصری می‌خوریم. اگر کمی دلمان به حال سلامت دهان و دندان‌ خودمان و حال مزاجی دور و بری‌هایمان بسوزد، مسواکی می‌زنیم و راهی محل کار می‌شویم. بسته به شغلمان ۸ ساعت یا بیشتر مشغول کاریم. بعد خسته از کار برمی‌گردیم خانه و چند ساعتی پای تلویزیون یا پای کامپیوتر وقت می‌گذرانیم تا وقت خواب شود و باز فردا روز از نو روزی از نو.
این احتمالاً تصویر یک شبانه روز از زندگی خیلی از آدم‌های این شهر است. آدم‌هایی که توی شتاب زندگی شهری غرق شده‌اند و وقت سر خاراندن ندارند. مسئولین هم هر چند صباح میزگردی تشکیل می‌دهند و از سرانه پایین مطالعه گلایه می‌کنند. اما بعید است وضعیت مطالعه خودشان هم دست کمی از باقی جامعه داشته باشد. از آدمی که روزی هشت ساعت یک جا نشسته و از چشم‌هاش کار کشیده، چقدر می‌شود انتظار مطالعه داشت.
با این حال رسانه‌ها همچنان به تولید محتوا ادامه می‌دهند. از بین صد سایت پربازدید ایرانی در رده‌بندی الکسا، ۴۳ سایت در حوزه تولید محتوا فعالیت می‌کنند. در کنار این سایتها، رسانه‌های چاپی بسیاری هم مشغول کارند. در نتیجه هر روز هزاران مطلب در حوزه‌های مختلف تولید می‌شود. مطالبی که نه کسی حوصله پیدا کردن‌شان را دارد، نه فرصت خواندن‌شان. حقیقت تلخ است. ما این روزها ترجیح می‌دهیم با اسمارت‌فون‌هایمان مشغول باشیم.
اما در همین زندگی پر شتاب امروز، زمان‌های مرده‌ای هست که می‌شود از آنها بهتر استفاده کرد. مثل زمانی که هر روز در راه خانه تا محل کار و بالعکس سپری می‌کنیم. در یک سواری طولانی در مترو، یا وقتی پشت فرمان توی ترافیک سنگین شهر گیر افتاده‌ایم. یا حتی وقتی در خانه مشغول کارهای روزمره‌ای مثل آشپزی هستیم. موقعیت‌های بسیاری هستند که در آنها چشم‌ها و دستهایمان مشغولند. اما گوش‌هایمان، آزادند و رها. چه می‌شد اگر می‌توانستیم زحمت مطالعه را به گوش‌هایمان بسپریم؟ کافیست وبسایت یا اپلیکیشن موبایل ناملیک را باز کنید، موضوع مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید و از بین بیش از ۲۰۰ مقاله صوتی که از بهترین رسانه‌های نوشتاری انتخاب شده‌اند، مطلب مورد علاقه‌تان را بشنوید. پادکست‌های ناملیک کم‌حجم‌اند. در نتیجه با وجود سرعت پایین اینترنت، سریع بارگذاری می‌شوند. با این وجود اپلیکیشن موبایل ناملیک این امکان را هم به شما می‌دهد که با فعال کردن ویژگی دانلود خودکار، مطالب محبوب‌تان را در زمان دسترسی به اینترنت دانلود کنید تا در مواقعی که به اینترنت دسترسی ندارید هم بتوانید آنها را به صورت آفلاین بشنوید.
در مدت کوتاهی که از شروع به کار ناملیک می‌گذرد، مخاطبان اقبال خوبی به آن نشان داده‌اند. کسب جایگاه سوم در رویداد جهانی سیداستارز تهران هم توجه بسیاری را به این سرویس جلب کرد و رسانه‌هایی همچون همشهری جوان، کلیک جام‌جم، روزنامه ایران، اصفهان امروز و فایننشال تریبون استفاده از آن را به مخاطبین‌شان توصیه کردند. در روزهایی که بیش از هر زمان دیگر بی‌وقفه به تلویزیون، مانیتور کامپیوتر و نمایشگر موبایل‌مان چشم دوخته‌ایم، ناملیک پیشنهاد خوبیست تا بخشی از بار هر روزه را از دوش چشم‌هایمان برداریم و از گوش‌هایمان بهتر و بیشتر استفاده کنیم.
اگر گوشی اندروییدی دارید می‌توانید ناملیک را در بازار جست‌و جو کنید و به‌راحتی آن را نصب نمایید. لینک سایت ناملیک هم برای علاقمندان در پایان مطلب درج گردیده:
http://www.namlik.me

کارهای کوچک، نتایج بزرگ

کارهای کوچک، نتایج بزرگ
زمستان برای خیلی‌از ماها فرصت خوبی است که پالتوی جدیدمان را بپوشیم و یا دستکش‌های چرم‌مان را به رخ دیگران بکشیم و شاید هم اگر همه چیز طبق برنامه پیش رفت اندکی برف بازی‌هم بکنیم و شادی و نشاط به قلوب‌مان برگردد. گاهی اوقات هم پیش می‌آید که از باریدن باران رحمت ناراحت بشویم مثلا وقتی که ماشین را تازه شسته‌ایم و یا وقتی که کفش‌های گران‌قیمت پلوخوری‌مان توی چاله‌ای پر از آب و گل فرو می‌رود و آنچه ناسزا از کلاس دوم دبستان یاد گرفته‌ایم به چاله‌ی آب و گل و آنچه در حاشیه‌ی آن قرار دارد نثار می‌کنیم اما برف و باران به همین چند خط خاطرات خوب و هیجان‌انگیز و گاهی هم خنده‌دار خلاصه نمی‌شود و چه آگاه بودند پدران ما، وقتی که ضرب المثلی ساختند که می‌گفت (تابستون پدر یتیمون) و به قول معروف زمستان پوستین افزوده بر تن کدخدایان را / ولیکن پوست خواهد کند ما یکلا قبایان را.
آب و هوایی که در حال حاضر تجربه‌می‌کنیم احتمالا شروع سردترین زمستان کرمان باشد، هرچند برای دوستانی که ماشین لوکس‌شان را سوار می‌شوند و با خیال راحت زمستان و تابستان با یک لباس راحت در شهر می‌چرخند و همیشه هم ابراز می‌دارند که عاشق زمستان هستند مشکل خاصی پیش نیاید اما عده‌ی کثیری از مردم همین جامعه را قشر ضعیفی تشکیل می‌دهد که آنچنان هم خوشحال نمی‌شوند، ایشان همیشه رویشان را به سیلی سرخ کرده‌اند و مناعت طبع اجازه نمی‌دهد که حتی گلایه‌ای بکنند از اوضاع فعلی اما حقیقت از چشم دنبال کننده‌ی آن پنهان نمی‌ماند و اگر اندکی دقت کنید می‌بینید که موتورسوارانی که از سرکار به منزل برمی‌گردند به اندازه یک صعود به اورست لباس گرم پوشیده‌اند و همیشه‌ نگرانند مبادا ترمز خودشان یا اتومبیل پشت سر درست کار نکند و فاجعه‌ای گریبان‌گیر خودشان و خانواده‌ایشان بشود.بگذارید خلاصه کنم در این سردترین زمستان پیشنهاد می‌کنم که طبق معمول ما کرمانی‌ها خوی مهربان و کویری خود را به دیگران نشان بدهیم و با کمک‌های نقدی و غیر نقدی به خیریه‌ها و ان‌جی‌اوهایی که در زمینه‌های آموزش و بهداشت و … فعالیت می‌کنند، دل همشهریان خود را شاد کنیم و حتی برای لحظه‌ای لبخند را بر لب ایشان و فرزندانشان بنشانیم. همین امروز صبح کودکی را دیدم که دستهایش به شدت خشکی کرده بود و روی صورتش هم جای سالمی از سرما زدگی باقی نمانده بود. فقط چشمهایش مثل دو روزنه‌ی روشن که از پس پرده‌ای کثیف و خاک گرفته‌ی پنجره‌ای، نوید تابش پر نور خورشید را می‌داد به دنبال گوجه‌ها می‌چرخیدند، سبدی بود مملو از میو‌ه‌های پلاسیده‌ی ‌غیر قابل مصرف که گوشه‌ای از پیاده‌رو را اشغال کرده بود و عابرین تمام سعی‌شان را می‌کردند به این سبد که زیر باران داشت تبدیل به یکی دیگر از تصاویر چشم‌خراش شهری می‌شد نگاهی نکنند. به طرفش که رفتم اول کمی ترسید اگر با این مبحث آشنا باشید بواسطه تجربه زیاد خشونت در همین سالهای اولیه‌ی زندگی این بچه‌ها به سختی به شما اعتماد می‌کنند اما همین که اعتمادشان را جلب کنی دیگر تبدیل به یکی از اعضای خانواده‌شان می‌شوی و به این راحتی‌ها فراموشتان نمی‌کنند.خلاصه چند کلامی که با این کودک صحبت کردم فهمیدم مادرش وی را برای برداشتن میوه‌های پلاسیده و خرابی که میوه‌فروش پولی بخاطرشان طلب نمی‌کند هر روز به میوه‌فروشی‌های دور از محل سکونت‌شان می‌فرستد که مبادا کسی فرزندش را در حال برداشتن این میوه‌ها ببیند. شرمنده‌ی آبرو داری بعضی از همشهریان می‌شوم وقتی زندگی این پسربچه را با کارهای روزانه ایشان مقایسه می‌کنم ، البته فراموش نکنیم که این کودک دغدغه بزرگ‌تری هم داشت و آن طلب کردن یک ملیون تومان از طرف مدرسه‌شان بود که مراتب را به آموزش و پرورش اطلاع دادیم و امیدواریم که دوستان پیگیری کنند که اصلا این کودک درست متوجه مقدار شهریه‌اش شده یا عددی را به اشتباه گزارش داده چون یک ملیون واقعا مبلغ زیادی است برای یک سال تحصیل در دوره دبستان.
به هرحال راه‌های دیگری هم هست که بشود این صحنه‌ها را به حداقل رساند از راه‌حل‌های دولتی که بگذریم صرفا چند پیشنهاد مردمی ارائه می‌دهم باشد که دولت هم در رویکردی کلان اقدام به ریشه‌کنی فقر در کشور کند هرچند شاید عملی به نظر نرسد اما نظریات زیادی عملی به نظر نمی‌رسیدند که امروز تبدیل به واضحات شده‌اند. فرض کنید چند سال پیش در شرکتی کسی داشت پیشنهاد می‌داد که بیایید از تمام سطح کره زمین عکس بگیریم و ماشین‌هایی را بفرستیم که از تمام شهرها با کوچه‌ها و پس کوچه‌ها عکس بگیرند و این‌ها را در سروری بار گذاری کنیم تا همه مردم به رایگان بتوانند وجب به وجب کره زمین را روی کامپیوتر یا گوشی موبایلشان ببینند آیا این طرح به نظرتان دیوانه‌وار نمی‌آید؟ مطمئن باشید فقر هم اگر همه‌ی ما دست به دست هم دهیم و دولت هم کمک‌های کافی را انجام دهد روزی بار سفر از کشور بسیار غنی ما می‌بندد اما در حال حاضر ما می‌توانیم ۱- به جای انبار کردن لباس‌هایی که احتمال پوشیدنشان خیلی کم است لباس‌های اضافه‌مان را به کاسب‌های محله‌بدهیم و از آنها بخواهیم به نیازمندانی که به آنها مراجعه می‌کنند بدهند. ۲-می‌توانیم مثل دیگر کشورها سایبان‌های کوچکی را در هر محله‌ای درست کنیم و تمام وسایلی که برای ما استفاده چندانی ندارند اما ممکن است مشکلات زیادی از دیگران را حل کنند زیر آن سایبان‌ها بگذاریم تا هر کس که نیازدارد از آنجا بردارد و به کسی هم رو نزند.۳-برنامه‌های جالبی در حال حاضر در کشورما در جریان‌هستند که به این فرهنگ‌ها کمک می‌کنند مثلا (اهداتک) سایتی است که گوشی‌های قدیمی و دست دوم شما که در کشوهای‌تان خاک می‌خورد را می‌گیرند و به کسانی می‌دهند که همین گوشی که از نظر شما قدیمی‌است برای آنها برخورداری بزرگی از تکنولوژی محسوب می‌شود،اگر مایل هستید به این صفحه بروید(http://ehdatech.ir)
۴- با هیچ‌کدام از این موارد موافق نیستید؟ سه‌شنبه شب‌ها بچه‌های طلوع برای تقسیم غذای رایگان بین معتادان و بی‌خانمان‌های شهر به میدان بیرم آباد و یا دیگر نقاط شهر می‌روند و با وعده‌ای غذای گرم از این مردم پذیرایی می‌کنند و در عین حال هم از ایشان دعوت می‌کنند که اگر تمایل دارند با برنامه‌های طلوع و مراکزی که با ایشان همکاری می‌کنند اقدام به ترک اعتیاد بنمایند و دوباره به آغوش جامعه وخانواده بازگردند.
۵- اگر کاسب مطمئنی سراغ دارید که می‌توانید کاملا به او اعتماد کنید هر از چندی که خرید می‌کنید چندهزار تومن بیشتر بپردازید و بگوید این را بذار برای کسی که می‌آید خرید کند اما پول کم می‌آورد و یا همراهش نیست.راه‌های زیادی وجود دارد که می‌توانیم بدون چشم‌داشت یک حرکت بزرگ و سازماندهی شده توسط دولت خودمان به داد خودمان برسیم، همه‌ی ما می‌توانیم خیر باشیم بیایید از همین امروز شروع کنیم.

باز باران با …

باز باران با …
صبح از خواب بیدار شدم و با دیدن باران رحمت شادی به سرعت از خانه‌‌ام گریخت. پیش از این با دیدن باران هلهله می‌کردم و خدا را بارها شکر می‌نمودم که زمین‌های شهرمان سیر‌آب می‌شود، اما به تازگی فقط خدا را شکر می‌گویم و یواش و بی سرو صدا به راه می‌افتم. هرچند رانندگی کلا در کرمان امر بسیار خطیر و جانکاهی است، اما رانندگی با موتورسیکلت دیگر برای خودش مصیبتی است، که هرکسی توانایی رودر رویی با آن را ندارد. هرچقدر هم مبادی آداب و پیرو قوانین راهنمایی و رانندگی باشی و تمام سعی‌ات راهم بکنی که کسی را آزار ندهی بازهم هر از چندی بانوان محترم با دیدن شما بر فراز موتور سیکلت به یکدیگر می‌گویند: ای وای این جاندار خطرناک آمد که مزاحمت ایجاد کند. و چند دیالوگ دیگر هم گفته می‌شود که از ذکر آنها دوری می‌کنم. اما موتور سواری زیر باران و در کرمان دیگر از آن کارهایی است که با تخصص حاصل شده می‌توانم به راحتی مشغول به انجام ژانگولر بشوم و شغل بی‌مایه و فایده‌ی نویسندگی را به کناری بگذارم. به هر حال دلایل خیلی شادمان نشدنم را به اختصار ذکر می‌کنم:
۱ـ به محض بارش باران شهر ما تبدیل به مجموعه‌ای از چاله‌ها و تله‌هایی می‌شود که گویا ویت‌کونگ‌ها با همین تله‌ها و جنگ روانی چاله‌چوله‌ای آمریکای جهان‌خوار را از کشورشان به در کردند.
۲ـ هنوز در شهرما عده‌ای انسان مهربان پیدا می‌شوند که زیر آفتاب سوزان و یا دیر وقت شب و دم صبح دلشان به حال ما پیادگان می‌سوزد و با نیش ترمزی شادمان می‌کنند و چند قدمی‌به مقصد نزدیک‌مان می‌نمایند اما این خیرین به واسطه خیس بودن خلق پیاده و از نگرانی کثیف شدن فرش ماشین و روکش صندلی با حالت خاصی خودشان را به آن کوچه می‌زنند و ما را ندیده می‌گیرند.
۳ـ اگر بیرون از خانه‌باشید و باران شروع به باریدن بکند احتمالا آماده نیستید و لپ تاپ و کتاب و دفتر و خلاصه زندگی‌تان در معرض خطر غرق شدگی قرار می‌گیرد و دریغ از حمل و نقل عمومی.
۴ـ برخی از دوستان مترصد موقعیتی هستند که مراتب لطف و مهربانی‌شان را به رخ ما مظلومان بکشند. در نتیجه به مجرد دیدن چاله‌ای آب، جوری از توی چاله و از کنار ما می‌گذرند، که در کسری از ثانیه کل محتویات چاله از سر تا پای عابر پیاده را می‌پوشاند و موجبات انبساط خاطر دوست سواره را فراهم می‌کند و دیگر اهمیتی هم ندارد که لباس پلوخوری‌ شما نابود شد و یا اینکه شما در این سرما با لباس خیس سینه‌پهلو می‌کنید و تا آستانه مرگ قدم زنان و کماکان پیاده خواهید رفت.
۵ـ از آنجایی که در یکی از صاف‌ترین شهرهای جهان زیست می‌کنیم و به گفته مسئولین گینس شاقول‌ترین کوچه و خیابان‌های جهان را ما داریم احتمال زمین خوردن و یا درواقع شیرجه زدن به حفره‌های آب درون شهری بسیار کم و تقریبا نزدیک به صفر است.
۶ـ از آنجا که همه‌جای شهر به لطف مسئولین وقت شناس و آینده‌بین شهرداری و شهرسازی و …. درگیرعملیات‌های عمران و نوسازی و به سازی و… می‌بینم مطمئنم که کوچکترین گل گرفتگی، آب گرفتگی، تصادف موتورسیکلت، اتوموبیل و یا حتی دوچرخه‌‌ای امکان‌پذیر نیست و پیشاپیش هرگونه حادثه‌ای را دسیسه‌ی دشمنان می‌دانم.
عرفان‌الدین زارعی