بایگانی مطالب نشریه

تیاتر

ماه در پیراهن
نویسنده : فارس باقری ( براساس طرحی از بابک دقیقی با عنوان “آدلاید”) کارگردان : بابک دقیقی آبان و آذر 1394
کرمان، خیابان مطهری غربی، کوچه 25، خانه تئاتر موج نو

سوژه

نسرین مقانلو با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت:
من که نفهمیدم همکار خوبم آرش ظلی پور چکار داره می کنه… ای بابا آخه چرا؟

مرمت چهار سوق بازار بزرگ کرمان

مرمت چهار سوق بازار بزرگ کرمان
فاز دوم مرمت چهار سوق بازار بزرگ کرمان آغاز شد. این فاز شامل جمع آوری کف سازی فرسوده، اجرای کانال تاسیسات و انجام مجدد کف سازی و نورپردازی می‌شود که با انجام این فاز مرمت چهاسوق بازار به اتمام می رسد. در گذشته این مکان مهم ترین نقطه شهر محسوب می شده و نمای داخل این چهار سوق با گچ بری های جالب و نقاشی های زیبای عصر قاجار که چهره شهروندان آن دوره را به تصویر کشیده تزیین شده است.

کسانی که در مقابل فساد سکوت می کردند، امروز مانع تراشی می کنند

آیت الله رفسنجانی:
کسانی که در مقابل فساد سکوت می کردند، امروز مانع تراشی می کنند
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به نقش رضایت عمومی در تقویت و تداوم نظام، گفت: حکومت های دموکراسی بر خلاف دیکتاتورها، همه چیز را برای مردم می خواهند و مردم صاحبان اصلی همه بخش های جامعه هستند که امروزه از آن به بخش خصوصی تعبیر می کنند. به گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت الله هاشمی رفسنجانی صبح دیروز در دیدار جمعی از برگزیدگان چهار دوره جشنواره ملی تجلیل از تلاشگران کیفیت، با اشاره به دستورات قرآن برای انجام «عمل صالح»، گفت: در جامعه ای که همه کارها با برنامه و برای ارتقای کیفیت باشد، اختلافات طبقاتی به نفع نیازمندان اصلاح می شود. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با یادآوری مخالفت های متعصبانه با بخش خصوصی در سال های اول انقلاب اسلامی، به تلاش بعضی ها برای دولتی کردن مواردی از بخش خصوصی به جا مانده از رژیم پهلوی اشاره کرد و گفت: حتی می خواستند چند مدرسه بخش خصوصی را هم دولتی کنند، اما خیلی زود متوجه شدیم که شرط برگشت کیفیت به کارها، ورود بخش خصوصی است و با همین برنامه، دانشگاه آزاد اسلامی را تأسیس کردیم که امروز گستردگی کمی و ارتقای کیفی آن زبانزد خاص و عام است.
ایشان با توصیه دست اندرکاران برگزاری جشنواره ملی تجلیل از تلاش گران کیفیت به جدیت در کارها، گفت: ایران با مجموعه ای از امتیازات می تواند براساس آیات و روایات الگوی دیگران باشد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با ابراز تأسف از اقدامات کسانی که جلوی پیشرفت های کمی و کیفی کشور را می گیرند، به معترضان و تخریب گران فضای فعلی کشور، مخصوصاً شرایط پس از برجام اشاره کرد و گفت: همان کسانی که تا دیروز در مقابل بی قانونی ها و فسادهای اداری و مالی به بهانه حمایت از دولت سکوت می کردند، امروز از هر موقعیتی برای مانع تراشی در برنامه های دولت فعلی برای پیشرفت کشور استفاده می کنند.

عکس نوشت

خانه ات سرد است؟
خورشیدی در پاکت میگذارم و برایت پست میکنم
ستاره ی کوچکی در کلمه ای بگذار
و به آسمانم روانه کن …
بسیار تاریکم!
منوچهر آتشی

عکس: سیاوش حسینی

«گیسک»بزرگترین روستای خالی از سکنه

«گیسک»بزرگترین روستای خالی از سکنه
روستای «گیسک» که به رنگ قرمز ساخته‌شده و نوع معماری بی‌نظیر و زیبای منطقه، این روستا را به یکی از اهداف گردشگری روستایی در صنعت گردشگری تبدیل کرده است. پس از گذشت سال‌ها زمین‌لرزه، روستای گیسک زرند که پس از زمین‌لرزه از سکنه خالی شد به یکی از بزرگ‌ترین روستاهای خالی از سکنه ایران و یک اکو‌موزه روستایی تبدیل‌شده است.

شخصیت

شخصیت شناسی از طریق لبخند
اگر بدانید کوچک‌ترین حرکتی در ناحیه دهانتان اعم از لبخند زدن و جویدن لب‌ها پیامی برای دیگران دارد، چه کار می‌کنید؟
دانشمندان علوم رفتاری، عموما بر این موضوع توافق دارند که چهره، مهم‌ترین منبع اطلاعات در زمینه هیجان‌هاست و برای درک احساس گوینده باید حالت‌های متغیر چهره او را به شکلی که تهدیدکننده نباشد، مشاهده کرد. واقعیت این است که زبان بدن کمتر دروغ می‌گوید. ممکن است فردی از آشنایی با فرد دیگری ابراز رضایت کند اما نحوه لبخند زدن، نوع دست دادن و حتی نگاهش این پیام را منتقل نکند. خشم، ناراحتی، غم و نگرانی جز در کلام، در چهره افراد هم نمود پیدا می‌کند. شاید بتوان گفت زبان بدن بازتاب احساسات افراد است و در این میان دهان، نحوه لبخند زدن و حتی جویدن لب‌ها می‌تواند پیام‌های متفاوتی را انتقال دهد. بنابراین بهتر است با زبان جسمانی دهان آشنا شوید تا احساسات فرد مقابل را بهتر درک کنید.
دهان در زبان بدن چه نقشی
دهان بخشی از چهره است که هنگام حرکت بیشتر دیده می‌شود بنابراین پتانسیل بسیار زیادی برای انتقال پیام دارد. برخلاف بینی و گوش‌ها که تنها به کمک دست می‌توانند به چرخه زبان بدن متصل شوند، دهان می‌تواند کاملا مستقل عمل کند. بخش بزرگی از زبان صورت، لبخند است. به‌عنوان قاعده کلی لبخند به‌صورت متقارن و با ایجاد چین در اطراف چشم و دهان همراه است اما در لبخند ساختگی تنها دهان حرکت دارد. حال بر انواع حرکات دهان مروری می‌کنیم.
گذاشتن دست روی دهان
نشانه سرکوب و شوک است. بیشتر این حرکت به‌صورت ناخودآگاه برای کنترل خود در اثر شوک و خجالت هنگام صحبت کردن ایجاد می‌شود. این واکنش می‌تواند در افراد جوان‌تر زمانی که شاهد چیزی تکان‌دهنده هستند، اتفاق بیفتد. در حالت افراطی، افراد هنگام مواجهه با شرایط تکان‌دهنده هر دو دستشان را روی دهان می‌گذارند.
جویدن ناخن
این حالت نشانه ناامیدی و سرکوب است. ناخن جویدن نشانه خشونت درونی ناشی از ترس یا سرکوب رفتارهای دیگر است. بعدها ممکن است جویدن ناخن به یک عادت آرامش‌دهنده تبدیل شود اما به‌طور معمول در حالت سرخوردگی و ترس این حالت بروز می‌کند. استرس نیز موجب جویدن ناخن است و به نوعی تظاهرات بیرونی استرس است.
جویدن لب‌ها
وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان می‌دهد نشان از عصبانیت او دارد.

لبخند خشک
این نوع لبخند را می‌توان ساختگی در نظر گرفت. این نوع لبخند، لبخندی است که خیلی سریع ظاهر شده، بیشتر از یک لبخند طبیعی روی لب نگه داشته می‌شود و به‌نظر می‌رسد تا چشم‌ها گسترده نمی‌شود. این نوع لبخند به نوعی، رضایت اجباری و توافق ناشی از نارضایتی را نشان می‌دهد.
خنده با دهان گشوده
در این حالت دندان‌های بالا نمایان شده و به شخصی که با شما گفت‌و‌گو می‌کند، می‌فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.
لبخند با لبان بسته
این لبخند می‌خواهد در واقع احساسات را به نوعی پنهان کند. به این ترتیب در سراسر صورت یک خط مستقیم را می‌توان مشاهده کرد که در آن دندان‌ها پنهان هستند. فردی که اینگونه لبخند می‌زند، رازی دارد که نمی‌خواهد دیگران آن را بفهمند شاید دوست ندارد آن را بیان کند و شاید اعتماد نمی‌کند.
لبخند پیچیده و سخت
لبخند این چنینی مخلوطی از احساسات و سرزنش است. در این نوع لبخند هر قسمت از صورت احساسات متناقضی را نشان می‌دهد. بنابراین فرد مقابل به راحتی نمی‌تواند از احساس واقعی فرد لبخند زننده آگاهی پیدا کند.
لبخندی با فک افتاده
این لبخند هم جعلی است. این مدل لبخند بیشتر حاصل تمرین برای داشتن چنین لبخندی است تا یک لبخند غریزی. در این حالت فک کمتر از حالت طبیعی می‌افتد؛ عملی که لبخند ایجاد می‌کند.
لبخندی با دهان کج
نشان‌دهنده بازیگوشی و به قصد اذیت کردن است و بیشتر در مورد خانم‌ها اتفاق می‌افتد. گوشه لب کج شده و به سمت پایین است. در این حالت لبخند همراه با چشمانی است که به فرد مورد نظر نگاه می‌کند.
لبخندی با لب پایین جلو آمده
مانند مالیدن چشم که نشانه گریه کردن است، جلو آوردن لب پایین هم یکی از نشانه‌های گریه است. به یاد داشته باشید مردم به دلایل واقعی گریه می‌کنند و ناراحت می‌شوند یا به‌دنبال همدردی و درمان این کار را می‌کنند.
خنده زورکی
نشان ناآرامی و در عین حال همکاری است. خنده زورکی معمولا پیام عصبی بودن و استرس را انتقال می‌دهد و به‌عنوان تلاشی برای بر طرف کردن تنش و تغییر جو است. خنده مصنوعی همچنین پیام همکاری و آرزوی همدردی را مخابره می‌کند.
گاز گرفتن لب
گاز گرفتن لب نشانه تنش است. یکی از بارزترین پیام‌های گاز گرفتن لب، استرس و تنش است که می‌تواند نشانه تمرکز بالا نیز باشد اما به احتمال زیاد نشان می‌دهد، فرد اضطراب دارد.
خنده چه چیز در خود دارد؟
خنده نوعی حالت آرامش است و نوعی پاداش و رضایت همراه خود دارد. در تعریف زبان بدن، خنده علامت آرامش و راحتی است. خنده طبیعی می‌تواند به تمام قسمت‌های بالای صورت گسترش پیدا کند. فیزیولوژی خنده بسیار مهم است، زیرا در حالت خنده اندورفین آزاد می‌شود و درد و استرس کاهش پیدا می‌کند. خنده قابل رویت است، زیرا وقتی فردی می‌خندد، نشان می‌دهد در مقابل فرد دیگر گارد ندارد.

5 نفر که آخرین افراد باقیمانده از نوع خود در جهان بودند

5 نفر که آخرین افراد باقیمانده از نوع خود در جهان بودند
فرانک مجیدی: هیچ چیز تا ابد نمی‌پاید. در طول تاریخ، فرهنگ‌ها و سنت‌های فراوانی وجود داشته که اکنون ناپدید شده‌اند. برخی از این فرهنگ‌ها به طور طبیعی از میان رفته‌اند، حال آن‌که بعضی دیگر به دلیل جنگ، بیماری یا تغییر زمانه نابود شدند. گاهی اوقات، تمام تاریخِ یک فرهنگ، تنها بر شانه‌های یک تن سنگینی خواهد کرد. امروز و در این لیست، به سرنوشت مغموم ده نفری نگاه می‌کنیم که تنها بازمانده از نوع خود بودند.
1- پایان شیکرها
شیکرها فرقه‌ای مذهبی در انگلستان بودند که درست پیش از وقوع انقلاب آمریکا وارد این کشور شدند. شیکرها، شاخه‌ای از کویکرها بودند و از آن‌جا که باور داشتند زن و مرد، هر دو از تصویر خداوند به وجود آمده‌اند، جزو مذاهب مهمی به شمار می‌رفتند که برای زن، ارزش فراوانی قائل شده‌اند. رهبر شیکرها، مادر «آن لی» نام داشت و خود را همتای زنِ عیسی مسیح می‌پنداشت.
شیکرها در ترویج مذهب خود در آمریکا بسیار موفق عمل کردند و خیلی زود جوامع شیکرها در این کشور رونق گرفتند. پیش از وقوع جنگ‌های داخلی در آمریکا، ۴۰۰۰ شیکر در این کشور وجود داشت. آن‌ها زندگی‌ای اجتماعی داشتند و حیات خود را صرف ساخت، کشاورزی و عبادت نموده‌بودند. با این حال، این مذهب مشکلی بزرگ داشت که خواهان تجرّد مؤمنان‌ش بود. جنگ‌های داخلی که آغاز شد، از تعداد مؤمنان این آیین هم کاسته شد و روستاهای شیکرها از سوی آن‌ها رها گردید. در سال ۲۰۱۰، تنها ۳ شیکر بودند که زنده مانده‌بودند. آن‌ها در روستای ساباتادِی شیکر واقع در مِین زندگی می‌کردند و تلاش می‌کردند تا به شیوه‌ی سنتی خود زندگی کنند و در خانه‌های‌شان به روی مؤمنان احتمالی جدید این مذهب باز بود.
2- آخرین تاسمانیایی، تروگانینی
تروگانینی آخرین فردی بود که خون نژاد تاسمانیایی را بطور کامل در رگ‌های‌ش داشت. مردمان هم‌قبیله‌ی این زن، ۴۵۰۰۰ سال در این جزیره سکنی داشتند، اما با ورود ساکنان اروپایی به این سرزمین، جنگی طولانی و خونین میان آن‌ها در گرفت و همگی نابود شدند. مهاجران اروپایی نه تنها با ساکنان بومی منطقه با زبان داغ اسلحه سخن گفتند، بلکه میان آن‌ها بیماری‌هایی شیوع دادند تا بطور کامل ۲۰۰ بومی باقیمانده در منطقه را نیز نابود نمایند. در این میان یک واعظ انگلیسی با حسن نیت به نام «جرج آگوستوس رابینسن»، گمان می‌کرد که می‌تواند با سکنی دادن بومیان در جزیره‌ی فلیندرز، از زندگی آنان محافظت نماید. او برای این کار، تروگانینی را که دختری نوجوان بود، استخدام کرد تا همراه او سفر کند و در امر ترجمه کمک نماید. تروگانینی دختر رئیس قبیله‌ای بومی بود و شوهرش توسط مهاجران به قتل رسیده‌بود. اما رابینسون در نهایت از ادامه‌ی هدف‌ش منصرف شد و تروگانینی رها گردید. او که دیگر جایی را برای رفتن نداشت، به گروهی از تاسمانیایی‌ها پیوست که دست به جنایت و دزدی از مهاجران می‌زدند تا بتوانند از خود محافظت کنند. در نهایت تروگانینی گرفتار شد و به جزیره‌ی فلیندرز فرستاده شد. آن‌جا بود که فهمید این جزیره بیشتر یک زندان است تا یک پناهگاه. افراد تاسمانیایی این اردوگاه یک به یک مردند و از آن میان، تروگانینی تنها کسی بود که زنده مانده‌بود.
3- آخرین ناواژو در ووپاتْکی
منطقه‌ی ملی ووپاتکی در آریزونا، تاریخچه‌ای غنی دارد. در طول ۱۱۰۰۰ سال، قبایل و جوامع مختلفی در این منطقه سکونت کردند، از جمله اقوام سیناگووان که در حدود ۸۰۰ سال قبل در آن‌جا دهکده‌ای دیدنی برای خود بنا نمودند. اخیراً بازماندگان مدرن قبیله‌ی هوپی در کنار چند نفر معدود که از قبیله‌ی ناواژه به جای مانده‌اند، در این منطقه زندگی می‌کنند.
بیشتر افراد ناواژو در سال ۱۸۶۴ از سرزمین ووپاتکی به زور رانده‌شدند. در آن سال ارتش آمریکا آنان را مجبور کرد از آریزونا به نیومکزیکو بروند که این واقعه با عنوان «پیاده‌روی طولانی» در تاریخ معروف است. در نهایت چند تن از اهالی ناواژو بازگشتند و در محل اولیه ساکن شدند اما دولت آمریکا در سال ۱۹۲۴، این منطقه را به عنوان پارک ملی اعلام کرد.
تنها به ناواژوهایی که قبلاً در محل بودند، اجازه‌ی ادامه‌ی سکونت در آن‌جا داده شد. یکی از آن‌ها، «استلا پِشالاکای اسمیت» بود. او درست یک ماه پیش از تصویب قانون جدید در ووپاتکی به دنیا آمد. وقتی که استلا بمیرد، خانواده‌ی او بابد به منطقه بیایند و ملک را تخلیه کنند و بلافاصله محل را ترک کنند، چرا که اجازه‌ی اقامت در منطقه را نخواهند داشت. با مرگ استلا، او آخرین ناواژویی خواهد بود که توانست در ووپاتکی زندگی کند.
4- آخرین نینجا
جینیچی کاواکامی، یک پروفسور دانشگاه، رئیس موزه و مهندس ۶۳ ساله است که شدیداً ادعا می‌کند آخرین فرد بازمانده از نسل نینجاهای افسانه‌ای ژاپنی است. او تمرینات نینجوتسو را از ۶ سالگی آغاز کرد. مهارت‌های کاواکامی افزایش یافت و به عنوان بیست و یکمین رئیس گروه نینجاهای «بان» انتخاب شد که تاریخچه‌ای ۵۰۰ ساله دارد. در حالی که انتظار می‌رفت او نیز به سنت گذشتگان به آموزش سرّی نینجاها بپردازد، ناگهان اعلام نمود که تکنیک‌های نینجاها در دنیای جدید جایی ندارد. بنابراین او برای گروهِ بان، پس از خود جانشینی تعیین نخواهد کرد!
در مقابل، برای حفظ این سنت باستانی، کاواکامی زمان زیادی را صرف مطالعه‌ی تاریخچه‌ی نینجاها و تکنیک‌های آنان کرده‌است. او موزه‌ی نینجاها را در ایگاریو اداره می‌کند و به جمع‌آوری و حفظ کتیبه‌های مخفی این گروه می‌پردازد، از جمله دستورالعمل‌های سموم! اتفاقاً این سموم یکی از دلایلی است که باعث شده کاواکامی ادعا کند دیگر آداب نینجا بودن در دنیای امروز جایی ندارد، چرا که نمی‌تواند کارکرد این سموم را امتحان نماید.
5- بازماندگان آخرین کشتی بردگان
پنجاه سال پس از آن‌که آمریکا تجارت بین‌المللی برده‌ها را غیرقانونی اعلام کرد، همچنان برده‌های زیادی بطور غیرقانونی قاچاق می‌شدند. یکی از این برده‌ها «کوجو لوییس» نام داشت. او مسافر یکی از آخرین کشتی‌های انتقال بردگان بود که سه سال پس از ابطال کلی این تجارت، سوار آن شده‌بود. کوجو در سرزمینی متولد شد که امروزه بِنین شناخته می‌شود و و با حمله‌ی انتقامجویانه‌ی یکی از سلطان‌ها، به اسارت رفت. کوجو به عنوان یک برده فروخته شد و با کشتی کلوتیدا، به آلاباما رفت.
سفر ۴۵ روزه‌ی دریایی به خودیِ خود خطرناک بود و این وخامت، با نفْس غیرقانونی تجارت برای بردگان و خدمه‌ی کشتی بیشتر هم می‌شد. کوجو بعدها به نویسنده‌ی به نام «زورا نیل هِرستِن» گفت که شرایط سفر تا چه اندازه وحشتناک بوده‌است. برده‌ها را برهنه در محلی تنگ و تاریک نگه می‌داشتند و کلوتیدا با وحشت حمله‌ی دزدان دریایی، نیروی دریایی و طوفان سینه‌ی دریا را می‌شکافت و به پیش می‌رفت. حتی زمانی که به مقصد رسیدند هم برده‌ها را بایستی پنهان نگه می‌داشتند تا در نهایت میان مزارع مختلف، تقسیم گردند.
کوجو به مدت ۵ سال تا به دست آوردن آزادی‌اش، برده باقی ماند. او و هم‌سفران‌ش در کشتی کلوتیدا بعداً به محلی به نام شهرک آفریقایی منتقل شدند که از صاحب سابق‌شان خریداری شده‌بود. کوجو بعد از آن در آن‌جا زندگی کرد و تا سال ۱۹۳۰ در شهرک آفریقایی تا پایان عمرش زندگی کرد، طولانی‌تر از سایر ساکنین شهرک آفریقایی.

رابطه تان با این نشانه‌ها حتما شکست می‌خورد!

رابطه تان با این نشانه‌ها حتما شکست می‌خورد!
آیا رابطه ای که دارید، موجب ناراحتی شما می شود؟ اگر احساس خوب و مثبتی دارید، احتمالا در رابطه ای سالم و شاد به سر می برید. اما گاهی هم پیش می آید که یک رابطه به بن بست می رسد. دلایل این شکست چه می تواند باشد؟ ما در اینجا 7 دلیل این که چرا یک رابطه با شکست مواجه می شود، برایتان آورده ایم.
برای رابطه خود چک لیست دارید
این که بدانید از یک رابطه چه چیزی می خواهید یا حتی نمی خواهید، بسیار خوب است اما آماده کردن فهرستی از خصوصیات شریک زندگی تان، تنها انتظارات و خواسته های شما را بالا می برد و در مدت کوتاهی منجر به دعوا و اتمام رابطه می شود. یک رابطه ایده آل بیشتر بر پایه احساس است تا عقل. به توانایی های شریک زندگی خود اعتماد کنید.
بیش از حد یکدیگر را نقد می کنید
صداقت در هر رابطه ای ضروری است اما اگر مدام از شریک زندگی تان انتقاد کنید، اعتماد به نفس او پس از مدتی کاهش می یابد و موجب افسردگی اش می شود. این که یکی مدام از وزن، ظاهر، قد، دوستان، سبک زندگی و کارتان انتقاد کند، احساس بی ارزشی به شما دست می دهد. قبل از هر انتقاد از خودتان بپرسید: «آیا انتقاد من واقعا صادقانه و به جا است یا خیر؟»
حسادت خود را کنترل نمی کنید
هر رابطه ای احتیاج به عشق و حمایت دارد اما حسادت می تواند این زیبایی را از بین ببرد. شما می توانید نشانه های حسادت را در شریک زندگی تان به سادگی بیابید. آیا او از شنیدن این که دوست اش در شرکتی معتبر استخدام شده ناراحت می شود؟ آیا از این که شما با جنس مخالف صحبت می کنید به خشم می آید و شما را متهم به خیانت می کند؟
فکر می کنید صداقت در رابطه اهمیتی ندارد
ممکن است دروغ مصلحتی به رابطه آسیب نزند اما عدم صداقت نشان دهنده بی احترامی شما به شریک زندگی تان است. دروغ گفتن منجر به بی اعتمادی، ناراحتی و عصبانیت می شود. این که در شرایط گوناگون با همدم تان صادق باشید، بسیار اهمیت دارد. شما باید تحت هر شرایطی این دو جمله را از خود بپرسید: «آیا می توانم به او اطمینان کنم؟ آیا او نیز همین انتظار را از من دارد؟»
ناعادلانه یگدیگر را سرزنش می کنید
سرزنش کردن مداوم، واقعا آزار دهنده است و موجب می شود که فرد احساس کند همیشه در اشتباه است. بهتر است به جای سرزنش کردن، مسئولیت کارهای خود را به عهده بگیریم و با شریک خود تحت هر شرایطی، با احترام برخورد کنیم.
به بلوغ احساسی نرسیده اید
بلوغ در رابطه ربطی به سن ندارد. مراقب افرادی که به هر دلیلی از کوره در می روند، باشید. در ابتدای رابطه بیشتر افراد جلوی احساسات منفی خود مانند حسادت، خشم و عصبانیت را می گیرند اما شما باید رفتار طرف مقابل تان را در موقعیت های مختلف زیر نظر داشته باشید. گاهی افراد نابالغ برای رشد خود از شما کمک می خواهند اما مراقب باشید، تغییر دادن افراد کار ساده ای نیست.
یکدیگر را کنترل می کنید
رابطه با فردی که مدام می خواهد شما را کنترل کند، خسته کننده است و خشنود کردن چنین آدمی کار ساده ای نیست. آنها دوست دارند زندگی شما را با قوانین خود پیش ببرند. به این نشانه ها دقت کنید: به شیوه لباس پوشیدن شما انتقاد می کند، گوشی و ایمیل تان را کنترل می کند، بدون خبر به خانه یا محیط کار شما می آید.

پرچم کرمان همیشه بالا است

نعمتی نخستین بانوی ورزشکار معلول دنیا که موفق به کسب سهمیه المپیک شد در گفت و گو اختصاصی با «پیام ما»:
پرچم کرمان
همیشه بالا است
رضا عبادی زاده- یک سانحه رانندگی یازده سال پیش کاری کرد تا او تکواندو را کنار بگذارد و به سمت کمانداری برود. این تصادف گرچه نخاع را از او گرفت، اما خدشه‌ای به اراده مثال‌زدنی‌اش نزد. نام او بیش از سه سال پیش بلند شد. وقتی توانست به عنوان اولین زن ایرانی طلای پارالمپیک 2012 لندن را تصاحب کند. او اولین زن ایرانی بود که در تاریخ رقابت های المپیک و پاراالمپیک موفق شد مدال طلا بگیرد. درخششی که از چند سال پیش شروع شد و این درخشش در آسمان ورزش ایران کماکان ادامه دارد. زهرا نعمتی، بانوی کرمانی روز یکشنبه موفق شد سهمیه المپیک ریو 2016 را کسب کند. او حالا از این نظر تاریخ‌ساز شده و نخستین زن معلول جهان لقب گرفت که به رقابت‌های المپیک غیرمعلولان راه می‌یابد. پیش از او تنها یک دونده معلول از آفریقای جنوبی توانسته بود سهمیه المپیک را کسب کند و حالا نعمتی دومین ورزشکار معلول در جهان می باشد که موفق به کسب سهمیه المپیک شده است. زهرا نعمتی اکنون تک ستاره ورزش کرمان و ایران است. این بانوی طلایی کشورمان علاوه بر تاریخ سازی در کسب سهمیه المپیک توسط ورزشکاری معلول، توانست به 25 سال ناکامی کرمانی ها در حضور در بازی های المپیک خاتمه دهد. نعمتی حالا از هر نظر تاریخ ساز است و نام وی برای سال ها در تاریخ ورزش ایران و جهان باقی خواهد ماند. ورزشکاری که همیشه نگاهی مثبت به زندگی دارد. حتی در مصاحبه با من هم چندین بار تاکید کرد نکته منفی در مصاحبه نباشد. با زهرا نعمتی یک روز پس از موفقیت بزرگش صحبت کردیم. آنقدر خسته بود که نمی خواست صحبت کند اما به محض اینکه فهمید کرمانی هستم با رویی خوش به تمام سوالاتم پاسخ داد. ماحصل گفت و گوی تلفنی روزنامه «پیام ما» با زهرا نعمتی را در ادامه بخوانید:

تبریک می گویم. کار بزرگی انجام دادید.
ممنون. کار خیلی سختی بود. می توانم بگویم کسب سهمیه المپیک برای من از طلا گرفتن در پاراالمپیک به مراتب سخت تر بود. به هر ترتیب طبق رکوردهایی که داشتم در پاراالمپیک توانایی کسب مدال را داشتم اما کسب سهمیه المپیک خیلی سخت بود. رقابت های المپیک رقابت بین ورزشکاران سالم است و من برای کسب مجوز ورود به این رقابت ها باید با افرادی دست و پنجه نرم می کردم که کارشان از من راحت تر بود. من روی ویلچر هستم و تمام فشار روی دستان من است و همین کار من را در رقابت با دیگران سخت تر می کرد.
این ها همه جزو سختی های کار بزرگی است که شما انجام دادید. به هر حال انجام دادن کارهای بزرگ همیشه سختی زیادی هم دارد.
بله. من از همان روز اول می دانستم مسیر بسیار سختی پیش رویم است اما همه تلاشم را کردم و همه توانم را گذاشتم. من شش ماه خانواده ام را ندیدم. در این مدت نه در شادی و نه در سختی نتوانستم کنارشان باشم. برای من این خیلی سخت بود. در این راه همسرم هم پا به پای من زحمت کشید و به من کمک کرد. فدراسیون تیر و کمان هم حمایت خوبی از من داشت و مربی من آقای واعظی هم زحمات زیادی کشیدند. همه این حمایت ها باعث شد زهرا نعمتی روز به روز پیشرفت کند و بتواند در نهایت این مسیر سخت را با موفقیت پشت سر بگذارد. البته طبیعتا ورزش حرفه ای سختی زیادی دارد اما تحمل همه این سختی ها به یک لحظه شادی مردم می ارزد.
بعد از این چه برنامه ای دارید؟ دیروز به خبرگزاری صدا و سیما گفته بودید می خواهید سهمیه پاراالمپیک را هم کسب کنید.
بله. من فعلا در تایلند ماندم و تلاش خود را برای کسب سهمیه پاراالمپیک انجام می دهم.
برای المپیک چه برنامه ای دارید؟ فکر می کنید بتوانید مدال کسب کنید؟
کسب سهمیه در المپیک برای من به مراتب خیلی سخت و دشوار بود و این برای من یک موفقیت بزرگ به شمار می رود. اما این موفقیت، سقف آرزوهای من نیست و دست از تلاش برنمی دارم. سعی می کنم روز به روز تلاشم را بیشتر کنم. برای کسب مدال در المپیک ریو 2016 قولی نمی دهم اما همه تلاشم را می کنم.
خبرهایی منتشر شده که احتمال دارد شما پرچمدار کاروان ایران در افتتاحیه المپیک ریو باشید.
این فقط یک پیشنهاد بوده. اگر این اتفاق بیفتد افتخار بزرگی نصیب من شده است. اما من همیشه سرباز کشورم هستم و برای پرچم مقدس ایران عزیزمان می جنگم.
خیلی از ورزشکاران پس از چند موفقیت، انگیزه شان کم می شود. شما هم تاکنون موفقیت های زیادی داشتید. از کسب مدال طلای پاراالمپیک 2012 لندن تا افتخار بزرگ کسب سهمیه المپیک. این نگرانی وجود دارد که اتفاقی برای دیگران ورزشکاران موفق می افتد برای شما هم تکرار شود.
نه. شک نکنید نه تنها انگیزه ام کم نمی شود بلکه با انگیزه بیشتری به آینده فکر می کنم.
شما علاوه بر تاریخ سازی در ورزش ایران، پس از 25 سال موفق شدید به حسرت حضور کرمانی ها در رقابت های المپیک پایان دهید.
اول این موفقیت کسب سهمیه المپیک را به مردم ایران و به خصوص به همه کرمانی های عزیز تبریک می گویم. خیلی خوشحالم. خوشبختانه پرچم کرمان همیشه بالا است. واقعا خوشحالم که دل مردم کرمان شاد شد. خوشحالم که توانستم طلسم عدم حضور کرمانی ها در المپیک را بشکنم. ورزشکاران کرمانی همیشه افتخار آفرین هستند و امیدوارم با مدیریتی که در حال حاضر بر ورزش کرمان حاکم است قهرمانان بیشتری از کرمان داشته باشیم.
حالا که این موفقیت بزرگ حاصل شده و به عنوان یک ورزشکار معلول موفق به کسب مجوز ورود به مسابقات المپیک شدید، چه توقعی از مسئولان ورزش کشور دارید؟
تا همین جا هم فدراسیون تیر و کمان کمک زیادی به من کرده است و جا دارد بازهم از رئیس این فدراسیون تشکر کنم. در حالی که اغلب فدراسیون ها با مشکلات مالی روبرو هستند، فدراسیون تیر و کمان این مشکل را تقریبا نداشت و من در همه اعزام ها شرکت داشتم و اردوهای بسیار خوبی برگزار شد.
دوست دارید مردم به شما چه لقبی بدهند؟
نمی دانم. من اصلا به این فکر نکردم که اسم زهرا نعمتی بالا بیاید. هدفم این بود که به ورزش بانوان کشور توجه بیشتری شود و همچنین نقطه امیدی برای معلولان جهان باشم.
کی به کرمان برمی گردید؟
تا ده روز دیگر به ایران و پس از سه یا چهار روز از تهران به کرمان می آیم.
صحبت خاصی اگر دارید بفرمایید.
خیلی خوشحالم که دل مردم و به خصوص دل کرمانی های عزیز شاد شده است. شاد کردن دل مردم کرمان برای من یک افتخار است.

نکاتی درباره زهرا نعمتی به بهانه کار بزرگی که انجام داد

نکاتی درباره زهرا نعمتی به بهانه کار بزرگی که انجام داد
روزنامه هفت صبح نوشت:
1. زندگی زهرا نعمتی را باید به دو بخش تقسیم کرد. قبل از سال 1383 و بعد از سال 1383. نعمتی آن زمان عضو تیم ملی تکواندو بود اما یک حادثه رانندگی باعث شد که او تا آخر عمر ویلچر نشین شود. شاید هر کس دیگری جای این دختر کرمانی بود، دیگر هیچ اشتیاقی برای زندگی نداشت اما نعمتی آدمی نبود که به این راحتی تسلیم شود و تصمیم گرفت کماکان به ورزش کردن ادامه دهد.
2. یک فرد معلول برای انتخاب ورزش گزینه های زیادی ندارد و باید سراغ ورزش هایی برود که به درد شرایط او بخورند. انتخاب اول نعمتی، بسکتبال بود و او دوست داشت ورزش گروهی را تجربه کند اما از آنجایی که در کرمان- محل زندگی آن زمان نعمتی- امکانات بسکتبال با ویچلر نبود، او سراغ تیراندازی با کمان رفت.
3. اولین تجربه زهرا نعمتی در حضور سالن تیر و کمان، فوق العاده جالب است. او می گوید: «در روز اول، همه حاضران آقا بودند؛ به غیر از من. برایم ماجرا حیثیتی شد. روز اول که برای تمرین رفتم، آقایان به راحتی تیراندازی می کردند؛ اما وقتی کمان را گرفتم، حتی نتوانستم آن را بکشم. زورم نرسید و همه به من می خندیدند. می گفتند برو عروسک بازی کن. همان روز مصم تر شدم تا جدی تر کار کنم. به سرعت هم پیشرفت کردم و توانستم در سال 2010 در مسابقات چک رکورد جهان را زده و به مدال طلا برسم».
4. مهمترین افتخار کارنامه ورزشی زهرا نعمتی، دو سال بعد از مدال طلای او در مسابقات چک به دست آمد. او که در پارالمپیک لندن شرکت کرده بود، در بخش ریکرو انفرادی زنان مدال طلا را به دست آورد. تا تبدیل به اولین زن ایرانی شود که صاحب مدال طلا در المپیک یا پارالمپیک شده. او در بخش تیمی هم به همراه راضیه شیرمحمدی و زهرا جوانمرد، به مدال برنز رسیدند. یکسال بعد از این اتفاق، زهرا نعمتی در 29 می 2013 از سوی «بنیاد بین المللی اسپورت آکورد» مفتخر به دریافت جایزه معتبر ورزشکار برتر پارالمپیک 2012 لندن شد.
5. تمام این ها را نوشتیم تا به این نکته برسیم که از یکشنبه دلیل جدیدی برای افتخار کردن به زهرا نعمتی و احترام گذاشتن به این بانوی ورزشکار پیدا شده. او حالا صاحب سهمیه المپیک هم شده. روایت خبر آنلاین از این ماجرا را بخوانید: «زهرا نعمتی با سهمیه المپیک به یک قدمی آرزویش رسید. او دیروز در دور نیمه نهایی ریکرو رقابت های تیر و کمان قهرمانی آسیا با شکست 7-3 کماندار ویتنامی صاحب سهمیه المپیک ریو شد. سودایی که اسمش را در کنار اسکار پیستوریوس دونده سرعت آفریقای جنوبی نوشت. او حالا دومین نفری است که هم با معلولان مسابقه می دهد و هم سالم ها».

نمایشگاه کتاب

استاندار کرمان در مراسم افتتاح نمایشگاه کتاب:
با تقویت بخش خصوصی حوزه فرهنگ پررونق تر می شود
نمایشگاه کتاب کرمان دومین نمایشگاه برگزار شده در دولت تدبیر و امید است و سال قبل ده ها هزار نفر از این نمایشگاه بازدید کردند.
استاندار کرمان افزود: اقتصاد نمایشگاه کتاب در سال های قبل وضعیت خوبی داشته و باید شرایط حضور و انتقال بازدیدکنندگان و مشتاقان کتاب در نمایشگاه فراهم شود. اصناف مرتبط با حوزه کتاب فعال تر شوند و با مشارکت موسسات، انجمن ها و تقویت بخش خصوصی حوزه فرهنگ پررونق تر می شود. وی گفت: نویسندگانی از جمله مرحوم محمد ابراهیم باستانی پاریزی، هوشنگ مرادی کرمانی و احمد یوسف زاده (مولف کتاب 23 نفر) از نامداران حوزه نویسندگی کشور و استان هستند.

مدیرکل ارشاد کرمان :
کتابها در این نمایشگاه با
تخفیف ۳۰ درصدی به مردم عرضه می‌شود
محمدرضا علیزاده اظهارداشت: نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان از روز شنبه در محل نمایشگاههای دائمی استان کرمان در اتوبان باغین برپا شده است و پیش بینی می کنیم تعداد قابل توجهی از مردم از این نمایشگاه بازدید کنند.
وی از حضور ۵۰۰ ناشر داخلی در این نمایشگاه خبر داد و افزود: این نمایشگاه از نظر کمیت و کیفیت یکی از نمایشگاههای مطلوب کشور محسوب می شود. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان از حضور ۴۶۰ هزار عنوان کتاب در این نمایشگاه خبر داد و گفت: کتابها در این نمایشگاه با تخفیف ۳۰ درصدی به مردم عرضه می شود. وی گفت: ۲۰ درصد از تخفیفت دولتی و ۱۰ درصد نیز توسط ناشران داده شده است. وی در خصوص دوری نمایشگاه تا شهر کرمان گفت: عموم مردم می توانند از برای حضور در این نمایشگاه از اتوبوسهای خط واحد که هر ۳۰ دقیقه یک بار از میدان آزادی به سمت نمایشگاه حرکت می کنند استفاده کنند.

نشست‌های بخش جنبی نمایشگاه کتاب کرمان
موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران نشست‌های بخش جنبی چهاردهمین نمایشگاه کتاب کرمان را اعلام کرد.
دوازده نشست تخصصی، علمی و ادبی در سالن فعالیت‌های جنبی چهاردهمین نمایشگاه بزرگ کتاب کرمان، در موضوعات مختلف برگزار می‌شود. بخش فعالیت‌های جنبی یکی از بخش‌های چهاردهمین نمایشگاه کتاب کرمان است که همزمان با برپایی نمایشگاه، نشست‌هایی با موضوعات مختلف ادبیات، تاریخ، رونمایی و نقد کتاب‌ها و همچنین بزرگداشت‌هایی برای بزرگان برگزار می‌کند. این نشست‌ها از اولین روز نمایشگاه کتاب کارش را آغاز کرده و تا ۲۲ آبان ماه به کار خود ادامه می‌دهد. از ۱۶ آبان ماه هر روز عصر نشست‌های «نقد و بررسی وضعیت داستان نویسی در استان»، «بررسی مشکلات توزیع کتاب در استان»، «نهضت سرخ حسینی و انتظار موعود»، «نقش انجمن‌های کتابداری در ترویج مطالعه»، «شعر و مشاعره»، «مطالعه، چالش‌ها و فرصت‌ها»، «جایگاه زن در نظام خانواده و اجتماع»، «رونمایی و نقد کتاب زندگی نام شهید جلال محمدی»، «کارافرینی»، «ادبیات کودک، تصویرگری و آموزش تفکر»، «رونمایی و نقد کتاب تل ابلیس و مجموعه آثار مس شناخت»، «کارگاه آموزشی آسیب‌شناسی اجتماعی نظم و امنیت» در محل سرای اهل قلم نمایشگاه کتاب کرمان برگزار می‌شود.