بایگانی مطالب نشریه
جشن امضای مجموعه شعر حمید نیک نفس
«چغوک اوچکو»
در شهر فرهنگ
شهرام پارسا مطلق- عصر پنجشنبه هشتم آبان ماه به بهانه یک اتفاق فرهنگی شماری از اهالی فرهنگ و هنر کرمان در کتاب فروشی شهر فرهنگ گرد هم آمدند مراسم جشن امضای چاپ دوم مجموعه شعر «چغوک اوچکو» سروده ی حمید نیک نفس کافی بود تا این جمع صمیمی شکل بگیرد این مراسم با اجرای مجتبی احمدی شروع و در ادامه مهدی محبی کرمانی در مورد این کتاب و اهمیت حفظ گویش کرمانی سخن گفت و با اشاره به شعر حمید نیک نفس و سوابق مدیریت فرهنگی او از تاخیر در انتشار آثار حمید نیک نفس گلایه ای دوستانه کرد پس از آن حمید نیک نفس با خوش آمدگویی به جمع حاضر هدف خود را از چاپ و انتشار این مجموعه شعر تلاش برای حفظ گویش کرمانی و اصطلاحات آن عنوان نمود و در ادامه ضمن تشکر از همسرش شعر طنزی را با گویش کرمانی خواندند که با تشویق و تحسین حضار همراه بود در این مراسم جمعی از اهالی ادبیات و رسانه کرمان از جمله سید جلال طیب، علیرضا هاشمی نژاد، بردیا امیرتیموری، رضا شمسی، آبان ملک محمدی و سعید کوشش حضور داشتند.
مجموعه شعر «چغوک اوچکو» (گنجشک باران خورده) سروده حمید نیک نفس شامل دوبیتی های این شاعر با گویش کرمانی است که در نشر نون در سال 93 چاپ و در سال 94 به چاپ دوم رسیده است این کتاب در برنامه طنز «خندوانه» در مهرماه 94 توسط عادل فردوسی پور معرفی شده است چند شعر از این مجموعه را می خوانیم:
1- چغوک اوچکویم،مادرم کو؟
رفیق چشته خوارو هادرم کو؟
چغاروندی منه ور توی مشتت
گلیم کت کتوی پادرم کو؟
2- من و روز سیاه و بخت تاریک
شنیدم تیتکت می ریسه باریک
شبیه آسمون می باره یک سر
غم و تلواسه از شاکول و آریک
3- پسینی اومدی میدون مشتاق
تو کردی در دل دیوونه اطراق
شنیدم کرده ای آرا و گیرا
مکن ای نازنین آساق و پاساق
4- به کرمون خونه ای دارم النگواز
به دورش چینه و اطراف سرباز
دو تا آغجان دم ای خونه دارم
الاغ و استر و یابو و جماز
5- علالو بچه ی پای کتنگم
کنسک و چس مچ وخیلی زرنگم
زدم چزمون وچمپق روبرویت
زدی ور زیر شال و چارچلنگم
خیانت
فریاد شیری
برای این سه نفر: خودم، خودت و خودش
از ما سه نفر
که عاشق یک نفر بودیم
و یک نفر بودیم
سه نفر مانده است
با عشق دیگری
که دیگری را کُشت در خودش
یک نفر از ما پیش از مرگ
سی بار نوشت: « مرجان تو مرا کشتی»
یک نفر آدم شد
اما حوای خودش را نداشت
از کوی پرت شد
دیگری اما که من باشم
هنوز عاشق آن یک نفرم
که در قتل های زنجیره یی اش
هر بار که می کشد
خودش کشته می شود.
این لعنتی
مجتبا پورمحسن
بین این لعنتی آدم را به چه کارهایی وا می دارد
وادارت می کند زن بگیری
باهاش صبحانه بخوری، ناهار بخوری، شام بخوری
دوست پیدا کنی
تلفن کنی
و باهاش حرف بزنی
پنجره را باز کنی
و فکر کنی آن آدم هایی که دارند می روند و می آیند
هستند، مثل تو هستند
تلوزیون را روشن کنی
و برنامه های زنده را پیدا کنی
و مجری که دارد حرف می زند
و وادارت می کند فکر کنی خطاب «شما»ی او
اگر فقط تو نیستی، یکی از آن ها هستی
سیگار بکشی با حسرت
فیلم تماشا کنی
و برای رفع خستگی کار هفتگی
عصر جمعه دست زن و بچه ات را بگیری
و به نزدیک ترین پارکی بروی
که آدم هایی مثل تو آن جا هستند
ببین این تنهایی آدم را به چه کارهایی وا می دارد
چند شعر کوتاه از علیرضا روشن
1
گم شد
هر که به دنبال تو گشت
2
در سرزمینِ من
آغوش ها
برای بدرقه گشوده می شوند
3
خوش به حالت؛
پیشِ خودت هستی
4
مرغِ سر بریده؛
بالِ تو برای پرواز نیست.
حیاط را خون آلود کردی،
آرام باش
5
علف را «هرز» می خواند
باغبانی که از درخت
گلابی می خواهد
6
تنگی شکست،
ماهی و تنگ
هر دو آزاد شدند
7
کوه نورد نیستم
نه.
من برای دشتم
به قله می روم
8.
من لجنم،
برایِ به من رسیدن
باید به عمقِ دریا برسی
در این خانه که باد بیتوته کرده است
منصور علیمرادی
در این خانه که باد بیتوته کرده است
امنم
صبح با صدای گنجشکان از خواب بیدار می شود
اجاق گاز را روشن می کند
ترانه ای جنوبی را با سوت می زند
و از دریچه
به ابرهای سرخ، برآسمان کبود خیره می شود
در این خانه که باد می چرخد در نیمه ی تاریک
امنم
به خیابان می رود باد
نان سنگکک می گیرد باد
گَردِ درختان پیر را می تکاند باد
به خانه برمی گردد
کلید می اندازد
زوزه می کشد
و جنازه ام را بر تختخواب می بوسد
چند شعر کوتاه از نظر احمدی
1
من پشت به
پشت می رسد
نسب ام
به خنجر ها
2
یکی بود…
یکی نبود…
یکی من
یکی تو
3
آغوش تو آن جاست که می بخشد
ادامه ی پرواز را
پرنده به باد
4
مادرم زن ظرف ها شد و
هر روز
از زیر پایش بهشت را
جارو کشید
5
تو به خانه آمدی
دیگر
خانه به خود نمی آید
6
بر عکس نسخه، قرص را
که نصف نمی کنم
آن ،نصف دیگرش
تو درد می کنی
7
افسوس که چاقو گفت
من و تو چون
دو نیمه ی سیبیم
8
دوری نکن…بیا
وقتی که مرگ
این همه دور نیست
9
بوسه
زخمی که دهان باز می کند
10
پاییزی که نیامدی…
انار
سینه ی خود را شکافت
11
من اسکناسی
که گوشه نداشت
برای تنها ییش
ما دونفر بودیم
حمیدحمیدزاده
با تپانچه ای
در ارتفاعات « سیراماسترا»
اولین بار که جرثقیل میدیدم
تنها صدای مادران بدون سرزمین بود
که می آمد
و نمی رفت
و بعد
ماسه ای خیس بندر
و ماهیگیرانی که کله سحر
به «صید قزل آلا در امریکا» رفته بودند.
روح الله عکسی در جیب داشت
که در آن
سربازی امریکایی
جمجهی یک ویاتنامیِ ریزه پیزه را
متلاشی می کرد
فردای آن روز رادیو می گفت:
امروز مصادف است با سال روز کودتای 28 مر…
….غابی ها از برکه پرواز کرده اند
خون همه جا را فرا گرفته است
حزب سوسیال داشت به دموکرات ها پیروز می شد
که استقلال شکست خورد
و ورزشگاه آزادی
تماشاگرانِ نگرانی داشت
که سکو ها را ترک نمی گفتند
مبهوت
بیا قدم بزنیم
به پرویز اسلامپور
رضا حیرانی
اما من و تو پیله هامان میله هم داشت
دیوارهای خانه مان جن پرورش می داد
مجبور بودیم واژه ها را در گوش فرو کنیم
سر به سطرهایی بگذاریم
که نقطه چین بانان درزهایش را پوشانده بودند
تمام روز به فکر پناه پیراهنی هستیم
که جیب هاش دستمان را استتار کند
اینجا همیشه چند ساعت از خودت عقب تری
ناچاری قدم های کوتاه برداری
تا سایه ات بر سایه ی کسی منطبق نشود
ما تنها دو کلمه ی تنهاییم
بین نقطه ها گیر افتادیم
شعر فقط سیگارمان را زیاد می کند
بیا قدم بزنیم
دست هامان را در صندوق پست بیندازیم
تا پروانه ای آنسوی اقیانوس متواد شود
روایت طنز آلود خفت گیری از یک روزنامه نگار
روایت طنز آلود خفت گیری
از یک روزنامه نگار
هنوز ساعت دوازد شب نشده بود از عابر بانک اندکی پول گرفتم و ناگهان رگ فرهنگ شهروندیام گرفت و تصمیم گرفتم از روی پل عابر پیاده خودم را به اول بلوار جمهوری برسانم پلهها را چند تا یکی رد کردم و وقتی به ارتفاعات رفیع عابر پیاده رسیدم اندک نفس نفسی هم میزدم که از محسنات روزی بیست ساعت نشستن است، به زحمت افکارم را از بهداشت محیط کار جدا کردم و چسباندم به سه جوانی که از روبرو میآمدند و عملا تمام پل را گرفته بودند با خودم گفتم این وقت شب و این ظاهر بسیار شکیل که شامل کمربندهایی با نگینهای فلزی بزرگ و شلوارهایی شش و گاهی دوازده جیب در رنگهای مشکی و خاکی و موهای فرفری و صورتهایی خشمگین و اندکی هم دلخور بود قاعدتا قصد دوستی و مودت و تشکر از اینکه از روی پل عابر در این شب خلوت عبور میکنم ندارند و هر حرکت اشتباه ممکن است یک عمر پشیمانی در پی داشته باشد، درنتیجه محتاطانه و مظلوم نمایانه سعی کردم خودم را باریک کنم و از کنار ایشان عبور کنم که تلاشم بی حاصل بود و یکی از دوستان راه را چنان بر بنده سد کرد که سد جیرفت با هلیل چنین نکرده و اینجانب بی درنگ به سمت دوست میانی راه کج کرد که وی هم آب پاکی را روی دستم ریخت و صاف ایستاد دربرابرم و من خودم را در برابر جوانی دیدم ژولیده و با اعصابی آسیب دیده، و آن دو نفر که دو طرف این دوست را گرفته بودند و پل مسدود شده بود به راه خود ادامه دادند و این بارقهی امید بر من تابید که حداقل یک نویسنده در برابر یک جوان اعصاب خرد بهتر از سه هیچ است زیرا در آن زمینهحتی یک هم محسوب نمیشدم. خلاصه جوانک دستش را به سینهام کوبید و به راحتی مرا عقب راند و گف: پول بده.
جمله آنقدر امری بود که به یادپدرم افتادم (سرهنگ بازنشستهی ارتش) و گفتم برادر به کاهدان زدهای که هنوز جمله را تمام نکرده بودم تیغ کاتر(همانا تیغ موکتبر خودمان) با صدای نا خوشایندی تق و تق کنان تا انتها باز شد و برقش، برق از سرم پراند و با خود گفتم این دوست که اهل مسامحه و تساهل نیست و با گفتوگوی تمدنها هم خیلی رابطهای ندارد اگر با نیروی قهر آمیزش مواجه شوم بلا شک که تا لحظاتی دیگر دست یا پایی از من بسان دم مارمولکی روی همین پل بالا و پائین میپرد و نقطهی غم انگیزی میشود در پایان جملهی زندگی ام. هنوز این فکرها در سرم میآمدند و میرفتند و که جوانک با فریاد خاطر نشان کرد که : بده میگم پدر.. ..مادر… . و کاتر را به سمت صورتم پائین آورد که از دعای مادر و هرچه دعا که خودم بلد بودم به صورتم برخورد نکرد و گویا نا خودآگاه بوروسلی درونم از ترس بیدار شده بود و دستش را محکم گرفته بود و در حرکت بعدی هم وی را با همان خشونتی که از بروسلی انتظار میرفت هل داد که دو الی سه عدد ملق زد و احساس کردم آدرنالین کار خودش را کرده و حالاست که وی را تبدیل به درس عبرتی بکنم برای باقی خفت گیرندگان که از پشت چیزی به گونهام خورد و تا به خود آمدم دریافتم آن دونفر پل را ترک نکرده بودند بلکه در تمام طول این ماجرا پشت سر من ایستاده بودند و شاهد و ناظر کل داستان بودند، دستم را از روی صورتم برداشتم که در خواست ویدیو چک بدهم که ضربات بعدی هم یکی پس از دیگری به سر و صورتم خورد و با من چنان کرد که تورم با حقوق پدرم میکرد در این میانه من افتاده بودم به گوشهای و دوستان هم تاکید داشتند که شمارهی کفششان را به خاطر بسپارم، به همین دلیل دائم آنرا به صورت و تن نحیفم میکوبیدند تا زن و شوهری گذارشان به روی پل افتاد و شوهر میخواست تا نقش سوپرمن را بازی کند و مرا از چنگال دژخیمان نجات دهد و در چشم همسر تبدیل به ابر مردی گردد که بانو دستش را گرفت و گفت بیا برویم برای خودت شر درست نکن و آخرین روزنهی امید را هم به روی من بست، داشتم بریده بریده در فرصت کوتاه بین لگدها تصمیم میگرفتم که اشهد را بگویم یا اظهار ندامت کنم، شاید که این جنگ نا برابر به صلحی هوشمندانه تبدیل شود که چند جوان دیگر رسیدند و مرا از زیر دستو پای ایشان بیرون کشیدند و جالب اینجاست که خفتگیرندگان بارها متذکر شدند که این شهر کوچک است و مرا مییابند و به لطفشان درست خواهم شد و یا آدم خواهم شد و هرچه به جماعت ناجی میگفتم ایشان دزد هستند بگیرید ایشانرا که یکی از جوانان گفت همین که نجات دادیم خیلی لطف کردیم دیگر پر رو نشو و جالبتر اینجاست که وقتی از پل پائین آمدم کتک خورده و با لباسهای پاره و خونین موتوری از نیروی انتظامی ایستاد و گفت با این قیافهات این وقت شب در خیابان چه میکنی؟ و وقتی گفتم خفت شدهام گفت اگر میشناسی ایشان را بریم و شکایت کن که پاسخ دادم اگر ایشان را میشناختم این سرنوشت را نداشتم.
از رخداد این خاطره سالها میگذرد و من اطمینان داشتم که بعد از اجرای طرحهای مختلف به لطف نیروی انتظامی و پرسنل فعال دادگستری و دیگر دست اندر کاران این حوزه مدتها از آخرین نزاعی که به چشم دیدم میگذرد و به جرات میتوانم بگویم که این رتبهی دوم فراوانی ضرب و جرح در کشور همهی ما را شکه کرد اما به قول معروف اتفاقی است که افتاده و باید به فکر راه چاره بود،به نظر عدهی زیادی از کارشناسان باید از آموزش و پرورش شروع کرد و تربیت صحیح بهترین راه پیشگیری از وقوع جرم است در همین کرمان که به مقام دوم رسیده با یک مطالعهی آماری ساده میتوان دریافت که چه تعدادی از خشونت گران و اهل نزاع هنرمند هستند؟ و به سادگی میتوان برنامههای جدیدی برای کودکان در مدارس در نظر گرفت که روند استعداد یابی و رشد بچهها به خوبی پیش برود و به جای خبرهای دردناکی مثل همین مقام دومی شاهد افتخار آفرینی فرزندان کرمان باشیم مانند کسب رتبهی برتر جشنوارهی نوجوان خوارزمی توسط دانشآموزان کرمانی. خوشبختانه در حال حاضر تمرکز بخش دولتی هم به سمت مدراس و عملکرد ریشهای رفتهاست و میتوان انتظار داشت که در چند سال آینده به چنین مقاماتی نخواهیم رسید البته اگر تمام شعارهایی که مسولان میدهند تبدیل به عمل شود که البته ما را جز امید چیزی به کف نیست.
سر تیم ما را بریدن
صبح امروز خبرگزاری ایسنا خبر داد کرمان از حیث فراوانی ضرب و جرح در مقام دوم ایستاده است. قبل از هر چیز باید تکلیفمان را روشن کنیم که چه کسی در مقام اول ایستاده؟ داوری چه کسی بوده و با چه جرائتی چنین حق کشی عریانی صورت گرفته؟ دقیقا در روز روشن سر تیم مارا بریدهاند و هیچ کس نیست از ما دفاع کند؟ هرچند نیاز نیست کسی از ما دفاع کند اصولا هرکسی که با اول شدن ما مخالفتی دارد، وی باید برود از خودش دفاع کند.
از قدیم و ندیم گفتهاند که: از آن مترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به توی دارد، احساس میکنم از معصومیت و مظلومیت و مهماننوازی ما در این مسابقات سواستفاده شده و گرنه همه میدانند که این تهرانیها با درست کردن صفحه در فیسبوک و اینستاگرام سعی کردند مقام را از چنگال پلنگان تیز تک و تیزی به کف این خطهی دلاور پرور بیرون بیاورند، در واقع این ادبیات روزنامهای از طرف سردبیر محترم به من تحمیل شده ( وگرنه خدای تو شاهده مادر نزائیده بخواد حق مارو بخوره، همچین لغد میلم ور لا گردنش زمینو گاز بگیره) (کماکان سردبیر فشارهایی رو بر این سرویس وارد میکند و اصلا خبری از آزادی بیان در روزنامهی پیامما نیست) مایهی سر دردتان نگردم حقیقت ماجرا این است که حقیقت با آنچه که در اینترنت میبینید تفاوت دارد و هر چند این دوستان پایتخت نشین صفحههایی نظیر شرارت و خوبها و غیره در فیس بوک منتشر نمودهاند و هر از چندی هم عکسهایی از تن لبریزخالکوبی و عضلات درشت و به ضرب آمپول آهنین گشتهی اشخاصی با نامهای اسی درشته و ابی یک مشته و غیره این صفحات را زیور کردهاند و جوری هم تبلیغ میکنند و با شور و شوق از اعدام شدن ایشان سخن میرانند که تا بحال ندیدهام چنین تعریف و تمجیدهایی را حتی از برندگان جایزهی نوبل بنمایند و خلاصه هر جوان نا بالغی هم که با چنین صفحههایی مواجه شود احساس میکند ای دل غافل راه و رسم اوباشگری هنوز نمرده و هنوز هم میشود در سال ۲۰۱۶ و پیش از سفر انسان به مریخ سگک کمربند را به سر دیگری کوبید و با قمه و چاقو مشکلاتی را که با زبان فارسی هم میشود حل کرد به راحتی به زبان چنگیزخان مغول مطرح و حل و فصل نماییم. اما مشکل من انتشار این صفحهها نیست بلکه تاثیر این صفحهها بر داوری مسابقات است، چطور ممکن است ما که هنوز هم با یک بوق ممکن است قصد جان یکدیگر را بکنیم مقام دوم را بگیریم؟ و در پایان هم جای تقدیر و تشکر فراوان دارد که در بحث شیوع به مصرف مواد مخدر استان پهناورمان کماکان رتبه اول کشور را دارد.
8 آبان ماه سالروز در گذشت قیصر امین پور
ناگهان چقدر زود دیر میشود
8 آبان ماه سالروز درگذشت قیصر امین پور، شاعر معاصر است.
قیصر در دوم اردیبهشت ماه 1338 درشهرستان گُتوند خوزستان متولد شد.دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت.
امین پور در سال 1357 دیپلم تجربی گرفت و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد. او در سال 1358 با انصراف از رشته دامپزشکی، به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست. قیصر امین پور مجددا در سال 1363 تغییررشته داد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران دنبال کرد و در بهمن ماه سال 1376 با دریافت مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.
قیصر امین پور از زمرهِ شاعرانی بود که از همان آغاز فعالیت های حوزه هنری به جمع گروه شعر آنجا پیوست و همگام با سایر شاعران فعال حوزه هنری در بسیاری از شب های شعر برگزار شده در جبهه های دفاع مقدس شرکت کرد و در مناطق مختلف عملیاتی به شعرخوانی پرداخت.
او عضو شورای شعر و ادبیات حوزه بود و در تشکیل جلسات شعرخوانی و نقد و بررسی شعر و تشویق و ترغیب شاعران جوان انقلاب نقش موثر و ارزنده ای داشت. سپس به جمع نویسندگان و شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست .همچنین دکتر امین پور به تدریس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه اشتغال داشت. وی در آخرین روزهای سال 1377 دچار سانحه تصادف در جاده کناره شمال گردید و به شدت مجروح شد.شدت جراحات وارده به دکتر امین پور به حدی بود که وی به دفعات تحت عمل های مختلف جراحی قرار گرفته و برای ادامه معالجات برای مدت کوتاه به کشور انگلستان اعزام شد. وی در سال 1381 تحت عمل پیوند کلیه قرار گرفت و بهبودی نسبی یافت.دکتر قیصر امین پور در سال 1367 از مؤ سسه گسترش هنر، جایزه ویژه نیما یوشیج را دریافت کرد. همچنین در سال 1378 از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از شاعران برتر دفاع مقدس در دهه های 60 و 70 برگزیده شد.سر انجام در آبان ماه 1386 درگذشت.
از آثار قیصر امین پور است:»طوفان در پرانتز»، « منظومه ظهر روز دهم «، « مثل چشمه، مثل رود «، « آینه های ناگهان «، « گلها همـه آفتابگرداناند «، «دستور زبان عشق»، « به قول پرستو «، و « بی بال پریدن «.
شعری با عنوان «حسرت همیشگی» از قیصر امینپور:
حرف های ما هنوز ناتمام…
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی…
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود
کرمان صاحب رتبه دوم فراوانی ضرب و جرح در کشور
کرمان صاحب رتبه دوم فراوانی ضرب و جرح در کشور
رییس کل دادگستری استان کرمان با بیان اینکه جامعه ما به نوعی درگیر خشنونت شده است گفت: استان کرمان از حیث فراوانی ضرب و جرح در کشور رتبه دوم را در کشور به خود اختصاص داده است که باید در این زمینه تلاش جدی را انجام دهیم.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران منطقه کویر، «یدالله موحد» صبح امروز 22 دیماه در جلسه شورای پیشگیری از جرم دادگستری استان کرمان گفت: برای پیشگیری از جرم سه محور پیشگیری فرهنگی، وضعی و کیفری را باید مد نظر قرار دهیم.
وی با بیان اینکه جامعه ما به نوعی درگیر خشنونت شده است گفت: استان کرمان از حیث فراوانی ضرب و جرح در کشور، رتبه دوم را به خود اختصاص داده است که باید در این زمینه تلاش جدی را انجام دهیم.
موحد با بیان اینکه ضرب و جرح رتبه دوم جرائم را در استان کرمان به خود اختصاص داده است تصریح کرد: در 19 استان ضرب و جرح آمار چشمگیری را بعد از سرقت به خود اختصاص داده است ضمن آنکه ضرب و جرح و خشونت از حیث فراوانی دارای اهمیت است که باید راهکارهای پیشگیری از این موضوع دنبال شود.
رییس کل دادگستری استان کرمان اظهار کرد: آنچه که مهم است اجرای برنامههای خوب و مفید است و سازمان ها در محدوده آن وظایف ذاتی دارند مانند آموزش پرورش که یکی از ابعاد تعلیم و تربیت است که باید در آموزش و جلوگیری از خشونت تلاش کند.
وی با تاکید بر اینکه سازمان های تعریف شده باید تمام برنامه های مد نظر را عملیاتی کنند و پیشگیری را به صورت جد دنبال کنند، بیان کرد: در شش ماه این برنامهها اجرا میشود و بازخورد آنها را باید مشاهده کنیم.
موحد با اشاره به اجرایی کردن تقویم زمانی جرائم اظهار کرد: مهمترین عامل افزایش ضرب و جرح، دسترسی آسان به سلاح سرد است که با بررسی های لازم نشخص شده است که زمانی نوجوانان درخیابان و امکان تفریحی هستند آمارضرب و جثرح افزایش و در هنگام امتحانات ضرب و جرح کاهش پیدا می کند که این موضوع حساسیتهای زیادی را ایجاد میکند.
رییس کل دادگستری استان کرمان جغرافیای جرم جهت پیشگیری از جرم را موثر دانست و ادامه داد: اگر کارهای علمی انجام دهیم نتیجه بهتری در پیشگیری از وقوع جرایم خواهد داشت.
وی با بیان اینکه بیشترین رقم سیمای جرائم مربوط به خشونت است اظهار کرد: آمار ورودی جرائم با وقوع کاملا متفاوت میباشد زیرا گاهی دلالت کامل بر وقوع ندارد و نمیتوانیم کاملا بر آمار خشونت ورودی اتکا کنیم اما باید رشد آمار را مد نظر قرار دهیم.
مدیر عامل گل گهر در پاسخ به سئوال پیام ما
امیدواریم کارخانه گندله سازی شماره 2 تا پایان سال
افتتاح شود
نشست خبری مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان یکشنبه 20 دی ماه در محل دفتر این شرکت در کرمان برگزار شد. مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان در پاسخ به این سوال پیام ما که تاریخ دقیق افتتاح کارخانه گندله سازی شماره دو گل گهر چه زمانی است، گفت: نه فقط گل گهر بلکه هیچ شرکتی با توجه به اینکه منابع مالی به دلیل بحران های مالی به طور کامل تامین نشده است، نمی تواند تاریخ دقیق افتتاح کارخانه ای همچون کارخانه گندله سازی شماره دو را اعلام کند اما ما در مجموعه گل گهر سعی داریم بر مشکلات غلبه کنیم و امیدواریم تا پایان سال 94 کارخانه گندله سازی شماره دو را افتتاح کنیم.
باید تاکیدات مقام معظم رهبری را سرلوحه کار خود قرار دهیم
ناصر تقی زاده با اشاره به تاکیدات رهبر انقلاب بر اقتصاد مقاومتی گفت: ما حفظ و افزایش اشتغال و تولید، کاهش هزینه ها و صرفه جویی را که اهم تاکیدات مقام معظم رهبری و از وظایف بنگاه های اقتصادی می باشد که ما همواره باید سر لوحه کار خود قرار دهیم.
وی با اشاره به دو بحران شرکت های فولادی اظهار داشت: این بنگاه ها همواره با بحران رکود داخلی و بحث رکود جهانی مواجه می باشند.
وی گفت: سال 2011 قیمت کنسانتره سنگ آهن به 180 دلار رسیده بود اما امروز سنگ آهن را در بندرعباس به 32 دلار می فروشیم که 10 دلار آن شامل هزینه ها می شود و 22 دلار قیمت واقعی فروش ماست.
وی در ادامه گفت: به دلیل کمبود مصرف مواد فولادی ما دچار رکود داخلی هستیم که به دنبال آن کمبود نقدینگی و بحران ایجاد می شود.
برای کاهش قیمت تمام شده، تولید را افزایش و نقدینگی را کاهش دادیم
مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان با اشاره مجدد به تاکیدات رهبری بر اقتصاد مقاومتی ،گفت: در شرکت سعی کردیم برنامه ای را ارائه دهیم تا قیمت تمام شده را کاهش دهیم، که طی این برنامه ما باید کاهش نقدینگی و قراردادها را انجام می دادیم و دوم اینکه افزایش تولید داشته باشیم.
تقی زاده تصریح کرد: ما سال قبل 8 میلیون و 900 هزار تن تولید کنسانتره و تولید 5 میلیون تن گندله در شرکت را با افزایش تولید و بهبود کیفیت به 10 میلیون و 500 هزار تن کنسانتره و 5 میلیون و 200 هزار تن گندله رساندیم. وی با اشاره با بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با عدم خام فروشی اظهار داشت: تا امروز دانه بندی را 73 درصد کاهش ایم. سال گذشته دانه بندی 538 هزار تن و امسال 145 هزار تن بوده که تاکنون بخشی از آن را صادر کردیم.
مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان تصریح کرد: تا کنون کنسانتره 15 درصد ظرفیت و گندله سازی یک درصد ظرفیت داشته ایم و امیدواریم که تا پایان سال به 25 درصد افزایش ظرفیت داشته باشیم.
ضرر شرکت های فولادی از کاهش قیمت شمش
تقی زاده در ادامه گفت: با توجه به اینکه امسال قیمت شمش کاهش داشته است شرکت های فولادی متضرر شده اند و علاوه بر این موضوع سال گذشته ما یک میلیون و 800 هزار تن فروش داخلی داشته ایم که امسال تبدیل به 450 هزار تن شده است.
وی با اشاره به اینکه دیگر شرکت های فولادی برای اینکه متضرر نشوند تولیدات خود را کاهش داده اند، گفت: ما چاره ای نداشتیم بجز اینکه به سمت صادرات پیش برویم که خوشبختانه موفق بوده ایم و افزایش تولید داشته ایم. تقی زاده خبر داد: با همت همکاران توانستیم صرفه جویی کنیم و 9 درصد کاهش هزینه نسبت به سال 93 داشته ایم.
گلگهر جزو نادر مجموعههایی است که پروژهای را متوقف نکرده است
وی در ادامه با اشاره به طرحهای توسعهای متعدد شرکت معدنی و صنعتی گلگهر گفت: حدود 20 هزار میلیارد تومان طرح داریم که در همه شرکتهای ما حدود 3 میلیارد و 500 هزار تومان پرداخت و اجرا شده است اما بقیه در سیستم بانکی تعریف نشدهاند ولی در عین حال شرکت معدنی و صنعتی گلگهر جزو نادر مجموعههایی در کشور است که هیچ پروژهای را متوقف نکرده است. مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان تصریح کرد: امیدواریم تا اواخر اسفند یا اوایل فروردین ماه نیروگاه شرکت معدنی و صنعتی گل گهر به بهره برداری برسد و 400 مگاوات برق تولید کند. امیدواریم با راه اندازی کارخانه گندله سازی شماره 2 تا پایان امسال تولید گندله را به 5 میلیون تن برسانیم و جلوی واردات گرفته شود و ما صادر کننده شویم.
طرح انتقال آب خلیج فارس یکی از شاخص ترین طرح های گل گهر است
وی از طرح انتقال آب خلیج فارس به عنوان یکی از شاخص ترین طرح های شرکت معدنی و صنعتی گل گهر یاد کرد و گفت: این طرح با ظرفیت 4 هزار و 200 لیتر در ثانیه برای خط اول با سرعت در حال اجرا است و در این زمینه مسیر، تملک و آماده سازی شده است.
تقی زاده افزود: این طرح مورد تاکید معاون اول رئیس جمهور بوده است زیرا ما با کمبود آب مواجه هستیم.
مدیر عامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر سیرجان اظهار داشت: مناقصه برگزار کرده ایم که امیدواریم پس از اجرای برجام اعتباری از محل منابع خارجی که مبلغی معادل یک میلیارد و 200 میلیون تومان می باشد، تامین کنیم. وی با اشاره به اینکه در مجموعه گل گهر طرح های متعددی در حال اجرا می باشد، گفت: دو واحد اسفنجی داریم که یکی در حال ساخت است و تا کنون 60 درصد پیشرفت داشته است و منابع مالی این طرح از محل مطالبات شرکت معدنی و صنعتی گل گهر تامین شده است و واحد 1.7 میلیون تنی آماده بهر ه برداری است.
مطالبه یک هزار و 400 میلیارد تومانی گل گهر از واحدهای فولادی
تقی زاده با اشاره به اینکه در محدوده گلگهر حدود پنج میلیون تن آهن اسفنجی در دست اجرا میباشد، افزود: امکان فروش آنها وجود ندارد و دچار خودسوزی میشوند، به علاوه یک هزار و 400 میلیارد تومان از واحدهای فولادی مطالبه داریم. متاسفانه در زمینه تولید آهن اسفنجی طراحی به درستی انجام نشده است چراکه همزمان با تولید باید ذوب هم انجام شود اما در استان با عدم هماهنگی این دو مواجه هستیم.
مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر با اشاره به افتتاح دو خط کنسانتره و یک خط آهن اسفنجی یک میلیون تنی در سال 94 اظهار داشت: امیدواریم بتوانیم در گهرزمین نیز خط گندله پنج میلیون تنی را نیز افتتاح کنیم که اکنون در حال تامین منابع آن هستیم.
حاضر به حمایت از قطعه سازان داخلی هستیم
وی افزود: ما معتقدیم در جهت اقتصاد مقاومتی باید به ساخت داخل رو بیاوریم و در این راستا هر کسی که بتواند قطعهای از قطعات وارداتی ما را بسازد ما حاضر به حمایت وی هستیم و فرمول آن را به نام خود وی ثبت کرده و طرح را از وی خواهیم خرید.
مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر تصریح کرد: ما به همکارانمان اعتماد فنی داریم و در بحث مهندسی معکوس از همکاران خود استفاده می کنیم که بخشی از طراحی جدید بر عهده آنها میباشد و خوشبختانه تاکنون در این زمینه به نتایج خوبی رسیدهایم.
به دنبال گرفتن پهنه های اکتشافی متعددی در استان هستیم
تقی زاده با بیان اینکه در محدوده گلگهر 700 معدن زیرزمینی وجود دارد که در عمق 400 متری زیرزمین فعالیت میکنند گفت: پهنههای اکتشافی متعددی را در استان کرمان خواهیم گرفت. در مرحله اول این اکتشافات در سیرجان و کرمان انجام خواهد شد و در همین راستا جلساتی را با ایمیدرو برگزار کردهایم مبنی بر اینکه پهنههای خود را به ما واگذار کنند تا در آنها به اکتشاف بپردازیم.
نیازی به تعدیل نیرو نداشتیم
وی از بدهی دو هزار و 500 میلیارد تومانی شرکت گل گهر در زمان آغاز به کار مدیریتش در این شرکت خبر داد و اظهار داشت: تاکنون بخشی از این بدهی ها پرداخت شده است و با برنامه ریزی های انجام شده، علی رغم هزینه ها نیازی به تعدیل نیرو و کاهش خدمات رفاهی ویژه پرسنل احساس نشد. این مدیر ادامه داد: در این مجموعه هفت هزار نفر مشغول به کار هستند و به طور متوسط هزینه هر کارمند گلگهر در ماه به هفت و نیم میلیون تومان میرسد ضمن اینکه 8.6 درصد از شاغلین ما یعنی تعداد 74 نفر را بانوان تشکیل میدهند.
وی در ادامه این نشست اذعان داشت: با ایجاد شورای فرهنگی در شرکت معدنی و صنعتی گل گهر بدنبال ایجاد سیرجان پروژه بهسازی سینما، تعامل با اصحاب رسانه، جشن محلات و … هستیم. همچنین تکمیل عملیات اجرایی و ساخت مجموعه فرهنگی ورزشی گل گهر در زمینی به مساحت 40 هزار متر مربع و زیربنای 17 هزار متر مربع را در دستور کار داریم که عمده قسمت های آن به بهره برداری رسیده است و 66 تیم و حدود 5 هزار جوان را به خود جلب کرده و پوشش می دهد. تقی زاده از اجرای طرح فاضلاب سیرجان با هزینه ای بالغ بر 200 میلیارد تومان اشتغال فرزندان هدا و جانبازان بالای 70 درصد را از جمله برنامه های این شرکت در راستای توجه به مسئولیت های اجتماعی و توجه به خانواده شهدا جانبازان عنوان کرد.
قرار است شرکت حمل و نقل ریلی ایجاد کنیم
مدیرعامل شرکت معدنی و صنعتی گل گهر با اشاره به مشکل حمل و نقل در بحث صادرات این شرکت گفت: با این حالی که در سال 94 و تاکنون به میزان یک میلیون و 700 هزار تن صادرات داشتهایم و این مساله اصلیترین دلیل سرپا بودن ما بوده است اما مشکل اصلی ما حمل و نقل است به نحوی که بالغ بر پنج میلیون تن دپوی کنسانتره داشتهایم. به پیشنهاد «رزمحسینی» استاندار کرمان قرار است شرکت حمل و نقل ریلی را ایجاد کنیم و تاکنون 10 لوکوموتیو با 700 واگن خریداری کردهایم. تقی زاده خاطرنشان کرد: با توجه به اهمیت موضوع حمل و نقل و تولیداتی که دپو شده است در زمینه افزایش ظرفیت ریلی بررسی هایی در حال انجام است که امیدواریم با افزایش امکانات و تجهیزات تخلیه واگن ها در بندرعباس بتوان ظرفیت حمل ریلی را تا سه برابر فعلی افزایش داد.
مرکز درمان و کاهش آسیب ویژه زنان در کرمان افتتاح شد
مرکز درمان و کاهش آسیب ویژه زنان
در کرمان افتتاح شد
مراسم افتتاحیه مرکز درمان و کاهش آسیب ویژه زنان در استان کرمان با حضور استاندار کرمان، دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان کرمان و قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با موادمخدر کشور برگزار شد.
استاندار کرمان در حاشیه این آیین گفت: بنده از جانب خود و مسئولین از مردم عذر خواهی می کنم و متاسفم که این آسیب های اجتماعی را در جامعه داریم.
علیرضا رزم حسینی اظهار داشت: باید از مردم عذرخواهی کنیم بابت اینکه همه ما مسئولین و در این بحران مقصریم.ما باید برای حل این بحران اجتماعی اقدام کنیم. وی در پایان گفت: ما مسئولان کم کاری کردیم و مسئول این بحران ما بودیم و هستیم همچنین بابت مشکلات بوجود آمده عذرخواهی می کنیم.
دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان کرمان در حاشیه این افتتاحیه با اشاره به اینکه یکی از دغدغه های جدی استاندار و مسئولان بحث کاهش آسیبهای اجتماعی و زنان آسیب دیده است.، گفت: مبنای راه اندازی این مرکز مصوبه نشست با حضور وزیر کشور در کرمان بود که آمار خوبی از زنان آسیب دیده کرمان وجود نداشت و موجب شد در این راستا دو راهکار انجام شود.
حسین چناریان اظهار داشت: کار تحقیقاتی در این راستا توسط دانشگاه علوم پزشکی انجام شد و همچنین جمع آوری، غربالگری، سطح بندی زنان آسیب دیده انجام شود و با پایان این تحقیقات وضعیت زنان آسیب دیده، تعداد و علتها را می توانیم در کرمان ارائه کنیم تا بدانیم چه کاری باید انجام دهیم. وی در ادامه گفت: در این راستا مرکز ماده 16 زنان با حمایت و مشارکت خیران طی مدت سه ماه با استفاده ازاعتبارات خیران به مبلغ 400 میلیون تومان با 550 متر زیر بنا با ظرفیت اسمی 50 نفر احداث شد اما با توجه به فضای موجود امکان پذیرش 100 نفر وجود دارد و این افراد بر اساس شرایط از 45 تا 60 روز می توانند در این مرکز نگهداری شوند.
چناریان افزود: مراحل درمان و کاهش آسیب و درمان این افراد در این مرکز انجام می شود، اما مهمترین دغدغه ما بحث اشتغالزایی و توانمندی این افراد می باشد. استاندار کرمان برای اشتغال زنان آسیب دیده با همکاری ستاد عتبات عالیات اقدام کرده و قرار است در مرکز آموزش قالی بافی مشغول به کار شوند.
قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با موادمخدر کشور در حاشیه این آیین با اشاره به اینکه متاسفانه آسیبهای اجتماعی در کشور مشکلاتی برای مردم فراهم کرده، گفت: که معتقدم ما مقصیرین اصلی این موضوع هستیم و باید هم از مردم عذرخواهی کنیم و یک واقعیت است.
علیرضا جزینی افزود: مصوب شده است که در برنامه ششم توسعه با کاهش 25 درصدی اعتیاد روبرو شویم که کار بسیار سختی است و حتما این موضوع مشارکت مردم را میطلبد. باید این مسئله را در برنامههای سال آینده این ستاد قرار بدهیم تا بتوانیم سالانه 5 درصد اعتیاد را کاهش دهیم. قائم مقام دبیر ستاد مبارزه با موادمخدر کشور اظهار داشت: در قوانین، موضوع مراقبت بعد از خروج را داریم که خوشبختانه در استان کرمان و با تدبیر خوب استاندار، برای موضوع اشتغالزایی این افراد نیز اقدامات خوبی صورت گرفته است.
کدام دولت برنامه هایش را در پارس جنوبی محقق کرد؟
کدام دولت برنامه هایش را در پارس جنوبی محقق کرد؟
بررسی سهم دولت ها از توسعه پارس جنوبی نشان می دهد دولت اصلاحات بهترین کارنامه را در تحقق اهداف از پیش تعیین شده در پارس جنوبی داشته است . به گزارش خبرآنلاین ، دولت اصلاحات در حالی قرارداد توسعه اولین فاز پارس جنوبی را منعقد کرد که قطر یازده سالی بود بهره برداری از این میدان را آغاز کرده بود .
بررسیها نشان می دهد از مجموع 24 فاز تعریف شده در پارس جنوبی، بهره برداری از 5 فاز در دولت اصلاحات و بهره برداری از 5 فاز دیگر در دولت مهرورز اتفاق افتاد . دولت تدبیر و امید نیز در دو سال ابتدایی فعالیت خود نسبت به بهرهبرداری از سه فاز پارس جنوبی اقدام کرده است . هر چند به طور اسمی سه فاز تا کنون در دولت یازدهم به بهره برداری رسیده است اما با این حال فاز 12 به دلیل آنکه حجمی برابر با 3 فاز تولیدی این میدان دارد می توان میزان بهره برداری از فازهای این میدان را رسما در دولت یازدهم نیز 5 فاز دانست .
دولت اصلاحات
بهرهبرداری از پارس جنوبی در آخرین سال های دهه هفتاد و اولین سالهای دهه هشتاد جزو اولویت های نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام شد . دولت اصلاحات اولین قرارداد توسعه فازهای پارس جنوبی را منعقد کرد . در دوران استقرار این دولت در فاصله زمانی سال 1376 تا 1384 در مجموع قرارداد توسعه 10 فاز منعقد شد . 5 فاز از این 10 فاز در دولت اصلاحات به بهره برداری رسید . توسعه پارس جنوبی در این دوره زمانی با حساسیت فراوان دولت پیگیری شد . قرارداد توسعه فازهای 1،» 2 و 3» ،» 4و 5 «،» 6، 7و 8» و همچنین «9 و 10» در دولت اصلاحات منعقد شد . فازهایی که تا قبل از تیرماه 1384 به بهره برداری رسیدند شامل فاز 1، 2و 3 ، 4و 5 بود .
دولت مهرورز
رییس دولت مهرورز شعارهای زیادی در خصوص اتمام عملیات توسعه پارس جنوبی در دوران تصدیاش داد اما نگاهی به کارنامه عملکرد این دولت نشان می دهد توفیق چندانی در تحقق اهداف از پیش تعریف شده نداشته است . در دوران تصدی این دولت قرارداد توسعه 14 فاز پارس جنوبی بسته شد اما هیچ یک از قرادادهای منعقد شده در این دولت در دوران فعالیت آن به بهره برداری نرسید . توسعه 5 فازی که در دولت نهم و دهم افتتاح شد، در دولت پیش از آن، یعنی دولت اصلاحات آغاز شده بود . فازهای 6،7 و 8 و همچنین فازهای 9 و 10 در این دولت به بهره برداری رسیدند اما با اینکه قرارداد توسعه فازهای 11، 12، 13، 14،» 15 و 16» ،» 17 و 18 «، 19، « 20و 21 «،» 22و 23 و 24 «در دولت مهرورز منعقد شد اما هیچ کدام از این فازها در عمر دولت مهرورز در فاصله سال های 1384 تا 1392 به تولید نرسیدند .
دولت تدبیر و امید
دولت تدبیر و امید را می توان میراث دار قراردادهای پارس جنوبی لقب داد . این دولت در سال های فعالیتش عملیات توسعه ای هیچ فازی را منعقد نکرد چرا که هر 24 فاز پارس جنوبی پیش از این دارای قرارداد شده بودند . در دو سالی که گذشته است دولت یازدهم فاز 12 پارس چنوبی را که با سه فاز این میدان برابری می کند را به بهره برداری رساند و فاز 15 و 16 نیز در 22 دی ماه افتتاح شد .
ارباب کیخسرو شاهرخ؛ منشا خدمات فرهنگی و اجتماعی
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
ارباب کیخسرو شاهرخ؛ منشا خدمات فرهنگی و اجتماعی
بخش هشتاد
در این شماره روزنامه در ادامه خاطرات و فعالیتهای آقای صنعتی در عرصه فرهنگی و تلاشهای وی در این حوزه، به چند نفر از همشهریان زرتشتی پرداخته میشود که در مسایل فرهنگی کرمان منشأ خدمت بودهاند.
یادی از چند تن از همشهریان زرتشتی
اما تمایل دارم حسن ختام این بخش را با یادی از چند نفر از همشهریان نجیب زرتشتی، که هر کدام در چند دههی اخیر منشاء خدمات فرهنگی و اجتماعی بودهاند، به اتمام رسانم. در توضیح باید عرض کنم هر چند این مهم با زندگینامه و فعالیتهای بنده در چند دههی اخیر ارتباطی ندارد، اما از آنجایی که در این مجموعه سعی بر آن بوده که اشارهای به مسایل متعدد کرمان در چند دههی نیز اخیر گردد و از طرفی، حس درونی توأم با احترام به همشهریان زرتشتی، که سالها با آنان حشر و نشر داشته و بر اقدامات فرهنگی و اجتماعی آنان چون ساخت مراکز آموزشی، فرهنگی، بهداشتی و ورزشی و تأثیر این مراکز در پیشرفت فرهنگی و آموزشی شهر کرمان واقفم، باعث گردید تا در این مختصر یادی از این خیرین فرهنگ دوست نیز گردد.
دینیار رشید مهربان و پوران دخت
آقای «عطا احمدی» (1) در خصوص سرگذشت تلخ و خانهی آنان آورده است:
«حکایت غم ـ دینیار رشید مهربان و همسر و تنها فرزندش «پوران دخت» در خانهی زیبایشان که امروز در خیابان دادبین کرمان به نام مدرسه «کاویانی» است، زندگی لذتبخشی داشتند.
زن خانه «ریحانه خدا» مُرد و دختر جوان هیجده سالهی نجیب، سخت بیمار شد و تب
شدید و جانکاه او چنان شد که برای معالجه به هندوستان بردند و در آنجا خداحافظی کرد و همان جا به خاک سپرده شد؛ و پدر در کرمان توسط دزدان بیشرف سر بریده شد و خانه و املاک آنها وقف بر مردم گردید.
«بازی سرنوشت»
منزل آنها را مدرسه «کاویانی» کردند و سالها برقرار بود. پس از مدتی در اثر کم لطفی مسئولان آن مدرسه ویران شد و زبالهدانی گردید. به هم کلاسیها گفتم: پوراندخت و پدر و مادرش بر ما حق دارند، کمک بدهید آن را بسازیم. همه منفی فرمودند! به لطف خدا و باطن پاک آن مظلومان در سال یک هزار و سیصد و هشتاد و چهار شمسی تصمیم گرفتم «قصه غصه» را به شادی تبدیل کنم و خانه آن شادروانان را با همان ترکیب ساختمان که در ذهن کودکی داشتم، بسیار محکم و زیبا و مدرن ساختم و تقدیم فرزندان کرمان که در حقیقت فرزند خانواده عزیز دینیار مهربان هستند، کردم. که باز هم در این خانهی پر برکت تحصیل علم نمایند و تصویر «پدر و دختر» را روی سنگ گرانیت در دیوار مدرسه نصب کردم و تابلوی «مدرسه کاویانی» را بر ورودی مدرسه بالا بردم. و روی زمین هفت هکتار پوران دخت و پدر مهربانش، مدرسهی بسیار بزرگ «اصغر اسماعیلیان» را با هفت هزار متر مربع ساختمان و با انواع زمینهای ورزشی محکم و زیبا ساختم؛ قسمتی از آن با سرمایهی اصغر اسماعیلیان و همسرشان نصرت اسماعیلیان و بقیه آن از بنیاد نیکوکاری حضرت ابوالفضل (ع) ساخته شده و میشود و تصویر پوراندخت و پدرش و اصغر اسماعیلیان و همسرش را در وسط سالنهای مدرسه کاشیکاری کردم. امیدوارم که خدا قبول کند. با احترام و سلام: پند پدر عطا احمدی» (2).
وی در قسمت دیگری از یادداشت، پوران دخت را مورد خطاب قرار داده و آورده: «دوشیزه پوران دخت خانم»؛ خانم خانما سلام. اجازه میدهی ندیمِ دمِ دردمندت باشم؟
تو زردشتی و من مسلمانم ولی «تو مال من باشی»، تا سر بر سینهی سوزانت بگذارم و تو غریبی بخوانی و من گریه کنم. آن گاه همراه با نفس تبدار و گرم، و آه سردت به سینهی معصوم و به قلبت بروم و در آنجا «خانه» کنم و برای همیشه در آن بمانم و من «مال تو باشم» و دست پدر داغدار و مظلوم و به خون خفتهات را ببوسم (چون حتی تصویر شادروان مادرت را ندیدم، از دور دست او را میبوسم).
عزیز دلم؛ من در خانهی شما (مدرسه کاویانی) دبستان را آغاز کردم و ادامه دادم تا معلم شدم. سپس بر روی زمینهای بزرگ شما چند مدرسه ساختم و میلیونها انسان در این خانههای شما دانش آموخته و میآموزند و همهی آنها «فرزند و نوه» شما هستند و در کرمان، ایران و جهان خدمت میکنند و شما خیلی به گردن آنها حق دارید. میبینی که از رحم پاک مادرت و خون گلوی بریده پدرت و سینهی عزیز مجروحت چه قدر لاله روئیده؟ از سوی خدای مهربان به پاس زجری که کشیدهاید، پاداش خیر مدام به شما ارزانی.
ارباب کیخسرو شاهرخ کرمانی
یکی از شخصیتهای مطرح کرمانی که منشاء خدمات فرهنگی و اجتماعی بسیاری در سطح ایران و کرمان گردیده، ارباب کیخسرو شاهرخ است.
وی متولد 1253 ش/ 1874 م. شهر کرمان، پدرش شاهرخ و مادرش فیروزه و نام پدر بزرگ و اجدادش به ترتیب اسکندر، گشتاسب و بهرام است. در خصوص شغل و مهارت اجدادش آمده، علاوه بر تجارت، در دربار زندیه و قاجاریه به حرفهی منجمی نیز میپرداختند (4).
در مورد گشتاسب (جد کیخسرو شاهرخ) آمده؛ زمانی که لطفعلیخان زند به کرمان پناه آورد و شهر توسط آقا محمدخان قاجار محاصره شده بود (1209 ق/ 1794 م.)، وی احضار و خان زند از او خواست تا با استفاده از علم نجوم معین نماید، آیا آقا محمدخان بر کرمان تسلط مییابد، یا نه؟
«… مجلس را خلوت کرده گفت: بگو ببینم این بخت برگشته از جان گذشته (آقا محمدخان) که طالعش بر فال افتاده و روی به حضیض و هبوط نهاده، آیا سر در سر این کار خواهد کرد یا فرار بر قرار اختیار کرده، جان از مهلکه بیرون خواهد آورد؟ [ملاگشتاسب] اسطرلاب را تدارک کرده ارتفاع گرفت و نگاهی بر نظرات کواکب و بیوت سعد و نحس در تقویم نمود. دقیقهای متحیر و متفکر و خاموش و مدهوش بود.
لطفعلیخان گفت: هر چه دیدهای راست بگو و طریق دروغ گویی و زمانهسازی را مپو. گفت: اگر راست بگویم آیا در مهد امانم یا در قید شکنجه و مقطوع اللسان؟» (5).
بنا به گفتهی این منبع، ملاگشتاسب خبر از فتح کرمان به دست آقا محمد خان داد و لطفعلیخان، وی را در یکی از اتاقها حبس نمود و دستور داد درب را با خشت و گل مسدود کنند و تنها روزنی جهت دادن غذا باز گذاشتند.
به او گفت: اگر پیشبینی تو درست بود و آقامحمدخان شهر را فتح نمود، بیتردید تو نجات مییابی و حتماً مقرب درگاه او خواهی شد. اما اگر این پیشبینی اشتباه بود، دستور میدهم همان روزن را نیز ببندند تا در آنجا به هلاکت رسی.
همان گونه که ملاگشتاسب پیشبینی نموده بود، شهر پس از چندی توسط آقامحمدخان فتح شد و او از مقربین خان قاجار گشت، به نحوی که خانهی او محل امن اعلام شد و از این رهگذر، زرتشتیان در جریان حملهی آقا محمدخان صدمه کمتری دیدند. او سپس به همراه آقامحمدخان عازم شد و تا زمان سفر آخر وی که منجر به قتل او گردید، از مقربین درگاه وی بود. گفته شده است وی به هنگام سفر آخر آقامحمدخان از وی اجازه گرفت تا به کرمان آمده و از خانواده خود دیدار نماید و پس از آمدن به کرمان و قتل آقامحمدخان دیگر به دربار بازنگشت و در زادگاهش اقامت نمود (6).
اما ارباب کیخسرو شاهرخ در خصوص کودکی و وضعیت زندگی خود آورده: «پدرم فقط دو پسر داشت. برادر بزرگتر من رستم و من، و تنها میراثی که از پدرمان به ارث بردیم، یک خانه در کرمان بود که سی و هفت تومان و نیم فروخته شد و چند کتاب و بعضی لوازم خانه. وقتی پدرم درگذشت، مادرم نوزده ساله بود و با دستمزد مختصری که از کار بافندگی میگرفت، ما را اداره میکرد. زندگی بسیار سادهای داشتیم، در آن زمان کرمان مدرسه نداشت. ملا مرزبان (7) پسر سهراب عموی پدرم، یک مدرسه روستایی (مکتبخانه) تأسیس کرد. حدود بیست پسر و دختر زرتشتی به آن مدرسه میرفتند؛ نمیتوانم بگویم چیز زیادی یاد میگرفتند، چون ملا مرزبان توجهی به آنان نداشت، بنابر این بچهها مجبور بودند از همدیگر بیاموزند و برای امرار معاش نصف روز کار کنند.
من و برادرم دو سال در همین مدرسه درس خواندیم و وقتی کمی خواندن و نوشتن آموختیم، مادرمان ما را به دنبال کار [بافندگی] فرستاد. برادرم نزد عمویمان کار میکرد که در خارج از شهر کرمان میرفت و سالی پنج تومان حقوق میگرفت و من در شهر کرمان نزد عموی دیگرم کار میکردم و سالی سه تومان دریافت میکردم که به هیچ وجه تکافوی مخارج زندگی را نمینمود.
من دوازده ساله بودم که مادرم ازدواج کرد، در این هنگام من نامهای بدون اطلاع او به میرزا افلاطون عمویم که در تهران زندگی میکرد، نوشتم و از او خواهش کردم که مرا بپذیرد و به اتفاق برادرم به تهران رفتیم و با کمک عمویم در مدرسه شبانه روزی آمریکایی ثبت نام کردیم و چند سال در آن مدرسه مشغول تحصیل بودیم و در همین دوران بیمارستان آمریکایی در تهران افتتاح شد و من با پنج دانش آموز دیگر مدرسه فوق الذکر به طور موقت در آن بیمارستان مشغول کار شدیم …
پی نوشت:
(1) ـ «وی در سال 1315 ش. در دهستان هینمان کوهپایه متولد گردید. پدرش محمد از طایفه حاج باقر و حاج آقا احمد معروف به قندهاری بود. در شش ماهگی به همراه مادرش به کرمان آمد و پس از حضور در مکتبخانه، در دبستان کاویانی و دبیرستان ایرانشهر تحصیل نمود و آنگاه راهی دانشسرای کرمان شد. پس از فراغت از تحصیل در سن هیجده سالگی (سال 1323) به عنوان مدیر و آموزگار در مدرسه گوغر بافت مشغول به کار شد. پس از مدتی به بزنجان و کرمان منتقل گردید و در نهایت در سال 1360 بازنشسته گردید، ولی از این به بعد کار اصلی خود یعنی جهاد مدرسهسازی را در استان شروع نمود. در ابتدا با حمایت شهید دکتر محمد جواد باهنر (وزیر آموزش و پرورش وقت) ساختمان چهل مدرسه در کرمان را شروع نمود. وی در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامی، متجاوز از یک صد باب مدرسه با کمک خیرین مدرسهساز و سازمان آموزش و پرورش کرمان در رفسنجان، زرند، فهرج، منوجان، رباط و سرآسیاب فرسنگی ساخته است. عطا احمدی در سال 1375 به پاس تلاش مستمر در این امر، موفق به دریافت نشان تعلیم و تربیت از دست آقای هاشمی رفسنجانی (رییس جمهور وقت) گردید. وی علاوه بر شرکت در امور اخیر، دارای ذوق شاعری و نویسندگی نیز هست و کتابی به نام «پند پدر» از وی منتشر گردیده است». دانشور، محمد: چهرهای ماندگار، ص 68 تا 70.
(2) ـ قسمتی از یادداشت آقای عطا احمدی.
(3) ـ همان.
(4) ـ تدین پور، منصوره: مقالهی مجلس انس، ص 2.
(5) ـ ابوالحسنخان، کلانتر: (نسخه خطی) تذکرهی علما، شعرا، روحانیون و منجمین کرمان، ص 108.
(6) ـ همان، ص 109.
(7) ـ وی نیز در علم نجوم تخصص داشت، از جمله تعدادی از زایچهنامههایی که او برای چند نفر از فرزندان متمولین و متنفذین کرمان استخراج نموده، موجود است.
جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی گروه داعش در عراق و سوریه
جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی گروه داعش در عراق و سوریه
ظهور جنایات علیه بشریت دارای سابقه بوده و به قبل از دادگاه نورمبرگ بر می گردد. کنوانسیونهای 1899و 1907 لاهه در مقدمه خود به «حقوق انسانی » اشاره می کنند ولی توصیفی از آن ارائه نمی دهند با این حال مفهوم جنایات علیه بشریت بیشتر در تعالیم اندیشمندان و نظرات حقوقدانان بین المللی جای داشته و تنها در محاکمات بعد از جنگ جهانی دوم است که افرادی به اتهام جنایات علیه بشریت محاکمه و مجازات می شوند و از این زمان به بعد عملاً این نوع از جنایات به عنوان اعمالی مسئولیت آور و قابل مجازات در صحنۀ بینالمللی معرفی و شناخته می شوند.
اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی در ماده 7 خود در مورد جنایات علیه بشریت و احصاء موارد آن این طور تصریح می نماید:
1ـ «منظور از جنایات علیه بشریت که در این اساسنامه آمده است هر یک از اعمال مشروحه ذیل است هنگامی که در چارچوب یک حمله گسترده یا سازمان یافته بر ضد یک جمعیت غیر نظامی و با علم به آن حمله ارتکاب میگردد و شامل:
الف) قتل
ب) ریشه کن کردن (قلع و قمع)
ج) به بردگی گرفتن
د) تبعید یا کوچ اجباری یک جمعیت
هـ) حبس کردن یا ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی که برخلاف قواعد اساسی حقوق بین الملل انجام میشود.
و) شکنجه
ز) تجاوز جنسی، برده گیری جنسی، فحشای اجباری، حاملگی اجباری، عقیم کردن اجباری، یا هر شکل دیگر خشونت جنسی همردیف با آنها
ح) تعقیب و آزار مداوم هر گروه یا مجموعۀ مشخص به علل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی، جنسیتی یا علل دیگر که به موجب حقوق بین الملل غیر مجاز شناخته شده است.
ط) ناپدید کردن اجباری اشخاص
ی) جنایت تبعیض نژادی (آپارتاید)
ک) اعمال غیر انسانی مشابه دیگر که عامداً به قصد ایجاد درد و رنج عظیم یا صدمۀ شدید به جسم یا به سلامت روحی و جسمی صورت پذیرد.»
گروه داعش (دولت اسلامی) یکی از گروههای تروریستی فعال در عراق و سوریه است که فعالیت نظامی خود را از سال 2014 میلادی از سوریه آغاز کرد و بخش هایی از سوریه از جمله استان رقه را تصرف کرد. این گروه سپس به عراق حمله کرد و مناطقی از جمله استان انبار، موصل و تکریت را در عراق به تصرف و کنترل خود درآورد. داعش پس از تصرف موصل بیانیهی تشکیل خلافت اسلامی با رهبری ابوبکر بغدادی را صادر کرد و در مدت کوتاهی به دلیل خشونت ها و مجازاتهای سنگین شهرت جهانی پیدا کرد.
این گروه در عراق و سوریه جنایتهای متعددی از جمله قتل های فجیع، خرید و فروش زنان و کودکان، تجاوز جنسی، قتل عام اقلیت های کرد ایزدی، مسیحی، ترکمن و شیعیان به بردگی گرفتن آنها، تخریب آثار باستانی و اماکن مقدس و …
مرتکب شده است.
جنایات علیه بشریت عبارت است از : «نقض عمده و فاحش هر تعهد بین المللی که برای حفظ وجود انسان وتضمین حق ملتها در تعیین آزادانۀ سرنوشت آنان و تضمین حفظ محیط زیست اهمیت اساسی دارد» (جزء ب بند 3 مادۀ 19 طرح مواد راجع به مسئوولیت بین المللی کشورها، مورخ 1996).
در طرح مذکور، از این جنایات به عنوان نمونه هایی از جنایات علیه بشریت نام برده شده است: برده داری، کشتار جمعی یا نسل کشی (ژنوسید) تبعیض نژادی (آپارتاید)، استقرار یا حفظ جابرانۀ سلطۀ استعماری، آلودگی گستردۀ هوا و دریا (مادۀ 19).
در اساسنامۀ دیوان کیفری بین المللی، رسیدگی به جنایات علیه بشریت را در صلاحیت دیوان دانسته است، اما هیچ تعریفی از جنایات علیه بشریت ارائه نکرده وتنها به ذکر مصادیق آن بسنده کرده است.
به موجب مادۀ 7 آن اساسنامه، منظور از جنایات علیه بشریت، هر یک از اعمال مشروحۀ زیر است، به هنگامی که در چارچوب یک حملۀ گسترده و سازمان یافته علیه یک جمعیت غیرنظامی و با علم به آن حمله روی میدهد: قتل، ریشه کن کردن انسان، به بردگی گرفتن، تبعید یا کوچ اجباری یک جمعیت، حبس کردن یا ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی که برخلاف قواعد اساسی حقوق بین الملل انجام می شود، شکنجه، تجاوز جنسی و جسمانی که برخلاف قواعد اساسی حقوق بین الملل انجام می شود، شکنجه، تجاوز جنسی ، تعقیب و آزار مداوم هر گروه یا مجموعۀ مشخص به علل سیاسی، نژادی، ملی و قومی، فرهنگی، مذهبی ، جنسیت یا علل دیگر که در سراسر جهان به موجب حقوق بین الملل غیرمجاز شناخته شده است، ناپدید شدن اجباری اشخاص ، جنایات تبعیض نژادی و بالاخره اعمال غیرانسانی مشابه دیگری که عامداً به قصد ایجاد رنج عظیم یا صدمۀ شدید به جسم یا به سلامت روحی و جسمی صورت پذیرد.
قید عبارت «به هنگامی که در چارچوب یک حملۀ گسترده و سازمان یافته علیه یک جمعیت غیرنظامی و با علم به آن حمله»، دامنۀ شمول جنایات علیه بشریت را محدود کرده است.
در مورد جنایت کشتار جمعی یا نسل کشی (ژنوسید)، به رغم آن که این نوع جنایت به طور کلی در زمرۀ جنایات علیه بشریت است، اما اساسنامۀ دیوان، مادۀ خاصی را به آن اختصاص داده است.
طبق مادۀ 6 اساسنامۀ مذکور، منظور از کشتار جمعی یا نسل کشی، هر یک از اعمال مشروحۀ ذیل است که به قصد نابود کردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی، از حیث همین عناوین ارتکاب می یابد: قتل اعضای یک گروه، ایراد صدمۀ شدید به سلامت جسمی یا روحی اعضای یک گروه، قرار دادن عمدی یک گروه در معرض وضعیتهای زندگی نامناسبی که منتهی به زوال قوای جسمی کلی یا جزئی آن بشود، اقداماتی که به منظور جلوگیری از توالد و تناسل یک گروه صورت گیرد، و انتقال اجباری کودکان یک گروه به گرود دیگر.
بنابراین، در مجموع می توان جنایات علیه بشریت را بدون قید حصر به شرح زیر برشمرد:
بردگی انسان، کشتار جمعی یا نسل کشی دزدی دریایی در دریای آزاد، هواپیما ربایی و اختلال در امنیت هوایی تروریسم تبعیض نژادی قاچاق مواد مخدر و داروهای روان گردان، جرایم ارتکابی علیه افراد مورد حمایت بین المللی، از جمله مأموران دیپلماتیک ، شکنجه و آلودگی گسترۀ محیط زیست هوا و دریا.
جنایات جنگی
جنایات جنگی عبارت است از: نقض فاحش قواعد و مقررات حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه، شامل عهدنامه های 1949 ژنو (عهدنامه های چهارگانۀ ژنو) و پروتکلهای الحاقی شماره های 1 و 2 مورخ 1977 و سایر قواعد و عرفهای مسلم حقوق بین الملل حاکم بر مخاصمات مسلحانۀ بین المللی و غیر بین المللی.
جنایات جنگی بدون قید حصر عبارتند از: جنایات ارتکابی علیه افراد غیرنظامی، جنایات ارتکابی علیه مجروحان و اسیران جنگی، غارت اموال عمومی یا خصوصی در زمان جنگ، حمله ، بمباران و تخریب شهرها و روستاها و به طور کلی ، اهداف غیرنظامی دشمن که فاقد ضرورت نظامی می باشد. جنایات ارتکابی در سرزمینهای اشغالی، کشتن و مجروح نمودن نظامیانی که سلاح خود را بر زمین گذاشته یا وسیله ای برای دفاع از خود ندارند و تسلیم شده اند، خیانت جنگی و استفاده از سلاحهای ممنوعه .
مفاد اساسنامۀ دیوان کیفری بین المللی کمابیش و با پرداخت به جزئیات بیشتر، در بردارندۀ نکات مذکور است (مادۀ 8)
بررسی تمامی جنایات گروه داعش(دولت اسلامی) در این مقال نمی گنجد. ناگزیر نمونه هایی از مصادیق جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی طبق مفاهیم اساسنامه دیوان کیفری بین المللی در اعمال گروه داعش بررسی می گردد .
به موجب مادۀ 7 اساسنامه دیوان کیفری بین الملل منظور از جنایات علیه بشریت هر یک از اعمال مشروحۀ زیر است به هنگامی که در چارچوب یک حملۀ گسترده و سازمان یافته علیه یک جمعیت غیرنظامی و با علم به ان حمله روی دهد:
1ـ قتل
قتل در اساسنامۀ دیوان کیفری بین المللی نیز فقط نام برده شده و تعریفی از آن ارائه نشده است و حتی در پیشنهاداتی که قبل از تصویب اساسنامه دیوان مورد بحث بود تعریفی از این جنایت ارائه نشده است. شاید مهمترین دلیل، روشن و آشکار بودن آن باشد.
گروه داعش بنا بر مدارک و مستندات مختلف که شامل منابع خبری معتبر، تصاویر، کلیپ های ویدیویی از قتل افراد مختلف که رسماً توسط خود داعش بر روی اینترنت قرار می گیرد مرتکب قتل های متعددی گردیده است
از جمله قتل عام 670 زندانی شیعه در موصل، کشتن افراد در ملاعام با شیوه هایی از جمله تیرباران کردن، گردن زدن، سربریدن، به صلیب کشیدن، مثله کردن، زنده سوزاندن، و انتشار عکس ها و فیلم های این جنایات در اینترنت از جمله انتشار فیلم ای گردن زدن خبرنگار آمریکایی جیمز فولی و سربریدن پیترکسینگ، امدادگر آمریکایی، سربریدن 21 کارگر مسیحی قبطی مصری که در لیبی ربوده شده بودند، همچنین آمار سربریدن بیش از هفت هزار شیعه که توسط سازمان ملل منتشر شده است و نمونه های متعدد قتل های وحشتناک که با مراجعه به اخبار و نشریات و رسانه های مختلف قابل دسترسی است.
2ـ قلع و قمع (ریشه کن نمودن)
ریشه کن کردن جنایتی است که علیه یک گروه از افراد صورت میگیرد و نوعی از بین بردن جمعی است که شامل تحمیل وضعیت خاصی از زندگی است از جمله محروم کردن از غذا و دارو که به منظور منهدم کردن بخشی از یک جمعیت غیرنظامی برنامه ریزی شود. این جنایت بسیار نزدیک به جنایت نسل کشی است اما با توجه به صدر ماده 7 که تصریح می کند عمل ارتکابی بایستی به شکل گسترده یا سازمان یافته باشد. بنابراین اگر جنایت «ریشه کن کردن» در مقیاس وسیع باشد در زمرۀ جنایات علیه بشریت جای دارد و در غیر این صورت مشمول بند ج ماده 6 اساسنامه یعنی در قالب جنایت نسل کشی جای میگیرد.
جنایات داعش علیه کردهای ایزدی و محاصره آنها در کوهستان سنجار که در واقع محروم کردن آنها از آب، غذا، دارو و امکانات زندگی می باشد که به روایت اخبار منابع موثق سبب از بین رفتن عدۀ زیادی از آنها گردیده است از جمله به گزارش سازمان ملل بیش از هزار کودک که به دلیل کمبود غذا و دارو و قرار گرفتن زیر نور آفتاب جان سپردهاند. همچنین محاصرۀ شهر ترکمان نشین آمرلی به مدت دو ماه توسط داعش که در این مدت مردم شهر به آب و غذا دسترسی نداشتند و برق شهر هم قطع بود. و سایر جنایات این چنینی مشمول ریشه کن کردن می گردد.
3ـ شکنجه
شکنجه یعنی «تحمیل عمدی درد یا رنج شدید جسمی یا روحی بر شخصی که تحت کنترل متهم به شکنجه است.
در کنوانسیونهای 1899 و 1907 لاهه و ماده 3 مشترک کنوانسیونهای 1949 ژنو و پروتکل های 1977، اعمال شکنجه منع گردید و در غیر موارد جنگی نیز میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و سایر کنوانسیونها و معاهدات منطقهای نیز به همین ترتیب شکنجه را منع کردهاند. بنابراین منع شکنجه امروزه از قواعد اساسی و مهم حقوق بشر دوستانه بینالمللی است.
گروه داعش با تعریف فوق مرتکب مصادیق بی شماری از این جنایت گردیده است: رنج روحی قبل از قتل افرادی که توسط داعش سربریده می شوند که شامل فیلم گرفتن، مصاحبه های دیکته شده و قتل افراد در ملأعام و … شامل شکنجه روحی میگردد. شکنجه های جسمی در اکثر اعمال گروه داعش که در فصل های قبل به مواردی از آن اشاره گردیده است کاملاً مشهود و بدیهی است.
4ـ آزار و اذیت
آزار و اذیت، ارتکاب اعمالی است که موجب ورود صدمات جسمانی و روانی و ضررهای اجتماعی و اقتصادی به اشخاص میشود.
منظور از آزار و اذیتی که در مادۀ 7 به عنوان جنایت علیه بشریت آمده است شامل: آزار، اذیت و تعقیب هر گروه یا مجموعۀ مشخصی به علل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی، جنسیت یا علل دیگر است. که این اعمال بر خلاف اصول و قواعد حقوق بینالملل بشر دوستانه میباشد.
دستگیری، تعقیب، مصادره اموال، اقلیت های ایزدی و مسیحی و همچنین شیعیان در عراق و سوریه از جمله مسیحیان موصل که خانه های آنها با «ن» به معنای ناصری علامتگذاری و خانه های شیعیان با حرف «ر» به معنای رافضی علامتگذاری و مصادره گردیدند همچنین، دستگیری، تعقیب و … کردهای ایزدی کوهستان سنجار در کردستان عراق از مصادیق آزار و اذیت ماده 7 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی می باشد.
جنایات بر ضد آزادی های افراد
1ـ به بردگی گرفتن
«منع بردگی نسبت به دیگر جنایات بین المللی از سابقه طولانیتری برخوردار است، یعنی به قبل از کنوانسیونهای 1899 و 1907 لاهه بر می گردد. به بردگی گرفتن یعنی اعمال اختیارات مربوط به حق مالکیت بر انسان و او را مورد استثمار قرار دادن، میباشد.
اساسنامۀ دیوان کیفری بین المللی به بردگی گرفتن را این طور تعریف مینماید «اعمال اختیارات مربوط به حق مالکیت بر انسان که مشتمل است بر اعمالی که از قبیل خرید و فروش انسان به ویژه زنان و کودکان».
گروه داعش در موارد متعدد زنان و کودکان اقلیت های ایزدی، مسیحی و ترکمن را در عراق و سوریه ربوده و آنها را به عنوان برده و کنیز فروخته است. از جمله در منطقۀ القدس در موصل بازاری برای فروش زنان و دختران توسط داعش ایجاد شده است که در این بازار روی زنان و دختران اسیر بر چسب قیمت زده شده و خریداران اقدام به چانه زدن دربارۀ قیمت ها و خرید آنها می کنند.
به گزارش سازمان ملل حملۀ داعش به یک روستای ایزدی نشین در منطقۀ سنجار و ربودن زنان و دختران این روستا و انتقال آنها به زندان بادوش موصل و همچنین فرستادن گروهی متشکل از 150 زن و دختر که بیشترشان ایزدی یا مسیحی بودند به سوریه تا به عنوان هدیه در اختیار تروریست ها قرار گرفته یا به عنوان بردۀ جنسی فروخته شوند. از مصادیق جنایت مذکور است برخی از زنان که موفق به فرار از دست اعضای داعش شده اند. به رسانه ها گفتند: قیمت فروش دختران به اعضای داعش حداقل 25 دلار و حداکثر 150 دلار است.
2ـ حبس کردن
حبس کردن یعنی ایجاد محرومیت شدید از آزادی جسمانی که برخلاف قواعد اساسی حقوق بینالملل میباشد. در این زمینه ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر چنین تصریح می نماید:
«احدی را نمیتون خود سرانه توقیف یا حبس کرد.»
این مورد نیز در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی تعریف نشده است.
بعد از محاصره موصل توسط گروه داعش، این گروه از زندانهای این شهر از جمله زندان با دوش برای نگهداری زنان و دختران اسیر و سایر زندانیان استفاده می کند.
3ـ تعرضات جنسی
تعرضات و خشونت های جنسی پدیدهای است که به طور عمده در پی بروز بحران در یوگسلاوی سابق با شدت زیادتری نسبت به گذشته ظاهر شدند و توجه جامعه جهانی را به خود جلب نمودند. در کنفرانس رم موارد دیگری نیز مد نظر قرار گفت به طوری که علاوه بر تجاوز جنسی، بردگی جنسی، فاحشگی اجباری، حاملگی اجباری، عقیم کردن اجباری و هر شکل دیگر خشونت جنسی نیز لحاظ شد در مورد حاملگی اجباری بحث هایی پیش آمد که سرانجام حاملگی اجباری به عنوان جرم علیه بشریت مورد پذیرش قرار گرفت مشروط بر این که تأثیری بر مقرارت داخلی دولتها در مورد سقط جنین نداشته باشد
گروه داعش در موارد متعددی مرتکب تعرضات جنسی علیه زنان، دختران و کودکان گردیده است از جمله تجاوز به زنان و دختران ربوده شده ایزدی، مسیحی ، ترکمن و شیعه در زندانهای داعش که در همین مقاله به آنها اشاره گردیده است. ناظران حقوق بشر که با نجات یافتگان ایزدی از کوهستان سنجار مصاحبه کرده اند می گویند که برخی از آنها مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و برخی هم به همین علت خودکشی کرده اند.
4 – ناپدید کردن اجباری اشخاص
این جنایت که در پیش نویس اساسنامه دیوان کیفری بین المللی هم مطرح شده بود با اندکی تغییر در متن نهایی اساسنامۀ دیوان کیفری بین المللی مورد قبول قرار گرفت. طبق اساسنامۀ دیوان، «ناپدید کردن اجباری اشخاص یعنی بازداشت یا حبس یا ربودن اشخاص توسط یک دولت یا یک سازمان سیاسی یا با اجازه یا حمایت یا رضایت آنها و سپس امتناع آنها از پذیرش محرومیت این اشخاص از آزادی و یا امتناع از دادن اطلاعات از سرنوشت یا محل وجود آنان به قصد محروم نمودن آنها از حمایت قانون برای مدت طولانی میباشد.
در این مورد می توان به مصادیق متعددی را در اعمال گروه داعش اشاره کرد از جمله ربودن زنان و دختران و زندانی کردن آنها در مکانهای نامعلوم، مثل ربودن و حبس زنان و دختران اقلیت های ایزدی، مسیحی، ترکمن و شیعه و … همچنین ربودن خبرنگاران، روزنامه نگاران، امدادگران بین المللی در عراق و سوریه از جمله جیمزفولی خبرنگار آمریکایی، خبرنگاران ژاپنی پیتر کسینگ امدادگر آمریکایی برای مدت طولانی و بدون مشخص نمودن مکان حبس و رعایت حقوق قانونی افراد مذکور .
5ـ نسل کشی
طبق مادۀ 6 اساسنامۀ مذکور، منظور از کشتار جمعی یا نسل کشی، هر یک از اعمال مشروحۀ ذیل است که به قصد نابود کردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی، از حیث همین عناوین ارتکاب می یابد: قتل اعضای یک گروه، ایراد صدمۀ شدید به سلامت جسمی یا روحی اعضای یک گروه، قرار دادن عمدی یک گروه در معرض وضعیتهای زندگی نامناسبی که منتهی به زوال قوای جسمی کلی یا جزئی آن بشود، اقداماتی که به منظور جلوگیری از توالد و تناسل یک گروه صورت گیرد، و انتقال اجباری کودکان یک گروه به گرود دیگر.
با توجه به تعریف فوق گروه داعش در مورد اقلیتهای مذهبی کردهای ایزدی، مسیحیان، ترکمن ها و گروههای شیعه با قتل و قرار دادن آنها در معرض زندگی نامناسب (حبس و بازداشت و شکنجه و محاصره کوهستان سنجار به منظور جلوگیری از دستیابی کردهای ایزدی به آب ، غذا، دارو و امکانات اولیه زندگی) و ازدواج های اجباری و تجاوزات جنسی با فروش زنان اسیر و جلوگیری از توالد و تناسل طبیعی آنها مرتکب جنایت نسل کشی گردیده است. همچنین به گزارش سازمان ملل بیش از 500 هزار کودک به دلیل اقدامات تروریسی این گروه از خانوادۀ خود دور شده و بیش از 1000 کودک به دلیل کمبود غذا و دارو و قرا رگرفتن زیر نور آفتاب جان سپرده اند، جدا کردن کودکان کم سن و سال از خانواده هایشان و آموزش دیدگاههای تکفیری داعش و اصول شبه نظامی گری و استفاد از اسلحه به آنها و همچنین سرقت اعضای بدن آنها که در گزارش سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری آمده است از مصادیق نسل کشی (انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر) می باشد. همچنین بمب گذاری ورودی شهرهای اشغالی و عملیات انتحاری توسط گروه داعش از مصادیق مختلف جنایات علیه بشریت می باشد.
مصادیق جنایات جنگی در اعمال گروه داعش
مصادیق این جنا یات نظیر جنایات علیه بشریت در اعمال گروه داعش متعددند که به ناچار به ذکر نمونه هایی از آنها اکتفا میگردد
1ـ جنایات جنگی علیه افراد غیرنظامی
تقریباً اکثر مصادیق جنایات علیه بشریت در اعمال گروه داعش که در این مقاله بررسی گردید، علیه غیرنظامیان صورت گرفته است و شامل جنایات جنگی نیز می گردند از جمله قتل خبرنگاران، روزنامه نگاران، امدادگران، شهروندان قتل و تجاوز به زنان و کودکان (ایزدی، مسیحی،ترکمن، شیعه و … )
2ـ جنایات ارتکابی علیه مجروحان و اسیران جنگی
در این مورد مصادیق متعددی در اعمال گروه داعش می توان یافت از جمله زنده سوزاندن خلبان اردنی و پخش فیلم این جنایت در فضای مجازی که در واقع اسیر جنگی محسوب می گردید.
3ـ غارت اموال عمومی یا خصوصی در زمان جنگ
مصادره و غارت اموال و منازل اقلیت های مسیحی، ایزدی، ترکمن و شیعیان از جمله در شهر موصل شامل غارت اموال خصوصی و هم چنین غارت اموال عمومی با ارزش و منحصر به فرد تاریخی فرهنگی موزه ها و اماکن تاریخی در نقاط مختلف عراق و سوریه از جمله موزۀ موصل نمونه ای از جنایات جنگی می باشد.
4ـ تخریب شهرها و روستاهای اشغالی، کشتن نظامیانی که سلاح خود را بر زمین گذاشته یا وسیله ای برای دفاع از خود ندارند شامل جنایات جنگی می گردد که مصادیق آن را اعمال گروه داعش فراوانند از جمله جنایت داعش در پایگاه هوایی اسپایکر در عراق که طی آن حدود 1700 نفر از دانشجویان شیعۀ این دانشگاه راکه غیرمسلح بودند اعدام کرد. و همچنین سربریدن 15 سرباز سوری بی دفاع و انتشار ویدیوی آن در اینترنت و …
گروه تروریستی داعش (دولت اسلامی) جنایات متعددی را در مناطق تحت اشتغال خود در عراق و سوریه مرتکب شده است.
از جمله: قتل نظامیان و غیرنظامیان با شیوه های فجیع مثل سربریدن ، زنده سوزاندن، زنده به گور کردن، به بردگی گرفتن زنان و فروش دختران، شکنجه، تجاوز جنسی، حبس کردن، نسل کشی (کردهای ایزدی، مسیحیان و ترکمن ها) غارت اموال عمومی، تخریب شهرها، روستاها و اماکن مذهبی و تاریخی و … بنابراین گروه مذکور به موجب مواد 6 و 7 اساسنامه ی دیوان کیفری بین المللی مرتکب جنایات علیه بشریت و ماده 8 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی و همچنین عهدنامه های 1949 ژنو (عهدنامه های چهارگانه ژنو) و پروتکل های الحاقی شماره های 1 و 2 مورخ 1977 مرتکب جنایات جنگی گردیده است. و ضرورت دارد جامعه بین المللی و دولت عراق اقدامات و ضمانت اجراهای لازم را جهت محاکمه و مجازات سران این گروه تروریستی در دیوان کیفری بین المللی یا دادگاهی اختصاصی فراهم آورند.
ماجرای درخواست از ابتکار برای استعفا
ماجرای درخواست از ابتکار برای استعفا
نماینده مردم اندیمشک در مجلس گفت: مجمع نمایندگان استان خوزستان در جلسه خطاب به خانم ابتکار اعلام کردند یا شما قدرت حل مشکلات را ندارید یا دولت از شما حرف شنوی ندارد در هر دوصورت شما باید استعفا بدهید.
عیسی دارایی با انتقاد از عملکرد سازمان محیط زیست برای حل مشکل ریزگرد ها در استان خوزستان گفت: ریزگرد ها ۱۵ سال است که با مردم خوزستان همسایه شده اند. نماینده مردم اندیمشک در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: متاسفانه دولت ها برای حل این مشکل مهم به چمد دستورالعمل اکتفا کرده اندکه برخی از این دستور العمل ها به صورت نیمه کاره اجرا شده است و مردم خوستان در عمل شاهد کاهش یا حل این مشکل بزرگ نبوده اند. وی اظهار داشت: زمانی که ریزگردها به استان خوزستان وارد می شوند برخی مسئولان به استان سفر کرده و سخنرانی می کنند و بعد می روند، دوباره وقتی ریزگرد ها تحمل مردم را کاهش می دهد، مسئولان می آیند و سخنرانی می کنند، بنابر این مردم خوزستان سال هاست که شاهد دروغ گویی دولت ها هستند. نماینده مردم اندیمشک در مجلس تصریح کرد: یک نماینده یا دستگاه نمی تواند مسئولیت حل این مشکل را برعهده بگیرد، رئیس جمهور باید خودش مسئولیت حل این مشکل را عهده دار شده و وظایف دستگاه ها را مشخص کند و اعتبارات مورد نیاز را هم اختصاص دهد. دارایی با بیان اینکه حل این مشکل در دو بخش داخلی و خارجی امکان پذیر است گفت: در بخش خارجی باید رایزنی های دیپلماتیک برای حل این مشکل افزایش یابد اما متاسفانه مسئولان ما به بهانه حضور داعش رایزنی های دیپلماتیک خود در این زمینه را افزایش نمی دهند. برای حل مشکلات داخلی هم اقدامی صورت نمی گیرد. وی ادامه داد: وظیفه سازمان محیط زیست این است که برای هر طرحی پیوستی را ارائه دهد تا توسط رئیس جمهور ابلاغ شود اما این سازمان یا پیوست ها را ارائه نمی دهد و یا به پیوست ها توجه نمی شود. نماینده اندیمشک با انتقاد از مدیریت ضعیف ابتکار در سازمان محیط زیست گفت: در جلسه ای که سال گذشته مجمع نمایندگان استان خوزستان با خانم ابتکار داشت به ایشان گفتیم یا دولت از شما حرف شنوی ندارد و یا شما توانایی اداره این سازمان را ندارید در هر صورت باید استعفا دهید تا فردی قوی در این سازمان مدیریت کند. وی تاکید کرد: مدیریت ابتکار در سازمان محیط زیست بسیار پر مشکل است و نتوانسته از پس کارها برآید.
