بایگانی مطالب نشریه
بزرگترین مشکل ما شعار دادن و دوری از عمل است
گفتو گوی اختصاصی پیام ما با عرفه فخریزاده مدیر و کار آفرین نمونهکشوری
بزرگترین مشکل ما شعار دادن و دوری از عمل است
عرفه فخریزاده مدیر و کار آفرین نمونهی کشوری است او که از تدریس در مدارس تا دانشگاههنر را در کارنامهی خود دارد، از سال ۸۰ شرکت تعاونی صنایع دستی گرهمهر را تاسیس کرده و تا هم اکنون همیشه نقش پررنگی در تولید و تحقیق و پژوهش در زمینهی صنایع دستی کرمان و خصوصا فرش داشته و جالب اینجاست که با وجود همهی ناملایمات و سختیهایی که در این راه متحمل شده و پیشنهادهای خوبی که داشته برای انتقال مرکز طراحی فرش فخر کرمان به تهران اما حاضر نیست از کرمان برود و معتقد است بالاخره مسولینی پیدا میشوند که فقط شعار ندهند و علاقمند باشند که نام و عملشان در تاریخ کرمان ثبت شود.وی با خیریههای بسیاری همکاری کرده و همیشه تلاشکرده به قول خودش خواهر زنان سرپرست خانوار کرمان باشد. آخرین سمتی که فخریزاده داشته رئیس کمیسیون بانوان اتاق تعاون استان بوده و به گفتهی خودش هرچند سه ماه بیشتر آن کمیسیون فعال نماند اما طرحها و برنامههایی که تهیه کرد و مطالعات یدانی که بر روی تعاونی های بانوان استان انجام داده هنوز هم قابل استفاده است و هنوز هم برای برنامهریزی صحیح و دور شدن از شعار و دست به عمل زدن خیلی دیر نشده پیام ما گفتو گوی صمیمانهای با ایشان در رابطه با تعاونیهای بانوان و صنایع دستی استان انجام داده که خلاصهای از آن را پیش کش نظرتان میکنیم.
امکان دارد گوشهای از فعالیتهای شرکت تعاونی گرهمهر را برای ما شرح بدهید؟
شرکت ما دارای سه بخش آموزش، پژوهش و تولید بوده که در بخش آموزش براساس استانداردهای آموزشی فنیحرفهای و ارشاد اسلامی با هر دو مجوز فعالیت میکرده برای بانوان و آقایان در زمینهی هنرهای تجسمی و صنایع دستی، بخش پژوهش هم اساس را بر احیای هنرهای سنتی قدیمی استان گذاشته و آموزش این هنرها که در دورههای مخصوص آقایان بودهاند را به خانمها تا به گونهای هم این هنرها زنده بمانند و هم کماکان تولیدات هنری هم در این زمینهها ادامه داشته باشد برای مثال معرق کاشی،گچبری، آئینه کاری، قلمزنی روی مس و حتی منبت چوب و غیره قبلا فقط هنرمندان مرد در این زمینهها فعالیت میکردند که با تلاشهای شرکت گرهمهر در حال حاضر خانمها هم وارد این رشتهها شدهاند. در بخش تولید هم فرش، گلیم، انواع سوزندوزیها و کارهای چوبی در همین شرکت پرسنل آموزش دیدهاند و بعد هم شروع به تولید نمودهاند که امروزه تعدادی از همین دوستان حتی کارگاههای کوچک متمرکزی برپا کردهاند و مشغول به تولید فرش و یا تابلوهای قلمزنی مس هستند. بیشترین مشغلهی ما مدیریت اجرایی پروژههای مخصوص بانوان بوده که یکی از مهمترین آنها آموزش و ایجاد شغل در زمینهی تولید پوشاک برای ۱۸۰ نفر از خانمهای مهاجر تحت پوشش UN که آموزش دیدند و در همان کارگاه مشغول به کار شدند که هنوز هم آن کارگاه دایر است.
در زمینهی زنان سرپرست خانوار چه فعالیتهایی داشتهاید؟
از سال ۸۲ این بانوان از طرف بهزیستی معرفی میشدند و در آموزشگاه شرکت تحت تعلیم قرار میگرفتند و بعد هم ما ایشان را راهنمای کردیم که خودشان دست به ایجاد تعاونیهایی بزنند البته با افرادی که همآوایی بالایی باهم دارند و به شکل متمرکز شروع به تولید محصولات صنایع دستی بزنند و خوشبختانه هنوز هم تعداد این تعاونیهای بانوان که گرهمهر باعث ایجاد آنها شد کم نیست و خدارا شکر در حال حاضر هم مشغول به کار هستند. تعاونیهای سرپرست خانوار که در مناطق محروم استان واقع شده بودند را طی سه ماه بررسی کردیم و از نزدیک همهی این تعاونیها را رصد کردیم و به سه گروه فعال، نیمهفعال و راکد هم ایشان را دستهبندی نمودیم، که بتوانند فعالیت قویتری داشته باشند و از بین آنها هم فعالینی را به عنوان نماینده برگزیدیم که بتوانیم با کمکاین نمایندگان اطلاعاتی که به استان میرسد و از موقعیتهایی که پیش میآید مطلع باشند و به طور عادلانه و مساوی بتوانند در جشنوارهها و نمایشگاهها و امکانات و تسهیلاتی که دولت در اختیار این بخشها میگذارد بهرهمند گردند.
یعنی قبلا این مشکل بوده که بی خبر میماندند یا اطلاعات عادلانه به دستهمه نمیرسیده و عدهای متنفع میشدند و قاعدتا عدهای متضرر؟
بله دقیقا و یک مشکل دیگر تعاونی ها هم این بود که تهیهی مواد اولیه و بعد هم عرضهی محصولات برای این تعاونیهای بانوان همیشه به شکل یک چالش مهم بوده که ما تلاش کردیم تعاونیهای سراسر کشور را با هم مرتبط کنیم که بطور مستقیم و بدون واسطه بتوانند مواد اولیه را تهیهکنند و مثلا استانی که گردو تولید میکنند زنان سرپرست خانوارش گردو را به تولیدکنندگان شیرینی در کرمان برساند و یا تولید کنندگان فرش و پتهی کرمان اگر مشکل فروش آثارشان را داشته باشند با تعاونیهایی که در استانهای مرزی مشغول به واردات و صادرات هستند مرتبط باشند و به راحتی و بدون واسطه خود بانوان مواد اولیه و حتی فروش و عرضهی محصولات خودشان را خودشان به عهدهبگیرند و در این زمینهها هم خودکفا بشوند و صد البته این کمک بسیار زیادی میکرد به تعاونیهای بانوان استان.
خوب این کارها چه نتیجهای داد، آیا موفق شدید این برنامهی جالب را اجرایی کنید؟
خیر بعد از سه ماه فعالیت بخاطر اینکه هیچ بودجهی خاصی را برای تشکیل کمیسیون و انجام پروژههایی که باید توسط کمیسیون برنامه ریزی میشد، برای تعاونیهای بانوان که برای مثال بتوانیم آرشیوی از کارهای بانوان تهیه کنیم و این تعاونیها را منسجم کنیم، متاسفانه بودجهای را در نظر نگرفتند و بخاطر عدم پشتیبانی اصلا خود کمیسیون بانوان تشکیل نشد و الآن هم فقط عنوان میکنند که تمایل دارند که کارهایی در این زمینه انجام بدهند اما متاسفانه اکثر این صحبتها صرفا در جایگاه همان کلام میمانند و تبدیل به عمل نمیشوند.
شما فکر میکنید مشکل از کجاست که برنامههای اینچنین عملی نمیشوند؟
سالهاست که این مسایل به شکل بنیادی آسیب شناسی نمیشود و وقت و هزینهی جدی صرف تعاونیهای بانوان و مشکلات و معضلات ایشان نمیشود. همین امور باعث دلسردی عدهی زیادی از کارآفرینان وصنعتگران نمونهی استان شده برای مثال شرکت تعاونی گرهمهر که دوسال کار آفرین برتر شده،یکسال صنعتگر، مدیر نمونهی کشوری بودهام و تنها شرکت تعاونی بانوان هستیم در سطح کشور که مجوز مرمت اشیا از پژوهشکدهی مرمت میراث فرهنگی را دارد اما بعد از چهار سال فعالیت که مجوزهای فراوان از مراکز مختلف گرفته شد و این شرکت تمام مراحل پیچیده و دست و پاگیر اداری را هم با موفقیت طی کرد متاسفانه مشکلاتی از کارشکنی گرفته تا اختلاس پیشآمد و پروژهای که حتی بودجهی آن تصویب شده بود به کرمان هم واریز شده بود معلق ماند و پروژه ناتمام ماند.
این حودث در دولت قبل پیش آمد ؟
بله اکثر عدم مهرورزیها در دولت مهرورزان پیشآمد.
در دورهی مدیریت این دولت شما برنامهای نداشتید یا دلسرد و سرخورده شده بودید؟
هیچ وقت ما سرخورده نشدیم و با همتی که داریم هیچوقت دست از تلاشکردن برنمیداریم چون خدمت را وظیفه میدانیم و هرچند انگیزهها کمرنگ بشوند اما بازهم دست از خدمت که وظیفهی ماست برنمیداریم. در همین دولت هم چندین طرح داشتیم یکی از آنها چندی پیش، طرحی داشتیم که برای بانوان سرپرستخانوار استان تعاونی فراگیری تشکیل بدهیم که با جلساتی که با نمایندهی اتحادیهی تعاونیهای سازمان ملل داشتیم قرار شد در استانهای مختلف ما تعاونیهای فراگیر بانوان را تشکیل بدهیم و بر اساس کارهای که انجام میدهیم حمایتهای بینالمللی بگیریم. طرحی که نوشتیم و به سازمان بهزیستی ارائه دادیم که خواستیم تا همکاریهای لازم را انجام بدهند تا هر زن سرپرست خانوار حداقل با صد هزار توام سرمیهی بزرگی برای همهی ایشان جمع میشد تا بتوانند محصولات بومی خودشان را تولید کنند اما متاسفانه بی جواب ماند و مدت زیادی در پیچ و خم بی پایان اداری سرگردان شدیم ودر آخر هم جواب درستی به ما ندادند و این طرح هم مسکوت ماند. طرح دیگری داشتیم برای اشتغال مادران کودکان کار و خیابان که تحت تاثیر تجربهای که از همکاری با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان کرمان داشتیم به این نتیجه رسیدیم که باید به حربهای مادران را که تقریبا تنها خانوادهی این کودکان هستند(چرا که معمولا این بچهها بد سرپرست هستند) وارد بازار کار کنیم و کودک را از مناسبات بازار خارج کنیم، تا مادر مشغول به کار شود و در آمد خانوار به عهدهی او باشد و کودک بتواند به تحصیل ادامه بدهد. ما برنامهریزی جامعی انجام دادیم که شغل پایدار و مداومی را برای مادران این اطفال ایجاد کنیم و دردناک اینجاست که بخاطر تورم اجارهی ملک بسیار بالا رفته و ما جائی را نداشتیم که بتوانیم به این کار اختصاص بدهیم و اصولا همان جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان هم به واسطهی مشکلات اقتصادی زیادی که داشت نمیتوانست جائی برای دفتر خودش اختصاص بدهد چه برسد به مکانی برای تولید و اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار و مادران کودکان کار و خیابان و حتی به خیرین و اوقاف هم مراجعه کردیم که بتوانیم از وقفیات استفاده کنیم و ملکی را در اختیار ما بگذراند اما بازهم کار ما با عدم همکاری اوقاف روبرو شد و به بن بست خورد.
در حال حاضر به چه امری مشغول هستید؟
فعلا به طور غیر متمرکز مشغول تولید و طراحی نقشههای فرش هستیم و در تیمهای کوچکی هم که سازماندهی کردهایم زنان و دختران علاقمند مشغول تولید البسه و پوشاک هستند.
پس دیگر به آن شکل منسجم که کار آفرینی میکردید و در قالب شرکت تعاونی گرهمهر فعال بودید آن شکل کار را رها نمودهاید؟
خیر، ما بسیار صبر کردیم تا ببینیم وضعیت کشور و حمایتهای دولتی به چه شکل هست و حتی به خاطر سابقهای که در زمینهی فرش داریم و اولین کارگاههای فرش دانشکدهی هنر دانشگاه باهنر را ما راه اندازی کردیم و پژوهشها و خود آموزهای فراوانی را در رابطه با فرش نوشتیم و منتشر کردیم و مهمترین این کارها هم جمعآوری نمونهی گلها و غنچهها که در طراحی فرش کرمان کاربرد داشتهاست بوده و با افتخار اعلام میکنم که بالغ بر ۷۵۰ نمونهی گل و غنچهی طرح قدیم را پس از مدتها تحقیق و جستو جو از بین نقشههای متعدد کرمان به دست آوردهایم که نشان از خلاقیت طراحهای کرمانی دارد در حالی که فرش تبریز و کاشان و غیره بیشتر از ۳۰ تا ۴۰ گل ندارند و دار قالی ابداع کردیم که مشکلات دارهای قالی کرمان را ندارد و تلفیقی از دارقالی ترک و کرمان است و هنوز هم برای بخش تولید این طرح ابداعی را به دوستان پیشنهاد میکنیم تا استفاده کنند.
پس ناامید نشدهاید و هنوز هم کار فرش را ادامه میدهید؟
خیر داشتم همین را عرض میکردم دیدیم که استاندار کرمان خیلی پیگیر مسائل فرش کرمان است و بها میدهند به مسالهی فرش دستباف کرمان و موزهی فرش کرمان و ایجاد اشتغال در این زمینه، در نتیجه مراجعه کردیم به بازرگانی و صنایع و معادن و مسولان این مراکز هم هرچند که میگفتند با این رزومهی سنگین تا بحال کجا بودید اما ابراز تمایل ایشان وارد فاز عملی نشد و گویا خودشان هم منتظر بودجه هستند که بتوانند کار را شروع کنند. مشکل اینجاست که جای مشاوره در فرش کرمان خالی است و تسهیلات هدر میرود و متاسفانه فرشی که تولید میشود بخاطر عدم وجود نگاه کارشناسی فاقد ارزش افزوده میشود وباعث بدبینی به فرش کرمان در بازارهای مختلف داخل و خارجی میشود چراکه فقط با دادن تسهیلات اندک به تولید کنندگان کوچک مشکل حل نمیشود و باید این تسهیلات با مشاورهی یک متخصص این امر به شرکتها تعلق بگیرید تا هم از نظر نقشه و هم از نظر مواد اولیه آنچه که در حال حاضر بازار میطلبد و تشنهی آن هست را تولید نه آنچه که با سلیقهی خودشان همخوانی دارد. پس کیمیخواهیم اثری از دورهی خودمان بجای بگذاریم در حال حاضر در فرش ما عدهی زیادی که مشغول تولید کارهای کارتپستالی و بازاری هستند و آنهایی هم که دلسوز هستند در بهترین حالت یکی از کارهای گذشته را دوباره بازسازی میکنند مساله اینجاست که خلاقیت و نظر و دیدگاه جوانان و استادان این دورهپس چه میشود؟ کیمیخواهیم اثری از خودمان به جای بگذاریم که آبروی این دورهی تاریخی باشد؟
فرش علاوه بر اینکه خودش اقیانوسی از فرهنگ و صنعت را در خود دارد و میتواند زندگی و معاش مردمزیادی را در خودش تامین کند، دنیای از شادی و آرامش را هم میتواند به همراه بیاورد به شرط اینکه نیروها درست آموزش ببینند و خط تولید به شادی و با مدیریت خوب اداره بشود و از حالت استعمار و بهرهکشی و کار سخت خارج شود و همانطور که الآن خانمهای زیادی تمایل به بافتن تابلو فرش برای خودشان دارند باید این هنر به گروههای آسیب دیده هم معرفی شود تا در مجموعهای اول به بهبود روحی و روانی ایشان کمک کنیم و انگیزهبدهیم که به جامعه برگردند و از زندگی خود لذت ببرند و وارد تولید چیزی بشوند که با روحیهشان هم خوانی دارد و هرکسی را به کانال مرتبط با خودش راهنمایی کند که امیدوارم با طرحی که بزودی و برای آخرین بار ارائه میدهم به استانداری بتوانیم خدمت بزرگی به جامعهی کرمان بکنیم. و در واقع هیچ کدام از این عناوین و تجلیلها را افتخار نمیدانم وقتی که میبینم میشود که خانوادههای زیادی را از مشکلات نجات داد و برای ایشان شغل آبرومند و پایداری فراهم کرد تا از راه حلال امرار معاش کنند و در عین حال احساس نکنند مشغول به کار ماشینی هستند بلکه بدانند که به هنری پویا و خلاق مشغول هستند.
سخن پایانی شما چیست؟
حالا دیگر بعد از سالها کار در استان و تجربهی آن دولت پیشین به این نتیجه رسیدهام که بزرگترین مشکل ما دوری از عمل است. هر چند حرفهای خوب مسولین مایهی شادی میشود اما تا این شعارها عملی نشود در واقع هیچ کاری نکردهایم و این نه تنها مارا عقب نگه میدارد بلکه به نسل بعد هم صدمههای زیادی میزند.
افزایش درصد مبتلایان به اچ ای وی مثبت وهپاتیت در گروه معتادان پر خطر
در جلسه شورای شهر کرمان عنوان شد
افزایش درصد مبتلایان به اچ ای وی مثبت وهپاتیت در گروه معتادان پر خطر
جلسه شورای شهر کرمان طبق روال هر هفته شامگاه یکشنبه برگزار شد.
کرمان رتبه اول شیوع به مصرف مواد مخدر
را در کشور دارد
سردار چناریان در ابتدای این جلسه با اشاره به اینکه خیلی از همکاران ما در عرصه مبارزه با مواد مخدر جان خود را ازدست دادند، گفت:اخیرا گزارشی تهیه شده در مورد آسیب های اجتماعی که پنج آسیب اولیه کشور شناسایی و اولین آسیب بحث اعتیاد به مواد مخدر شناخته شد.
دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر استان کرمان افزود:طبق تحقیقات نگرش منفی مردم کشور در حوزه موادمخدر ۷۲.۶ درصد و نگرش منفی مردم کرمان ۳۴.۵ درصد، ۶۱ درصد مردم کرمان نگرش بینابین دارند در حالی که در کشور ۲۶.۸ درصد مردم نگرش بینابین دارند و در کشور نگرش مثبت به مواد مخدر ۰.۶ درصد و در کرمان 3.8 درصد اعلام شده است.
وی با اشاره به اینکه کرمان با ۴.۷ درصد رتبه اول شیوع به مصرف مواد مخدر را دارد افزود: سن اعتیاد در کشور۲۱ سال و در کرمان ۱۸ سال است در دو قشردانش آموزی و دانشجویی سن اعتیاد به سرعت پایین می آید و تمایل جوانان ما به قرص های کدئین دار، ترامادول و ریتالین به شدت روبه افزایش است.
سردار چناریان تصریح کرد: در استان کرمان 540 منطقه آلوده به مواد مخدر داریم که متاسفانه از این تعداد بیش از 130 نقطه آلوده در کرمان است.
دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر استان کرمان اظهار داشت: 20 درصد پرونده های ورودی در حوزه مواد مخدر، به دستگه قضایی افزایش، مصرف شیشه و مواد روانگردان در جوامع زنان، دانش آموزان و دانشجویان ۵ درصد در سال 94 نسبت به سال 93 افزایش پیدا کرده است.
وی با اشاره اینکه از ۱۳ هزار نفر زندانی ۸ هزارو۶۰۰ نفر در ارتباط با موادمخدر هستند، گفت: در کشور۱ میلیون ۲۰۰ هزار نفر معتاد وابسته داریم که ۱۱۰هزار نفر در کرمان است که از این تعداد ۸ هزار نفر معتادان پر خطر و ۵۵۰ نفر معتاد پرخطر زن هستند که در این راستا مرکز کاهش آسیب و ساماندهی در هفته گذشته در کرمان راه اندازی شد.
سردار چناریان خاطر نشان کرد: 52 کیلو شیشه در ۹ ماهه اول امسال در کرمان کشف شده که ۴۰ درصد در کرمان و130 درصد در سیستان و بلوچستان نسبت به سال 93 افزایش داشته است. دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر استان کرمان با اشاره به افزایش درصد مبتلایان به اچ ای وی مثبت وهپاتیت در گروه معتادان پر خطر، افزود: حدود ۱۷ از ۲۲ درصد از دانشجویان استفاده از سیگار مشروبات الکی و قلیان را دارند که اصلی ترین دروازه به روی اعتیاد می باشند.
وی تصریح کرد: در حوزه کارگری استان کرمان جز استان های پر از آسیب اجتماعی در بحث اعتیاد است و بحث حوزه زنان و کودکان متکدی حوزه پر مشکلی است که توجه، صیانت اجتماعی از زنان آسیب دیده را درخواست داریم.
50 درصد از معتادان وارد چرخه درمان نشده اند
دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر استان کرمان افزود:علیرغم داشتن ۴۰۰ مرکز درمانی در استان کرمان در این حوزه خوب کار نکرده ایم و تا کنون ۶۰ هزار نفر تحت پوشش قرار گرفتند که حدود ۵۰ درصد هنوز وارد چرخه درمان نشده اند.
سردار چناریان با اشاره به اینکه افراد پر خطر یک چالش اجتماعی هستند، اظهار داشت: بر اساس قانون برای درمان معتادین دو مرکز درمان خصوصی ماده ۱۵ و دوم مرکز درمان ماده ۱۶ برای معتادان پر خطر هستند و ما جز سه استانی هستیم که مرکز ماده ۱۶ را برای زنان راه اندازی کردیم.
هر اقدامی در جامعه باید پیوست
اجتماعی داشته باشد
وی افزود: به علت اینکه چرخه ی اقدامات ما در حوزه صیانت و حمایت اجتماعی و توانمند سازی کامل نشده است، در واقع اقدامات درمانی موثر نبوده، و هر اقدامی برای پیشرفت جامعه بخواهیم انجام دهیم باید پیوست اجتماعی داشته باشد در غیر اینصورت ما خدمتی به جامعه نکرده ایم.
وی تاکید کرد: در کرمان در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی به ویژه پیشگیری تلاش کنیم به دلیل اینکه شرایط کرمان از نظر سطح وحجم آسیب بسیار بالا می باشد و ما باید آگاهسازی کنیم و برای ایجاد خدمات اولیه برای افراد پر خطر مردم را مشارکت دهیم.
باید زمینه اشتغال برای معتادان درمان
شده فراهم کنیم
دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر استان کرمان با اشار به اینکه باید گرما خانه احداث کنیم، افزود: با مشارکت بهزیستی، دانشگاه و دستگاه های مسئول می توانیم بستری برای درمان ایجاد کنیم و این افراد پایش شوند و تعدادی که بیماری های پرخطر دارند به مراکز مربوطه معرفی شوند و تعدادی را در گرمخانه ها نگهداری و درمان کنیم و زمینه اشتغال این افراد را فراهم کنیم. ۲۷۱ نفر از این افراد بازگشته به جامعه، از فعال ترین و با انگیزه ترین افراد جامعه شده اند.
پس از پایان سخنان سردار چناریان، سخنگوی سابق شورا گفت: در جهت پیشگیری از آسیب اجتماعی باید تلاش کرد و در این راستا وقف، باید نیازهای کشور را برآورده کند؛ بنابراین، وقف و خیران، باید به این سمت جهت دهی شوند.
وی پیشنهاد داد: بودجهی شورای مبارزه با مواد مخدر در زمینهی ورزش می تواند صرف شود و در صورتی که این بودجه را بتوانیم در بخش ساختوساز فضاهای ورزشی هزینه کنیم، شورای شهر و شهرداری میتواند زمین رایگان در اختیار بگذارد تا در ساخت فضاهای ورزشی اقدام شود.
حجت الاسلام ربانی گفت: زیر بنای فرهنگی مبارزه با مواد مخدر از کودکی فرزندان ما باید ریخته شود.
باید در حوزهی پیشگیری از اعتیاد بخش خصوصی ورود کند
زهرا لری هم با انتقاد از دستگاههای مختلفی که در زمینهی مقابله با آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد فعال هستند، گفت: دستگاههای مختلفی از جمله بهزیستی، بیشترین اعتبار را در مقابله با آسیب اجتماعی اعتیاد میگیرند، اما شاهد خروجی قابل توجهی نیستیم.
وی با اشاره به اینکه سند کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی، مدتی است تهیه شده، اما این سند اجرا نمیشود افزود: در رابطه با مقابله با آسیبهای اجتماعی، همواره با کلمات بازی میشود و هر روز فقط ادبیات، ویراستاری و نوع نگارش آنرا عوض میکنند.
لری تصریح کرد: وقتی سرپرست یک خانواده بهدلیل قاچاق مواد مخدر و یا اعتیاد به زندان میافتد، خانوادهی او با مشکلات زیادی مواجه میشوند و تبعات اجتماعی دیگری نیز دربر دارد؛ بنابراین، ستاد دیه باید در حمایت از این خانوادهها فعالتر شود.
وی پیشنهاد داد: بخش خصوصی باید ورود کند چرا که هرجا ورود کرده موفق بوده است؛ بنابراین، باید در حوزهی پیشگیری از اعتیاد نیز از بخش خصوصی و خیران بخواهیم ورود کنند.
لری به وجود 300 متکدی در شهر کرمان اشاره کرد و گفت: بهدلیل عدم همکاری دستگاههای مربوط، هنوز موفق نشدیم این تعداد متکدی را ساماندهی کنیم. جالب اینجاست که قانون در این زمینه همهچیز را مشخص کرده، اما دستگاهی که باید متکدیان را پایش کند و حتی برای نگهداری گروهی از آنها، مکان در اختیار دارد، به وظیفهی خود به درستی عمل نمیکند. لری: آیا بهزیستی واقعا خروجی که باید دارد؟ با کلمات بازی می شود و وقتی مقید شدند و ایا سند اجرایی شده ؟
مهنوش مؤمنی با بیان اینکه راه دوبار رفته را آزمودن خطاست، به سیاستهای گذشته در مقابله با مواد مخدر و پیشگیری از اعتیاد اشاره کرد و اظهار داشت: پیکرهی شخصیتی انسان، از یک تا پنج سالگی شکل میگیرد؛ بنابراین، باید آموزشها در حوزهی مقابله با مواد مخدر و معضل اعتیاد را از این سنین شروع کرد.
با توجه به حاشیه نشینی ازبروز آسیبهای اجتماعی جلوگیری خواهد شد
شهردار کرمان همچنین با اشاره به سخنان سردار چناریان دبیر شورای مبارزه با مواد مخدر در نشست عمومی شورای اسلامی شهر کرمان گفت: اگر شهر را یک پیکرهی اجتماعی و شهرداری را ادارهکنندهی این پیکره در نظر بگیریم ، در هر آسیب اجتماعی که به این پیکره وارد میشود، بیشترین خسارت را شهرداری میبیند.
بابایی به فعالیتهای معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری کرمان در سالهای گذشته اشاره کرد و گفت: این دیدگاه که شهرداری فقط یک نهاد خدماتی نیست؛ بلکه باید بهعنوان یک نهاد اجتماعی به ارایهی خدمت بپردازد، از سالها قبل در شهرداری شکل گرفت و در همین راستا معاونت فرهنگی اجتماعی در شهرداری کرمان ایجاد شد.
وی افزود: البته این معاونت هنوز جای کار بیشتری دارد؛ ضمن اینکه براساس همین دیدگاه، در شورای اسلامی شهر کرمان نیز کمیسیونهای فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده است.
شهردار کرمان به تخصیص سه میلیارد تومان بودجه برای مسایل فرهنگی در شهرداری کرمان اشاره کرد و گفت: موضوع پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، بهطور جدی در شورای اسلامی شهر و شهرداری کرمان پیگیری میشود و در تدوین بودجهی سال 95 هم، پیشنهادها حاکی از توجه شهرداری به این مهم است.
بابایی به وجود 50 هزار نفر حاشیهنشین در اطراف شهر کرمان اشاره و تاکید کرد: اگر این معضل بهطور اساسی ریشهیابی و حل شود، از بسیاری آسیبهای اجتماعی جلوگیری خواهد شد.
وی افزود: در شهر کرمان حدود 300 متکدی وجود دارد که 35 درصد آنها معتاد هستند، اما متاسفانه بهرغم تمام تلاشها، هنوز نتوانستیم این تعداد متکدی را ساماندهی کنیم.
بابایی ادامه داد: شهرداری در رابطه با ساماندهی متکدیان، به تمام وظایف خود عمل کرده، اما متاسفانه پس از جمعآوری متکدیان و تحویل آنها به دیگر سازمانها، مجدد به شهر برمیگردند.
وی تعدد دستگاههای فرهنگی و موازیکاری این دستگاهها را یکی از مشکلات برای عدم پیشرفت در حل معضلات اجتماعی دانست و گفت: برای حل آسیب اعتیاد، باید یک دستگاه بهعنوان متولی کار را جلو ببرد.
ورود سازمانهای مردمنهاد برای رفع آسیبهای اجتماعی یک ضرورت است
شهردار کرمان ورود سازمانهای مردمنهاد برای رفع آسیبهای اجتماعی را نیز یک ضرورت دانست و گفت: اینکه تبریز به شهر بدون گدا تبدیل شده، بهدلیل مشارکت خوب مردم این شهر در رفع این معضل اجتماعی بوده است.
بابایی همچنین با بیان اینکه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، در سرلوحهی فعالیتهای شهرداری قرار دارد، گفت: بهرغم مشکلات مالی، آمادگی داریم هر مصوبهای که شورای اسلامی شهر کرمان در این رابطه داشته باشد را اجرا کنیم.
انتقاد مومنی از نحوه ی عملکرد
پیمانکار معدن زباله ها
در ادامه جلسه مهنوش مومنی گزارشی را در ارتباط با معدن زباله ها ارائه کرد.
مهنوش مومنی گفت: هفته گذشته در کمیسیون خدمات شهری گزارشی را در رابطه با معدن زباله ارائه کردیم و با آقای جهانشاهی هم جلسه ای گذاشتیم که گزارشی ارائه دادند از پیمانکاری که در معدن کار می کرد. مومنی در ادامه افزود: آقای جهانشاهی گفتند پیمانکار ضرر کرده است و الان یکی دو ماه است که به سوددهی رسیده است. من به این آمار مشکوک شدم و تصمیم گرفتم بررسی کنم. حدود یک هفته به صورت نامحسوس معدن را رصد کردم و به عنوان خریدار زباله وارد معدن می شدم تا اینکه یک سرمایه گذار از طرف یکی از اعضای شورا به من معرفی شد و من با آقای بابایی صحبت کردم.
وی تصریح کرد: صحبت های من با شهردار منجر به برگزاری جلسه ای با حضور آقای محمدرضاخانی، سرمایه گذار و مسئولان سازمان مدیریت پسماند شد. سازمان به سرمایه گذار اطلاعات نادرستی داده بود مثل اینکه گفته بود ماهی صد میلیون تومان باید به شهرداری بپردازد
مومنی اظهار داشت: از آقای محمدرضاخانی تشکر می کنم و ایشان باید تشویق شود. نهایت همکاری را با من داشتند.
وی گفت: به محمدرضا خانی گفتم از طرف سازمان مدیریت پسماند اطلاعات نادرست داده شده چرا که نتیجه تحقیقات من این بود پیمانکار معدن زباله را به چند قسمت تقسیم کرده است. یک قسمت زمین را به قیمت 50 میلیون تومان به یک افغان رهن داده بود. قسمت دیگری را هم به نوع دیگری به عنوان بدهی به فردی داده است.
مومنی با اشاره به اینکه پیمانکار ادعا کرده در چندماه اول ضرر کرده، افزود: چطور می شود کسی معدن را بگیرد و چند ماه به شهرداری پولی ندهد، 13 افغان غیرمجاز در آن جا کار کنند، به آن ها هم پولی ندهد و بابت در هم هر کیلو زباله هم کیلویی 400 تومان پول بگیرد و بعد بگوید ضرر کرده است.
مومنی عکس هایی را نشان داد که تعدادی افاغنه به تفکیک زباله ها در آن زمین می پرداختند.
وی خاطر نشان کرد: از این ماه قرار شده پیمانکار 30 میلیون تومان به شهرداری بدهد. سرمایه گذار جدیدی هم که آمده پول دارد اما تجربه ندارد. پیشنهاد ما این است که این سرمایه گذار با پیمانکار قبلی قرارداد ببندد نه با شهرداری.
حجت الاسلام ربانی گفت: تاسف می خورم جناب آقای بابایی برای این وضعیتی که در معدن زباله داریم. مسئله معدن زباله یک دغدغه است و تا الان خواست شورا عمل نشده است. مقصر چرای گوسفندان در زباله های عفونی آن چوپان نیست، بلکه مقصر مسئول معدن زباله است.
بابایی شهردار کرمان هم در ادامه گفت: بهتر بود که در خصوص رهن و تقسیماتی که سرمایه گدار انجام داده خانم مومنی از قبل من را در جریان می گذاشتند و بعد در جلسه ارائه می داددند، به دلیل اینکه همه چیز می شود گفت.
مومنی پاسخ داد: در بازدید از معدن من در حضور اقای محمدخانی به اقای مختاری گفتم 50 میلیونی که از «گل بودین» گرفتین کجاست، مختاری هم گفت من نمیتوانم بابت زباله ها هر روز از گل بودین پول بگیرم و 50 میلیون را یکجا گرفته ام.
بابایی گفت: اگر کسی خارج از روال قرارداد اقدامی را انجام دهد حتما پیگیری می کنیم و فردا این موضوع را پیگیری خواهیم کرد و این موضوع نبوده که شهرداری بگوید آقای مختاری شما بجای جبران هزینه ها می توانید کارگر افغانی بیاورید.
رئیس شورا گفت: باید در خصوص این موضوع گزارشی تهیه شود و کاملا مورد بررسی قرار گیرد.
تفاهم نامه ساخت بیمارستان تخصصی در کرمان با سرمایهگذاری 100 میلیارد تومانی امضا شد
تفاهم نامه ساخت بیمارستان تخصصی در کرمان با سرمایهگذاری 100 میلیارد تومانی امضا شد
جلسه ستاد سرمایهگذاری سلامت استان کرمان روز گذشته در محل استانداری کرمان برگزار شد.
رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان در پاسخ به این سوال پیام ما که چه زمانی عملیات ساخت بیمارستان شفا اجرا می شود، گفت: قرار بوده طی دو ماه اجرا شود البته زمان دقیق آن در جلسات آتی مشخص می شود، و نحوهی تامین اعتبار این بیمارستان 550 تختخوابه به این صورت است که 50 درصد را بخش خصوصی و 50 درصد دانشگاه علوم پزشکی تامین می کند.
استاندار کرمان در این جلسه گفت: آقای زنگی آبادی یکی از افراد خیر استان کرمان است و سال گذشته نیز قول دادند که آمادگی دارند مبلغ قابل ملاحظه ای را که در اختیار دارند در حوزه خیریه و ساخت بیمارستان در شهر کرمان نیز سرمایه گذاری کنند.
علیرضا رزم حسینی افزود: استان کرمان نیازمند 3000 تخت بیمارستانی می باشد و باید امروز در ساخت بیمارستان توسط افراد خیر تصمیم جدی گرفته شود ومعتقدم کسی از فردایش خبر ندارد، پس کار خیر را نباید به روز دیگر واگذار کرد.
وی با اشاره به اینکه مزاحمتها و موانعی در انجام کارها وجود دارد اما نباید به آنها توجه کرد و سدی برای کار خیران شود، اظهار داشت: بیمارستان مغز و اعصاب بیمارستان افضلی پور سود آور و آماده ساخت است که میتواند از حضور خیرین برای ساخت آن استفاده کرد.
رزم حسینی بیان کرد: در راستای اجرای سیاستهای تدبیر و امید در حوزه سلامت تفاهم نامه بیمارستان تخصصی خصوصی مابین استانداری کرمان، دانشگاه علوم پزشکی و ماشاا… زنگی آبادی با یکهزار میلیارد ریال سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال برای 300 نفر احداث می شود.
وی با اشاره به اینکه استانداری کرمان در چارچوب مقررات، هماهنگی با سایر دستگاههای ذیربط به منظور تامین زمین و ….را به عمل خواهد آورد، گفت: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء نیز در سطح کشور به دنبال احداث بیمارستانهایی است که در استان کرمان نیز ساخت بیمارستان 550 تخت خوابی را پیش بینی کرده است.
استاندار کرمان تصریح کرد: نقدترین کاری که در راستای هرچه سریعتر ساخت این بیمارستان می توانیم بکنیم، قرار دادن لیست املاک قابل واگذاری به قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء است تا پس از تملک آنها بتوانند ظرف سه تا چهار هفته کار ساخت بیمارستان را شروع کنند.
رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز در این جلسه گفت: منطقه جنوب شرق کشور به بیمارستان تخصصی مغز و اعصاب، بیمارستان جامع زنان و بیمارستان کودکان نیازمندیم و نیاز است در این بخشها اقدام به ساخت بیمارستان تخصصی شود و احداث این بیمارستانها از نظر اقتصادی نیز به صرفه است.
علی اکبر حقدوست با اشاره به احداث بیمارستان 250 تختخوابی در کرمان افزود: بیمارستان تخصصی با شرکت سرمایهگذاری بخش خصوصی در کرمان و در آینده نزدیک احداث خواهد شد.
نخستین جشنواره شعر آزاد استان کرمان در بردسیر برگزار می شود
نخستین جشنواره شعر آزاد استان کرمان در بردسیر برگزار می شود
جشنواره استانی شعر آزاد در چهاربخش شعر کلاسیک، نو، کودک و نوجوان و ترانه، به میزبانی شهرستان بردسیر در روزهای 29 و 30 دی ماه جاری برگزار می شود. کشف و معرفی استعدادهای ادبی استان ، ایجاد بستر مناسب برای انتقال تجارب شاعران پیشکسوت به نسل جوان، ایجاد حس رقابت و حمایت از فعالیت همه جریان ها، گرایش ها و سلیقه های ادبی استان به عنوان اهداف این جشنواره ذکر شده است. حضور گروس عبدالملکیان شاعر و دبیر شعر نتشارات چشمه در این جشنواره قطعی شده است همچنین یک کمیته فنی از شاعران کرمان به ریاست مهدی صمدانی در نقش مشورتی در این رویداد فرهنگی مشارکت می کنند.
جشنواره صرفا پذیرای آثار شاعران رده سنی ۱۷ تا ۲۸ سال(۱/۹/۱۳۶۶ لغایت ۱/۹/۱۳۷۷) خواهد بود. هر شرکت کننده تنها در یک بخش میتواند شرکت کند. هر شرکت کننده تنها مجاز به ارسال ۳ اثر به دبیرخانه می باشد.
جایزه ادبیات جنوب آسیا برندهاش را شناخت
جایزه ادبیات جنوب آسیا برندهاش را شناخت
«آنورادها روی» نویسنده هندی موفق شد جایزه 50 هزار دلاری ادبیات جنوب آسیا «DSC» را کسب کند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، جایزه ادبی جنوب آسیا در این دوره به «آنورادها روی» نویسنده هندی کتاب «خوابیدن در سیاره مشتری» اعطا شد. «روی» این جایزه 50 هزار دلاری را در جشنواره ادبی «گالی» سنگاپور در حضور نخستوزیر این کشور دریافت کرد. او روزنامهنگار، نویسنده و ویراستاری است که اولین رمانش «اطلس آرزوهای محال» به 15 زبان دنیا ترجمه شده است. «آخیل شارما»، «میرزا واحد»، «نیل موکرجی»، «میرزا واحد»، «کی.آر. میرا» و «راج کمال جا» رقیبهای «روی» برای به دست آوردن ششمین جایزه ادبیات جنوب آسیا بودند. امسال 74 نویسنده از منطقه جنوب آسیا و کشورهایی چون انگلیس، آمریکا، کانادا و استرالیا در این رقابت شرکت کرده بودند. به گزارش پرس تراست آو ایندیا، این جایزه بدون در نظر گرفتن ملیت، به نویسندهای تعلق میگیرد که بهترین اثر داستانی را درباره جنوب آسیا و مردم این منطقه به زبان انگلیسی به نگارش درآورده و یا ترجمه کرده باشد.
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری از کشور خارج شدند
مهدی موسوی و فاطمه اختصاری از کشور خارج شدند
شاعرانی که در مهر ماه امسال با حکم قاضی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به زندان و شلاق محکوم شده بودند، به سلیمانیه عراق عزیمت کردند. به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا، مهدی موسوی و فاطمه اختصاری که به دلیل مضامین برخی از سرودههایشان و اتهام همکاری با خواننده اشعار موهن، فعالیت در شبکههای مجازی و… به حبس و شلاق محکوم شده بودند، اخیرا کشور را به مقصد سلیمانیه عراق ترک کردهاند. این اتفاق در شرایطی رخ داده که مطابق با اظهارات چندی پیش امیر رئیسیان، وکیل این دو شاعر در گفتوگو با آنا، مهدی موسوی و اختصاری تا زمان برگزاری دادگاه تجدید نظر و رای نهایی دادگاه، به قید وثیقه آزاد شده بودند. در همین راستا، عکسی از حضور این دو شاعر در برنامهای با نام «کاوش» در شبکه تلویزیونی کردی «کورد»، در شبکههای اجتماعی منتشر شده و شنیدهها حاکی از آن است که آنها قصد مهاجرت و اقامت در کشور سوئد را دارند. سیدمهدی موسوی متولد ۱۳۵۵در تهران و فاطمه اختصاری متولد ۱۳۶۵در کاشمر از شاعران جریان موسوم به «غزل پستمدرن» هستند.
یوسا برنده جایزه روزنامهنگاری دنکیشوت شد
یوسا برنده جایزه روزنامهنگاری دنکیشوت شد
«ماریو بارگاس یوسا»، نویسنده پرویی برنده جایزه نوبل، جایزه دیگری به کارنامه درخشانش اضافه کرد؛ او برای نگاشتن مقالهای درباره شهر «کوزکو» که در روزنامه اسپانیایی «ال پایس» منتشر شد برنده دوازدهمین جایزه روزنامهنگاری دن کیشوت شد. مقاله «کوزکو در زمان» یازدهم ژانویه ۲۰۱۵ منتشر شد و درباره تجربیات این نویسنده است از تغییرات این شهر در طول زمان، تاثیراتی که این شاعر پس از سالها دیدن دوباره شهر کوزکو داشته و اینکه حالا تغییرات و توسعههای این شهر را چگونه میبیند. شهرت یوسا با نخستین رمانش، «زندگی سگی» آغاز شد. رمانی که در آن به تجربههای سختش در خدمت نظامی پرداخت. بدینترتیب جهان خیلی زود با دوره طلایی ادبیات امریکای لاتین، که Boom نام دارد آشنا شد. این دوره از دهههای۵۰ و ۶۰ قرن پیش آغاز شد و توجه جهانیان را به این قاره و ادبیاتش جلب کرد و در این دوره نویسندگان بزرگی از قبیل مارکز و فوئنتس و کورتاسار در کنار یوسا به چشم میخورند. یوسا جایزه نوبل ادبیاتش را سال ۲۰۱۰ و سال ۱۹۹۴ جایزه سروانتس را دریافت کرده است.
شیرین خسروی شاعر:
غزل هنوز مخاطب دارد
یک شاعر غزلسرا معتقد است غزل هنوز موقعیت خود را در فضای شعر ایران از دست نداده است و مخاطب دارد.
شیرین خسروی که امسال نامزد دریافت جایزه کتاب سال غزل شده بود درباره وضعیت غزل در فضای شعر امروز ایران گفت: به نظر من وضعیت غزل به رغم تمام حرفهایی که درباره آن زده میشود خوب است. این را میتوان از تعداد مجموعه شعرهایی که منتشر میشود و مورد استقبال قرار میگیرد، فهمید.
او افزود: در حال حاضر ما چند شاعر غزلسرا داریم که خوب کار میکنند، البته در آثارشان فراز و نشیبهایی وجود دارد ولی در کل مخاطب دارند و آثارشان از سوی مخاطبان شعر مورد استقبال قرار میگیرد.
این شاعر با بیان اینکه از سال 91 به این سو شعر سپید کار میکند، اظهار کرد: با اینکه میگویند شعر سپید ظرفیت نامحدودی دارد ولی در شعر سپید هم محدودیتهایی هست. بنابراین این را که گفته میشود غزل محدودیت دارد یا شعر زمان ما نیست و جهانی نیست قبول ندارم، چون الان میبینم که شاعران غزلسرا مخاطب دارند. به نظر من غزل هنوز موقعیت خودش را از دست نداده است و هنوز میتوان از این قالب شعری برای بیان بسیاری از دغدغههای روز و مسائل اجتماعی استفاده کرد.
خسروی در پاسخ به این سوال که آیا غزلسرایی و قالب غزل تقابلی با روشنفکری دارد گفت: در این زمینه خیلی نمیتوانم نظر بدهم اما فکر نمیکنم اینگونه باشد. این موضوع بستگی به روحیه شاعر دارد ضمن اینکه خیلی از غزلسراها همزمان شعر سپید را هم دنبال میکنند.
این شاعر درباره اینکه چرا شعرهای غزلسرایان کمتر امضای شخصی دارد اظهار کرد: البته همه اینگونه نیستند، اما در سطح وسیعی این ایراد به غزلسراها وجود دارد. دلیل آن هم این است که شاعران جوان و کسانی که تازهکار هستند بیشتر کارشان تقلید از شعر شاعری است که کارش مورد استقبال قرار گرفته است. مثلا اگر شاعری با یکسری دایره واژگان شعر یا شعرهایی سروده و مورد توجه قرار گرفته است شاعران دیگر نیز به سرعت سعی میکنند از او تقلید کنند و همین موضوع باعث تکراری شدن کارها شده است.
او افزود: متاسفانه فضای مجازی و لایکها هم به این تقلید دامن زده است و باعث شده است افرادی بدون تخیل شاعری موضوعات روز را دستمایه قرار بدهند؛ این به فضای غزل ضربه زده است.
خسروی افزود: تا به حال چهار مجموعه غزل چاپ کردهام شامل مجموعههای «یک سیب هم برای تو»، «مجموعه گزیده ادبیات معاصر»، «حتی همین گلدان خالی عاشقت بود» و «دکمههای ناتنی».
همچنین مجموعه شعری در قالب سپید در انتشارات مروارید آماده انتشار دارم.
عرضه شعر و ادبیات در شبکههای اجتماعی مثل انتخاب فاضلاب به جای دریاست
عرضه شعر و ادبیات در شبکههای اجتماعی مثل انتخاب فاضلاب به جای دریاست
جمال احمدی
روزگار، روزگار شبکههای اجتماعی است، اگر امروز از جوانی نام پنج کتاب را بپرسید به سختی بتواند بیشتر از سه کتاب نام ببرد، اما در مقابل به راحتی میتواند تا ۱۰ نام شبکه اجتماعی را با خصوصیاتشان برای شما ذکر کند. شبکه اجتماعی به خودی خود در مقابل کتابها قرار نگرفتهاند و فلسفه وجودیشان در ستیز با کتاب نیست. اما با توجه به نوع تربیتی که شبکههای اجتماعی به افراد میدهند آنها را از کتاب خواندن گریزان میکنند حتما میپرسید این تربیت به چه صورت است؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید فرم ارایه محتوا در این شبکهها را مورد وارسی قرار داد. در شبکههای اجتماعی اولین مساله نوع برخورد با متن است. شما متنی را میبینید اما قبل از آنکه مغز شما آن را تحلیل کند، این انگشتان شما هستند که با پایین و بالا کردن اسکرول متن را از جلوی ذهن به بالا و پایین لیز میدهند در واقع فرصت به واسطه نوعی سرعت دست از مغز گرفته میشود. هر چه استفاده ما از این شبکهها بیشتر شود دستان ما فرزتر از مغز عمل میکنند. اتفاق بعدی که در این شبکهها برای افراد رخ میدهد نابود کردن فرصت تامل و تفکر در مورد کتابها است. همه ما در شبکههای گوناگونی عضو بوده ایم. در این گروهها عموما افراد خود را فریاد میزنند و فرصت هر فرد برای دیده شدن به اندازه یک صفحه کامپیوتر یا موبایل است چرا که به محض آمدن مطلب جدیدی، مطلب نوشته شده میسوزد چرا که دستان ما به طور غیر ارادی اسکرول را به سمت پایین صفحه میکشند. در فضای تنگ تصویر شده، فرد که محل تامل به او داده نمیشود یاد میگیرد که به جای اظهارنظرهای عمیق از استیکرهای کوچک و احسنت گفتنها استفاده کند تا از قافله عقب نماند. این همراهی با قافله در دراز مدت همانند تمرینی است برای تامل نکردن و به تنبلی مغز در درک و ادراک میانجامد. آنجا که صحبت از متن و محتوای درون آن میشود این تنبلی خود را نشان میدهد و فرد را تشویق به رها کردن مطلب میکند. رفتار دیگری که شبکههای اجتماعی به ما میآموزند تکهتکه سخن گفتن و خواندن منقطع است. توییتر را در نظر بگیرید، بیشتر از ۱۴۰ کاراکتر شما اجازه نوشتن ندارید. به بریده بریده خواندن کم کم عادت میکنیم و دیگر کتابهای قطور برای ما جذابیت سابق را نخواهند داشت. از طرفی در شبکههای موبایلی به خاطر وجود کامنتهای مختلف افراد اینگونه بار میآیند که نظرهای مختلف را در آن واحد بشنوند. نظرهایی که ریشههایشان معلوم نیست. در واقع تمرینی است از جنس افزایش تنوع طلبی در افراد. این تمرین سبب میشود هنگامی که با یک اندیشه واحد از طرف نویسنده روبه رو میشوید نوعی رخوت به خوانندگان کتاب انتقال مییابد که سبب کلافه شدن میشود چرا که آن حس تنوعطلبی ارضا نمیشود.
شبکههای اجتماعی به واسطه سرعتی که در ارایه و پخش اطلاعات دارند بی نظیر هستند. تکثیر این اطلاعات به مردم واگذار شده است. در کشورهای جهان سومی مثل ما که اندیشه و سنت کتابخوانی آنقدر قوی نیست و خریدار آنچنانی ندارد، رفتار خطرناکی که میتواند از این مردم سر بزند به حاشیه رفتن اندیشههای کار آمد و ریشهدار است که فهمش برای عامه سخت است و در عوض روی کار آمدن هر آنچه زود فهم است. اتفاقی که رخ داده این است که با به حاشیه رفتن این اندیشهها، نیاز به درگیر شدن و فهمشان در بین عامه کمتر میشود چرا که در این مدت با فراگیر شدن مد، خبرهای بریده شده و مسائل سرکوب شده جنسی، دانستن یک جوک جنسی مهمتر از فهم فلان اندیشه در فلان کتاب یا مطالعه فلان داستان برای فرد اعتبار و منزلت ایجاد میکند.
در مقابل افرادی که به وسیله شبکههای اجتماعی در حال تربیت شدن هستند تا کمتر کتاب بخوانند افرادی چون ناشران و نویسندگان قرار دارند که رفتارهایشان اگر مخربتر از شبکههای اجتماعی بر موجودیت کتاب نباشد کمتر از آن نیست. رفتارهایی که با کمی تغییر و استفاده از پتانسیلهای موجود فضای مجازی و به خصوص شبکههای اجتماعی میتواند به این فضای مسموم ایجاد شده رکب بزند.
بلانسبت ما ناشریم!
حضور انتشارات مختلف در شبکههای اجتماعی در گذاشتن تصویر جلد کتابها در اینستاگرام به همراه یک متن خلاصه شده است. صفحه یکی از انتشارات را میشناسم که هر جلد کتابش بالای دو هزار لایک میخورد اما چرا این انتشاراتی در فروش هزار نسخه از کتاب باید به نفس نفس بیفتد؟
جواب را باید در عمل ناشر جستوجو کرد. او به جای آنکه از پتانسیل موجود برای گسترش مطالعه استفاده کند خوراک به دست افراد میدهد تا انتشاراتش را به خاک سیاه بنشانند با این تصور که حال که رسانههای کشوری هیچگونه حمایت نمیکنند خود باید برای تبلیغ کتاب دست به کار شود. ولی در واقع این رفتار همانند دادن ماهی به کاربران این شبکهها برای مصرف است. تقویت حس مصرف کردن در افراد و باج دادن به جریانها و گروههایی است که به قصد انتشار بریدههای کتاب ایجاد شدهاند.
حال آنکه در مقابل میتوان به جای ماهی، تا آنجا که میشود ماهیگیری یاد داد؛ عملی که عمر کتاب خواندن و حیات انتشارات را بیشتر تضمین میکند.
کلاس احترام باید برای ناشران برگزار کرد
ناشران عموما در فضای مجازی به ساختن سایتی برای فروش کتابها آنهم به طور بسیار ساده بسنده میکنند، نحوه فروششان هم در مقایسه با سایر انتشارات موجود در دنیا و همچنین سایر فروشگاههای اینترنتی که ملاقه میفروشند نیز بسیار زننده است چرا که در برخورد با فروش کتاب هیچگونه اطلاعاتی در مورد آثار نمیدهند؛ کاری که در فروشگاههای ساده اینترنتی نیز منسوخ شده و میبینیم که به خریدارشان با دادن اطلاعاتی چند احترام میگذارند. رفتاری که به نوعی چشمپوشی از پتانسیل موجود فضای اینترنتی است.
نشر کاغذی یک پا دارد
ناشران در هر رسانهای که فرصت ابراز نظر بیابند تنها و تنها به ابراز نگرانی از نخواندن کتاب، کمبود یارانهها و به اسفناک بودن فضای نشر اشاره میکنند؛ دغدغههایی که بسیار ارزشمند است ولی این دلنگرانی و دغدغهمندی آنگاه که با پا فشاری بر انتشار کتابها به شیوه کاغذی و نادیده گرفتن بازارهای جدید چون کتابهای صوتی و نشر دیجیتال و عدم حرکت به این سمت و سو باشد، همانند دوستی خالهخرسی میشود که تیشه به ریشه دوست و آشنای کتاب میزند.
تاریخ را از روی کتابها مینویسند
آقای ایکس شاعر بسیار خوبی است. او آگاهانه یا ناآگاهانه اقدام به راهاندازی یک کانال در تلگرام کرده است. از آنجایی که سود چندانی از فروش کتاب دستش را نمیگیرد ترجیح میدهد که به جای کسب سرمایه اقتصادی به سرمایه اجتماعی تغییر رویه دهد. برای همین سعی میکند در یک ارتباط مداوم با مخاطبانش خود را در جریان حفظ کند، پس سعی میکند روزی ۵ شعر خوبش را حداقل به مخاطبانش رایگان هدیه کند، در غیر اینصورت او به آخر لیست مخاطبان میرود. حال فرض کنیم آقای ایکس که همه شعرهای زندگیاش را به این سرعت به مخاطبان اهدا کند برای او چه میماند ؟ هیچ ! اگر در این بین تمرکزی هم برایش مانده باشد و شعرهایی نیز بسراید و دست آخر بتواند آن را در یک کتاب عرضه کند مخاطب ما آنقدر شعر در این مدت در این کانال و آن کانال خوانده است که حتی برای حفظ کردن نام کتاب شاعرش جایی ندارد و نیازی نمیبیند سراغی از کتاب آقای ایکس که شاعر خوبی است بگیرد. شاعری که پذیرفته در یک سوپرمارکت مواد آرایشی (اینستاگرام و…) و در دکان آدمسفروشی (تلگرام) به عرضه شعرش دست بزند به طور اتوماتیکوار به آخر لیست فرستاده میشود و در این شبکهها دفن میشود، چون رودخانهای که به جای دریا فاضلاب را انتخاب کردند. چرا که او کاسبکارانه با کتاب رفتار کرده و وقتی کتاب از رونق افتاد رفیقش را تنها گذاشت و با شبکههایی چون تلگرام دست داد. باید به چنین شاعرانی یادآور شد هر آنچه که دارید از کتاب است و لاغیر.
این سنگ از بالا به پایین میافتد
شبکههای اجتماعی و جریانی که با خود آوردهاند همانند سنگی در دستان سیزیف، از بالا به پایین، بدون شک خواهند افتاد، ویرانی به بار خواهد آمد و هیچ فراری نیست. این متن برای آینده است، هنگامی که سنگ را خواستیم برداریم، کمی دقت کنیم. شاید به گونهای برداشتیم که سنگ بار دیگر از دستانمان رها نشود گرچه ما پذیرفتهایم سیزیف باشیم.
به ادبیات و فرهنگ تنفس مصنوعی میدهند
جواد مجابی:
به ادبیات و فرهنگ تنفس مصنوعی میدهند
شاعر و نویسنده سرشناس کشورمان معتقد است اگرچه ساز و کار دولت جدید برمدار تعدیل پیش میرود اما وضعیت حوزههای فرهنگی مانند کتاب به قدری بحرانی است که شاید تنفس مصنوعی چندان به کار نیاید.
جواد مجابی که در سالهای قبل یکی از منتقدان جدی سانسور و ممانعت از انتشار آزاد کتاب در کشور بوده، درباره وضعیت انتشار کتاب در دولت جدید گفت: «تقریبا بخش عمدهای از 6 هزار صفحه اثری که از من در ارشاد مانده بود، طی این مدت اجازه چاپ گرفت و منتشر شد؛ اما همچنان ممیزی به قوت خود باقی است و کتابها باید همان مسیر را طی کنند.»
وی توضیح داد: «امیدواری من این است که سانسور به طور کامل ناپدید شود؛ نه اینکه کم شود! خصوصا که در شرایط فعلی دیگر نیازی هم به سانسور و ممیزی نیست، چراکه عملکرد مسئولان فرهنگی کشور در دورههای مختلف باعث شده دیگر مردم از خواندن کتاب بیزار شوند.»
مجابی با اشاره به بحران صنعت نشر و کاهش میل مطالعه در میان مردم اظهار داشت: «وقتی شمارگان کتاب به 200 و 300 نسخه رسیده است، دیگر سانسور چه معنایی میتواند داشته باشد.»
این پژوهشگر ادبی به تلخی از وضعیت نابسامان فرهنگ در دوره دولت سابق یاد کرد و گفت: «به نظر من آن دوره را میتوان دوره سلاخی کتاب خواند. البته بحران و آسیبها فقط مربوط به عرصه ادبیات و کتاب نبود؛ بلکه به طور کلی با هنر و فرهنگ کشور در تمام عرصهها مثل سینما، تئاتر، موسیقی و… نیز دشمنیهای فراوانی شد.»
وی عملکرد مدیران فرهنگی در دولت حاضر را به تنفس مصنوعی دادن به فرهنگ و ادبیات کشور توصیف کرد و خاطر نشان کرد: «درست است که سعی در تعدیل شدن رفتارهای قبلی است، اما نمیدانم این تعدیلها به اصلاح هم ختم میشود یا خیر؟»
مجابی خاطرنشان کرد: «خلق آثار فرهنگی و هنری، بخش مهمی از تولیدات کشور را شامل میشود و ضعیف شدن این بخش به کشور آسیب خواهد زد. این بحث، شخصی نیست و مدیران باید بدانند که وجه معنوی کشور آسیب دیده و نیاز به اصلاح دارد.»
خالق رمانهای «شهربندان»، «شهر ملخ» و «باغ گمشده» در پاسخ به سوال خبرنگار آنا درباره فعالیتهای اخیر و آثار در آستانه انتشار خود توضیح داد: «مجموعه شعر «سر بر خط عاشقی» که دربرگیرنده سرودههای سالها 92 و 93 من است، همین هفته از سوی نشر ثالث منتشر میشود.»
وی ضمن بیان این مطلب که جلد این مجموعه شعر چند روز قبل چاپ شده، ادامه داد: «شعرهای این مجموعه بیشتر عاضقانه و اجتماعی هستند. همچنین در آخر کتاب شعر بلند «نیزه مرد پارسی دورتر میرود» منتشر خواهد شد که تجربه مشابهی است از سایر شعرهای بلندم مثل «بر بام بم»، «سفرهای ملاح رویا» و «میهنی به نام اندوه» که در کتابهای دیگرم منتشر شدهاند.»
این نویسنده و پژوهشگر که چندی پیش مجموعه مقالاتش با عنوان «بغل کردن دنیا» از سوی نشر مروارید و نمایشنامه «شبح سدوم» ازسوی انتشارات افراز به بازار آمد، گفت: «جلد اول مجموعه آثارم در نشر نگاه، در آستانه چاپ دوم است. همچنین دو مجموعه داستان نزد این انتشارات دارم که به ارشاد رفته و منتظر صدور مجوز آنها هستیم.»
مجابی همچنین درباره رمان «تبانهها» و سایر مشغلههای حال حاضرش خاطر نشان کرد: «رمان «تبانهها» تحریر اولش تمام شده و منتظر فرصتی هستم که دوباره آن را بخوانم و بازنویسیاش کنم اما فعلا مشغول آماده کردن شناختنامههای ساعدی، شاملو و خودم هستم که قبلا نشر قطره آنها را منتشر کرده بود اما قرار است فرهنگ معاصر آنها را بازنشر کند.»
برگزاری نخستین کارگروه بیمه دام و طیور جنوب کرمان
برگزاری نخستین کارگروه بیمه دام و طیور جنوب کرمان
نخستین کارگروه بیمه دام، طیور و زنبور عسل جنوب کرمان با حضور مدیرعامل صندوق بیمه محصولات کشاورزی جنوب کرمان و نمایندگان دامدارن و عشایر این منطقه برگزار شد. به گزارش روابط عمومی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان، معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی جنوب کرمان در این کارگروه گفت: کارگروه بیمه دام، طیور و زنبور عسل جنوب کرمان با هدف مقابله با مخاطرات و بلایای طبیعی و رفع مشکلات و موانع موجود در جمعیت دامی این منطقه تشکیل شده است. جهانگیر مشایخی تصریح کرد: کارگروه شهرستانی بیمه دام، طیور و زنبور عسل جنوب با ترکیب اعضای کارگروه ستادی برای ترویج بیمه دام و ارائه خدمات بیشتر به دامداران تشکیل شود. مشایخی ادامه داد: بیمه محصولات تولید شده توسط زنبور عسل و همچنین خسارت زنبور قرمز به کلنی های زنبور عسل در دستور کار این کارگروه قرار گرفته است. جنوب کرمان از هفت شهرستان جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، رودبار جنوب، کهنوج، قلعه و منوجان تشکیل شده است.
معافیت مالیاتی سرمایه گذاران در مناطق محروم
معافیت مالیاتی سرمایه گذاران در مناطق محروم
مدیرکل امور مالیاتی استان کرمان گفت: افرادی که قصد سرمایه گذاری در مناطق محروم از جمله شهرستان ریگان را داشته باشند از پرداخت مالیات معاف می شوند. به گزارش ایرنا امرالله عابدی در نشست بررسی مشکلات مالیاتی شرکت تعاونی های عشایری شهرستان ریگان افزود: با توجه به اینکه ریگان یکی از شهرستان های محروم در استان کرمان است این اقدام در زمینه توسعه سرمایه گذاری در این شهرستان می باشد. وی بیان کرد: تمامی سرمایه گذارانی که در این شهرستان قصد سرمایه گذاری داشته باشند مقررات مربوط به معافیت های مالیاتی برای آنان اعمال می شود. وی گفت: تمامی شرکت های تعاونی و اتحادیه های عشایری از پرداخت مالیات معاف هستند. مدیرکل امور مالیاتی استان کرمان اظهار کرد: طبق قانون فعالیت های کشاورزی عشایری و روستایی از پرداخت مالیات معاف می باشند. وی گفت: تعدادی از شرکت های عشایری به دلیل رعایت نکردن قانون و فقدان آگاهی با مشکلاتی مواجه شده اند که با بررسی های صورت گرفته مشکلات آنها برطرف خواهد شد. فرماندار ریگان نیز در این نشست خواستار تقویت شرکت تعاونی های عشایری در این شهرستان به منظور حمایت از عشایر شد.
