بایگانی مطالب نشریه
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
گیج و منگ هستم اینقدر حرف دارم که اصلا نمیدانم به کى بگویم ،بعضى وقت ها که به آن روزهای بودنت فکر میکنم دلپیچه میگیرم می خواهم بالا بیاورم تمام تو را بر خشکسالی جهانم،خسته ام از اعتماد بیخودم ،خسته از این اوضاع در هم بر هم از این که ندانی کجای زندگى ایستاده ای از این که بترسى، از این حس لعنتى که اصلا نمی دانی که تا کى با خودت است، اصلا قرار هست تمام شود!؟! یا نه دارم ذره ذره تمام می شوم ،من خودم از این حال و روز مسخره ام خسته شده ام نمیدانم چطور می شود یک حس اینقدر ادامه داشته باشد؛ نمی دانم، اما انگار این روزها بیشتر می خواهم کاش نبودی، تا لجن های مانده از یادت برود از جانم.
عکس: یاسر خدیشی
عکسی قدیمی از معاون اول رییس جمهور
نفر اول سمت راست، اسحاق جهانگیری
سال 1358 در شهرستان جیرفت مدیر جهاد سازندگی این شهرستان
سلاخی به جای جراحی
محسن جلال پور
بازگشت ناگهانی ام از سفر کیش به منظور شرکت در نشست هیأت داوری بود. وظیفه این هیأت،رسیدگی، اظهار نظر و اتخاذ تصمیم در مورد شکایت اشخاص حقیقی و حقوقی درباره تصمیمهای مرتبط با واگذاری شرکت های دولتی است. در نشست دیروز هم یکی ازپرونده های پرحاشیه هیأت واگذاری بررسی شد. ساعت8 صبح وارد جلسه شدم و در یک ماراتن سنگین و نفس گیر شرکت کردم. این که در جلسه چه گذشت و چه گفتیم و چه شنیدیم را می گذارم برای بعد،اما واقعا دیروز احساس خوبی نداشتم. در نتیجه پس از پایان این نشست سنگین،چند نکته به ذهنم رسید که مطرح می کنم.
نخست این که به نظرم هنوز بعد ازیک دهه از ابلاغیه رهبر انقلاب در باره اصل 44 قانون اساسی، درک مشترکی از مفهوم واقعی خصوصی سازی درکشور وجود ندارد. مثلا در نشست دیروز به کرات می پرسیدند اگر قرار بود منزل خودتان رابفروشید به همین نحو عمل می کردید؟ کنایه از این که شرکت واگذار شده را به قیمت ارزان واگذار کرده اند.
این که بروکرات های ما درفرآیند خصوصی سازی هنوز به این می اندیشیند که بنگاه قابل واگذاری را به بالاترین قیمت واگذار کنند،یک اتفاق ناامید کننده است. برای بروکرات ها قیمت گذاری اهمیت دارد اما برای تکنوکارت ها این مهم است که نتیجه مشخص واگذاری یک شرکت، رقابت و اصلاح ساختار اقتصادی باشد. عجیب است که ما در فرآیند خصوصی سازی،تنها به قیمت می اندیشیم اما اصلاح ساختار و رقابت و اهلیت خریدار و توسعه بنگاه برای ما بی اهمیت است.
نکته دوم این که در سال های گذشته، این شکل از خصوصی سازی و برخوردهایی که به بهانه مبارزه با فساد و رانت صورت گرفته، نه تنها به توسعه سرمایه گذاری در کشور کمکی نکرده که پیام های خوبی هم به سرمایه گذار خارجی نداده است. گزارش چنین برخوردهایی سریع انتقال پیدا می کند و به عقیده من، یکی از سیگنال های منفی اثر گذار در بی علاقگی سرمایه گذاران خارجی برای حضور در اقتصاد ایران بوده است. اتفاقا پیام مبارزه با فساد،برای سرمایه گذار بسیار حیاتی و مهم است اما برخوردهای سیاسی و سلیقه ای،خطری است که سرمایه گذار هم چنان در اقتصاد ایران،بیخ گوش خودش احساس می کند.
نکته سوم این که معمولا نشست های شورای داوری در حالی برگزار می شود که تعریفی درست یا شرح وظیفه ای مشخص تدوین نشده و حدود و ثغور و حیطه مسئولیت اعضا هم مشخص نیست. می توانم این گونه بگویم که هیأت داوری نیاز به افرادی دارد که از تخصص لازم در مسائل خصوصی سازی و اقتصاد سیاسی برخوردار باشند. بازارهای مالی را بشناسند، قواعد رگولاتوری را بدانند و به مفهوم واقعی به رقابت و توسعه اعتقاد داشته باشند.در مقوله واگذاری شرکت ها که بسیار پیچیده است و نیاز به دانش کافی دارد، هرکس نمی تواند نظر بدهد. در حالی که هرگام خصوصی سازی،از تصمیم سیاسی تا آماده سازی بنگاه،قیمت گذاری و فرآیند فروش و انتقال، نیاز به مطالعه و برنامه ریزی دقیق دارد.
یاد شوخی معنی دار چند روز پیش رئیس جمهور با وزرای اقتصادی افتادم. کنایه ایشان درباره دو دستی چسبیدن وزرا به شرکت های زیر مجموعه، اگرچه یک شوخی ساده تلقی شد و جز در یکی دو یاد داشت ندیدم که به آن پرداخته شود اما نشان از وجود یک تفکر سرسختانه در بروکراسی ایران دارد که راه را بر اصلاح ساختار و رقابت بسته است.
وقتی داشتم از نشست هیأت داوری به خانه برمی گشتم،فکر کردم آن چه در سال های گذشته بر خصوصی سازی ما گذشته،نتیجه ای مطلوب برای اقتصاد ایران نداشته است. در حقیقت دولت ها به اسم جراحی ، به سلاخی اقتصاد رفته اند.
انسانیت انسان
را جشن بگیریم
علی صداقتی خیاط
«انسانیت انسان را جشن بگیریم، آن هم از این راه که در تشکل شفا بخش مناسباتمان با دیگران، یکدیگر را بیابیم و از این راه که به طبیعت خود و نیازهای آن هر چه بیشتر آری بگوئیم؛ سپس آشکارا مقابلههایی بزرگتر با ارزشها و نظمهای موجود روی میدهد. گسترش حیثیت هر انسان و هر رابطه انسانی، باید به ضرورت، نظمهای موجود را به مبارزه بطلبد. مساله بر سر زیستن در آینده است. شادمانه به هم بپیوندیم تا این آگاهی خود را در راه تشکیل آینده جشن بگیریم که میتوانیم زندگی امروز خود را در راه تشکیل آینده فردا بدهیم».
«وقتی میکوشیم که گفت و شنود را به عنوان یک پدیده انسانی تحلیل کنیم، چیزی را کشف میکنیم که جوهر خود گفت و شنود است: «کلمه»، لیکن کلمه چیزی بیشتر از ابزاری است که گفت و شنود را ممکن میسازد. از این روی باید عناصر تشکیل دهنده آن را جستجو کنیم. در درون کلمه دو بعد «اندیشه» و «عمل» را در چنان برهمکنش اساسی مییابیم، که اگر یکی از آنها – حتی جزئی از آن – قربانی شود، دیگری نیز بیدرنگ آسیب میبیند. هیج کلمهای وجود ندارد که در عین حال یک کردار نباشد. بنابراین بکار بردن کلمهای حقیقی دگرگون کردن جهان است «. حال اگر نظر لوکاچ را بپذیریم که:» اینکه هیچ محتوای آگاهی را نمیتوان سراغ داشت که پیوند جبری با زمان و مکان نداشته باشد.
«شاید از منظری بتوان گفت کلمهها به عنوان اجزای تشکیل دهنده آگاهی، فارغ از زمان و مکان پدید آمدن نبوده و از آن مهمتر فارغ از زمان و مکان بکار برده شدن نیستند و در جامعهای طبقاتی حتما میتوانند حامل باری طبقاتی باشند. با این وصف شاید از نظر گروهی که نام خود را کارآفرین نهادهاند، بهتر باشد بخش عمدهای از مردم، همواره از بیان کلمهها ناتوان باشند، چون به این ترتیب نظم جهانیشان دچار آسیب نمیشود. اگر از این منظر به کلمه نگاه کنیم، آنوقت بهتر میتوانیم توضیح دهیم که چرا آموزش ناعادلانه و کاملا طبقاتی است. همه به یک اندازه آموزش نمیبینند و همه آنان هم که آموزش میبینند، مسیر خاصی را آموزش میبینند که همان گروه مسلط به نام کتابهای درسی و مدرسه در اختیاراکثریت جامعه میگذارند. ایلیچ معتقد است:» مدرسهها در هیات و کارسازی کنونیشان نقشی جز پایدار کردن و نهادی ساختن نابرابریهای اجتماعی، و در نتیجه بیدادگریها ندارند. «و در ادامه بحث درباره آموزش ناعادلانه مینویسد:»
برای آنکه به هر شهروند آمریکایی آن آموزشی داده شود که اکنون یک سوم جمعیت از آن برخوردار است، مخارج سالانه میبایست به میزان ۴۰ میلیارد دلار (۱۹۶۴؟) افزایش یابد، حال آنکه این هزینه از هزینهای که صرف تسلیحات جنگ ویتنام میشود، فراتر میرود. ایالات متحد آمریکا آشکارا فقیرتر از آن است که وسایل یک آموزش از هر جهت عادلانه را با دامنهای چنین فراهم آورد. « اگر بپذیریم آموزش امری طبقاتی است بنا براین بیائیم به این موضوع هم فکر کنیم که زبان میتواند به تبع این امر، از زوایایی پدیدهای طبقاتی تلقی گردد. زبان ابعاد و جنبههای گوناگونی دارد که این مقاله جای بحث درباره چونی و چرائیهای زبان و زبانشناسی نیست، لیکن از بعدی جامعهشناختی میتوان به آن نگاه کرد و از این بعد شاید بتوانیم تاکید کنیم که زبان مردمان طبقات بالا با زبان مردمان طبقات پائین متفاوت است.
افرادی که آموزش رسمی ندیدهاند، به زبانی تکلم میکنند که با زبان رسمی جامعه، زبان علمی و زبان فرهنگی جامعه تفاوتهایی دارد. به علاوه در جوامع مختلف مردمان طبقات پائین جامعه شبه زبانهایی برای خود دارند که بیشتر سیستمی است دفاعی برای مخفی داشتن رموز خود و ایجاد گروههای همبسته، و این زبان را از کودکی و در محل آموزش میبینند و به آن تکلم میکنند، مانند آرگو یا زبان مردمان سیاهپوست در هارلم. این زبانها و در بین هم گروهها و هم محلیها مشکلات روزمره را برطرف مینماید، لیکن با بالا رفتن سن و برای کسب موقعیتهای اقتصادی و اجتماعی بهتر، لازم است که افراد بتوانند به زبان جاری و رسمی جامعه بخوانند و بنویسند.
افراد طبقات پائینی جامعه از نظر آموزشی به وضوح از امکانات کمتری برخوردار هستند. بسیاری از افراد این طبقات از سنین بسیار پائین (پائینترین سنی که ثبت شده حدود چهار سال است)، مجبور به کار برای در آوردن حد اقل غذا برای زنده ماندن بوده و از تحصیل به کل محروم هستند و آنان نیز که شانس مدرسه رفتن مییابند، به علت پائین بودن سطح سواد در خانواده و نداشتن کمک برای پیشرفت تحصیلی با افتهای شدیدی روبرو میشوند که انگیزه آموختن در آنها در مراحلی از زندگی گرفته میشود. مسایل مختلفی در بیسوادی و دور ماندن از تحصیل دخالت دارند که موضوع کار ما نیست، با اینهمه میتوان از فقر و مشکلات اقتصادی به عنوان بزرگترین عامل دور ماندن از تحصیل افراد یک جامعه نام برد و از مهمترین راه حلها در جهت عدالت در موزش و پرورش نیز که فلاسفهای چون فریره و ایلیچ به آن اشاره میکنند، باز تعریفی نوین در استفاده از امکانات آموزشی به مدد فناوریهای آموزشی در همه جوامع است.»
فریره و ایلیچ هردو اعتقاد دارند که با بکار گیری دو عامل مهم «نقد فرهنگ رسانهای» و «استفاد از فناوریهای آموزشی نوین»، میتوان آموزش و پرورش انتقادی مبتنی بر فناوری را بازسازی کنیم تا توانایی پاسخگویی به نیازهای امروز جامعه را داشته باشیم. آموزش و پرورش انتقادی خود توانایی این را دارد که بازسازنده شیوههای جاری در حوزه آموزش با استفاده از فناوریهای آموزشی مناسب و ایجاد آگاهی انتقادی و توسعه تفکر انتقادی برای از بین بردن نابرابریها باشد. «علاوه بر این دو میتوان این موضوع را در کتابها و مقالههای مختلف نظریه پردازان و فلاسفه تعلیم و تربیت دیگر نیز دنبال کرد.
علی صداقتی خیاط مدرس و فعال حقوق کودک معلم همهی ما
علی صداقتی خیاط مدرس و فعال حقوق کودک
معلم همهی ما
چند سال پیش در ارتباط با جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان با او آشنا شدم، مردی بود پخته و پا به سن گذاشته اما با دلی جوان و روحیهای که در جوانها هم امروزه دیده نمیشود، این طرف و آن طرف کلاس راه میرفت و با بچهها با کمال میل و رغبت حرف میزد و به آنها خواندن و نوشتن را با متد خودش آموزش میداد.
عمو خیاط مردی است که به تمامی خودش را وقف آموزش هنر خواندن و نوشتن کرده و جالب اینجاست که خانهاش را در یکی از محلههای بالای تهران را رها کرده بود و در زیر زمینی واقع در پاسگاه نعمتآباد یکی از محلههای به شدت آسیب دیده و فقیر نشین ساکن شده تا فاصلهای با بچههایی که به آنها تدریس میکند نداشته باشد و از طرفی آنها احساس نکنند که عمو خیاط از طبقهی فرادست آمده و با ایشان فرق بسیار دارد. وقتی که به او گفتم که مشتاقم این متد را بیاموزم تا بتوانم این روش آموزش را به کرمان ببرم و بچههای کار و خیابان کرمان را با استفاده از روش ابداعی او با خواندن و نوشتن آشنا کنم قبلا از هرچیز گفت عمو جان خواندن و نوشتن یک هنر است که از گذشتههای دور تا امروز طبقات فرا دست اجازهی آموزش آن را به طبقات فرو دست نمیدادهاند، مثلا وقتی مرد دهقانی به نزد انوشیروان میرود و از او میخواهد که اجازه بدهد پسرش خواندن و نوشتن بیاموزد و در مقابل وی گندم یکسال سپاهیان انوشیروان را تهیهمیکند، شاه بسیار دادگر دستور میدهد پسر مرد را بکشند و میگوید من نه گندمتو را میخواهم و نه اجازهمیدهم دهقانزادهای به طبقهی دبیران قدم بگذارد. باید تا آنجا که میتوانیم به همه آموزش بدهیم و خواندن و نوشتن را تبدیل به عادتی برای همهی بچهها بکنیم چرا که کسی که نمیتواند بخواند و بنویسد طبیعتا به حقوق و اختیارات خودش هم آگاه نیست و هیچ وقت نمیتواند از حق خودش دفاع کند.
این شد که دو هفتهی تمام تمام وقتم را با او گذراندم و شبها هم در همان زیر زمین در پاسگاه نعمت آباد خوابیدم و روزها به همراه عموخیاط به یکی یکی پروژههای آموزشی جمعیت دفاع سر زدم و هر روز بیشتر از روز قبل از بازده این روش آموزش شگفتزده شدم و به چشم خودم دیدم که چگونه بعد از چهار جلسه آموزش پیرمرد ۶۳ سالهای به راحتی مشغول به خواندن و نوشتن شده بود و تازه به جای بابا آب داد هم امشاسپندان و سپندارمزگان مینوشت که حتی من هم در تلفظ صحیح این کلمات با مشکل مواجه بودم و از همهی اینها جالب تر اینکه به جای خط زشت و با زوایای ۹۰ درجه و تندی که در دبستان به ما آموختند در کارگاههای آموزش عمو خیاط هنرآموزان با خط تحریری تمرین نوشتن میکردند و بعد از سی جلسه حاضر شدن در کلاس میتوانستند مثل ما بخوانند و بنویسند و تنها حسرت برای من به جا مانده بود که چرا سیستم آموزشی از اینگونه متدهای نوین استفاده نمیکند و چگونه عمرمان را در کلاسهای خشک مدرسه و با معلمین خسته و بی حوصله و گاهی هم بد اخلاق به بیگاری گذراندیم در حالی که میتوانستیم از همان معلمین راه و رسم زندگی و اخلاق بیاموزیم و بعد از سی جلسه خواندن و نوشتن را یاد بگیریم و در ادامهی سال تحصیلی با مشاغل مختلف آشنا شویم و از همان طفولیت برای آیندهی خود تصمیمی بگیریم و یا حداقل تصویری پیشرو داشته باشیم که جامعه چگونهاست و باید چه کرد نه اینکه بعد از کنکور و رفتن به شهر دیگری برای تحصیل تازه بفهمیم که جامعه جای عجیبی است و با تصاویر ذهنی ما و آنچه که مدرسه و خانواده برایمان تصویر کرده تفاوت بسیار دارد. البته این را هم اضافه کنم که بعد از آموختن آن متد و حتی دورهای درس دادن در جمعیت دفاع و یا پروژههای سواد آموزی شهرداری تهران وقتی که آن متد را به کرمان آوردم نتوانستم جایی و یا کلاسی و مدرسهای برای برگزاری کلاسهای آموزش هنر خواندن و نوشتن پیدا کنم و جمعیت دفاع از کودکان و کار و خیابان کرمان هم آنچنان مشکلات مالی داشت و دارد که هنوز حتی یک دفتر اداری ندارد چه برسد به مدرسه و یا پروژهی آموزشی که باید دلایل این مسائل را با حوصله و وقت بسیار به آنها بپردازیم و با کمک مسولین و مردم نوع دوست و صاحب اخلاق کرمان به داد کودکان کار و خیابان و هموطنان بی سواد خودمان برسیم که مبادا این بی سوادی باعث مشکلاتی بدتر و دردناکتر بشود.
بگذریم یکی دیگر از کارهای جالبی که عمو خیاط انجام داده انتشار چند جلد کتاب به قلم همین بچههای کار و خیابان است که در کلاسهای عمو خواندن و نوشتن را آموختهاند و با خواندن این داستانها و متنها از نزدیک با زندگی و ترسها و امیدهای این بچهها آشنا خواهید شد ودر مییابید که بعضی اندیشههای کلیشهای دربارهی کودکان کار و خیابان چرا و با چه ابزارهایی در فکر ما جای گرفتهاند.
اولین جلد از این مجموعه برج غار نام دارد، این کتاب مجموعهای از قصههایی است که کودکان کار و خیابان آنها را نگاشتهاند و به همت علی صداقتی خیاط گردآوری شده است. تصاویر مجموعه نیز متعلق به همین کودکان است.
نویسندگان این قصهها کودکان و نوجوانانی هستند که در ۵ مرکز انجمن حمایت از حقوق کودک (خانه کودک شوش) خانه کودک ناصر خسرو، کانون فرهنگی حمایتی کودکان کار پامنار، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان نعمت آباد و بنیاد امید مهر حاضر شدهاند.
تشکیل میدهد از این کودکان میخواهد تصور کنند روزی ناامید از در خانه بیرون میآیند و ناگهان با دیوار بسیار بلندی روبرو میشوند که هیچ در و پنجرهای ندارد و تنها یک نردبان در گوشهای از آن قرار دارد! کودک از آن بالا رفته و چیزی میبیند که خوشحالش میکند. وی از کودکان میخواهد این داستان را هرطور که دوست دارند بنویسند. بنابراین این کتاب شامل داستانهایی از تلاشها، آرزوها و خواستههای این کودکان است.
علی صداقتی در اینباره میگوید: «پدر کار ندارد، مادر مریض است، صاحبخانه آمده و طلبش را میخواهد. بچه نمیتواند تحمل کند. باید بزند بیرون. در را که باز میکند میبیند یک دیوار بلند جلویش هست. نه دری، نه پنجرهای. این آدم یادش میرود چه میخواسته. این یک شیوه دفاعی بدن است. این که فراموش میکند چه اتفاقاتی افتاده بوده. ما از این شیوه استفاده کردیم و این دیوار را به بچهها نشان دادیم تا فراموش کنند و یادشان برود چه مشکلاتی داشتهاند. اتاق خلوت ذهن پشت این دیوار است. کافی است از آن بالا بروند. وی هدف از برگزاری این کلاسها را ایجاد محیط امن ذهنی برای کودکان کار میداند و از آن به عنوان (اتاق امن) یاد میکند. پروژه «برج غار» در خردادماه سال ۸۲ به پایان رسید و در این کلاسها علاوه بر این که ۳۸۴ نفر هنر خواندن و نوشتن آموختند، ۱۱۷۲ قصه نیز جمعآوری شد و پس از آن قصهها و نقاشیهای برگزیده این کودکان که میانگین سنی آنها ۱۱ سال است در کتاب «برج غار» به چاپ رسید.
کتاب «برج غار» ابتدا توسط نشر قصه در بهار سال ۱۳۸۴ در ۱۰۰۰ نسخه و چاپ دوم آن سال ۱۳۸۶ در ۲۲۰۰ نسخه و ۲۱۲ صفحه، توسط انتشارات ناهید به چاپ رسیده است.
عمو خیاط تا آنجا که من خبر دارد چندی پیش هم به سیستان و بلوچستان آمد و مدت زیادی را برای آموزش به کودکان بلوچ در اقسی نقاط سیستان وقت گذراند و هنوز هم دست از خدمت به خلق برنداشته است وی یکی از معدود دلایلی است که هنوز دل از انسانیت نبریدهام و با به یاد آوردن اعمال و رفتارش به خود میگویم هنوز انسانیت زندهاست و انسانهایی که آبروی نسل بشر هستند در همین زمانهی تلخ و نفس گیر هم نفس میکشند و میآموزند.
جامه داران بخوانید
اولین شمارهی مجلهی وزین جامهدران با مدیرمسولی و سردبیری محمد حاجیزاده برادر شاعر گرانقدر و از دست رفته مرحوم حمید حاجیزاده در نخستین روز آذر امسال منتشر شد. این مجله فخیم ادبی شامل مطالبی است که فهرستوار پیش کشتان میگردد:
پیرامون شعر : محمد حاجی زاده (پیوند)
چگونگی چند صدایی در غزل های «اولاد» : دکتر محمد رضا صرفی – دکتر حامد حسین خانی
غزل امروز : سید محمود توحیدی (ارفع) – گلچین گیلانی – عمران صلاحی – حمید خوانساری (رها) – علیرضا طباطبایی – حسین منزوی – غلامحسین اولاد ( م – اندیش) – مهسا مجدر ( غزل لنگرودی) – فاضل نظری – حمید حاجی زاده (سحر) – رضا حدادیان
با فرهنگستان ادب پارسی (بالابر ! چرا ؟) : پرارین
یادمان عزیزانم : (حمید !کارون!و پوریا!)
دستخطی برای پوریای جنوب : سهیل ملکی
واکاوی شعری از منوچهر آتشی : شهین خسروی نژاد
شعر نیمایی : ابوالقاسم ایرانی – محمود قائدی پور – اسماعیل خویی – مهدی قهاری – قیصر امین پور – یداله آقا عباسی – منصور اوجی – م.آزاد (محمود مشرف آزاد) – منوچهر آتشی – محمد حاجی زاده (پیوند)
در پیرامون «هنر» : دکتر میر جلال الدین کزازی
زیبای روانی در روایتی مدرن ( تحلیل روان شناختی از مجموعه شعر «مخاطب اجباری» سروده شمس آقاجانی) : پژمان قانون
شعر امروز : اسماعیل خویی – مهدی صمدانی – شعری از ارا (شهین خسروی نژاد) – کیمیا سعیدی – یونس معروف نژاد – علی آزادی – سعید نصار یوسفی – پژمان قانون – مصطفی فخرایی
شعر ترجمه : اسمالولویی (ترجمه : مهدی صمدانی) – چرا نقاش نیستم ؟ (فرانک اوهارا – ترجمه : مهدی گنجوی) – بی شوخی (اریش فرید – ترجمه : علی عبداللهی) – عشق تو به من آموخت ( نزار قبانی – ترجمه : احمد ادریس)
ایران جوان و موسیقی دان جوان – (آلبوم ایران جوان: پیمان سلطانی ،شهرام ناظری ) : مریم اخوان
بداهه نوازی « مهندس همایون خرم» : از» چهل گفتار از چهل استاد « پروفسور سید حسن امین
مشتاق علیشاه کرمانی ; موسیقی دان عارف : پردیس حاجی زاده
معصوم پنجم : فیض شریفی
دایره : احمد طبایی
سینمای واقع گرا ، ادبیات رئالیستی (با نگاهی به سبک ادبی ماکسیم گورکی) : دکتر امیر حسن ندایی
آژیر بی صدا «نمایش نامه « : نوشته جورج اس کافمن ،ترجمه یدالله آقا عباسی
اعتماد السلطنه نیز هم ! : عبدالرحمن مجاهد نقی
اندر احوال «پست مدرنیسم» واندر کرامات کافه نادری : محمد صادق بزنجانی
آغاز نخستین همایش ملی فرهنگ، گردشگری و هویت شهری در کرمان
آغاز نخستین همایش ملی فرهنگ، گردشگری و هویت شهری در کرمان
پیام ما- نخستین همایش ملی فرهنگ گردشگری و هویت شهری به همت موسسه علمی، پژوهشی مهر اندیشان ارفع و با مشارکت تعدادی از ارگان ها و موسسات آموزش عالی و حامیان معنوی و رسانه ای این طرح از صبح روز گذشته با حضور جمعی از اساتید ، برجستگان، محققان و اهل فرهنگ و هنر کشوری و استانی در محل تالار گردشگری پالیز شروع به کار کرد.
رییس ستاد برگزاری همایش: این همایش بر پایه عشق به کرمان برگزار می شود
در مراسم افتتاحیه این همایش،مرجان موسوی رییس ستاد برگزاری این مراسم،ضمن خوشامدگویی به حضار و مدعوین گفت:بنده به کرمانی بودن خودم خرسندم و بعنوان کوچکترین عضو استان کرمان با افتخار اعلام میکنم که این کنفرانس بر پایه همین خواسته اهالی کرمان و با همکاری موسسات و ارگانها و دوستانی که به مدت 4 ماه زحمات فراوانی را متقبل شدند و همپنین حمید قنبری؛مدیراجرائی این پروژه به مرحله آخرو نهائی خود رسیده است.
دبیر علمی همایش:
برای این همایش از نهاد ریاست جمهوری با من تماس گرفتند
سپس دکتر محمد عارف دبیر علمی کنفرانس به ایراد سخنانی پرداخت و گفت: در ابتدا گمان کردم مانند خیلی از مراسم ها، این مراسم هم فرمالیته است اما از نهاد ریاست جمهوری با من تماس گرفتند، متوجه جدی و با ارزش بودن آن شدم و پذیرفتم در خدمت استانی باشم که 230هزار شهید دارد که در دل تاریخ چند هزار ساله خود جای داده است. وی ادامه داد:وقتی قرار است زندگی کنیم و برویم،چه بهتر که باخوبی برویم،آدمهای بزرگ در اتاقهای کوچک متولد شده اند و مسیر سختی را طی کرده اند تا نامشان بماند. ما همه برای خدا و بخاطر مردم کار میکنیم .هرکس در هر زمینه ای به مردم خدمت کند، بزرگ است و نخواهد مرد. بنده با افتخار اعلام میکنم که وقتی فراخوان این همایش منتشر شد نزدیک به 180 نفر در بیش از 100 شاخه درخواست شرکت کردند .جالب است بگویم که بیش از 18 مقاله از نقاط مختلف ایران به دست ما رسید که حتی یک مقاله از هموطنان ارمنی ما بود.
رییس مرکز کرمان شناسی: به داشتن سرزمینی چون کرمان می نازیم
پس از وی محمد علی گلاب زاده رییس مرکز کرمانشناسی به مروری از تاریخچه چند هزار ساله کرمان پرداخت و گفت:در باب معرفی کرمان در وقت کم بسان همان ریختن بحری درون کوزه است اما همین بس آثاری از خط مردم کرمان در هلیل کشف شده که تاریخ آنرا به 350 سال قبل از سومری ها بر میگرداند.به داشتن چنین سرزمینی مینازیم.نیاکان ما هرآنچه در توان داشتند برای این مرز و بوم اجرا کردند و امروزه وظیفه ماست که در سایه همت و تلاش به این خواسته برسیم.
مدیر کل میراث فرهنگی کرمان:
گردشگری رکن اصلی صنعت و اقتصاد است
محمود وفائی مدیر کل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری سخنران بعدی مراسم افتتاحیه بود که با اشاره به نقش گردشگری در پیشرفت اقتصادی و فرهنگی یک منطقه ابراز کرد:در بحث گردشگری خوشبختانه ایران و کرمان به دلیل اینکه هم از نظر ابنیه و هم قدمت از تاریخچه خوبی برخوردار است و به تازگی هم از تحریم ها رهایی یافته ایم،این می تواند شرایط موجود کشور را از اقتصاد تک قطبی که همان نفت می باشد را جدا کرد و به صنعت گردشگری به عنوان رکن اصلی صنعت و اقتصاد روی آورد.
حسین تنهایی مدیر گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران بزرگ یکی دیگر از سخنرانان بود که در زصف کرمان و کرمانی چنین گفت: بهتر ازمردم استان کرمان نمی توان پیدا کرد مردمی مهربان،صمیمی و با وفا که از نظر معنویت تمدن و عرفان در جایگاه بالایی قرار دارند اما متاسفانه رنجی که مردم کرمان از نظر محرومیت دارند در چروک دست و صورت آنها دیده می شود به امید روزی که مردم کرمان دیگر این محرومیتها را نبینند . وی افزود :جامعه شناسان ما گردشگر بودند که در سرتاسر دنیا به مطالعه پرداخته و درباره مردم و فرهنگ ها و طایفه ها مطالعه کرده اند پس گردشگران اولین دانشمندان ما در پژوهشهای طبیعت بوده اند .جهانگردی یعنی تغییر اجتماعی و دگرگونی و عوض کردن سنت ها و کج فهمی ها.مخترعین،فلاسفه و حتی انبیاء و پیامبران در زمان حیات خود بیشترین تغییر را در دوران خود ابجاد کرده اند.همه چیز قابل عوض شدن و تغییر است جز ذات لا یزال احدی که ثابت و پابرجاست. این تغییر باید یک نسبیت متناسب داشته باشد،اگر تعصب به طرف سنت باشد،مدرن گرایی عقب می ماند .اگر به طرف دنیای مدرن باشیم ،اصل و پیشینه ما فراموش میشود.بادد در نگهداری هویت خود کوشا باشیم اما به نظرات و هویت های دیگران نیز احترام بگذاریم.
پس از سخنرانی محمد علی گلاب زاده رئیس مرکز کرمان شناسی، محمود وفایی مدیرکل میراث فرهنگی، مرجان موسوی رئیس ستاد همایش، دکتر عارف دبیر علمی همایش و دکتر حسین تنهایی مدیرگروه جامعه شناسی دانشگاه ازاد تهران و رئیس گروه داوری همایش ملی فرهنگ، گردشگری و هویت شهری، پنل های علمی این همایش با ارائه ناصر شجاعی آغاز به کار کرد.
تاق علی؛ میراث رستم
عنوان پژوهش ناصر شجاعی پژوهش مردم شناسانه «تاق علی» از منظر گردشگری بود. این پژوهشگر گفت: دستکَند کرمان با بلندی 300 متر و پهنای 200 متر بسیار گسترده است و در دل صخرههای سِتَبر کوههای خاورکرمان جای دارد. سالیان سال در پی یادداشتی از این دستکَند در کتاب های باستانی، تاریخی و زبان شناسی بودم، ولی چیزی نیافتم. وی افزود: آیینهایی از گذشتههای بسیار دوردر میان زرتشتیان و مسلمان در دستکَند «تاق علی» انجام شده مانند، افروختن شمع و نذری دادن. با این که«تاقعلی» در دل کرمان است، ولی کسی ازدیرینگی آن آگاهی ندارد و پژوهشهای ویژهای دراین باره انجام نگرفته است، مردم تنها آنجا را به نام «تاقعلی» میشناسند. شجاعی ادامه داد: پس از پیگیریهای بسیار متوجه درویشی به نام «مشتاقعلیشاه» شدم که بیش از دویست سال پیش به کرمان میآید و در«تاقعلی» چله نشسته و مدام «علی علی» میگفته است . از آن زمان این جایگاه به«تاقعلی» معروف شده است. اما در نکتاب«تذکره اولیاء»، مِهرابی از این جایگاه به «شیونکوه»،«شیراشکوه» و«شیوَشگان»، یاد شده است که«شیوَشگان» کهنترین نامی است که از این کوه به ثبت رسیده است. وی با اشاره به اینکه «شیوَشگان» را با دیگر نیایشگاههای صخرهای در ایران و جهان مانند، بیستون، تاق بستان و نیایشگاه ایزدخواست برابری دادم و نزدیک به ده سال به شیوَشگان میرفتم اظهار داشت: ولی در یک سال گذشته زمان بسیاری را در آنجا سپری کردم تا سرانجام متوجه سایۀ نیم رخ انسانی در میانۀ روز بر روی کوه شدم. از این یافتۀ شگفتانگیز بسیار به هیجان آمدم و این در صورتی است که در باستان شناسی سرمنشایی به نام «سایه نگاری» وجود ندارد. یافته ها گواه آن است که با تمدنی بسیار پیچیده و شگفت انگیز برخورد کردهام که نامی از این تمدن در کتابهای تاریخی برجای نمانده است.
شجاعی اظهار داشت: پس از پژوهش های فراوان متوجه اشکالی شدم که در سه سطح شکل میبندد: 1-اشکالی که تنها به گونۀ کامل از سایه است. 2- اشکالی که با دستکَند شکل مییابد. 3 – اشکالی که با ترکیبی از سایه و دست کَند، شکل مییابد. شکل اسکلت که از ترکیب سایه و دست کند است. یک چشم باز بسیار بزرگ «تاق» که از دستکند است. یک سری خط مبهم در پایین چشم دیده میشود. زمانی که از نزدیک نگاه کنیم اتاق خراب شدهای وجود دارد در نزدیکی آن، آب از دل کوه همیشه روان است و کرمانیها از دیرباز نذرهای خود را به اینجا میآورند و این جایگاه «انجیرو» نام دارد. نیم رخ مینیاتوری انسانی بسیار بزرگ که همۀ آن از سایه است آشکار است ، همۀ این اَشکال یک چرخه زندگی را به نمایش می گذارد. وی اضافه کرد: یکی دیگر از نشانههایی که در زمان کشتن گاو به وسیلۀ «ایزد مهر»، انجام گرفته است، سگی به همراه وی به گونه گچبری، تندیس یا نقاشیهایی در نیایشگاه های کیش مهر در اروپا وجود دارد. یکی از قله های نزدیک، به شکل سردیس یک سگ را نشان میدهد که با دست کَنده شده است. هرچند، کندن کوه و سنگ در آن زمان برای آنان سخت نبوده، چنانچه کانال سوئز را هم ایرانیان کنده بودند. وی تصریح کرد: سپس متوجه دستکند دیگری در نزدیکی دستکند پیشین شدم و سای دیگری هم زمان با دستکند پیشین بیرون میآمد که نمایی از کلاغ به بلندای 30 و درازی 70 متر بود. با اینکه این نهاده را با باستانشناسان بسیاری درمیان گذاشتم، ولی در پایان بیشترین کمک را به من کتاب های دکتر برومند سعید کرد. هرچند در مورد سایه نگاری، در باستانشناسی جُستاری وجود ندارد.
این پژوهشگردر بخش دیگری از سخنانش گفت: متوجه شدم هر چه از روزهای سال میگذرد سایه کوه همه دامنه کوه را میپوشاند و تنها در آغاز مهر و نوروز سایه ها کامل هستند. همانگونه که میدانیم مهر نماد دادگری و برابری بوده و در دو زمان از سال نیز با اعتدال طبیعت روبرو هستیم، در نوروز و مهرگان. با برابری میان شب و روز، گرما و سرما، خشک سالی و پرباری، که با باور مهری برابری دارد. این مربی دانشگاه با اشاره به البرز کوه که در کتب تاریخی آمده است هم اشاره کرد و گفت: البرز کوه در کرمان است. از جبال بارز و پاریز شروع می شود و در کرمان قرار دارد.
یکی از داوران همایش:
این دست کند از میراث رستم است
پس از صحبت های شجاعی، دکتر همایون سپهر یکی از داوران این همایش با اشاره به پژوهش شجاعی گفت: در عرض ده سال تحقیق ارزشمندی را آقای شجاعی انجام داده اند. باعث خوشحالی است که این دست کند ها در استان کرمان است. این دست کند از آثار ملی است. از میراث رستم است. این تحقیق فتح بابی برای پژوهش های آینده در رابطه با آیین های ملی باشد.
مخالفت با ساخت هتل در بام کرمان
آریا خبرنگار نشریه امرداد در تهران و دبیر انجمنی زیست محیطی در شیراز با اشاره به صحبت های شجاعی گفت: بخشی از البرزکوه در کرمان است. مهم نیست البرز کوه در کرمان باشد. مهم این است که این دست کند ارزش گردشگری دارد. اگر میراث فرهنگی از آقای شجاعی حمایت کند و این سایه نگاری را اثبات کند به نفع گردشگری کرمان است. این دست کند بسیار مهم است. وی افزود: نزدیک همین کوه دارد هتل ساخته می شود. نگذارید این هتل که هیچ توجیه اقتصادی ندارد و کوه خواری است در این منطقه ساخته شود.
در ادامه این همایش سعید حبیبی از تبریز به ارائه پژوهشی با عنوان رابطه نحوه گذران اوقات فراغت و هویت ملی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز پرداخت. البته به دلیل اینکه حبیبی تصور می کرد همایش به صورت ارائه پوستر باشد از حضار عذرخواهی کرد و فقط در چند دقیقه به کلیاتی از پژوهش خود پرداخت. پس از حبیبی، حمیدرضا امیری کمال آبادی پژوهش خود با عنوان نقش نظام الدین کرمانی در آبادانی مسجد جامع یزد ارائه کرد.
نقش پررنگ شاه نظام الدین کرمانی
در آبادانی مسجد جامع یزد
امیری کمال آبادی گفت: مسجد جامع یزد بنا نوشته صاحب نظران بر جایگاه آتشکده ای متعلق به دوران ساسانی بنا شده است. بنابراین ویژگی های معماری ساسانی و اسلامی را دارد. وی افزود: در ادوار تاریخی سعی برآن بوده در توسعه مسجد آثار پیشینیان حفظ شود البته ناگفته نماند این شیوه نگرش در دوره قاجار رو به افول گذاشته می شود. این پژوهشگر اضافه کرد: تا اوایل قرن دهم هجری تیموریان بر ایرانحکومت می کردند و یزد دوران سختی را می گذراند. تعدادی از سلاطین تیموری اما در یزد آبادانی کردند. شاه نظام الدین کرمانی در دوره ای که حاکم یزد بود در آبادانی مسجد جامع یزد تاثیر داشت. او برای رسیدی به امور مالیاتی در 819 هجری به یزد رفت. در کتاب های تاریخ محلی یزد به نام شاه نظام الدین کرمانی اشاره شده است. کمال آبادی سپس به نقش شاه کمال الدین در مسجد آبادانی یزد پرداخت و این آثار را به این شرح عنوان کرد: پایاب قنات محمود آباد، حوض جلوخان، چاه خانه آب سرد، سردر مسجد، ایوان مسجد جامع یزد
جدال حق و باطل در معماری
بحث برانگیزترین پژوهش ارائه شده در روز نخست، پژوهشی با عنوان جدال حق و باطل در معماری بود. مرتضی حسنی کبوترخانی ارائه دهنده این پژوهش بود و گفت: نفوذ نمادهای مذهبی در معماری جهان دلیل این مقاله است. وی افزود: انسان فترتا خداجو است و دوست دارد بپرستد. بعضی در جهت حق پیش میروند و بعضی از نمادها در جهت غیرحق. دلیل ارائه این مقاله شیوع نمادهای ماسونی در معماری جهان و ایران است و در معماری معاصر ایران هم معماری ضد مذهبی شیوع پیدا کرده است. وی ادامه داد: نمادهای مذهبی از نظر دین اسلام مثل در که نماد ملکوت، محراب نماد جهاد و جدال حق و باطل، نماد مقرنس که تمثیل نور در عالم مخلوق، گنبد نماد یکتایی خالق، دیگر نمادها مثل قوس، مناره، منبر و ایوان که هرکدام توضیحات خاصی دارند. در مسیحیت هم نمادهایی وجود دارند. اما یک سری نماد شیطانی هم داریم. یک گروهی به اسم فراماسونری یا بنده های آزاد جهان شکل گرفته است. این ها می گویند هیچ مانعی برای ساختن جهان دلخواه وجود ندارد. به هیچ خدایی اعتقاد ندارند. شیطان را مقدس می دانند و نمادها بر این اساس است. این ها هم نمادهایی دارند. یک سری نمادها را از قدرت و تکبر مصر باستان الهام گرفته اند. مثل نقوش اهرام. مثلا نماد اهدام مصر نوعی نماد ماسونی است. بزرگ ترین نماد این گروه نماد چشم جهان بین است. این یعنی جهان را از چشم ما باید ببینید. نماد دیگر ستاره شش گوش می باشد که به عنوان نماد مقدس یهودیان است. اعداد 9، 11 و 33 اعداد مقدسی برای این ماسون بودند. حسنی اظهار داشت: ما خواسته یا ناخواسته از این نمادها در کشورمان استفاده می کنیم. این پژوهشگر در ادامه به بیان نمونه هایی که به زعم وی از نمادهای ماسونی در معماری ایرانی استفاده شده پرداخت.
پژوهش حسنی با واکنش منفی اکثر حضار روبرو شد. آریا خبرنگار امرداد گفت: اعداد 9، 11، 33 و نمادهای مصر باستان، دو تا سه هزار سال پیش در معماری ایران کار شده است.بیشتر نمادهایی که گفتید اول در ایران بوده و سپس مصر از ما گرفته و بعد آن ها از ما گرفته است. دکتر تنهایی رئیس گروه داوری هم گفت: من هم موافق نیستم. در مطالعاتی که در بحث فراماسونی کار کردم، بی خدایی در فراماسون ها ندیدم. ممکن است بعضی از گرایش های جدید آن ها به سمت شیطان پرستی رفته باشد. وی افزود: مثلا چشم جهان بین را در ادبیات عرفانی کم نداریم. بر این که فراماسونی در میان برخی روشنفکران و متفکران ما وجود دارد، تردیدی نیست اما ادله ای که آورده شد من را قانع نکرد. مثلا عدد 9 در ادبیات عرفانی ما به افلاک 9 گانه اشاره دارد. آیا این فراماسونی است؟ در ادامه دکتر عارف دبیر علمی همایش گفت: نماد با نشانه و تمثیل فرق دارد. هرکسی برداشتی از یک نماد دارد. مثل کوزه. نشانه را اما انسان ساخته است.
مرتضی حسنی پاسخ داد: آیا ما به عنوان غنی ترین فرهنگ، نشانه کم داریم که ار نشانه غربی ها استفاده می کنیم؟ دکتر تنهایی هم گفت: وقتی در این مملکت دوش وارد شد گفتند دوش نماد غرب است. آسفالت هم همین وضع را داشت. مرتضی حسنی صحبت های دکتر تنهایی را قطع کرد و گفت: در جهت فرهنگ دیگران پیش رفتن غلط است.تنهایی در این لحظه با طرح این سوال که این کاپشنی که شما پوشیده اید امریکایی است. این الان غرب گرایی است؟ به صحبت های حسنی واکنش نشان داد.
مدال برنز با ارزش ملیپوش دوچرخهسواری مس در آسیا
دوچرخهسوار ملی پوش مس کرمان در رقابتهای قهرمانی آسیا یک مدال برنز با ارزش را برای کشور کسب کرد.
علیرضا حقی ملی پوش پر افتخار کشورمان با اختلاف بسیار کم نسبت به نفر اول بر سکوی سوم تایم تریل انفرادی آقایان بزرگسالان ایستاد. مسابقه تایم تریل انفرادی آقایان بزرگسالان به مسافت 44کیلومتر با شرکت رکابزنان 14 کشور آسیایی برگزار شد که در پایان علیرضا حقی با زمان 60دقیقه و 25 ثانیه و 03 صدم تنها با 10 ثانیه اختلاف نسبت به نفر اول مسابقه رکابزن تیم هنگ کنگ و 03 ثانیه اختلاف نسبت به نفر دوم رکابزن تیم کره جنوبی به مقام سوم دست یافت . ملیپوش رکابزن مس در گفت و گوی کوتاهی اظهار داشت : سطح مسابقه بسیار بالا بود اما با توجه به اینکه به بجای محمد رجبلو به مسابقات اعزام شدم تمرینات تخصصی برای رشته تایم تریل نداشتم و از نتیجه ای که کسب کردم راضی هستم. همچنین علیرضا حقی مدال برنز خود را به محمود وفایی مربی تیم ملی تقدیم کرد .
برد هندبال ایران مقابل امارات
تیم ملی هندبال کشورمان در آخرین دیدار خود در مرحله گروهی مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی جام جهانی 2016 فرانسه عصر دیروز برابر امارات به میدان رفت و با نتیجه 34 بر 32 به برتری دست یافتند.
در این دیدار دو تیم پایاپای پیش رفتند اما در اواخر نیمه دوم اماراتیها موفق شدند اختلافی دو امتیازی را با ایران ایجاد کنند اما در 5 دقیقه پایانی و با حضور شاهو نصرتی در کنار سایر بازیکنان، باز هم کار به تساوی کشیده شد و در پایان مردان ایران برابر امارات به برتری دست یافتند. سجاد استکی در این دیدار برای تیم ملی به میدان رفت و نقش موثری در عملکرد تیم ملی در برابر امارات داشت و محسن باباصفری نیز درون دروازه عملکرد قابل قبولی را به نمایش گذاشت و با دفع توپهای حریف قدرت عمل را در اختیار مهاجمان قرار داد. ملیپوشان کشورمان با این پیروزی 6 امتیازی شدند و به عنوان تیم سوم گروه دوم باید برای کسب جایگاه پنجم آسیا و جواز حضور در جام جهانی 2016 فرانسه تلاش کنند. ملیپوشان کشورمان در نخستین دیدار خود با نتیجه 26 بر 21 برابر عربستان شکست خورد، در ادامه لبنان را 31 بر 26 مغلوب کرد و در سومین دیدار چین را 36 بر 18 از پیش رو برداشت. شاگردان عرفان اسماعیلاجیچ در چهارمین دیدار خود برابر بحرین 27 بر 16 شکست خورده بود. تیم هندبال ایران در ادوار مختلف دوازده بار در مسابقات قهرمانی آسیا حضور یافته است و بهترین عملکرد این تیم به مدال برنز در سال 2014 بازمیگردد. ملیپوشان کشورمان با کسب جایگاه سوم در این مسابقات موفق شدند برای نخستین بار به جام جهانی هندبال 2015 راه یابند. ایران در سال های 2006 تا 2008 در رده چهارم آسیا ایستاد.
المپیک پرپر شد
از مرحله یک چهارم نهایی مسابقات مقدماتی ریو ایران با شکست برابر ژاپن از ادامه مسابقات حذف و رویای المپیک 44 ساله شد. در این مسابقه با پرس سنگین روی بازیکنان ژاپن بازی را آغاز کرد و برای رسیدن به دروازه حریف، به سرعت مطهری و اضافه شدن ترابی و ثاقبی دل بسته بود. ایران که دفاعش عقبتر بازی میکرد، در نیمه اول با شکل بازی مقابل حملات ژاپن را گرفت و دو موقعیت خوب هم برای گلزنی داشت. این شیوه در نیمه دوم هم ادامه یافت اما از اواخر بازی مشخص بود که با کاهش توان بدنی بازیکنان که بیش از یک ساعت پرس سنگینی انجام داده بودند، ژاپن آرام آرام بازی را به دست آورد. با آغاز وقت اضافی ساموراییها خیلی زود به گل رسیدند و بعد از آن بود که فاجعه آغاز شد. بازیکنان ایران ناامید و خسته به دنبال ژاپنیها میدویدند و 2 گل دیگر دریافت کردند. اگرچه بعد از گل ژاپن فرصتهایی روی بازی احساسی ایران به دست آمد. شکست 3 بر صفر مقابل ژاپن یک سال پس از حذف ایران در مرحله یک چهارم نهایی جام ملتهای آسیا اتفاق افتاد. زمانی که تیم ایران با وجود اخراج یکی از بازیکنان کلیدی دو بار عقبماندگی خود مقابل عراق را جبران کرد و در نهایت بازی را در ضربات پنالتی به حریف باخت. آن شکست اگرچه تلخ و ناراحتکننده بود اما حداقل نشانههای روشنی از جنگ و شجاعت و فوتبال ایرانی را در خود داشت، چیزی که امروز بعد از گل ژاپن به ناگاه از تیم امید رخت بربست. این در حالی بود که کادرفنی تیم امید به نظر توان لازم را برای طراحی تاکتیکی این بازی نداشتند و شکل بازی امیدها مثل 3 بازی قبلی امیدوارکننده نبود …
محمد خاکپور و محمد مایلیکهن، 2 چهره اصلی تیمی هستند که امروز با شکستی سنگین قطر را ترک میکنند. آنها در یک سال گذشته بیشتر وقت خود را به مخالفت با کادرفنی تیم ملی و مسائلی غیر از آنچه که برای پیشرفت به آن احتیاج داریم، گذراندهاند. کاش این شکست درسی باشد برای آنها که تصور میکنند فوتبال ورزش سادهای است. اگرچه به جای امیدواری بابت آموختن این درس بیشتر باید متاسف نسلی باشیم که شانس صعود به المپیک را به نادانستگی فنی کادر منتخب باخت.
ورزش های عجیب دنیا
ورزش امروزه قسمت مهمی از زندگی مردم شده و هر کدام از ما به نوعی با ورزش سر وکار داریم ،حال چه به عنوان ورزشکار چه به عنوان تماشاگر و تعقیب کننده ورزش و نتایج آن. مردم بعضی از کشورها مسابقات ورزش عجیب و خاصی را برگزار می کنند که شاید در نگاه اول، خنده دار به نظر برسد.در ذیل تعدادی از این ورزش ها را را معرفی می کنیم که شاید عجیب ترین ورزشهای دنیا به حساب بیایند.
زوربینگ
زوربینگ ورزشی بسیار عجیب و باورنکردنی است، در این ورزش، افراد باید وارد توپی به نام زوربینگ شوند و سپس از بالای تپه یا یک سطح شیبدار با سرعت به پایین حرکت کنند.
کشتی گاوها
یکی از ورزش های سنتی که در سوئیس رواج دارد کشتی گاوها است. البته این ورزش با گاو بازی متفاوت است و درآن باید گاوهای نر با استفاده از شاخ هایشان با حریفانشان روبرو شوند. این ورزش هر ساله باعث می شود تا گاوهای زیادی جان خودشان را از دست بدهند. هر راند این مسابقه بین گاوها نزدیک به 40 دقیقه به طول می انجامد. .
موش در شلوار
این ورزش عجیب از یورکشیر انگلستان می آید که ظاهرا بازی کارگران معدن زغال سنگ بوده است. بازیکنان موش خرماهای زنده را در شلوار خود می اندازند و سعی می کنند با بستن راه آنها، مانع خروج شان شوند. برنده مسابقه فردی است که مدت زمان بیشتری موش را در شلوار خود نگه دارد. رکورد این مسابقه 5:30 ساعت بوده است! بعضی ها معتقدند که این بازی از زمانی رایج شد که تنها سرمایه داران مجوز شکار موش ها را داشتند و شکارچیان برای پنهان کردن موش ها، آنها را در شلوار خود قایم می کردند. این مسابقه از سالها قبل برپا می شد اما در سال 1970 شهرت یافت.
شطرنج – بوکس
با ترکیب هوش و توانایی جسمی، به دنیای عجیب ورزش شطرنج – بوکس وارد می شوید. اگر شما از عهده پرداخت پول یک جفت دستکش بوکس برآیید و بتوانید کمی از فسفر مغزتان را در اختیار شطرنج قرار دهید، می توانید در این ورزش وارد شوید. این ورزش زاییده تفکر آلمانی است و از ترکیب ۶ دور شطرنج مابین ۵ راند بوکس تشکیل شده است. شرکت کننده می تواند یا در شطرنج، طرف مقابلش را کیش و مات کند و یا او را در رینگ ناک اوت کند؛ البته مانند تمام ورزش های دیگر، این ورزش هم داور می خواهد. با توجه به اینکه ممکن است مدت شطرنج برای هر حرکت طولانی شود، در وقت تعیین شده اگر شما بتوانید در شطرنج طرف مقابل را آچمز هم کنید، برنده محسوب می شوید. به علاوه در صورت تمام شدن زمان ۵ دور بوکس، نفری برنده اعلام می شود که امتیاز بیشتری دارد. شاید فکر کنید انجام آن آسان است اما گاهی کهنه کارهای عرصه ورزش هم در انجام این رقابت ورزشی، درمانده اند.
حمل همسر
فنلاندی ها مبتکر مسابقه بزرگ سالانه قهرمانی حمل همسر هستند. مسابقه راحت است. کافی است شما در حالی که همسر خود را کول کرده اید، سریع تر از همه از خط پایان بگذرید. این ورزش در غرب فنلاند در شهرهای کوچک انجام می شود. مقررات خاصی درباره وزن همسر وجود ندارد. آخرین برندگان این مسابقه بنا بر اطلاعات سایت این ورزش، یک زن و شوهر استونیایی بوده اند و خود فنلاندی ها در آخرین دوره نتوانسته اند به مدالی دست پیدا کنند.
راگبی زیر آب
بازی راگبی زیر آب در یک استخر شنا به عمق ۴ متر انجام می شود. هر تیم آن شامل ۱۱ بازیکن است که سعی می کنند توپ سنگین را به دروازه طرف مقابل بزنند. هر دروازه در ته استخر نصب شده است. این ورزش یک بازی هیجان انگیز است و هیچ قانون خاصی به جز قانون جاذبه بر آن حکم نمی راند. بنابراین برای راه یافتن به آن ممکن است لازم نباشد شما حتما شرایط خاصی داشته باشید.
غواصی در لجن
شرکت کنندگان در این مسابقه باید مسیری گلآلود را به مسافت ۵۵ متر در یک لجن متعفن و بدبو غواصی کنند و هر کس بتواند در کمترین زمان این کار را انجام بدهد، برنده مسابقه خواهد شد. شرکت کنندگان مجهز به لوله تنفس در زیر آب و کفش غواصی هستند و نمی توانند از شناهای معمول استفاده کنند. رکورد این مسابقه یک دقیقه و ۳۵ ثانیه و متعلق به فیلیپ جان است. آخرین مسابقه در تاریخ ۲۷ آگوست برگزار خواهد شد.
دنبال کردن پنیر
این مسابقه که به مسابقه غلتاندن پنیر مشهور است، ورزش خطرناکی است که با قدمت صدها ساله در انگلیس و بر تپه هیل انجام می شود. یک حلقه پنیر به وزن ۵/۲کیلوگرم از تپه ای با شیب تند به پایین غلتانده می شود و شرکت کنندگان برای گرفتن آن با هم به رقابت می پردازند. همه ساله در این مسابقه دست و پاهای زیادی شکسته می شود و جراحات زیادی به وجود می آید.
بولینگ بوقلمونی
بولینگ یکی از ورزش های پرطرفدار در تمام دنیاست که مسابقات جهانی آن نیز هرساله برگزار می شود اما در آمریکا و کانادا مسابقاتی برگزار می شود که در نوع خود بسیار عجیب است. در این مسابقات به جای توپ استاندارد بولینگ از بوقلمون استفاده می شود و 10 بطری نوشابه نیز جایگزین 10 هدف این ورزش خواهد شد. این مسابقات که سالانه افراد زیادی را دور هم جمع می کند در سال 1988 ابداغ شد.
پرتاب جیرجیرک با دهان
یکی از عجیب ترین ورزش هایی که شاید در دنیا وجود دارد پرتاب جیرجیرک باشد. در این رشته ورزشی هر کدام از شرکت کننده ها باید یک جیرجیرک درون دهان خود گذاشته و با قدرت هر چه تمام تر آن را پرتاب کنند. این رشته عجیب در سال 1996 برای اولین بار معرفی شد و از آن روز تا به حال شرکت کننده های زیادی داشته است. هر چه جیرجیرک بیشتر پرتاب شود شانس پیروزی بیشتر خواهد بود. رکورد این مسابقات که در گینس نیز به ثبت رسیده 10 متر است.
اسکی با گاومیش
یکی از ورزش های محبوب در هند که بیشتر از آن برای جذب توریست استفاده می شود «اسکی با گاومیش» است. در این ورزش عجیب شرکت کننده ها با طنابی به گاومیش وصل شده و شروع به اسکی می کنند. طی رقابت هر شرکت کننده باید با هدایت گاومیش خود آن را به بالایی تپه ای رسانده و سپس از آن پایین آید. هر شرکت کننده ای که زودتر از خط پایان عبور کند و همچنان نیز به گاومیش متصل باشد برنده مسابقه خواهد شد.
فوتبال با اسب
یکی از ورزش هایی که در برخی از کشورهای شمال و مرکز اروپا انجام می شود فوتبال با اسب است. در حالی که این ورزش در میان انسان ها بسیار طرفدار دارد به نظر می رسد اسب ها نیز از آن لذت می برند. در این ورزش یک توپ بسیار بزرگ در میان میدان قرار می گیرد و اسب سوارها باید آن را وارد دروازه حریفانشان کنند. در دروازه ها نیز زنگ هایی قرار دارد که با به صدا در آمدن آن ها گل ثبت می شود.
کشتی شترها
یکی از ورزش هایی که در ترکیه رواج دارد با محوریت شتر برگزار می شود. این ورزش بیشتر در غرب ترکیه و میان روستایان رواج دارد. در این رقابت شترها وارد یک استادیوم خاکی می شوند و در آنجا شرکت کننده ها باید سعی کنند به هر نحوی که هست شترها را به جان هم بیاندازند چرا که این حیوان در ذاتش ابدا تندخو نیست. این رقابت در صورتی که تماشاگران شانس داشته باشد بسیار پرهیجان می شود و شترهای زیادی با هم گلاویز می شوند.
بسکتبال فیل ها
در یکی از جزیره های هند مدرسه ای باز شده است که به فیل ها آموزش بسکتبال می دهد. آن ها می گویند فیل ها با انجام این ورزش بیشتر تحرک می کنند و همچنین سلامت و جنب و جوششان بیشتر می شود. این فیل ها یاد می گیرند تا به کمک خرطومشان توپ را برداشته و به سمت سبد پرتاب کنند. آن ها همچنین دریبل کردن و حرکت های مختلف را نیز به فیل ها می آموزند.
بُز کِشی
بزکشی ورزش ملی افغانستان و قرقیزستان است. در این ورزش افراد تیم ها که روی اسب نشسته اند، سعی می کنند با استفاده از دست، لاشه سر بریده یک بز یا گوسفند را از دروازه حریف بگذرانند. این ورزش توانایی خیلی زیادی می خواهد و همه کس نمی تواند در این شرایط به مسابقه بپردازد. مسابقه ممکن است طی انجام آن به خشونت بینجامد؛ بنابراین داوران مسابقه از افراد پرسابقه و بالای ۴۰ سال انتخاب می شوند. هر بار که لاشه از دروازه تیم مقابل عبور داده شود، یک امتیاز به حساب می آید و در پایان مسابقه آنکه امتیاز بیشتری به دست آورده، برنده مسابقه اعلام می شود
ماراتن انسان – اسب
مسابقه مشهوری در ولز وجود دارد که ماراتن انسان – اسب نامیده می شود. هدف از این ورزش، فائق آمدن بر قدرت اسب های انتخاب شده ای است که در کنار ورزشکاران می دوند. طول زمین مسابقه ۳۵کیلومتر است که در تمام طول آن پستی و بلندی های طبیعی وجود دارد که هم تحمل انسان و هم تحمل و استقامت اسب برای گذشتن از آنها مهم است. تنها تفاوت موجود در طول مسابقه گذشتن از یک منطقه جنگلی است که انسان دونده می تواند از لابه لای درختان آن بگذرد اما اسب دونده باید آن را دور بزند. هدف نهایی این ورزش، زودتر گذشتن از خط پایان است. ممکن است انسان در مبارزه پیروز شود و یا اسب؟ شما چه فکر می کنید؟ اگر بدانید که جایزه این مسابقه مبلغ زیادی است که هر سال در حال اضافه شدن است چه طور؟
هاکی با تک چرخ
با تک چرخ ها آشنا هستید که تنها یک صندلی، یک چرخ ویک جفت پدال دارند و بیشتر توسط بدلکاران استفاده می شود اما این بار در یک ورزش عجیب ورزشکاران از آن بهره می برند. این ورزش کاملا مشابه با هاکی روی یخ است و تنها تفاوت آن تک چرخ سواری شرکت کننده ها در مسابقه است. ورزشکاران باید با قوای بدنی و درحالی که تعادل خود را روی تکچرخ حفظ می کنند حرکات هاکی را نیز انجام دهند. این ورزش ابتدا در تمامی دنیا طرفدارانی را پیدا کرد اما این روزها تنها افراد کمی آن را در آمریکا انجام می دهند.
مسابقات پرتاب هسته گیلاس با دهان
رقابت جهانی پرتاب هسته گیلاس حاصل یک ایده در زمان رقابتهای جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۷۴ است. این رقابت در شهر دورن آلمان برگزار میشود. رکوردداران این رقابت هسته گیلاس را بیش از ۱۶ متر با دهان خود به پیرون پرتاب کردهاند.
بانوی کرمانی پرچمدار ریو 2016
بانوی کرمانی پرچمدار ریو 2016
زهرا نعمتی، این تیرانداز با ارزش کشورمان در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ در کرمان پای به جهان گشود و از دوران کودکی به تیراندازی دلبستگی داشت. وی در سال ۱۳۸۳ در یک تصادف رانندگی توانایی راه رفتن خود را از دست داد و به چرخ معلولین وابسته شد. این خانم هنرمند با وجود از دست دادن جنبش پاها، خود را زمین گیر و عاجز نشان نداد و سرسختانه به تیر اندازی باکمان را ادامه داد.
از آنجا که ورزشکاران کشورمان از بطن جامعه ایران برخاسته اند، آنها و هنرمندان کشور مورد دوستی و علاقه فراوان مردمند و در دل مردم جای دارند، این بانوی هنرمند و ورزشکار نیز توانست محبوبیت زیادی نزد ایرانیان کسب نماید.
زهرا نعمتی همسر «رهام شهابیپور» عضو تیمملی تیراندازی با کمان مردان معلول ایران است. این زوج قهرمان، جشن عروسی خود را پس از دریافت مدال طلای زهرا نعمتی در دهکده المپیک لندن ۲۰۱۲ برگزار کردند.
زهرا نعمتی با کسب مدال طلای بازیهای پارالمپیک تابستانی ۲۰۱۲ در شاخه ریکرو انفرادی نام خود را به عنوان نخستین و تنها زن در تاریخ ورزش ایران که موفق به کسب مدال طلا در سطح پارالمپیک شده است، جاودانه کرد. وی همچنین به همراه راضیه شیرمحمدی و زهرا جوانمرد که تیم ملی تیراندازی با کمان بانوان ایران را در قسمت تیمی تشکیل میدادند عنوان سومی و مدال برنز پارالیمپیک ۲۰۱۲ لندن را بهدست آوردند.
زهرا نعمتی در ۲۹ می ۲۰۱۳ از سوی «بنیاد بینالمللی اسپورت آکورد» مفتخر به دریافت جایزه معتبر ورزشکار برتر پارالیمپیک ۲۰۱۲ لندن شد. مراسم اهدای جوایز منتخبین اسپورت آکورد با حضور رئیس کمیته بینالمللی المپیک ، رئیس کمیته ملی المپیک و وزیر ورزش روسیه و روسای فدراسیونهای جهانی و نامزدهای معرفیشده برای دریافت این جایزه در شهر سن پترزبورگ روسیه برگزار شد.
آخرین افتخار این بانوی قهرمان کسب سهمیه المپیک وپارالمپیک ریو 2016 بود و همین افتخار باعث شد که به عنوان پرچمدار ایران در مسابقات المپیک انتخاب شود. دبیر کمیته ملی المپیک بعد از این انتخاب در ادعایی جالب گفت:« اعضای هیأت اجرایی کمیته حتی بدون یک مخالف به پرچمداری زهرا نعمتی در المپیک رأی دادند.» این موضوع از اهمیت نام نعمتی و ارزشمند بودن کار او است و المپیک پیش رو رژه ای متفاوت برای کاروان ایران خواهد بود.
نعمتی بعد از انتخابش به عنوان پرچمدار کاروان ایران المپیک ریو گفت:« خیلی خوشحالم. این اتفاق به دلیل حمایت و زحمات مسئولین کمیته ملی المپیک و کیومرث هاشمی بود. تمام موفقیتهایی که در این مدت بدست آوردم دست به دست هم داد تا این اتفاق رخ دهد و من به عنوان پرچمدار کاروان ایران انتخاب شوم.»
او می گوید:« این افتخار بزرگی برای جامعه زنان و جامعه تیراندازی با کمان ایران است. از این مسأله خوشحالم و افتخار هر ورزشکاری است که پرچمدار کشورش در المپیک باشد. برایم باعث غرور است چرا که سه پرچم را بالا میبرم؛ پرچم ورزش بانوان، پرچم تیراندازی با کمان و پرچم پارالمپیک.»
او درباره تمرینات و آمادگی خودش می گوید:« برای حضور موفق در بازی های المپیک و پارالمپیک تمریناتم را انجام می دهم و امیدوارم در مسابقات کسب سهمیه المپیک که در ترکیه برگزار می شود بتوانیم سهمیه تیمی را نیز به دست آوریم. من با کسب سهمیه بازی های المپیک و پارالمپیک ثابت کردم که می توانم با تلاش به موفقیت های بزرگی دست یافت.»
مجموعه گنج علی خان حمام، بازار، مسجد، مدرسه و ضرابخانه
مجموعه گنج علی خان
حمام، بازار، مسجد، مدرسه و ضرابخانه
مجموعه گنجعلیخان کرمان، مجموعه عام المنفعه ای است که همزمان با شکوفایی اقتصاد عصر صفوی در سالهای 1007 تا 1029 هجری قمری به سعی «گنجعلیخان» حاکم وقت کرمان ساخته شد و به همت پسرش «علیمردان خان» تکمیل گردیده است. این مجموعه هنوز هم مرکزیت خود را در هسته شهر حفظ کرده و از شاهکارهای معماری و مجموعه ای عالی از آثار باشکوه دوره صفویه محســــوب می شود. در بنای آن از وجـــود هنرمندانی چون «سلطان محمد معمار یزدی» و «علیرضا عباسی» خطاط مشهور، استفاده شده است.
این مجموعه شامل میدانی است که مرکز تجمع مردم، برگزاری مراسم جشن و عزا، ابلاغ اعلانات حکومتی، معرکه گیری مرشدان و شعبده بازان بوده است. این محوطه به ابعاد 50 × 100 متر و به مساحت 500 متر مربع می باشد که سه طرف آن بازارهای زیبای مسقف قراردارد و در طرف دیگر آن حجره های تجاری واقع شده اند. ضرابخانه در شمال، حمام در جنوب، کاروانسرا یا مدرسه و مسجد در شرق، آب انبار در غرب و دو چهارسوق زیبا در شمال غرب و جنوب غرب میدان قرار گرفته اند.
دروازه شرقی میدان گنجعلیخان به بازار بــزرگ گشوده می شود که روبروی آن حمام گنجعلیخان که به «حمام خان» معروف است، قرار دارد. این حمام که تا نیم قرن پیش دایر بوده، یکی از زیباترین و قدیمی ترین حمام های ایران است که در اوایل قرن یازدهم هجری قمری به فرمان «گنجعلیخان» ساخته شده و با نام موزه مردم شناسی، پرجاذبه ترین نقطه توریستی شهر کرمان محسوب می شود.
حمام گنجعلی خان؛ کرمان
مرمت این حمام از سال 1347 آغاز گردید و پس از تعمیرات لازم و تغییراتی که در آن داده شد به گنجینه مردم شناسی گنجعلیخان تبدیل گردید و درحال حاضر با حدود 1000 متر مربع، فضایی کم نظیر را به معرض نمایش می گذارد.
حمام گنج علی خان؛ کرمان
دراین موزه دیدنی به کمک مجسمه های مومی بسیار زیبا و اشیاء و وسایل گوناگون، آداب و سنن اصیل و گاه فراموش شده به نمایش گذاشته شده است. برای دیدار از گنجینه به یاد ماندنی مردم شناسی گنجعلیخان از نظر آنوبانینی باید از سردر زیبای آن شروع کرد. جایی که آجرهای ساده و نیلی، حاشیه ای از سنگ مرمر، نقاشیهای زیبای سردر و مقرنس بندی زیبا نمای بیرونی سردر حمام را در جلوه ای زیبا و با شکوه به نمایش می گذارد و هر رهگذری را به درون فرا می خواند. بر سردر حمام که بخشی از نقاشیهای عهد صفوی آن به تازگی مرمت شده، کتیبه شعری به خط نستعلیق بر سنگ مرمر حک شده که مصرع آخر آن سال اتمام بنا را با تبدیل به حروف ابجد نشان می دهد.
«کسی نداده نشان در جهان چنین حمام» سال 1020 هجری قمری
سردر حمام چنان زیباست که هماهنگی کامل خود را با بازار پرشکوه و دیگر بناهای مجموعه گنجعلیخان به تمام معنا حفظ کرده. بر سقف پرشکوه سردر و در میان نقاشی های زیبای آن نام «استاد سلطان محمد معمار یزدی» که طراح و معمار همه بناهای گنجعلیخان است به چشم می خورد.
سنگ زمان؛ حمام گنجعلی خان؛ کرمان
این حمام مجموعه ای از تلفیق هنرمعماری و کاربرد مصالح گوناگون با فضای مناسب است. در این حمام همه فضاها به بلوری تراش خورده می مانند و همچون جواهری نفیس جلوه می کنند. نور فضاهای حمام به طریقی استاندارد از سقف تهیه شده، به نحوی که نورگیرها معمولا در مرکـــز یا دورادور سقف ها جای گرفته اند و کاملا با هندسه سقف هماهنگی پیداکرده اند. این حمام بنایی است بدیع با کاشی کاری ها، نقاشی ها، گچ بری ها، مقرنس کاری ها، حجاری ها و کاربندی های زیبا.
حمام گنجعلیخان از چند بخش کلی: سردر ورودی، رختکن، گرمخانه، حاکم نشین و نظافت خانه تشکیل گردیده است.
چهارسوق
چهارسوق بزرگ گنجعلیخان محل تقاطع بازارهای شمالی، جنوبی و شرقی-غربی است. نمای داخلی آن پس از بازسازی سقف فرو ریخته توسط میرزا شکرا… که با نقاشیهای رنگ و روغن در دوره قاجاریه تزئین شده، پوشش و چهره مردم این دوره را به نمایش می گذارد. سقف چهارسوق، بلندترین و بزرگترین سقف بازار به شمار می آید و به سبک باشکوهی بنا شده است. چهارسوق مسگری نیز در گوشه شمال غربی میدان واقع شده، بازارهای مسگری غربی و شمال میدان را به هم پیوند می دهد.
بازار گنجعلیخان
بازارهای گنجعلیخان نشانی از میراث اقتصادی اجداد چهارصد سال قبل ما می باشد که جایگاه پیوند مشتری و مغازه دار شهری و روستایی، بالاشهری و پائین شهری و خریدار و فروشنده می باشد و از دیرباز قدرتی شکست ناپذیر، علیه سلاطین جبار بوده است. صدای پای رهگذران، گفتگوی مشتریان و فروشندگان و صدای چکش مسگران، همچون نوای دلنشین موسیقی، نوازشگر گوش هر شنونده مشتاقی است که آرزوی سفر به عصر شکوفای صفوی را دارد. زیرا هنوز هم ادویه و سوغاتی های عصر صفوی نظیر پسته، حنا، زیره، کتیرا، قاووت، قالی و… در آن یافت می شود. این بازار هم از نظر کالبد و هم از نظر کارکرد سرآمد همه بازارهای کرمان می باشد و در تلفیقی بی نظیر با سایر عناصر این مجموعه، نمونه کاملی از «معماری ارگانیک» را به نمایش می گذارد.
مدرسه
این بنا در سال 1007 هجری قمری، در شرق میدان به ابعاد 23 × 5/31 متر (با 725 متر مربع زیربنا) در دو طبقه ساخته شده. کتیبه های آن به خط استاد علیرضا عباسی، خطاط مشهور عصر صفوی نوشته شده است. کاشیکاری نمای داخلی و بیرونی مدرسه از نوع معرق و معقلی است و کاربندیهای زیبا، مقرض بندیهای منقوش، گچبریها و نقاشیهای دیدنی، مکمل تزئینات آن می باشد.
وجود حجره هایی به سبک مدارس مذهبی، سبک معماری، کتیبه سنگی وقف نامه و وجود یک قاب کاشیکاری در ضلع شرقی مدرسه که بر روی آن حدیث شریف «انامدینه العلم و علی بابها» نقش بسته است و نیز اسماء متبرکه و آیات قرآنی موجود در این بنا، حکایت از مدرسه بودن آن، در گذشته دارد.
مسجد سال 1007 هجری قمری
«مسجد یا نمازخانه گنجعلیخان» در شمال شرقی میدان و همجوار با مدرسه، قرار گرفته است. فضای داخلی این مسجد کوچک به ابعاد 25/5 × 5 متر و مساحت 5/27 متر مربع می باشد. این مسجد گنجینه ای از تزئینات معماری اسلامی دوره صفوی، نظیر گچبری، کاشیکاری، خطاطی، مقــرنس کاری، کاربندی، حجاری و نقاشیهای زیبا می باشد. کتیبه پاکار سقف به خط «شهاب الدین کرمانی»، خطاط عصر صفوی است که سوره مبارکه جمعه را با یک رنگ (خط و زمینه) نگاشته است.
ضرابخانه
این گنجینه دیدنی در شمال میدان واقع شده، بادگیر زیبای مجموعه ابراهیم خان بر بالای آن از داخل میدان، قابل دیدن است. نمای داخلی این بنا، با گنبدی بزرگ و هشت ضلعی، شامل چهار ایوان و سه اتاق در گوشه ها است. این مکان در گذشته محل ضرب سکه های رایج بوده و اکنون به گنجینه سکه تبدیل شده است. از خاکبرداری کف آن، سکه های صفوی و قدیمی به دســــت آمده که کارکرد آن را تائید می کند.
آب انبار علیمردان خان 1029 هجری قمری
آب انبار در غرب میدان واقع شده و از طریق پلکانی سنگن به پائین (پای آب) راه دارد. طول مخزن 5/19، عرض آن 10 و ارتفاع آن 9 متر می باشد و با حجم 2000 متر مکعب قادر به تامین آب مصرفی بخشی از شهر بوده مخزن از طریق آب قنات پر می شده است. سردر این بنا دارای مقرنس زیبای منقوش و کتیبه های سنگی حکاکی شده آن به خط نستعلیق می باشد.
همه این بنا ها شاهکار هایی هستند که بخشی از تاریخ این مرز و بوم را در خود جای داده اند و باید مورد توجه هر ایرانگردی قرار گیرد.
