بایگانی مطالب نشریه

واکنش وکیل کرمانی «بابک زنجانی» به گمانه‌زنی وزیر نفت

واکنش وکیل کرمانی
«بابک زنجانی»
به گمانه‌زنی وزیر نفت

وکیل‌مدافع بابک زنجانی نسبت به گمانه‌زنی روز دوشنبه وزیر نفت در مورد موکلش واکنش نشان داد. رسول کوهپایه‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا گفت: اظهارات آقای زنگنه در خصوص پرداخت پول توسط موکلم به برخی رسانه ها از نظر پوشش و وارونه کردن جایگاه طلبکار و بدهکار از جهات مختلف قابل توجه است. وی ادامه داد: ارتکاب فعل مجرمانه‌ای به موکلم نسبت داده شده که اگر این ادعا ثابت نشود، می‌تواند دارای وصف کیفری و مصداق افترا باشد.
همچنین به برخی از رسانه ها هم تهمت دریافت پول از موکل زده شده که به نظر می رسد اهالی و اصحاب رسانه باید جهت روشن شدن موضوع و پاک کردن این اتهام سنگین، اقدام قانونی لازم را معمول دارند.
کوهپایه‌زاده خطاب به وزیر نفت گفت: من در همین جا ضمن ادای احترام به آقای زنگنه از وی درخواست دارم که دلایل و مستندات این ادعای خود را با صدای بلند و در معرض افکار عمومی اعلام کنند تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد. وکیل مدافع بابک زنجانی افزود: نه به عنوان وکیل بابک زنجانی بلکه به عنوان یک شهروند از مسئولان قضایی و به خصوص دادستانی محترم استدعا دارم که برای کشف حقیقت با جدیت تمام موضوع را پیگیری کنند و چنانچه این اتهام اثبات شد با مجرمان و متخلفان برخورد قانونی صورت گیرد؛ در غیر این صورت اجازه ندهند افکار عمومی جامعه این چنین دستخوش تشویش و نگرانی شود و مطابق با قانون با مرتکبین اعمال مجرمانه افترا، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی برخورد شود.
گفتنی است بر اساس این گزارش، وزیر نفت روز دوشنبه با اشاره به انتشار برخی اظهارنظرهای بدهکار بانکی از سوی برخی رسانه‌ها، تصریح کرد: گمان می‌کنم ایشان در برخی رسانه‌ها پول خرج می‌کنند و حرف‌هایی می‌زنند که این تصور ایجاد می‌شود که ایشان طلبکار هستند و ما بدهکار؛ در حالی که ایشان پول ملت را خورده‌اند و باید آن را پس بدهند.

اسحاق جهانگیری: رهبری در جریان تمام مراحل مذاکرات بودند

اسحاق جهانگیری:
رهبری در جریان تمام مراحل مذاکرات بودند

معاون اول رییس جمهور در همایش روز ملی صادرات هم از مذاکره کنندگان کنونی تجلیل کرد و هم به انتقاد از تیم مذاکره کننده قبلی پرداخت که فن مذاکره را نمی دانستند. گزیده صحبت های اسحاق جهانگیری را در ادامه به نقل از خبرآنلاین بخوانید:
آقای روحانی تیمی را فرماندهی کردند که این تیم یک بار برای همیشه نشان داد مذاکره یعنی چه. کسانی که با فن مذاکره آشنا نبودند در دوره‌های قبل فکر می‌کردند مذاکره یعنی دعوای پشت میز و بیانیه انقلابی خواندن.
تمام مذاکرات بعد از به نتیجه رسیدن خدمت مقام معظم رهبری ارائه می‌شد و پس از تایید ایشان ادامه مذاکرات صورت می‌گرفت. تمامی مقام‌های بالا از جمله رهبری و رئیس‌جمهور در جریان کامل مذاکرات بودند.
دکتر روحانی که با رای ملت انتخاب شد، سابقه ایشان یک فرصت برای مذاکرات بود. دکتر روحانی یک دیپلمات حرفه‌ای در امر مذاکره بودند و تیمی را فرماندهی کردند که این تیم یک بار برای همیشه نشان داد مذاکره یعنی چه.
هرچند می‌توانستیم یک فرصت ۴۰ روزه را صرفه‌جویی کنیم ولی به دستور مقام معظم رهبری مجلس نیز برجام را بررسی کرد. ما خوشحالیم که هرکسی در مورد توافق حرفی داشت در کمیسیون مجلس شرکت کرد و به حق یا به ناحق آنچه را که می‌خواست گفت.
اقتصاد ایران به شدت به قیمت نفت وابسته است. اکثر کشورهای نفتی برای گرفتار نشدن به بیماری هولامبی پس از رشد‌های ناگهانی قیمت‌های نفتی به دنبال راه‌حل‌هایی رفته‌اند که یکی از این راه‌حل‌ها که در کشور ما اجرایی شد. راه‌اندازی صندوق ذخیره ارزی در دولت اصلاحات بود که در زمان کاهش قیمت نفت توسط این صندوق مشکلات را حل کنیم اما طبق آمار دیوان محاسبات کشوری آقایان در دولت قبل بی‌حساب خرج می‌کردند و در زمان تشکیل صندوق توسعه ملی، صندوق ذخیره ارزی ما تقریباً خالی بود.

کشک و بادمجان خوری 250 نفره در جنگل قائم

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
کشک و بادمجان خوری 250 نفره در جنگل قائم
بخش هفتاد

در ادامه خاطرات و فعالیت‌های آقای محمد صنعتی در این شماره به کمیته جنگل قائم و ماجراهای آن  خواهیم پرداخت.

4ـ کمیته جنگل قائم
یکی از فعالیت‌های اجتماعی محمد صنعتی، عضویت و فعالیت مستمر ـ از ابتدای تأسیس ـ در کمیته‌ی جنگل قائم (عج) کرمان است.
در خصوص پیشینه‌ی تأسیس این کمیته آمده است: «در سال 1328 ش. گروهی از اهالی کرمان تصمیم گرفتند که به کمک مردم، پارکی در یکی از نقاط اطراف شهر احداث کنند تا ضمن تأمین گردشگاهی برای ساکنان شهر، اکسیژن به وجود آمده از درختان این پارک، کمکی به تلطیف هوای شهر نیز بنماید. اکثر افراد این گروه را هواداران دکتر مظفر بقایی کرمانی تشکیل می‌دادند. پس از بررسی لازم، اراضی دامنه کوه مسجد صاحب‌الزمان برای این منظور مناسب تشخیص داده شد و نام آن را «جنگل قائم» نهادند. عدهای از جمله؛ محمدعلی یاسایی، احمد هنرمند و علی اکبر مقیمی ـ که رحمت خدا بر آنان باد ـ و محمد محمدی به عنوان هیئت مدیره آن تعیین شدند. به ترتیب؛ اسماعیل مجدزاده، علی اکبر مقیمی و احمد هنرمند، با سمت مدیر عامل جنگل قائم کار خویش را آغاز نمودند عدهای از ثروتمندان، از جمله؛ حاج محمد ارجمند کرمانی، حاج شیخ ابوالقاسم هرندی، کیانیان، سروشیان و… ـ که خداوند روحشان را غریق بحر رحمت فرماید ـ هر یک پرداخت مبلغی را متقبّل شدند.
آن‌گاه، حفر چاه‌های عمیق برای آبیاری جنگل آغاز گردید و هم زمان با توسعه جنگل، کار درختکاری آن و حفر چند چاه عمیق دیگر نیز فزونی یافت به نحوی که تعداد این چاه‌ها به چهار حلقه رسید. حوض بزرگی به شکل ستاره و تأسیساتی در قسمت شمال و سالنی به صورت آلاچیق از چوب و برگ درختان در قسمت جنوب جنگل ساخته شد که مخصوصاً در تابستانها به عنوان سالن اجتماعات برای برگزاری بعضی از مراسم از آن استفاده میشد از جمله مراسم قابل ذکری که در سالن مذکور همه ساله برگزار میشد، ضیافت ناهار «کشک و بادمجان» بود که در روز چهاردهم اَمرداد ]مصادف با سالگرد نهضت مشروطیت ایران[ انجام میگرفت. در این مجلس ضیافت، بزرگان شهر کرمان و شهرهای تابعه استان و مقامات کشوری و لشکری و نمایندگان کرمان در مجلس شورای ملی شرکت میکردند» (1).
در خصوص ضیافت کشک بادمجان در جنگل قائم آمده است: «از طرف کمیته جنگل قائم کرمان، روسای ادارات دولتی و 250 نفر از مردم کرمان با کشک و بادمجان پذیرایی شدند. این پذیرایی که با چند سال تکرار به یک سنت تبدیل شده است، این بار نیز طبق معمول در آلاچیق بزرگی که در محل جنگل قائم کرمان ایجاد شده است، به عمل آمد و اعضا کمیته جنگل وظیفه پذیرایی از میهمانان را به عهده داشتند. 9 سال قبل، هنگامی که مقدمات ایجاد جنگل قائم فراهم می‌شد، اعضای کمیته جنگل که برای برنامه‌ریزی به جنگل رفته بودند، یک روز جمعه در آنجا کشک و بادمجان پختند و ناهار را در کنار هم خوردند. ناهار آن روز، آن قدر به دهان گروه مزه کرد که تصمیم گرفتند هر سال در چنین روزی برنامه ناهار خوران را تکرار کنند.
بعد از چند برنامه، گروه دیگری که به طروق مختلف به اعضای کمیته پیوستند و به این ترتیب ضیافت دوستانه اعضای کمیته شکل عمومی‌تری به خود گرفت و به تدریج، هر سال به تعداد مدعوین اضافه شد» (3).
جهت اطلاع بیشتر خوانندگان از فکر اولیه و انگیزه تأسیس این کمیته، به گوشه‌هایی از یادداشت‌های بنیان‌گذار این کمیته «دکتر مظفر بقایی کرمانی» اشاره می‌نماییم:
«از اواخر بهمن ماه سال 1323 گاه به گاه باد تندی همراه با خاک و شن بر شهر کرمان می‌وزید. یک روز نیمه اول اسفند ماه شدت باد و تراکم خاک به حدی بود که هوا تاریک شد و مقارن ظهر به ناچار چراغ‌ها را روشن کردیم. معلوم شد هر سال از اواخر بهمن ماه تا اواسط اردیبهشت ماه این وضعیت گاه گاه ادامه دارد. مسیر باد و خاک به موازات راهی است که از رفسنجان و باغین به کرمان می‌رسد.
در آن هنگام رییس فرهنگ کرمان بودم، فرصتی به دست آمد تا مسیر بادها را مورد مطالعه قرار دهم؛ راه باغین به کرمان از میان دو رشته کوه می‌گذرد که فاصله آن‌ها در بیست کیلومتری شهر کرمان در حدود دوازده کیلومتر می‌باشد. در زمان تحصیل در فرانسه … در شهرک زیبایی به نام سابل دولون اقامت داشتم. این شهرک هم در مسیر بادهای تند و شن آلوده اقیانوس قرار داشت. برای حفاظت محیط از آسیب شن‌ها، نوار جنگلی از کاج و سرو به طول شش و عرض چهار کیلومتر ایجاد کرده بودند که بادها را تصفیه و عطرآگین می‌کرد؛ با آن سابقه ذهنی پنداشتم اگر فاصله بین دو کوه درختان متناسبی غرس شود، بادها را از خاک و شن تصفیه خواهد کرد. به این منظور پیشنهادی به وزارت فرهنگ ارسال داشتم که اقدام مقتضی به عمل آوردند …» (4).
.به هر تقدیر به رغم کارشکنی‌های زیاد ساواک، با پیگیری، حفر چند چاه و درخت‌کاری در منطقه جنگل قائم آغاز و اساس‌نامه و کمیته‌ای متشکل از تعدادی از اهالی شهر برای آن درست شد.
«در تابستان سال 1342 که به هنگام تعطیلات دانشگاه مانند هر ساله به کرمان آمده بودم، چند نفر از اعضا مؤسس جنگل قائم به یاد اولین روزی که پیشنهاد ایجاد جنگلی را در میتینگ عمومی اظهار داشته بودم و تصادفاً روز 14 مرداد (5) بود، دعوت کردند که در محوطه جنگل غذای سنتی کرمانی صرف شود
و چون در زمین‌های سنگلاخ تازه شروع به درخت‌کاری شده بود و سایه وجود نداشت، قرار شد برای خوردن غذا از سایه «آب انجیرو» استفاده کنیم؛ در کمرکش کوه شرقی صاحب‌الزمان نزدیک «طاق علی» فرورفتگی در کوه وجود دارد و چشمه‌سار بسیار حقیر که آب از آن چکه می‌کند در آن فرورفتگی واقع شده و کنار آن هم درخت انجیر وحشی روئیده است و به این مناسبت آب انجیرو نامیده شده است.
آن روز خاطره خیلی خوشی به جا گذاشت، سال بعد هم به مناسبت همین سال‌روز در آلاچیق کوچکی که نزدیکی چاه شماره یک بر پا شده بود، دعوت به صرف نهار به عمل آمد. در سال‌های بعد دعوت توسعه و محل آن در کوار وسیعی که نزدیک چاه شماره 2 ساخته شده بود، واقع شد …» (7).
جدا از دکتر مظفر بقایی که فکر اولیه تأسیس و آبادانی جنگل قائم از وی نشأت گرفت، از بنیان‌گذاران و اعضای اصلی و اولیه کمیته جنگل قائم ـ که اکثریت آنان فوت نموده‌اند ـ می‌توان به این افراد اشاره نمود:
«1ـ مرحوم مهدی مهرابی 2ـ مرحوم احمد مهرابی‌زاده هنرمند 3ـ مرحوم اکبر مقیمی‌زاده 4ـ مرحوم حبیب الله صفری‌پور 5ـ قاسم مهرابی 6ـ محمد محمدی 7ـ مرحوم اکبر شفیعی 8ـ مرحوم محمدعلی ثمره طالبی 9ـ مرحوم علی‌اکبر احمدی‌پور 10ـ مرحوم غلامحسین فروزی 11ـ مرحوم محمد ارجمند کرمانی 12ـ مرحوم حبیب الله محمدی 13ـ مرحوم مهدی یگانه عظیمی 14ـ محمدحسین پور ثانی 15ـ مرحوم مهدی باختر 16ـ محمد رنجبر 17ـ مرحوم مجید فرهمند 18ـ یدالله سلطانی 19ـ مرحوم سید محمود شجاع 20ـ حسن منظوری 21ـ علی‌اصغر مظهری کرمانی 22ـ محمد حسین متقیان 23ـ مرحوم سید اسماعیل مجدزاده 24ـ مرحوم نصرالله نظریان 25ـ مرحوم ذبیح الله مبشر 26ـ مرحوم محمدحسین خواجه نصیری 27ـ مرحوم علی ارجمند کرمانی 28ـ مرحوم اصغر تبریزچی 29ـ مرحوم حبیب الله مقصودی 30ـ مرحوم احمد هرندی 31ـ مرحوم حسن شریفی 32ـ اکبر بهارستانی 33ـ مرحوم دکتر علی ایرانی 34ـ مرحوم احمد ناصری 35ـ مرحوم وهاب کرامت 36ـ مرحوم ابوالقاسم هرندی 37ـ مرحوم علی میرزایی 38ـ مرحوم عباس کرباسی 39ـ مرحوم اکبر گنجعلی‌خانی 40ـ مرحوم حسن آگاه 41ـ ارسطو ایرانی 42ـ هوشنگ ارجمند 43ـ مرحوم محمد تقی نورایی 44ـ محمد ناصر 45ـ مرحوم ابراهیم ناصری 46ـ مرحوم سید عبدالرحیم مجدزاده 47ـ مرحوم محمد روحی 48ـ مرحوم منوچهر سروشیان 49 ـ مرحوم ذبیح الله شعاعی 50 ـ امیر شریفی 51 ـ محمد صنعتی 52 ـ مرحوم احمد آقا ارجمند 53 ـ مرحوم محمدعلی یاسایی 54 ـ مرحوم رضا فعال 55 ـ مرحوم حجت‌الاسلام علی لبیبی 56 ـ مرحوم امیر صیدنژاد» (8).

پی نوشت: (1) ـ دانشور، محمد: از قلعه دختر تا دقیانوس، ص 209 و 210.
(2) ـ روزنامه اطلاعات، شنبه 19 مرداد 1347، شماره 12658.
(3) ـ روزنامه کیهان، دوشنبه 22 مرداد 1352، شماره 9029.
(4) ـ محمدی، محمد: تاریخچه جنگل قائم کرمان، ص 11.
(5) ـ سالروز اعلام مشروطیت.
(6) ـ روزنامه کیهان، دوشنبه 22 مرداد 1352، شماره 9029.
(7) ـ محمدی، محمد: تاریخچه جنگل قائم کرمان، ص 18.
(8) ـ همان، ص 41 و 42.

جوابیه‌ای بر نقد غلام لرد: پاسخ کارگردان به منتقد سریال غلام لرد

جوابیه‌ای بر نقد غلام لرد:
پاسخ کارگردان به منتقد سریال غلام لرد

مسعود اشجعی
در شماره 471 نشریه وزین «پیام ما » مطلبی تحت عنوان (غلام لرد، زخمی سریالی بر تن جامعه) به زیور طبع آراسته شده بود که نگارنده نه از باب جوابیه که ضعف محتوایی خود مطلب، الزام به جوابیه را غیر ضروری می سازد که به بهانه برخی مفاد آن و به پشتوانه بیست و چهار سال نوشتن نقد در مطبوعات محلی وسراسری نقدی آسیب شناسانه دارد بر جریان نقدنویسی در حوزه سینمای کرمان.
• اصالت معنایی کلمه نقدازجدا کردن ذره های ارزشمند طلا از ناخالصی ها در عهد عتیق آمده، در همین راستاودر زمینه سینما نیز کارکردی مشابه یعنی جدا کردن سره از ناسره و یا خالصی از ناخالصی را می توان در مورد آن صادق دانست، به عبارتی همانگونه که نقادان عهد ماضی، متخصصانی بوده اند زرشناس که قدر زر را دانسته و تشخیص ماهرانه ای در جدا کردن آن از ناخالصی هایی که بر به طلا می زده، داشته اند، نقادان سینمایی عصر حاضر نیز باید ضمن برخورداری از تخصص ویژه در صنعت هنر سینما، قابلیت تشخیص عناصر شکل دهنده سینما از حفره های موجود ناشی از عدم حضور این عناصر در متن فیلم راداشته باشد.با این تعاریف و به استناد مطلب فوق و بسیاری از مطالب شبه نقد که در نشریات محلی و حتی سراسری چاپ می شوند. اساساً ما باید پدیده ای به نام نقد مواجه نیسیتم .
• نقد بر یک اثر هنری تمام شده میسر است ، به عبارتی سریالی که در چند قسمت کامل می شود بر اساس یک قسمت قابل نقد نمی باشد، به همین دلیل است که دوست جویای نام ما در مطلبش و با استناد به دیدن سرسری همان یک قسمت دچار پیشگویی غلط می شود، آنجا که می نویسد (جوان خارجی که به قصد توریسم آمده) نمی دانم که او چگونه به این نتیجه رسیده که جوان خارجی به قصد توریسم آمده !! چرا که منِ فیلمنامه نویس نیت و قصد او از آمدن به ایران را در قسمت پایانی سریال رونمایی کرده ام که هنوز به بازار نیامده!و اتفاقاًنقطه عطف پایانی این سریال است! و البته که مشخص می شود که وی هرگز توریست نبوده ودلیل آمدن او به ایران همان بار معنایی و جوهره اصلی سریال می باشد!! در همین راستاست که دوست عزیزمان که متاسفانه نامشان را به خاطر نمی آورم دچار توهم در درک توهین به کرمانی ها علی الخصوص زنان کرمانی به استناد دو سکانس از قسمت اول شده که آنهم قرار است در قسمت های اتی به نقاط عطف سریال مبدل شوند و این درحالی است که با گذشت سه ماه از پخش قسمت اول هنوز هیچ بانوی کرمانی به چنین احساسی در باب توهین به خود نرسیده است، شاید دوست هنر دوست ما احساسات فیمینیستی شان نسبت به احساسات فیمینیستی بانوان کرمانی، غلظت بیشتری دارد! که البته این هم دلیل نمی شود که ایشان از طرف آنها بیانیه صادر کند. دلیل دیگر این کج فهمی در عدم شناخت گونه های مختلف کمدی از طرف ایشان است، در کمدی فانتزی که این سریال در کنار کمدی موقعیت از آن بهره 
می گیرد، تیپ سازی به جای شخصیت پردازی و اغراق در معانی برای رسیدن به نتیجه ای واقعی ناگزیر است، شکل ورود فرد انگلیسی به روستا و بلاهایی که بر سر او نازل می شود با اغراق حاصل از این نوع کمدی، عامدانه در جهت برهم زدن یک باور غلط قدیمی است که می گوید کار کار انگلیسیهاست ! شاید اگر دوستمان این اثررا توهین به مردم شریف انگلیس! می پنداشت به عقلانیت نزدیکتر بود! در سابقه ذهنی همه ما و در آثار هنری متقدم، همیشه انگلیسی ها باهوش و استثمارگر و مردمان ما ساده لوح و استثمار زده بوده اند، حال که برای اولین بار ذائقه را عوض کرده و در یک اثر کمدی فانتزی روستاییان کرمانی را که تیپیکال می باشند زرنگ تر از یک انگلیسی نشان داده ایم به کجای تریج قبای دوستمان برخورده که آن را توهین به کرمانی ها می داند ؟! آنهم بدون دیدن قسمت های بعدی و عدم آگاهی از انواع کمدی و کاربردآنها و حتی عدم تشخیص تیپ از شخصیت، نتیجه آنکه در نقد محتوایی آشنایی با اصول اولیه فیلم نامه، انواع روایت ها، انواع کمدی و کاربرد هریک از آنها، تفکیک تیپ از شخصیت، آشنایی نسبی در حوزه معانی فیلم مورد بررسی و تطبیق جزء به جزء این موارد بر اثر نهایی الزامی است که در این جا با توجه به ناقص بودن اثر (دیدن تنها یک قسمت از مجموعه ) و عدم آشنایی با تخصص های ذکر شده در قلم دوستمان به استناد آنچه نوشته بود، مطلب ایشان فاقد عناصر نقد محتوایی است
3-کلی گویی در نقد آفتی است که سالهاست به واسطه بی سوادی جمعی از ظاهراً منتقدان فرصت طلب، سینمای ایران را به چالش کشیده و دامنه آن به سایر نقاط از جمله کرمان کشیده شده است، جملاتی از قبیل، موتور فیلم روشن نشده، کیفیت فیلم پایین است، تحمیق توده ها و… بیشتر از آنکه حکایت شناخت نویسنده از ساختار فیلم مورد نظر باشد حاکی از تلاش برای مطرح شدن نام و عنوان با استفاده از حربه مخالف خوانی است، همین مسأله نام دکتر کاووسی مرحوم راو این اواخر مسعود فراستی مرحوم نشده را که بی سوادترین منتقد حال حاضر سینما است به مدد رسانه ملی و مخالف خوانی های ممتد وی (تقریباً با هیچ فیلمی موافق نیست ) به نامهای آشنای عرصه نقد مبدل ساخته ! و صد البته دنباله روهای خود شیفته ای را در شهرستان ها نیز پیدا نموده اند! بگذارید برای آنکه مسئله کاملاً باز شود قصه ای کوتاه را تعریف کنم که احتمالاً همه شنیده ایم، حکایت خیاط شیادی که قرار می گذارد برای پادشاه لباسی بدوزد که هیچ آدم بی شعوری قادر به دیدن آن نباشد و البته که با گرفتن مبلغ قابل توجهی هیچ لباسی برای پادشاه نمی دوزد و فاجعه بار آنکه همه از ترس محکوم شدن به بیشعوری، لباس ندیده را، دیده می انگارند، در حالی که در عمق خیال خود، خویشتن را واقعاً بیشعور می پندارند!!و فاجعه بارتر آنکه پادشاه لباس ندیده را به تن کرده، لخت به میان مردمی می رود که لباس ندیده اورا تحسین کرده و پادشاه غرق در حسرت، که تنها بیشعور آن جمع است!!! حکایت هنر این مرز و بوم هم با منتقد نماهای مذکور بی شباهت به ماجراهای فوق نیست، منتقد نماهای بی سواد پر مدعا، نمایندگان روشن فکر نمای جامعه می شوندو هر اثری را که به دل مخاطب بنشیند به چوب سطحی نگری و بی کیفیتی و عدم ارزشهای ناب سینمایی زده و بدون نقد ساختاری که لازمه آن سواد سینمایی است، به حراج کلمات ناشایست می گذارند و مردم را به ارتکاب استقبال از آن محصول عوام می نامند و خود را خواص! و عجیب آنکه در این آشفته بازار عده ای هم هستند که لذت خودرا از دیدن آن اثر پنهان می کنند تا متهم به عدم روشنفکری نشوند و چه بسا آثار بی سرو ته و کشداری را که سازندگان آنها خود نیز از درون مایه شان سر در نمی آورند، با هزار فلسفۀ بافته و نبافتۀ همین جماعت منتقد با تحمل رنج و عذاب و سردرد دیده و با ناصادقی تحسین می کنند که مبادا از قافله روشنفکران عقب بیافتند!! و این گونه می شود که آرام آرام سالن های سینما خالی از تماشا گر شده و جذابیت از پرده سینما به خیابانها کشیده می شود، جای که یک تصادف خونین محلی می شود برای ضبط تصاویر موبایل شخصی افرادی که سرگرمی شان را در جایی گم کرده اند!!! مطلب دوست ندیده ما نیز متاسفانه سرشار از این کلی گویی هاست که هیچ دلیل خاصی برآن نیاورده است، جمله ( کیفیت پایین این سریال) از آن جملات بی ربطی است که وقتی معنا پیدا می کند که با تطبیق عناصر ساختاری مانند دکوپاژ، میزانسن، ریتم نمایشی، ضربآهنگ و… بر پیکره فیلم به نقد کشیده شده، کجای فیلم بی کیفیت است؟ و دلیل آن بر طبق استانداردهای فیلم سازی چیست؟ آیا دوست عزیز ما واقعاً شناخت کافی از عناصر ساختاری یک فیلم را دارد؟ آیا انواع روایت در سینما را می شناسد؟ متاسفانه به استناد بخشی از مطلب ایشان می توان اورا کاملاً نا آشنا با این مقولات تخصصی دانست، آنجا که می گوید( کاملاً مشهود است که فیلم نامه ای در کار نبوده وصحنه های فراوانی در کارهستند که حاصل اتود زدن و بداهه سازی بازیگران اند) به چه دلیل ایشان به این نتیجه رسیده اند؟ لابد اگر کمترین شناخت از دکوپاژ داشتند متوجه می شدند که امکان بداهه گویی در تقطیع نماهای سینمایی تک دوربینه به صفر می رسد، چرا که فاصله ضبط بین دو پلان با پیوست زمانی، وقفه ای چند دقیقه ای است که امکان تداوم یک بداهه را کاملاً غیر ممکن می سازد مگر در پلان سکانس های چند دقیقه ای که این قسمت از سریال فاقد آن بود، از طرفی داستان این قسمت از سریال با سه راوی دنبال می شود، حکایت مرگ لرد و ماجرای وارث او از طریق اخبار، حکایت ورود دیوید به روستا و ماجراهایش از طریق روایت پیرزن و ادامه ماجرا در زمان حال از طریق دانای کل که قطعاً باید با یک طراحی مناسب در دل یک ریتم نمایشی تطبیقی در کمتر از چهل دقیقه انجام می شد، سوال من از دوست فیلم نامه نخوانده عزیزم این است اگر کسی همه اینها را بدون داشتن فیلم نامه و بصورت بداهه سر صحنه فیلمبرداری اجرا کند اورا جزء نابغه چه باید نامید؟ گویی اینکه نابغه ای وجود ندارد و این فیلم نامه حاصل صرف زمان کافی برای نگارش آن بوده است. و پیشگویی دوست عزیزمان دراین رابطه بازهم چونان قبل، غلط! و نتیجه اینکه دوستمان نه از اصول فیلمنامه نویسی چیزی می داند و نه از ساختارهایی نظیر ریتم نمایشی، ضرب آهنگ، تقطیع نما و… ایشان بیشتر تابع احساساتی بوده که اورا به آدمهایی نظیر آنان که گفتیم ربط می دهد! این کلی گویی های بی منطق به انضمام قیاس مع الفارق این سریال با سریالهایی چون هزار دستان و سربداران و ربط دادن عجیب همه این دلائل ثابت نشده به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، فارغ از جریان نقد نویسی متاسفانه نوعی گروکشی برای گرفتن امتیاز از طریق فضای پرحجم مطبوعات محلی است که حاصل آن دیده شدن به هر قیمتی است.
4- نقد ایشان به لهجه و اشاره به بازیگر خاصی ( امیر فضل ابادی ) جهت اثبات عقیده شان در جهت سخیف بودن اثر، از پیش داوری مغرضانه و البته ناشیانه ایشان سرچشمه می گیرد، سریال غلام لرد سریالی قصه محور است که در آن شخصیت ها و تیپ های مختلف پیش برنده داستان می باشند و نه یک شخصیت خاص، نگارنده خود از منتقدان جدی هجو لهجه کرمانی است و نمی دانم لفظ (پچوندن گوجه) و یا جمله ای مشابه با آن در کدام قسمت سریال به سمع ایشان رسیده! ایشان حتی تفاوت گونه های مختلف کمدی را نمی داند که اگر غیر از این بود متوجه می شدند که کمدی غلام لرد از نوع کمدی موقعیت است که متکی به بازیگر نمی باشد و متن موجود،موقعیت های کمدی را ایجاد می کند، از طرفی امیر فضل آبادی کمدینی تیپیکال است که کمبود آن در سینمای ایران به شدت دیده می شود، در دنیا ما بازیگران تیپیکال بسیاری داشته ایم از نورمن ویزدوم گرفته تا جری لوئیس، برادران مارکس و… که یک تیپ مشخص کمدی را در داستان های متفاوت بازی می کردند، در ایران اما این نوع تیپ سازی به شدت مهجور مانده و یا اساساً بازیگر مستعدی در این زمینه دیده نمی شود، تیپهای متفاوت شفیعی جم و مهران مدیری هرگز به ثبات و تداوم نرسیده اند،در گذشته تنها تیپ کمدی سینمای ایران(صمد) با بازی پرویز صیاد و در وجهی پایین تر تیپ رشتی میری بود که آنها نیز با ظهور انقلاب به محاق فراموشی رفتند، فضل ابادی استعداد، هوش و بضاعت آن را دارد که در سطح کشور و در صورت برخورداری از متنی مناسب مبدل به یک کمدین تیپیکال ثابت شود، متاسفانه نمی دانم چرا در عرصه هنر کرمان دشمنی با او تبدیل به یک پز روشنفکرانه شده !!! محبوبیت اورا در میان مردم به کوته بین بودن مردم نسبت دادن، دردی را دوا نمی کند، ای کاش مرهمی پیدا می شد برآتش حسادت ها و تنگ نظری ها، وقتی بازیگری کم استعداد همچون رشید را اصفهانی ها حلوا حلوا کرده و آن را جزو صادرات فرهنگی خود به تهران می دانند، ما استعداد قوی تر خودمان را در شهرمان شهله شهله کرده، نامش را ظالمانه دلقک گذارده و با تمسخر او برای خودمان اعتبار نداشته خریده، در توهم روشنفکری خود، لباس نداشته مان را تحسین می کنیم!!! و در آخر برادر ارجمندم که نامت را به خاطر نمی آورم اگر جویای نامی و طالب آنی که سری در میان سرها دربیاوری، نوک قلمت را به اندازه آگاهی ات برکاغذ فشار بده و نیروی آن را از بازوی خودت بگیر!
توضیحات پیام‌ما-عرفان زارعی :
به قول سرکوهی وقتی نقدی تاثیرگذار می‌شود اول به منتقد می‌گویند خودت چی؟در جواب به نقدی بر سریال غلام لرد کارگردان این مجموعه کلماتی را به قول خودشان به زیور طبع رسانده‌اند که پیش کش نظرتان شد، هرچند کماکان سوالات نقد قبلی به جای خود باقی هستند و تاثیر این گونه هنرکالاها در تحمیق توده‌ای برهر بیننده‌ی آگاه از روز روشن‌تر است و خدارا شکر که ایشان درنشان دادن اندیشه و خاستگاه ‌تولیدات‌شان از هیچ تلاش و تقلایی فروگذار نمی‌کنند.نگارنده آن نقد قاعدتا جوابی به کلمات ناشایست ایشان ندارد جز لبخند و افتخار که نام روشن‌فکر به عنوان فحش به او لقب داده‌شده .به هر حال تاریخ بهترین قاضی است و خلاف حدس ایشان اینجانب نه شخصا مشکلی با ایشان دارم و نه حسادتی به آثار لمپنی می‌ورزم به هرحال تیتر مطلب خبر می‌دهد از سطح سواد و ادب و به قول سعدی فحش از دهن تو طیباتست.

نفوذ فاضلاب در اورژانس بیمارستان کلاه دوز

نفوذ فاضلاب در اورژانس بیمارستان کلاه دوز

صبح روز دوشنبه طی برخی از تماس های تلفنی شهروندان، مبنی بر نفوذ فاضلاب در بخش اورژانس بیمارستان فاطمه الزهرای کرمان (کلاه دوز) برای پیگیری این موضوع حوالی ساعت 10 صبح به بیمارستان مذکور رفتم.
در ابتدا به بخش اورژانس مراجعه کردم اما هیچ مشکلی مبنی بر نفوذ فاضلاب در آنجا ندیدم. از بعضی پرستاران و نگهبانان در مورد این موضوع سوال کردم اما به دلیل تعویض شیفت ها، اظهار بی اطلاعی کردند.
با مراجعه به قسمت مدیریت، آقای سلطانی، معاون پشتیبانی بیمارستان را دیدم و از وی در این باره سوال کردم. وی گفت حوالی ساعت 05:30 صبح فاضلاب یکی از چاه ها در اورژانس بالا آمد ولی ظرف 45 دقیقه این مشکل را حل کردیم و در این مدت بیمارانی را که در این بخش بودند به اتاق ایزوله منتقل کردیم.
طبق گفته ی وی چاه بخش اورژانس با چاه بخش اطفال که در طبقه ی فوقانی اورژانس قرار دارد، مرتبط است. متاسفانه بعضی بیماران به دلیل فرهنگ ضعیفشان اصول بهداشتی را رعایت نمی کنند و گاز، باند و حتی پوشک های تعویض شده ی فرزندانشان را درون چاه می اندازند که که موجب بروز چنین اتفاقاتی می شود.
اما به نقل از خبرگزاری مهر، در ساعات پایانی نیمه شب یکشنبه بود که بیماران بستری در بخش اورژانس بیمارستان کلاه دوز کرمان با استشمام بوی نامطبوعی از خواب بیدار شده و متوجه مشکل فاضلاب بیمارستان می ‌شوند.
سطح زمین با آب ناشی از نشت فاضلاب خیس شده و کادر بیمارستان برای حل این مشکل اقدام به تخلیه بخش اورژانس و انتقال بیماران به راهرو بیمارستان می ‌کنند.
اما با توجه به حساسیت‌هایی که در زمینه بهداشت و درمان و لزوم ایزوله بودن محیط در بیمارستان‌ها وجود دارد، این مراکز باید همواره پیش بینی‌های لازم در این خصوص را کرده و در صورت بروز چنین شرایطی مجهز بوده و سریعاً وارد عمل شوند.
یکی از مشکلاتی که بیمارستان‌های کرمان با آن دست به گریبان هستند متصل نبودن سیستم فاضلاب بیمارستان‌ها به شبکه فاضلاب شهری است. مشکلی که با وجود پی گیری‌های چندین ساله همچنان وجود داشته و باعث بروز شرایطی نظیر شب گذشته می‌ شود.
سعید محمدی یکی از افرادی که به منظور درمان یکی از بستگانش به بیمارستان کلاه دوز مراجعه کرده، در این خصوص به مهر می‌گوید: حدود ساعت سه و ۳۰ دقیقه نیمه شب بود که متوجه وضعیت نامساعد فاضلاب بیمارستان شدیم، تمامی چاه‌های سرویس‌های بهداشتی گرفته بود و صحنه ای مشمئز کننده به وجود آمده بود.
وی ادامه می ‌دهد: وضعیت به گونه ای بود که کارکنان بیمارستان بخش اورژانس را تخلیه و بیماران را به راهرو منتقل کردند.
محمدی می ‌افزاید: حدود ساعت هفت صبح با آوردن دستگاه پمپ و افراد متخصص در این زمینه، وضعیت بهبود پیدا کرد و در نهایت تا ساعت هشت و ۳۰ دقیقه شرایط بخش اورژانس به حالت عادی خود بازگشت.
وی می ‌گوید: مشاهده چنین شرایطی در محیط بیمارستان عجیب بود چرا که با توجه به وضعیت چاه‌ها، مشخص بود که گرفتگی فاضلاب چندین ساعت قبل رخ داده و لازم بود کادر بیمارستان با انجام اقدامات لازم از بروز چنین شرایطی جلوگیری می‌کرد.
مریم ایران نژاد نیز از دیگر افرادی است که از شرایط شب گذشته بیمارستان کلاه دوز گلایه دارد، وی به مهر می ‌گوید: با بروز این شرایط بیماران در وضعیت سختی قرار گرفتند و تخت‌های آن‌ها به راهرو بیمارستان منتقل شد.
وی در ادامه می ‌گوید: گرچه کادر بیمارستان برای رفع این مشکل اقدام کرد اما باید از قبل پیش بینی‌ های لازم در این خصوص را انجام می‌داد.
ایران‌ نژاد می‌ افزاید: با توجه به اینکه بیمار ما مسن و دچار بیماری قلبی بود این شرایط باعث شد که شب سختی را پشت سر بگذارد.
بنا بر گزارش خبرگزاری مهر، علی مقدمی، رئیس بیمارستان، در این باره گفت: گرفتگی چاه‌ های فاضلاب اتفاقی می باشد که ممکن است در هر بیمارستانی رخ دهد؛ چرا که روزانه افراد بسیاری در این محیط حضور پیدا می‌کنند و ممکن است اشیائی در چاه‌های بیمارستان انداخته و این امر در نهایت منجر به گرفتگی چاه فاضلاب شود.
مقدمی ادامه می ‌دهد: این اتفاق بامداد دوشنبه، ساعت 03:30 رخ داد ( این در حالی است که معاونت پشتیبانی بیمارستان ذکور، ساعت وقوع این رویداد را به خبرنگار پیام ما، ساعت 05:30 صبح اعلام کرد!) که تا ساعت شش صبح اقدامات لازم برای رفع آن صورت گرفت. (طبق اظهارات معاونت پشتیبانی ظرف 45 دقیقه این مشکل رفع شد! و بنا بر اظهارات یکی از شاهدان عینی ساعت 08:30 دقیقه شرایط بخش اورژانس به حالت عادی خود بازگشت!)
مقدمی با انتقاد از متصل نبودن فاضلاب بیمارستان‌ها به شبکه فاضلاب شهری، اظهار داشت: اکثر بیمارستان‌ های کرمان با این مشکل مواجه بوده و چاه‌ های فاضلاب این مراکز از نوع جذبی هستند.
رئیس بیمارستان کلاه دوز کرمان از نامه‌ نگاری‌های متعدد با وزارت نیرو برای رفع این مشکل خبر می‌دهد و افزود: با این ‌حال شب گذشته کادر بیمارستان سریعاً برای رفع مشکل فاضلاب و به‌ کارگیری نیروهای متخصص اقدام کرد. وی ادامه داد: به ‌منظور جلوگیری از تکرار این رخداد دستورات لازم برای تجهیز بیمارستان و خرید دستگاه‌های لازم برای مدیریت چنین شرایطی صادرشده است.
مقدمی یادآور شد: به جد پیگیر حل اساسی مشکل فاضلاب بیمارستان کلاه دوز و اتصال آن به سیستم فاضلاب شهری هستیم.
نقاط قوت بیمارستان کلاه دوز
علی رغم برخی تعارضات در اظهارات مسئولین بیمارستان که جای بسی تعجب دارد، چنانچه از انصاف نگذریم، لازم است با توجه به بازدید از اکثر بخش های بیمارستان به بیان مشاهداتم بپردازم. برخود خوب پرسنل، رسیدگی به موقع، کادرمجرب، کیفیت خوب غذا، تمیز بودن اتاق ها، وسایل موجود، وجود سرویس بهداشتی جداگانه در هر اتاق و به طور کلی رضایت مراجعه کنندگان، از نکات قابل توجه در این بیمارستان بود که شاید در کم تر بیمارستان دولتی ای به چشم بخورد.
ترکیب رنگ های مناسب در ساختار بیمارستان و فراهم آوردن محیط های متناسب با سن بیماران بستری در بخش های گوناگون حاکی از توجه مسئولین به روحیه ی آن ها می باشد. برای مثال در بخش اطفال بیشتر از رنگ ها روشن استفاده و فضایی برای بازی کردن کودکان فراهم شده بود.
موضوع دیگری که نظر مرا به خود جلب کرد وجود چندین اتوبوس در محوطه ی بیمارستان بود. با کمی پرس و جو متوجه شدم، این اتوبوس ها در واقع بیمارستان های مجهز سیّار می باشند.
اتاق عمل، آزمایشگاه، سی تی اسکن و آمبولانس با ظرفیت 10 نفر که همه به صورت سیّار برای اجرای برخی طرح ها و ارائه ی خدمات درمانی در نقاط مرزی و مناطق بحران زده مورد استفاده واقع می شوند.
چادر اجباری در بیمارستان
چنانچه به بیمارستان کلاه دوز مراجعه کرده باشید، یکی از ضوابط قابل توجه برای ورود بانوان در این مرکز درمانی، پوشیدن چادر می باشد. من که به عنوان خبرنگار برای تهیه ی گزارش به این بیمارستان مراجعه کرده بودم و برخلاف اکثر مراجعه کنندگان، در سلامت به سر می بردم، گرفتن چادر و داشتن کوله پشتی برام سخت بود. علامت سوالی که در ذهن من پیش آمد این بود که بیماران و همراهیان وی که باید کارهای پذیرش او را که مستلزم برخی دوندگی ها می باشد، انجام دهند در صورت عدم عادت به پوشیدن چادر، چگونه می توانند کارهای مربوطه را انجام دهند؟!
در این مورد با میر یوسفی، مدیر بیمارستان صحبت کردم. وی اظهار داشت: پوشیدن چادر هنگام ورود به بیمارستان برای بانوان بیمار الزامی نمی باشد و طرح الزامی بودن چادر برای سایر مراجعه کنندگان در حال تعدیل است و افرادی که حجاب معقول دارند، الزامی برای چادر پوشیدن نداشته باشند.
با توجه به امکانات موجود در این بیمارستان، امید است هر چه زودتر مشکلاتی از قبیل نفوذ فاضلاب با چاره اندیشی مسئولین هر چه زودتر به پایان برسد.

شهرستان بم در دنیا جایگاه آموزشی پیدا کرده است

معاون پژوهشی هلال احمر ایران در بم:
شهرستان بم در دنیا جایگاه آموزشی پیدا کرده است
خدیشی/خبرنگار پیام ما-بم: چهارشنبه گذشته نشستی با حضور جمال الدینی معاون آموزشی پژوهشی و فناوری جمعیت هلال احمر، ویکتوریا گاردن نماینده هماهنگ کننده کمیته بین المللی صلیب سرخ در تهران، رضا اشک فرماندار بم، شهردار و اعضای شورای شهر با کارکنان هلال احمر شهرستان بم در ساختمان هلال احمر برگزار شد.
فرماندار بم از برخورداری این شهرستان از زیرساختهای مناسب برای انجام کارهای امدادی خبر داد و گفت: طبق صحبت هایی که با خانم گاردین نماینده صلیب سرخ داشتیم و با توجه به تمام امکانات، زیربناها و تجربه ای که از زلزله بم کسب کرده ایم وجود یک مرکز آموزشی بین المللی توانبخشی برای کشورهای همجوار و هم زبان خود را لازم می دانیم.
جمال الدینی معاون آموزشی، پژوهشی هلال احمر کشور ضمن ابراز خوشنودی از حضور در بم مهمترین نکته در ادامه فعالیت های هلال احمر چه در داخل و چه در خارج را حفظ خوشنامی و اعتبار که برپایه اعتماد می باشد دانست و افزود: اگر می خواهیم هلال احمر خوش نام باشد باید اعتبارش را که با اعتماد مردم بدست می آید را حفظ کنیم. معاون پژوهشی هلال احمر ایران گفت: ساختار هلال احمر یک ساختار اداری نیست و ساختاری غیردولتی دارد و مطلوب ترین زمان برای هلال احمر زمانی است که هیچ ساختار اداری برای آن وجود نداشته باشد.
جمال الدینی در بحث توان بخشی افزود: هلال احمر ظرفیت بالایی هم در حوزه توان بخشی دارد و هم خدمات بالایی را ارائه کرده است و می تواند ارائه دهد. وی با تاکید بر تربیت نیروی مهارتی توضیح داد: در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها هستند و هلال احمر هرگز به این امر ورود نمی کند ولی در حوزه حرفه ای و مهارتی هلال احمر ورود و تقویت می کند زیرا بر پایه نیاز مردم است.
ایشان سیاست هلال احمر در ارتباط با آموزش را تشریح کرد و خاطر نشان ساخت:روزی در منطقه ما را با حادثه بم می شناختند و امروزه در عرصه بین المللی ما دارای جایگاه آموزشی هستیم و این را نقطه قوتی برای بم محسوب می شود.
وی در بحث مستند سازی تجربیات زلزله اضافه کرد: باید همه تجربه های خود را به صورت مدون و کامل در کنار هم در یک مکان فیزیکی برای بینندگان دنیا که به صورت مجازی قابل رویت باشد عرضه کنیم.نباید فراموش کرد یک اتفاق ناگوار را می شود تبدیل به یک تجربه مستند کرد تا در مواقع دیگر کارایی لازم را برای ما داشته باشد. جمال الدینی اضافه کرد:شهر بم باید پایلوت آموزش همگانی و در یک مرحله آموزش عمومی کامل باشد و ظرفیت اینکه به عنوان یک شهر ایمن پروسه اجرایی آن انجام شود را دارد تا بتوان شعار هر خانواده یک امدادگر را در این شهر اجرا کرد.
معاون آموزشی پژوهشی ازساختمان مدرسه امداد ونجات، مجتمع فرهنگی ورزشی هلال احمر و همچنین از ساختمان مجتمع توانبخشی هلال احمر بازدید به عمل آوردند و قول مساعدت برای ایجاد یک مرکز آموزشی بین المللی از طریق فدراسیون جهانی در حوزه توان بخشی برای شهرستان بم را داد. در پایان سیدی رئیس اداره هلال احمر شهرستان بم در ایننشست گفت:امیدوارم سفری که با حضورمعاون علمی پژوهشی و رئیس موسسه علمی کاربردی هلال احمر،سرکار خانم باقری مدیرکل امور بین الملل جمعیت و خانم ویکتوریا گاردن نماینده صلیب سرخ و دکتر مکارم و گنج کریمی رئیس جمعیت هلال احمر استان به بم انجام شده باعث خیر و برکت برای جمعیت هلال در شهرستان بم بشود و ساختمان هایی که در بم توسط جمعیت هلال احمر و صلیب سرخ ساخته شده در جهت نیت ساخته شده مورد بهره برداری قرار بگیرد.

روکش آسفالت 200 کیلومتر از راه های استان کرمان

روکش آسفالت 200 کیلومتر از راه های استان کرمان
مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون 200 کیلومتر از حوزه راه های سطح استان روکش آسفالت شده است. به گزارش روابط عمومی اداره کل راه و شهرسازی استان کرمان مهندس خداداد مقبلی در جلسه ستاد هماهنگی راهداری زمستانی در کرمان افزود: از وظایف راهداری ساماندهی سطح آسفالت جاده ها و شانه سازی است. وی بیان کرد: براساس پیش بینی های انجام شده امسال پدیده بارش برف و باران در استان فعال خواهد بود بنابراین باید با برنامه ریزی مناسب از هر گونه حادثه جاده ای جلوگیری کنیم. وی با بیان اینکه همه دستگاه ها در فصل سرما باید در حال آماده باش کامل باشند گفت: خوشبختانه سال گذشته چندین دستگاه برف روب خریداری شد و امسال نیز دستگاه ها تجهیز و نوسازی شده اند. مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان تصریح کرد: در این فصل حوزه فعالیت های مشترک با پلیس راه استان بیشتر است و می طلبد با همکاری یکدیگر از هر گونه حادثه جاده ای جلوگیری شود. وی افزود: حضور پلیس راه و راهداری در صحنه تصادفات می تواند به بازگشایی سریع تر جاده کمک و از تصادفات بعدی در سطح جاده جلوگیری کند. وی با بیان اینکه گشت راهداری باید در همه حوزه ها فعال شود گفت: گشت راهداری نباید در یک مکان ثابت مستقر شود بلکه باید در همه نقاط گشت زنی داشته باشند تا مشکلات جاده را ساماندهی کند. مقبلی با اشاره به اینکه راه و شهرسازی استان و پلیس راه می توانند در ساماندهی حوزه ایمنی راه ها با یکدیگر همکاری خوبی داشته باشند خاطرنشان کرد: امیدواریم با همدلی و تلاش بتوانیم پدیده برف و باران را در فصل سرما امسال به خوبی مدیریت کنیم. رئیس پلیس راه استان کرمان نیز در این جلسه با اشاره به اینکه تعامل با سازمان ها و ادارات یکی از مهمترین برنامه های پلیس راه استان در سال جاری است گفت: تعامل باید در حداکثر ممکن برقرار شود. سرهنگ یوسف نجفی تصریح کرد: پلیس راه و مجموعه راه و شهرسازی یک خانواده هستند که می توانند برای انجام فعالیت های خود در سطح استان تیم های مشترک تشکیل دهند. وی با اشاره به آشکارسازی نقاط حادثه خیز استان که جزء برنامه های مهم اداره راه و شهرسازی است گفت: حذف نقاط حادثه خیز و اصلاح آنها زمان بر و هزینه بر است اما می توان نقاط حادثه خیز را با نصب تابلو آشکارسازی کرد.

سودمند‌ترین مردم

سودمند‌ترین مردم
به نقل از پیامبر اکرم ( ص )، سودمند‌ترین مردم کسی دانسته شده است که دیگران از دست و زبان او ایمن باشند. احساس امنیت روانی در تعاملات اجتماعی هدیه‌ای است که از دیگران می‌گیریم و به بقیه همشهریان هم پیش‌کش می‌کنیم تا هم خدا و هم خلق خدا را از خودمان و از زیستن در جامعه ما خشنود سازیم. هرچند مخاطبین محترم به خوبی با این موارد آشنا هستند اما هر ازچندی صحنه‌هایی در شهر کرمان می‌بینیم که احساس می‌کنیم گوشزد کردن دوباره بعضی از اصول شهروندی خالی از لطف و فایده نیست.
درباره آپارتمان نشینی می‌گویند نکوتر است که :
با لباس راحتی در مکان های مشترک ظاهر نشوید .
با صحبت طولانی مدت در راه پله ها ، مزاحم همسایه ها نشوید .
از آلوده کردن هوا از طریق ایجاد گرد و خاک ، استعمال دخانیات و … که مزاحم تنفس همسایگان می‌شود ، بپرهیزید .
هزینه های مشترک را قبل از اینکه به شما یاداوری کنند ، پرداخت کنید .
در مصرف آب ، برق و گاز مشاع انصاف داشته باشید .
دقت کنید خودرو شما در پارکینگ روغن ریزی نداشته باشد.
در ورودی ساختمان را در هنگام ورود و خروج ببندید . در برقراری امنیت مجموعه ، سهیم باشید .
شایسته نیست کفشها و وسائل اضافی در پله ها مزاحم عبور همسایگان باشد.
نکات عمومی پسندیده در رانندگی این موارد است:
کمربند ایمنی را قبل از حرکت ببندید.
تحت هیچ شرایطی بوق ممتد نزنید.
با عصبانیت و تهاجمی رانندگی نکنید.
داخل ماشین خویش را همیشه تمیز نگه دارید.
اگر تابلوهای کنار جاده یا خیابان در نشان دادن مسیری مشکل داشت به راهنمایی رانندگی گزارش دهید.
تابلو های رانندگی را بشناسید و حتماً آن ها را رعایت کنید . از رانندگی با یک دست خوداری کنید.
در مسیر های خاکی ، مواظب باشید رانندگی شما باعث ایجاد گرد و خاک برای دیگران نشود.
در هنگام خستگی یا خواب آلودگی رانندگی نکنید. در حین رانندگی از تلفن همراه استفاده نکنید.

اعتیاد و هزینه های اجتماعی مواد مخدر در ایران

دکتر مرتضوی زاده درمانگر اعتیاد و کارشناس درمان شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان کرمان در مکاتبه با پیام ما مطرح کرد
اعتیاد و هزینه های اجتماعی مواد مخدر در ایران
اعتیاد یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی در کشور ما به شمار می رود و در تمام دنیا در کنار مسائلی همچون فقر، مسائل زیست محیطی، بحران امنیت و سلاحهای کشتار جمعی خودنمایی می کند.
برای مبارزه و کنترل اعتیاد، لازم است ابتدا هزینه هایی را که این بلای خودساخته بر کشور وارد می کند را بدانیم تا عزم همگان برای کنترل آن راسخ شود.
هنگامی که صحبت از یک آسیب اجتماعی می شود باید بدانیم که علاوه بر فرد معتاد، خانواده و سایر افراد جامعه و به تبع آن دولت نیز دچار عوارض و تبعات آن می شود.
توجه داشته باشید که بسیاری از هزینه های اجتماعی ناشی از اعتیاد به مواد قابل اندازه گیری به روش کمی نیست و آثار آن بر دوش جامعه سنگینی می کند مانند کاهش نشاط، افزایش افسردگی و بیماریهای روحی، افزایش طلاق و از هم پاشیدگی بنیان خانواده ها، افزایش میزان جرم و جنایت و به تبع آن کاهش امنیت در خانواده و اجتماع و…
در کشور ایران مبارزه با مواد مخدر در قالب دو راهبرد انجام می شود. مقابله با عرضه و کاهش نقاضا، هزینه هایی که دولت در قالب مقابله با عرضه می پردازد شامل مجموع هزینه های نیروهای نظامی و انتظامی در مرزها و در داخل کشور جهت مقابله با ورود و توزیع مواد مخدر و هزینه های دستگاه قضایی است.
برخی از این هزینه ها عبارتند از: استقرار نیروها در مرزها، عملیات رزمی، ایجاد استحکامات، پاسگاهها و برجک های مرزی حفر کانال، تجهیزات، خودروها، بازسازی و نوسازی زندانها، داوری و اصلاحات قضایی و…
هزینه هایی که دولت در قالب راهبرد کاهش تقاضا می پردازد شامل مجموع هزینه های دولت در خصوص پیشگیری، درمان، بازتوانی و اقدامات مرتبط با کاهش آسیب است. برخی از این هزینه ها عبارتند از: هزینه های درمان اعتیاد در مراکز دولتی، برگزاری کارگاههای آموزشی و دوره های بازآموزی، تهیه و تولید برنامه های فرهنگی و هنری در رسانه های مختلف، ارائه خدمات حمایتی به معتادان و خانواده های آنها، ایجاد و تجهیز مراکز ورزشی، توسعه و راه اندازی مراکز ترک اعتیاد و بیمارستانهای تخصصی و علاوه بر آن کاهش بهره وری معتادان در بازار کار، کاهش مشارکتهای اجتماعی مصرف کنندگان و دیگر فعالان عرصه مواد مخدر، کاهش مالیات پرداختی از جانب آنان، مرگ زود هنگام معتادان، هزینه های زندانی شدن، کاهش سرمایه گذاری دولت در امور زیربنایی (به دلیل ضرورت اختصاص دادن بخشی از منابع مالی کشور به مقوله مواد مخدر)
همانطور که مشاهده می شود تمام مقوله های یاد شده در مجموع باعث کاهش رفاه اجتماعی شده و بار عظیم مالی بر جامعه و دولت تحمیل می کند.
موضوع مهم دیگری که باید در نظر دانست هزینه های غیر قابل اندازه گیری است که به کل جامعه تحمیل می شود که قبلاً به آنها اشاره شد در مجموع با توجه به وسعت خسارات وارده بر پیکره اجتماع مقابله و مبارزه تمام آحاد جامعه در برابر معضل اعتیاد به مواد ضروری است.

جوابیه‌ای بر نقد غلام لرد: پاسخ کارگردان به منتقد سریال غلام لرد

جوابیه‌ای بر نقد غلام لرد:
پاسخ کارگردان به منتقد سریال غلام لرد

مسعود اشجعی
در شماره 471 نشریه وزین «پیام ما » مطلبی تحت عنوان (غلام لرد، زخمی سریالی بر تن جامعه) به زیور طبع آراسته شده بود که نگارنده نه از باب جوابیه که ضعف محتوایی خود مطلب، الزام به جوابیه را غیر ضروری می سازد که به بهانه برخی مفاد آن و به پشتوانه بیست و چهار سال نوشتن نقد در مطبوعات محلی وسراسری نقدی آسیب شناسانه دارد بر جریان نقدنویسی در حوزه سینمای کرمان.
• اصالت معنایی کلمه نقدازجدا کردن ذره های ارزشمند طلا از ناخالصی ها در عهد عتیق آمده، در همین راستاودر زمینه سینما نیز کارکردی مشابه یعنی جدا کردن سره از ناسره و یا خالصی از ناخالصی را می توان در مورد آن صادق دانست، به عبارتی همانگونه که نقادان عهد ماضی، متخصصانی بوده اند زرشناس که قدر زر را دانسته و تشخیص ماهرانه ای در جدا کردن آن از ناخالصی هایی که بر به طلا می زده، داشته اند، نقادان سینمایی عصر حاضر نیز باید ضمن برخورداری از تخصص ویژه در صنعت هنر سینما، قابلیت تشخیص عناصر شکل دهنده سینما از حفره های موجود ناشی از عدم حضور این عناصر در متن فیلم راداشته باشد.با این تعاریف و به استناد مطلب فوق و بسیاری از مطالب شبه نقد که در نشریات محلی و حتی سراسری چاپ می شوند. اساساً ما باید پدیده ای به نام نقد مواجه نیسیتم .
• نقد بر یک اثر هنری تمام شده میسر است ، به عبارتی سریالی که در چند قسمت کامل می شود بر اساس یک قسمت قابل نقد نمی باشد، به همین دلیل است که دوست جویای نام ما در مطلبش و با استناد به دیدن سرسری همان یک قسمت دچار پیشگویی غلط می شود، آنجا که می نویسد (جوان خارجی که به قصد توریسم آمده) نمی دانم که او چگونه به این نتیجه رسیده که جوان خارجی به قصد توریسم آمده !! چرا که منِ فیلمنامه نویس نیت و قصد او از آمدن به ایران را در قسمت پایانی سریال رونمایی کرده ام که هنوز به بازار نیامده!و اتفاقاًنقطه عطف پایانی این سریال است! و البته که مشخص می شود که وی هرگز توریست نبوده ودلیل آمدن او به ایران همان بار معنایی و جوهره اصلی سریال می باشد!! در همین راستاست که دوست عزیزمان که متاسفانه نامشان را به خاطر نمی آورم دچار توهم در درک توهین به کرمانی ها علی الخصوص زنان کرمانی به استناد دو سکانس از قسمت اول شده که آنهم قرار است در قسمت های اتی به نقاط عطف سریال مبدل شوند و این درحالی است که با گذشت سه ماه از پخش قسمت اول هنوز هیچ بانوی کرمانی به چنین احساسی در باب توهین به خود نرسیده است، شاید دوست هنر دوست ما احساسات فیمینیستی شان نسبت به احساسات فیمینیستی بانوان کرمانی، غلظت بیشتری دارد! که البته این هم دلیل نمی شود که ایشان از طرف آنها بیانیه صادر کند. دلیل دیگر این کج فهمی در عدم شناخت گونه های مختلف کمدی از طرف ایشان است، در کمدی فانتزی که این سریال در کنار کمدی موقعیت از آن بهره 
می گیرد، تیپ سازی به جای شخصیت پردازی و اغراق در معانی برای رسیدن به نتیجه ای واقعی ناگزیر است، شکل ورود فرد انگلیسی به روستا و بلاهایی که بر سر او نازل می شود با اغراق حاصل از این نوع کمدی، عامدانه در جهت برهم زدن یک باور غلط قدیمی است که می گوید کار کار انگلیسیهاست ! شاید اگر دوستمان این اثررا توهین به مردم شریف انگلیس! می پنداشت به عقلانیت نزدیکتر بود! در سابقه ذهنی همه ما و در آثار هنری متقدم، همیشه انگلیسی ها باهوش و استثمارگر و مردمان ما ساده لوح و استثمار زده بوده اند، حال که برای اولین بار ذائقه را عوض کرده و در یک اثر کمدی فانتزی روستاییان کرمانی را که تیپیکال می باشند زرنگ تر از یک انگلیسی نشان داده ایم به کجای تریج قبای دوستمان برخورده که آن را توهین به کرمانی ها می داند ؟! آنهم بدون دیدن قسمت های بعدی و عدم آگاهی از انواع کمدی و کاربردآنها و حتی عدم تشخیص تیپ از شخصیت، نتیجه آنکه در نقد محتوایی آشنایی با اصول اولیه فیلم نامه، انواع روایت ها، انواع کمدی و کاربرد هریک از آنها، تفکیک تیپ از شخصیت، آشنایی نسبی در حوزه معانی فیلم مورد بررسی و تطبیق جزء به جزء این موارد بر اثر نهایی الزامی است که در این جا با توجه به ناقص بودن اثر (دیدن تنها یک قسمت از مجموعه ) و عدم آشنایی با تخصص های ذکر شده در قلم دوستمان به استناد آنچه نوشته بود، مطلب ایشان فاقد عناصر نقد محتوایی است
3-کلی گویی در نقد آفتی است که سالهاست به واسطه بی سوادی جمعی از ظاهراً منتقدان فرصت طلب، سینمای ایران را به چالش کشیده و دامنه آن به سایر نقاط از جمله کرمان کشیده شده است، جملاتی از قبیل، موتور فیلم روشن نشده، کیفیت فیلم پایین است، تحمیق توده ها و… بیشتر از آنکه حکایت شناخت نویسنده از ساختار فیلم مورد نظر باشد حاکی از تلاش برای مطرح شدن نام و عنوان با استفاده از حربه مخالف خوانی است، همین مسأله نام دکتر کاووسی مرحوم راو این اواخر مسعود فراستی مرحوم نشده را که بی سوادترین منتقد حال حاضر سینما است به مدد رسانه ملی و مخالف خوانی های ممتد وی (تقریباً با هیچ فیلمی موافق نیست ) به نامهای آشنای عرصه نقد مبدل ساخته ! و صد البته دنباله روهای خود شیفته ای را در شهرستان ها نیز پیدا نموده اند! بگذارید برای آنکه مسئله کاملاً باز شود قصه ای کوتاه را تعریف کنم که احتمالاً همه شنیده ایم، حکایت خیاط شیادی که قرار می گذارد برای پادشاه لباسی بدوزد که هیچ آدم بی شعوری قادر به دیدن آن نباشد و البته که با گرفتن مبلغ قابل توجهی هیچ لباسی برای پادشاه نمی دوزد و فاجعه بار آنکه همه از ترس محکوم شدن به بیشعوری، لباس ندیده را، دیده می انگارند، در حالی که در عمق خیال خود، خویشتن را واقعاً بیشعور می پندارند!!و فاجعه بارتر آنکه پادشاه لباس ندیده را به تن کرده، لخت به میان مردمی می رود که لباس ندیده اورا تحسین کرده و پادشاه غرق در حسرت، که تنها بیشعور آن جمع است!!! حکایت هنر این مرز و بوم هم با منتقد نماهای مذکور بی شباهت به ماجراهای فوق نیست، منتقد نماهای بی سواد پر مدعا، نمایندگان روشن فکر نمای جامعه می شوندو هر اثری را که به دل مخاطب بنشیند به چوب سطحی نگری و بی کیفیتی و عدم ارزشهای ناب سینمایی زده و بدون نقد ساختاری که لازمه آن سواد سینمایی است، به حراج کلمات ناشایست می گذارند و مردم را به ارتکاب استقبال از آن محصول عوام می نامند و خود را خواص! و عجیب آنکه در این آشفته بازار عده ای هم هستند که لذت خودرا از دیدن آن اثر پنهان می کنند تا متهم به عدم روشنفکری نشوند و چه بسا آثار بی سرو ته و کشداری را که سازندگان آنها خود نیز از درون مایه شان سر در نمی آورند، با هزار فلسفۀ بافته و نبافتۀ همین جماعت منتقد با تحمل رنج و عذاب و سردرد دیده و با ناصادقی تحسین می کنند که مبادا از قافله روشنفکران عقب بیافتند!! و این گونه می شود که آرام آرام سالن های سینما خالی از تماشا گر شده و جذابیت از پرده سینما به خیابانها کشیده می شود، جای که یک تصادف خونین محلی می شود برای ضبط تصاویر موبایل شخصی افرادی که سرگرمی شان را در جایی گم کرده اند!!! مطلب دوست ندیده ما نیز متاسفانه سرشار از این کلی گویی هاست که هیچ دلیل خاصی برآن نیاورده است، جمله ( کیفیت پایین این سریال) از آن جملات بی ربطی است که وقتی معنا پیدا می کند که با تطبیق عناصر ساختاری مانند دکوپاژ، میزانسن، ریتم نمایشی، ضربآهنگ و… بر پیکره فیلم به نقد کشیده شده، کجای فیلم بی کیفیت است؟ و دلیل آن بر طبق استانداردهای فیلم سازی چیست؟ آیا دوست عزیز ما واقعاً شناخت کافی از عناصر ساختاری یک فیلم را دارد؟ آیا انواع روایت در سینما را می شناسد؟ متاسفانه به استناد بخشی از مطلب ایشان می توان اورا کاملاً نا آشنا با این مقولات تخصصی دانست، آنجا که می گوید( کاملاً مشهود است که فیلم نامه ای در کار نبوده وصحنه های فراوانی در کارهستند که حاصل اتود زدن و بداهه سازی بازیگران اند) به چه دلیل ایشان به این نتیجه رسیده اند؟ لابد اگر کمترین شناخت از دکوپاژ داشتند متوجه می شدند که امکان بداهه گویی در تقطیع نماهای سینمایی تک دوربینه به صفر می رسد، چرا که فاصله ضبط بین دو پلان با پیوست زمانی، وقفه ای چند دقیقه ای است که امکان تداوم یک بداهه را کاملاً غیر ممکن می سازد مگر در پلان سکانس های چند دقیقه ای که این قسمت از سریال فاقد آن بود، از طرفی داستان این قسمت از سریال با سه راوی دنبال می شود، حکایت مرگ لرد و ماجرای وارث او از طریق اخبار، حکایت ورود دیوید به روستا و ماجراهایش از طریق روایت پیرزن و ادامه ماجرا در زمان حال از طریق دانای کل که قطعاً باید با یک طراحی مناسب در دل یک ریتم نمایشی تطبیقی در کمتر از چهل دقیقه انجام می شد، سوال من از دوست فیلم نامه نخوانده عزیزم این است اگر کسی همه اینها را بدون داشتن فیلم نامه و بصورت بداهه سر صحنه فیلمبرداری اجرا کند اورا جزء نابغه چه باید نامید؟ گویی اینکه نابغه ای وجود ندارد و این فیلم نامه حاصل صرف زمان کافی برای نگارش آن بوده است. و پیشگویی دوست عزیزمان دراین رابطه بازهم چونان قبل، غلط! و نتیجه اینکه دوستمان نه از اصول فیلمنامه نویسی چیزی می داند و نه از ساختارهایی نظیر ریتم نمایشی، ضرب آهنگ، تقطیع نما و… ایشان بیشتر تابع احساساتی بوده که اورا به آدمهایی نظیر آنان که گفتیم ربط می دهد! این کلی گویی های بی منطق به انضمام قیاس مع الفارق این سریال با سریالهایی چون هزار دستان و سربداران و ربط دادن عجیب همه این دلائل ثابت نشده به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، فارغ از جریان نقد نویسی متاسفانه نوعی گروکشی برای گرفتن امتیاز از طریق فضای پرحجم مطبوعات محلی است که حاصل آن دیده شدن به هر قیمتی است.
4- نقد ایشان به لهجه و اشاره به بازیگر خاصی ( امیر فضل ابادی ) جهت اثبات عقیده شان در جهت سخیف بودن اثر، از پیش داوری مغرضانه و البته ناشیانه ایشان سرچشمه می گیرد، سریال غلام لرد سریالی قصه محور است که در آن شخصیت ها و تیپ های مختلف پیش برنده داستان می باشند و نه یک شخصیت خاص، نگارنده خود از منتقدان جدی هجو لهجه کرمانی است و نمی دانم لفظ (پچوندن گوجه) و یا جمله ای مشابه با آن در کدام قسمت سریال به سمع ایشان رسیده! ایشان حتی تفاوت گونه های مختلف کمدی را نمی داند که اگر غیر از این بود متوجه می شدند که کمدی غلام لرد از نوع کمدی موقعیت است که متکی به بازیگر نمی باشد و متن موجود،موقعیت های کمدی را ایجاد می کند، از طرفی امیر فضل آبادی کمدینی تیپیکال است که کمبود آن در سینمای ایران به شدت دیده می شود، در دنیا ما بازیگران تیپیکال بسیاری داشته ایم از نورمن ویزدوم گرفته تا جری لوئیس، برادران مارکس و… که یک تیپ مشخص کمدی را در داستان های متفاوت بازی می کردند، در ایران اما این نوع تیپ سازی به شدت مهجور مانده و یا اساساً بازیگر مستعدی در این زمینه دیده نمی شود، تیپهای متفاوت شفیعی جم و مهران مدیری هرگز به ثبات و تداوم نرسیده اند،در گذشته تنها تیپ کمدی سینمای ایران(صمد) با بازی پرویز صیاد و در وجهی پایین تر تیپ رشتی میری بود که آنها نیز با ظهور انقلاب به محاق فراموشی رفتند، فضل ابادی استعداد، هوش و بضاعت آن را دارد که در سطح کشور و در صورت برخورداری از متنی مناسب مبدل به یک کمدین تیپیکال ثابت شود، متاسفانه نمی دانم چرا در عرصه هنر کرمان دشمنی با او تبدیل به یک پز روشنفکرانه شده !!! محبوبیت اورا در میان مردم به کوته بین بودن مردم نسبت دادن، دردی را دوا نمی کند، ای کاش مرهمی پیدا می شد برآتش حسادت ها و تنگ نظری ها، وقتی بازیگری کم استعداد همچون رشید را اصفهانی ها حلوا حلوا کرده و آن را جزو صادرات فرهنگی خود به تهران می دانند، ما استعداد قوی تر خودمان را در شهرمان شهله شهله کرده، نامش را ظالمانه دلقک گذارده و با تمسخر او برای خودمان اعتبار نداشته خریده، در توهم روشنفکری خود، لباس نداشته مان را تحسین می کنیم!!! و در آخر برادر ارجمندم که نامت را به خاطر نمی آورم اگر جویای نامی و طالب آنی که سری در میان سرها دربیاوری، نوک قلمت را به اندازه آگاهی ات برکاغذ فشار بده و نیروی آن را از بازوی خودت بگیر!
توضیحات پیام‌ما-عرفان زارعی :
به قول سرکوهی وقتی نقدی تاثیرگذار می‌شود اول به منتقد می‌گویند خودت چی؟در جواب به نقدی بر سریال غلام لرد کارگردان این مجموعه کلماتی را به قول خودشان به زیور طبع رسانده‌اند که پیش کش نظرتان شد، هرچند کماکان سوالات نقد قبلی به جای خود باقی هستند و تاثیر این گونه هنرکالاها در تحمیق توده‌ای برهر بیننده‌ی آگاه از روز روشن‌تر است و خدارا شکر که ایشان درنشان دادن اندیشه و خاستگاه ‌تولیدات‌شان از هیچ تلاش و تقلایی فروگذار نمی‌کنند.نگارنده آن نقد قاعدتا جوابی به کلمات ناشایست ایشان ندارد جز لبخند و افتخار که نام روشن‌فکر به عنوان فحش به او لقب داده‌شده .به هر حال تاریخ بهترین قاضی است و خلاف حدس ایشان اینجانب نه شخصا مشکلی با ایشان دارم و نه حسادتی به آثار لمپنی می‌ورزم به هرحال تیتر مطلب خبر می‌دهد از سطح سواد و ادب و به قول سعدی فحش از دهن تو طیباتست.

دلیل عجیب تاخیر 12 ساعته پرواز کیش – کرمان

دلیل عجیب تاخیر 12 ساعته پرواز کیش – کرمان
روز دوشنبه مسافران پرواز کیش – کرمان شرکت هواپیمایی ماهان، حدود 12 ساعت در فرودگاه کیش سرگردان ماندند و دلیلی عجیب برای این تاخیر از سوی مسئول دفتر این شرکت هواپیمایی مستقر در فرودگاه کیش بیان شده است. یکی دیگر از مسافران این پرواز اظهار داشت: من یک تاجر هستم و باید برای قراری تجاری به دبی سفر می کردم اما به دلیل این تاخیر 12 ساعته نتوانستم به موقع حاضر شوم. رضایی ‌نژاد از مسافران پرواز شماره 4595 هواپیمایی ماهان گفت: قرار بود ساعت 09:30 صبح روز دوشنبه از کیش به کرمان برویم اما ساعت ها در فرودگاه کیش ماندیم و کسی پاسخ درستی به ما نداد. وی افزود: مسئول دفتر ماهان در فرودگاه کیش گفت به دلیل برخورد کلاغ با شیشه هواپیما، شیشه شکسته و به همین دلیل پرواز به تعویق افتاد. این مسافر پرواز کیش – کرمان گفت: مسئولان حاضر در فرودگاه وعده دادند که در کرمان به مسافران خسارت پرداخت خواهد شد.

خواب آلودگی پدر جان کودکانش را گرفت

خواب آلودگی پدر جان کودکانش را گرفت
بر اثر خواب آلودگی راننده سواری پیکان و برخورد آن با گارد ریل در سیرجان استان کرمان دو کودک 3 و 5 ساله جان باختند.
به نقل از پایگاه خبری پلیس ، سرهنگ « هادی ثمره « گفت: روز دوشنبه در پی اعلام مرکز فوریت های پلیسی 110 مبنی بر وقوع این حادثه در کیلومتر 5 محور « سیرجان – شهربابک « بلافاصله پلیس به محل اعلامی اعزام شد. وی افزود: یک دستگاه سواری پیکان با 4 نفر سرنشین که همگی اعضای یک خانواده اهل شهرستان نکاء استان مازندران هستند با گارد ریل جاده برخورد کرده است.
« ثمره « خاطر نشان کرد: در این حادثه دو فرزند این خانواده که 3 و5 ساله هستند به علت شدت جراحات وارده در دم ، جان خود را از دست دادند و پدر و مادر مجروح شدند.
وی تصریح کرد :علت حادثه از سوی کارشناسان پلیس عدم توجه به جلو ناشی از خستگی و خواب آلودگی اعلام شده است .