بایگانی مطالب نشریه
رهبر انقلاب: بیانات امام، مبانی انقلاب است
رهبر انقلاب:
بیانات امام، مبانی انقلاب است
رهبر انقلاب با بیان اینکه فضای دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی باید کاملاً انقلابی و حزباللهی باشد، تاکید کردند:از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی تفکر انقلابی را قبول نداشتند و برخی هم با اینکه در داخل نظام بودند اما اعتقادی به مبارزه با استکبار نداشتند که باید در مقابل این جریان ایستاد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر دیروز در دیدار امیر دریابان شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی و معاونان و کارشناسان دبیرخانه شورا تأکید کردند: برای آنکه دبیرخانه نقش بسیار مهم تصمیم سازی را بهدرستی و بهخوبی انجام دهد، باید فضای حاکم بر دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی و جهت گیریهای آن، کاملاً منطبق بر «تفکر صحیح و خالص انقلابی و حزب اللهی» باشد. رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امنیت یکی از حیاتی ترین نیازهای جامعه است و بر همین اساس در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است، افزودند: امروز مقوله امنیت از یک موضوع نظامی و امنیتی صرف خارج شده و دارای ابعاد اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، روانی و اخلاقی است.
ایشان با اشاره به فعالیتهای مختلف دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی، خاطرنشان کردند: انجام صحیح نقش تصمیم سازی دبیرخانه منوط به حاکم بودن «فضای صددرصد انقلابی» در این نهاد است زیرا اگر جهت گیریهای زاویهدار با انقلاب اسلامی در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی تأثیرگذار شود، نتیجه مطلوب بدست نخواهد آمد. رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه «جهت گیری و گرایشهای انقلابی»، توهمات و کلیات محض نیستند، افزودند: گرایش ها و جهت گیریهای انقلابی، واقعی و کاملاً روشن و واضح و مبتنی بر بیانات امام (ره) است.
آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش برخی برای جابجایی خطوط اصلی و روشن انقلاب تأکید کردند: امام(ره) «مظهر انقلاب اسلامی» است و بر همین اساس، بیانات ایشان که در دهها جلد کتاب مدون شده، «مبانی انقلاب» است. ایشان موارد تکرار شونده در بیانات امام(ره) را «خطوط اساسی و اصول انقلاب اسلامی» خواندند و گفتند: براساس سخنان امام(ره)، موضوع «مردم»، «استقلال کشور»، «تدین و پایبندی به مبانی اسلامی»، «مبارزه با استکبار و زورگویی»، «مسأله فلسطین»، «موضوع معیشت مردم»، «توجه به مستضعفین و رفع فقر»، خطوط اصلی انقلاب هستند که از ترکیب آنها «هندسه انقلاب» بهدست می آید.
معرفی استانداران کرمان از 1300 تا کنون هر پنجشنبه در صفحه تاریخ پیام ما
معرفی استانداران کرمان
از 1300 تا کنون
هر پنجشنبه در صفحه تاریخ پیام ما
محمد مهدی شاهرخ
1320 ـ 1318 شمسی
محمد مهدی شاهرخ؛ «استاندار، قاضی عالی رتبه، در 1278 ش. تولد یافت. مدرسه عالی علوم سیاسی را پایان داد و وارد خدمت قضایی شد و مراحلی از ترقی را در آن وزارتخانه پیمود. چندی دادستان تبریز و مدتی دادستان استان اصفهان و زمانی ریاست دادگستری خوزستان با او بود.
در سال 1318 ش. فرماندار کل کرمان شد و تا شهریور 1320 آنجا بود. به هنگام خروج رضاشاه از کشور که چند روزی در کرمان بسر برد، شاهرخ با او بود. در 1324 ش. مجدداً به استانداری کرمان منصوب گردید، بعد استاندار خوزستان شد. بعد از طرف مجلس شورای ملی به مستشاری دیوان محاسبات انتخاب گردید و بعد به مقام دادستانی دیوان محاسبات رسید و چندی هم ریاست دیوان محاسبات با او بود.
در سال 1335 ش. گلشائیان وزیر دادگستری که اختیاراتی برای اصلاح دادگستری گرفت، شاهرخ را به ریاست دادگاه انتظامی قضات تعیین کرد ولی پس از یک هفته به علت منع قانونی، حکم وی لغو گردید.
شاهرخ بعد از بازنشستگی، کتابی به نام حقایق در دو مجلد انتشار داد. در آن کتاب، او دادگستری و سازمانهای اداری را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. شاهرخ در سال 1328 ش. مدیرکل بازرسی وزارت دارایی بود. در آن سمت به عضویت تصفیه ادارات تعیین گردید. این هیئت کارمندان دولت را به سه دسته تقسیم مینمود که میتوان به: مفید، بی خاصیت و مضر تقسیم کرد. علیه هیئت تصفیه جنجال برخاست، شاهرخ هم مانند سایرین در مظان اتهاماتی قرار گرفت» (1).
در مورد استانداری محمد مهدی شاهرخ در کرمان آمده است:
«در اواخر تیر ماه 2498 [1318 ش.] به استانداری کرمان منصوب گشت و به این شهر وارد گشت. در زمان این استاندار جنگ بینالملل دوم بیشتر ممالک اروپا را در برگرفته بود، به همین واسطه مردم ایران هم در بیم و اضطراب بسر میبردند … خلاصه اثر شوم این جنگ کمکم در شهرهای ایران از جمله کرمان پیدا شد؛ ارزاق گران و نایاب شد. نان که خوراک عمومی است به زحمت پخته میشد. دکاکین خبازی آشوب و پس از نیم ساعت معطلی یکی دو نان میدادند. قند و شکر و چای کمیاب و پیدا نمیشد. در انبارهای بازرگانان آنچه قند و شکر موجود بود، خریداری و مردم ذخیره مینمودند (2).
[در این مقطع زمانی] مهندسین آلمانی در بیشتر کارخانجات بودند. در کرمان مهندسی آلمانی بود که در کارخانه خورشید همه کاره بود. این آلمانی بیشتر اوقات مستِ مست بود و موقعی که عرق کم خورده، هوش و حواسسش تقریباً سر جاش بود، میگفت: هیتلر پیشوای آلمانی کرمانی است؛ ژرمان یعنی همان کرمان. خلاصه به نفع دولت خود تبلیغ مینمود و کرمانیهای ساده دل حرفهای این مهندس را باور [کرده بودند]، هر کجا آلمان شکست میداد و پیش میرفت، خوشحال میشدند و هر کجا هم شکست میخورد، غمناک میگشتند. این مهندس نامش «ریشتدر» بود …» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 859.
(2) ـ این سالها مقارن با سالهای قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود، آقای محمد صنعتی در خاطرات خود از این دوران و وضعیت و مشکلات مردم کرمان (در کتاب رهگذار عمر) آورده است:
«… در زمان کودکی خود، که هم زمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود، شاهد صحنهها و وقایع زیادی بودم که به رغم کمی سن و سال، بسیاری از رنج و مشکلات مردم و خانواده خود را به وضوح لمس میکردم. مثلاً به خوبی یاد دارم، از منزل ما به بعد بیابان بود و چون کشتارگاه کرمان در خیابان جهاد فعلی (کوچه معروف به کشتارگاه) قرار داشت، در آن دوران هر روز تعداد زیادی زن و مرد و بچه، با کاسه و قدحهایی به دست به طرف کشتارگاه میرفتند و موقع بازگشت، تعداد اندکی شادمان از این موفقیت بودند که توانستند مقداری خون از ذبح گوسفندان به دست آورند، تا با مخلوط نمودن مقداری پیاز سرخ کرده در خون و گرم نمودن آن، غذایی تهیه و خانواده خود را از گرسنگی نجات دهند. «آب داغو» غذای اکثریت خانوادههای کرمان بود؛ مقداری روغن ـ و در اکثر موارد تکهای چربی گوسفند ـ با پیاز، نمک و زردچوبه در آب ریخته و پس از مدتی حرارت دادن، به عنوان غذا میخوردند. در برخی موارد مقداری «بابونه» به این آب اضافه میکردند که در این صورت به آن «قاتق بابونه» میگفتند. خانوادههایی که دارای گوسفند و یا گاوی بودند، از وضعیت بهتری برخوردار بودند. چرا که میتوانستند از شیر آن، انواع لبنیات را به دست آورند. خرید گوشت مانند اکنون نبود، یاد دارم در محله ما قصابی بود که هر هفته زن او به واسطه آشنایی با اهالی محله، به درب منازل مراجعه و مقدار گوشت مورد نیاز هفتگی آنان را میپرسید، که معمولاً توان مالی اکثر خانوادهها جهت خرید گوشت در حد «15 سنگ» و یا «7 تَرم» بود. در آن دوران، روزهای متعددی ـ چون دیگر خانوادههای کرمانی ـ غذای خانواده ما شامل تنها مقدار کمی نان کوپنی بود و مجبور به امساک در خوردن آن بودیم. حتی یک روز به جای نان، خرما خوردیم؛ بعدها دانستم آن روز نان در شهر وجود نداشت و به تمامی مردم به جای نان، خرما داده بودند.
وضعیت کرمان در آن روزگار بسیار آشفته و نا بهنجار بود و اکثریت مردم که دارای شغل کشاورزی و کارگری بودند از حداقل زندگی بهرهای نداشتند؛ این امر در سالهای وقوع جنگ جهانی دوم مضاعف شده بود و به رغم آن که نانواخانهای در کرمان توسط مسئولین تأسیس شده بود اما باز مشکلات زیادی در میان بود …». نیکپور، مجید: رهگذار عمر (خاطرات و فعالیتهای محمد صنعتی)، ص 37 و 38.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 136 و 137.
معتصمالسلطنه فرخ
1320 شمسی
«سید مهدی فرخ، ملقب به معتصمالسلطنه، فرزند سید محمد سادات تهرانی، در سال 1304 ق. متولد گردید. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی به مدرسه علوم سیاسی راه یافت و دوره مدرسه مزبور را قبل از مشروطیت پایان داد و به خدمت وزارت امور خارجه درآمد. در اداره تذکره و دفتر وزارتی مشغول کار شد.
وی در طول عمر 88 ساله خود، عهدهدار مشاغل و مناصب بسیاری چون: نایب قنسول ایران در باطوم و گنجه، نماینده مجلس شورای ملی از تربتحیدریه، سرحددار سیستان، کارگزار گیلان، ریاست اداره تحریرات روس در وزارت امور خارجه، کارگزار کل خراسان (پس از کودتای 1299)، ریاست حسابداری و مدیر کل مالی وزارت امور خارجه (1302)، وزیر مختار ایران در افغانستان (1305)، معاونت وزارت معارف و نایبالتولیه مدرسه عالی سپهسالار، حاکم رضائیه (1314)، رئیس اداره کل صناعات و سپس وزیر صناعات ایران (1316)، استاندار فارس (1319)، استاندار کرمان (1320)، وزیر کشور (1321)، نماینده مردم زابل و سیستان در مجلس شورای ملی، استاندار آذربایجان شرقی و غربی، سفیرکبیر ایران در چین (1327)، ریاست کل شهربانی (1329)، سناتور انتصابی آذربایجان در مجلس سنا، استاندار فارس (1334)، استاندار خراسان (1335) و سناتور انتصابی تهران بود.
فرخ قریب نیم قرن به طور متوالی مصدر مشاغل و مقامات مختلف بوده است، در عمر سیاسی خود هفت مرتبه استاندار و پنج نوبت وزیر و سه دوره سناتور و دو دوره نماینده مجلس و دو دفعه سفیرکبیر بوده است. فرخ در تمام مدت خدمات خود در کارها، قاطعیت داشته، با قدرت و انضباط خاص امور مربوطه را اداره نموده است.
وی در اواخر عمر به انتشار خاطرات زندگانی سیاسی خود پرداخت. گذشته از این که این خاطرات لایحهی دفاعیه زندگانی سیاسی او بود، به افرادی که در طول حیات خود با آنها مناسباتی داشته است، انتقامگیری محسوب میگردد. فرخ این خاطرات را در کمال بیپروایی و یک جانبه به رشتهی تحریر درآورده و در حقیقت تحریف تاریخ است. او در 88 سالگی در تهران درگذشت» (1).
در مورد حکومت فرخ در کرمان آمده است: «در فروردین سال 2500 [1320 ش.] سید مهدی فرخ که از رجال ایران بود، به استانداری کرمان منصوب … و به این شهر حرکت نمود … در زمان این استاندار باد شدیدی وزیدن نمود و شدت آن به قدری بود که چنار سلسبیل که درختی صد ساله و بسیار تنومند بود، باد انداخت …» (2).
همان طور که در قبل ذکر شد، استانداری فرخ در کرمان مقارن با سالهای قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود. او در کتاب خاطرات خود ـ به رغم آن که سعی نموده خود را شخصیتی مثبت و خیراندیش معرفی نماید ـ در خصوص این موضوع آورده است: «…کرمان وضع آشفته و بلبشوئی داشت؛ نه آبش بود و نه نانش. مشکل نان در کشورهای جنگزده و یا ممالک اشغال شده بزرگترین مشکلهاست. زیرا آنان که مستغنی هستند از ترس قحطی بیش از نیاز خویش آذوقه میخرند و لاجرم دست نیازمندان از رزق روز کوتاه و در این میان دلالان و شاطران، میداندار معرکهاند و از نان مردم میدزدند و گندم روی گندم در انبارها میچینند تا بود و نبودشان را گرانتر از قبل بفروشند و من در کرمان، در استانی از کشوری جنگزده، دچار چنین وضع تأسفبار و شرمآوری شده بودم. روزی سیزده تن گندم به نانوایان تحویل میشد که نان شهر را تهیه بکنند اما نان ابداً قابل خوردن نبود معلوم نبود چه کثافتی را با آرد گندم قاطی میکردند که نان به صورت ورقههای حلبی در میآمد و گرسنگان نیز رغبت نمیکردند آن را به دهان نزدیک کنند.
من ناچار حضرات نانوایان را احضار کردم و عدهای را تنبیه و عدهای دیگر را با توپ و تشر روانهی محل کارشان کردم و خودم در آن هرج و مرج در انتظار مروت آقایان نشستم. یکی دو روز فیالواقع مروت به خرج دادند و وضع نان خوب شد. اما پس از یکی دو روز باز آش، همان آش بود و کاسه همان کاسه. این بار چیزهایی به عنوان هدیه از قبیل شال و پالتو و غیره خریدم و در پاتوق نانوایان شخصاً به آنها اهدا کردم که شاید از راه تشویق بتوانم دل سنگ آنان را نرم کنم، ولی حضرات هدیه مرا گرفتند و باز به جای نان، ورقههای حلبی به خورد مردم دادند و شاید در دل میگفتند که ببین روزگار چه شده که حاکم هم به ما باج میدهد! … یک روز پنج تن از بازرگانان محترم و شریف کرمان، از قبیل آقایان «هرندی» و «دیلمقانی» را جمع کردم و از هر یک، سه هزار تومان قرض کردم و رفتم در بیرون شهر گاراژ مخروبهای را کرایه کردم. مردم شهر سراسیمه شده که حاکم میخواهد به جای حفظ شهر، خط اتوبوسرانی راه بیاندازد.
چند روز بعد در همان گاراژ مخروبه پنج دکه تافتونپزی و بیست و پنج دکه سنگکپزی راه انداختم و بعدش ادارهی امور آنجا را واگذار کردم به آقای «کرمانی» که از محترمین محل بود و یک روز صبح هم بیخبر و نابهنگام هر چه دکان نانوایی در شهر بود بستم و جلوی آن دکانهای بسته یک مأمور گذاشتم که نانهای خودمان را که در تنورهای خودمان میپختیم به مردم بفروشند. نانهای ارزان، خوب، بدون وجود بازارهای سیاه. سابقاً روزی 13 تن گندم میدادیم و نان خوردنی نبود در حالی که پس از اقدام من روزی 11 تن گندم میدادیم و نان بینهایت خوب و مأکول بود … یک روز آقای «بنیآدم» شهردار ما با رنگ و رخسار پریده پیش من تشریف آوردند و چیزی گفتند که حیران شدم … [ایشان گفتند]: آقای فرخ، سیاست داخل شده است! سپس آقای بنیآدم به من گفت: از دیشب چند تن از مستخدمین قونسولگری انگلیس با لباس فورم علناً به میان مردم آمده و آنان را علیه ماها و له نانوایان شهر تحریک میکنند. دیدم قضیه دارد بیخ پیدا میکند، فیالواقع سیاست داخل نان شده است، و این برای من عجیب بود. زیرا جناب قونسول چه امتیازی از من میخواستند که نان را علیالحساب گرو برداشته بودند؟ به هر تقدیر چارهای نبود، به اتفاق شهردار راه افتادیم و دیدم بله، پیشخدمتهای قونسولگری انگلیس سخت در تکاپو هستند، من اجباراً همان شب به جناب قونسول تلفن کردم و به ایشان گفتم: لطفاً مصرف نان روزانهی شما هر مقدار است بفرمائید من شخصاً برای شما روانه کنم و از این به بعد نوکران حضرت عالی به هیچ نحو حق ندارند داخل خیابان شده، دار و دسته راه بیاندازند.
با این تلفن، نوکران قونسولگری یکی دو روزی غلاف کردند اما پس از این مدت باز سر و کلهشان پیدا شد؛ همان لباسها و همان کلاهها. این بار آنها را دستگیر کرده و توقیفشان کردیم اما با کمال تعجب مسئلهای دستگیرمان شد که کلی باعث خنده و در عین حال تأسف گردید. میدانید چرا؟ آنهایی که توقیف کرده بودیم، پیشخدمت قونسولگری انگلیس نبودند، زیرا واقعاً پیشخدمتهای قونسولگری جا خورده بودند و از قونسولگری بیرون نمیآمدند. لابد میپرسید پس این عده کیها بودند؟ بله، اینها همان شاطرها بودند که لباس مستخدمین قونسولگری را از قرار شبی سه تومان کرایه کرده بودند تا شهر را شلوغ بکنند و کسی هم یارای جلوگیری از آنان را نداشته باشد و همه بپندارند که مسئلهی نان شهر مورد توجه سیمرغ است … باری دیدم اصلاً با این جماعت شاطر معاملهمان نمیشود. یک روز اجباراً این جماعت آزاد شده و آزادی یافته را جمع و سوار کامیونشان کردم و روانه کردم به بندرعباس. دست بر قضا کامیون حامل بار نیز بود و بارش شاخ بز بود، و اینان سوار شاخ بز شدند و رفتند و حتماً حالا هم که این قضیه را میخوانند صد هزار دشنامم میدهند …» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 1082 تا 1085.
(2) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 137 و 138.
(3) ـ فرخ، سید مهدی (معتصمالسلطنه): خاطرات سیاسی فرخ، به اهتمام و تحریر پرویز لوشانی، ص 514 و 515.
معتمدالممالک
1322 ـ 1321 شمسی
«احمد راد، ملقب به معتمدالممالک، در 1264 ش. تولد یافت. بعد از انجام تحصیلات مقدماتی وارد مدرسه علوم سیاسی شد و به استخدام دولت درآمد. چندی در وزارت جنگ سرهنگ توپخانه بود، بعد با درجه سرتیپی مستخدم دربار شد.
معاونت حکومت قزوین و کارگذاری گیلان از دیگر مشاغل اوست. چندی در مدرسه علوم سیاسی تدریس کرد. بعد از استبداد که حزب دموکرات در ایران تشکیل شد، وی به حزب مزبور پیوست و از افراد جدی و پر کار حزب بود. مدتی مدیرکل وزارت فوائد عامه و چندی نیز عهدهدار معاونت اداری مجلس شورای ملی بود.
در سال 1300 ش. که [علی اکبر] داور حزب رادیکال را بنیاد نهاد، معتمدالممالک از افراد مؤثر این حزب بود و در روزنامه مرد آزاد مقاله مینوشت. در 1306 ش. داور او را به عدلیه برد و مقام متسشاری تمیز را به او داد.
در سال 1312 ش. وزیر مختار در مصر شد. دو سال بعد همین سمت را در عربستان بر عهده گرفت. در جریان ازدواج محمدرضا پهلوی با فوزیه، او ارتقاء مقام یافت و سفیرکبیر ایران در مصر شد، چرا که نقش مهمی در خواستگاری فوزیه داشت.
در سال 1320 ش. به عنوان معاون وزارت بهداری تعیین شد. دو سالی (1322 ـ 1321 ش.) هم استاندار کرمان بود. در سال 1328 ش. به مقام سناتوری رسید. در دوره دوم نیز این مقام را حفظ کرد. وفات او در 1349 ش. اتفاق افتاد و در مقبرهی خانوادگی واقع در امامزاده صالح تجریشی مدفون گردید.
وی مشرب تصوف داشت و چون از لحاظ مالی تأمین بود، درِ خانهاش به روی فقرا و دراویش باز بود و به مردم توجه میکرد و از کمکهای مادی به اشخاص مستحقق دریغ نمیورزید. روی هم رفته مردی موجه و قابل قبول بود.
وی در شمیرانات زمین و املاک زیادی داشت. باغ او در چیذر شمیران معروف بود. فرزندان وی رشدی پیدا نکردند. یکی از دختران او به حبالهی نکاح سپهبد اسکندر آزموده درآمد (1).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 705 و 706.
(2) ـ از جمله افراد حاضر در عکس: 1ـ احمد راد 2ـ مرحوم پرویز دبستانی (درآگاهی) 3ـ مرحوم دکتر علی اکبر میرحسینی وکیلی.
تقدیر از برگزیدگان مسابقه نقاشی «مصرف بهینه آب» در آبفا سیرجان
تقدیر از برگزیدگان مسابقه نقاشی «مصرف بهینه آب» در آبفا سیرجان
مراسم تقدیر از دانش آموز برتر شرکت کننده در مسابقه نقاشی با موضوع فرهنگ صحیح مصرف آب در شرکت آب و فاضلاب شهرستان سیرجان برگزار شد. این مراسم با حضور میرشاهی مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت آبفای سیرجان، غفاری مدیر روابط عمومی شرکت آبفای استان کرمان، معاونین شرکت آبفای سیرجان و حجت الاسلام سیوندی امام جماعت شرکت آب و فاضلاب سیرجان برگزار شد. در ابتدای مراسم میرشاهی گفت: در تابستان سال جاری در بازارچه خیریه باران که به منظور کمک به بیماران ضایعه نخاعی در سیرجان برگزار شده بود، شرکت آب و فاضلاب شهرستان نیز مبادرت به دایر کردن غرفه ای در این بازارچه به منظور اشاعه فرهنگ صحیح مصرف آب نمود. وی افزود: در این غرفه از بازدید کنندگان خواسته شد که با کشیدن نقاشی در زمینه صرفه جویی در مصرف آب در مسابقه نقاشی شرکت کنند که بالغ بر 100 دانش آموز در این مسابقه شرکت کردند و از بین آنها نقاشی های برتر معرفی شدند.
در ادامه غفاری مدیر روابط عمومی شرکت آب و فاضلاب استان کرمان گفت: دانش آموزان سفیران آب در جامعه هستند و نقش بسیار مهمی در اشاعه فرهنگ صحیح مصرف آب بر عهده دارند و با فرهنگ سازی در خانه و مدرسه می توانند در زمینه صرفه جویی در مصرف آب و جلوگیری از اسراف آن نقش مهمی ایفا نمایند.
در پایان هدایا و لوح تقدیری به برگزیدگان این مسابقه (امیرطاها صفا، علی گلزاری، مه دانا زیدآبادی نژاد، نیوشا سلیمانزاده، محمدکاظم رضوی نسب، امیررضا رضوی نسب و علی شهبا ) اهدا گردید.
رئیس مرکز پیش بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان: دمای شهر کرمان به هشت درجه زیر صفر میرسد
دمای شهر کرمان به هشت درجه زیر صفر می رسد
رئیس مرکز پیش بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان گفت: دمای شهر کرمان در روزهای پنجشنبه و جمعه به هشت درجه سانتی گراد زیر صفر می رسد. به گزارش ایرنا حمیده حبیبی افزود: حداکثر دمای پنجشنبه و جمعه شهر کرمان 10 درجه خواهد بود.
وی ضمن پیش بینی بارش برف در ارتفاعات کرمان گفت: بارش پراکنده باران نیز در مناطق مختلف این استان طی این دو روز پیش بینی می شود. رئیس مرکز پیش بینی اداره کل هواشناسی استان کرمان به گلخانه داران و مرغداران نسبت به تنظیم دمای این محیط ها در روزهای پنج شنبه و جمعه تاکید کرد. وی گفت: وزش باد به نسبت شدید، پدیده غالب دو روز آینده بیشتر مناطق استان کرمان است. حبیبی افزود: دمای شهر کرمان از بعد از ظهر شنبه هفته آینده روند افزایشی خواهد داشت. گفتنی ست کرمان در دو روز پایانی هفته گذشته با کاهش دما نسبت به روزهای قبل روبرو شد و کمینه دما به شش درجه زیر سفر رسید.
مرگ پسر به دست پدر در نزاعی خانوادگی
مرگ پسر به دست پدر در
نزاعی خانوادگی
مرگ پسر به دست پدر در
نزاعی خانوادگی
جانشین انتظامی کهنوج از شناسایی و دستگیری پدری که به علت اختلاف خانوادگی اقدام به قتل پسر 21 ساله خود با اسلحه شکاری کرده بود، خبر داد. سرهنگ رضا فیروز بخت در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت: در پی تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 مبنی بر وقوع یک فقره مرگ مشکوک در بیمارستان 12 فروردین نزدیکترین واحد گشت پلیس به محل حادثه اعزام شد. سرهنگ فیروز بخت بیان داشت: پس از مراجعه به محل وقوع حادثه ماموران با جسد جوانی 21 ساله مواجه شدند که از ناحیه قفسه سینه دچار جراحت شدید بر اثر اصابت گلوله اسلحه شکاری شده بود. وی تصریح کرد: از این رو ماموران پلیس آگاهی به محل حادثه اعزام شدند و پس از انجام تحقیقات پلیسی و جمع آوری آثار و دلائل جرم و شنیدن اظهارات اعضاء خانواده و مردم، اختلاف خانوادگی و درگیری لفظی شدید قبلی مقتول با پدرش محرز شد. فیروز بخت گفت: پلیس در بررسی های فنی صحنه جرم، یک قبضه سلاح شکاری دو لول را کشف کرد که در قسمتی از خانه پنهان شده بود. این مقام انتظامی ادامه داد: مضنون اصلی که پدر متوفی بود بلافاصله دستگیر شد و وی پس از مواجه شدن با مستندات و دلایل پلیس، به جرم خود اعتراف کرد. جانشین انتظامی کهنوج تصریح کرد: متهم در خصوص چگونگی وقوع حادثه به ماموران گفت که ‹پسرم همواره از من طلب وجه نقد می کرد و من نیز در اختیارش قرار می دادم و امروز صبح هر دو قصد رفتن به مزارع کشاورزی را داشتیم که از همراهی من خودداری کرد و مشاجره لفظی بین مان درگرفت. من هم به قصد ترساندن فرزندم دو گلوله شلیک کردم که یکی از گلوله ها به قفسه سینه اش اصابت کرد.› سرهنگ فیروز بخت تاکید کرد: متهم پس از تکمیل پرونده به همراه اسلحه شکاری کشف شده برای مراحل قانونی به مرجع محترم قضائی تحویل داده شد.
شایستگی فردی یا نسبت خانوادگی؟ یاسر سیستانی نژاد
شایستگی فردی
یا نسبت خانوادگی؟
یاسر سیستانی نژاد
از دیرباز برخی خانواده ها به یک تخصص و یا یک شغل مشهور می شدند. برخی خانواده ها و طوایف به طبابت معروف بودند و یا روحانیت در یک خانواده موروثی می شد و هنوز هم کم نیستند خانواده هایی که به این کسوت شناخته می شوند.
اما برخی خانواده ها شاید با حفظ این پیوندها به عرصه سیاست هم ورود می کردند. خانواده هایی که فعالیت سیاسی را به عنوان علاقه مندی و تعهد اجتماعی خود برگزیده اند، در بسیاری از کشورهای جهان شناخته شده هستند مانند خانواده گاندی در هندوستان، خانواده بوتو در پاکستان و…
از آن جایی که در همه این کشورها انتقال قدرت از طریق انتخابات و سیاست ورزی بر مدار دموکراسی صورت می گیرد هر کسی که به قدرت می رسد به دلیل مقبولیت مردمی است و نام آن ها در موارد غیر انتصابی از صندوق های رأی خارج می شود. در ایران پس از انقلاب نیز که سرنوشت اجرایی و قانون گذاری کشور به دست مردم سپرده شد خانواده های زیادی که دستی بر سیاست داشتند و استعداد قدم نهادن در این وادی را داشتند خود را در معرض رأی مردم قرار دادند. و با رعایت اصل شایسته سالاری از سوی نهادهای نظارتی و در نهایت رأی مردم بر مسند اجرایی و یا قانون گذاری تکیه می زنند.
برخی خانواده ها که در مقاطع مختلف پس از انقلاب در سیاست حضور داشته اند عبارتند از خانواده های مطهری، طالقانی، خاتمی، هاشمی رفسنجانی، دستغیب، صدوقی و…
علاوه بر این برخی از اعضای خانواده بنیان گذار جمهوری اسلامی نیز پا به عرصه سیاست ایران گذاشته اند. شخص ایشان از سال 1341 مبارزات انقلابی خود را آغاز و در سال 57 با پیروزی انقلاب اسلامی، موفق به تشکیل جمهوری اسلامی شدند. فعالیت سیاسی ایشان در مقام رهبر جمهوری اسلامی تا زمان رحلت ایشان ادامه داشت.
فرزند ارشد ایشان آیت الله سید مصطفی خمینی بود که از همان ابتدای نهضت تا سال 56 و درگذشت ناگهانی وی ادامه داشت.
مرحوم سید احمد خمینی فرزند دوم بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز پس از درگذشت برادر به عنوان محرم ترین عضو خانواده ایشان در امور سیاسی مطرح بود. سید احمد خمینی نماینده ویژه پدر در امور کشوری بود. وی در سال 1373 درگذشت.
زهرا مصطفوی فرزند دیگر ایشان است.از میان دختران امام او هنوز در عالم سیاست حضور دارد. زهرا مصطفوی، دبیرکل تشکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی و همسر محمود بروجردی است. وی دکترای الهیات دارد و عضو هیات علمی دانشکده الهیات (گروه کلام و فلسفه اسلامی) دانشگاه تهران است. همسر زهرا مصطفوی، مدتی به عنوان سفیر ایران در فنلاند فعالیت کرده است.
پس از فرزندان امام(ره) نسل سوم خمینی نیز کمابیش در سیاست حضور دارند که معروف ترین آن ها سیدحسن خمینی است.
سیدحسن خمینی در ۱ مرداد ۱۳۵۱ در قم به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو از سادات به شمار میآیند. مادرش سیده فاطمه طباطبایی دختر آیتالله سلطانی طباطبایی از سادات طباطبایی بروجرد است. مادر فاطمه نیز صدیقه نام داشت که فرزند آیتالله سید صدر الدین صدر از مراجع ثلاث و نوه آیتالله حاج آقا حسین قمی از مراجع وقت بود. پدر سید حسن، سید احمد خمینی فرزند سید روحالله خمینی و خدیجه ثقفی دختر آیتالله میرزا محمد ثقفی است.
سید حسن خمینی در ۲۷ آذر ۱۳۹۴، با حضور در وزارت کشور ایران رسماً برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان رهبری ثبتنام کرد، اما به دلیل عدم حضور وی در امتحان اجتهاد، صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان احراز نگردید.
آیت الله هاشمی رفسنجانی طی سخنانی که در 12 بهمن در فرودگاه مهرآباد در انتقاد از رد صلاحیت سیدحسن خمینی اظهار داشت:«بدهکارها هدیه خوبی به بیت امام ندادند.» وی در ادامه سخنان خود گفت:«اگر امام و نهضت و اراده عمومی مردم نبود هیچ کدام از این ها (قضاوت، تریبون و…) نیز نبودند. این امام بود که مردم را با حجت و با خیالی راحت به خیابان آورد. در آن شرایط رهبری امام و حمایت های مردم و بخش بزرگی از روحانیت، دانشگاه ها و اصناف بود که باعث شد انقلاب به پیروزی برسد.»
این اظهارات هاشمی رفسنجانی علاوه بر واکنش تند تندروها، انتقاد اصلاح طلبان هم چون ابطحی و عبدی را نیز به دنبال داشت. ابطحی می گوید:«این سخنان در چارچوب پوپولیستی جواب می دهد که رأی شخصیت های محبوبی مثل حسن آقا به سبد آقای هاشمی سوق دهد.»
اما عبدی موضع تندتری گرفته و این سخنان هاشمی را برای نفع شخصی تفسیر کرده است:«به نظرم [آقای هاشمی]عدم تایید و حضور حسن آقا در انتخابات را ترجیح می دهند و یا می خواهند اگر احتمالاً ایشان تایید شدند آن را به حساب حرف های خود بگذارند و دیگران را مدیون خویش بدانند با توجه به منطق سخنان ایشان انتظارات شان از تبعات این مدیونی هم روشن است. همان طور که سعی کردند آمدن حسن آقا را بر خلاف واقعیت به حساب خود بگذارند.»
گر چه اظهارات این دو نفر بی پاسخ نماند و صادق زیباکلام ضمن انتقاد از عبدی، قضاوت او را بغض و کینه شخصی او نسبت به هاشمی دانسته و گفته است:«تاسف آور است که آقای عبدی هنوز در بغض دهه 70 خود باقی مانده است.»
در بخشی از اظهارات عبدی آمده است:«این منطق قبیلگی و خلاف آرمان های شناخته شده است. به نظر می رسد آقای هاشمی در موارد دیگر هم با همین منطق انتساب خانوادگی و یا بدهکار بودن از افراد دفاع یا به آن ها حمله می کنند.»
فارغ از این که انتقادات از آقای هاشمی رفسنجانی چه قدر به حق است و یا دفاعیات آقای هاشمی از سید حسن خمینی چه اندازه به نفع او تمام خواهد شد. از این نکته نمی توان صرف نظر کرد که شهرت خانوادگی در رسانیدن سیدحسن خمینی به این نقطه سیاسی بسیار مؤثر بوده است وگر نه بسیاری از مجتهدان مانند آیت الله موسوی بجنوردی (پدر همسر سید حسن خمینی) و آیت الله حجتی کرمانی و… هم رد صلاحیت شده اند؛ اما تنها، حسن خمینی است که این گونه خبر رد صلاحیت اش رسانه ها را درنوردیده و در افواه خاص و عام افتاده است.
شاید هم جامعه امروز دیگر تنها انتساب به خانواده های شریف را نمی پذیرد و شایستگی های فردی مقدم بر نسب است. از همین رو شاید دفاعیات آیت الله هاشمی و دیگرانی که نسبت خانوادگی این نامزد مجلس خبرگان رهبری را پررنگ تر جلوه می دهند چندان کارساز نباشد.
بلکه برای دفاع از وی، همان مورد تایید بودن سید حسن خمینی به لحاظ علمی که توسط مراجع و علمایی مانند آیت الله العظمی وحید خراسانی، سید مصطفی محقق داماد، موسوی اردبیلی، عباس محفوظی، سیدجعفر کریمی، ابراهیم امینی، مرتضی مقتدایی و… کافی است.
استاندار کرمان از افتتاح کارخانه نورد فولاد بردسیر در شش ماه آینده خبر داد
پایان
صبر فولادی
استاندار کرمان:
در سال های قبل این پروژه
به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی تعطیل شده بود
مدیر پروژه کارخانه نورد بردسیر:
تاکنون برای احداث
این کارخانه 120 میلیون یورو هزینه شده است
روز گذشته استاندار کرمان از افتتاح کارخانه نورد فولاد بردسیر طی شش ماه آینده خبر داد. کارخانه ای که 27 سال از کلنگ زنی اش گذشته و با افتتاح فاز اول آن بیش از 500 نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم در آن شاغل می شوند.
27 سال انتظار به پایان می رسد؟
بالاخره قرار است افتتاح شود. کارخانه ای که 27 سال پیش و در سال 68 کلنگ آن زده شد اما عمر دولت های سازندگی، اصلاحات و مهرورز به افتتاح آن قد نداد. مطرح شدن طرح های متعدد توسط مسئولان هر دولت باعث شد تا این کارخانه اسیر وعده ها شود. تاکنون 18 طرح برای این کارخانه مطرح بوده که هیچکدام به ثمر ننشستند و روند ساخت این کارخانه طولانی و طولانی تر شد. البته فقط این طرح های مختلف نبودند که مانع پیشرفت این پروژه می شدند، وجود مشکلات متعدد هم مزیدی بر متوقف ماندن عملیات ساخت می شدند. در دو دهه اول پس از کلنگ زنی تقریبا خبری از پیشرفت در این پروژه نبود و با این منطق که این پروژه توجیه اقتصادی ندارد، مدیران وقت از اجرای آن سرباز زدند. پس از آن هم مشکلات یکی پس از دیگری نمایان می شدند. دی ماه 90 حسن پور نماینده مردم بردسیر و سیرجان در مجلس با ابراز رضایت از روند پیشرفت پروژه، علت اصلی انتقال این کارخانه از سیرجان به بردسیر را مشکلات تامین آب اعلام کرد. نکته جالب این جا بود که 22 سال پس از کلنگ زنی این مجموعه، هنوز فکری برای تامین آب کارخانه فولاد بردسیر نشده بود. مطابق اکثر پروژه ها، تامین اعتبار هم جزو مشکلات این پروژه بود و همین باعث شد تا عملیات ساخت آن به کندی پیش برود. پروژه فولاد بردسیر در سال 90 تنها 32 درصد اجرایی شده بود و تا پایان دولت دهم هم میزان پیشرفت چشمگیر نبود. اگرچه اسماعیل نجار استاندار وقت کرمان در سال 92 وعده داد که تا آبان آن سال کارخانه فولاد بردسیر به بهره برداری می رسد، اما نه تنها تا زمانی که نجار وعده داده بود از این پروژه بهره برداری نشد بلکه در بهمن ماه سال گذشته میزان پیشرفت پروژه 60 درصد اعلام شد. در مهر ماه همان سال برای تسریع در روند ساخت مجتمع فولاد بردسیر مسئولان استان کرمان تصمیم گرفتند سرمایه گذاران خارجی را وارد گود کنند و از مشارکت سرمایه گذاران ایتالیایی و هندی در این پروژه صحبت شد. نماینده بردسیر در مجلس با اعلام این خبر گفته بود که این پروژه تا پایان سال 94 به اتمام می رسد. در شهریورماه سال جاری اما مدیرعامل مجتمع جهان فولاد سیرجان از اتمام این پروژه در سال 95 خبر داد.
احیای پروژه ای که 27 سال خواب بود
شهریور ماه سال جاری بود که استاندار کرمان در هفته دولت به بردسیر سفر و از یکی از قدیمی ترین پروژه ها در سطح استان بازدید کرد. در آن سفر رزم حسینی به طولانی شدن روند ساخت این کارخانه اشاره کرد و گفت: استانداران سابق کرمان طرحهای مختلفی را برای محل کارخانه جهان فولاد بردسیر دنبال کردهاند، اما به دلایل مختلف از جمله اقتصادی نبودن پروژه و یا مشکلات خارجی هیچ یک از این طرحها به نتیجه نرسید، اما در دولت یازدهم توانستیم این کارخانه را به سرانجام برسانیم. وی ادامه داد: با تکریم سرمایهگذار توسط مسئولان، امام جمعه و نماینده بردسیر توانستیم، پروژهای که ۲۷ سال خوابیده بود را احیا کنیم.
پنج ماه پس از آن سفر، رزم حسینی روز گذشته مجددا به بردسیر سفر و از عملیات ساخت این کارخانه بازدید کرد. این بار استاندار کرمان وعده داد تا شش ماه آینده کارخانه نورد فولاد بردسیر افتتاح شود. وعده ای که مردم بردسیر امیدوارند به حقیقت بپیوندد.
استاندار کرمان: در سال های قبل این پروژه به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی تعطیل شده بود
استاندار کرمان روز گذشته در بازدید از پروژه کارخانه نورد فولاد بردسیر گفت: این پروژه حدود 75 درصد پیشرفت فیزیکی دارد و حداکثر تا شش ماه آینده به بهره برداری می رسد. به گزارش ایرنا علیرضا رزم حسینی افزود: این پروژه از طرح هایی است که حدود 20 سال قبل به منظور تولید ماشین آلات راهسازی احداث و به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی تعطیل شد. وی ادامه داد: پس از آن چندین طرح برای این پروژه پیش بینی شد که به مرحله اجرا درنیامد اما خوشبختانه طرح احداث کارخانه 500 هزار تنی نورد بردسیر در دولت تدبیر و امید در حال پیشرفت است. استاندار کرمان تصریح کرد: قرار است این کارخانه، 500 هزار تن انواع میله گرد را تولید کند. وی گفت: زمینه اشتغال 200 نفر به طور مستقیم و سه برابر این تعداد به طور غیرمستقیم با افتتاح طرح احداث کارخانه 500 هزار تنی نورد بردسیر ایجاد می شود. رزم حسینی تاکید کرد: پروژه کارخانه 500 هزار تنی نورد بردسیر که سالها به عنوان یکی از انتظارات مردم این شهرستان مطرح بود به زودی افتتاح می شود.
مدیر پروژه کارخانه نورد بردسیر:
تاکنون برای احداث این کارخانه 120 میلیون یورو هزینه شده است
مدیر پروژه کارخانه نورد بردسیر نیز گفت: فاز نخست این پروژه با تولید 500 هزار تن میله گرد در سایزهای مختلف به زودی آغاز به کار می کند. اسماعیل فخرآبادی در حاشیه بازدید استاندار با اشاره به اینکه بعد از احداث خط اول طی شش ماه آینده، خط دوم آن راه اندازی خواهد شد، افزود:75 درصد تجهیزات اجرایی پروژه مستقر و 25 درصد آن تا پایان امسال مستقر خواهد شد. وی افزود: تجهیزات این کارخانه که در ایتالیا مهندسی شده و تولید هندوستان می باشند که به ایران صادر شده و مورد استفاده این پروژه می باشند. وی تصریح کرد: تاکنون 120 میلیون یورو به منظور احداث طرح کارخانه نورد بردسیر هزینه شده است. وی هچنین اظهار داشت: 75 نیرو در حال حاضر در پروژه کارخانه 500 هزار تنی نورد بردسیر مشغول به فعالیت هستند.
گفت و گو با مادر شوهر مهناز افشار که کاندیدای مجلس دهم شده است
به محمد علی رامین و مهناز افشار منتسبم نکنید
سوسن صفاوردی تلاش زیادی می کند تا بگوید شخصیت مستقلی دارد و نباید او را به خاطر منتسب بودن به دیگر نام ها سنجید اما این تلاش برای کسی که همسرش محمد علی رامین نامی عجین شده با تاریخ مطبوعات است و عروسش مهناز افشار سوپراستار سینماست، مشکل به نتیجه برسد. حالا که حتی پسرانش هم به چهره های مورد توجه رسانه ها بدل شده اند.
سوسن صفاوردی دکترای علوم سیاسی دارد و استاد دانشگاه است. در آلمان و دانشگاه تهران و تاجیکستان درس خوانده.
خانم صفاوردی در دولت هاشمی در دفتر امور زبان خدمت کرده، در دوران اصلاحات با وجود فعالیت های NGO با دولت همکاری داشته و در دولت احمدی نژاد معاون بین الملل مرکز امور زنان ریاست جمهوری بوده. موضوعی که خود خانم صفاوردی دلیلش را مستقل بودن شان و پرهیزشان از موضع گیری ها و نگاه جناحی و حزبی دانسته. هر چه هست، خانم صفاوردی امروز برای حضور در مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده که البته این تصمیم هم بیشتر جایی جلب توجه کرده شده که قرار بوده هر خبر از ایشان به عنوان «مادرشوهر مهناز افشار» نقل شود. خانم صفاوردی انتقادات پررنگی به نمایندگان زن دوره اخیر مجلس دارد و معتقد است به مسئولیت هایشان به شکلی که باید عمل نکرده اند. این نامزد انتخابات که خود را عضوی از جریانات و ائتلاف های شناخته شده سیاسی نمی بیند می گوید یک اصولگرای اصلاح طلب است و مشی علی مطهری را می پسندد و خود را کاملا در خط رهبری می بیند. آنچه می خوانید بخشی از صحبت مفصل تر ما با خانم دکتر سوسن صفاوردی است، اگر هنوز برای تان چهره آشنایی نیست تا اطلاع ثانوی ایشان را همسر محمد علی رامین و مادرشوهر مهناز افشار محسوب کنید.
ازدواج پسر با مهناز افشار
الان با توجه به پیوندی که در خانواده شما صورت گرفته، شما سینما را نسبت به چند سال قبل بیشتر دنبال می کنید؟
طبیعتا حساس تر شده ام، ضمن اینکه من همیشه فیل و سینما و در کل زبان هنر را دوست داشته ام و دو سالی هم معاون دانشکده هنر بودم. البته آنجا شاید چون مجبور بودم قانونمند باشم، ممکن است الان خیلی از بچه ها از من شاکی باشند. مثلا اولین کاری که در آن دانشکده انجام دادم سیگار را ممنوع کردم که این اصلا در دانشگاه هنر فاجعه است. یا من مجبور بودم به عنوان معاون دانشکده با خانم هایی که با ظاهر بد می آمدند برخورد کنم. همیشه هم به آنها می گفتم اینجا دانشکده است و این وظیفه برای من تبیین شده. منتها به علت پیش داوری و تقابلاتی که همیشه در جامعه وجود دارد: چون خودم چادری بودم فکر می کردند از منظر دینی با این مطلب برخورد می کنم در صورتی که دغدغه من نظم و انضباط و احترام به قانون بود.
چقدر جدی سینما را دنبال می کنید؟
من معمولا هر شب یک فیلم می بینم. در جشنواره هم همیشه سعی می کنم حاضر باشم.
دی وی دی می گیرید؟
تلویزیون می بینم. سریال کمتر نگاه می کنم چون نمی توانم وابستگی به دنبال کردن ادامه داستان داشته باشم ولی سریالی را که مخاطب زیادی پیدا می کند دنبال می کنم که ببینم چرا مخاطب دارد.
سینما نمی روید؟
همیشه به جشنواره می روم و سینما را خیلی دوست دارم. حقیقت این است که این اتفاق و پیوندی که در خانواده ما شکل گرفت یک مقدار این حساسیت را برای من بیشتر کرد.
بعد از این اتفاق یک مقدار خانواده تان خبرساز شد. آقای رامین خودشان خبرساز بودند. خانم افشار هم که سوپراستار هستند.
بله و این ازدواج حساسیت بیشتری برای من ایجاد کرد. شاید بتوانم بگویم نگاه من را اصلاح کرد. به این مفهوم که متوجه شدم شاید برخورد با برخی از اقشار طوری بوده که همان حس تقابل به وجود آمده. ما باید یاد بگیریم که همه این اقشار عضو خانواده ملت هستند. من این را در نگاهم اصلاح کردم. اگر به جامعه ورزشکار، هنرمند، کارمند و … نگاه محترمانه داشته باشیم مجددا در مسیر ارتقای اعتماد ملی حرکت می کنیم. این خیلی بد است که هنرمند احساس کند مخاطبش خاص است و متعلق به همه مردم نیست؛ در حالی که مخاطب هنر، جامعه است. از نظر من رفتن برخی هنرمندان به خارج سند بی کفایتی بعضی از ماهاست. ما باید می توانستیم به هنرمندان کشورمان حس غرور و وابستگی به منافع کشور را به گونه ای تزریق کنیم که با میلیاردها دلار هم حاضر به ترک وطن شان نشوند.
الان که ورزشکارها هم می روند.
این معضل جامعه ما است. من خجالت می کشم وقتی می بینم یک روز برای آقای دایی سوت می زنند و یک روزی او را هو می کنند؛ نه آن افراط و نه این تفریط، نه بت ساختن و نه تخریب اینچنینی درست است. این نشاندهنده این است که اخلاق در جامعه ما افول کرده.
پس فوتبال را هم دنبال می کنید؟
بله.
آقای رامین به این سوسول بازی ها خیلی علاقه ندارند.
چرا؛ ایشان فوتبال را دوست دارند.
ولی به ما گفتند فوتبالی نیستند.
– اگر خودشان گفته اند، نمی دانم. من هم فوتبالی به معنای اینکه استقلالی یا پرسپولیسی باشم، نیست. طرفدار تیم ملی هستم.
قبل از اینکه خانم افشار به خانواده شما بیایند در مورد جامعه هنری پیش داوری داشتید؟
نگاهم متفاوت بود؛ شاید به خاطر آن پیش داوری که در جامعه حاکم است.
این وصلت برای خیلی ها عجیب بود و شاید امیدی به تداوم آن نداشتند.
ما در یکسری جریانات که در زندگی مان اتفاق می افتد یاد می گیریم که نمی شود جامعه تکصدا باشد. انسان ها با هم متفاوت هستند و ما باید یاد بگیریم که به این تفاوت ها احترام بگذاریم. گاهی آنقدر دنیای ما کوچک است که نمی گذارد بفهمیم این اتفاق در این زمان چه تاثیری می تواند در آینده خودش بگذارد.
این قضاوت البته بیشتر به خاطر شناختی بود که از آقای رامین وجود داشت.
به هر حال شاید این اتفاق باید می افتاد تا ما یاد بگیریم یک مقدار دیدگاه مان را اصلاح کنیم؛ اینطور هم می شود دید.
و آن شروع توفانی و حضور آقای یاسین و همسرش برای عقد در دفتر رییس جمهور اصلاحات.
من می خواهم اینطور بگویم که اتفاقا چنین وصلت هایی زمینه ساز این است که ببینید انسان ها در غالب موارد مشترکات زیادی دارند و این تصور ماست که فکر می کنیم با هم متفاوت هستیم. هنر اینجاست که ما روشی را پیدا کنیم که بتوانیم همراه هم به آن تعالی یا آرمانی که داریم برسیم.
بدنیا آمدن نوه خارج از ایران
درباره این عرق ملی ، در داستان به دنیا آمدن لیانا، نوه محبوب شما در آلمان، یک جوی به وجود آمد. مسئله هم این بود که اگر کسی خیلی به آب و خاک و ارزش هایش وابسته است چرا برای یک شناسنامه اروپایی باید فرزندش را خارج از ایران به دنیا بیاورد. خودتان نسبت به این هجمه نظری ندارید؟
عرق ملی را پاسپورت ها مشخص نمی کند. خیلی ها پاسپورت ایرانی دارند ولی ضد ایرانی هستند. عرق ملی یک ارزشی است که در خانواده تربیت می شود و پرورش پیدا می کند؛ تا جایی که بچه های من که می توانستند خیلی راحت آنجا باشند و آنجا به دنیا آمده اند، اینجا زندگی می کنند و خیلی ها که این امکان را نداشته اند، آن طرف رفته اند و حتی ضد ایران کار می کنند.
نظر خودتان را درباره محل تولد لیانا و داستان های مرتبط با آن نگفتید.
من عرض کردم که نگاه من جهانی است و معتقدم این یک ورق کاغذ شناسنامه یا پاسپورت هیچ چیزی را تغییر نمی دهد. من در این جریانات یک چیزی را یاد گرفته ام؛ اینکه آرمانی را که من انتخاب کرده ام الزاما نمی توانم به بچه هایم انتقال بدهم. همانطور که وقتی جوان بودم دوست نداشتم کسی آرمانش را به من تزریق کند و دوست داشتم خودم آرمان خودم را پیدا کنم. در پروسه خانواده خودم مجددا به همان خواست خودم در جوانی برگشتم که دوست نداشتم کسی به من نظری را تحمیل کند.
شما در جایی گفته بودید که خانواده پدری و مادری خودتان از یک طرف سنتی و مذهبی و از یک طرف مذهبی تند بودند؛ چطور شما در اوج جوانی تنها به آلمان رفتید.
این روشنفکری بود که پدر و مادر من داشتند.
چه سالی رفتید؟
شش ماه بعد از انقلاب بود. اولین حرکت من ایده بیمارستان های صحرایی برای معتادها در منطقه شمیرانات بود. این طرح را به آقای … گفتم و ایشان گفتند برو جلو من حمایتت می کنم. بعد از آن هم به آلمان رفتم.
خانواده مخالف نبودند؟
مادرم خیلی مخالف بود اما پدرم یک نگاه کاملا فراجنسیتی داشت و به من یاد داد که نگاهم فراجنسیتی باشد.
با این تجربه شما و دنیاگردی تان می توانید طرف مشاوره خوبی برای خانم افشار باشید. از شما مشورت می گیرند؟
ایشان خیلی درگیر هستند؛ من هم همینطور. البته من هم می توانم از ایشان مشورت بگیرم.
الان نوه دارید بیشتر همدیگر را می بینید.
نوه را که خیلی می بینم. هر جا می گویند نوه ام نیازمند این است که یک نفر نگهش دارد، من می روم. اولویت اول نوه است.
مهناز افشار و مسئولیت تبلیغات ستاد
این که گفتید ایشان مسئول تبلیغات شما می شود، شایعه بود؟ هیچ کمکی از ایشان نخواستید؟
نمی دانم این شایعه از کجا آمد. من معتقدم انسان ها خودشان باید به یک باور برسند. من باوری را تحمیل نمی کنم.
خانواده شما خیلی سوییس است!
از این زاویه و مطابق با تعریفی که مد نظر شماست، من خودم سوییس هستم! الان به شما هم نگفتم به من رأی بدهید. شما صحبت های من را می شنوید و در نهایت تصمیم می گیرید که این طرف خیلی آرمانی است، به او رأی ندهیم یا بدهیم. ما (با خانم افشار) صحبت می کنیم، من نظراتم را می گویم. در جاهایی هم نظرات مان خیلی نزدیک است.
ثبت نام شما مثل بمب صدا کرد. خانم افشار نظری ندادند؟
حتما شنیده اند ولی اینکه من بروم بگویم ثبت نام کرده ام و همراهی کنید، اینطور نبود. همه سعی می کنند من را یا به مادرشوهر مهناز افشار بودن منتسب کنند یا به همسر محمد علی رامین بودن و من هم سعی می کنم بگویم من خودم هستم.
دوره ای که شوهر معاون مطبوعاتی بود
دوره ای که آقای رامین معاون مطبوعاتی بودند، خیلی خاص بودند.
من فکر می کنم درباره کارهای ایشان یک مقدار اغراق شده. قبول دارم که سلیقه ای برخورد کردن با قوانین می تواند محدودیت ایجاد کند اما واقعیت این است که کسی که در بدنه دولت قرار می گیرد خیلی ملاحظات دارد. من از اصحاب رسانه تعجب می کنم که این را در نظر نمی گیرند.
ما دوره های بعد و قبل از ایشان را هم دیده ایم.
الان هم این همه روزنامه بسته می شود.
فقط تعطیلی نبود. ایشان نگاه تند و عجیبی به کار رسانه داشتند. بخشی از مواضعی که به وجود آمد هم شاید به خاطر حضور خودشان در بعضی تحریریه ها بود.
این بد است که حضور داشته اند؟
نه. ولی آن حضورها خیلی وقت ها به چالش منجر- می شد. در آن دوران یک مجله هم به خاطر عکس خانم افشار روی جلدش تعطیل شد.
من کلا با هر نوع برخوردی که در چارچوب تعریف شده نباشد مخالفم. آدم هر چیزی که برای خودش نمی پسندد برای دیگران هم نمی پسندد. اعتراض و انتقاد هم چارچوب دارد و باید حرمت دیگران حفظ شود. من دوست دارم حرمتم حفظ شود، بنابراین سعی می کنم حرمت دیگران را حفظ کنم.
مطبوعات را چطور دنبال می کنید؟
از بین سایت ها بیشتر خبرآنلاین را دنبال می کنم. دکه را می بینم و تیترهای روزنامه ها را مرور می کنم.
بین روزنامه ها اگر جایی باشید که مجبور شوید انتخاب کنید، چه روزنامه ای را می خوانید؟
من سعی می کنم تطبیق بدهم. یادم نمی آید یک بعدی، مثلا فقط کیهان خوانده باشم.
بالاخره سلیقه شما به کدام نزدیکتر است؟
از هر لحن غیرمنصفانه و تندروی بدم می آید. دوست دارم تجزیه تحلیل هایی که می خوانم بیشتر مبتنی بر استدلال و مستندات باشد و وقتی می خوانم من را نسبت به گروهی بدبین نکند.
از بین شبکه های تلویزیونی چه شبکه ای را دنبال می کنید؟
معمولا شبکه خبر خودمان را می بینم. ZDF آلمان را هم می بینم. بعضی اوقات هم VOA و BBC را نگاه می کنم ببینم چه می گویند چون معتقدم نباید تک بعدی با مسائل روبرو شوم. یک تجربه ای که در تجزیه و تحلیل خبرها و مسائل دارم این است که باید اخبار مختلف را خواند و هفت هشت ماه مهلت داد تا واقعیت هر چیزی مشخص شود.
محمود احمدی نژاد
در دولت آقای احمدی نژاد با ایشان برخورد داشتید؟ شما مشاورشان بودید.
– آنقدر به آدم حکم می دهند که آدم نمی داند این حکم ها از کجا می آیند؛ بیشتر آنها هم رسانه ای هستند چون من معاون بین الملل بودم. در اجلاس های بین المللی داخل کشور که ما بیشتر بخش زنان آن را به عهده داشتیم ایشان را هم می دیدم.
هیچ وقت شد حداقل در حوزه بین الملل اختلاف نظری با ایشان داشته باشید یا نکته ای به ایشان بگویید؟
اینطور که من این وقت را داشته باشم که مستقیم با خودشان صحبت کنم پیش نیامد.
شما گفتید با آقای رامین برای ثبت نام مشورتی نداشتید. بعد از ثبت نام چطور، ایشان نظری نداشتند؟
ایشان معتقد بودند کسی که وارد لیستی نشود رأی نمی آورد.
شما این را قبول ندارید؟ بالاخره به کدام گروه نزدیکتر هستید؟
الان جوی که به آن دامن زده می شود این است که من منتسب به اصولگراها بوده ام اما من همیشه بین دو جبهه له شده ام. اصولگراها من را خیلی روشن می دیدند و اصلاح طلب ها معتقد بودند من همسر رامین هستم.
شما در کابینه آقای احمدی نژاد حضور داشتید و این بالاخره سابقه شماست.
عرض کردم من با هم دولت ها کار کرده ام چون نگاه متفاوت دارم. از طرف دیگر این هم پیش داوری است. هر کسی که در یک کابینه ای ورود پیدا می کند الزاما با همه تفکرات آن موافق نیست.
در همین کابینه احمدی نژاد پیش آمد کسانی با سیاست هایش موافق نبودند و از کابینه جدا شدند.
من معاون بین الملل مرکز امور زنان بودم. حیطه کاری من حتی در خود مرکز هم متفاوت بود. دیدگاه من در حوزه خانواده و زنان شاید با خیلی از معاونان اصلا همخوانی نداشت ولی حوزه کاری من متفاوت بود، لذا مانعی را به آن صورت در مسیر کار من ایجاد نمی کرد.
نماینده های زن مجلس
شما می خواهید وارد مجلس شوید، هیچ نقدی به خانم هایی که در این دوره در مجلس بودند نداشتید؟
من اذعان دارم که در یک مجلسی که فضا کاملا مردسالارانه است انتظار اصلاح و این که جریان خارق العاده ای اتفاق بیفتد یک مقدار سطحی است اما انتظاری که می رفت این بود که حداقل ما یک صدایی را از خانم های مجلس بشنویم. من که صدایی نشنیدم، ضمن این که به هر حال بعضی از این خانم ها منتسب به این هستند که دل نگران مطالبات رهبری هستند اما رهبری در نشستی که با دست اندرکاران و نخبگان زنان داشتند، از لفظ ستم زدگی نام بردند و این که ما نقص قانونی داریم و باید قانون ایجاد شود. حقش این بود که در این باره یک صدایی از اینها می شنیدیم که این مطالبات را می خواهند پیگیری کنند. الان هم اگر می خواهند دوباره کاندیدا شوند حداقلش این است که خانم ها به عملکرد اینها در دوره قبل نگاه کنند و ببینند دستاورد این دوستان برای جامعه زنان چه بوده است و بعد رأی بدهند.
نگران نیستید که بگویند این دیدگاه فمینیستی است؟
ما عادت کرده ایم که انگ بزنیم. صحبت سر فمینیستی نگاه کردن نیست. فیمینیسم هم در وهله اول یک صدایی برای دیده شدن بوده برای زنی که هیچ حقوقی به عنوان یک انسان نداشته. این صدای اعتراض بلند شده. این که در جامعه خودمان هر کسی صدایی بلند کند بلافاصله به او انگ بزنیم به انحراف بردن مسیر عدالت است. این نوع انگ ها خودش بنیانگذار یک بی عدالتی در جامعه می شود که صدایی خفه می شود که آن عدالتی که مد نظر آموزه های دینی است زیر سوال برود. باید تلاش کرد حداقل صداهایی در کنار هم قرار بگیرند که بتوانند از این افراط و تفریط پرهیز کنند و به موضوع اصلی بپردازند.
درباره ورود خانواده ها به فضاهای ورزشی دیدگاه شما چیست؟ خودتان در خارج از کشور به استادیوم می رفتید؟
-نه. هیچ وقت نرفته ام چون بیشتر دوست دارم ورزش را خودم انجام دهم. من شنا می کنم. پینگ پنگ، والیبال و بسکتبال بازی می کنم. دوچرخه سواری هم می کنم اما درباره استادیوم رفتن خانم ها می گویم اینها موضوعات حاشیه ای است. وقتی فرهنگ یک جامعه ارتقا پیدا کند اصلا موضوعیت دارد که ما بگوییم خانم ها در استادیوم حضور داشته باشند یا نه.
الان می خواهند قانونی تصویب کنند بگویند تمهیداتی اندیشیده شود که خانم ها بروند یا نروند، رأی شما چیست؟
ما یک بدیهیاتی را تبدیل به یک معضلاتی کرده ایم که الان باید کلی هزینه کنیم و بحث کنیم بگوییم برویم یا نرویم.
کنسرت هم می روید؟
بله.
آقای رامین چطور؟
ایشان هم یک بار آمدند.
سنتی بود؟
بله. من خودم با این موسیقی که گیتار برقی دارد نمی توانم ارتباط برقرار کنم. هنر را دوست دارم؛ هنری که وجه عرفانی من را تقویت کند.
لیست شاید فقط لیست آقای مطهری
با توجه به همه این صحبت ها به کدام لیست «نه» می گویید و کدام لیست را قبول خواهید کرد؟
اصولگراها که از من نمی خواهند وارد لیست شان شوم.
اگر بگویند چطور؟ مثلا لیستی مثل آقای لاریجانی و … که معتدل تر هستند. احمد توکلی یا آقای مطهری.
لیست آقای مطهری اگر باشد، شاید.
از آن طرف چطور؟ اعتدالیون اگر پیشنهاد بدهند…
نمی دانم. من می گویم باید یک جوری این مرزها را بشکنیم و نگاه شایسته سالاری را رواج بدهیم. باید توانایی من پر رنگ شود نه این که من را به یک جایی منتسب کنند که جامعه از توانایی من نوعی محروم بماند.
درست است ولی یک مقدار آرمانگرایانه است. جناح ها چشم شان ترسیده؛ مثلا خانم راستگو با لیست اصلاح طلب ها به شورای شهر رفت ولی به ضرر آنها رأی داد.
برای همین است که می گوید شاید احزاب نخواهند من را در لیست شان بیاورند./هفته نامه تماشاگران امروز
مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی در همایش B2B خبر داد
معرفی پتانسیلهای استان به بازرگانان و تجار داخلی و خارجی
نشست تجاری B2B با بازرگانان داخلی و خارجی صبح روز گذشته با حضور بازرگانان داخلی و خارجی در محل مجتمع پالیز برگزار شد.
مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان در حاشیه این نشست تجاری گفت: مسئولیت مهم ما در شرکت شهرک های صنعتی توسعه صنایع کوچک و در راستای آن توسعه بازار این صنایع است. مجید غفاری با اشاره به اینکه سیاست ما توسعه اقتصادی است، اظهار داشت: در راستای این سیاست همایش تجاری B2B را برگزار کردیم. از تعدادی هیئت خارجی از جمله عراق، هند و روسیه و از 100 شرکت داخلی نیز دعوت کردیم که در این نمایشگاه حضور پیدا کنند ضمن اینکه 40 درصد از شرکت های داخلی کرمانی در این نمایشگاه حضور دارند. وی در ادامه به مزیت های برگزاری این همایش اشاره کرد و گفت: معرفی پتانسیل های استان به بازرگانان و تجار داخلی و خارجی از جمله مزیت های این همایش بود. بازرگانان و تجار داخلی و خارجی با شناخت استان می توانند در زمینه های تکنولوژی و آی تی سرمایه گذاری کنند. مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان افزود: حضور شرکت های مختلف از اکثر نقاط کشور باعث ایجاد ارتباط بین بازرگانان و تجار داخل استان با خارج استان می شود. غفاری با اشاره به اینکه پسته، خرما و خشکبار سه خوشه صنعتی مهم استان می باشند، تصریح کرد: تلاش ما برای حضور شرکت هایی بود که در سه خوشه صنعتی مهم فعالیت می کنند و در کنار آن محصولات گلخانه ای، مصالح ساختمانی و لوازم آرایشی را نیز با توجه به ظرفیت استان معرفی کنیم. وی اظهار داشت: با توجه به شرایط ویژه ای که برای کشور بوجود آمده، می توانیم پتانسیل های صنعتی استان را به شرکت ها و سرمایه گذارن معرفی کنیم.این نمایشگاه تجربه اول ما می باشد و نباید توقع داشته باشیم که حتما منجر به انعقاد قرار داد شود. مدیر عامل شرکت شهرک های صنعتی استان کرمان تصریح کرد: ما به این نمایشگاه خوشبین هستیم، کرمان سومین نمایشگاه B2B را برگزار کرده است. خوشبختانه برگزاری این همایش در دو استان دیگر نتایج مثبتی داشته و در کرمان نیز این مذاکرات می تواند نتایج خوبی داشته باشد.
نماینده تجار عراق نیز در این نشست تجاری با اشاره به اینکه امروز نیازهای کشور و دولت عراق تغییر کرده، گفت: عراق کشور بکری است و کشش و جذابیت لازم برای بازرگانان ایرانی به ویژه تجار کرمانی دارد. مسعود توانا افزود: بعد از جنگ، سازندگی در بخش هایی از عراق شروع شده و با توجه به شرایط میزان حضور بازرگانان در عراق کم شده و لازم است توسط بازرگانان و تجار ایرانی مورد توجه قرار گیرد. وی با اشاره به اینکه هیئت تجارعراق از حوزه های موثر در گسترش تجارت به کرمان آمده اند، تصریح کرد: نباید انتظار داشت طی دو روز بلافاصله قرارداد منعقد شود، این جلسات زمینه ساز ارتباط موثر و موفق در آینده خواهد شد. نماینده تجار عراق در پایان تاکید داشت: بازرگانان به همه استان ها و شهرهای عراق توجه کنند، زیرا دولت عراق اختیارات بسیاری به استان هایش داده و باید فعالیت ها را در کل عراق توسعه داد. نماینده تجار روسیه نیز در این نشست تجاری با اشاره به اینکه روسیه رتبه هشتم دنیا را در تولید ناخالص داخلی دارد، گفت: روسیه موافقت نامه تجاری ترجیحی با کشورهای مشترک المنافع دارد و درباره قرر گرفتن ایران در این کشورها، بحث هایی مطرح شده است. مسعود مطلبی اظهار داشت:در شرایط فعلی و تحریم های غرب علیه روسیه شرایط خوبی برای ایران بوجود آورده تا بتوانیم به این بازار ورود پیدا کنیم، در حالی که در گذشته بازار رقابتی بالایی در روسیه وجود داشت. وی افزود: با توجه به اینکه در حال حاضر روابط سیاسی ترکیه و روسیه قطع شده، فرصت خوبی برای ورود کالاهای ایرانی و بازرگانان است.
محمد صنعتی در دیدار با پائولو بارگینی قهرمان دوی ماراتن جهان:
اولترا ماراتن لوت کرمان را جهانی میکند
پائولو بارگینی دوندهی سرشناس ماراتن و مدیر فنی اولترا ماراتن لوت برای دیدار با پیسکسوت ورزش وفرهنگ استان ،محمد صنعتی به دفتر وی رفت.
بارگینی شباهتهای فرهنگی ایران و ایتالیا را زیاد دانست و احترام به پیشکسوتان ورزشی را از جملهی این اشتراکات برشمرد و از صنعتی درخواست کرد تا با استفاده از چهره تاثیر گذار خود در معرفی این رویداد آنها را یاری کند.
وی حضور صنعتی و سایر پیشکسوتان استان را در آیین افتتاحیه این رویداد بسیارمهم دانست و خواستار حضور همه جانبهی پیشکسوتان در حمایت از این رویداد شد. وی برای صنعتی اولتراماراتن کویر، که در اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد را اینگونه تشریح کرد: این مسابقه در ۶ مرحله برگزار خواهد شد و دوندگان در هر مرحله فاصلهای چهل کیلومتری را خواهند دوید که البته یکی از مراحل ششگانه را رژهی بزرگ نام گذاشتهایم که ۷۵ کیلومتر را در ۴۸ ساعت بدون توقف و به شکل یکسره خواهند دوید که همین مرحله این اولتراماراتن را تبدیل به یک رکورد جهانی خواهد کرد و برای ورزشکاران شرکت در این ماراتن نشانهی حرفهای بودن خواهد شد و در پایان ۳ نفر اولی که توانستهاند این مسافت ۲۵۰ کیلومتر را با موفقیت بدوند،جوایزی خواهند گرفت.
وی در ادامه حضور و همکاری صنعتی و دیگر بزرگان استان را برای این رخداد ضروری دانست و خاطرنشان کرد که این مسابقه برای ۵ سال آینده به طور پیاپی در کرمان برگزار خواهد شد و آرزوی من این است که روزی را ببینم که کرمان تبدیل به مقصدی برای دوندههای سراسر جهان شدهاست و مردم کرمان هم به عنوان ورزش رسمی استان به دویدن علاقه مند شدند ، چرا که این شهر هم از نظر طبیعی پتانسیل چنین کاری را دارد و مردم و پیشکسوتان ورزش استان هم بسیار مهماننواز هستند و قطعا میتوانند نقش مهمی را ایفا کنند.
در ادامه محمد صنعتی همزمانی منعقد شدن قراردادهای تجاری بین جمهوری اسلامی ایران و ایتالیا را و در عین حال برگزاری این اولترا ماراتن به همراهی دوندگان و متخصصان ایتالیایی را به فال نیک گرفت و گفت اکنون واقعا زمان مناسبی برای همکاری با ایتالیاییهاست و امیدوارم که کرمان به خوبی جایگاه خودش را در رویدادهای بینالمللی پیدا کند و این رویداد در معرفی کرمان به جهان می تواند نقش بسیار مهمی را ایفا کند.
صنعتی در پاسخ به کتابی که بارگینی از تجربیاتاش در مسابقات ماراتن سراسر جهان منتشر کرده بود و برای پیشکش به صنعتی هدیه کرد جلدی از کتاب رهگذار عمر را امضا نموده و متقابلابه وی هدیه داد و این اتفاق نماد تبادل فرهنگی بود پزشکی دونده و اهل ایتالیا در کرمان کتابی که حاصل دویدناش به دور جهان بود را به جهاندیدهای در کرمان داد و پیشکسوت ورزش و روزنامهنگاری و فعالیت سیاسی هم رهگذار عمرش را مکتوب و متقابلا به همان بارگینی دونده هدیهمی کرد و این تصویری بود که شاید تا سالهای آینده شاهد تکرارش نباشیم
پروفسور پرویز کردوانی پدر کویر شناسی ایران در گفت و گو با پیام ما: تالاب جازموریان را فراموش کنید
پروفسور پرویز کردوانی پدر کویر شناسی ایران در گفت و گو با پیام ما:
تالاب جازموریان را فراموش کنید
نکیسا خدیشی- نام گذاری جازموریان به علت وجود گیاه جاز در این منطقه بوده است . من برای اولین بار از سمت ایرانشهر به این منطقه سفر کردم. پروفسور کردوانی با توضیح در مورد شرایط منطقه جازموریان گفت:آب ریزمناطق «رود بم پور» از شرق ، «بزمان»از شمال،«ایرانشهر» و َ«هلیل رود» از جنوب غرب وارد چاله جازموریان می شد.از طرفی کف چاله جازموریان را خاک رس خالص تشکیل می دهد. وی ادامه داد: جازموریان به حیات خود ادامه می داد تا اینکه سد بافت ساخته شد و آب هلیل رود مسدود شد. در زمان پهلوی از دهه پنجاه آقای مهندس هومن فرزاد پیشنهاد داد از خلیج فارس آب را به چاله جازموریان و سپس به بیابان لوت ببندیم و از آنجا به دشت کویر برسانیم و با انجام این کار این منطقه شبیه دریا خواهد شد و دریا که شد برای رفتن از تهران به قم با ماشین نرویم و با کشتی بریم. که این پیشنهاد ها را من در کتاب«خشکسالی و راههای مقابله با آن در ایران» رد کردم.لذا من آب بستن به چاله جازموریان را سال 55 رد کردم.
کردوانی در مورد تاثیر خشک شدن تالاب جازموریان بر اقلیم منطقه اضافه کرد: دریاچه و تالاب روی اقلیم تاثیر ندارند ، تاثیر آنها بر روی میکروکلیم ها است. هوای منطقه پرفشار است.بر خلاف مناطق کم فشار که آب یک فنجان روی هوایش تاثیر دارد. در حالی که در مناطق پرفشارمانند جازموریان رطوبت پخش می شود.
لذا طرح هایی که مطرح می شود مبنی بر آبرسانی یا بارورکردن ابرها امکان تغییر در شرایط جازموریان را ندارند. این استاد دانشگاه در خصوص «حق آبه» هلیل رود و سدهای بالادستی به جازموریان تشریح کرد:هلیل رود مگر آب دارد که بخواهد «حق آبه» به جازموریان بدهد؟مناطق کشاورزی که از هلیل رود استفاده می کنند خودشان کمبود آب دارند.یک زمانی و در گذشته آب همه این مناطق به جازموریان می ریخت. امروز انسان همه این آب ها را گرفته است .
آبی وجود ندارد که به جازموریان «حق آبه ای» تعلق بگیرد.شاید در زمستان میزان بارندگی بالا برود و سدها سرریز داشته باشند و این اتفاق بیفتد. پروفسور کردوانی ادامه داد:تالاب جازموریان را فراموش کنید. مگر اینکه تمام کشاورزی منطقه و کارخانه ها را تعطیل کنید و تمام آب را به جازموریان بریزیم. این امکان پذیر است؟ متاسفانه عده ای از حامیان محیط زیست افراطی هستند. اگرشدنی هست طرفداران محیط زیست نامه بنویسند به استاندار که ما آب نمی خواهیم همه را به جازموریان بدهید.
ایشان افزود: آب نیست. استاندار شما مصاحبه کرده که از 700 کیلومتری می خواهد آب را به کرمان منتقل کند.حالا چطور به فکر«حق آبه» دادن به جازموریان هستند؟که چی بشه؟ جازموریان چیزی ندارد. در ارایه طرح ها باید فکر کنند. کردوانی در پایان گفت:برای جلوگیری از ایجاد ریزگرد هم تا آنجا که می توانند باید منطقه را پوشش بدهند.
با پوشش شن و ماسه می توان با همین بارندگی حداقلی جلوی ایجاد ریزگرد را گرفت. حتی می شود تخم گیاه را در این ریگ وماسه ها قاطی کرد و به دلیل خاک شیرین جازموریان پوشش گیاهی ایجاد نمود و اکوسیستم آبی را به اکو سیستم گیاهی تبدیل کرد. خودبه خود حیوان به آن اضافه می شود و به یک پارک گیاهی حیوانی تبدیل خواهد شد و راهی غیر این در شرایط فعلی کم آبی وجود ندارد.
رضا عبادی زاده – وقتی خبر از خشک شدن تالاب و دریاچه در کشورمان می شود ناخودآگاه به یاد دریاچه ارومیه می افتیم. دریاچه ای که خبر خشک شدنش چنان تاثیری بر افکار عمومی گذاشت که کمپین های مختلفی برای احیای این دریاچه در سطح کشور شکل گرفت و بسیاری از فعالان زیست محیطی هم نسبت به آن واکنش نشان دادند. اما در همین نزدیکی ها، تالابی که دو برابر دریاچه ارومیه و یکی از مهمترین حوضههای آبریز جنوب شرق کشور است خشک شده است. خشک شدنی که اگرچه برخی رسانه ها به آن پرداختند اما توجه چندانی به آن نشد.
هشدارهایی درباره خشک شدن جازموریان
اواخر سال 91 بود که هشدارهایی مبنی بر خشک شدن جازموریان منتشر شد. در آن زمان صحبت از تبدیل شدن تالاب جازموریان به کویری تشنه بود. اتفاقی که چند سال قبلش برای دریاچه ارومیه رخ داده بود و این ترس وجود داشت که جازموریان هم بیابان شود. این در حالی بود که تا زمانی که این تالاب هنوز خشک نشده بود تنها حوزه آبریز بزرگ استان کرمان محسوب می شد و یکی از دست نخورده ترین و بکرترین اکوسیستمهای طبیعی کشور محسوب می شدد بطوریکه در برخی قسمتهای آن هنوز پای انسان باز نشده بود.
اوایل سال 93 هم مجددا خبرهایی در این ارتباط منتشر شد. روزنامه جام جم درباره جازموریان نوشت: تالاب جازموریان که به عنوان یکی از بکرترین عرصه های طبیعی، در جنوب استان کرمان و هم مرز با استان سیستان و بلوچستان واقع شده است، تنها حوضه آبریز استان کرمان محسوب می شود که به جهت قرار گرفتن در منطقه ای کم آب به عنوان یکی از مهم ترین منابع آبی استان کویری کرمان به شمار می رود و عرصه های مجاور آبادی های این تالاب نیز به ذخیره گاه استراتژیک علوفه دامی تبدیل شده است. آنچه باعث شده امروز دیگر خبری از عرصه سرسبز و زیبای تالاب جازموریان نباشد، خشکسالی های 17 سال اخیر استان های کرمان و سیستان و بلوچستان از یک سو و احداث سدهای متعدد روی رودخانه های این حوضه آبریز از جمله هلیل رود از سوی دیگر است که راه گلوی جازموریان را بسته است. اکنون بزرگ ترین سد جنوب شرق کشور در شهرستان جیرفت استان کرمان روی رودخانه هلیل رود احداث شده و در مسیر این رودخانه چند سد خاکی نیز وجود دارد که در نهایت میزان آبدهی به تالاب جازموریان را محدود کرده است. این درحالی است که روی سرشاخه های هلیل رود نیز چند سد در حال احداث است که ادامه این امر نابودی کامل جازموریان را در پی دارد.
این خبرها در زمانی منتشر می شد که هنوز جازموریان به طور کامل خشک نشده بود و امیدهایی برای نجات این تالاب وجود داشت.
تالاب جازموریان بیابان شد
اما اواخر سال 93 تراژدی جازموریان کامل شد. تالاب جازموریان به بیابان تبدیل شد. بدون اینکه مثل خشک شدن دریاچه ارومیه افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد. بیابان شدن جازموریان در حالی اتفاق افتاد که مسئولان محلی هم توجه چندانی به این موضوع نکردند. دلیل اصلی بروز خشکسالی در باتلاق جازموریان عدم رعایت حق السهم آب این اکوسیستم منطقه ای است در واقع به دلیل احداث سد در بالادست این تالاب، آبی برای تغذیه جازموریان وارد این عرصه نمی شود. هلیل رود اسیر سد جیرفت و سد بافت است و چندین سد نیز هم اکنون بر روی سر شاخه های هلیل در حال احداث است و بم پور نیز چنین سرنوشتی دارد و برخی سدهای فصلی نیز شاهد احداث سدهای کوچک آبخیزداری حوزه کشاورزی هستند. برآیند تمام این نمودارهای ترسیم شده به سمت خشکیدگی و فاجعه زیست محیطی در جنوب کرمان پیش می رود به طوری که بخش قابل توجهی از جنگل های حاشیه هلیل رود نیز در کنار علوفه زارها و عرصه های گیاهی اطراف جازموریان خشکیده است.
راهکار استاندار برای احیای جازموریان
استاندار کرمان حدود شش ماه پس از خشک شدن جازموریان در سفری به جنوب کرمان گفت: احیای تالاب جازموریان به عزم ملی نیاز دارد و فقط در استان قابل حل نیست. رزم حسینی ادامه داد: تالاب جازموریان یکی تالاب های مهم کشور است که در سالهای قبل علوفه دام های منطقه و استان های همجوار را تامین می کرده و امروز به دلیل خشکسالی های چندین ساله خشک شده است. استاندار کرمان همچنین گفت: یکی دیگر از راهکارهای نجات تالاب جازموریان طرح موضوع در هیات دولت است که با برنامه ریزی و تدبیر آن را در هیات دولت مطرح و بتوانیم کار را دنبال کنیم.
به نظر می رسد رزم حسینی قصد دارد اهمیت تالاب جازموریان را به هیات دولت یادآوری کند تا بلکه همانند دریاچه ارومیه، هیاتی هم در هیات دولت برای احیای تالاب جازموریان تشکیل شود. گرچه به نظر می رسد کمی برای این کار دیر شده است.
45 درصد ریزگردهای جنوب شرق کشور از جازموریان بلند می شود
فرماندار رودبار جنوب که در هفته های اخیر بارها از نابودی تالاب جازموریان صحبت کرده بود به پیام ما گفت: متاسفانه بدلیل احداث سدهای مختلف، تالاب جازموریان به طور کامل نابود شده است. عطا ناوکی افزود: در این سال ها سدها حق آبه را ندادند و این تالاب خشک شد و طبق نظر کارشناسان جهاد کشاورزی که به این منطقه سفر کردند 45 درصد ریزگردهای استان های کرمان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان از همین جازموریان بلند می شوند.
وی با اشاره به اینکه در جریان سفر اخیر استاندار قرار شد مسئله خشک شدن این تالاب در هیات دولت پیگیری شود تصریح کرد: شخص استاندار پیگیر کار است و کارشناسان وزارت جهاد کشاورزی به منطقه سفر کردند و اطلاعاتی را در این باره جمع آوری کردند.
ناوکی اظهار داشت: امیدواریم اعتباری برای احیای تالاب جازموریان اختصاص داده شود. چرا که این تالاب 2 برابر دریاچه ارومیه می باشد و زمانی تامین کننده علوفه هرمزگان و کرمان بوده است و 13 هزار نفر شتر در این تالاب پرورش مییافته است. فرماندار رودبار جنوب در پایان گفت: در اولین گام باید حداقل تالاب جازموریان نمناک شود تا از عوارض خشک شدن این تالاب کاسته شود.
مسئله جازموریان مثل دریاچه ارومیه
باید پررنگ شود
گفتنی ست هامون جازموریان از مناطق مهم در رونق حیات، اقتصاد و کشاورزی جنوب شرق کشور است که سالهاست دست تقدیر روزگار و کم توجهی به آن، جز زمینی خشک از آن باقی نگذاشته و احیای آن عزم ملی را می طلبد.که متاسفانه هیچ توجهی به آن نشده است و روز به روزخشک ترمی شود. علی ادهمی، فعال محیط زیست در این باره معتقد است: اگر بخشی از حق آبه جازموریان نیز تعلق می گرفت شاهد این وضعیت تاسف بار در جنوب کرمان در باتلاق جازموریان نبودیم. وی که با مهر صحبت کرده بود گفت: مسئولان سازمان محیط زیست دریاچه نمکی ارومیه را پر رنگ کرده اند و اعتبارات فراوانی را به این دریاچه نمکی در جایی می دهند که بیشترین میزان آب جاری و میزان بارندگی را دارد و تعداد قابل توجهی رودخانه نیز در این منطقه وجود دارد اما در استان کرمان که در خط قرمز بی آبی قرار دارد این تالاب آب شیرین فرصتی قابل توجه برای منطقه محسوب می شد که متاسفانه در حال حاضر به کانون طوفان های شن تبدیل شده است. ادهمی از مسئولان استان کرمان خواست همچون مسئولان آذربایجان مسئله جازموریان را پر رنگ کنند و چاره ای برای حل این مشکل بیندیشند.
برگزاری بزرگترین مانور غیرنظامی تاریخ ایران در جیرفت
برگزاری بزرگترین مانور غیرنظامی
تاریخ ایران در جیرفت
رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی جیرفت گفت: بزرگترین مانور غیرنظامی تاریخ ایران به محوریت این دانشگاه برگزار میشود. به گزارش فارس محمدرضا محمدیساردو اظهار داشت: با هدف حفظ توانمندی و آمادگی همه جانبه دانشگاههای علوم پزشکی جنوب شرق کشور در مقابله با حوادث غیر مترقبه مانور بزرگی برگزار میشود. وی بیان داشت: این مانور در 21 و 22 آبان ماه سال جاری به میزبانی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی جیرفت برگزار میشود. محمدیساردو تصریح کرد: این مانور از نظر ماهیت بزرگترین مانور غیرنظامی کشور محسوب میشود و در نوع خود بینظیر است. رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی جیرفت ادامه داد: با توجه به اینکه هفت دانشگاه علوم پزشکی منطقه با تجهیزات کامل در این مانور شرکت دارند، این فرصت مناسبی برای معرفی بیشتر ظرفیتهای جنوب کرمان محسوب میشود. همچنین ابراهیم محمدی مدیر حوادث و فوریتهای پزشکی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی جیرفت در این زمینه اظهار داشت: هفت دانشگاه علوم پزشکی زابل، زاهدان، ایرانشهر، بم، جیرفت، کرمان، رفسنجان و دانشکده علوم پزشکی سیرجان در این مانور شرکت دارند. وی اضافه کرد: بیش از یکهزار نفر نیروی عملیاتی، 50 دستگاه آمبولانس و هفت اتوبوس آمبولانسی به همراه یک بالگرد و دو بیمارستان صحرایی با اعلام زلزله فرضی شش ریشتری در شهرستان جیرفت مستقر میشوند. محمدی با بیان اینکه این مانور در چهار نقطه شهر جیرفت به اجرا در میآید، عنوان کرد: 134 نیروی عملیاتی و فرماندهی، هفت دستگاه آمبولانس و یک اتوبوس آمبولانسی از دانشگاه علوم پزشکی جیرفت در این مانور شرکت میکنند. وی افزود: شخصیتهای عالی رتبهای از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و تعدادی از رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی کشور میهمان ویژه مانور جیرفت هستند.
