بایگانی مطالب نشریه

لحظاتی با فروید

لحظاتی با فروید

نجمه سعیدی- زیگموند فروید پدر روان کاوی شناخته شد. نظام روان کاوی او اولین نظریه رسمی شخصیت بوده است. و هنوز هم بسیار مشهور است. تعداد زیادی از نظریه های شخصیت بعد از فروید مطرح شد که از کار او اقتباس شده یا گسترش آن بودند. او در سال 1856 به دنیا آمده و در سن 83 سالگی (1939) به دلیل بیماری سرطان، چشم از جهان فرو بست.
این که فرصتی پیدا شده است که زیگموند فروید را ببینم و ایشان این فرصت را به من داد که دقایقی در حضورشان سپری کنم، مرا بسیار خوشبخت کرده است و تمام تلاش خود را خواهم کرد که در این کوتاه فرصت او را بهتر بشناسم
در که باز شد همان طور که تصور می کردم مردی خوش لباس و ظاهراً بسیار منظم، به داخل قدم گذاشت با کمال احترام به او سلام دادم.
با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشته اید با کمال احترام می خواهم خود را برای آنان که با شما آشنا نیستند معرفی کنید.
من زیگموند فروید هستم که در ششم ماه مه سال 1856 در شهر فریبرگ، مورادی (جمهوری چک) به دنیا آمده ام که البته باید بگم که این شهر میدان استالین خود را به نام من تغییر داد و من آن جا میدانی به نام خود دارم، البته خانه ی ما هم در این شهر تبدیل به موزه شده است.
حالا که اسم از خانه به میان آمد در مورد خانواده ی خود بیشتر برای ما بگویید
از من اجازه خواست که سیگار برگش را روشن کند بعد اینگونه جواب من را داد. پدر من یک تاجر ناموفق پشم بود به دلیل ورشکستگی ما مجبور شدیم به اینجا یعنی وین بیاییم، وقتی من به دنیا آمده آمدم پدرم 40 ساله و مادرم 20 ساله بود پدرم مردی جدی و به شدت منضبطی بود. اگه واقعیت را بخواهید من پدرم را زیاد دوست نداشتم اما باید بگویم که عاشق مادر بودم من فرزند محبوب مادر بودم، مردی که محبوب بی چون و چرای مادرش باشد در طول زندگی یک فاتح خواهد بود، در خانواده ما هشت فرزند وجود داشت که البته رابطه ی چندان دوستانه ای با آنها نداشتم.
من شنیدم که شما ابتدا به پیشه پزشکی روی آوردید در این باره برایمان بگویید
من در مدرسه شاگرد بسیار موفقی بودم در دبیرستان چند زبان را یاد گرفتم، اما واقعاً در آن زمان نمی دانستم که چه حرفه ای را باید دنبال کنم اما دربین چند حرفه ای که دروین به روی یهودی ها گشوده شده بود پزشکی را انتخاب کردم، من علاقه ای به این رشته نداشتم اما معتقد بودم که مطالعات پزشکی به حرفه ای در پژوهش علمی منجر خواهد شد که ممکن است مرا مشهور کند، مدرک پزشکی خود را از دانشگاه وین گرفتم و تحقیقات فیزیولوژیکی هم در مورد نخاع شوکی ماهی انجام دادم که مورد توجه قرار گرفت البته باید بگم که من در سال 1881 طبابت را به عنوان متخصص اعصاب بالینی شروع کردم
– نظریه شخصیت شما شاخه ها و زیر مجموعه های زیادی دارد، یکی از مباحث بسیار گسترده و تاثیرگذار آن بحث غرایز است می خواهم در این باره از زبان خود برایمان بگویید.
از نظر من غرایز عناصر اصلی شخصیت هستند نیروهای برانگیزنده ای که رفتار را سوق می دهند و جهت آن را تعیین می کنند من معتقد هستم که همیشه انسان مقدار خاصی از تنش غریزی را تجربه می کنیم و باید همواره برای کاهش دادن آن اقدام کنیم.
– شما تقسیم بندی و نام گذاری های خاصی برای غرایز داشته اید اگر ممکن است در مورد این دسته بندی ها برایمان حرف بزنید.
غرایز را می توان به دو دسته تقسیم کرد 1- غرایز زندگی 2- غرایز مرگ. غرایز زندگی با ارضاء کردن نیاز به غذا آب هوا و میل جنسی به هدف بقای گونه و فرد خدمت می کنند غرایز زندگی به سمت رشد و نمو گرایش دارند. من غرایز مرگ را ویران گر می دانم این بدیعی است که تمام موجودات زنده، زوال یافته و می می میرند من معتقدم انسان ها میل ناهشیاری به مردن دارند مثل پرخاشگری که یکی از مولفه های غرایز مرگ است.
– احساس می کردم دهانش خشک شده است، به سمت لیوان آب می روم و آن را پر می کنم و به سمت فروید می گیرم، سری تکان می دهد و لیوان را می پذیرد و کمی می نوشد اما هم چنان به سختی سخن می گوید
شما یکی از بزرگترین نظریه پردازان شخصیت هستید و معتقد بودید که شخصیت انسانی سطوح مختلفی دارد، آیا درست می گویم؟
بله، از نظر شخصیت آدمی به 3 سطح تقسیم می شود هشیار نیمه هشیار و ناهشیار
این نام گذاری بسیار جالبی است اما راستش را بخواهید برای ما کمی کنگ است لطفا برایمان توضیح بدهید
فروید پک محکمی به سیگار زد و لبخندی زد و این چنین شروع کرد. سطح هشیار تمام احساس ها و تجربیاتی را شامل میشودکه ما در لحظه از آن آگاهیم مثل حس گرسنگی که من الان دارم یا آگاهی از سگی که در همسایگی ما واق واق می کند اما این بخش بسیار کوچکی از شخصیت ماست، ببینید اگر ما ذهن را شبیه کوه یخ بدانیم هشیار قسمت بالایی سطح آب است، فقط نوک کوه یخ .بزرگترین قسمت و اصلی ترین که از نظر من ناهشیار است زیر آب است که مخزن غرایز است و من فکر می کنم همان امیالی است که رفتار ما را هدایت می کند.
بین این دو سطح نیمه هشیار وجود دارد که مخزن خاطرات، ادراک ها و افکاری که فوراً به صورت هشیار از آن آگاه نیستیم مثل فکر کردن به دوستی که دیشب با آن شام خوردید
اگر بخواهید در انتهای مصاحبه در مورد یکی از مولفه های نظریه خود توضیح بدهید که تاکید بیشتری بر آن دارشته اید کدام را انتخاب می‌کنید؟
بی شک اضطراب را، من اضطراب را جز مهم نظریه شخصیت خود می دانم و تاکید می کنم که اضطراب اساس ایجاد رفتارهای روان رنجور و روان پریش است.
اضطراب برای دوره ای که ما زندگی می کنیم واژه ای بسیار آشناتر از دوران شما است، اما برایم جذاب است که دیدگاه خود را برایمان در این رابطه بگویید.
من معتقدم می توان اضطراب را به سه نوع تقسیم کرد 1- اضطراب واقعی و ملموس زندگی است مثل ترس از حیوانات وحشی یا ترس از حرکت سریع ماشینی که از کنار می گذرد و تا وقتی تهدید وجود داشته باشد این اضطراب هم وجود خواهد داشت و بعد از رفع تهدید خود به خود از بین می رود. اضطراب مفید و لازم است اما دو نوع اضطراب دیگری برای سلامت روانی آدمی مشکل زا هستند.2- اضطراب روان رنجور ریشه در کودکی دارد حاصل تعارض بین ارضا غریزی و واقعیت است و از یک ترس ناشی از تنبیه به وجود می آید و 3- اضطراب اخلاقی، ترس از وجدان است که همیشه ترس و احساس گناه را به وجود خواهد آورد و کارایی و سلامت روانی فرد را تحدید خواهد کرد .
با توجه به شرایط جسمانی فروید من هم مضطرب شده بودم و او هم چنان به سیگار پک می زد، از او پرسیدم ذهن و روان آدمی چگونه با این اضطراب ها برخورد می کند.
ببینید اضطراب خبر می دهد که خطر قریب الوقوعی یا تهدیدی برای انسان به وجود آمده است که با هر دلیلی امکان ایجاد آن است. و من باور دارم که ذهن برای مقابله و در امان ماندن از این اضطراب دست به مکانیزم های دفاعی می زند.
– مکانیزم های دفاعی، من فکر می کنم این یک مفهوم کلی و بسیار پیچیده است خودتان برایمان آن را قابل فهم تر کنید. مکانیزم های دفاعی زیادی وجود دارد که در بیشتر مواقع از چند تا از آنها به صورت هم زمان استفاده می شود که مقداری هم بین آنها هم پوشی وجود دارد که برای دفاع از اضطراب از آنها استفاده می شود این مکانیزم ها انکار یا تحریف واقعیت هستند و معمولاً به صورت ناهشیار اعمال می شوند یعنی با هدف و قصد نخواهند بود تعداد زیادی مکانیزم وجود دارد مثل سرکوبی- انکار- واکنش وارونه و… که توضیح و تفسیر آنها در این فرصت از توان من خارج است اما توضیح کامل آنها در کتاب های من وجود دارد
البته، فقط می خواهم در انتها برای ما از سلامت خود، از بیماری ای که گرفتارش شده یاد بگویید صورت فروید زیر دود سیگارش به سختی قابل دیدن بود پک دیگری به سیگار زد و با لبخند تلخی جواب داد. ممنون که نگران من هستید من دچار سرطان سقف دهان شده ام و تاکنون 33 عمل جراجی برای خلاص شدن از این بیماری انجام داده ام اما هیچ سودی ندارد بیماری مرا به شدت ضعیف کرده است و همواره درد می کشم البته شاید باید مصرف سیگار را کم کنم من روزی 20 سیگار برگ می کشم و پزشکان این را دلیل سرطانم می دانند.
با سپاس فراوان از شما که با توجه به شرایط جسمانی خود این وقت گران بها را به ما دادید.

مدیرکل دفتر سلامت وزارت بهداشت: هر ۲۴ ساعت یک مادر باردار می‌میرد

مدیرکل دفتر سلامت وزارت بهداشت:
هر ۲۴ ساعت یک مادر باردار می‌میرد
در شمال تهران از هر ۲,۵ ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شود
«در هر شبانه‌روز، یک مادر باردار جانش را از دست می‌دهد.» این خبر را مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت اعلام کرد و درعین حال گفت که پیش از انقلاب، در هر ۲۴ساعت، ۲۴۰ مادر باردار جانشان را از دست می‌دادند که اکنون این عدد به یک مورد کاهش یافته است. محمد اسماعیل مطلق که درهمایش ازدواج آگاهانه در دزفول صحبت می‌کرد، به موارد مرگ‌ومیر نوزاد هم اشاره کرد و گفت: «تعداد مرگ‌ومیر نوزادان در هر یک‌هزار تولد پیش از انقلاب ۲۴۵ مورد بود که اکنون این آمار به ۵/۹ مورد در‌هزار تولد رسیده که باید تا‌ سال ۲۰۳۰ این تعداد به صفر برسد.»
مطلق ادامه داد: «در ‌سال بیش از یک‌میلیون و۷۰۰ مورد بارداری درکشور اتفاق می‌افتد که از این تعداد یک‌میلیون و۵۳۰‌هزار مورد به فرزندآوری منجر شده و مابقی سقط می‌شوند، به همین دلیل هم پیشگیری از سقط جنین نیز در برنامه‌ها و اهداف وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است.» مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، از ناباروری به‌عنوان یک ناهنجاری و بیماری پنهان یاد کرد: «سه‌میلیون زوج نابارور درکشور وجود دارد که برنامه‌هایی برای فرزندآوری آنها در دست اقدام است.»
او ناآگاهی از زندگی زناشویی را عمده‌ترین مشکل زوج‌های جوان درکشور بیان کرد و افزود: «برای حل این مشکل و با توجه به این‌که بیشتر طلاق‌ها در سال‌های اول زندگی رخ می‌دهد، ۱۷ دانشگاه کشور اعلام آمادگی کرده‌اند تا آموزش‌های لازم را به زوج‌های جوان ارایه کنند.» مطلق، نرخ فرزندآوری درکشور را ۱,۸‌درصد اعلام کرد و گفت: «برای رسیدن به میزان استاندارد آن‌که ۲.۱‌درصد می‌باشد، فعالیت‌ها و برنامه‌های فراوانی مورد نیاز است.»
مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، به نقش ویژه ازدواج در سلامت افراد نیز اشاره کرد و گفت: «افرادی که ازدواج مناسبی دارند طول عمر بیشتر و سلامت روانی بهتری نسبت به افراد مجرد دارند و از زندگی شادتر وضع جسمی و ارتباطات اجتماعی بهتری نیز برخوردار هستند.» او رشد اخلاقی و معنوی، رشد اجتماعی، رفع نیازهای فطری، معنوی و درونی، مسئولیت‌پذیری و احساس امنیت را از فواید ازدواج مناسب توصیف کرد: «افرادی که از ازدواج خود ناراضی هستند، از نظر سلامت ضعیف‌تر از مجردها هستند، لذا باید به مقوله ازدواج با اهمیت بیشتری توجه کرد.»
این مقام وزارت بهداشت با اشاره به این‌که سن ازدواج در ۱۰‌سال اخیر بین ۴ تا ۶‌سال افزایش یافته است، گفت: «در شهرستان دزفول در‌سال ۹۲، ۸‌هزارو۶۲۳ مورد ازدواج و یک‌هزارو۲۷ مورد طلاق اتفاق افتاده، درحالی ‌که در‌ سال ۹۳ تعداد ازدواج‌های ثبت‌شده در این شهرستان ۸‌هزارو۹۶ مورد و تعداد طلاق‌ها ۸۹۸ مورد بوده است که بیانگر کاهش قابل ملاحظه طلاق در این شهرستان است. در این شهرستان، در‌سال ۹۲ از هر ۵,۵ ازدواج یک مورد طلاق و در‌سال ۹۳ از هر ۶.۸ مورد ازدواج یک مورد به طلاق منجر شده است.» او افزود: «پیش از این از هر ۱۰ ازدواج یکی به طلاق منجر می‌شد، درحالی ‌که اکنون از هر چهار ازدواج یکی به طلاق منجر می‌شود، ضمن این‌که در شمال تهران از هر ۲.۵ ازدواج یک مورد به طلاق منجر می‌شود.»
مطلق با اشاره به آمارهای کشوری تأکید کرد: « در‌سال ۹۳ با کاهش ۶,۵‌درصدی ازدواج نسبت به‌ سال ۹۲ مواجه بودیم، درحالی‌ که طلاق ۵.۳ افزایش یافت.» به گفته این مسئول در وزارت بهداشت، تعداد طلاق‌های ثبت‌شده درکشور در‌سال گذشته ۱۶۳هزارو۵۷۲ مورد عنوان کرد.

سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم در مصاحبه اختصاصی با هادی کاربخش از پیام ما: موفقیت با پاهای تاول زده

سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم در مصاحبه اختصاصی با هادی کاربخش از پیام ما:
موفقیت با پاهای تاول زده

متولد سال 1361 شهرستان بم و دارای مدرک کارشناسی مدیریت تربیت بدنی است و آنطور که خودش می گوید در یک خانواده کاملا فوتبالی به دنیا آمده، پدرش مربی و برادرش بازیکن فوتبال بوده و همین باعث می شود که ازهمان دوره کودکی با توپ فوتبال آشنا شده و به همراه پدر در زمین چمن بدود و ورزش کند تا این که در کلاس دوم دبیرستان و همزمان با صدور مجوز فوتسال بانوان، در سن 16 سالگی به عنوان مربی بازیکن در تیم بم که اولین تیم فوتسال بانوان استان کرمان محسوب میشود، فعالیت خود را شروع و ادامه می دهد تا سال 1382 که متاسفانه تعداد زیادی از بازیکنان آن زمان تیم شان در اثر زلزله مهیب بم جان خود را از دست میدهند و عملا تیم فوتسال به منحل می شود.
پس از آن و در سال 88 به فوتبال روی می آورد و به عنوان سرمربی و مربی در تیمهای زیادی ازجمله تیم های پایه ای بم ، شهرداری بم و منتخب دانشجویان ایران به فعالیت می پردازد و با همین تیم بمی به افتخارات زیادی از جمله 4 سال قهرمانی ویک عنوان سومی لیگ برتر فوتبال ایران و همچنین قهرمانی درمسابقات بین المللی بلژیک، عنوان سومی مسابقات قهرمانی صربستان و 2 سال هم به عنوان مربی برتر سال ایران دست می یابد. صحبت از مرضیه جعفری سر مربی موفق تیم فوتبال شهرداری بم است که بعد از چندین سال قهرمانی در لیگ برتر فوتبال بانوان ایران، امسال این عنوان را به رقیب هم استانی خود یعنی شهرداری سیرجان واگذار کرد و به عنوان سومی دست یافت. این بانوی ورزشکار بمی این هفته میهمان ما بود و فرصتی دست داد تا پای درد و دلهایش بشینیم و از چند و چون و مشکلات ورزش بانوان برایمان بگوید. چکیده این گفت و گو را با هم می خوانیم.
از وی درباره دلیل افت تیم شهرداری بم که منجر به از دست دادن قهرمانی و کسب عنوان سوم مسابقات لیگ امسال پرسیدیم که وی در پاسخ گفت: متاسفانه امسال چند بازیکن اصلی تیم که چهارچوب اصلی تیم مان محسوب می شدند به دلائل مختلف از جمله اتمام قراردادها از دست دادیم و باتوجه به سیاست باشگاه و مسئولان شهر بم که خواهان بومی گرایی و جوان گرایی در تیم بودند، موفق به جذب بازیکن باتجربه وملی پوش کمترشدیم و ابتدای فصل تا تیم بیاید و با بازیکنان جوان و بومی به هماهنگی لازم برسد، تیم چندین امتیاز حساس را از دست داد و تا پایان فصل هم دیگر فرصت جبران به دست نیامد، هرچند ما تا روز آخر هم مدعی قهرمانی بودیم و اگر زمین ناهموار انزلی وآب و هوای نا مساعد وبعد مسافت زیاد و اشتباه خودمان نبود و ما آن باخت یک بر صفر را به ملوان نمی دادیم شاید الان هم قهرمان یا نایب قهرمان بودیم. با این حال خوشحالیم که حداقل جام قهرمانی در استان ماند و به تیم خوب و یک دست شهرداری سیرجان رسید، از صمیم قلب به آنها تبریک می گویم.
جعفری درپاسخ به سوال ما درباره میزان بومی بودن بازیکنان تیم شهرداری بم می گوید: ابتدا باید ببینیم استراتژی مسئولان باشگاه چیست اما تیم ما برای فصل پیش رو 80 درصد بومی و از بازیکنان خوب داخل استان تشکیل شده و با همین بازیکنان تیز تمرینات تیم را بصورت نه کاملا جدی و فقط تکنیکی شروع کرده ایم و امیدواریم بتوانیم با توجه به شرایط و اهداف باشگاه نسبت به جذب بازیکنان مورد نیازمان برای فصل آینده نیز اقدام کنیم تا در کنار بازیکنان جوان و بومی استانی که در اختیار گرفته ایم از بازیکنان ملی پوش و باتجربه نیز سود ببریم و برای مسابقات آتی قهرمانی جهان که اردیبهشت سال آینده نیز در بلزیک برگزار می شود، تمرینات کامل تیمی را بعد از عید نوروز آغاز کنیم.
سرمربی تیم فوتبال شهرداری بم میزان مبلغ قرارداد خود و بازیکنان تیمش را بسیار ناچیز می داند و می افزاید: مبلغ قرارداد من و بازیکنان تیمم کمتر از بیست میلیون است وحتی بازیکن داریم که برای یک فصل بازی حدود 3 میلیون دریافتی دارد واین فقط مشکل تیمی ما نیست، اکثر تیمهای بانوان به علت نداشتن حامی مناسب مالی و عدم پخش تلویزیونی از امکانات خوب و قراردادهای مناسب برخوردار نیستند بطور مثال شهرداری بم که کلی مشکلات مالی و شهری دارد تنها حمایت کننده ماست با توجه به شرایطی که وجود دارد به جرات میگویم شهرداری حمایت خوب و کاملی ازتیم ما داشته ولی متاسفانه از طرف فدراسیون و سایر ادارات و نهادهای دولتی حمایت واستقبال خاصی از ما نمیشود در شهرهای دیگر مانند سیرجان گل گهری وجود دارد که از بانوان حمایت کند و حتی هزینه حضور بازیکنان و مربیان را در دوره های متفاوت آموزشی متقبل میشود اما در بم فقط یک شهرداری وجود دارد که پشتیبانی می کند، شهردار بم که خیلی به ما کمک کرد اما بیش از این در توانش نیست. فوتبال بانوان با آقایان متفاوت است باید از بانوان حمایت کنند تا اسپانسرها هم به حضورشان دلگرم باشند.
مرضیه جعفری دو فرزند دارد که هر دو فوتبال بازی می کنند اما مخالف حضورشان در مقام مربی گری فوتبال است و می گوید:با توجه به اینکه مربی بودن فوق العاده استرس زاست نمی خواهم آنها وارد این عرضه شوند، درورزش برد مال دیگران و بازیکنان است اما باخت و فشارهای پس از باخت مال مربی است و من نمی خواهم مشکلات و سختی هایی را که من در این سمت متحمل شده ام ،فرزندانم نیز آن را تجربه کنند و اذیت شوند،بارها شده که به دلیل فشارهای روحی و جسمی تصمیم گرفته ام که فصل آخری باشد که در فوتبال حضور دارم اما عشق به فوتبال هیچگاه این اجازه را به من نداده است و همچنان حضور دارم.
تیم شهرداری بم در مقایسه با تیمهای دیگری مانند اصفهان و ملوان انزلی ،هزینه کمتری داشته اما موفقیت هایش قابل مقایسه با دیگران نیست،مرضیه جعفری دلیل این امر را چنین میداند:به نظر من عرق و تعصبی که در بازیکنان من و سیرجان هست دلیل اصلی این موفقیت است،حاشیه تیمهای بم و سیرجان در مقایسه با بقیه تیم ها بمراتب کمتر است و وقتی یک دختر بازیکن به تیم ما می اید و انسجام و اتحاد و نظم تیمی ما را می بیند و متوجه میشود که علیرغم تمامی مشکلات چه حمایت های خوبی از او و تیمش میشود، فارغ از هر فکری به تمرینات خود می پردازد و انگیزه زیادی پیدا میکند ضمن اینکه تمرینات مستمر ما که درهر شرایطی جوی برگزار می شود نیز یکی دیگر از دلایل موفقیت ماست ،بارها شده که ساعت 12 ظهر و در اوج گرما و در حالتی که بخار از چمن مصنوعی بلند می شود ما تمرین کرده ایم که منجر به تاول زدن کف پای بچه ها شده، بازیکن که این چنین پشتکاری از ما خارج زمین می بیند، خودش نیز درون زمین از دل و جان مایه میگذارد و تمامی توان و تلاش خود را بکار می گیرد،ما مصمم به رسیدن به هدف هستیم.
وی رفت و آمد تیم را به شهرهای دیگر را زمینی و خیلی سخت میداند و می افزاید: بارها شده که سفرهای ما نزدیک به 48 ساعت طول کشیده و درراه بازگشت یکی از همین سفرها که به ایلام داشتیم در جاده یخبندان و برفی آن شب خدا به ما کمک کرد که اتوبوس در اثر لغزنده بودن به دره پرت نشد و بسلامت به مقصد رسیدیم. هیچگاه آن شب را فراموش نمی کنیم. وحشتناک بود. تیم ما با این مشکلات حضور داشته و به رتبه های خوبی دست یافته ایم.
مرضیه جعفری در پایان از خانواده و دست اندرکارانی که او را به سوی این موفقیت هدایت کرده اند تشکر می کند.

خبر

سیو کورش ملکی در جمع بهترین‌های لیگ یک
سوال پیامکی برنامه‌ی لیگ یک این هفته که از شبکه‌ی ورزش پخش می‌شد به بهترین سیو دروازه‌بانان تیم‌های لیگ یک اختصاص داشت که سیو عالی کورش ملکی دروازه‌بان تیم مس کرمان در بازی با نساجی نیز در بین آن‌ها قرار داشت.
سیو عالی دروازه‌بان تیم فوتبال مس کرمان در جمع بهترین واکنش دروازه‌بانان لیگ یک در حفظ دروازه‌ی تیم‌های خود قرار گرفت.
سوال پیامکی برنامه‌ی لیگ یک این هفته که از شبکه‌ی ورزش پخش می‌شد به بهترین سیو دروازه‌بانان تیم‌های لیگ یک اختصاص داشت که سیو عالی کورش ملکی دروازه‌بان تیم مس کرمان در بازی با نساجی نیز در بین آن‌ها قرار داشت.
ملکی در این صحنه با یک زاویه‌بندی عالی، یک موقعیت تک به تک را از مهاجم حریف گرفت و دروازه‌ی تیم خود در این صحنه را حفظ کرد.
این صحنه با واکنش مثبت بینندگان این برنامه نیز مواجه شد به نحوی که درصد بسیار بالایی از آرا این مسابقه‌ی پیامکی را نیز به خود اختصاص داد.
ملکی دروازه‌بان جوان تیم مس کرمان در این فصل با آمادگی بالای بدنی خود، نقش عمده‌ای در عملکرد بسیار خوب خط دفاعی مس در این فصل داشته است.

از کریمی و آزمون تا طارمی، عقیلی و رحمتی
کوچ دسته جمعی ستارگان فوتبال از اینستاگرام فعالیت خود در اینستاگرام پایان دادند. آن هم تنها به این دلیل:« فحاشی»
ستاره های فوتبال ایران رفته رفته از فضای مجازی فاصله می گیرند و ترجیح می دهند دور از حواشی موجود تمرکز خود را معطوف به داخل زمین کنند و نه خارج از آن. بازیکنان پرسپولیس و استقلال ، ستاره های این تیم همچون محسن بنگر، مهدی طارمی،آرش برهانی و مهدی رحمتی چندی پیش با انتشار متنی که نشان می داد از توهین ها ناراحتند ، پست های خود را حذف کردند و به فعالیت خود در اینستاگرام پایان دادند.
پس از بازیکنان استقلال و پرسپولیس، علی کریمی نیز تصمیم گرفت برای همیشه با اینستاگرام خداحافظی کند. کریمی بر خلاف سایر ستاره ها، اکانت خود را کامل حذف کرده تا نشان دهد از بروز اتفاق هایی در صفحه شخصی اش ناراحت است. گویا فحاشی هایی که به دلیل مصاحبه کریمی در کامنت های صفحه اینستاگرامش صورت گرفته، دلیل پایان فعالیت او در اینستاگرام است.
سردار آزمون دیگر ستاره ای است که تصمیم گرفته تا به حضورش در فضای مجازی و به خصوص اینستاگرام پایان بدهد. آزمون در صفحه اینستاگرامش از دلیل این اقدام پرده برداشته و درباره اش توضیح داده:« من جز تشکر کار دیگه ای نکردم ولی متاسفانه بعضی ها فرهنگشون زیر صفر است»
هادی عقیلی نیز چندی پیش پست های خود را حذف کرد و برای همیشه از اینستاگرام رفت. اینها نشان می دهد که ستاره های فوتبال ایران به دلیل فحاشی ها تحت فشار قرار گرفته اند و به ناچار صفحه شخصی خود را در اینستاگرام بسته اند. یادمان نمی رود که قبل از جام جهانی چه بلایی بر سر صفحه مسی در فیسبوک آمد و یا داور استرالیایی بازی ایران- عراق در جام ملتها که تا مدتها کامنت های فحاشی هواداران ایرانی را می خواند.
فرهنگ استفاده از اینستاگرام در ایران هنوز جا نیفتاده و هر از چندگاهی می بینیم که چنین مشکلاتی پیش می آید و باعث دوری ستاره ها از فضای مجازی می شود. ماهیت فضای مجازی ارتباط میان سلبریتی ها با هواداران شان است اما در ایران گویا فحاشی به ستار ها در اولویت قرار گرفته و به نکات دیگر توجهی نمی شود!

درخشش نونهال سوار کار کرمانی در مسابقات تایلند
مربی سوارکاری استان کرمان از درخشش نونهال کرمانی در یک دوره مسابقات بین المللی در کشور تایلند خبر داد.
حسین افلاطونیان دیروزدر گفت و گو با روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان با اعلام این خبر اظهار داشت: علی پور موسی شرکت کننده کرمانی موفق شد در یک دوره مسابقات بین المللی در کشئر تایلند خوش بدرخشد .
وی افزود: پور موسی در روز نخست این مسابقات با اقتدار و فاصله زمانی شش ثانیه نسبت به نفر دوم موفق به کسب عنوان دومی شد . همچنین این سوارکار خوش آتیه در روز دوم مسابقات با کسب عنوان دومی در مسابقات دو راندی به کار خود پایان داد.
گفتنی است علی پور موسی مدتی قبل در مسابقات قهرمانی کشور موفق به کسب عنوان پنجمی شده بود.

اینفانتینو، نهمین رئیس فیفا کیست؟

اینفانتینو، نهمین رئیس فیفا کیست؟

جیانی اینفانتینو ۴۵ ساله که متاهل و دارای چهار فرزند دختر است، روز جمعه ۲۶ فوریه در دومین دور رای گیری در نشست فوق العاده فیفا در سالن هالن اشتادیون شهر زوریخ، با کسب ۱۱۵ رای اکثریت مطلق آراء،به مدت سه سال ریاست این فدراسیون را بعهده گرفت.
این وکیل ایتالیایی الاصل که به پنج زبان بین المللی مسلط است، در سال ۲۰۰۰ میلادی وارد اتحادیه فوتبال اروپا موسوم به یوفا شده و در موضوعات قانونی و تجاری مرتبط با فوتبال اروپا به کار گمارده شد.
او به سرعت در این سازمان رشد کرد و در سال ۲۰۰۹ میلادی به دبیرکلی یوفا منصوب و عملا به دست راست میشل پلاتینی، رئیس پیشین کنفدراسیون یوفا تبدیل شد.
پس از آنکه پلاتینی به اتهام سوء استفاده از قدرت به مدت ۶ سال از انجام هرگونه فعالیت مرتبط با فوتبال محروم شد، او خود را برای کسب پست ریاست بر فیفا نامزد کرد.
آقای اینفانتینو که مصمم به پیروزی در انتخابات ریاست فیفا بود، پس از اعلام نامزدی خود برای این پست، به بیش از هفتاد کشور عضو فیفا از جمله ایران سفر و با ۱۵۰ رئیس فدراسیون ملاقات کرد.
اینفانتینو به دنبال آن است که اعتبار فیفا را بازگردانده و تصویر آن را نزد افکار عمومی اصلاح کند. او تا سال ۲۰۱۹ میلادی فرصت دارد تا به برنامه هایش جامه عمل بپوشاند.
جیانى اینفانتینو که نهمین رئیس فیفا در تاریخ ۱۱۲ ساله این سازمان محسوب می شود،بعد از این پیروزی در سخنانی کوتاه در جمع 207 عضو فیفا گفت: «احساسم را نمی‌توانم وصف کنم. سفر خاطره‌انگیزی به خیلی از کشور‌ها داشتم. فوتبال روزهای بدی را گذراند. می‌خواهم بار دیگر روی این بازی زیبا متمرکز شویم. از همه شما تشکر می‌کنم، می‌خواهیم با هم کار کنیم.در محیط فوتبال تنها مباحث فوتبالی مطرح خواهد شد. اجازه دخالت‌های سیاسی نمی‌دهم زمان اغتشاش در فوتبال به پایان رسیده است. تمام تلاشم را به کار خواهم بست تا ثبات در فوتبال پیدا شود. ما تلاش می‌کنیم که فیفا را به جایگاه اصلی‌‌اش برگردانیم. از امروز من رئیس تمام اعضای فیفا هستم. چه کسانی که به من رای دادند و چه کسانی که رای‌شان فرد دیگری بود».
همچنین وی در اولین نشست مطبوعاتی خود با حضور نمایندگان رسانه های بین المللی ضمن ادای احترام به میشل پلاتینی یادآور شد که چیزهای بسیاری از او آموخته و به این دلیل سپاسگزار اوست.
رئیس جدید فیفا که به دنبال ایجاد اصلاحات است، در بخشی از سخنانش گفت: «ما به طور خستگی ناپذیری کار خواهیم کرد. چنین کاری ابتدا از خود من شروع می شود و تمام فدراسیونها و کارکنان فیفا را دربرمی گیرد. تا مطمئن شویم که فوتبال را دوباره به فیفا و فیفا را به فوتبال بازگردانده ایم. این کاری است که باید انجام دهیم و چیزی است که می خواهیم. ما تصویر فیفا را بازسازی خواهیم کرد و مطمئن خواهیم شد که همه از آنچه انجام داده ایم راضی هستند.»

نگاه پیام ما به کودکان کار / در آغوش سرد خیابان

نگاه پیام ما به کودکان کار
در آغوش سرد خیابان

نجمه سعیدی- هوا بسیار سرد بود، دست هایش را به هم میمالید، آهن زیر پایشان خیلی سرد بود، نگاهی به سقف بالای سرش انداخت به خواهرش که کنارش نشته بود لبخندی زد و گفت: مریم خدا رو شکر، روی پل یه جا پیدا کردیم. فکر کنم امشب بارون بگیره دخترک نگاهش به قدم های مردم بود.زنی با سرعت از جلوی آن ها رد شد پسرک تا صدایش را بلند کند، زن از روبرویشان رد شد. دختر آستین پسر کشید و گفت داداش داداش اون آقاهه. پسرک صدایش را بلند کرد که مرد روبروی ترازو جلوی پسر و دختر ایستاد و گفت چند می گیری. آقا 500تومن. بچه چه خبره سه روزه می خوای پول ترازوت رو در بیاری پسرک چیز دیگری نگفت مرد با پا ترازوی پسر را جابه جا کرد گفت برو بابا. پسرک ترازو را صاف کرد و سرش را پایین انداخت و سرما دلش را لرزاند.
واژه تلخی به نام کودک کار
کودک کار و خیابان واژه ی تلخی است که شاید هر جا شنیده شود،همراه خود یک آه عمیق را می طلبد. مفهومی که دنیای کودکی را به دایره های خشن داد و ستد تبدیل می کند، درست زمانی که کودک باید همه نگرانیش ماشین اسباب بازی اش و جدا شدن چرخ های ماشین اش باشد، شیشه ی ماشین ها را پاک می کند، درست زمانی که باید گل های دامن عروسک هایش را بچیند، دسته دسته،گل می فروشد با نگاه های سخت، تلخ و گاهی کثیف، یک مفهوم بزرگ و تلخ متولد می شود به نام کودک کار، کودکی که بر خلاف حقوق بدیعی خود مجبور به کار می شود.
کودک کار به کودکی اطلاق می شود که نقش کارگری را می پذیرد و به صورت تمام وقت و نیمه وقت توسط افراد و بعضی از بنگاه های اقتصادی به خدمت گرفته می شود و ناچاراً گاهی مواقع از تحصیل هم محروم می شود و از تجربه های دوران کودکی خود وا میماند و در بیشتر مواقع سلامت جسمی و روحی و روانی کودک تهدید می شود.
من جای بابام رو گرفتم
احمد 13 ساله پسر بچه ای که یک گاری داشت و کارتن و نون خشک جمع می کرد. گفت که من مدرسه نمی رم،چون وقت نمی کنم، من باید کار کنم، باید پول در بیاورم، نمی توانم درس بخونم اما شاید از سال دیگه مدرسه برم، بابام دو سال پیش از روی داربست افتاد و کمرش شکست دیگه نمی تونه کار کنه، من باید کمکش کنم، مامانم هم کار می کنه، من جای بابام رو گرفته ام، آرزو دارم فقط بابام خوب بشه و بره سرکار….
تنها دغدغه کودکان کار، درآمد است
عرفان زارعی موسس یک جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان کرمان در تعریفی از کودکان کار می گوید: هر انسان زیر 18 سالی که هر گونه حضوری در مناسبات بازار داشته باشد (در تولید و خرید و فروش)کودک کار نامیده میشود و قاعداً به دلیل ممنوعیت این موضوع، هیچ ارگان و سازمانی مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است که در جریانات کاری و مورد سوء استفاده از طرف صاحب کارش هم قرار بگیرد .او مشکل اصلی این کودکان را فقر و دغدغه ی اصلی آنها را درآمد می گوید او اضافه می کند که کودکان کار، توانایی تجارت بالایی دارند حتی در گاهی موارد در حد یک بزرگسال ظاهر می شوند، اما از نظر هوش مهارتی و حرکتی کندتر از بچه های معمولی هستند .زارعی می گوید: در بعضی از مواقع حتی این کودکان یاد می گیرند که با جلب توجه و دریافت ترحم بقیه را بر انگیزند تا خدمتی یا کالایی از او بخرند زیرا آنها تنها دغدغه ای که دارند این است که پول در بیاورند و درآمد داشته باشند.
پسرهایم چاره ای جز کار کردن ندارند
صبیبه- مادر 2 پسر و 2 دختر است و پسرها در سن های 8 و 14 ساله که هر دو کار می کنند او می گوید بچه ها هر صبح از ساعت 7 می روند سرکار،هر دو سر چهار راه، شیشه پاک می کنند حالا یک هفته ای هست که پسر بزرگم روزنامه می فروشه نهارشون هم با خودشون می برن چاره ای ندارم باید برن سرکار، پدرشون نمی تونه خرج مارو دربیاره، خودشون هم راضی هستند، خدا را شکر دو تا هستن و از هم مواظبت می کنن همین جوری هم همیشه نگرانم، دلم می خواست برن مدرسه چون پسر بزرگم خیلی باهوشه، همه چیز یادش می مونه، ولی نمی شه باید پول دربیاره، دخترها رو هم که نمی تونم بفرستم دنبال کار، من هم نمی توانم کار کنم چند سال پیش توی یه کارگاه کار میکردم که صاحاب کارم یه از خدا بیخبر بود،کارم رو که ول کردم دیگه کار پیدا نکردم دخترم هم که به دنیا اومد دیگه پابند دخترم شدم .این بچه ها باید جور من و دخترها رو هم بکشن،در آمدشون همیشه یه جور نیست، اگه کرایه خونه مون رو در بیارن، خوبه!
از کودکان کار حمایت می کنیم
مدیر بهزیستی استان کرمان در این رابطه می گوید: کودکان کار، بخشی از حوزه ی اجتماعی است که مورد حمایت بهزیستی است هم در مورد کودکانی که فاقد سرپرست و هم کسانی که با وجود داشتن سرپرست اما نیاز به حمایت این سازمان داشته باشند حمایت هایی که ما از این کودکان به عمل می آوریم شامل حمایت تحصیلی و کمک هزینه ی درمان،بیمه، لباس و …هم کودکان را و هم خانواده های آن ها را که نیاز به درآمد این کودکان دارند، حمایت می کنیم. صادق زاده ادامه داد: حتی ما بعد از اینکه این کودکان به سن بلوغ برسند و 18 سال شوند نیز مورد حمایت قرار می گیرند اگر تا آن زمان شرایط بهزیستی را داشته باشند. هم هزینه ی ادامه تحصیل آن ها پرداخت می شود و یا به مراکز فنی حرفه ای معرفی شوند به صورت رایگان آموزش بینند و وام خود اشتغال هم می توانند دریافت کنند. صادق زاده اضافه کرد که در مورد کودکان کار که فاقد سرپرست صالح هستند هم دربهزیستی مراکزی وجود دارد که از آنها حمایت و نگهداری می کند.تا سرپناهی داشته باشند و بتوانند به راحتی تحصیل کند.
موسس یکی از جمعیت های های حمایت از کودکان خیابان و کار در مورد رفع مشکلات کودکان کار می گوید: من فکر می کنم اگر NGO ها مورد حمایت قرار می گرفتند، آن ها با نیروی کارآمد و آموزش دیده می توانند در بخش آموزش این کودکان کمک شایانی باشند به طور مثال درصد بالایی از کودکان کار و خیابان در تصادفات خیابانی فوت می کنند اگر به این کودکان آموزش داده شده بود که باید ابتدا به راست نگاه کنند و بعد از خیابان رد شوند یا اگر اعداد به آنها آموزش داده شده بود،میتوانند زمان چراغ های چهار راه،را درک کند و مفهوم شناسایی اتومبیل چیزی جدا از بوق زدن باشه این آمار کم می شد.رضا 38 ساله پدر یک پسر 9 ساله میگوید : من هیچ وقت نمی تونم فکر این رو بکنم که بچه ام راسرکار بفرستم من تا وقتی که توان داشته باشم کار میکنم تا پسرم راحت بزرگ بشه من برایم قابل باور نیست که یک پدر راضی بشه که بچه ی کوچکش کار کنه،در مورد کودکان کار من دقیقا نمی دانم از آن ها چه حمایتی میشود اما فکر میکنم که اگر هر کدام از ما در مقابل کودکان کار احساس مسئولیت کنیم شاید مشکلات این کودکان بیگناه کمتر شود
طبق قانون هیچ پدر و مادری حق ندارد که کودک و نوجوان زیر 18 سال خود را از تحصیل محروم کند و قانوناً مسئول پرداخت مخارج وسایل و موجبات تحصیل را فراهم کند و یا اینکه او را وادار به انجام کار کند و به همین دلیل پلیس به جمع آوری این کودکان می پردازد.
رئیس بهزیستی کرمان در این رابطه می گوید کودکان کاری که توسط پلیس جمع آوری می شوند سامان دهی شده و بعد به سازمان بهزیستی تحویل داده می شوند و بعد از شناسایی در گروه های مختلف مورد حمایت قرار می گیرند و در همه ی زمینه ها از تحصیل تا ازدواج مورد حمایت بهزیستی قرار می گیرند.
در آغوش سرد خیابان
آغوش خیابان آن قدر گرم نیست که کودکی گریه هایش را به آن جا پناه دهد. در دنیای کوچک کودکان کار که هر روز بیشتر سیاه می شودبه جستجوی امیدی هستیم برای بیگناه ترین گروه انسانی که درگیردنیایی خشن شدند .تا کودگی گم شده ی خود را پیدا کننند.

رهبر انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور سوئیس مطرح کردند: دعوت سوئیسی‌ها به سرمایه‌گذاری در ایران

رهبر انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور سوئیس مطرح کردند
دعوت سوئیسی‌ها به سرمایه‌گذاری در ایران

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار «یوهان اشنایدر آمان» رئیس‌جمهور سوئیس با اشاره به سوابق ارتباط دو کشور و انعکاس مثبت رفتار دولت سوئیس در افکار عمومی ایران، از افزایش همکاری‌های اقتصادی و علمی استقبال کردند. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار «یوهان اشنایدر آمان» رئیس‌جمهور سوئیس با اشاره به سوابق ارتباط دو کشور و انعکاس مثبت رفتار دولت سوئیس در افکار عمومی ایران، از افزایش همکاریهای اقتصادی و علمی استقبال و خاطرنشان کردند: حجم مبادلات تجاری ایران و سوئیس کم و نامتوازن است و تجّار و سرمایه‌گذاران سوئیسی با آگاهی از ظرفیتهای فراوان ایران می‌توانند این تراز را بهبود بخشند. رهبر انقلاب، نبود سابقه منفی از همراهی سوئیس با فشارها و تحریم‌های برخی دولتهای غربی علیه ایران را از جمله زمینه‌های فرهنگی مناسب برای افزایش همکاریها برشمردند و افزودند: ما از گذشته سوئیس را به عنوان مرکز صلح، دوستی و همکاری می‌شناسیم البته برخی کشورهای اروپایی اینگونه نیستند و منافعشان در جنگ‌افروزی و ایجاد اختلاف است. ایشان با اشاره به تجربه‌های مردم ایران از جنگ‌افروزی برخی دولتهای اروپایی از جمله در تحویل موشکها و جنگنده‌های اروپایی به رژیم صدام در جریان جنگ تحمیلی علیه کشورمان، خاطرنشان کردند: این رفتار موجب ایجاد سابقه ذهنی منفی در مردم ما شد، اما چنین ذهنیتی در ایران نسبت به سوئیس وجود ندارد. آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر پشتیبانی کامل اقتصادی و تضمین حقوقی دولت جمهوری اسلامی از توافقات دو کشور، افزودند: مهم این است که در اثر همکاریهای جدّی و با عزم و اراده راسخ، این توافقات منجر به اقدامات عملی شود. در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای «یوهان اشنایدر آمان» رییس‌ جمهور سوئیس با ابراز خرسندی از سفر به ایران و با اشاره به سابقه طولانی روابط دوستانه دو کشور گفت: برای ما افتخار است که در ایران، و شاهد حرکت رو به جلو در روابط دو کشور هستیم. آقای اشنایدر آمان از همراهی دو هیات علمی و اقتصادی سوئیسی در این سفر خبر داد و افزود: در این سفر درباره نقشه راه همکاری‌های گسترده و متنوع ایران و سوئیس گفتگو کردیم و امضای این نقشه راه می تواند به توسعه روابط و مناسبات منجر شود. رئیس جمهور سوئیس با اشاره به وجود چالش های بزرگ در جهان، افزود: دامنه این بی ثباتی و چالشها امروز حتی اروپا و اطراف سوئیس را در برگرفته و برای حل این چالش‌های بزرگ نیازمند همکاری هستیم.

لیست انتظارات اتاق بازرگانی‌ها از مجلس دهم

لیست انتظارات اتاق بازرگانی‌ها از مجلس دهم
رئیس اتاق بازرگانی ایران گفت: از اتاق های بازرگانی استان‌ها خواسته ایم درخواست‌ها و نیازهای استان‌ها را جمع‌بندی کرده و در یکی دو هفته آینده تدوین کنند تا به صورت یک درخواست کشوری برای ارائه به نمایندگان منتخب مردم داشته باشیم. رئیس اتاق بازرگانی ایران در گفت و گو با خبرآنلاین در ارزیابی آثار حضور گسترده مردم در انتخابات هفتم اسفند ماه گفت: «تردیدی نیست که حضور پورشور مردم در انتخابات دیروز از جنبه های مختلف سیاسی، بین المللی و اقتصادی و سرمایه اجتماعی برای کشورمان بسیار بسیار حایز اهمیت است و با درایتی که از مسئولان سراغ داریم بدون شک در آینده، بهره برداری های لازم در مناسبات بین المللی و حتی مذاکرات اقتصادی از این حضور و پشتوانه مردمی صورت خواهدگرفت». محسن جلال‌پور ادامه داد: « ترجمه و نمود حضور کم نظیر مردم در عرصه بین المللی و ابعاد جهانی، اقتدار و برخورداری از عقبه مردمی قدرتمند برای نظام سیاسی حاکم بر ایران است که پیامد آن افزایش احترام برای عنوان جمهوری اسلامی ایران در دنیا خواهد بود». وی افزود: « مذاکرات و رفت و آمدهای چند ماه اخیر برای چندمین بار نشان داد آگاهی طرف‌های مذاکره با دولت و بخش خصوصی کشورمان، از میزان حمایت مردم از نظام سیاسی و دولت، به شدت بر نوع تعاملات طرف های خارجی در ابعاد و حوزه‌های مختلف خصوصا حوزه اقتصادی تأثیرگذار است». رئیس اتاق ایران تأکید کرد: «مسلما در تعاملات بین المللی و مذاکرات اقتصادی مهم است که ما اقتدر سیاسی و اقتدار نظام را همراه خود داشته باشیم و هیچ اتفاقی مانند انتخابات نمی‌تواند گویای این اقتدار و مشروعیت باشد؛ کشوری که مردم آن در کار جمعی بیشتر شرکت می کنند و حضور جدی دارند بهتر می تواند در چانه زنی ها و مذاکرات نتیجه بگیرد». این فعال بخش خصوصی ادامه داد: «مجلسی که از پشتوانه رای بالایی برخوردار باشد، از اقتدار بیشتری بهره می‌برد و می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های کلان خود با تکیه به رای و اعتماد مردم و پاسخگویی به این عتماد عملکرد بهتری داشته باشد. به همین خاطر هم از آغاز فرایند انتخابات این دوره بارها تأکید کردم کسانی که داوطلب حضور در مجلس می شوند مسائل اقتصادی را مد نظر داشته باشند و کسانی هم که به این نامزدها رای می دهند حتما باید مطالبات اقتصادی خود را بعد از اتمام رای‌گیری و مشخص شدن نتیجه آن از نمایندگان مجلس بعد پیگیری کنند». به گفته وی «از اتاق های بازرگانی استان ها هم خواسته‌ایم درخواست ها و نیازهای استان‌ها را جمع بندی کرده و در یکی دو هفته آینده تدوین کنند و به صورت یک درخواست کشوری برای ارائه به نمایندگان منتخب مردم داشته باشیم». جلال‌پور افزود:« اتاق بازرگانی ایران هم اطلاعات خوبی در این زمینه جمع آوری کرده و فکر می کنیم که پیش از آغاز مجلس دهم می توانیم نمایندگان منتخب را دعوت کرده و نیازهای اتاق های بازارگانی و فعالان اقتصادی را مطرح کرده و با آنها درمیان بگذاریم. با توجه به اینکه در آغاز به کار مجلس بعدی قدری کار نمایندگان کمتر است می توانیم با مشورت با آنها تصمیمات خوب اقتصادی اتخاذ و نتیجه خوبی از این مشورت ها دریافت کنیم».

علی دریجانی (احمدی) لقب «ظریف بم» را به نیکزادی داد

علی دریجانی (احمدی) لقب «ظریف بم» را به نیکزادی داد

همایش بزرگ حامیان مهندس نیکزادی (مردم منطقه دریجان و فامیل رشیدی)که در روز چهارشنبه توسط فعال سیاسی علی دریجانی(احمدی) تدارک و برگزار شددر این همایش مهندس نیکزادی در جمع چهار هزار نفری حامیان خود عنوان کرد:بم از دیرباز مهد تمدن جنوب شرق ایران بوده است ما باید این عنوان را به بم بازگردانیم
وی گفت: تنها محصول بم خرماست که از وقتی در کارتن های هشتصد گرمی بسته بندی شد نابود گردید.نیکزادی در همایش چهار هزار نفری عنوان کرد: ما باید بستری مهیا کنیم تا بمی هایی که از شهرستان بم مهاجرت کرده اند به بم بازگردانده شوند
مهندس نیکزادی در این جمع خاطرنشان کرد :ما در ۱۰ سال اخیر ۵۰ سال از شهرستان همجوار عقب افتادیم
شهرستان همجوار در زمینه کشاورزی ، گلخانه و بهره گیری از تسهیلات بلاعوض و طرح های کشاورزی از شرایط موجود بهترین استفاده را کرده است انها اب و زمین دارند ما هم آب و زمین داریم اما یک تفاوت وجود دارد و این است که خاک ما حاصلخیزتر است و آنها برای زمین هایشان خاک وارد می کنند اما ما بهترین خاک کشاورزی را داریم!
علی دریجانی(احمدی) فعال سیاسی اصلاح طلب در همایش بزرگ حامیان مهندس نیکزادی گفت: اصلاح طلبی یعنی ولایتمداری ، دوران تندروی به سر رسیده ،ما به تهمت های رقیب پاسخ نمی دهیم چرا که شعار ما این است : زنده باد مخالف من ….
علی دریجانی (احمدی) که میزبان و برگزارکننده این همایش بود ضمن عذرخواهی از کمبود فضا و إمکانات بدلیل ازدحام جمعیت خاطرنشان کرد این همایش برای ۱۲۰۰ نَفَر تدارک دیده شده بود که به همت تیم هماهنگ کننده و اطلاع رسان که شامل جمعی از جوانان منطقه دریجان و فامیل رشیدی بود با استقبال ۴۰۰۰ نفری مردم این منطقه به یک میتینگ انتخاباتی بی نظیر در سطح استان و کشور تبدیل شد و برای همیشه در اذهان عمومی باقی خواهد ماند.
علی دریجانی احمدی فعال سیاسی اصلاح طلب در همایش چهار هزار نفری حامیان مهندس نیکزادی ایشان را « ظریف بم « نامید
وی با مقایسه کار سخت دکتر ظریف و مهندس نیکزادی و وضعیت سیاه جنوب شرق این لقب را شایسته ایشان دانست و گفت کار سختی که مهندس نیکزادی پیش رو دارد مقابله با تصویری است که طَی ده سال اخیر برای مردم جنوب شرق ایجاد شده است .
این عنوان به شدت از طرف مردم بم مورد استقبال قرار گرفت.
علی دریجانی (احمدی )در ابتدای این همایش گفت : ما امروز اینجا جمع شده ایم که نه بگوییم به تندروی ها ، بی اخلاقیها، افراطی گری،تفرقه اندازی،دروغگوییها ،تهمت ها و اختلاسهای چندهزارمیلیاردی،سیمان کردن وزرا،بی قانونی ها، بی تدبیریها، بریز و بپاشهای غیرکارشناسانه،پوپولیسم و قدرت گرایی
و سلامی بکنیم به ولایتمداری که رکن اصلی اصلاح طلبیست ، صلح و برادری ، قانونگرایی ، وحدت ، آزادی ، همبستگی ، إصلاحات ، اعتدال ، سازندگی ، فرودگاههای دیگرو ارگ جدیدهای دیگر و صدها خدمات إصلاحات به شهرستان عزیزمان بم که به واقع ما بمی ها به سازندگی و اصلاحات مدیونیم و انشا الله با فرستادن مهندس نیکزادی به مجلس دینمان را ادا خواهیم کرد.
وی در پایان از ائتلاف تمدن ( أقایان توسلی ، مکارم و دبستانی ) تشکر ویژه کرد و افزود فداکاری این سه بزرگوار فراموش نخواهد شد.
در این همایش پس از صحبتهای علی دریجانی احمدی دکتر مکارم در حمایت از مهندس نیکزادی گفت: مردم جنوب شرق استان در روز ۷ اسفند ورای اصلاح طلبی و اصولگرایی همبستگی خود را اعلام خواهند کرد . دکتر مکارم افزود:مگر می شود ما اصلاح طلب باشیم ولی به اصول مقید نباشیم. ما اصولی داریم و به اصولمان پایبندیم ولی مواردی هست که باید اصلاح شود به همین دلیل نام خود را گذاشته ایم اصلاح طلب.
همچنین در این همایش بزرگ صحنه ای شکوهمند از همبستگی مردم شکل گرفت زمانی که با پخش أهنگ وطنم از سالار عقیلی به درخواست مجری کلیه حضار از جمله مهندس نیکزادی قیام کردند و با فشردن دستهای یکدیگر رو به اسمان همبستگی خود را به کائنات اعلام نمودند و موجی از برادری ،دوستی و همبستگی شکل گرفت که هیجان و احساس را به اوج خود رساند.
ضمنا در ابتدای این همایش بیانیه حمایت قاطع مردم منطقه دریجان(شامل فامیلهای مختلف) و فامیل رشیدی توسط علی دریجانی احمدی قرائت گردید و در پایان از کلیه کسانی که در دعوت و اطلاع رسانی به ایشان کمک نمودند تشکر بعمل أمد.

روایتی از زندگی میرزا آقاخان کرمانی/ زیر درخت نسترن

روایتی از زندگی میرزا آقاخان کرمانی
زیر درخت نسترن

میرزا عبدالحسین، معروف به میرزاآقاخان کرمانی، ازشخصیت‌های سیاسی جنبش مشروطه ایران بود. میرزا آقاخان را می‌توان در کنارفتحعلی آخوندزاده از بنیانگذاران ناسیونالیسم نوین ایرانی دانست.
او فرزند میرزا عبدالرحیم مشیزی، از خان‌های بردسیر کرمان، و از هواداران آیین یارسان (اهل حق) بود و مادرش نیز نوه مظفر علی شاه کرمانی از هواداران مشتاق علی شاه بود. بنا به گفته فریدون آدمیت در کتاب اندیشه‌های میرزا آقاخان کرمانی، جده پدری او از زرتشتیان کرمان بود که بعداً مسلمان شده بودند و شاید همین موضوع در علاقه او به دین باستانی ایران، تاثیر داشت. میرزا آقا خان در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در قلعه مشیز از بلوکات بردسیر زاده شد. وی خواندن و نوشتن را در بردسیر آموخت و برای ادامه تحصیلات راهی کرمان شد و در آنجا فقه و اصول، حدیث و روایت، تاریخ ملل و نحل، ریاضیات، طب، نجوم، منطق، حکمت و عرفان آموخت.
در ۱۳۰۲ هجری قمری با شیخ احمد روحی از کرمان مهاجرت کرد و به اصفهان رفت. از دیگر حاضران در این جلسات حاج میرزا نصرالله بهشتی ملقب به ملک المتکلمین و سید جمال الدین واعظ اصفهانی پدر محمد علی جمال زاده بودند. در اوایل سال ۱۳۰۳ هجری قمری(۱۲۶۴ خورشیدی) میرزا آقاخان همراه شیخ احمد به تهران می‌رود. چندی در تهران به تدریس قرآن مشغول بود و با حاجی میرزا یحیی دولت‌آبادی مصاحبت داشت. میرزا آقاخان که به دلیل توطئه مادر و برادر از کرمان فراری شده بود، در تهران نیز نتوانست بماند و سپس از آنجا با شیخ احمد به حاکم رشت مویدالدوله پناه بردند، اما به دلیل دسیسه چینی حاکم کرمان، ناصرالدوله، مجبور به ترک رشت و مهاجرت به استانبول شدند. پس از این قضایا میرزا آقاخان در دمشق، «کتاب رضوان» را نگارش کرد و به رسم آن روزگار، دیباچه آن را به سلطان عبدالحمید، پادشاه عثمانی تقدیم کرد تا از کرامات سلطانی بهره گیرد اما مقرری پادشاه کفاف زندگی میرزا را نمی‌داد.
فقر شدید در این دوران میرزا را مجبور به نامه نگاری به میرزا ملکم خان می‌کند و از او تقاضای کمک می‌کند. ملکم در آن دوران در لندن، روزنامه قانون را منتشر می‌کرد و بالنسبه شخص پرنفوذی به شمار می‌رفت. در سال ۱۳۱۰ زمانی که مکاتبات ملکم و میرزا ادامه داشت، سید جمال‌الدین اسدآبادی، به دعوت سلطان عثمانی به استانبول می‌آید. تز اتحاد اسلامی سید جمال مورد استقبال بسیاری از ایرانیان در تبعید از جمله میرزاآقاخان و شیخ احمد روحی قرار می‌گیرد و همکاری این دو و حاجی میرزا حسن خان خیبر الملک در انجمن شیعیان با سیدجمال آغاز می‌گردد. در این دوران شیفتگی به سید در تمامی احوالات میرزا آقاخان مشهود بود. اما به مرور زمان، مشاهده کم‌کاری و عدم مبارزه طلبی سید جمال باعث سرشکستگی و ناامیدی میرزا می‌شود.
میرزا آقاخان که زمانی «جنگ هفتاد و دو ملت» را به منظور آگاهی بخشی و رهایی و اتحاد جهان اسلام نوشته بود، بر اثر مشاهده فساد حاکم در دستگاه سلطنت عثمانی و ایران و همچنین محافظه کاری و بی عملی سید جمال به یک باره منتقد دین و نقش آن در جامعه می‌شود. دیدگاه‌های وی در این مورد در دو اثر آخر وی، «سه مکتوب» و «رساله صد خطابه» مشهود است.
شیخ هادی نجم‌آبادی، یکی از مجتهدان مشهور تهران در دوران پادشاهی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار بوده است. وی را باید یکی از تاثیرگذاران مهم تاریخ معاصر ایران دانست که هم در زمینه فکر تجدد خواهی و هم در مسائل سیاسی ایران، اثر آفرین بوده است. افکار و اندیشه‌های شیخ را در کتاب تحریر العقلاء می‌توان جست. وی را نزدیکترین روحانی‌های ساکن ایران به سیدجمال الدین دانسته‌اند.
نامه‌هایی که یاران سید جمال الدین، همچون میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی، برای شیخ هادی نجم‌آبادی می‌فرستادند، گاه از چنان حساسیتی برخوردار بود که در صورت کشف، کشته شدن نامه رسان را در پی داشت.
پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه، دولت عثمانی، شیخ احمد روحی، خبیر الملک و میرزاآقاخان را که در طرابوزان زندانی کرده بود، به ایران تحویل داد. در سال ۱۳۱۴ هجری قمری مطابق یا ۱۷ ژوئیه ۱۸۹۶ میلادی، محمدعلی میرزا ولیعهد آنان را در باغ شمال تبریز سربرید و سرها را پر از کاه کرده به تهران فرستادند.
زمانی که میرزا رضا کرمانی ناصرالدین شاه را ترور کرد و مورد باز جویی قرار گرفت در بازجویی ابراز داشت که با میرزا آقاخان و سید جمال و ایرانیان استامبول آشنا شده و سید او را که مورد ستم عین الدوله واقع شده و چندی در ایران در زندان بود ملامت می‌کند که چرا حق خود را نگرفتی. مظفرالدین شاه سه نفر را از دولت عثمانی مطالبه می‌کند و می‌گوید اینها مباشرین ترور ناصرالدین شاه هستند.
سلطان عبدالحمید از بیم جان خود دستور می‌دهد او و شیخ احمد روحی و حاج میرزا حسن خان خبیرالملک را با راهنمایی علاالملک دستگیر و به ایران گسیل دارند. مامورین دولت عثمانی آنها را تحت‌الحفظ تا سرحد آورده و از طرف ایران هم رستم خان سرتیپ سواره از تبریز با عده ای سوار ابواب جمعی خودش از سرحد تحویل گرفته و در عمارت دولتی حبس می‌نماید. در باغ شمال محمد علی میرزا ولیعهد خودش با میرغضب بر بالین آنها آمده و شروع به استنطاق می‌نماید و نا جوانمردانه سر این سه آزادی خواه را با کمال بی‌رحمی در پای بوته نسترن کاخ می‌برد و سرها پر از کاه می‌کند و برای مظفرالدین شاه می‌فرستد.

قصه کرمونی با لهجه کرمونی

قصه کرمونی با لهجه کرمونی

نجمه سعیدی- روزی روزگاری خونواده ای بود که هفت پسر داشتن. همش تو آرزوی یه دختری بودن تا اینکه خدا بهشون یه دختری میده, و اون خونواده خوشال وعیششون کامل میشه, چند سالی میگذره دخترشون بزرگ تر میشه بعد از مدتی میبینن هر روز از مرغدونی وطویله یه چیزی کم میشه یه روز گوسفندی یه روز مرغی,میرن تو خیال ببینن چتو شده, هر کدوم یه چیزی میگن یکی میگه. سگی میاد. یکی میگه شغالی بوده,تا یکی از برادرا میگه من امشب میرم توخیال. میره رو پشت بوم کشیک وا میایسته. شب میشه. نصفا شب یه دفعه میبینه خواهرش از تو رختخواب بلند میشه میره تو مرغدونی یه مرغی میگیره همتو با پر و پوست میکشه ور نیش. بعدش ور میگرده تو رختخواب ,فرداش به مادر پدرش میگه چتو شده ,مادر پدرش پیش خیال خودشون میگن اینا حسودیشون میشه این تک دختر ماست, پدرو میگه ,من امشب خودم وا میستم , شب میشه دوباره سر شب دختو بلند میشه میره تو طویله یه گوسفندی را در جا میخوره ور میگرده میخوابه,فرداش پدر مادر با پسرا میشین که یه فکری کنن که بچشون ایتو شده , برادرا میگن باید ببریم یه جا گور وگمش کنیم و گرمه وقتی گاو گوسفندا رو خورد نوبت خودمونه , بالاخره مادر و پدرو رو راضی کردن ,یکی از برادرا میگه خواهر بیا ببرم بگردونمت خواهر ش رو ور میداره ور را میشه تو را خسته میشه از اسب پیاده میشه ,بغل جویی راه میوفتن برادرو هی خرما میخورد هسته هاشون کنار جو مینشونه زیر سایه ای میشینن دختتو خسته میشه و گشنه هم میشه میگه برادر من برم اسب و بگردونم میره یه پا اسبو رو میخوره ور میگرده برادرو اینو که میبینه میترسه فرار میکنه دختو رو همو جا ول میکنه یه یسالی میگذره مادرو خیلی دلتنگ دخترش میشه به پسراش میگه برن بگردن ببینن چتو شده شاید خوب شده باشه ,اکه خوب بود ورش گردونن ,برادرویی که برده بودش یاد خرما ها کنار جو میوفته میگه من میتونم پیداش کنم راه اونا رو میگیره, همتو میره میره میرسه به همون جایی که دختو رو ول کرده یه دفعه خارشو میبینه ,خو هم احوال پرسی میکنن ,یارو یه فکری میکنه میگه خار من خیلی توشنه شدم, یه چلو صافی میده به دستش میگه برو ور من آب بیار, دختو خیلی حیرون میشه, پسرو شلوارش رو میکنه پر از خاکستر میکنه از سقف آویزون میکنن ,بعد خودش قام میشه میگه اگه این خوب شده باشه کاری نداره ,دختو تا پاها رو مبیینه میپره چنگ بزنه, شلوار پاره میشه خاکسترا میریزن تو چشم دختو, برادرو میفهمه خوب نشده ور دنبالش میکنه اونم هیجا رو نمی بیمه برادرو یه گوشه ای گیرش میاره خون دختو رو میریزه, ازجایی که خون دختو میریزه یه درختی سبز میشه شروع میکنه به بر دادن از شاخه هاش جواهر آویزون میشه, برادرو نمیفهمه چکار کنه, از همو اطراف یه تاجری خو یه کاروان شتر میگذشته تاجرو میاد جلو میگه من این قطار شترم رو می دم این درخت جواهر بده من , درختو معامله میکنه ورمیگرده ,قصه رو ور مادر, پدرش تعریف میکنه مادرو میگه چرا بچه ام رو فروختی این قدر گریه میکنه تا دق میکنه میمیره.

قالی کرمان زینت بخش موزه های معتبر جهان

قالی کرمان زینت بخش
موزه های معتبر جهان
کرمان که استانی واقع در مناطق مرکزی و خشک ایران است یکی از مهم ترین شهرهای ایران در عرصه صنعت قالیبافی به شمار می آید. هر چند در کرمان سلسله کوه های نسبتاً بلندی وجود دارد ولی هیچ رودخانه پر آبی در آن جاری نیست. کمبود آب و مناطق لم یزرع کوهستانی و شن زارهای این سامان سبب شده تا بیشتر اهالی این منطقه به جای کشت و زرع به هنر و بخصوص صنعت قالیبافی روی آورند. کرمان از دیرباز یکی از مراکز مهم فرشبافی کشور به شمار می رفته و تاریخ فرشبافی آن به قرن ها پیش می رسد. قطعه ای که از یک تخته فرش بافته شده در این شهر که در موزه حضــــرت امام رضا علیه السلام در مشهد نگهداری می شود به سابقه ای حدود ۵۰۰ سال بافندگی در زمــــینه فرش های گره دار کرمان شهادت می دهد. در روند قالیبافی کرمان می توان نقاط اوج وفرود متعددی را سراغ گرفت به طوری که هنر قالی بافی کرمان نقطه اوج خود را در زمان صفویه و مرحله فرود خود را در اوایل دوره قاجاریه، همان زمانی که آقا محمد خان قاجار به لحاظ مساعدت اهالی کرمان با لطفعلی خان دست به کشتار و کور کردن هــــــولناک اهالی آن زد سپری کرده است. همچنین شروع انقلاب صنعتی و ورود انواع پارچه های نساجی و ماشینی که منجر به کاهش تولید انواع منسوجات دستی شد عامل اصلی گرایش به هنر قالیبافی کرمان است و در واقع دوران بعد از انقلاب صنعتی اروپا یکی از پررونق ترین ادوار قالیبافی در کرمان است. اغلب قالی های کرمان از نوع خاص ۳ پود می باشد به عبارتی بین رجهای بافت، ۳ پود دیده می شود که اولی و سومی ضخیم و دومی نازک است. ۲ نوع گره در بافت قالی های ایرانی معروف است که متمایز از دیگر گره های قالی است. در محدوده جغرافیایی کرمان هر ۲ نوع گره قالی ایران کاربرد دارد. در قالی های شهری باف کرمان گره مورد استفاده گره فارسی است که در بافت قالی های ظریف به کار می رود و در قالی های روستایی باف هر ۲ گره فارسی و ترکی رایج است. طرح های رایج درقالی های کرمان عبارت از طرح های خوشه انگوری، سبزیکار چمنی، گلدانی و درختی، ستونی ۳۳ پل، برگ چغندری، قاب قرآنی، بته جقه ای، لچک ترنج کف ساده و نیز نقشه های گل فرنگ و گوبلن، شکارگاه و افشان و بازوبندی و خشتی است. رنگ های مورد استفاده در قالی های کرمانی یکی از دلایل شهرت این قالی ها است که علاوه بر استفاده از رنگ های با ثبات و گیاهی، دارای ترکیب بندی بسیار قوی نیز هست. در قالی های مرغوب کرمان به طور معمول حداقل ۱۵ رنگ و در قالی های نفیس تا ۳۰ رنگ مورد استفاده قرار می گیرد. از لحاظ رنگ آمیزی فرش کرمان یکی از متنوع ترین و شادترین فرش های ایران محسوب می شود. لاکی سیر و روشن، بژ، عنابی، مسی، آبی سیر و روشن، سرمه ای، صورتی و سبز سیر و روشن از مهم ترین رنگ های مورد استفاده در قالی های کرمان است.
در حال حاضر کرمان از معدود مراکز قالی بافی در ایران است که در آن تقریباً به کلی مواد رنگ آمیزی بیگانه تحریم شده اند. رنگ های به کار رفته بسیار متنوع و اکثراً این رنگ ها که تا گذشته نزدیک در کارگاه های رنگرزی برای مصارف شالبافی و قالی بافی به کار می رفتند از سری رنگ های طبیعی بودند ولی در سال های بعد از جنگ جهانی دوم مقداری رنگ های جوهری به کارگاه های رنگرزی راه یافت. رنگ های گیاهی مورد استفاده نیز عبارت از نیل (ترکیبی)، قرمزدانه، روناس، پوست گردو، پوست انار، برگ مو، بوریا و حنا است، همچنین امیر خان شاهرخی، احمدخان شاهرخی و پسرانش حسین و حسن خان، شکرالله پـــــــاک گوهر، رضا خان زند، محمود ارجمند، محمد سام، حسن رسولی و میرزا علیرضا مایل از طراحان مشهور قالی کرمان بوده اند.