بایگانی مطالب نشریه

پایبندی به عفاف و حجاب با زور و جبر امکان‌پذیر نیست

پایبندی به عفاف و حجاب با زور و جبر امکان‌پذیر نیست
رئیس جمهور کشورمان در در ضیافت افطار فعالان و تشکل‌های حوزه زنان و خانواده درباره مسائل مختلفی از جمله حجاب و عفاف صحبت کرد. گزیده صحبت های روحانی را به نقل از ایسنا در زیر می خوانید:
برخی فکر می‌کنند همه حجاب و عفاف به روسری، نوع و سبک آن برمی‌گردد. آیا ما عفاف و حجاب در زبان، نگاه و چشم نداریم؟ اتفاقا در سوره مبارکه نور در بحث عفاف، اول از مردان شروع می‌کند و به مردان می‌گوید در نگاه کردن، عفاف را رعایت کنید و سپس از خانم‌ها نیز باز هم از نگاه شروع می‌کند.
عفاف و حجاب یک مساله درونی مانند روزه است. شما به کسی می‌توانید به زور بگویید روزه بگیرد؟ اگر بگویید، او می‌گوید من روزه دارم اما به اتاقی دیگر می‌رود و آب می‌خورد و باز هم می‌گوید روزه است. شما از کجا می‌فهمید که روزه نیست؟
عفاف و حجاب هم از درون قلب، جان و روان است. ما خیلی‌ها را می‌بینیم و شما هم می‌شناسید که آن‌چنان قلب پاک و عفیفی دارند، حالا گاهی اوقات ممکن است انسان او را با ظاهرش منطبق نداند اما چرا ما از جان، روح، فکر، دانش و اعتقاد مردم شروع نمی‌کنیم؟ اینکه بیاییم در خیابان یک نفر را دستگیر کنیم، ببریم و برایش پرونده درست کنیم واقعا درست می‌شود؟ یعنی به اعتقاد شما حجاب و عفاف با زور و جبر امکان‌پذیر است یا اینکه ما باید واقعیت‌ها را برای مردم و دختران و دانش‌آموزان بگوییم و از مدرسه شروع کنیم؟
قرآن می‌گوید حجاب را برای امنیت زنان ایجاد کردیم. اساس بحث این است که از استعداد خانم‌ها در جامعه درست استفاده شود. آیا این خسران نیست که یک زن در فرهنگ و هنر یا سیاست صاحب‌نظر است اما به بهانه‌های جزئی و ناصحیح از توانایی او، بویژه که امروز بیکاری در جامعه زیاد است، استفاده نشود؟

سینیور، در بازار کتاب

سینیور، در بازار کتاب
مجموعه‌داستان «نام دیگرش باد است؛ سینیور!» نوشته منصور علیمرادی توسط نشرنون منتشر شد. این کتاب که در قالب «منظومه داستان ایرانی» و به عنوان چهاردهمین کتاب این مجموعه منتشر شده است مجموعه 7 داستان پیوسته است که مانند مجموعه داستان اول علیمرادی «زیبای هلیل» فضای بومی دارد. ویژگی اصلی مجموعه سینیور زبان خاص و ذوق‌آزمایی‌های این نویسنده در حوزه فرم و روایت است که از آن کتابی متفاوت ساخته است.

رویداد

سومین مسابقه لیگ بازی و اندیشه
زمان : 1 و 2 مرداد ماه
محل برگزاری مسابقات : بوستان مادر
محل ثبت نام : چهارراه طهماسب آباد و ولیعصر – بنیاد فرهنگی تربیتی صنعتی – خانه ریاضیات

الهه تاریک

الهه تاریک

المیرا شرقی
من، دستهاى پر ترانه ام را لبریز
این پرنده ها کردم
این پرنده ها که تا به اسمانم مى رسند
پرواز را گم مى کنند
حالا… حالا که پیکرم لبریز ابرهاى سرگردانیست
هر قسمتم پروانه ظریفیست
سهم این کفتارها
افسوس از این دستها که نمى روید و این کفش هاى کهنه که ترمیم تاول این قلم شده
آستانه پروازم را نفیر سرخ گلوله اى قطع مى کند

موفقیت دوباره خالق قصه های مجید

موفقیت دوباره خالق قصه های مجید
خالق قصه های مجید نامزد جایزه استرید لیندگرن ۲۰۱۶ شد. «هوشنگ مرادی کرمانی» برای سومین‌بار از سوی شورای کتاب کودک برای دریافت این جایزه معرفی می‌شود. او در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ نیز از سوی شورای کتاب کودک به سبب آنچه «قلم روان و توانایی‌های منحصر به‌فردش» خوانده شد نامزد دریافت جایزه آسترید لیندگرن بوده است. از دیگر افتخارات او می‌توان به دریافت جایزه مارتینی، نویسنده و قهرمان ملی آمریکای لاتین، اشاره کرد.

مناسبت

مراسم احیا شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در کرمان
عکس از محسن رجب پور

برای تبادلات کشاورزی صورت می‌گیرد؛ حضور ۱۰۰ سفیر در جشنواره فرهنگی اقتصادی

برای تبادلات کشاورزی صورت می‌گیرد؛
حضور ۱۰۰ سفیر در جشنواره فرهنگی اقتصادی
دبیر جشنواره فرهنگی اقتصادی استان کرمان گفت: مهمانان خارجی زیادی از جمله ۱۰۰ سفیر به این جشنواره دعوت شده که فرصت بسیار خوبی را برای تبادلات کشاورزی با کشورهای آنان فراهم می‎آورد. یاسر سلیمانی در جلسه برنامه‎ریزی جشنواره فرهنگی اقتصادی استان کرمان اظهار داشت: این جشنواره در بخش‎های مختلفی به ویژه کشاورزی فعالیت می‎کند تا ظرفیت ناشناخته آن به نحو احسن معرفی شود. وی نمایشگاه، سمینار تخصصی و کارگروه فرصت‎های سرمایه‎گذاری را از جمله بخش‎های ویژه کشاورزی در جشنواره دانست و بیان داشت: در جشنواره فرهنگی اقتصادی استان کرمان بیش از یک هزار و ۲۰۰ شرکت‎ قوی اقتصادی کشور حضور دارند. سلیمانی با بیان اینکه این جشنواره به ریاست استاندار کرمان برگزار می‎شود، تصریح کرد: مهمانان خارجی زیادی از جمله ۱۰۰ سفیر به این جشنواره دعوت شده که فرصت بسیار خوبی را برای تبادلات کشاورزی با کشورهای آنان فراهم می‎آورد. دبیر جشنواره فرهنگی اقتصادی استان کرمان با اشاره به ظرفیت رسانه‎ای گسترده در جشنواره گفت: این برنامه توسط سه شبکه تلویزیونی به نحو بسیار مناسب پوشش داده می‎شود. وی افزود: با توجه به نگاه مدیریتی در سطح استان و رویکرد اقتصادی منطقه بخش عمده جشنواره فرهنگی اقتصادی را به این حوزه و جذب سرمایه‎گذاران اختصاص داده‎ایم.

هدف، تداوم کاوش ها در هلیل است
یکی از دبیران کمیته میراث فرهنگی و گردشگری جشنواره فرهنگی و اقتصادی کرمان گفت: هدف ما از این جشنواره، تداوم کاوش ها در هلیل است. ناصر علیدادی اظهار داشت: یکی از کمیته های جشنواره اقتصادی و فرهنگی کرمان، کمیته میراث فرهنگی و گردشگری است و در دل این کمیته، کارگروهی برای تمدن هلیل وجود دارد. وی افزود: برای معرفی تمدن هلیل برنامه های مختلفی در نظر گرفته شده است و یک سمینار هم در این رابطه داریم. علیدادی تصریح کرد: یک غرفه هم برای نمایش کتاب های مربوط به این تمدن و صنایع دستی که با الهام از تمدن هلیل شکل گرفته اند، وجود دارد. ناصر علیدادی درباره اهمیت تمدن هلیل گفت: پتانسیل های زیادی در این زمینه وجود دارد و از قبل کاوش های زیادی انجام شده است و در این جشنواره می خواهیم توجهات را به تمدن هلیل جلب کنیم تا کاوش ها در این منطقه همیشگی باشد. وی خاطرنشان کرد: در حوزه باستان شناسی می توان با پژوهش زیاد، به حوزه گردگشگری هم کمک کرد. همان کاری که برخی کشورها انجام می دهند. چرا که منطقه جنوب کرمان از ظرفیت های زیادی در حوزه گردشگری برخوردار است.

جلسه دبیر جشنواره با مدیرکل ورزش و جوانان
جلسه یاسر سلیمانی، دبیر جشنواره فرهنگی و اقتصادی کرمان با محمودی نیا مدیرکل اداره ورزش و جوانان کرمان برگزار شد. در این جلسه که در محل اداره ورزش و جوانان کرمان برگزار شد، جمعی از مسئولان اداره ورزش و جوانان نیز حضور داشتند. یاسر سلیمانی گفت: ورزش و جوانان اهمیت زیادی برای جشنواره کرمان دارد و برای نشان دادن پتانسیل های این حوزه، برنامه های زیادی می تواند اتفاق بیفتد. محمودی نیا هم گفت: در حوزه ورزش و جوانان ظرفیت های زیادی وجود دارد و امیدواریم بتوانیم پتانسیل های این حوزه را آنطور که باید نشان دهیم. گفتنی ست در این جلسه مسئولان مختلف ورزش و جوانان کرمان درباره مسائل مختلف این حوزه با یاسر سلیمانی به بحث و تبادل نظر پرداختند و قرار شد تا ۱۵ تیر برنامه نهایی خود را به کمیته اجرایی جشنواره ارائه دهند.

بازدید استاندار کرمان از پرورشگاه دیلمقانی

بازدید استاندار کرمان از پرورشگاه دیلمقانی
علیرضا رزم حسینی در بیست و سومین روز از ماه مبارک رمضان در جمع بچه های پرورشگاه دیلمقانی حضور یافت و در جمعی صمیمی با بچه های این پرورشگاه افطار کرد.

چگونه اولین راهپیمایی روز قدس مردم لبنان را به تصویر کشیدیم !؟

چگونه اولین راهپیمایی روز قدس مردم لبنان را به تصویر کشیدیم !؟
پرواز سه شنبه تهران دمشق راکه با یکی از خطوط هوایی خارجی هماهنگ شده بود بدلیل عدم هماهنگی بین برادران گمنام واشنا وگیر دادن به پاسپورت های مخصوص مان که روایت مخصوص خودش را دارد از دست دادیم!!؟
رییس واحد مرکزی خبر واصغر اقا پورمحمدی وقتی خبر را شنیدند عصبانیتشان در حد جنون بود
پرواز بعد روز پنجشنبه ودقیقا یک روز قبل از جمعه اخر ماه مبارک رمضان وفرصت برای هماهنگی بسیار کم بود.
وقتی در فرودگاه دمشق به زمین نشستیم اکبر شجاعی شیر دلاور باغینی سرش را به علامت سجده شکر خم کرد وگفت الهی شکر
به سرعت وبا تیم ویژه ای که حاج تقی روسفید فیلمبردارشجاع دوران شاه !!وبرادر دیگری به نام اسکندری!
ودقیقا مشابه فامیل من که بعنوان عکاس!؟همراهمان بود وتنها کاری که بلد نبود عکاسی بود!!؟؟
به سرعت به سمت سفارت واز انجا در محل خانه ای أمن در شمال دمشق اخرین هماهنگی ها رابا اقای محتشمی سفیر وقت ایران در سوریه وهماهنگ کننده وبنیان گذار عملیات سری و ویژه انقلابیون در سوریه ولبنان و فلسطین ،فرمانده سپاه در سوریه ولبنان وشهید سید عباس موسوی اولین دبیر کل حزب الله لبنان برای اغاز بزرگترین وپیچیده ترین عملیات ضد جنک روانی بر علیه صهیونیستها اغاز کردیم
عبور از دره بقاع وگذشتن از چندکیلومتری زهله شهر مسیحی نشین وتحت کنترل فالانژهای لبنان که بدون واسطه نوکر صهیونیستها بودند خان اول از هفت خان اولین سفر تاریخی وهیجان انگیزمان به لبنان وسوریه بود
وقتی از مرز سوریه ولبنان وبا پاترولی که راننده اش از زبده ترین پاسداران انقلاب اسلامی وتخصص اش رانندگی در شب بدون چراغ و بدون استفاده از عینک مخصوص دید در شب بود رد شدیم برای اولین بار به کشوری پا گذاشتیم که ویزای ما عکس امام خمینی ره بود که افسر سوری با دیدن ان وبا ادای احترام مخصوص اجازه ورود داد.
به اکبر که شجاعتش در صحنه های جنگ
مثال زدنی است در حوالی زهله که احتمال کمین فالانژها ،انهدام ماشین واسارتمان بسیار بالا بود وسکوت معنا داری کرده بود اهسته گفتم ترسیدی کاکا!؟
گفت ها به خدا میترسم پدر سگا آسیرمون کنن نتونیم راهپیمایی فردا رو پوشش بدیم!
روز جمعه وقتی اولین راهپیمایی با شکوه ورسمی مردم بعلبک ودره بقاع وبگویید همه مردمی که کشورشان تقریبا به اشغال کامل متجاوزین در امده بودضبط واز همان جا با گزارش تلفنی من به صدا وسیما به همه دنیا اعلام شد
صهیونیستها دیگر حضور دلاوران پاسدار ویاوران خمینی رابا همه وجود واینبار نه با هواپیما هایی که هر لحظه تحرکات را رصد وراهپیمایان را تهدید به بمباران میکردند بلکه با اقداماتی عملی وبی نظیر در صحنه نبرد نابرابر روبرو دیدند
مدت کوتاهی بعد وقتی عکس امام خمینی ودر شبی تاریک بر پیشانی تانک غول پیکر إسرائیلی ها نصب واز این صحنه بی نظیر فیلم وعکس تهیه گردید
صهیونیستها که تا قبل از این وبا اتکاء به ماشین جنک روانی اشان با سرعت مرز خود را تا پشت دروازه های بیروت وتوگویی برای تفریح وخوشگذرانی طَی کرده بودند با این اقدام شجاعانه وبی نظیر ده کیلومتر عقب نشینی وفرار کردند!!
سردار بهرامی که انروزها مسئول آموزش نیروهای حزب الله در دره بقاع بو د وقتی در یکی از خیابانهای بعلبک قدم مییزدیم وخنده میکردیم از پشت سر با شنیدن لهجه کرمانی ما گفت بچه کرمونین ؟ دمتون گرم دمتون گرم
جمعه ۱۲ تیر ماه سال یاس ۱۳۹۴

زندگی وقتی ارزش پیدا می‌کند که هدف داشته باشید

پای صحبت انسان های موفق با جلیل مظهری از کرمان قدیم تا صبح کرمان: زندگی وقتی ارزش پیدا می‌کند که هدف داشته باشید

صحبت با موسپیدان سخت است. موسپیدانی که دریایی از تجربه هستند و از هر دری می توان با آن ها سخن گفت. چرا که برای هر موضوعی حرفی برای گفتن دارند. به همین دلیل است که در مقابل این موسپیدان نشستن سخت است. نمی دانی چه بپرسی و از کجا شروع کنی. حالا تصور کنید فردی که روبروی شما نشسته است علاوه بر اینکه اندوخته گرانبهایی از تجربیات مختلف را دارد، روزنامه نگار هم باشد. جلیل مظهری که حالا دهه هشتم زندگی اش را می گذراند، اوایل دهه 40 به همکاری با روزنامه ها روی آورد و چند سالی ست که هفته نامه صبح کرمان را منتشر می کند. با جلیل مظهری، صبح یک روز بهاری هم کلام شدیم. ماحصل این هم صحبتی 2 ساعته را در زیر می خوانید:
کرمان قدیم
مظهری از کرمان قدیم شروع کرد و گفت:«خانه سردار یا همان طویله اسب سردار، مدرسه شده بود. آن زمان که درس خواندن راحت نبود. روی لوح می نوشتیم و لوح را سر حوض می شستیم تا دوباره بنویسیم. یادم می آید بچه که بودیم با گِل، چرخی درست می کردیم و دنبال خودمان می کشاندیم. این تفریح ما بود. هیچ چیز نبود. گرسنگی، فقر و مشکلات دیگر زیاد بود. آن زمان یک جفت گیوه را برای یک سال استفاده می کردیم.» وی خاطره ای هم از فقر در آن زمان می گوید:« سر کلاس به یک باره معلم ما از هوش رفت و خورد زمین. ما به طرفش رفتیم و او را بلند کردیم. وقتی کت او را درآوردیم دیدیم که تمام لباس های زیر کت او پاره هستند. بعد هم فهمیدیم به دلیل گرسنگی از حال رفته بود. ماهی 120 تومان حقوق داشت اما نزدیک به 6 ماه حقوقش را نداده بودند.» وی ادامه داد:« یادم است در کرمان یکی دو مدرسه بیشتر نبود، بچه ها هم آن زمان چون مدرسه یهودی ها جمعه و شنبه تعطیل بود، می گفتند برویم آن جا درس بخوانیم. یعنی می خواهم دلخوشی آن روزها را بگویم. امکانات نبود اصلا. برای خواندن کتاب باید می رفتیم از دکان میرزامحمود شکوری برای یک روز کتاب اجاره می کردیم. سعی می کردیم پنج شنبه ها کتاب اجاره کنیم تا حداقل دو روز کتاب دستمان باشد.» جلیل مظهری که انگار مو به مو قدیم را به ذهن می آورد، می گوید:« جوانان این دوره باید هزاران بار خدا را شکر کنند. ما برای فوتبال بازی کردن توپ هم نداشتیم. با جوراب توپ درست می کردیم و در زمین های خاکی بازی می کردیم. تازه آن زمان همه جوانان تابستان ها کار می کردند. من اولین سه ماه تعطیلی ام را که کار کردم 50 قران گرفتم و رفتم بانک ملی حسابی باز کرده. هنوز آن حسابم دست نخورده است.»
فروش 700 نسخه مجله روشنفکر
در کرمان
جلیل مظهری می گوید:« تا کلاس ششم ابتدایی درس خواندم. یادم می آید معلم انشایم گفت بنویسید که چکاره می خواهید بشوید. من در آن انشا نوشتم که می خواهم وکیل مجلس شوم یا وکیل دادگستری ولی با بودن هزار فامیل، امکان اینکه وکیل شوم نیست. وقتی انشا را خواندم معلم به قدری خوشش آمد که قرار شد انشا را سر صف بخوانم.» این روزنامه نگار اما نتوانست درسش را ادامه دهد. او در این باره می گوید:« مشکلاتی مثل بی پولی باعث شد بعد از کلاس ششم را نتوانم ادامه بدهم اما ارتباطم را با کتاب و کتابخوانی قطع نکردم. الان کتابخانه ام نزدیک به 3 هزار کتاب دارد. شاید باور نکنید قیمت پشت جلد اکثریت قریب به اتفاق 10 ریال و 15 ریال بود و حداکثر 50 ریال و تعدادی هم 100 ریال قیمت داشته. قدیم ها کتاب ارزان بود. آنقدر به خواندن و نوشتن علاقه داشتم که از همان کلاس ششم برای برخی روزنامه ها مطلب می نوشتم. اندیشه و فاتح در کرمان و بعد برای روزنامه های تهران نوشتم. یادم می آید وقتی که اقبال استاندار وقت کرمان مضروب شد، من برای مجله روشنفکر در این رابطه گزارشی نوشتم که آن شماره روشنفکر در کرمان 700 نسخه فروخت در حالی که قبلا تنها 40 شماره از هر نسخه فروش می رفت.»
ماجرای سرودن اولین شعر
مظهری در عرصه شعر هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. او می گوید:« روزی در خانه با خانواده صحبت می کردیم. مادرم رو به برادرانم کرد و گفت شما که از شعر و شاعری حرف می زنید چرا از جلیل چیزی نمی پرسید که برادرانم گفتن ما اهل دلیم و جلیل اهل گِل. یعنی جلیل پول دوست است. چون آن روز من کارخانه آجر داشتم. از خانه که آمدم بیرون با خودم زمزمه کردم: نی اهل گلم اهل دلم می دانی. حدود چند ماه همین را زمزمه کردم و بعد اولین غزلم را سرودم. شعر نو هم گفتم که برای اولین بار در روزنامه اندیشه در سال 50 چاپ شد.»
پیرترین دانشجوی دانشگاه بودم
مظهری می گوید:« از سال 43 به طور مداوم با نشریات مختلف کار کردم البته با همان مدرک کلاس ششم. به این فکر افتادم که بدون مدرک سخت است و به فکر درس خواندن افتادم. کلاس 7،8 و 9 را در یک سال خواندم و امتحان دادم. بعد از کلاس نهم در دبیرستان ثبت نام کردم و دیپلم گرفتم. پس از دیپلم هم وارد دانشگاه شدم و توانستم لیسانس حقوق بگیرم.» وی ادامه می دهد:« من پیرترین دانشجوی دانشگاه بودم. دانشجویان دیگر از من می پرسیدند برای چه در این سن به دانشگاه می آیی و من می گفتم چون عاشق خواندن هستم. همانطور که می گویند ز گهواره تا گور دانش بجوی.»
به آرزویم رسیده ام
«کلاس ششم که بودم در انشایم گفته بودم آرزو دارم وکیل شوم و این آرزو روی دلم مانده بود.» مظهری این را که می گوید چشمانش برق می زند و ادامه می دهد:« با همه سختی ها خواستم ثابت کنم به آرزویم می رسم. خیلی برایم این آرزو ارزش داشت. همیشه به بچه هایم گفته ام یک زندگی وقتی ارزش دارد که هدف داشته باشید.»
از خاک تا افلاک
جلیل مظهری کتاب هم نوشته است کتاب «از خاک تا افلاک» و بعد از آن ده جلد کتاب دیگر او چاپ شده و چند کتاب دیگر از جمله تاریخ کرمان از قاجار تا انقلاب اسلامی در حال تکمیل شدن برای انتشار است. او در مورد قاجارها می گوید:« کرمان در زمان قاجارها بخصوص آغا محمد خان به کلی نابود شد. همه مردانی که باقی مانده بودند کور بودند و آغا محمد خان فرمان داده بود که اجازه ندهند در کرمان چراغی به خانه ای روشن شود.» وی ادامه می دهد:« روزی به رزم حسینی گفتم کنار باغ فتح آباد و باغ شاهزاده بنویسید سند جنایت قاجار. چون این ها را با زور و چوب ترکه ساختند.»
اولین خشت دانشگاه آزاد را گذاشتم
جلیل مظهری می گوید:« پس از کار در اولین سه ماه تعطیلی که می توانستم کار کنم، 70 سال دیگر هم کار کردم. زحمت کشیدم تا پول بدست آورم اما الان می گویم پول هیچ سودی برای من نداشته است. تنها دلخوشی ام به این است که کار خیر کردم. زمین 4 مدرسه در خیابان جهاد را اهدا کردم و مصالح ساختمانی یک مدرسه هم را تامین نمودم. در خیلی از مساجد حاشیه شهر و روستا زیلوهاییکه گرچه کهنه شده اند، در حاشیه آن نوشته وقف جلیل مظهری وجود دارد. سال هاست زمانیکه دختر خانم ها به سن تکلیف می رسند پارچه چادری و لباس برای خیلی از مدارس می ایند و می گیرند. برای کمک به خرید جهیزیه بی پولان تلاش کرده و می کنم.» او که جزو خیرین شهر محسوب می شود نمی خواهد در مورد این فعالیت هایش زیاد صحبت کند اما وقتی با اصرار من مواجه می شود می گوید:« در ساخت دانشکده فنی علاوه بر کمک فکری کمک مالی هم می کردم. افتخارم این است که اولین خشت دانشگاه ازاد را من گذاشتم. اولین قدم را من برداشتم.» مظهری ادامه می دهد:« چاهی زدیم بوسیله اقای گلشن. روزی رفتم پول چاه را به ایشان بدهم که گفت پول چاه را از حساب چه کسی می دهی؟ گفتم از حساب خودم. گلشن گفت بگذارید این کار خیر از من ثبت شود. هر چه کردم پول نگرفت. خدایش بیامرزدش. خوشبختانه مردم برای کار خیر فرهنگی اگر بدانند در راه صحیح خرج می شود کمک می کنند.» سردبیر هفته نامه صبح کرمان می گوید: « زمین بیمارستان تالاسمی را اهدا کردم. در بلوار جهاد یک زمینی را به بیماری های خاص اهدا کردم که الان 8 سالن ورزشی در آن ساخته اند. شاید باور نکنید وقتی این زمین را اهدا کردم به چند میلیون محتاج بودم.»
صبح کرمان
مظهری می گوید:« علاقه زیادی به همکاری با روزنامه ها داشتم. قبل از انقلاب با اندیشه، فاتح، روشنفکر، کیهان و اطلاعات همکاری کردم و بعد از انقلاب هم با نسل آفتاب، کرمان امروز، بیداری، عصر ظهور. بعد از مدتی توتیا را منتشر کردیم و الان هم چند سال از انتشار اولین شماره صبح کرمان می گذرد. خوشبختانه در این مدت یک شماره هم انتشار صبح کرمان به تعویق نیفتاده است.» از مظهری می خواهم خاطره ای از دوران روزنامه نگاری بگوید:« وقتی مطلبی می نویسی، صد بار هم که تعریف کنی کسی نمی گوید دستت درد نکند. ولی وای بر روزی که انتقاد کنی. برخی فشار می آورند. یادم می آید سال های پیش مطلبی راجع به آب و فاضلاب نوشتم. از من شکایت شد و به دادگاه رفتم. با خونسردی گفتم همه اتهامات را قبول دارم حتی اگر بدترین حکم را به من بدهید. فقط یک سوال، دارم چه بنویسم؟ اگر از فاضلاب انتقاد نکنم پس از چه انتقاد کنم؟» وی ادامه می دهد:« اکثر مسئولین فقط انتظار دارند از آن ها تعریف و تمجید شود.» به عنوان سوال آخر از جلیل مظهری می پرسم «شما چند سال پیش در ماه مبارک رمضان به برنامه ماه عسل دعوت شده بودید. علت چه بود؟» مظهری در پاسخ می گوید:« اگر حمل بر خودستایی نشود سه سال قبل چند خیر از سراسر ایران دعوت شده بودند تا در برنامه ماه عسل حضور یابند. آقای سید رضا شیری اولین رئیس کمیته امداد نیز حضور داشتند. ایشان در یک سفر به کرمان در بررسی ها متوجه شده بودند که من از سال ها پیش در کار خیر پیش قدم بودم و اکثر موسسات خیریه شهرمان از من به نیکی یاد کرده بودند. لذا از من دعوت شد که در جمع خیران در برنامه ماه عسل حضور یابم.»

خبر ورزشی

در نامه اعتراض آمیز برخی از باستانی کاران آمده است:
مجمع هیات زورخانه ای را ابطال کنید
ورزشکاران و پیشکسوتان رشته ورزشی پهلوانی و زورخانه ای شهرستان کرمان در نامه ای که به امضاء تعداد از آنها رسیده است خواهان ابطال مجمع غیرقانونی هیات استان شدند.
در این نامه که نسخه ای از آن به فدراسیون ورزشی پهلوانی و زورخانه ای، بازرسی استانداری و اداره کل ورزش و جوانان و … ارسال شده ، آمده است : « به صراحت ماده 8 قانون تعدیل نیروهای دولت مصوب 1366 و ماده 41 قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب 5/12/83 و قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب 1386 و همچنین مفاد نامه 4531/م/32 مورخ 15/12/91 اداره محترم امور مشترک فدراسیون ها و باشگاههای وزارت ورزش و پاسخ آن طی نامه شماره 178578 سازمان بازرسی کل کشور بکارگیری افراد بازنشسته در کلیه موسسات دولتی یا نهادهای عمومی غیر دولتی که شامل فدراسیون ها و هیات های ورزشی نیز می شود ، ممنوع می باشد.»
دربخش دیگری ازاین نامه آمده :«علی رغم تصریح قانون و ابلاغ فرم شرایط و مدارک لازم جهت شرکت در انتخابات ریاست هیات استان به افراد کاندیداها که در بند 1 فرم مذکور صراحتا اعلام گردیده افراد بازنشسته و دو شغله و عضو شوراهای شهر مجاز به ثبت نام نمی باشند ، متاسفانه 2 نفر از کاندیداها که شرایط قانونی را برای ثبت نام نداشته اند ، درانتخابات شرکت نموده اند و نهایتا آقای محسن مساحی به عنوان رئیس هیات پهلوانی و زورخانه ای انتخاب شده است.»
در نامه ورزشکاران باستانی کار تصریح شده: «با توجه به ممنوعیت قانونی عضویت و انتصاب این اشخاص ثبت نام و اجازه کاندیدا شدن در انتخابات و نهایتا صدور ابلاغ رئیس این هیات فاقد وجاهت قانونی می باشد، با توجه به مراتب مذکور و با عنایت به اینکه ادامه فعالیت افرادی که از ابتدا صلاحیت قانونی برای عضویت نداشته اند موجب ورود خسارت غیرقابل جبران می شود ، لذا تقاضا دارم اقدامات لازم مبنی بر جلوگیری از ادامه کار آقای محسن مساحی در هیات پهلوانی و زورخانه ای استان کرمان و ابطال حکم ایشان بعنوان رئیس هیات ورزش پهلوانی و زورخانه ای استان کرمان را مبذول فرمائید. »
شایان ذکر است متن نامه یاد شده توسط آقای ایمان مرادیان از کاندیداهای هیات پهلوانی و زورخانه‎ای استان کرمان نوشته شده که در ادامه به امضاء سایرین رسیده است.

تیم هندبال گهر زمین سیرجان در لیگ برتر حضور می یابد
با تلاش شرکت گهر‌زمین، تیم هندبال این شرکت در این فصل از رقابت‌های لیگ برتر هندبال باشگاه‌های کشور حضور می‌یابد.
شرکت گهر‌زمین که از سال گذشته فعالیت‌های خود را در حوزه ورزش آغاز کرد از همان ابتدا در رشته ورزشی هندبال سرمایه‌گذاری ویژه‌ای داشت و برای نمود بیشتر تیم خود را از تهران روانه مسابقات لیگ برتر هندبال کرد.
این اقدام با انتقادات سیرجانی‌ها نیز همراه بود و در نهایت با مساعدت اکبر پوریانی مدیرعامل شرکت گهرزمین، این تیم در فصل جدید رقابت‌های لیگ برتر هندبال از سیرجان روانه این مسابقات می‌شود.

سیرجان به مقام اول کشتی در مسابقات جام رمضان دست یافت
مسابقات کشتی آزاد و فرنگی بزرگسالان جام زنده یاد محمدرضا شاهدادی با عنوان تکریم رمضان در سالن شهید کشوری برگزار شد که به قهرمانی کشتی آزاد و فرنگی سیرجان انجامید.
این مسابقات با شرکت 50 ورزشکار در قالب تیم های سیرجان ، بافت ، جیرفت و نیریز برگزار شد که در پایان تیم کشتی آزاد سیرجان به مقام اول رسید ، بافت دوم و نیریز سوم شدند . در کشتی فرنگی نیز تیم سیرجان مقام اول ، جیرفت دوم و نیریز سوم شدند.

یکی یکدانه زیر فشار همه!

یکی یکدانه زیر فشار همه!

سعید قرایی
بازهم مس و بازهم تغییر مدیریت این باشگاه تا کرمانی ها در این روزها حداقل در یک زمینه شاهد باشند که باشگاه محبوب آن ها با باشگاه پرسپولیس تهران در یک زمینه کورس بسیار تنگاتنگی بسته اند و آن تغییرات پردامنه در صندلی مدیریت باشگاه باشد!
مراد حاج جعفری در حالی سمت سرپرستی باشگاه مس را برعهده می گیرد که از سال قبل و در ست در همین ایام، این چهارمین تغییر بزرگ در صندلی اول باشگاه ورزشی مس محسوب می شود.
اکبر ایرانمنش در سال قبل و همین روزها هنوز مدیر عامل باشگاه مس بود که استعفا کرد و جای خود را به فتح الله نژادزمانی داد تا او هم بعد از شش ماه با استعفا از سمتش موجب حضور امیر سیف الدینی در این سمت شود و در نهایت بعد از گذشت تنها یکسال از همه این ماجراها، وی نیز در نهایت هفته گذشته از سمت خود استعفا دهد تا مراد حاج جعفری سکان مدیریتی باشگاه مس را برعهده بگیرد.
تغییر چهار مدیر عامل آن هم در عرض یک سال اتفاقی نیست که به عنوان یک رکورد مثبت برای یک مجموعه ثبت شود و همه این تغییرات بهرحال تبعات خاص خود را دارد که می تواند یک مجموعه را از رسیدن به اهداف خود دور کند.
جالب اینکه همه مدیران عاملی که از سمت خود در مس استعفا دادند، فصل مشترکی داشتند و آن این بود که فضای کار راحت در پشت میز باشگاه مس در اختیار آن ها قرار ندارد و فشار جانبی برروی آن ها به حدی هست که در نهایت منجر به این شود که برای گذر از این سمت استعفای خود را امضا کنند.
شاید در نگاه اول تصور شود این فشار از ناحیه بالا دست مس یعنی شرکت مس به عنوان متولی اصلی این باشگاه وارد می شود کما اینکه با اقدامات شرکت درسال های گذشته این مسئله کاملا در باشگاه مس نمود داشت. همانطور که مقامات شرکت مس عملا برای تیم فوتبال خود مربی انتخاب می کردند و مثلا امر می کردند صمد مرفاوی به جای حمید استیلی سرمربی مس شود و یا اینکه رئیس هیات مدیره باشگاه به جای مدیر عامل خود با بازیکنان مد نظرش قرارداد امضا کند و تیم ببندد که این مسئله در هیچ کجای دنیا نظیری نداشت غیر از باشگاه مس کرمان…
اما تقریبا دو سالی هست که رویه شرکت مس در برابر باشگاه خود تغییر کرده است و در حالی که مقامات شرکت مس بارها تاکید کرده اند که غیر از نظارت بر چگونگی دخل و خرج های باشگاه، هیچ اعمال نظری بر تصمیمات مقامات این باشگاه ندارند، اما بازهم همچنان صحبت از فشار برروی مدیران این باشگاه است.
تمامی مدیران عامل مستعفی مس به نوعی تائید کرده اند که از ناحیه شرکت مس آزادی عمل بسیاری نسبت به سال های قبل در اختیار آن ها قرار گرفته است و حداقل دیگر متولی اصلی باشگاه مس برروی تصمیمات کلان و فنی این باشگاه اعمال نظر مستقیمی نمی کند اما با این وجود ظاهرا فشار خرد کننده هنوز بر صندلی های مدیریتی باشگاه مس وجود دارد.
با چرخش سر می توان به راحتی درک کرد که وجود این فشار برروی باشگاه مس در داخل کرمان امری طبیعی و عادی است زمانی که متوجه شویم خروجی اصلی ورزش کرمان فقط و فقط در همین باشگاه مس خلاصه شده است.
در حال حاضر تنها برند ورزشی که می تواند جمعیت چند ده هزار نفری را در کرمان به خود جذب کند و یا توجه چند صد هزار نفری در کرمان را معطوف خود کند، همین تیم های ورزشی مس به خصوص فوتبال است و در این شرایط کاملا طبیعی است که خیلی ها تمرکز خود را در داخل کرمان برروی این برند معطوف کنند که طبیعی است خیلی از این نظرها به جاده مقصود و تائید ختم نشوند و در نهایت آنچه که حاصل می شود، حاشیه و فشار مضاعف برروی این باشگاه باشد.
این موضوع را در نظر داشته باشید که در کنار این فشار ناگهان نیروی مضاعفی هم از خارج از استان بر باشگاه وارد شود و ماجراهایی مثل آنچه که مس در ماه های اخیر به آن مبتلا شد نیز بر آن وارد گردد تا باشگاه مس با دو دست از خارج و داخل کرمان کاملا فشرده شود…. طبیعی است که هر مدیری در این جو عطای صندلی خود را به لقایش ببخشد.
تمامی مدیران مس در صحبت های بعد از استعفای خود به نوعی به این مسئله اشاره داشتند که در تصمیم گیری های مهم به نوعی تحت تاثیر نیروهایی اقدام به اخذ آن ها کردند که در شرایط عادی شاید به هیچ وجه تن به آن ها نمی دادند و مشخص است که هیچکس نمی تواند مسئولیت تصمیمی که با رضایت قلبی تمام اتخاذ نکرده است را بر عهده بگیرد و به نوعی خیلی زود فرسوده شود.
باشگاه مس کرمان تبدیل به کارخانه مدیر سوزی در ورزش کرمان شده است و تمامی بزرگان ورزش کرمان در همه دو دهه اخیر در این سمت به نوعی سوخته شدند و این نشان می دهد که جو مدیریت در این باشگاه به شدت مشکل دار شده است.
با وجود عدم دخالت شرکت مس در این باشگاه ( که شاید به دلیل هزینه ای که در این باشگاه می کند بیش از همه حق داشته باشد که در مسائل باشگاه دخالت داشته باشد ولی از این موضوع به صورت صحیح عبور کرده است ) اما تنهایی باشگاه مس در کرمان سبب شده است که این فشار از نواحی مختلف برروی باشگاه مس معطوف مانده باشد.
به طور قطع اگر چند باشگاه ورزشی حرفه ای دیگر در کرمان وجود داشت و اگر برای مثال به جای تنهایی مس، چند تیم ورزشی پر مخاطب در کرمان وجود داشت، باشگاه مس نیز به این سرعت در مسیر استهلاک گام برنمی داشت و هزینه هایی که در این باشگاه انجام می شد، به مراتب با مدیریت کم فشارتر و بهتر دست آوردهای بزرگتری هم به همراه می داشت. به نظر می رسد با تنهایی باشگاه مس به عنوان تنها باشگاه حرفه ای ورزش کرمان در حال حاضر، این فرزند یکی یکدانه، به شدت زیر فشار توقعات قرار گرفته است و تا زمانی که نهادهای دیگری مثل فولاد کرمان و یا سایر نهادهای صنعتی که می توانند در این حوزه سرمایه گزاری کنند، وارد عرصه نشوند، این فرهنگ فشار بر باشگاه مس نیز تداوم خواهد داشت و در این صورت است که می بینیم باشگاه مس با رخ دادن اتفاقات عجیب و غریب مثل تعویض چهار مدیر عامل در یک سال، روز به روز از اهداف خود دورتر می شود.
تا زمانی که باشگاه مس در عرصه ورزش حرفه ای استان تنهای تنهای تنها باشد، همین فشارها و همین جو خرد کننده از داخل وجود خواهد داشت و این باشگاه کمتر راه مقصود پیدا خواهد کرد.
تمامی استان هایی که راه سعادت را پیدا کردند این فشار را به درستی برروی چند زانو تقسیم کردند و در همه شهرهای اهواز، اصفهان، تبریز، مشهد، تهران و… میبینیم که حضور چند باشگاه سبب شده است که کار در ان ها به راحتی انجام شود. درست عکس آن چیزی که در کرمان رخ داده است و تمامی فشارها برروی زانوی شکسته مس افتاده است که مجال جوش خوردن و ایستادن دوباره را هم از ان می گیرد چه رسد حرکت منظم به سوی موفقیت…