بایگانی مطالب نشریه

رزم حسینی در استانبول استاندار کرمان سالم است

رزم حسینی در استانبول

استاندار کرمان سالم است

کودتای ناکام 26 تیر در ترکیه در حالی رقم خورد که علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان به همراه طالبیان معاون میراث فرهنگی کشور برای شرکت در چهلمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو به استانبول سفر کرده بودند. در این اجلاس قرار بود پرونده ثبت 2 اثر از استان کرمان بررسی که روز جمعه قنوات استان ثبت شدند و قرار بود امروز یا فردا پرونده کویرلوت هم بررسی شود. با وقوع کودتا در ترکیه اما همه چیز تغییر کرد. در این میان وضعیت استاندار کرمان و هیات ایرانی حائز اهمیت بود. در این ارتباط بامداد شنبه با محمود وفایی مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان صحبت کردیم. محمود وفایی به پیام ما گفت:

* ایشان (استاندار کرمان) در حال استراحت بودند و من با یکی از مدیران میراث، دکتر نظری در اولین لحظات ارتباط داشتم. از وقوع کودتا بی خبر بودند و بعدش متوجه شدند.

*با معاون میراث فرهنگی کشور هم تماس داشتم جویای حال استاندار  عزیز و سایر همکاران شدم. ایشان اعلام کردند در حوالی هتل محل اقامت اوضاع ارام است و فقط تانکها را مشاهده کردند. الان هم همین وضع است

* مشکلی نیست و جای نگرانی نیست

* فردا احتمالا استاندار به سفارت مراجعه می کنند و به ایران برمی گردند

* من هم قرار بود به ترکیه بروم  اما بدلیل کسالتی که داشتم و توصیه دکتر منصرف شدم

 

* قرار بود امروز پرونده ثبت کلوت در چهلمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو مطرح شود اما با این وضعیت مقدور نیست

کودتای ناشیانه کار خود اردوغان بود یا گولن؟

کودتای ناشیانه کار خود اردوغان بود یا گولن؟

برخی از تحلیلگران از هم اکنون از ناشیانه بودن اجرای کودتا خبر میدهند و میگویند این کودتای ناشیانه بهانه خوبی برای پاکسازی ارتش  برای اردوغان ایجاد کرده است و بعید نیست در واقع کار خود وی و یا نزدیکانش باشد زیرا از آغاز کودتا فتح الله گولن سیاستمدار مخالف اردوغان ساکن آمریکا دست داشتن در کودتا را انکار میکند ولی دولت اصرار دارد کودتا کاری وی است

کودتا هرگز توجیه ندارد!

کودتا هرگز توجیه ندارد!

اگرچه هنوز اخبار ضد و نقیض است و برای  تحلیل درست و منطقی بسیار زودهنگام می نماید ولی آنچه اتفاقات چند ساعت گذشته در ترکیه به روشنی نشان داد  در عصر شبکه های مجازی، هرچه آسان شده باشد؛ کودتا دشوار و حتی ناشدنی است. بسیاری از روزنامه نگاران به روش دیکتاتورمابانه اردوغان در سالهای  اخیر اشاره  می کنند  و آن را  نوعی  مشروعیت برای کودتا می دانند . اما به نظر نگارنده  این توجیه پذیرفتنی نیست حتی اگر ادعای عجیب «کودتا علیه استبداد»! را بپذیریم؛ فردا برای رفتارهای دیگر و قتل و جنایات و… باید  توجیهات دیگر  و حتی ایدئولوژیک را بپذیریم و برای هر نوع رفتار  و کودتایی  مشروعیت قائل شویم. اگر مردم ترکیه واقعا مشی اردوغان را نمی پسندند،که با اتفاقات دیشب اینگونه به نظر نمی رسد می توانند نارضایتی خود را در انتخابات و حتی با انقلاب نشان دهند. کودتا چه توجیهی دارد؟

کودتایی که به نظر می رسد متهم ردیف اول آن یعنی فتح الله گولن هم از عدم مشروعیت آن نزد افکار عمومی به روشنی آگاه است که سعی دارد تا می تواند خود را از از کودتا دور نگهدارد.

هرچند که بسیاری این شورش کوچک نظامیان را یک بازی از سوی خود اردوغان می دانند تا به محبوبیت و قدرت سرکوب خود بیفزاید.

در هرحال به نظر میرسد فردا آغاز عصر جدید در ترکیه باشد عصر پس از کودتای قرن بیست و یکمی ترکیه که قطعا فضا را در این کشور و تا حدی منطقه تحت تاثیر قرار خواهد داد. باید منتظر باشیم و رویدادها را نظاره کنیم .

کمکی که رسانه ها به اردوغان کردند

کمکی که رسانه ها به اردوغان کردند

برانوش غفاری

هنوز هم دنیا در شوک حمله تروریستی در نیس فرانسه است و شبکه‌های خبری از زوایای گوناگون بزرگترین تلفات حملات تروریستی در اروپا را پوشش می‌دهند اما پس از وقوع کودتای دیشب در ترکیه این خبر در صدر اخبار جهان قرار گرفت. از رسانه‌های کشور کودتا یعنی ترکیه تا رسانه های آنسوی اقیانوس اطلس در همان ساعات نخستین این رخداد را پوشش دادند.

در کشوری که چند سال متوالی عنوان بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران جهان را از خود کرده و روزنامه با سابقه‌ای چون جمهوریت مستقیما زیر فشار رییس جمهور قرار می‌گیرد، این بار رسانه‌ای خارجی بود که به داد اردوغان رسید. حدود دو ساعت پس از کودتا این سی‌ان‌ان ترک بود که با اردوغان از راه فیس‌تایم ارتباط برقرار کرد و همین برگه برنده‌ای برای رییس دولت بود تا ضمن اعلام سلامتش، هوادارانش را به خیابانها بکشاند. وی در این صحبت کوتاه طرفدارانش را به تسخیر خیابانها و فرودگاه مصطفی کمال آتاتورک دعوت کرد. هرچند که هنوز روشن نیست این دعوت به چه میزان تاثیر خواهد داشت و آیا کودتاچیان شکست می خورند یا نه اما تاثیر یک رسانه خارجی در بزنگاه تاریخی بر حوادث ترکیه را نمی‌توان نادیده گرفت. چرا که تصاویر منتشره پس از صحبت‌های اردوغان نشان می‌داد این صحبت چند دقیقه‌ای در کشاندن طرفداران دولت به خیابان‌ها تاثیرگذار بوده است. کودتاچیان در نخستین اقدام فیسبوک، توییتر و یوتیوب را مسدود کردند و ت.ر.ت تلویزیون دولتی این کشور را در دست گرفتند اما ساعاتی بعد از صحبت اردوغان با سی‌ان‌ان، شبکه‌های خبری تصاویری را نشان دادند که طرفداران دولت را در تلویزیون دولتی این کشور نشان می‌داد.

در پوشش رسانه‌ای کودتا که احتمالا چندین روز به درازا خواهد کشید رسانه‌های بسیاری نقش ایفا کردند. از تلگرام و سایت‌های خبری گرفته تا رادیو و تلویزیون اما جالب است که طبق معمول باز هم شبکه خبر ایران که به لحاظ مالی و کادر حرفه‌ای یکی از قدرتمندترین رسانه‌های دولتی دنیا محسوب می‌شود باز هم دیرتر از معمول به اخبار ترکیه پرداخت. شاید یک دلیل بزرگ آن عدم قدرت تصمیم‌گیری در میان مدیران میانی و رده پایین این رسانه باشد. چرا که دولتی بودن این رسانه، پیچیدگی ساختار و صافی‌های خبری آن این شبکه را به شبکه‌ای محافظه‌کار تبدیل می‌کند و محافظه‌کاری یکی از آفات خبر است.

نکته دیگر آن که شبکه خبر ایران خود تصاویر زنده‌اش را از شبکه العربیه تامین می‌کرد. شبکه‌ای که رسانه های دولتی ایران بارها آن را رسانه‌ای معاند و دروغگو معرفی کرده‌اند اما در اقدامی نادر ساعتی پس از کودتا گزارش‌های میدانی خبرنگار شبکه خبر از خیابانها این شبکه را به منبع خبری مهمی تبدیل کرد. در حالیکه شبکه‌های خبری مهمی مانند سی‌ان‌ان و یورونیوز تصاویری از دوربین‌های ثابت را نشان می‌دادند، شبکه خبر ایران تصاویری هرچند با کیفیت پایین از خیابانها نشان می‌داد. اما پرسش اصلی اینست که چرا شبکه خبر ایران در پوشش چنین رویدادهایی همیشه یک گام عقب است. سوالی که باید مسئولان رسانه ملی پاسخ دهند.

فارغ از پوشش خبری ایران، کسی نمی‌داند پس از این کودتا چه بر سر فضای بسته رسانه در ترکیه خواهد آمد اما اگر کودتا پیروز نشود که شواهد هم چنین نشان می‌دهد باید دید آیا باز هم اردوغان فشار را بر رسانه‌های این کشور دو چندان خواهد کرد و یا آزادی نسبی به رسانه‌ها خواهد داد تا درباره‌ی کودتای ارتش روشنگری کنند. هر چند که احتمالا رسانه‌های ترکیه باز هم نخواهند توانست درباره رفتار اردوغان و علل بوجود آمدن این کودتا بحث کنند.

روز پایانی چهارمین نمایشگاه تخصصی بین‌المللی معدن و صنایع معدنی در کرمان به روایت تصویر

روز پایانی چهارمین نمایشگاه تخصصی بین‌المللی معدن و صنایع معدنی در کرمان به روایت تصویر

عکس ها: محسن رجب پور

Untitled

ویژه

کرمان کنسرت

وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. 

کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.

www.kermanconcert.com

09352520005

نمایشگاه

نمایشگاه تاپستری زهرا رسول زاده

از ۲۵ تیرماه    ساعت : ۱۸ / ۲۰:۳۰

مکان: بیست متری نادر کوچه شماره ۱ نگارخانه هومهر

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان خبر داد: پایان عملیات اجرایی14 کیلومتر دیگر از بزرگراه سیرجان – بافت

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان خبر داد:

پایان عملیات اجرایی14 کیلومتر دیگر از بزرگراه سیرجان – بافت

مدیرکل راه و شهرسازی استان از پایان عملیات ساخت و بهره‌برداری از 14 کیلومتر دیگر از بزرگراه «سیرجان – بافت» خبر داد.

به گزارش روابط عمومی راه و شهرسازی استان کرمان، محمدمهدی بلوردی افزود: این قطعه با اعتباری بالغ بر 112 میلیارد ریال به پایان رسید.

وی میزان خاک‌ریزی در این قطعه از محور «سیرجان – بافت» را 200 هزار مترمکعب بیان کرد و گفت: هم‌چنین در این قطعه تعداد 13 دهانه پل ساخته شد.

بلوردی با بیان این‌که چهارخطه کردن این محور نقش مهمی در روانی ترافیک کلِ محور و کاهش تصادفات و تلفات جاده‌ای خواهد داشت، اظهار داشت: این قطعه از محور «سیرجان – بافت» از کیلومتر 13 شروع می‌شود و تا کیلومتر 27 ادامه دارد.

وی هم‌چنین با بیان این‌که در شمال استان کرمان 1557 کیلومتر بزرگ‌راه ساخته شده است، گفت: در این محدوده، 525 بزرگ‌راه نیز در دست ساخت است.

بلوردی افزود: در سال گذشته، 74 کیلومتر بزرگ‌راه در شمال استان کرمان ساخته شد و ساخت 140 کیلومتر بزرگ‌راه نیز در برنامه‌ی امسال پیش‌بینی شده است. مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان با اشاره به این‌که در حوزه‌ی راه‌ روستایی 4369 کیلومتر راه ساخته شده است، بیان کرد: در استان کرمان، 19 پروژه‌ی بزرگ‌راهی در دست اجراست.

بن بست مهندسی ژنتیک در کشاورزی! ده واقعیت درباره جایگاه کشاورزی با بذرهای تراریخته

بن بست مهندسی ژنتیک در کشاورزی!

ده واقعیت درباره جایگاه کشاورزی با بذرهای تراریخته

 

محمد درویش مدیر کل دفتر مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت از محیط زیست در کانال تلگرام خود به قلم دکتر «دیرک زیمرمن» یادداشتی را منتشر کرد که در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۱۶ در تارنمای سازمان جهانی صلح سبز آلمان هم با عنوان : « ده واقعیت درباره جایگاه کشاورزی با بذرهای تراریخته» انتشار یافته بود.

در این یادداشت آمده است : برای نخستین بار در سال ۱۹۹۶ بذرهای تراریخته برای هدفهای تجاری کاشته شدند. از آن زمان مساحتی که برای کشت آنها مورد استفاده قرار می گیرد به مرور افزایش پیدا کرد. لیکن اینک گزارش شده که یک درصد مساحت کشت این بذرها در سال ۲۰۱۵ در مقایسه با سال ۲۰۱۴ کاهش یافته و این روند کاهنده احتمالا در سال جاری هم ادامه خواهد یافت.

مساحتی نزدیک به ۱۸۰ میلیون هکتار برای کشت بذرهای تراریخته وجود دارد که 13 درصد از مساحت زمینهای کشاورزی در دنیا را شامل می شود. کاهش یک درصدی کشت موجب نارضایتی مافیای حاکم بر صنعت محصولات دستکاری شده ژنتیکی را فراهم کرده؛ اما این نکته تنها دلیلی نیست که این بخش از لابی و صنعت بیوتکنولوژی را ناراضی می کند. در طول سالهایی هم که مساحت مورد استفاده برای کشت بذرهای تراریخته رو به افزایش بود، موفقیتهای مورد نظر صاحبان این صنعت بدست نیامد:

۱- در اروپا کاهش مساحت کشت به مقدار ۱۸ درصد بسیار شدید بوده است. تنها ۱۱۶,۸۷۰ هکتار از زمینهای کشاورزی اتحادیه اروپا که حدود ۰,۰۷درصد‏ از کل اراضی را شامل می شوند، در سال ۲۰۱۵ به کشت بذرهای تراریخته اختصاص داده شده اند.

۲-بذرهای تراریخته هنوز هم تنها در ۲۸ کشور دنیا کاشته می شوند؛ از آنها فقط پنج کشور در اتحادیه اروپا (اسپانیا، پرتغال، جمهوری چک، رومانی و اسلواکی). این بدان معناست که اغلب کشورها، علی رغم تلاش های فراوان شرکتهای مربوطه، هنوز هم زمینهای کشاورزی خود را از بذرهای تراریخته دور نگاه می دارند.

۳- دو سوم از کشت این نوع بذرها در قاره آمریکای شمالی و جنوبی ( ایالات متحده، برزیل و آرژانتین) انجام می گیرد.

۴-در کشورهایی هم که بذرهای تراریخته کاشته می شوند، مساحت آنها در مقایسه بسیار ناچیز بشمار می آید. بطور مثال در رومانی، جمهوری چک، بنگلادش و یا شیلی به کمتر از ۵۰۰۰۰ هکتار می رسد.

۵-بذرهای مورد استفاده نیز بسیار محدود هستند. در ۵۱ درصد ‏ از مساحت زمینهای کشاورزی دنیا تنها سویا کاشته می شود. همراه با آن، ذرت، پنبه و کلزا چهار بذری هستند که در مجموع ۹۹ درصد ‏ از کشت با بذرهای تراریخته را شامل می شوند. بذرهایی که دست آخر یا به معده جانوران ختم می شوند، یا برای سوخت ارگانیک مورد استفاده قرار می گیرند و یا مانند پنبه کلا برای تغذیه مصرف نمی شوند. به عبارت دیگر بذرهای تراریخته در امر تغذیه مردم دنیا نقشی بازی نمی کنند.

۶- از بذرهای تراریخته کار خاصی برنمی آید (بازده خاصی ندارند). آنها یا همچنان در برابر علف کش ها مقاوم هستند و یا حشره کش های خاص خود را تولید می کنند که به معنای ورود سموم از این راه به زمینهای کشاورزی می باشد. ترکیب این دو ویژگی در یک بذر با مهندسی ژنتیکی(stacked events) به مرور افزایش پیدا کرده. آنها در حال حاضر ۳۳ درصد ‏ از گیاهان تراریخته را تشکیل می دهند.

۷-گیاهان تراریخته اما در عمل شکست می خورند. علف های هرز در برابر علف کشها مقاومت پیدا می کنند. پاسخ صنعت به این روند، تغییر ژنتیکی گیاه و مقاوم کردن آن در برابر دیگر علف کشها می باشد. حتی گیاهانی که با پروتئین در مبارزه با حشرات مجهز شده اند، به مرور سبب مقاوم شدن حشرات در برابر این سم می شوند.

۸-پنبه تراریخته نیز که از آن معمولا به عنوان یک محصول موفق مهندسی ژنتیکی برای کشاورزی های کوچک نام برده می شود، هر چه بیشتر با شکست روبرو شده است. چندی پیش دو ایالت در هندوستان اعلام کردند که از بکار بردن پنبه تراریخته بدلیل مقاوم شدن حشرات در برابر آنها خودداری خواهند کرد و به کشت پنبه معمولی باز خواهند گشت. تصمیمی که از جانب کشور بورکینا فاسو هم در غرب آفریقا به دلیل کیفیت نامناسب محصول به اجرا گذاشته خواهد شد.

۹- مقاومت در برابر محصولات تراریخته هنوز هم کلا بسیار شدید است. ۱۷ کشور از ۲۸ عضو اتحادیه اروپا، از جمله آلمان، در سال ۲۰۱۵ کشت ذرت تراریخته را فعلا در خاک خود ممنوع اعلام کرده اند. حتی در ایالات متحده به مرور تردید در این زمینه در حال افزایش است. از جهتی هم مباحثه های اخیر بر سر (ضررهای احتمالی و خطر سرطانزا بودن) وجهه گیاهان تراریخته را بسیار تحت الشعاع قرار داده است.

۱۰- ادعای گروه ذی نفوذ کشاورزی با محصولات تراریخته (ISAAA) که استفاده از چنین بذرهایی را به ویژه کمک بزرگی به کشاورزی های کوچک با امکانات محدود می داند، قابل تایید نیست. حتی اگر ارقام ارایه شده مبنی بر اینکه ۹۰ درصد ‏ از ۱۸ میلیون کشاورز مصرف کننده بذرهای تراریخته، صاحب کشاورزیهای کوچک هستند، صحت داشته باشد، باز هم این گروه تنها حدود ۳ درصد ‏ از پانصد میلیون کشاورزیهای کوچک در سراسر دنیا را شامل می شود که به این ترتیب رقم بسیار ناچیزی بشمار می آید. به عبارت دیگر ۹۷ درصد ‏ از کشاورزیهای کوچک بدون بذرهای تراریخته کار می کنند. اغلب بذرهای تراریخته با مقیاسهای صنعتی طراحی می شوند و دقیقا برای همان محدوده هم قابل استفاده هستند.

اینکه مهندسی ژنتیکی در محدوده کشاورزی به یک بن بست برخورد کرده است، واقعیتی است که به مرور آشکارتر می شود. راه حل برای رهایی از این بن بست مدتهاست که وجود دارد: کشاورزی اکولوژیکی بدون مصرف بذرهای تراریخته. حتی استفاده از smart breeding (روشی که امکان آنالیز دی اِن اِی گیاه و شناخت خواص آن مانند مقاومت در برابر گرما را به کشاورزان می دهد، تا از راه اصلاح نباتات به هدف مورد نظر خود برسند) تا کنون نتایجی ارائه داده اند که مهندسی ژنتیکی به پای آنها نمی رسد.

در این میان اما از کشت چهار هزار هکتاری موفقیت آمیز کلزا با روشهای جدید مهندسی ژنتیکی در آمریکا گفتگوست. مساله مهم البته باز هم مقاومت این گیاه در برابر علف کشها است که در حال حاضر در اتحادیه اروپا نیز مورد بحث است.

از گزارشات همچنین می توان دریافت که چه چیز برای صنعت نقش اساسی را بازی می کند: بر روی تنها ۱۳درصد‏ از زمینهای کشاورزی دنیا گیاهان تراریخته کشت می شوند، فروش بذرها اما در دنیا ۳۴ درصد ‏ از درآمد شرکت ها را تامین می کند. و این حقیقتی بسیار قابل توجه و تامل برانگیز است! چرا که بازار علف کشها نیز عمدتا در دست چنین شرکتهای فروشنده بذرهای تراریخته است و در نتیجه مصلحت یا انگیزه ای برای یافتن راه حلهای اکولوژیکی پایا در زمینه کشاورزی وجود ندارد!

ممنوعیت کشت محصولات تراریخته در ایتالیا درخواست ۱۹ کشور اروپایی از اتحادیه اروپا برای ممنوعیت تراریخته ها

ممنوعیت کشت محصولات تراریخته در ایتالیا

درخواست ۱۹ کشور اروپایی از اتحادیه اروپا

برای ممنوعیت تراریخته ها

 

در اکتبر سال ۲۰۱۵ مسئولان کشور ایتالیا از اتحادیه اروپا درخواست کردند که کشت این محصولات را به طور کامل در این کشور ممنوع کند؛ ۱۹ کشور از ۲۸ کشور عضو این اتحادیه خواستار ممنوعیت کامل محصولات تراریخته در کشور خود هستند.

به گزارش تسنیم ؛ از سال 2005 تا سال 2014 مناطق و سازمانهای کشت محصولات تراریخته کشور ایتالیا روند افزایشی داشتند اما پس از آزمایشهای متعدد کارشناسان و محققان، این روند افزایشی ثابت و سپس کاهش یافت.

در اواخر سال 2014، 40 سازمان کشاورزی که از طرف مردم، کارشناسان، محققان، کشاورزان، سازمانهای محیط زیست،‌ سازمانهای تجاری و دیگر ارگانها به عنوان نماینده، مأمور به مخالفت علیه کشت محصولات تراریخته و خواستار ممنوعیت صد‌در‌صدی آنها در سراسر کشور ایتالیا شدند. این اقدام همگانی مردم و سازمانهای کشور ایتالیا با موفقیت همراه بود و پس از این فشارها، شاهد روند کاهشی کشت محصولات تراریخته در کشور ایتالیا بودیم. در سالهای اخیر اتحادیه اروپا قوانین جدیدی را برای محصولات تراریخته اعمال کرد که هر بار با مخالفتهای متعدد کشورهای زیر‌مجموعه خود مواجه می‌شد؛ از طرفی هم اتحادیه اروپا هنوز سلامت هیچ یک از محصولات تراریخته را تأیید نکرده است لذا اتحادیه اروپا در مارس 2014، قانون جدیدی تصویب کرد که مطابق آن ممنوعیت یا عدم ممنوعیت این محصولات را در اختیار کشورهای زیر مجموعه خود قرار داده است؛ یکی از بندهای این قانون به این صورت است که حتی اگر سلامت محصولات توسط اتحادیه تأیید شد کشورهای ذیل این اتحادیه حق ممنوعیت آن در کشور خود را دارند.

در اکتبر سال 2015، مسئولان کشور ایتالیا بنابر قانونی که اتحادیه اروپا وضع کرد که پیش‌تر به آن اشاره شد، از اتحادیه اروپا درخواست کردند که کشت این محصولات را به طور کامل در این کشور ممنوع کند.

متن درخواستی وزرای کشاورزی، محیط زیست و سلامت کشور ایتالیا به اتحادیه اروپا این چنین بیان شده است: «همسو با قوانین وضع شده توسط اتحادیه، خواستار ممنوعیت کشت محصولات دستکاری ژنتیکی شده هستیم» ضمن اینکه پس از ارسال این درخواست به اتحادیه، برخی از کشورهای اروپایی دیگر مانند آلمان نیز این کار را انجام دادند. یکی از سایتهای خبری معتبر ایتالیا ماه گذشته گزارشی منتشر کرده که نشان می‌دهد پس از قانون اتحادیه اروپا مبنی بر اختیار داشتن جداگانه کشورهای زیرمجموعه این اتحادیه برای ممنوعیت یا عدم ممنوعیت محصولات تراریخته، 19 کشور از 28 کشور عضو این اتحادیه خواستار ممنوعیت کامل محصولات تراریخته در کشور خود هستند.

برنج طلایی تراریخته نمونه بارز یک راه حل اشتباه است واقعیت هایی تلخ و نگران‌کننده‌ درباره برنج دستکاری شده ژنتیکی

برنج طلایی تراریخته نمونه بارز یک راه حل اشتباه است

واقعیت هایی تلخ و نگران‌کننده‌ درباره برنج دستکاری شده ژنتیکی

محمد درویش, مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط‌ زیست در کانال تلگرامی خود با انتشار مطلبی با عنوان درباره واکنش‌ها به نامه ۱۰۰ برنده نوبل همچنان ادامه دارد نوشت :

یکی از پژوهشگران برجسته جهان در حوزه کشاورزی ارگانیک و عضو سازمان جهانی صلح سبز، طی یادداشتی به محتوای نامه یکصد برنده نوبل در انتقاد از سازمان متبوعش، آشکارا تاخت و پرسش‌های جدیدی را مطرح کرد.

دیرک زیمرمان (Dirk Zimmermann)، دارنده مدرک دکترای بیولوژی کشاورزی و متخصص در شاخه‌ی کشاورزی پایدار است که به برندگان نوبل اینگونه پاسخ می‌دهد:

«اگر که چیزی به نام یک «راه حل اشتباه» وجود داشته باشد، برنج طلایی نمونه بارز آن است. اما راه‌حل‌ها نمی‌توانند یا اجازه ندارند که اشتباه باشند! و برنج مورد نظر هنوز هم در حد یک پروژه تحقیقاتی است که با دستگاه تبلیغاتی مؤثری همراهی و حمایت می‌شود.

یادمان باشد: حتی اگر روزی این برنج افسانه‌ای هم آماده ورود به بازار شده و نتایج تحقیقاتی هم بر مطمئن و موثر بودن آن در راه مداوای بیماری‌های ناشی از کمبود ویتامین آ صحه نهند، باز هم نمی‌توان از آن به عنوان یک «راه حل درست و راستین» نام برد.

واقعیتی که انتشار نامه یکصد دریافت‌کننده جایزه نوبل به سازمان جهانی صلح سبز هم نمی‌تواند در آن تغییری ایجاد کند. در حقیقت شرکت‌های حامی محصولات دستکاری شده ژنتیکی، در پی آن هستند تا محافل معتبر بین‌المللی، محصولاتی مانند برنج طلایی را که از لحاظ ژنتیکی تغییر پیدا کرده‌اند، بتوانند به عنوان راهکاری برای مبارزه با سوء تغذیه در جهان به رسمیت بشناسند.

مسأله مبهم دیگر آنکه آیا بدن انسان قادر خواهد بود بتا کاروتن ساخته شده در این برنج را به ویتامین آ تبدیل کند؟ ثبات بتا کاروتن در طول مدتی که برنج انبار می‌شود و یا زمانی که پخته می‌شود هم از دیگر پرسش‌هایی است که هنوز تحقیقی در موردش انجام نشده.

شبهه‌ای دیگر آن است که این برنج در فرآیند کشت چگونه «رفتار» خواهد کرد؟ دستکاری ژنتیکی در زمینه متابولیسم بسیار پیچیده‌تر از اینگونه تغییرات در زمینه‌های دیگر مانند مقاوم کردن بذر در برابر علف‌کش‌ها است.

در کنار نوسان احتمالی مقدار بتا کاروتن موجود در برنج به دلیل تغییرات جوی، پیامدهای ناخواسته دیگری مانند افزایش حساسیت (گیاه) در برابر بیماری‌ها و یا کاهش مقاومت در برابر تغییرات آب و هوایی می‌توانند نتیجه این روش باشند.

واقعیت تلخ و نگران‌کننده‌تر آن است که برنج تراریخته گونه‌های برنج‌های سنتی و طبیعی را آلوده می‌کند و از این طریق عواقب نامعلومی برای یک محصول پایه‌ای در تغذیه نیمی از مردم کره خاکی را با خود به همراه خواهد آورد.

نکته مهم بعدی و فارغ از چنین ریسک‌ها و مشکلاتی، آن است که «راه حل برنج طلایی» دلیل اصلی سوء تغذیه- همانا فقر اقتصادی را- به کلی نادیده گرفته و در حقیقت نشانی اشتباه می‌دهد! مقابله با این نابسامانی (فقر) با یک ماده خوراکی بی معنا و پوچ است. استفاده از برنج طلایی در زمینه مورد نظر حتی مشکل تغذیه نامتعادل را تشدید می‌کند.

مصرف‌کنندگان این برنج از کمبود مواد دیگری بیش از ویتامین آ رنج می‌برند که این محصول به تنهایی نمی‌تواند پاسخگوی آنها باشد. راه مبارزه مناسب با سوء تغذیه در درازمدت در آگاه‌سازی مردم، تنوع در خوراک آنها و البته در همت و درایت سیاستمدران برای مدیریت مصرف و توزیع عادلانه‌تر ثروت است.

تا آن‌زمان روش‌هایی که تاکنون بکار برده شده اند، مانند در دسترس قراردادن ویتامین آ و یا اضافه‌کردن کردن به مواد خوراکی می‌توانند هنوز هم به خوبی پاسخگوی مشکلات باشند.

اما آنچه که تاکنون به خوبی کار کرده، تبلیغات در زمینه برنج طلایی بوده است. از جانب کنسرن‌ها و طرفداران دستکاری ژنتیکی از این برنج به عنوان یک گیاه معجزه‌آور یاد می‌شود، تا راه را برای دیگر بذرهای تراریخته به بازار هموار کند.

این تجارت‌ها تشنه موفقیت‌هایی هستند که انتظارش را می‌کشند: قریب به بیست سال است که بذرهای تراریخته به محدوده کشاورزی وارد شده‌اند، اما در عمل با شکست همراه بوده‌اند. مصرف هر چه بیشتر سموم کشاورزی، محدود کردن تنوع از نتایج کشاورزی صنعتی است که بذرهای تراریخته برای آنها طراحی شده‌اند.

خطرات احتمالی برای سلامت مصرف ‌کنندگان هنوز هم به اندازه کافی بررسی نشده و در میان پژوهشگران بسیار مناقشه‌برانگیز است. به همین دلیل هم افزایش مقاومت در برابر این تکنولوژی در سرزمین مادر آن (ایالات متحده امریکا) همچنان رو به گسترش است.

پاسخ بهمن کیارستمی به اظهارات ایوبی

پاسخ بهمن کیارستمی
به اظهارات ایوبی

در نامه پسر عباس کیارستمی (سینماگر و عکاس فقید) خطاب به رئیس سازمان سینمایی آمده است
جناب آقای ایوبی
با سلام
خواندن یادداشت دقیق و مستند شما باعث دلگرمی است و خوشحالم که شما وقایع فروردین‌ماه را همان طور که بودند دقیق به خاطر سپردید و عینا بازگو کردید. هرچند به نیمه متن که می‌رسم جای یک سکانس طولانی را خالی می‌بینم و از خواندن این جمله که «تصمیم به سفر اما ناگهانی بود» متعجب می‌شوم. صندلی ناگهان تغییر نکرد.
پس از اقدامات کارساز وزیر محترم بهداشت تا تصمیم به سفر حدود سه ماه طول کشید. سه ماهی که اگر آن را ضرب‌در بیماری کنید نمی‌دانم چند سال می‌شود. اما در این سه ماه چه گذشت؟ پس از کنترل عفونت در نیمه فروردین چه برنامه‌ای برای ادامه روند درمان اندیشیده شد و چه اقدامات موثری برای کنترل بیماری انجام شد؟
در گزارشی که امروز از سوی وزارت بهداشت منتشر شده سخنگوی این وزارتخانه روند رسیدگی به پرونده پزشکی مرحوم کیارستمی را تشریح کرده و پاسخ پرسشهای بالا را این‌گونه داده: «وزیر بهداشت شش مرتبه به عیادت کیارستمی رفت و معاون درمان دانشگاه نیز ده‌ها بار وی را ملاقات کرد و به طور مستمر بر نحوه روند درمانی ایشان نظارت داشت.» باقی بندهای این گزارش هم از همین دست هستند و اطمینان دارم اگر امروز از سخنگوی بیمارستان جم هم بخواهیم گزارشی بر روند درمان کیارستمی در این بیمارستان بنویسند تفاوت چندانی با این گزارش نخواهد داشت و پر خواهد بود از بندهایی مشتمل بر زحمات شبانه‌روزی پرسنل بیمارستان.
اما آنچه من از اولین عیادت دکتر هاشمی در اردیبهشت‌ماه در منزل به یاد دارم به من اطمینان داد که نظارتی بر روند درمان وجود ندارد. جناب وزیر حتما به خاطر دارند که از دیدن وضع عمومی کیارستمی شگفت‌زده شدند و گفتند ما انتظار داشتیم که امروز شما را سرپا و مشغول فعالیت هنری ببینیم نه بر بستر بیماری. ایشان همان روز به هیئت همراه دستورات لازم را دادند تا در بهبود حال عمومی ایشان بکوشند. اما حال عمومی روز به روز بدتر شد و اگر دل دیدن آخرین تصویری را که از ملاقات وزیر محترم با مرحوم کیارستمی موجود است دارید منظورم را متوجه می‌شوید و می‌توانید تصور کنید که در آن سه ماه چه گذشت. حمله میکروبها به قلب سینمای ایران هنوز ادامه داشت. وضعیت هشدار پشت وضعیت هشدار. بی‌اشتهایی و تنگی نفس، عدم تحرک، عفونتهای پیاپی، آبسه‌های مستمر و کم‌خونی مزمن که در نهایت به یک شوک سپتیک مجدد منجر شد عزم ما را در اعزام ایشان جزم کرد.
امروز تصویری دیدم که به این متن ضمیمه‌اش میکنم و یادآور تنها توصیه‌ای است که بنده در طول آن سه ماه از تیم وزارتخانه شنیدم. در اتاقی که مرحوم پدرم در آن دوران بیماری را سپری می‌کرد عکسی به دیوار بود از مجموعه «سپید برفی» او، منظره‌ای سپید و برفی که توصیه شد با منظره‌ای رنگی از کوهسار یا آبشار جایگزین شود تا در روحیه بیمار تاثیر مثبتی بگذارد. بنده جز این، توصیه‌ای نشنیدم اما می‌دانم که به پرستار هم توصیه‌هایی درباره مارک بگ ایلئوستومی شد. دیگر ما بودیم و همان پزشک معالجی که امروز لیست بلندبالایی از اتهاماتش منتشر شده و البته پزشک مشاوری که از دوستان معتمد خانوادگی بود و اگر نبود مرحوم کیارستمی تا تیرماه هم دوام نمی‌آورد.
آقای ایوبی، اگر بپرسید چطور قصورات پزشک معالجی که تا آخرین روز بر روند درمان نظارت داشت و تا پای آمبولانس هوایی عازم پاریس حاضر بود، تا امروز پوشیده ماند و صلاح دیده شد که خود او به عنوان پزشک معالج بماند و جایگزین نشود، خواهم گفت به دلیل تفاوت فاحشی که میان نظام پزشکی ما با نظام سینمایی ما وجود دارد. اساس کار نظام پزشکی ما بر «معرفت» است و اولین اولویت آن حفظ آبروی همکاران و بدنه نظام است. آنجا همه پشت هم‌اند و هوای هم را دارند. حتی اگر دست جراحی بلرزد و خطایی رخ دهد باید برای حفظ جان بیمار و حفظ ابروی طبیب به یک میزان کوشید.
اما چرا وزارت بهداشت ترجیح داده امروز پرده از اسرار بیاندازد و تند تند و حتی بدون طرح شکایت، جلسه برگزار کند و پزشک معالج را به عنوان متهم ردیف اول معرفی کند؟ چون کار بالا گرفته و تا خونی ریخته نشود و کسی دراز نشود قائله ختم نمی‌شود. خلاصه اول کار را یک خودی خراب کرده و آخر کار را هم یک غیر خودی. اول و آخر را هم که شما با واژه «ناگهان» به هم دوخته‌اید و جامپ کات زده‌اید، اما اگر خواستید تصویری از آن سکانس طولانی حذف شده را ببینید به آرشیو ما مراجعه کنید، مستندات آن سه ماه موجود است. مستنداتی که داوری این پرونده را سهل تر می‌کنند.
با احترام
بهمن کیارستمی
ایوبی در پی حاشیه‌های به وجود آمده درباره پرونده پزشکی عباس کیارستمی در یادداشتی که روز پنج‌شنبه (24 تیر) منتشر کرد نوشته است: هیچ کس کوتاه نخواهد آمد. این خواست مردم و فرمان دولت است. اطمینان می‌دهم که هیچ کس کوتاه نخواهد آمد. مطمئن باشیم و صبوری کنیم.
رئیس سازمان سینمایی در روایت ماجرای بیماری کیارستمی در بخشی از یادداشتش که واکنش بهمن کیارستمی را در پی داشته عنوان کرده است: تیم وزارت بهداشت با سرعت وارد شدند و اوضاع را سر و سامان دادند. پس از ساعت پایین آمدند و گزارشی از کارها دادند. آن‌ها با مهارت توانسته بودند روزنه‌ای از امید به زندگی بگشایند. گفتند اگر عباس آقا ۴۸ ساعت مقاومت کند امکان برگشتش به زندگی هست. دو روزی که سخت و سنگین گذشت. دکتر هاشمی شخصا معالجات را برعهده گرفت. پس از دو روز تلاش بی‌وقفه ورق برگشت. از آن روز تا سفر به پاریس شش بار وزیر بهداشت بر بالین بزرگ مرد سینمای ایران حاضر شد. وزیر فرهنگ و وزیر بهداشت پیوسته در تماس بودند. تصمیم به سفر اما ناگهانی بود. اگر چه نظر گروه پزشکان جز این بود ولی به‌ همان سادگی که از خود عباس آقا شنیدیم این تغییر صندلی انجام شد. صندلی تغییر کرد. اما تغییری که برای ما باختی بزرگ در پی داشت.