بایگانی مطالب نشریه
بله آقای منصوری، ما «شورَش کردیم»
بله آقای منصوری، ما «شورَش کردیم»
یک
از گذشته تابهحال، بسیاری از مسئولان وقتی کاری میکردند که با واکنش منفی افکار عمومی مواجه میشد، همهچیز را به گردن رسانهها و مطبوعات میانداختند.
دو
علی منصوری، عضو شورای شهر کرمان هم اخیراً همینگونه رفتار کرده است. او به یکی از سایتهای محلی کرمان در ارتباط با انتخابات پرحاشیه هیات رئیسه سال گذشته شورا گفته که «رئیس قبلی جای خود را به رئیس جدید داد و طبیعی بود کمی جلسه با مسائلی مواجه شد و درواقع اتفاق خاصی رخ نداد و یک مقداری هم خبرنگاران شورش کردند.» آقای منصوری بهطور علنی خبرنگاران را به این مقصر کرده که جلسات یادشده را پرحاشیه جلوه میدادند.
سه
برای اینکه دقیقاً بفهمیم منظور آقای منصوری از «رخ ندادن اتفاق خاص» چه بوده که خبرنگاران «شورَش کردند»، بیایید یکبار مرور کنیم که در انتخابات هیات رئیسه سال گذشته شورا چه رخ داد.
قرار بود جلسه انتخابات قبل از نیمه شهریور باشد. اما داماد آقای مؤیدی رییس وقت شورا فوت شد و نزدیکان وی در شورا، در جلسه حضور پیدا نکردند. جلسه بعد 21 شهریور بود. این بار مؤیدی و دوستانش آمدند، اما مشرفی و دوستانش نیامدند تا جلسه تشکیل نشود. جلسه بعد به 29 شهریور 94 موکول شد. در این جلسه همه آمدند اما نزدیکان به مؤیدی در نمازخانه ماندند و به جلسه نیامدند. صدای جناح مقابل درآمد. مهنوش مؤمنی به مؤیدی گفت «قانونی عمل نمیکنی». مؤیدی پاسخ داد که «دهانم را باز نکن.» مؤمنی از مؤیدی خواست هرچه دارد رو کند. مؤیدی مشتی بر میز زد و به اتاقش رفت. چند دقیقه بعد صدای ناله و گریه مؤیدی به گوش رسید. پس از چند لحظه حال مؤیدی به هم خورد و از حال رفت. آمبولانس به محل شورا آمد و مؤیدی را به بیمارستان بردند. برخی اعضا ازجمله ماهبانو معصوم زاده این اتفاقات را یک سناریو دانست. درنهایت جلسه لغو شد. این اتفاق باعث شد فرماندار کرمان در گفتوگو با «پیام ما» به اعضای شورا اولتیماتوم دهد تا در صورت برگزار نکردن جلسه فوقالعاده، تصمیمی قانونی میگیرد. این اولتیماتوم باعث شد تا صبح روز بعد، جلسهای تشکیل شود. مشرفی و جوانمرد نامزد ریاست بودند اما جوانمرد نیامد. مؤیدی هم در بیمارستان بود. در این شرایط بود که با حضور 10 عضو شورا (یعنی حداقل تعداد برای رسمی شدن جلسه) رئیس انتخاب شد.
چهار
چندین بار آبستراکسیون، دعوا و قهر، غش کردن در شورا و اولتیماتوم فرماندار ازنظر آقای منصوری، اتفاق خاصی نیست و خبرنگاران «شورَش کردند.» البته شاید در جلسات غیرعمومی شورای شهر از این اتفاقات بیشتر هم رخ میدهد که آقای منصوری این اتفاقات را خیلی «خاص» نمیداند.
پنج
به اول بحث برگردم. اینکه برخی مسئولان، اشتباهات خود را به گردن رسانهها میاندازند. شبیه کاری که آقای منصوری کرده است. فقط نمیدانم چرا همین مسئولان علاقه خاصی به حضور در رسانهها دارند؟ اگر ما خبرنگاران «شورَش میکنیم»، پس چرا برخی از همین مسئولان گاهوبیگاه میگویند با ما مصاحبه کنید؟
موافقت وزارت بهداشت با تأسیس دانشکده پیراپزشکی در جیرفت
موافقت وزارت بهداشت با تأسیس دانشکده پیراپزشکی در جیرفت
معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جیرفت گفت: «با موافقت قطعی وزارت بهداشت برای تأسیس دانشکده پیراپزشکی در جیرفت، تعداد دانشکدههای این دانشگاه به چهار دانشکده افزایش مییابد.» به گزارش فارس، علی کمالی بیان کرد: «این دانشکده در راستای بهبود سلامت مردم جنوب کرمان با پذیرش دانشجو بهویژه بومی برای تأمین نیروی انسانی موردنیاز حوزههای موردنظر تأسیس میشود تا با استفاده از ظرفیت منطقه گامی مهم در رفع کمبودهای موجود برداشته شود.» وی ضمن تأکید بر لزوم همکاری مسئولان محلی برای فراهم کردن فضای موردنیاز دانشکده پیراپزشکی برای جذب دانشجو در رشتههای بیشتر افزود: «با تأسیس این دانشکده، دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی جیرفت شامل پرستاری و مامایی، پزشکی، پیراپزشکی و بهداشت هستند.» معاون آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جیرفت با اشاره به پیگیریهای انجامشده برای تأسیس دانشکده پیراپزشکی خاطرنشان کرد: «این دانشکده شامل سه رشته هوشبری، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی است.»
در اصفهان اتفاق افتاد دستبرد به منزل مسکونی ابراهیم زاده، سرمربی مس کرمان
در اصفهان اتفاق افتاد
دستبرد به منزل مسکونی ابراهیم زاده، سرمربی مس کرمان
وقتی همسر منصور ابراهیم زاده، سرمربی مس کرمان میهمان شهر کرمان بود، او و همسرش هیچ گاه تصور نمی کردند منزلشان در اصفهان مورد سرقت قرار گیرد.
هفته گذشته همسر سرمربی ابراهیم زاده به کرمان سفر می کند تا هم چند روزی را میهمان همسرش باشد و هم دیداری از شهرمان داشته باشد. یک روز قبل از بازی مس کرمان و استقلال اهواز در چارچوب لیگ دسته اول ایران و حوالی ساعت 1 بعدازظهر پنج شنبه، به ابراهیم زاده خبر می دهند که سارق به منزل مسکونی اش در اصفهان دستبرد زده و دار و ندارش را دزدیده است.
سرمربی مس پس از اطلاع از این سرقت و با توجه به بازی تیمش در هفته پنجم لیگ برتر و برای هدایت تیمش در کرمان می ماند اما همسرش به اصفهان بر می گردد.
در تماسی که با ابراهیم زاده داشتیم، از وی درباره جزئیات این حادثه جویا شدیم و وی در این باره گفت: بعد از بازی با استقلال اهواز راهی اصفهان شدم تا پیگیر این دستبرد از طریق مراجع قانونی شوم.
وی ادامه داد: در جریان این حادثه، سارقین به آپارتمان مسکونی من در ساعات میانی روز و در حالی که مطمئن بودند کسی در منزل حضور ندارد، دستبرد زده و با استفاده از دیلم، درب گاوصندوق را شکسته و محتویات آن را که شامل مقداری طلا، نقره و دلار و همچنین پاسپورت و سند خانه و مدارک دیگری بوده، را خالی می کنند.
ابراهیم زاده ادامه داد: سارقین که به احتمال زیاد آشنا بوده و در جریان خالی بودن خانه بودند، به ادوکلن و سشوار و خیلی چیزهای معمولی هم رحم نکرده و آنها را نیز با خود برده اند.
سرمربی مس افزود: با شکایت بنده و پیگیری های خوب و صمیمانه پلیس و با استفاده از دوربین های مداربسته ای که در محل نصب شده اند، پیشرفت خوبی تا این لحظه حاصل شده و امیدوارم هرچه زودتر این پرونده با دستگیری سارقین مختومه اعلام شود.
منصور ابراهیم زاده گفت: انشاالله امروز به کرمان بر می گردم تا با توجه به تعهدی که به مردم کرمان و باشگاه مس دارم، بر سر تمرینات این تیم حاضر شوم.
این زن در 14 سالگی 2 فرزند دارد
این زن
در 14 سالگی 2 فرزند دارد
در 14 سالگی مادر شده و فرزند او اکنون 5 ماهه است اما خبری از پدر نوزاد نیست و مریم به تنهایی زیر بار مسئولیت مادری رفته است.
شناسنامه ندارد اما مادرش می گوید که امسال به تازگی 14 ساله شده است.
از 8 سالگی که پدرش را از دست می دهد مشکلات یکی پس از دیگری به سراغشان می آید. از آوره گی گرفته تا خانه به دوشی و در نهایت تکدی گری، همه را تجربه کرده است.
اکنون با کوله باری از تجربه های سیاه، به دنبال رنگ زدن به روزگارش است. روزگاری که هیچ گاه روی خوش خود را به مریم نشان نداده است.
زمانی که پدرش را از دست می دهد، او می ماند و خواهر کوچکترش که به خاطر مشکلات مادر، مجبور می شوند به خانه پدر بزرگ بروند. پدر بزرگ خانه ای در یکی از شهرهای شمالی دارد و در تهران نیز صاحب آلونکی در محله قالیشویی منطقه هرندی است که در آن انواع و اقسام کارهای خلاف اتفاق می افتد.
مریم تا 10 سالگی و تا زمانی که پدر بزرگ زنده بوده است تنها برای تامین مخارج خود و خواهرش مجبور بوده که تکدی گری کند اما زمانی که پدر بزرگ فوت می کند به تهران می آید و راهی خانه ای می شود که همسایه ها به آن «پاتوق» می گویند. بعد از فوت پدر بزرگ، مادر بزرگ اصرار دارد که مریم به عقد پسر عموی 13 ساله اش در بیاید اما زمانی که او به این خواسته تن نمی دهد، مجبور می شود در پاتوق مادر بزرگ تمام کارهای خلافی که حتی شنیدن آن، لرزه بر اندام می اندازد را تجربه کند.
نخستین تجربه جنسی مریم در همان سن 10 سالگی و در پاتوق مادر بزرگ اتفاق افتاده است. بعد از آن هم شرایط به همین صورت ادامه پیدا می کند تا اینکه مریم در میان متکدیانی که به همراه آنها کار می کرده است، با پسری به نام فرهاد آشنا می شود که چند سالی از خودش بزرگ تر است. ارتباط مریم با فرهاد ادامه می یابد تا اینکه مریم در 13 سالگی و در پی ارتباط نامشروع با فرهاد، باردار می شود. نوزاد در یکی از بیمارستان های جنوب تهران متولد می شود و با توجه به وضعیت نامناسب مالی مادر، بیمارستان مریم و نوزادش را به موسسه خیریه مهرآفرین معرفی می کند. برای بررسی وضعیت مریم و نوزادش با عاطفه کیا احمدی، مددکار این موسسه گفت و گویی انجام داده ایم.
وی در رابطه با وضعیت مریم پس از فوت پدر بزرگش می گوید: از زمانی که پدر بزرگ مریم فوت کرده است او راهی تهران شده و در پایتخت مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته است. این مددکار اجتماعی در خصوص شرایط مادر مریم می گوید: مادر مریم خود مصرف کننده ماده مخدر شیشه است و پس از گذشت مدت زمان اندکی از فوت همسرش، با فردی ازدواج می کند که او هم شرایط مالی مناسبی ندارد.
کیا احمدی می افزاید: مادر مریم از همسر جدیدش 2 فرزند دارد که سرپرستی یکی از آنها را به دلیل معلولیت به سازمان بهزیستی واگذار کرده و فرزند دیگر او اکنون 4 ساله است.
وی در رابطه با شرایط مریم پس از بارداری می گوید: مریم از زمانی که باردار می شود و خانواده پدرش متوجه این موضوع می شوند، از سوی مادر بزرگ و عمه ها طرد شده و دیگر به پاتوق راه داده نمی شود. پس از آن، مریم که راه چاره دیگری نداشته، به ناچار به خانه ناپدری خود پناه می برد و ناپدری او می پذیرد که مریم همراه آنها زندگی کند.
این مددکار اجتماعی با اشاره به تلاش های مریم برای سقط جنین می گوید: مریم زمانی که باردار بوده است تلاش زیادی برای سقط جنین کرده اما با توجه به شرایط جسمی نامناسبی که داشته است به او اعلام می شود که خطر مرگ خودش را تهدید می کند و به همین خاطر نوزاد را به دنیا می آورد.
کیا احمدی با بیان اینکه « از زمان بارداری مریم، هیچ خبری از فرهاد که نقش پدر نوزاد را داشته، نیست» می افزاید: از زمانی که مریم متوجه می شود باردار است، فرهاد را در جریان این اتفاق قرار می دهد اما از آن پس، فرهاد محل را ترک می کند و از آن زمان تاکنون خبری از او نیست. در شرایطی که فرهاد متواری شده است، خانواده مریم از او شکایت کرده اند.
وی در خصوص شرایط حال حاضر مریم می گوید: دختر بچه 14 ساله در شرایطی که باید اکنون خود را برای رفتن به مدرسه آماده کند، هر روز مشغول نگهداری از نوزاد خود است. او در خانه ناپدری خود از فرزندش نگهداری می کند و برای اینکه بتواند از فرزندش نگهداری کند، برایش کلاس های آموزشی گذاشته شده است. این مددکار اجتماعی با اشاره به گوشه گیری شدید مریم می گوید: نشانه های افسردگی در مریم به وضوح قابل مشاهده است. او روزهای دشواری را پشت سر گذاشته و اکنون موسسه خیریه مهرآفرین با این شرط که مریم دیگر تکدی گری نکند، او را تحت حمایت قرار داده داده است.
کیا احمدی نداشتن شناسنامه را یکی دیگر از مشکلات مریم و نوزادش می داند و می گوید: علاوه بر اینکه مریم خود شناسنامه ندارد، نوزاد او مروارید که اکنون 5 ماهه است نیز فاقد شناسنامه و مدارک هویتی است. در این رابطه اقداماتی در دستور کار قرار گرفته و به دنبال گرفتن شناسنامه برای آنها هستیم.
وقوع ۴ فقره گروگانگیری در میناب طی یک هفته اخیر علت گروگانگیریها تسویه حساب قاچاقچیان است
وقوع ۴ فقره گروگانگیری در میناب طی یک هفته اخیر
علت گروگانگیریها
تسویه حساب قاچاقچیان است
صبح ساحل، فرمانده سپاه میناب و عضو شورای تامین شهرستان میناب، گروگانگیریهای اخیر در شهرستان را ناشی از تسویه حساب قاچاقچیان دانست و گفت: طی هفته اخیر ۴ فقره گروگانگیری در میناب اتفاق افتاده است. حبیب سهرابی در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در میناب با اشاره به نا امنیهای گزارش شده در شهرستان میناب اظهارداشت: متاسفانه طی یک هفته اخیر 4 فقره گروگانگیری در بخش مرکزی و شهر میناب به وقوع پیوسته است.وی در ادامه با بیان اینکه قاچاقچیان مواد مخدر از قدیم برای تسویه حسابهای مالی خود دست به این چنین اقداماتی میزنند بیانداشت: قبلا بیسروصدا و مخفیانه اقدام به گروگانگیری میشد اما اخیرا به استفاده از سلاح گرم روی آوردهاند.فرمانده سپاه میناب با اشاره به تغییر شیوه فعالیت قاچاقچیان مواد مخدر از خشکی به دریا تصریحکرد: قاچاقچیان مواد مخدر شهرستان میناب و سیریک را به عنوان بارانداز این مواد افیونی انتخاب کرده و پس از تخلیه بار در سواحل این شهرستانها با شیوههای مختلف اقدام به انتقال به استانهای دیگر میکنند.سهرابی با بیان اینکه اکثر ساحلنشینانی که در زمینه قاچاق مواد مخدر فعالیت دارند بارکش هستند گفت: ورود مواد مخدر از طریق دریا به شهرستان میناب در تناژ بالا صورت میگیرد که توسط قاچاقچیان بزرگ در استانهای دیگر خریداری و هدایت میشود.وی ادامه داد: ریشه این گروگانگیریها در تسویه حساب صاحبان مواد مخدر با بارکشان است به گونهای که در بسیاری مواقع بارکشان مواد مخدر با کلک به دنبال دزدی از صاحبان بار هستند و صاحبان بار نیز با برپایی دادگاه صحرایی دست به گروگانگیری میزنند.
عضو شورای تامین شهرستان میناب با اشاره به عدم استفاده مفید و صحیح از دریا و توسعه نامتوازن ثروت و فرصتهای شغلی در هرمزگان را عامل اصلی رویآوردن جوانان منطقه شرق هرمزگان به قاچاق اعلامکرد و افزود: اگر گمرکات منطقه با هدف کمک به تجارت قانونی راهاندازی شود در کاهش ورود جوانان میناب به مشاغل کاذب موثر است.
فرمانده سپاه میناب با اشاره به ظرفیتهای عظیم منطقه در زمینه صنایع دریامحور، کشاورزی و صنایع تبدیلی گفت: جلوگیری از وقوع جرائم را باید در برنامهریزیهای کلان در توسعه مناطق محروم و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار برای سرمایههای انسانی مستعد جستجو کرد.به گزارش تسنیم در یک هفته اخیر 4گروگانگیری در چندین نقطه از بخش مرکزی و شهر میناب اتفاق افتاده که به جز یک مورد بقیه ریشه در تسویه حساب مالی قاچاقچیان مواد مخدر دارد.
معاون اجتماعی ناجا درافتتاحیه نخستین جشواره اسناد و آثار نظم و امنیت کرمان:
مشارکت مردم، لازمه امنیت پایدار است
معاون اجتماعی ناجا با بیان اینکه امروز پلیس تک بعدی به پلیس چند وجهی و آگاه تبدیل شده است، اعلام کرد: مشارکت مردم لازمه امنیت پایدار است.
سردار سعید منتظرالمهدی صبح دیروز 14 شهریورماه در آیین افتتاحیه نخستین جشواره اسناد و آثار نظم و امنیت کرمان گفت: جرم لطافت و زیبایی جامعه را مکدر می کند. وی با اشاره به اینکه امنیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی و اعتماد، عواملی اثر گذار در رشد جامعه هستند، ادامه داد: جرم حتی در کمترین میزان، آسایش و آرامش شهروندان را دچار خدشه می کند. معاون اجتماعی ناجا با اشاره به تاریخچه پلیس اظهار کرد: 200 سال پیش شهریار، واسطه، در دوران هخامنش شهربان و نگهبان و در زمان سامانیان پلیس را نیزه دار و زمان ورود اسلام شرطه و محتسب، در دوره اشکانیان پاسبان و داروغه و کدخدا بود؛ اسم کلانتر از زمان زنگیان گرفته شده است که مسئول امنیت را برعهده داشتند. وی اضافه کرد: در زمان ناصرالدین شاه پلیس با شکل دیگر شکل گرفت شهرداری و کلانتری و اکنون پلیس مسئول نظم و امنیت را بر عهده داشتهاند. منتظرالمهدی اظهار کرد: در دهه 70 و 80 وظیفه پلیس فقط مداخله و مبارزه بنا نهاده شده بود که با ورود هزاره سوم رویکرد پلیس تغییر پیدا کرد. وی با بیان اینکه امروز پلیس تک بعدی به پلیس چند وجهی و آگاه تبدیل شد، اعلام کرد: مشارکت مردم لازمه امنیت پایدار می است. معاون اجتماعی ناجا افزود: عدم گفتمان میان اعضای خانواده از جمله مشکلات اجتماعی است که گریبانگیر جامعه است.
فرمانده نیروی انتظامی استان کرمان خبرداد
راهاندازی موزه دائمی نظم و امنیت در کرمان
فرمانده نیروی انتظامی استان کرمان از رونمایی کتاب تاریخی نیروی انتظامی در جشنواره نظم و امنیت خبرداد و گفت: به دنبال ایجاد موزه نظم و امنیت دائمی در استان هستیم.
سردار رضا بنیاسدی صبح دیروز در آئین افتتاحیه نخستین جشنواره اسناد و آثار نظم و امنیت استان کرمان اظهار داشت: نگاه به تاریخ و گذشته هر سرزمین از اهمیت بالایی برخوردار است و ما به این پیشینه تاریخی و این تاریخ سرافراز میبالیم. وی با بیان اینکه در بررسی تاریخ این سرزمین به نشانهایی از سرقت و مصادره تاریخ این دیار توسط دولتهای بزرگ برمیخوریم که دلیل آن وجود آثار این سرزمین در این کشورها است افزود: کشوری مثل آمریکا 400 سال بیشتر قدمت ندارد. فرمانده نیروی انتظامی استان کرمان با تأکید براینکه شناخت قدمت و تاریخ یک سرزمین از اهمیت بالایی برخوردار است تصریح کرد: برای برپایی این جشنواره کار گروه علمی تشکیل شد و ماهها برای این جشنواره تلاش شده است. سردار بنیاسدی ساماندهی و کاربست دانش و تجربیات گذشتگان در توسعه و نظم و تعاملات علمی حوزه نظم وامنیت را از اهداف این جنشواره عنوان کرد و گفت: 20 هزار سند خطی جمعآوری شده در این نمایشگاه در معرض دید بازدید کنندگان قرار دارد. وی از رونمایی کتاب تاریخی نیروی انتظامی در جشنواره نظم و امنیت خبرداد و گفت: به دنبال ایجاد موزه نظم و امنیت دائمی در استان هستیم. فرمانده نیروی انتظامی استان کرمان خاطرنشان کرد: 64 قلعه و کاروانسرای تاریخی در استان با کاربری امنیتی وجود دارد که بعضی از این مکانها همچنان فعال هستند. نمایشگاه اسناد نظم و امنیت با حضور استاندار کرمان و جمعی از مسئولان در سالن اندیشه نیروی انتظامی افتتاح شد. این نمایشگاه از 15 تا 21 شهریور ماه از ساعت 8 تا 20 برای بازدید عموم مردم کرمان دایر است.
رقبای احتمالی روحانی چه کسانی هستند؟ یک اصولگرا، یک نماینده پایداری و شاید هم احمدی نژاد
رقبای احتمالی روحانی چه کسانی هستند؟
یک اصولگرا، یک نماینده پایداری و شاید هم احمدی نژاد
مصطفی داننده
احمدی نژاد فعلا بزرگترین علامت سوال فضای سیاسی کشور است.
آمدن یا نیامدن او به انتخابات بسیاری از معادلات سیاسی را تغییر خواهد داد.
هفته گذشته مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی اعلام کرد که «روحانی برای انتخابات آینده تردید داشت اما راضی به حضور شد.
این خبر مهم باعث شد تا تکلیف اصلاحطلبان و اصولگرایان طرفدار دولت برای انتخابات ریاست جمهوری آینده روشن شود.
برخی از این دو جریان به دنبال این بودند که اگر روحانی وارد صحنه نشد گزینه تازهای را وارد کارزار کنند. آنها حالا با خیال راحت به روحانی فکر میکنند و راههای حمایت از او در بهار 96. بدین ترتیب یک پای انتخابات 96 روحانی و حامیانش هستند.
برای رقابت با رییس دولت یازدهم به نظر میرسد باید منتظر طیفهای مختلف اصولگرایی باشیم و البته محمود احمدی نژاد.
بخشی از اصولگرایان در حمایت از روحانی وارد صحنه میشود مانند لاریجانی و دوستانش اما عدهای دیگر هستند که به دنبال رسیدن به نامزدی قوی و رای آور برای رقابت با روحانی هستند.
نشست های دوجانبه آیات یزدی و موحدی کرمانی
نشستهای دو جانبه آیتالله یزدی و موحدی کرمانی و فعالیتهای حزبی موتلفه حکایت از این معنا دارد. این دسته از اصولگرایان میخواهند بازهم شانس خود را برای انتخابات ریاست جمهوری امتحان کنند. این دسته از اصولگرایان بعد از سال 68 بارها تلاش کردند به قوه مجریه راه پیدا کنند اما هر بار از سوی مردم با پاسخ منفی روبرو شدند. سال 76 و 84 نمونههای روشنی است برای ناکامی محافظه کاران برای رسیدن به ریاست جمهوری. قالیباف، نادران، حداد، باهنر، مصباحی مقدم، غفوری فرد و ضرغامی بنا بر روایت خود اصولگرایان میتوانند نامزدهای این جریان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری باشند.
پایداری دور از سازوکار وحدت اصولگرایان
اصولگرایان سنتی تصمیم گرفتهاند برخلاف انتخابات مجلس دهم، پایداریها و آیتالله مصباح را وارد سازوکار وحدت خود نکنند. جلسه دو نفره آیتالله یزدی و موحدی کرمانی بدون «آیتالله قم نشین» نشان میدهد آنها میخواهند اینبار بدون تندروها پای به صحنه رقابت بگذارند. این مسئله باعث میشود آیتالله مصباح و جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد مجزایی معرفی کنند. آنها در سال 92 نیز نامزدی را غیز از نامزدهای اصولگرا به صحنه رقابت ریاست جمهوری فرستادند. آیتالله مصباح در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ابتدا لنکرانی وزیر بهداشت دولت احمدی نژاد را به عنوان نامزد مطلوب خود معرفی کرد. او حتی اعلام کرد که سر سوزنی از لنکرانی عقب نشینی نمیکند. حسین جلالی مسئول دفتر آیتالله مصباح یزدی اعلام کرده بود:» آیتالله مصباح گفتند این تشخیص قطعی است و ما به تکلیف شرعی خود عمل خواهیم کرد لذا کاری نداریم که لنکرانی رأی بیاورد یا رأی نیاورد، آبرو برود یا نرود.» احتمال رد شدن صلاحیت لنکرانی باعث شد تا آیتالله مصباح یزدی برخلاف آنچه گفته بود از لنکرانی دست بکشد و سعید جلیلی را به عنوان نامزد نهایی جبهه پایداری برای انتخابات ریاست جمهوری 92 معرفی کند. دبیر سابق شورای امنیت ملی و مسئول پرونده هستهای در دولت احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تنها 4 میلیون رای را به خود اختصاص داد. رسانهها بعد از قالیباف، جلیلی و آیتالله مصباح را بازنده بزرگ انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نامیدند. به نظر میرسد آیتالله مصباح برای انتخابات سال آینده نیز بازهم بر روی لنکرانی و جلیلی حساب باز کرده است و احتمالا یکی از آن دو را راهی رقابت با روحانی خواهد کرد. البته احتمالا از نظر آنها، برخی نمایندگان سابق تهران در مجلس مثل نبویان یا مرتضی آقاتهرانی نیز شانس حضور در انتخابات ریاست جمهوری را دارند.
و اما محمد احمدی نژاد
دیگر رقیب احتمالی حسن روحانی محمود احمدی نژاد است. کسی که سفرهای او به شهرهای مختلف حکایت از آمدنش برای انتخابات دارد اما نزدیکانش میگویند او قصد حضور در انتخابات را ندارد. برخی از ناظران سیاسی نیز بر این باور هستند که احمدی نژاد به دلیل تخلفهای گسترده در دولت گذشته، از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت خواهد شد. احمدی نژاد فعلا بزرگترین علامت سوال فضای سیاسی کشور است. آمدن یا نیامدن او به انتخابات بسیاری از معادلات سیاسی را تغییر خواهد داد.
آنگونه که از شواهد پیداست فعلا حسن روحانی باید خود را برای رقابت با اصولگرایان آماده کند. بسیاری از جمله برخی چهرههای محافظه کاران بر این باور هستند که روحانی همچون روسای جمهور گذشته بازهم بر کرسی ریاست جمهوری تکیه خواهد زد./ عصر ایران
واگذاریهای غیرقانونی محکوم به ابطال است
واگذاریهای غیرقانونی محکوم به ابطال است
فروش اموال دولتی و عمومی توسط شهرداریها تابع ضوابط و مقرراتی است. این اموال باید با تکیه بر این ضوابط و مقررات فروخته شود. برای قیمتگذاری نیاز به قیمت کارشناسی دارد و مزایده و مناقصه باید برگزار شود و اگر قرار است بخشی از اموال فروخته یا خریداری شود، باید به بالاترین قیمت به فروش برود یا در مناقصه با کمترین قیمت خریداری شود. علاوه بر محدودیتهایی که در خرید و فروش اموال دولتی وجود دارد، افراد هم محدودیتهایی برای حضور در معاملات سازمانها دارند و با توجه به پست و مقام و جایگاهی که در یک موسسه و سازمان دارند منع از خرید و فروش و مداخله دارند. قانونگذار به صراحت به این موارد اشاره کرده است. شهرداری هم از این قانون مستثنا نیست. اگر شهرداری قصد فروش اموالی که تحت تملک اوست را دارد، از آنجا که این اموال متعلق به شهرداری نیست و اموال عمومی محسوب میشود، باید با تکیه بر ضوابط ذکر شده در قانون (یا به گفته آقای قالیباف، مر قانون) این اموال را به فروش برساند. بازرسی کل کشور لیستی را منتشر کرد که در آن نام بیش از ۱۵۱ نفر از افرادی ذکر شده که به لحاظ پست و جایگاهی که در شهرداری و زیرمجموعههای آن دارند، جزو افرادی هستند که ممنوعیت یا محدودیت انجام خرید و فروش با شهرداری را دارند و اموالی توسط آنها با قیمتهایی خریداری شده که نشان میدهد رعایت مقررات قانون نسبت به اموال عمومی نشده است. آقای قالیباف در سخنانی در مورد این پرونده گفتند از این اراضی به تعاونیهای دادگستری هم واگذار کردهایم. این عذر بدتر از گناه است. شهرداری سازمان مسکن یا سازمان زمین شهری نیست که برای ساختمانسازی به سازمانها اراضی واگذار کند. وظیفه شهرداری چیز دیگری است. حال اگر اموال و املاکی به هر علت در مالکیت شهرداری قرار میگیرند اموال شخصی نیست که به هر قیمت و هر روش واگذار شوند. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که سازمان بازرسی کل کشور عالیترین مرجع نظارتی قانونی است، اما باعث تاسف است که با رسانه منتشرکننده گزارش این سازمان برخورد میشود. به جای آنکه بیاییم عملکردمان را که مورد نقد قرار گرفته، و تخلفی را که صورت گرفته است، بپذیریم و اگر هم تخلفی صورت نگرفته است، از رسانهای که طبق وظیفه خود عمل کرده و این مطلب را منتشر کرده است، تشکر کنیم، با این رسانه برخورد میکنیم. متاسفانه میبینیم که اعضای شورای شهر هم درخواست برخورد با سایت معماری نیوز را داشتند و این سایت بعد از انتشار این گزارش از دسترس خارج شده است. با تکیه بر گزارشی که در مورد این واگذاریها از طریق بازرسی کل کشور تهیه شده است (میتوان گفت در واقع اتهام خیانت در امانت و تاراج اموال عمومی مطرح میشود، نه واگذاری) اراضی مذکور متری دو میلیون تومان به فروش رسیده است. این قیمت بعد از انجام کارشناسی تعیین شده و زیر قیمت واقعی بوده و علاوه بر این۵۰ تا ۶۰ درصد نسبت به قیمت – غیرواقعی- کارشناسی هم به خریداران تخفیف داده شده است و بعد تقسیط هم صورت گرفته و علاوه بر تمام اینها شرایط مناقصه و مزایده و آگهی کنار گذاشته شده است. شیوه برخورد با انتشاردهنده این تخلف هم نوعی فرار به جلو است. برخورد با سایتی که یک گزارش واقعی از یک مرجع قانونی را منتشر کرده است، درست نیست. بحث این است که آیا تخلف صورت گرفته یا نه؟ تخلف صورت گرفته به این دلیل که مزایده و مناقصه به صورت قانونی برگزار نشده است. چنانچه این معاملات بررسی شود، در مرحله نخست این معاملات ابطال میشود و اگر ثابت شود که مازاد بر نیاز شهرداریها هستند باید با قیمت کارشناسی جدید و با قیمت واقعی و با ایجاد شرایط مساوی برای خریداران به فروش برسند. در یکی از گزارشات آمده یکی از اعضای شورا سه آپارتمان در یک منطقه گرفته است، اگر این فرد برای سکونت خود این ملک را نیاز داشت یک آپارتمان کافی بود. نتیجه میگیریم که این واگذاریها حتی برای سکونت هم نبوده، بعضی از افراد مثل خبرنگار فلان شبکه خبری به چه علت باید مورد لطف قرار گیرد؟ و از اموال مردم به او کمک شود؟ بهطور قطع پشت این واگذاریها خواستهای غیرقانونی وجود دارد که به ضرر منافع عمومی و در جهت منافع یک گروه خاص است، این خود عملی غیرقانونی بوده و محکوم به ابطال است.
منتشر شده در روزنامه اعتماد
فرمان سکوت در اردوگاه پایداری چی ها
فرمان سکوت در اردوگاه پایداری چی ها
نامه نیوز نوشت: سوم تیر 84 موجب شد تا محمود احمدی نژاد فصل جدیدی از حیات سیاسی خود را آغاز کند. با روی کار آمدن دولت مهرورزی یکی از طیف های نوظهور، گروهی به نام پایداری بود. آنها که در ابتدای رویکار آمدن دولت احمدی نژاد در بدنه دولت او حل شده بودند، کم کم با پشت کردن احمدی نژاد به این جماعت و نیز دفاع احمدی نژاد از مشایی، در تفکر ابقای خود برآمدند و تشکلی به نام«جبهه پایداری» را رونمایی کردند که به گفته خودشان بر گفتمانی که سوم تیر تولید کرده بودند، پایبند بمانند.
آن روی سکه پایداری
آنها شعار گفتمان انقلاب اسلامی را که زمانی با احمدی نژاد ابداع کرده بودند بر دست گرفتند و پیش رفتند و پشت این جمله مبارک هر اقدام نامبارکی را که خواستند، انجام دادند. این جماعت در زمان انتخابات ریاست جمهوری 92، گزینه ای نزدیک به او یعنی سعیدجلیلی را برگزیدند تا تداعی کننده سال 84 و ادامه دهند راه شکست خورده او باشد ولی دیگر جایی برای تفکر آنها در کشور نبود. شکست آنها در انتخابات سال 92 نشان داد که آنها نه تنها در میان عامه مردم از اعتباری برخودار نیستند، بلکه جریان اصولگرایی نیز از آنها زده شده اند و هیچ اقبالی به آنها ندارند. در ادامه راه دست این جماعت کم کم از نهادهای قدرت کوتاه شد و تنها مرکز امید آنها مجلس شورای اسلامی بود که مردم آنجا را نیز از پایداری ها گرفتند. اما امروزه جبهه پایداری چشم به انتخابات سال 96 دارد تا شاید بتواند نه مانند سال 84 بلکه به عنوان سهم خواهی کوچک از خانواده اصولگرایان مجدد خود را به منابع قدرت نزدیک کند.
سکوت برای احیا
پایداری ها این روزها در سکوت کامل به سر می برند تا شاید بتوانند حضور خودشان را تا زمان آغاز رقابت های انتخاباتی کمرنگ جلوه دهند، به امید اینکه شاید بتوانند چهره خود را عوض کنند! این اولین باری نیست که جماعت پایداری در پی تطهیر طیف خود است. اولین بار از روزهای پایانی دولت احمدی نژاد شروع شد. زمانی که روح الله حسینیان،رسایی و کوچک زاده از چهره های شناس جریان پایداری که اقداماتشان در نگاه مردم ناخوشایند بود، خود را از این گروه سیاسی کنار زدند تا شاید بتوانند اصل جبهه را از این سقوط نجات دهند ولی موفق نبودند.
حرکات واکنشی
این روزها هرچه بیشتر به انتخابات سال 96 نزدیک می شویم، مشاهده می کنیم که چهره های اصلی این جریان مانند آیت الله مصباح یزدی و روح الله حسینیان زبان به سخن گشودند. اقدامی که شاید بتوان آن را در زمینه مواضع اخیر بزرگان اصولگرایی دانست. سخنان افرادی مانند موحدی کرمانی که از دیدار با محمدیزدی سخن گفت ولی اشاره ای به رایزنی با مصباح نکرد و از سویی اظهارات مصباحی مقدم که او نیز مصباح یزدی را خارج از دایره تصمیمات اصولگرایان معرفی کرد تا خشم پایداری ها به اوج برسد.
جدال پایداری با اصولگرایی
شاید اصولگرایان سنتی که به واقع از احمدی نژاد ضربه خوردند، دیگر تاب تحمل او و طرفدارنش را نداشته باشند ولی پایداری ها که هنوز دل در گروی گفتمان او دارند با معرفی وی و فردی دیگر وارد میدان شوند تا شاید به خیال خودشان رای جریان اصولگرا را بشکنند. پایداری ها حال و روز خوشی ندارند. در روزگاری که اصولگرایان آنها را از دایره تقسیمات خود کنار زده اند و امکان دارد همانطور که در انتخابات مجلس در مقابل آنها برای حذف ایستادند در انتخابات سال 96 نیز در کنار روحانی و اصلاح طلبان بایستند تا اینکه مخالف اصلی هر سه جریان از صحنه محو شوند، سبب می شود تا این جریان دست به یک اقدام انتحاری سیاسی زده و خود را در دامان احمدی نژاد رها کنند. البته این وضعیت دو وجه دارد اینکه از خود احمدی نژاد حمایت کنند و دوم اینکه فردی که او معرفی می کند گزینه این جریان شود، در هر دو صورت پیروز میدان آنها نخواهند بود و یک گام دیگر به سمت پایان عمر سیاسی خود قدم برداشته اند.
«علی مردان آل طه» مؤسس دانشگاه های آزاد اسلامی زرند و کوهبنان
در گفت و گو با پیام ما:
زندگانی یعنی خدمت به جامعه
علیمردان آل طه در سال 1312 در کوهبنان متولد شد. دوران تحصیلات ابتدایی را در کوهبنان سپری کرده است. تحصیلات متوسطه را در یزد به پایان رساند و پس از اخذ دیپلم از دانشسرای مقدماتی یزد، سال 1330 وارد خدمت فرهنگ شد و سه سال در بهاباد تدریس کرد و سپس در کرمان ادامه خدمت فرهنگی داد. مسوولیت هایی از قبیل راهنمای تعلیماتی، مشاوره و مدیریت اداره تربیت معلم کرمان را بر عهده داشته است. خدمات فرهنگی وی از سال 1332 با سه سال آموزگاری در مدارس بهاباد یزد شروع شد و سال 1339 به کوهبنان منتقل شد. ساختمان دبیرستان کوهبنان را در زمین اهدایی خود با کمک آقای مهندس دلاور امیری و هزینه شخصی احداث نمود. سال 1344 مامور به تحصیل در دانشسرای عالی تهران شد و با اخذ لیسانس در رشته علوم تربیتی و فوق لیسانس در رشته راهنمایی و مشاوره جهت خدمت به کرمان برگشت در دانشسرای راهنمایی مشغول گردید.
وی در سال 1360 بازنشسته شد. پس از تاسیس دانشگاه آزاد زرند در سال 1369 به عنوان رییس دانشگاه از وی دعوت به عمل آمد و مدت 13 سال در این سمت به خدمت فرهنگی مشغول بود. به همت وی مجوز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی کوهبنان در سال 1384 اخذ گردید. بخش زیادی از زمین دانشگاه آزاد اسلامی کوهبنان نیز توسط این معلم نیکوکار و همسرش اهدا شده است.
گفت و گویی با این پیشکسوت عرصه فرهنگ انجام داده ام که مطالعه آن را به خوانندگان صفحه«کرمون» پیشنهاد می کنم؛
همیشه به کوهبنان علاقه مند بودم. کوهبنان به نسبت جمعیت خود، شخصیت های علمی، فرهنگی و پژوهشی زیادی دارد. من دوران دبستان را در کوهبنان، دبیرستان را در یزد و دوران مقدماتی دانشسرا را نیز در همان شه گذراندم. معلمی را از بهاباد یزد شروع کردم. سه، چهار سال آن جا بودم. بعد به یزد منتقل شدم. سپس به کوهبنان برگشتم. زمانی که ما در کوهبنان بودیم تصمیم به تأسیس یک دبیرستان گرفتیم. زمین این دبیرستان را خودم اهدا کردم. ساخت استادیوم ورزشی نیز یکی دیگر از کارهایی بود که در زادگاهم انجام گرفت. ساختمان را نیز بر اساس حقوق مان احداث کردیم و دبیرستان ایجاد شد. گفتند دبیرستان دخترانه و پسرانه از هم جدا باشد. هیچ کدام از دانش آموزان آن دبیرستان بدون شغل نماندند.این خاطره خوبی برای من است.
کوهبنانی ها عزت نفس دارند
محرومیت ها و محدودیت ها باعث تلاش بیش تر مردم این منطقه شده است.
خاطرم هست، یک سال از طرف یونسکو به مناطق محروم گندم دادند. بخشی از این گندم ها به کوهبنان هم داده شد. آن روزها کوهبنان یک دهستان در بخش راور بود. بخشدار راور به کوهبنان آمد تا گندم ها را تقسیم کند. یکی از آقایانی که در جلسه بود گفت گدا پروری نمی کنیم. ما پروژه داریم. هر کسی کار کند از این گندم ها به او می دهیم. برنامه هایی شروع شد. کارهای فرهنگی برای ساختن مدرسه، شیر و خورشید و استادیوم ورزشی آغاز شد. هر کسی هم در حد توان خود کمک کرد. با همان پروژه هایی که می گفتند بسیاری چیزها درست شد.
ماموریت برای تحصیل
چند سال در کوهبنان معلم بودم. در همان سال ها در رشته علوم تربیتی مامور به تدریس شدم. برای تحصیل در این رشته به تهران رفتم. پس از پایان تحصیلات به کرمان برگشتم. مسوول تربیت معلم کرمان شدم. بعد از یک سال دوباره مامور به تحصیل شدم. این بار در رشته مشاوره و راهنمایی.
مشاوره و راهنمایی رشته جالبی بود. روی این رشته سرمایه گذاری و مطالعه زیادی صورت گرفت. این رشته، مخصوص دوره نوجوانی بود و از اول راهنمایی شروع می شد. مبنا هم این بود که باید از نوجوان در مقابل انحرافات حمایت شود.
ده ها ساعت وقت صرف می کردیم تا فواید مشاوره و راهنمایی را برای مسوولان مدارس شرح دهیم و آن ها را توجیه کنیم که این رشته به چه کاری می آید. در هر مدرسه هم یک مشاور بود. اتاق داشت. پرونده های دانش آموزان را در اختیار داشت. با پدر و مادرها مصاحبه می شد. شغل پدر و مادر، میزان سوادف سطح فرهنگی، تعداد فرزندان، این که دانش آموز، فرزند چندم خانواده است و بسیاری اطلاعات دیگر در پرونده ها موجود بود. متاسفانه قدر این رشته و خدمات آن دانسته نشد. در زمینه انتخاب رشته هم به نوجوانان کمک می شد. این دوره راهنمایی تمام ریزه کاری های بچه ها از جمله دیر آمدن، درس نخواندن و… را زیر نظر داشت.
اگر مشاور نمی توانست مشکل دانش آموز را حل کند. مرکزی وجود داشت به نام مرکز مشاوره که در آن جا پزشک، پزشک یار، مددکار اجتماعی و روان شناس داشت که به آن جا ارجاع داده می شد. در آن زمان ما هیج دانش آموز معتادی نداشتیم. چون دوره نوجوانی به خوبی طی شده بود.
اهمیت اخلاق و تربیت
بسیاری از دانش آموزان من در حال حاضر دروان بازنشستگی خود را می گذرانند. دو سال قبل یکی از دانش آموزان قدیم خودم را دیدم که خیلی پیر شده بود. گفتم چرا افتاده شده ای؟ گفت: کتک های شما را اگر شیر می خورد پیر می شد. (البته شوخی می کرد. چون من اصلا اهل کتک زدن نبودم.)
برای من بیش تر اخلاق و تربیت و رعایت اصول انسانی دانش آموزان مهم بود. تحصیل در درجه بعدی اهمیت قرار داشت. بسیاری از دانش آموزان من به مدارج بالای علمی رسیده اند. برخی از آنان در ایران و خارج از ایران از جمله شخصیت های تاثیرگذار هستند. به عنوان مثال دانش آموزانی دارم که در دانشگاه های اروپا کرسی تدریس دارند.
تاسیس دانشگاه های آزاد اسلامی زرند و کوهبنان
زمانی که حجت الاسلام طباطبایی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی کرمان را عهده دار بود، قصد داشتیم که در زرند نیز یک واحد دانشگاه راه اندازی نماییم. به فرماندار زرند مراجعه کردم که موفقیتی حاصل نشد. در اردیبهشت ماه1369 آقای مجید انصاری- نماینده مردم زرند در مجلس شورای اسلامی- و دیگر مسوولان شهرستان موافقت تاسیس دانشگاه را گرفتند.
آقای دکتر جاسبی برای دانشگاه طرح نوشتند و دستور تاسیس را صادر کردند. دانشگاه در شروع کار در یک مدرسه راه اندازی شد. دو کلاس و یک دفتر داشتیم. زیربنای ساختمان 200 متر مربع بود. در تیرماه سال1370 هم یک اتومبیل پاترول به دانشگاه دادند. دانشگاه هم مهمانسرا نداشت. وقتی که برای انجام کاری می رفتیم، شب ها در همان پاترول می خوابیدیم.
روز برگزاری کنکور بود. آن روز آب شرب موجود در لوله ها شور شده بود. والدین به همراه فرزندان شان از سراسر ایران آمده بودند. چون در آن سال ها این طور نبود که بسیاری از شهرها دانشگاه داشته باشند. والدین و داوطلبان کنکور به زرند آمده بودند و چون جایی برای استراحت نداشتند، در پارک خوابیده بودند. ما شب به جست و جو پرداختیم. با برخی از مدارس هماهنگ کردیم تا این جمعیت بتوانند از مدارس به عنوان مکانی برای استراحت استفاده کنند. مخزن ها را از آب شیرین پر کردیم. به هر صورتی که بود کنکور را برگزار کردیم.
در بدو تاسیس دانشگاه آزاد زرند تنها دو رشته زمین شناسی و روان شناسی تدریس می شد. رشته زمین شناسی نیاز به تجهیزات داشت. میکروسکوپ و… می خواستیم. آقای مجید انصاری(نماینده زرند) گفت نامه بنویس که برای آقای هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور وقت) ببرم. ما هم نامه ای تدوین کردیم و در آن درخواست 100هزار دلار بودجه کردیم. آقای هاشمی رفسنجانی هم به آقای میرزاده (معاون اجرایی رییس جمهور) دستور کتبی دادند که این بودجه در اختیار دانشگاه آزاد زرند قرار بگیرد. تجهیزات باید از ژاپن خریداری می شد. برای این خرید باید کارت بازرگانی می گرفتیم. مسوولا ن امر گفتند که کارت بازرگانی را فقط به رییس دانشگاه می دهیم نه به رییس واحدها. پافشاری کردیم و کارت را گرفتیم و با یک شرکت واردات قرارداد بستیم. ساختمانی را اجاره کردیم و تجهیزات را در آن قرار دادیم.
در ابتدای کار هیات علمی استخدامی نداشتیم. برای همین از استادان دانشگاه باهنر کرمان کمک می گرفتیم.
همان طور که گفتم تنها 2 رشته تحصیلی داشتیم. به تدریج رشته های متعددی به دانشگاه راه یافت. در حال حاضر رشته های مختلف در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و 3 رشته دکتری در این دانشگاه وجود دارد. روز اول با 180 دانشجو شروع کردیم. اما در سال 1381 که مسوولیت دانشگاه را واگذار کردم، 3 هزار و 500 دانشجو در حال تحصیل بودند. سال 81 بابک آل طه رییس دانشگاه زرند شد. بعد از بازنشستگی از دانشگاه آزاد اسلامی زرند به کوهبنان رفتم و دانشگاه آزاد کوهبنان را راه اندازی کردم.
باید تعهداتی داده می شد. فردی داوطلب شد و 25 میلیون تومان به دانشگاه اهدا کرد. شروع به ساختمان سازی کردیم. 700 متر مربع ساختمان را با 30 میلیون تومان به اتمام رساندیم.
هدف از انسانیت
باید با خود اندیشید که هدف از انسانیت زندگی است یا زنده ماندن؟ تعریف این دو با هم فرق می کند. زندگانی یعنی خدمت به جامعه اما زنده ماندن یعنی تلاش برای رفع نیازهای شخصی! حال برخی حالت اول را برای خود انتخاب می کنند و دوست دارند زندگی کنند. عده دیگری نیز پس از رفع نیازهای شخصی از پا می نشینند. من زندگی را انتخاب کرده ام و تا زنده ام با عشق و علاقه خدمت می کنم.
با رییس دانشگاه شدن فرزندم خیلی موافق نیستم. اما وقتی می بینم در حال خدمت است و کاستی های گذشته را جبران می کند، راضی می شوم. البته برای این کار از وجود خود مایه می گذارد. طبیعتاً هر کسی که فرزندش را دوست دارد، آسایش او را می خواهد. خب حالا که در حال خدمت است، آرزو دارم خداوند به او سلامتی و توان خدمت بدهد. من هم برای او فقط دعا می کنم. کار دیگری نمی توانم انجام بدهم.
فرزند کوهبنان؛ افتخار ایران
محمود روحالامینی، پنجم مهرماه ۱۳۰۷ در کوهبنانِ چشم به جهان گشود. وی درباره تولدش میگوید: «زمانی که من متولد شدم هنوز شناسنامه در زادگاهم نبود. اما در سال ۱۳۱۰ شناسنامه (سجل احوال) وارد منطقه ما شد. قبل از آن که خیابانی در کوهنبان، که حالا شهر بزرگی است، کشیده شود، به آن ده میگفتیم و محل تولد من نیز همین ده کوهبنان است. روزگاری زلزلهای شدید منطقه را تکان داد و تخریب کرد. » روحالامینی مطابق سنت آن زمان تحصیل را در مکتبخانه آغاز کرد. سپس تحصیلات خود را در مدرسه ایرانشهر کرمان که بانیانش زرتشتیان بودهاند ادامه داد. وی می گوید: چهار روز تمام طول کشید تا با الاغ خود را از دهمان به این مدرسه رساندم و برای ورود به کلاس ششم ابتدایی امتحان دادم.
روحالامینی تا کلاس سوم دوره متوسطه را در مدرسه ایرانشهر کرمان به تحصیل پرداخت و پس از آن به تنها دبیرستان کرمان رفت و تا کلاس پنجم متوسطه در این دبیرستان به تحصیل پرداخت. آن گاه برای ادامه تحصیل در کلاس ششم در سال ۱۳۲۸ به دبیرستان دارالفنون تهران مهاجرت کرد. پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلاتش را در سال ۱۳۳۱ در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال ۱۳۳۴ موفق به اخذ لیسانس زبان و ادبیات فارسی گردید. وی در دوران تحصیل خود در این مقطع توانست از محضر اساتید بزرگی چون دکتر محمد محمدی، استاد پورداوود، دکتر صادق کیا، دکتر حسین خطیبی، بدیعالزمان فروزانفر، دکتر محمد معین، پرویز ناتل خانلری، احسان یارشاطر و عبدالعظیم قریب استفاده نماید. دکتر روحالامینی پس از اخذ لیسانس ادبیات فارسی به عنوان معلم رهسپار شهر آمل شد و ۳ سال در آن شهر به تدریس پرداخت. پس از حضور ۳ ساله در آمل، سال ۱۳۳۷ به تهران بازگشت و این بار در دارالفنون مشغول تدریس شد. وی در سال ۱۳۴۷ موفق به اخذ مدرک دکتری مردمشناسی از دانشگاه سوربن فرانسه شد. روح الامینی به ذکر خاطرهای طنزآمیز می پرداخت و آن این که وقتی با مدرک دکتری به کوهبنان بازگشته پیرزنی به تصور این که وی پزشک است برای درمان بیماریاش به او مراجعه می کند. دکتر روحالامینی توضیح میدهد که پزشک نیست و دکتر مردمشناسی است. آن پیرزن با تعجب می گوید که وای! چه مرضهای عجیبی پیدا شده است.
این استاد مسلم مردم شناسی در سال 1389 درگذشت.
شهید
احمد توکلی نژاد
سرلشکر احمد توکلی نژاد در سال 1331 در کرمان به دنیا آمد. با توجه به اینکه پدرش نظامی بود همیشه در حال مهاجرت از استانی به استان دیگر بودند. احمد در دامان پر مهر مادری مومنه پرورش یافت. در دبیرستان سعادت درس خواند.
وی ضمن تحصیل در ایام تعطیل مخصوصا تابستان ها به عنوان شاگرد نقاش کارگری می کرد. در خرداد ماه سال 1350 دیپلم گرفت. در آزمون دانشکده افسری خلبانی نیروی هوایی ارتش از بین چندین هزار نفر داوطلب خلبانی با گذراندن معاینات سخت پزشکی و تست مقاومت جسمانی در سال 1351 پذیرفته شد. دو سال در ایران به فراگیری علوم و فنون نظامی و علمی و دانش خلبانی پرداخت. سپس جهت طی دوره تخصصی تئوری و عملی پرواز عازم امریکا شد. دو سال و نیم در امریکا تحصیل کرد و چندین کاپ پرواز جایزه گرفت و پس طی دوره به درجه ستوان دومی مفتخر گردید.
این شهید در شهر مقدس مشهد با انقلابیون ارتباط زیر زمینی برقرار نمود و در مراسم و محافل مختلف مذهبی شرکت می کرد تا اینکه مبارزات مردم ایران بر علیه رژیم پهلوی آشکار تر شد و مردم به خیابان ها ریختند و تظاهرات ها شروع شد و شعار نویسی مخفی در و دیوار به راهپیمایی های دهها هزار نفر تبدیل شد. وی با توجه به ارتباطی که با روحانیون شهر مشهد داشت، اعلامیه های امام خمینی را دریافت و به صورت مخفیانه در سطح پایگاه هوایی مشهد و در بین همکاران توزیع می نمود و به کمک سایر دوستان فنی خلبانان امورات را هماهنگ می نمود. تا اینکه نیروی هوایی در 19 بهمن 57 در محضر امام حضور یافتند و اعلام همبستگی کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی احمد به پایگاه مهرآباد و سپس به پایگاه ششم شکاری بوشهر منتقل گردید و در فروردین ماه سال 1358 ازدواج کرد.
ثمره این ازدواج یک فرزند پسر می باشد. شهید توکلی نژاد بسیار متواضع و ساده زیست بود. خندان، خوش اخلاق و خوش برخورد بود. این امیر نیروی هوایی در حد توان به مستمندان آبرومند کمک می کرد. از دورغ و تظاهر و ریا نفرت داشت. در جمع خانواده می گفت:«بلند آسمان جایگاه من است / ته دره آرامگاه است»اما بهشت برین در انتظار من است.
احمد توکلی نژاد در سال 1358 جهت مقابله با شیئ ناشناس در آب های خلیج فارس به پرواز در آمد و ضمن تعقیب و شناسایی آن و درگیر شدن با هواپیمای دشمن طی این نبرد هوایی و حماسی توسط هواپیماهای دشمن در خلیج فارس مورد اصابت موشک قرار گرفت و به شهادت رسید. در حقیقت پرواز واقعی را که همانا عروج به ملکوت اعلی است به زیبایی معنوی و روحانی خاصی به پایان رساند و شهد شیرین شهادت را نوشید.
پس از انتقال پیکر این خلبان تیز پرواز به شهر کرمان، از ستاد معراج شهدا توسط مردم انقلابی و قدر شناس کرمان طی تشریفات خاص نظامی تشییع و در مسجد صاحب الزمان به خاک سپرده شد. وی اولین خلبان شهید نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا در استان کرمان است.
