بایگانی مطالب نشریه
دیدار با قنبر جمشیدی مقنّی جوپار چاههای قنات؛ تکمههایی طلا بر قبای چرک تاب کویر
دیدار با قنبر جمشیدی مقنّی جوپار
چاههای قنات؛ تکمههایی طلا بر قبای چرک تاب کویر
پیشینیان، اعتقادشان این بود که مقنی ها از جنس نورند. از نسل آفتاب. اعتقادشان این بود که روح مقنی ها به صفای باران است و به روشنی خورشید! بی راه هم نمی گفتند. مگر می شود در اعماق زمین و در تونلی که می رود تا به آب برسد، بی نور و روشنی پیش رفت. مگر می شود از نسل آفتاب نبود و عصاره خورشید را از اعماق زمین بیرون کشید و بر روی زمین تفتیده جاری کرد و ضامن بقای یک آبادی شد که بی آب وجود آن ممکن نبود.
قنات؛ اختراع کویر نشینان است. اختراع کسانی که از شرشر آبشارهای روان بر سینه کوه ها بی بهره اند. اختراع مردمانی که «عزم زندگی» داشته اند. مردمی که «نظام طبیعت» نتوانسته آن ها را«پایمال» خشونت خود کند. قنات اختراع کرمانیان است. حفر قنات هم به این راحتی ها نبوده. پیدا کردن منبع آب زیرزمینی، حفر چاه های متعدد و پیوند چاه ها به یکدیگر با کمترین درصد خطا کم از معجزه نیست. شاید به همین دلیل بوده که نیاکان ساده دل ما این کار را در توان بشر خاکی نمی دیده اند و این پیشه را به مردانی از نسل آفتاب نسبت می داده اند.
جوپار کرمان به خاطر قنات هایش معروف است. اگر از قبّه فیروزه ای که در مرکز شهر بنا شده و مردمانی را با باورهای بی آلایش آیینی به خود فرا می خواند و به قنوت وا می دارد، صرف نظر کنیم، قنات های جوپار در کشاندن گردشگر به این منطقه نقش پررنگی دارند. آن قدر نقش دارند که «آنتونی اسمیت»، جهانگرد انگلیسی را دوباره و سه باره به چوپار بکشاند و از خود بی خود کند. به گونه ای که خود را بی اختیار در آب قنات های جوپار بیفکند و جوپار را عشق اول و فراموش نشدنی خود اعلام کند.
آن قدر زیبا هستند که استاد باستانی پاریزی در وصف آن ها بنویسد:«میل چاه های قنات چون تکمه های طلا بر قبای چرک تاب کویرند.»
قنات هایی که قدمت شان به قرن ها می رسد. در طول این قرن ها مردمان دیگری از نسل آفتاب در نگاهداشت این قنات ها کوشیده اند. مردمانی که از بین این همه پیشه کم زحمت تر و پردرآمدتر به کار قنات، قناعت کرده اند. قنبر جمشیدی یکی از این مردان است که سال های عمرش اندک اندک به یک قرن نزدیک می شود.
این مقنی قدیمی 95 سال سن دارد. در جوپار رو به روی همان گنبد فیروزه ای منزلی خشت و گلی دارد. با الوند زندی(فعال حوزه قنات) به خانه اش می رویم. خانه ای به ظاهر محقر که درختان چنار کهنسال در مسیر در خانه تا اتاق چتر گسترده اند. به اتاق که می رسم پیرمردی را می بینم که روی تخت دراز کشیده است. گرد پیری سال هاست که بر سر و چهره اش نشسته و گردش گنبد کبود کمرش را خمانده است.
می نشیند. از هر دری سخن می گوید. از قنات هایی که رفته است. از کلنگ هایی که بر دیواره چاه ها فرود آورده است. پدرش هم مقنی بوده و چندی از خویشانش هم به این کار مشغول بوده اند. می آیم با او همکلام شوم که می بینم با الوند راحت تر است. رشته سخن را به او می سپارم و خودم گوشه ای می نشینم. آن چه را که فکر می کنم نیاز است روی کاغذی می نویسم به الوند می دهم. الوند هم سوالات من را می پرسد و هم خود سوالاتی را می افزاید که با صدای بلند باید از او بپرسد.
جمشیدی؛ می گوید:«همه قنات های جوپار را رفته ام و کار کرده ام. در قنات گوهر ریز هم خیلی کار کرده ام.»
این مقنی کهنسال می گوید که از بچگی کهکینی کرده ام. پدرم هم کهکین بود. داخل چاه رفتن آداب خود را داشت. طناب درست می کردیم. رکاب می زدیم و دست به ریسمان ته چاه می رفتیم. حالا این جا کهکین هایی که وزن کمتری داشتند، راحت تر می توانستند پایین و بالا شوند.
این مقنی کهنه کار در ادامه می گوید که مقنی گری؛ کار پر زحمتی است. من در طول عمرم همیشه کهکین بوده ام و دست به هیچ شغل دیگری نزده ام. برای خیلی ها کار کردم. یک نفر دستمزدم را می داد و 10 نفر نمی دادند. 35 سال در اسماعیل آباد کهکینی کردم و بعد برای ادامه همین کار به گوهرریز رفتم.
جمشیدی با توصیف منابع سرشار آب در مناطق کوهستانی جوپار می گوید که این کوه هزار، به همه آب می دهد. زمین های اطراف کوه ها را ما آدم ها سوراخ سوراخ کرده ایم تا آب بیرون بیاوریم. همیشه هم آب داشته ایم.
همین روستای عبدل آباد جوپار آن قدر آب داشته که می توانسته آدم را با خودش ببرد. آب عبدل آباد دو سه تا آسیا را می گردانده است.
جمشیدی می گوید که لایه روبی قنات هم یکی از کارهایی بود که ما باید انجام می دادیم. لایه روبی را از مظهر قنات شروع می کردیم و به سمت مادرچاه ادامه می دادیم. روزی فاصله سه تا چهار چاه را لایه روبی می کردیم.
اقتصاد باواریا به کرمان پیوند خورد
اقتصاد باواریا به کرمان پیوند خورد
وزیر اقتصاد ایالت باواریای آلمان با قدردانی از استاندار کرمان برای افزایش همکاریهای اقتصادی دوجانبه و تأکید بر رفع موانع و ارائه مشوقهای جدید به شرکتهای بخش خصوصی آلمان برای سرمایهگذاری در این استان را خواستار شد و همچنین بر تعمیق روابط دوجانبه بهویژه در بخشهای اقتصادی تأکید کرد. به گزارش روابط عمومی استانداری کرمان، روز گذشته رزم حسینی، استاندار، با وزیر اقتصاد، رسانهها، انرژی و فناوری ایالتی باواریا آلمان دیدار کرد. ایلزه آیگنر با اشاره به اینکه در استان کرمان نقاط مشابه زیادی در زمینههای اقتصادی، کشاورزی، گردشگری وجود دارد، گفت: «استاندار کرمان مسیر درستی را در زمینه توسعه پیشگرفته است لذا از وی دعوت میکنیم از ایالت باواریای آلمان بازدید نمایند.»
وی خواستار ارائه لیست شرکتهای توانمند استان کرمان جهت بررسی فعالیت با آنها از سوی شرکتهای توانمند آلمانی شد.
رزم حسینی گفت: »این دیدار فرصتی برای استان کرمان و ایالت باواریای آلمان است تا ظرفیتهای خود را بهصورت متقابل استفاده نمایند. » وی با اشاره به اینکه فرصتهای اقتصادی استان آماده ارائه است، یادآور شد: «استان کرمان به لحاظ برنامههای اقتصادی موردتوجه رئیسجمهور و دولت تدبیر و امید قرار دارد.» استاندار کرمان به ظرفیتها و پتانسیلهای استان کرمان اشاره و خاطرنشان کرد: «استان کرمان در حوزه معادن، کشاورزی، گردشگری، سلامت، انرژی، حملونقل و شرکتهای دانشبنیان میتواند با ایالت باواریای آلمان همکاری کند.» رزم حسینی گفت: «29 میلیارد دلار پروژه سرمایهگذاری در استان کرمان تعریفشده است که آماده واگذاری به کمپانیهای خارجی است.» استاندار کرمان به وجود هواپیمایی ماهان در استان کرمان اشاره کرد و افزود: «استان کرمان به هشت منطقه اقتصادی تقسیم و به شرکتهای توانمند غیردولتی جهت همکاری در توانمندسازی مردم واگذارشده که طرفهای خارجی نیز میتوانند در این مناطق مشارکت نمایند.»
همچنین دو یادداشت همکاری اقتصادی بین استانداری کرمان و وزارت اقتصادی ایالت باواریای آلمان منعقد شد.
رزم حسینی با ابراز امیدواری که این دو یادداشت بهزودی اجرایی و عملیاتی شود، از وزیر اقتصاد ایالت باواریای آلمان دعوت کرد تا به همراه هیات اقتصادی به استان کرمان سفرکرده و از ظرفیتها و پتانسیلهای این استان از نزدیک بازدید نماید.
برای برگزاری مانور سهروزه هلالاحمر صورت گرفت تخریب مراتع پشت باغ شازده ماهان
برای برگزاری مانور سهروزه هلالاحمر صورت گرفت
تخریب مراتع پشت باغ شازده ماهان
روزهای گذشته پخش تصاویری از تسطیح زمینهای اطراف باغ شازده ماهان در فضای مجازی با واکنش گروهی از مردم روبرو شد.
باغ شازده ماهان یکی از آثار استان کرمان است که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبتشده است. تسطیح زمینهای اطراف این اثر شگفتانگیز، سروصدا به پا کرده است. مهر در این خصوص گزارش داد که تسطیح پوشش گیاهی آنهم در چند متری پشت دیوارهای باغ شاهزاده ماهان که بنایی ثبت جهانی است علامت سؤالی در خصوص چرایی این تخریب در ذهن هر بیننده ایجاد میکند که جواب آن هنوز از سوی مسئولان ذیربط داده نشده است. گفته میشود این تسطیح در سطح چند هکتار رویداده است و دلیل آن نیز برگزاری مانور سهروزه توسط هلالاحمر بوده است. این در حالی است که مطابق با قوانین یونسکو حراست و محافظت از بناهای ثبت جهانی امری ضروری است که باید توسط متولیان این امر در هر پرونده ثبت جهانی با جدیدت دنبال شود و در غیر این صورت بنای مذکور در فهرست آثار در معرض خطر قرار میگیرند این داستان دقیقاً تکرار قصه پرونده ثبت جهانی ارگ بم است که برای مدتی این بنا را درخطر خروج از فهرست آثار جهانی یونسکو قرارداد.
حریم باغ باید حفظ شود
محسن روحی، معاون میراث فرهنگی استان کرمان در خصوص اقدام انجامشده در مجاورت باغ شاهزاده گفت: «حفظ منظر و حریم باغ مهم است اما بیشتر در حوزه ساختوسازها، ابنیه، نصب دکلهای و در انتها درختکاری و کشاورزی موردتوجه است.» وی گفت: «البته کندن بوتهها تأثیری در منظر بصری محیط و اطراف باغ دارد اما خدشهای به پرونده وارد نمیکند و خوشبختانه قابل احیا و جبران است البته بهتر بود این مسئله هماهنگ میشد.» روحی ادامه داد: «اتفاقاً چند روز قبل حضوری از همکاران دفتر ثبت جهانی سؤال کردم که آیا میشود برای رفاه حال گردشگران و مردمی که از زیر درختان پشت باغ استفاده موقت دارند سکو کوتاه یا سرویس بهداشتی ساخت که جواب منفی بود فقط در حد مبلمان و نصب سطل زباله که قابلحمل و جابجایی باشند میشود مساعدت کرد آنهم بر اساس طرح میراث میتوان ورود پیدا کرد.»
پوشش گیاهی نباید
از بین برود
یکی از حساسیتها در خصوص بناهای تاریخی لطمه به صنعت گردشگری است در این خصوص معاون گردشگری میراث فرهنگی و فعال محیطزیست استان کرمان گفت: «کف تراشی و از بین بردن پوشش گیاهی که شکست لایههای سطحی خاک و آسیب افق A را در پی دارد نباید به این راحتی انجام پذیرد.»
محمد جهانشاهی گفت: «بهویژه در مناطق خشک که عامل تسریع فرسایش بادی و پیامدها بعدی خواهد بود باید هرگونه پوشش گیاهی با دقت محافظت شود.» وی تصریح کرد: «البته این امر در مناطق مرطوب یا پرباران نیز باعث ایجاد سیلابهای پرخطر میشود اما از منظر میراث جهانی، این حرکت در این حد عامل تهدیدآمیزی نیست، منتهی میراث جهانی و ضوابط آن، باید اهرمی باشد که همین بوتهها نیز مورد تعرض قرار نگیرند.» جهانشاهی ادامه داد: «منظر باغ شاهزاده همین وسعت نیمه بیابانی و پوشش گیاهی آن در شکل غالب است و قانون هرگونه ساختوساز و تغییر کاربری این اراضی را محدود و ممنوع میسازد بههرحال بهتر است درک بهتر و عمیقتری نسبت به مواریث فرهنگی بهخصوص میراث جهانی داشته باشیم.»
هیچ مجوزی برای تسطیح صادر نشده است
مدیر روابط عمومی محیط زیست استان کرمان اظهار داشت: «در حال حاضر کارشناسانی از محیطزیست و منابع طبیعی در حال بررسی سطح تخریب و تعیین مختصات زمین تسطیح شده با جیپیاس هستند.»
وی تصریح کرد: «تأکید میکنم که از سوی محیط زیست و سازمانهای دیگر هیچ مجوزی برای تسطیح منطقه داده نشده است اما آنچه مشخص است طی سه روز گذشته در همین منطقه مانوری توسط هلالاحمر برگزارشده که امروز آخرین روز برگزاری این مانور است.» هرندی افزود: «اول باید تعیین تکلیف شود که آیا اراضی تسطیح شده در مالکیت باغ شاهزاده بوده و یا جزو اراضی منابع طبیعی محسوب میشود بعد میتوان این پرونده را بیشتر بررسی کرد.» هرندی ادامه داد: «منطقه دارای پوشش گیاهی بوتهای بوده است اما به دلیل قرار گرفتن در پشت باغ شاهزاده از این قسمت برای دپوی زبالهها نیز استفاده میشده است.»
جانمایی با هماهنگی مسئولان
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر استان کرمان نیز در واکنش به این موضوع گفت: «آنچه مسلم است دقیقاً در همین منطقه در سال ۷۷ نیز یک مانور برگزارشده است.»
علی گنج کریمی افزود: «با مسئول مستقیم مانور تماس گرفتم و جزییات را جویا شدم کلاً موافق این مسائل مطرحشده نبودند.» وی گفت: «نظرشان این بود با هماهنگی مسئولین محل جانمایی انجامشده و با لجستیک شهرداری تسطیح انجامشده و هیچ تاغ زاری وجود نداشته که تخریبشده باشد.» وی اما هیچ توضیحی در خصوص اینکه چرا این مانور و تسطیح زمین در منظر بنای ثبت جهانی انجامشده است نداد.
در آتش سوزی شهرستان فهرج 2 هکتار زیستگاه با جانوران نادرش سوختند
در آتش سوزی شهرستان فهرج
2 هکتار زیستگاه با جانوران نادرش سوختند
عصر یک شنبه هفته جاری دریک آتش سوزی که در زیستگاه جانوری شهرستان فهرج اتفاق افتاد، نزدیک به دو هکتار از این زیستگاه در آتش سوخت و بسیاری از پرندگان نادر و جانوران وحشی بر اثر این حریق از بین رفتند. این آتش سوزی باعث ناراحتی بسیاری از مردم شد چراکه مردم خود را نگهبان و محافظ محیط زیست میدانند. متاسفانه به دلیل شدت وزش باد، آتش خیلی سریع فراگیر شد وبخش زیادی از این زیستگاه درآتش سوخت. زیستگاه جانوری فهرج زیستگاه پرندگان نادر و حیوان های وحشی است و در نوع خود منحصر بفرد به شمار می رود.
به گزارش روابط عمومی شهرداری فهرج ، مهدی قائمی، شهردار فهرج از اطفای کامل حریق رودخانه فصلی در عصر همان روز خبر داد و افزود: به ماشین آلات و تجهیزات ایمنی و آتشنشانی شهرداری خسارات جدی وارد شد و تعداد عملیات را در یک روز با توجه به وسعت گسترده آتش بیش از حد استاندارد و توان شهرستان دانستند. وی اضافه کرد: در اجرای این عملیات شهرداری های گنبکی ، نرماشیر و بخشداری نگین کویر نهایت همکاری را با اعزام خودروهای آتشنشانی خود به فهرج داشتند که جای تقدیر دارد .
قائمی تصریح کرد: برای تکمیل تجهیزات و ساماندهی ناوگان خدماتی نیازمند اعتبارات ویژه ملی و استانی است که به دلیل نداشتن درآمد پایدار و عدم تحقق بودجه از در توان مالی شهرداری فهرج نیست. شهردار فهرج با اشاره به این موضوع که حفاظت از جنگلها و مسیر رودخانه و زیستگاه جانوری از وظایف اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان است افزود تا کنون هیچ اقدامی در زمینه کنترل بحران آتش سوزی که سالیانه گریبانگیر شهر فهرج است صورت نگرفته و برای اطفای حریق جنگلها و سایر موارد خودروی آتشنشانی و یا تانکر حمل آب نیز تامین نشده است و این تنها دستورکاری خارج از شرح وظیفه شهرداری فهرج را بوجود آورده و همیشه با جان پرسنل زحمتکش و خسارات چند صد میلیونی ماشین آلات و تجهیزات واحد آتشنشانی روبرو شده ایم و برای جبران آن هیچ اعتباری وجود ندارد .
مهدی قائمی که مدیریت عملیات اطفای حریق رودخانه فصلی را عهده دار بود از شهروندان محترم تقاضای نظارت لحظه ای را در این زمینه داشتند و گفتند کلیه ماشین آلات شهرداری برای خدمت رسانی به شهر بوده و حفظ فضای سبز و بخصوص زیستگاه جانوری فهرج که بر روی اکوسیستم آب و هوای شهر نقش اساسی دارد از اهم مساعدت هایی است که شهرداری و شورای اسلامی محترم شهر از شهروندان تقاضا دارند .
آقای قائمی در پایان از کلیه پرسنل زحمتکش شهرداری و سایر ادارات که همکاری داشتند قدردانی کردند و برای شهروندان عزیزی که همزمان با اطفای حریق دچار حادثه شدند آرزوی سلامتی و بهبودی کردند.
دادستان کرمان: نباید «مسئولان کاری» را مورد مواخذه قرار داد
دادستان کرمان:
نباید «مسئولان کاری» را مورد مواخذه قرار داد
دادستان کرمان با اشاره به اینکه کار و هنر دستگاه قضایی استان این است که به سمت مسئولانی برود که کاری انجام نمیدهند، اظهار داشت: «ما باید از مسئولان اجرایی که کمتر کار میکنند، کار مطالبه کنیم نه اینکه اگر مسئولی کار انجام میدهد و در این میان اشتباهات کوچکی هم دارد، مورد مواخذه قرار گیرد. بهعنوانمثال باید مسئولی را که یک پروژه یکساله را ظرف چهار سال به نتیجه میرساند، مورد مواخذه قرار داد، نه مسئولانی که نسبت به تسریع در انجام امور حساس هستند و شاید اشتباهات کوچکی هم در این میان داشتهاند. زیرا نفعی که مردم میتوانستند از این امور ظرف سالهایی که به تعویق افتاده، ببرند، حقی است که از مردم ضایعشده است. دادستانی کرمان تنها با ورود به یک مورد در این زمینه، توانست 17 تا 18 میلیارد تومان به نفع دولت و حکومت کار کند و از ضایع شدن حق مردم جلوگیری نماید.»
به گزارش ایسنا دادخدا سالاری در دیدار مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری کرمان بابیان اینکه خدا را سپاسگزاریم که در استان کرمان تعامل خوبی در میان دستگاههای امنیتی و انتظامی وجود دارد، گفت: «فکر، تلاش و تعاملی که امروز در مجموعهی امنیتی و انتظامی و قضایی استان شاهد هستیم در هیچ دوره زمانی وجود نداشته است و این امر جای تقدیر دارد و میتواند راهگشای بسیاری از مسائل امنیتی استان باشد.» وی به ارسال سه طرح «امنیت قضایی»، «تعطیلی کارگاههای فاقد ایمنی» و طرح «تعیین متولی مشخص برای کویر لوت» از سوی دادستانی کرمان به نهادهای کشوری و تصویب این طرحها بهصورت کشوری و ملی، خبر داد و افزود: «اجرای طرح «تعطیلی کارگاههای فاقد ایمنی» منجر به کاهش 50 درصدی پروندههای مربوط به شکایت و کاهش خسارتهای جانی کارگران در خصوص عدم ایمنی کارگاهها و خسارت کارگران در این خصوص شد.» وی با اشاره به اینکه مردم باید بدانند بخشی از مالیاتی که میدهند، صرف امنیتشان میشود، گفت: «طرح «هر مسجد یک حقوقدان» نیز مدت شش ماه است که در کرمان در حال اجراست و مردم میتوانند مشکلات قضایی خود را بهصورت مستقیم با قضات در میان بگذارند و این امر، هم در کاهش زمان به نتیجه رسیدن پروندهها و هم کاهش تعداد پروندههای دادسرا تأثیرگذار است.»
شکارهای انتخاباتی کرمان(3)
سردبیر: آنچه در ادامه میخوانید یادداشت دنبالهداری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سالها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفتهنامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشتها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامهنگاری آن دوران بهتفصیل پرداختهشده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح میدهد، برای عموم کرمانیها و علیالخصوص روزنامهنگاران و محققین میتواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربهفردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمتهایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.
ناگهان شخصی از میان جمعیت برخاست و شروع کرد به فحاشی…
بیچاره فرماندار به تهران آمده بود تا گزارش خود را با ثبات برساند بی درنگ او را منتظر خدمت ساختند.
آقای فروغ رئیس دادگستری که آن روز در غیاب آقای استاندار صاحب مجلس بود، دستور برچیدن ختم را داد آقای مجد نوابی یکی از وعاظ که منبر رفته بود مطالب خود را بیان کرد و یا الله گفت و آمد پایین و حضار قیام کردند که بروند. هنوز چند نفری بیرون نرفته بودند که یک دفعه از بین آن جمعی که توی صحن مسجد بودند آن آقای محمدی که شرحش را دادم بلند شد و آمد جلو و رو کرد به جمعیت و با صدای بلند گفت: آقایان روسای ادارات و آقایان اصناف و تجار و علما بدانید و آگاه باشید که وکیل حقیقی و واقعی ما آقای دکتر مظفر بقایی است و این آقای بهمنیار زردشتی که آمده این جا نشسته و می خواهد با زور دولت و سرنیزه به ما تحمیل شود این جا چه کار دارد و چرا آمده؟
از این حرف محمدی یک دفعه ولوله و غوغایی در مجلس ختم به راه افتاد، عده ای گردن کشیدند ببینند موضوع چیست عده ای هم دور و بر محمدی را گرفته و پشت سر او ایستادند.
رئیس شهربانی سرهنگ رفیعی که آن جا بود بیش از سایرین جا خورد و فوری دوید که جلوی محمدی را بگیرد تا بیشتر حرف نزند و با صدای بلند گفت ساکت شو این فضولی ها چیست که می کنی؟
دکتر بهمنیار که همان طور بی صدا کنار دیوار ایستاده بود گفت ولش کنید آقا یک همشهری است بگذارید صحبت کند. محمدی داد زد من چنین همشهری نمی خواهم. دو سه نفر دیگر هم از او تبعیت کردند و چند تا بد و بی راه دیگر گفتند. مجلس به کلی متشنج و وضع صورت وخیمی به خود گرفت و بیم آن می رفت که جنجال خونینی راه بیفتد. چند نفر از رفقای دکتر بهمنیار رسیدند و دور او را گرفتند و گفتند شما به این حرف ها اعتنا نکنید و او را با خود از مسجد بیرون بردند.
بعد از رفتن او آقای فروغ رئیس دادگستری خیلی به محمدی پرخاش کرد که این رجاله بازی ها چیست درآورده ای و سپس مجلس به هم خورد. محمدی هم با دار و دسته خودش رفت. آقای فرماندار هم که گفتم آن روز نتوانسته بود به تهران برود در تمام این ماجرا حضور داشت. ولی اصلا سخنی بر زبان نیاورد و بعد از این قضایا او هم خارج شد و از همان جا با اتومبیل آقای معین زاده یک سره عازم تهران شد و آن گزارش کذائی را باخودش به تهران برد که باولیای امور برساند.
درست موقع بیرون آمدن از مجلس ختم بود که خبر رسید آقای لقمان نفیسی یکی دیگر از کاندیداها به اتفاق دو نفر از دوستان خودش الساعه از تهران رسیده و یک راست به منزل برادرش افلاطون خان رفته است. بلافاصله آقایان هرندی و آگاه و یکی دو نفر دیگر به دیدن ایشان رفتند و ملاقات هایی با او به عمل آوردند.
این ها می خواستند در قدم اول نفیسی را سر درگم کنند که بویی از مخالفت آن ها نبرد و بعدها هر بلایی که سرش آمد از جانب آن ها نداند. زیرا این یکی هم شکار چهارمی و در حقیقت شکار آخری آن ها بود که می بایستی از میدان در رود. منتها طوری باشد که نفهمند از جانب آن ها بوده است.
آقای بهمنیار را آن شب رفقایش به خانه ای که برای او در خیابان شاپور تهیه کرده بودند بردند و موقتا از گزند دار و دسته مخالفین رهایی پیدا کرد.
فردا صبح شایع شد که از طرف شهربانی محمدی را گرفته و زندانی کرده اند در آن موقع آقای بهمنیار رفته بود دیدن آقای فروغ رئیس دادگستری این ها مشغول صحبت بودند که آقای یاسایی و خواجه نصیری آمدند. خواجه نصیری موضوع محمدی را به دکتر بهمنیار اطلاع داد که او را توقیف کرده اند و آمدن شما سبب شده است یک نفر فرهنگی را بگیرند بیندازند توی حبس! پدر شما که خودش یک سره فرهنگی است و استاد محترمی است شما نباید حاضر به این کار بشوید. بهمنیار گفت شما که دیروز در مسجد به پدر من فحش می دادید. حالا چه طور یک دفعه برای شما محترم شد؟ بالاخره خیلی صحبت شد. بهمنیار گفت من سر جنگ و جدال با هیچ کس ندارم و همان جا شرحی نوشت که شکایتی ندارم و محمدی را آزاد کردند و تمام دار و دسته هنرمندی ها و یاسایی و خواجه نصیری محمدی را برداشتند آمدند دادگستری پیش بهمنیار و رفع گله گی ها شد و همگی با هم از دادگستری بیرون آمدند و صحبت کنان پی کارهای خود رفتند.
از آن روز به بعد در شهر کاملاً محسوس بود که همگی منتظر هستند ببینند گزارشات ارسالی به مرکز چه اثری می کند و چه خبری از تهران خواهد رسید. هنوز یک هفته از ارسال گزارش کذایی آقای کاظمی به مرکز نگذشته بود که یک دفعه خبر آوردند آقای میرشب فرماندار کرمان از طرف وزارت کشور منتظر خدمت شد. بیچاره میرشب خودش گزارش را برده بود تا در تهران شفاهاً هم تاکید زیادی بکند که انجام امر انتخابات در کرمان فعلا صلاح نیست و بهتر است که مدتی مسکوت بماند.
مرکز که منتظر نبود در مقابل دستور صریح انجام فوری انتخابات خود فرماندار که همه کارها باید با دست او انجام گیرد بلند شود و بیاید بگوید که دستور شما اجرا شدنی نیست چنان از کوره در رفت که همان جا در تهران حکم انتظار خدمت را به دستش داد و فوری آقای غفاری را به جای او به فرمانداری کرمان منصوب کرد و ضمناً با آقای کاظمی هم پیغام فرستادند که اگر نمی توانی انتخابات را انجام بدهی خودت هم بلند شو و بیا و یک روز در کرمان زمزمه راه افتاد که آقای کاظمی را احضار کرده اند. ولی مگر آقای کاظمی حاضر بود به این آسانی از کرمان برود؟ او یک گزارش فرستاده بود و حالا می بایستی برای اثبات گفته های خودش اقلا یکی دو تا بلوا راه بیفتد و چند نفری لت و پار بشوند تا او رو سفید از آب درآید ولی تیرش به سنگ خورد و چاره ای ندید جز این که راه مرکز راه پیش بگیرد و برود.
منتها قبل از رفتن یک دفعه دیدم و شنیدم که اخبار عجیب و غریبی در کرمان راه افتاده است و معلوم نشد که این اخبار از چه ناحیه ای منتشر می شود ولی خوب معلوم بود که اشعه این اخبار فقط برای متوحش کردن اذهان است.
یک روز می گفتند دولت متزلزل است و ممکن است سقوط کند. گاهی منتشر می شد که اعلی حضرت همایونی به دکتر بقائی پیشنهاد نخست وزیری کرده است و او قبول نکرده. هر شب در منزل قالی باف ها و ابریشمی تاجر شجاع دار و دسته دکتر و هرندی ها جلسه می کردند. بر حسب تصادف یک شب در یکی از این جلسات که منزل سیدشجاع تشکیل شده بود من هم بودم. دیدم صحبت از این است که فردا کفن بپوشیم و توی خیابان ها راه بیفتیم و شعار بدهیم. عده ای شکایت کردند که نمی توانیم همین طور دست روی دست بگذاریم و بنشینیم و تماشا کنیم مقامات انتظامی مراقب اوضاع هستند و از بروز هر گونه تشنجی به شدت جلوگیری خواهند کرد.
دکتر ایرانی آن جا بود گفت این حرف ها را نزنید و از هیچ جهت باکی نداشته باشید. زیرا استاندار با ماست. او حتی می تواند فرمانده لشکر و رئیس شهربانی را توقیف کند. معلوم بود که با این فکرها در صدد فتنه بودند و یقین داشتند که از استانداری هیچ کس مانع آن ها نخواهد شد. آقای کاظمی هم کماکان مریض شده و زیر پتو خوابیده بود و دستورات خود را از زیرپتو صادر می کرد.
یک روز که آقای غفاری فرماندار جدید نزد او بود و از جریان روز صحبت می کرد و وضع بغرنج کرمان را ارائه می داد چون دید که کاظمی در محضور غریبی افتاده است از راه دلسوزی به او گفت به عقیده من بهتر است که به اسم معالجه اجازه بگیرید و بروید تهران تا بدین وسیله از زیر بار تعهدات هم خلاص بشوی والا می ترسم یکی از این روزها تلگراف احضار شما برسد و آن وقت برای شما خوب نیست.
یک دفعه آقای کاظمی مانند ترقه از جا پرید و با حالت عصبانی دست برد زیر متکا و یک کاغذ تلگراف بیرون آورد و آن را به شدت جلوی غفاری پرت کرد و گفت بفرمائید رسیده است.
غفاری خیلی متعجب شد و تلگراف را برداشت و خواند معلوم شد که از مرکز آقای کاظمی را خواسته اند که فوری حرکت کند.
در نتیجه همان روز که یکی از چهارشنبه های اواخر فروردین امسال بود آقای کاظمی بی خبر و شبانه از کرمان رفت و باز برای بار دیگر با ناکامی شهری را که هیچ گاه به آمال و آرزوهای او روی خوش نشان نداده بود پشت سر گذاشت.
ولی آقای کاظمی در این مراجعت شب را در رفسنجان اقامت کرد و در آن جا ملاقاتی با آقای هرندی به عمل آورد.
نتیــجه این ملاقات این شد که تا کاظمی از آن طرف به تهران رفت. آقای هرندی این طور فوری به کرمان آمد و مشغول فعالیت شد در آن موقع ماه رمضان بود و جمع شدن در منازل و مساجد و تکایا هیچ گونه اشکالی نداشت بلکه بر عکس خیلی بهتر می شد مردم را دور هم جمع کرد.
آقای هرندی با دار و دسته خودش از موقعیت ماه رمضان استفاده کرد و فوری دست به کار شد و عده زیادی را جمع کرد و از مضاری که با رفتن کاظمی برای آنها پیدا می شد برای آن ها سخن گفت و بالاخره همه را حاضر کرد که بروند در تلگرافخانه متحصن شوند و تلگرافاتی به تهران بزنند که ای امان ای فغان انتخابات آزاد نیست و ما را می خواهند تحت فشار بگذارند و ضمناً از اقدامات آقای کاظمی اظهار رضایت و تشکر کنند و از دولت بخواهند که او را تشویق و تقدیر کند و دوباره به کرمان مراجعت دهد حرف شان هم به مردم همه اش این بود که ما حرف بدی نمی زنیم و جار و جنجالی نمی خواهیم راه بیندازیم مثل بچه آدم به مرکز درباره انتخابات و تقدیر از خدمات کاظمی تلگراف می کنیم.
مردم هم عده ای در تلگرافخانه جمع شدند. اول یک تلگراف به نام جمعیت ملیون کرمان به مرکز کردند که احضار آقای کاظمی اختناق آزادی انتخاب کرمان است و ما را در این مورد می خواهند تحت فشار بگذارند. فوری این جواب از مرکز آمد: کرمان فرمانداری تلگرافی به شماره 758- 15و2و32 از طرف جمعیت ملیون کرمان حضور جناب آقای نخست وزیر عرض شده است دستور فرمودند با آقایان مزبور بگویید انتخابات آزاد است و به هر کس که میل دارند رای دهند ولی دخالت در سیاست دولت و امور جاری کشور و ایجاد تشنج از طرف هر دسته قابل تعقیب و مجازات قانونی خواهد بود. 2863-18و 2و 33 رئیس کل دفتر نخست وزیری سرتیپ دادور.
آن ها که در تلگراف خانه بودند از این گونه جواب ها متقاعد نشدند و این دفعه صریح تر تلگراف دیگری کردند که آقای کاظمی وجودش برای کرمان خیلی لازم بوده و در این جا مصدر خدمات مشعشعی واقع شده، تقاضا داریم او را مورد تقدیر قرار داده و دوباره به کرمان عودت دهند. این دفعه تلگراف دندان شکن دیگری آمد بدین مضمون:
کرمان فرمانداری تلگرافی به شماره 761- 15و 2و 33 به امضای آقایان هرندی، علی ارجمند، دکتر ایرانی و جمعی دیگر به نمایندگی متحصنین تلگراف خانه کرمان حضور جناب آقای نخست وزیر عوض شده است که پس از ملاحظه دستور فرمودند جنابعالی به آقایان مزبور تذکر دهید که اعزام مامور دولت صحیح است که برای رفاه حال و رعایت خاطر مردم است. ولی از نقطه نظر جریان امور اداری نقل و انتقال مامورین بنا به خواسته عده ای یا مخالفت جمعی دیگر در حکومت این جانب ممکن نیست. اهالی محترم از مامورینی که وظیفه خود را انجام نداده و احیانا بر خلاف مصالح عمومی رفتار کنند می توانند با ذکر مورد فوراً شکایت کنند.
آقای کاظمی در مدت ماموریت اخیر خود خدمت برجسته ای در کرمان ننموده اند که مورد تحسین یا تقدیر واقع شوند 2867-18و2و33 رئیس کل دفتر نخست وزیری سرتیپ دادور هرندی و دکتر ایرانی و دار و دسته از این تلگراف مرکز تو دهنی محکمی خوردند و یک دفعه از تلگرافخانه متفرق شدند. هرندی آمد تهران و بقیه رفتند که فکر دیگری بکنند.
در تهران هرندی با کاظمی و دکتر بقایی ملاقات ها کرد. به دکتر گفت که خودت بلند شو بیا کرمان و کارها را زیر نظر بگیر. البته مقصودشان این بود که اگر در مبارزات انتخاباتی دکتر بقایی مغلوب شد و از بین رفت آن ها این خار سر راه را با دست دشمنان خود از بین برده اند و اگر موفق شد موفقیت او را به حساب خودشان گذاشته و او را باز مانند سابق رای خود در دست داشته باشند. ضمناً نقشه ای هم کشیدند که باز به کارها جنبه دینی و مذهبی بدهند که به چه مناسبت هر دو تا وکیل منسوب به ابراهیمی ها و شیخی ها باشند و البته منظورشان آقایان لقمان نفیسی و دکتر بهمنیار بود. فوری در این جا یک طومار بزرگ تهیه کرده و از این که وکیل ها نباید منسوب به ابراهیمی ها یا شیخ ها باشند اظهار انزجار کردند و این طومار را یک نفر به نام لبیبی برداشت آمد قم و به هر وسیله بود به حضور آیت اله بروجردی رسید و اظهار عقیده ایشان را خواست. حضرت آیت الله بروجردی جواب دادند که من به هیچ وجه در سیاست دخالت نمی کنم. لازم نیست هیچ کس از شماها بلند شود بیاید قم. اگر خواستند مطلبی را استفسار کنند نامه بنویسند جواب می دهیم.
در این میان جلسات شب های ماه رمضان در منازل این و آن کماکان ادامه داشت و رفتن کاظمی و تحصن در تلگراف خانه و این جلسات و ضمناً وجود ماه رمضان تشکیل انجمن را به تعویق می انداخت. ولی آقای غفاری به محض این که از کارهای اولیه خودش فراغت حاصل کرد تصمیم گرفت که انجمن را تشکیل بدهد و یک تلگراف به تهران زد که خیال دارم اعضای انجمن را برای روزهای بین ششم تا دهم خرداد دعوت کرده و انجمن اصلی را تشکیل بدهم.
وزارت کشور فوری نظر او را تلگرافی تایید کرده و ضمناً تاکید می کند که مواظب باشید تشنجی حاصل نشود.
مدیرکل کمیته امداد استان: جشن عاطفه ها با سال های گذشته متفاوت خواهد بود
مدیرکل کمیته امداد استان:
جشن عاطفه ها با سال های گذشته متفاوت خواهد بود
مدیرکل کمیته امداد امام خمینی (ره) استان کرمان اظهار داشت: «بنا به نظر کارشناسان و بررسیهای انجامشده تصمیم بر آن شد تا از امسال دیگر چادرهای جمعآوری کمکهای مردمی را در سطح خیابانها و معابر شهر نداشته باشیم و تنها در مراکز نیکوکاری و از طریق سامانه این کمکها جمعآوری خواهد شد.» به گزارش پیام ما، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی، در نشست خبری در جمع خبرنگاران بیان کرد: «کمیته امداد در طول سال دو جشن ملی دارد که مورد تائید همه است. این دو جشن، جشن نیکوکاری و جشن عاطفههاست.» به گفتهی صادقی گروه هدف جشن نیکوکاری افراد بیبضاعت در آستانه سال جدید و گروه هدف جشن عاطفهها دانش آموزان و دانشجویان است.
وی تصریح کرد: «تفاوتی که جشن عاطفههای امسال با سال گذشته دارد که درگذشته با نصب چادر در سطح خیابان بود اما امسال دیگر اجرا نمیشود، در سالهای گذشته 132 پایگاه داشتیم اما امسال در مراکز نیکوکاری و ادارههای کمیته امداد هر شهر جمعآوری میشود .» یحیی صادقی افزود:«2203136105 شمارهحساب بانک ملت و شماره کارت 5859837000064879 برای افرادی که کمک نقدی دارند آماده خدمترسانی است.» به گفتهی مدیرکل کمیته امداد امام (ره)این جشن دهم مهرماه بهصورت خاص در کل مدارس کشور برگزار خواهد شد. وی اضافه کرد: «بسیاری از رتبههای برتر کنکور در سالهای مختلف در رشتههای گوناگون از بچههای کمیته امداد هستند؛ حتی بسیاری از مدیران در همین شهر کرمان درگذشته مددجو بودند.»
وی با اشاره به رسالتهای اصلی این سازمان گفت: «تمام سعی کمیته امداد براین است تا آبرو و عزت تمامی مددجویان حفظ شود و هیچ عکس و اطلاعاتی از مددجویان منتشر نشود.»
صادقی تصریح کرد: «خبرنگاران بازوی توانمندی برای پیشرفتهای یک سازمان هستند و در این مدت دو ماه و نیم که از مدیریت من میگذرد همکاری خوب رسانهها مشهود بوده است.»
رهبر انقلاب در پیامی به مناسبت فرارسیدن موسوم حج:
حکام سعودی که راه حجاج ایرانی را بستهاند، گمراهانی روسیاهند
در آستانه ایام حج، آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به مسلمانان سراسر جهان و حجاج بیتالله الحرام، حج ابراهیمی را مظهر عزت و عظمت امت اسلامی در مقابل زورگویان بینالمللی خواندند و با اشاره به حوادث تلخ فاجعه منا، خطاب به دولتها و ملتهای اسلامی تأکید کردند: «جهان اسلام، اعم از دولتها و ملتهای مسلمان باید حاکمان سعودی را بهدرستی بشناسند و بهخاطر جنایاتی که در گسترهی جهان اسلام به بار آوردهاند، گریبان آنها را رها نکنند و فکری اساسی برای مدیریت حرمین شریفین و مسئلهی حج بکنند.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ صَلَّی اللّهُ عَلی سَیّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ وَ صَحبِهِ المُنتَجَبین وَ مَن تَبِعَهُم بِاِحسانٍ اِلی یَومِ الدّین.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان!
موسم حج برای مسلمانان، موسم افتخار و شُکوه در چشم خلایق، و موسم نورانیّت دل و خشوع و ابتهال در برابر خالق است. حج، فریضهای قدسی و دنیوی و خدایی و مردمی است. از سویی فرمان «فَاذکُرُوا اللّهَ کَذِکرِکُم ءابآءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا» و «وَ اذکُرُوا اللّهَ فی اَیّامٍ مَعدوداتٍ» و از سویی خطابِ «اَلَّذی جَعَلناهُ لِلنّاسِ سَوآءَنِ العاکِفُ فیهِ وَالباد» ابعاد بیانتها و متفاوت آن را روشن میسازد. در این فریضهی بینظیر، امنیّت زمان و مکان همچون نشانهای آشکار و ستارهای درخشان، دل انسانها را آرامش میبخشد و حجگزار را از محاصرهی عوامل ناامنی که از سوی ستمگران سلطهگر، همواره آحاد بشر را تهدید کرده است بیرون میکشد و لذّت ایمنی را در دورهای معیّن به او میچشاند. حجّ ابراهیمی که اسلام به مسلمانان هدیه کرده است، مظهر عزّت و معنویّت و وحدت و شُکوه است؛ عظمت امّت اسلامی و اتّکاء آنان به قدرت لایزال الهی را به رخ بدخواهان و دشمنان میکِشد و فاصلهی آنان را با منجلاب فساد و حقارت و استضعافی که زورگویان و قلدران بینالمللی بر جوامع بشری تحمیل میکنند، برجسته میسازد. حجّ اسلامی و توحیدی، مظهر «اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم» است؛ جایگاه برائت از مشرکان و الفت و وحدت با مؤمنان است. آنان که حج را به یک سفر زیارتی ـ سیاحتی فروکاسته و دشمنی و کینهی خود با ملّت مؤمن و انقلابی ایران را در زیر عنوان «سیاسی کردن حج» پنهان ساختهاند، شیطانهایی خُرد و حقیرند که از به خطر افتادنِ مطامع شیطان بزرگ، آمریکا، به خود میلرزند. حکّام سعودی که امسال صدّ عن سبیلاللّه و المسجد الحرام کرده و راه حجّاج غیور و مؤمن ایرانی به خانهِی محبوب را بستهاند، گمراهانی روسیاهند که بقای خود بر اریکهی قدرت ظالمانه را در دفاع از مستکبران جهانی و همپیمانی با صهیونیسم و آمریکا و تلاش برای برآوردن خواستهی آنان میدانند و در این راه از هیچ خیانتی رویگردان نیستند.
اکنون قریب یک سال از حوادث مُدهش منا میگذرد که در آن، چند هزار نفر در روز عید و در لباس احرام، در زیر آفتاب و با لب تشنه، مظلومانه جان باختند؛ اندکی پیش از آن در مسجدالحرام نیز جمعی در حال عبادت و در طواف و نماز به خاک و خون کشیده شدند. حکّام سعودی در هر دو حادثه مقصّرند؛ این چیزی است که همهی حاضران و ناظران و تحلیلگران فنّی بر آن اتّفاقِنظر دارند؛ و گمانِ عمدی بودن حادثه نیز از سوی برخی صاحبنظران مطرح شد. تعلّل و کوتاهی در نجات مجروحان نیمهجانی که جان شیفته و دل مشتاق آنان در عید قربان با زبان ذاکر و ترنّم آیات الهی همراه بود، نیز قطعی و مسلّم است. مردان قسیّالقلب و جنایتکار سعودی آنان را با جانباختگان، در کانتینرهای دربسته محبوس ساختند و به جای درمان و کمک یا حتّی رساندن آب به لبان تشنهی آنان، آنها را به شهادت رساندند. چند هزار خانواده از کشورهای گوناگون عزیزان خود را از دست دادند و ملتهای آنان داغدار شدند. از جمهوری اسلامی نزدیک به پانصد نفر در میان شهدا بودند. دل خانوادهها همچنان مجروح و داغدار است و ملّت همچنان غمگین و خشمگین است. حکّام سعودی به جای عذرخواهی و پشیمانی و تعقیب قضائیِ مقصّران مستقیمِ این حادثهی هولناک، با نهایت بیشرمی و وقاحت، حتّی از تشکیل هیئت حقیقتیاب بینالملل اسلامی نیز سر باز زدند؛ به جای ایستادن در جایگاه متّهم، در جایگاه مدّعی ایستادند و دشمنیِ دیرین خود با جمهوری اسلامی و با هر پرچم برافراشتهی اسلام در مقابله با کفر و استکبار را با خباثت و سَبُکسریِ بیشتر آشکار ساختند. بوقهای تبلیغاتی آنان اعم از سیاستمدارانی که رفتار آنان در برابر صهیونیستها و آمریکا ننگ جهان اسلام است، تا مفتیان ناپرهیزکار و حرامخواری که آشکارا برخلافِ کتاب و سنّت فتوا میدهند، تا پادوهای مطبوعاتی که حتّی وجدان حرفهای هم مانع دروغسازی و دروغگویی آنان نیست، تلاش بیهوده میکنند که جمهوری اسلامی را در محرومسازی حجّاج ایرانی از حجّ امسال، متّهم نشان دهند. حکّام فتنهانگیزی که با تشکیل و تجهیز گروههای تکفیری و شرور، دنیای اسلام را گرفتار جنگهای داخلی و قتل و جرح بیگناهان کردهاند و یمن و عراق و شام و لیبی و برخی دیگر از کشورها را به خون آغشتهاند؛ سیاستبازانِ از خدا بیخبری که دست دوستی به رژیم اشغالگر صهیونیست داده و چشم بر رنج و مصیبت جانکاه فلسطینیان بستهاند و دامنهی ظلم و خیانت خود را تا شهر و روستای بحرین گستردهاند؛ حاکمان بیدین و بیوجدانی که فاجعهی بزرگ منا را پدید آورده و با نام خادمان حرمین، حریم حرم امن الهی را شکسته و میهمانان خدای رحمان را در روز عید در منا و پیش از آن در مسجدالحرام قربانی کردهاند، اکنون از سیاسی نشدن حج دَم میزنند و دیگران را به گناهان بزرگی که خود مرتکب شده یا تسبیب کردهاند، متّهم میکنند. آنان مصداق کامل بیان روشنگر قرآن کریمند که فرمود: وَ اِذا تَوَلّیٰ سَعیٰ فِی الاَرضِ لِیُفسِدَ فیها وَ یُهلِکَ الحَرثَ وَ النَّسلَ وَ اللّهُ لا یُحِبُّ الفَساد * وَ اِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ اَخَذَتهُ العِزَّهُ بِالاِثمِ فَحَسبُهو جَهَنَّمُ وَ لَبِئسَ المِهاد».
امسال نیز بنا بر گزارشها، علاوه بر صد حجّاج ایرانی و برخی ملتهای دیگر، حجّاج دیگر کشورها را در محدودهی کنترلهای نامعهود با کمک دستگاههای جاسوسی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داده و خانهی امن الهی را برای همه ناامن کردهاند. جهان اسلام، اعم از دولتها و ملتهای مسلمان باید حاکمان سعودی را بشناسند و واقعیت هتّاک و بیایمان و وابسته و مادّی آنان را بدرستی درک کنند؛ باید بهخاطر جنایاتی که در گسترهی جهان اسلام به بار آوردهاند، گریبان آنها را رها نکنند؛ باید بهخاطر رفتار ظالمانهی آنان با ضیوف الرّحمان، فکری اساسی برای مدیریت حرمین شریفین و مسئلهی حج بکنند. کوتاهی در این وظیفه، آیندهی امّت اسلامی را با مشکلات بزرگتری مواجه خواهد ساخت.
برادران و خواهران مسلمان! امسال جای حجّاج مشتاق و بااخلاص ایرانی در مراسم حج خالی است، ولی آنان با قلبهای خود حاضر و در کنار حاجیان از سراسر جهان و نگران حال آنان هستند و دعا میکنند که شجرهی ملعونهی طواغیت نتوانند گزندی به آنان برسانند. برادران و خواهران ایرانیِ خود را در دعاها و عبادتها و مناجاتهای خود یاد کنید و برای رفع گرفتاریها از جوامع اسلامی و کوتاه شدن دست مستکبران و صهیونیستها و سرسپردگان آنها از امّت اسلامی دعا کنید.
اینجانب یاد شهدای منا و مسجدالحرام در سال گذشته و شهدای مکّه در سال ۶۶ را گرامی میدارم و از خدای عزّوجلّ برای آنان طلب مغفرت و رحمت و علوّ درجات میکنم و با سلام به حضرت بقیّهالله اعظم (روحی له الفداء) دعای مستجاب آن بزرگوار را برای اعتلای امّت اسلامی و نجات مسلمانان از فتنه و شرّ دشمنان طلب مینمایم.
نمایشگاه صلح و دوستی به کرمان رسید مردی با آرزوی صلح جهانی
نمایشگاه صلح و دوستی به کرمان رسید
مردی با آرزوی صلح جهانی
از دیروز نمایشگاهی با 50 ازعکس یوسف جلال زاده، هنرمند جنوبی در محل نگارخانه شهید آتشی کرمان برپا شده است. یوسف جلال زاده که به مرد هزار چهره هرمزگانی نیز مشهور است، در دی ماه سال 1360 در روستای چاهستان از توابع بخش مرکزی بندر عباس دیده به جهان گشود. وی عکاس، تصویر بردار، تدوینگر، مستند ساز و مردی از جنس هنر و آفرینندگی است. جلال زاده از سال 87 کار هنری را با عکاسی و از 8 سال پیش کار کارکترش را با شخصیت پزشک آغاز کرد. این هنرمند شاخص و توانمند حدود 600 شخصیت را کار کرده و امیدوار است این رقم را به 1000 اثربرساند و در نهایت با ثبت در رکورد های گینس افتخاری برای ایران رقم بزند.در حاشیه برگزاری این نمایشگاه، که پنجمین دوره برگزاری در سطح ملی او محسوب می شود، مصاحبه کوتاهی با جلال زاده داشتیم تا بیشتر با اهداف و ایده هایش از آفرینش این اثرها، آشنا شویم.
جلال زاده که به صورت مستقل کار می کند، معتقد است: در کارهایش به هیچ کس وابسته نبوده و نیست و هیچ کس را پشتوانه مالی ندارد و فقط سه حامی را همواره پشت و پناه خود می داند، خدا، مردم و رسانه های کشوری که همواره او را حمایت کرده و امیدوار نگه داشته اند.
وی هدفش را از برگزاری این قبیل نمایشگاهها که با عنوان صلح و دوستی است، می گوید: قصد من یادآوری آدم ها و انسانیت آنها فارغ از هر گونه نژاد، جنسیت و قومیت است.در حقیقت این آثار کارکترهایی هستند که در ذهن و تفکر آدم ها وجود دارند و نشان دهنده این است که انسان بهترین مخلوقات است و این بهترین بودن هیچ ربطی به موقعیت اجتماعی و جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی ندارد و همه با هم برابر و برادرند واز یک نقطه می آیند. خلاصه اینکه، نیت من از این عکس ها، یادآوری صلح و دوستی است برای تمام مردم.
این عکاس جنوبی اضافه کرد: کرمان پنجمین میزبان آثار من است و قبل از این در شهرهای قشم، بندرعباس، مشهد و اصفهان نمایشگاه را برگزار کرده و امیدوارم بتوانم در سایر شهرهای ایران نیز پیام رسان صلح و دوستی باشم.
لازم به ذکر است در مراسم افتتاحییه این نمایشگاه که در نهایت غریبی و سکوت و در محل نامناسبی برگزارشد، نه تنها هیچ کدام از مقامات شهری و استانی حضور نداشتند، بلکه هیچ اطلاع رسانی خوبی از سوی رسانه ها و حتی خود شهرداری کرمان که این نگارخانه را در اختیار این هنرمند میهمان شهر ما، قرار داده بود، انجام نشده بود و برای ما کرمانی ها که مشهور به میهمان نوازی هستیم و مدعی ارج نهادن به فرهنگ وهنر، این چنین برخوردی با این هنرمند، شایسته و درخور کرمان و کرمانی نیست و ای کاش حداقل کمی به فکرآبروداری و ارج نهادن به هنر ایرانی بودیم.
این نمایشگاه از دیروز تا پنج شنبه هفته جاری ازساعت 17 تا 20 درنگارخانه شهید آتشی واقع در پارک مطهری، پذیرای علاقه مندان و هنردوستان است.
رسول خادم
عضو هیات رییسه جهانی کشتی شد
رئیس فدراسیون کشتی ایران با کسب آرای لازم در انتخابات هیات رئیسه اتحادیه جهانی کشتی به عضویت این هیات درآمد. این اتفاق در حالی رخ داد که کشتی ایران سالها در کشتی جهان کرسی نداشت.
مجمع انتخاب اعضای هیات رئیسه اتحادیه جهانی کشتی امروز در حاشیه رقابتهای قهرمانی جوانان جهان در شهر ماکون فرانسه برگزار شد که رسول خادم توانست با کسب ۷۶ رای به عنوان عضو هیات رئیسه این اتحادیه انتخاب شود.
انتخابات اتحادیه جهانی کشتی برای تعیین اعضای هیأت رئیسه ظهر دیروز (به وقت فرانسه) در شهر ماکون برگزار شد و رسول خادم با ۷۶ رأی و بیشترین آراء بعنوان عضو هیأت رئیسه اتحادیه جهانی درآمد.
در این انتخابات نامیک علی اف از آذربایجان با ۷۵ رأی، میشل دوسون از فرانسه با ۶۹ رأی، مارتین دیتمن از آلمان با ۶۲ رأی ، خانم یاکشی از ترکیه با ۶۰ رأی و هاماکوس از یونان با ۵۹ رأی به عضویت هیأت رئیسه اتحادیه جهانی در آمدند.
در این مراسم که برای انتخاب ۶ عضو هیأت رئیسه برگزار شد، ۱۱ نفر کاندیدا بودند که رسول خادم از مجموع ۹۸ رأی، بعنوان نفر نخست ۷۶ رأی را از آن خود کرد و برای مدت چهار سال عضو هیأت رئیسه اتحادیه جهانی کشتی شد.
کشتی ایران بعد از پایان دوره عضویت دکتر محمد توکل در هیات رئیسه فیلا تا سالها هیچ نمایندهای در هیات رئیسه نداشت. آخرین تلاش کشتی ایران برای کسب کرسی در هیات رئیسه اتحادیه جهانی به ۱۷ سپتامبر سال ۲۰۱۰ برمی گردد که ثمری برای کشتی کشورمان نداشت.
البته کشتی ایران دوبار در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ با کاندیدا شدن امیررضا خادم برای به دست آوردن کرسی جهانی تلاش کرد اما برادر رئیس فعلی فدراسیون نتوانست آرای لازم برای حضور در هیات رئیسه را کسب کند.
انتخابات هیات رئیسه شورای شهر کرمان صورت گرفت مشرفی آرام رئیس شد مؤیدی نایبرئیس
انتخابات هیات رئیسه شورای شهر کرمان صورت گرفت
مشرفی آرام رئیس شد
مؤیدی نایبرئیس
علیاکبر مشرفی با کسب 8 رأی در مقابل 7 رأی مؤیدی، توانست برای دومین سال پیاپی رئیس شورای شهر کرمان شود.
شب گذشته چهارمین انتخابات هیات رئیسه شورای شهر کرمان در حالی آرام و بدون تنش برگزار شد که در دو سال گذشته، شبهای انتخابات شورا جنجالی میشد. این بار اما برخلاف گذشته، نهتنها از بحث و جنجال خبری نبود که بازار تعارف داغ بود و نامزدهای هر سمت، به یکدیگر تعارف میکردند که به نفع دیگری کنار روند. درنهایت هم انتخابات بهآرامی برگزار شد و مشرفی توانست رئیس شود.
مشرفی روی حرفش نماند
قبل از برگزاری جلسه شورا، علیاکبر مشرفی به «پیام ما» گفت که اگر ربانی زاده نامزد ریاست شود، پا به عرصه نمیگذارد. ربانی که سخنگوی شورا هم بود در پاسخ به پرسش ما در خصوص نامزدیاش اعلام کرد که «حتماً نامزد میشوم.» شروع جلسه اما نشان داد این حرف مشرفی فقط تعارف بود. بعدازاینکه فتحالله مؤیدی اعلام نامزدی کرد، ربانی هم گفت که نامزد ریاست است. سپس مؤیدی از مشرفی پرسید که «کاندیدا نمیشوی؟» و مشرفی گفت «اگر حاجآقا ربانی اجازه دهند، نامزد میشوم.» ربانی پسازاین اتفاق گفت که پنج دقیقه فرصت حرف زدن میخواهد. معلوم بود که گلایهای در کار است. قبل از سخنان ربانی، جوانمرد هم اعلام نامزدی کرد.
گلایه ربانی از مشرفی، لری، مؤیدی و دیگران
حجت الاسلام ربانی صحبتهای خود را اینگونه آغاز کرد: «انتظار میرفت یک روحانی رئیس شورا باشد.» او سپس به سه سال پیش برگشت. به جلسهای در خانه خودش با حضور مشرفی، مؤیدی و سیف الهی شهردار وقت. به گفته مؤیدی در آن جلسه قرار شده بود که یک سال مشرفی رئیس شود، یک سال مؤیدی و یک سال هم ربانی. ربانی گفت: «قرار شد سال اول مؤیدی رئیس شود. سال دوم هم آقای مؤیدی به مصلحت دیدند که باز رئیس شوند. سال سوم مشرفی پیش من آمد و گفت امسال بگذار من رئیس شوم، سال بعد شما رئیس باش.» سخنگوی شورا سپس از زهرا لری و دیوانبیگی گلایه کرد که «به او در جریان حضور در کمیسیون فرهنگی» کملطفی کرده و از برخی اعضا ازجمله جوانمرد هم در خصوص کمیسیون ماده 100 گلایه کرد. وی سپس به سوابق انقلابی و جنگ خود اشاره کرد و با گفتن اینکه «اگر من رئیس شوم برای خیلیها سخت میشود. آن روزی که من در قامت سخنگویی شورا، پاسخ استاندار را دادم، آن روی که به برخی اعضای شورا خرده گرفتم، قید ریاست را زدم» انصراف خود را از نامزدی ریاست شورا اعلام کرد. پسازاین صحبتها، مشرفی از ربانی خواست «اگر قصوری بوده» او را ببخشد. جوانمرد هم در پی این صحبتها از نامزدی ریاست انصراف داد. درنتیجه مشرفی و مؤیدی بهمانند انتخابات دو سال اول نامزدهای نهایی ریاست شدند.
پیشنهاد مشخص شدن رئیس با قرعهکشی
ربانی قبل از آغاز رأیگیری پیشنهاد داد که برای بیشتر بودن تعامل، رئیس با قرعهکشی انتخاب شود. این پیشنهاد او با مخالفت گیلانی روبرو شد. گیلانی گفت «این کار قانونی نیست.» پیشنهاد دوم ربانی هم حمایت همه اعضا از رئیس آینده بود.
مشرفی برد
رأیگیری برای تعیین رئیس آغاز شد. مؤیدی هنگام شمارش آرا سرش را پایین انداخته بود و مشرفی به تختهای که روی آن تعداد رأیها را مینوشتند خیره بود. درنهایت مشرفی با کسب یک رأی بیشتر از مؤیدی و با کسب هشت رأی توانست رئیس شود.
تعارف به مؤیدی برای نایبرئیسی
مشرفی پس از موفقیت از مؤیدی خواست که نامزد نایبرئیسی شود. برخی اعضا از این خواسته مشرفی حمایت کردند. منصوری، نایبرئیس سال سوم شورا، گفت «اگر مؤیدی بیاید من نمیآیم.» مؤیدی گفت نه. منصور ایرانمنش گفت پس من میآیم. اصرار مشرفی در این لحظه بیشتر شد. به نظر او نایبرئیسی مؤیدی را ترجیح میداد. مشرفی این بار گفت من از ریاست استعفا میدهم تا مؤیدی رئیس شود. این حرف باعث شد درنهایت مؤیدی نامزدی برای نایبرئیسی را قبول کند. حالا او تنها نامزد نایبرئیسی بود اما نتوانست 15 رأی را کسب کند. 2 رأی سفید و یک رأی به زهرا لری باعث شد مؤیدی با 12 رأی نایبرئیس شورا شود.
ربانی سخنگو ماند
برای سخنگویی ربانی و جوانمرد نامزد شدند. ربانی گفت «من به نفع جوانمرد کنار میروم. دیگر رأی نگیرید.» این بار هم مشرفی وارد میدان شد. او گفت بگذارید رأیگیری کنیم. درنتیجه ربانی با 8 رای سخنگو شد.
افتخار گیلانی
به نداشتن سمت در شورا
برای انتخاب منشی شورا، صدیقه زاهدی نامزد شد. مشرفی از گیلانی خواست نامزد شود. گیلانی اما در جواب به این تعارف گفت: «افتخار میکنم هیچ سمتی در شورای شهر چهارم ندارم.» برای خزانهداری شورا هم یوسف جعفری با کسب 11 رأی در مقابل 4 رأی منصوری، موفق شد خزانهدار شود.
واکنش عجیب رئیس کمیسیون بهداشت شورای شهر به اعتراض چایخانه داران معصوم زاده: دیگر به من رای ندهید
واکنش عجیب رئیس کمیسیون بهداشت شورای شهر به اعتراض چایخانه داران
معصوم زاده: دیگر به من رای ندهید
سریال اعتراض چایخانه داران به طرح جنجالی ممنوعیت عرضه قلیان این بار به شورای شهر کرمان رسید.
روز گذشته جمعی از چایخانه داران کرمانی برای اعتراض به ممنوعیت عرضه قلیان جلوی خانه شهر کرمان، محل برگزاری جلسات شورای شهر جمع شدند. این اعتراض در پی طرحی بود که حدود یک ماه پیش کمیسیون بهداشت شورای شهر کرمان تصویب کرده بود. این کمیسیون به ریاست ماهبانو معصوم زاده، طرحی را مصوب کرده بود که بر اساس آن اجرای مصوبه سال 85 وزارت کشور در شهر کرمان الزامیشد. مصوبهای که در آن بر ممنوعیت عرضه قلیان در اماکن عمومی تأکید میکند. این مصوبه با تلاش و اصرار وزارت بهداشت در سال 85 اجرایی شد اما با حمایت نکردن دولت وقت، بهجایی نرسید و آبان ماه 90 هیئت دولت با صدور مصوبهای، قهوهخانهها و چایخانهها را از لیست اماکن عمومی خارج کرد تا عرضه قلیان در آنها مشکلی نداشته باشد. اما چند ماه بعد با پیگیریهای وزارت بهداشت، دیوان عدالت اداری مصوبه هیئت دولت را لغو و اعلام کرد که بر اساس قانون مبارزه با دخانیات، قهوهخانهها جزو اماکن عمومیاند و نباید در این اماکن قلیان به مشتری عرضه شود. ماهبانو معصوم زاده که خود یک رستوران سنتی دارد و در آن قلیان عرضه نمیکند، بر اجرای این مصوبه تأکید دارد. به همین دلیل چایخانه داران کرمانی تصمیم گرفتند مقابل شورا تجمع کنند. آنها پیشازاین مقابل استانداری و فرمانداری هم تجمع کرده بودند. قبل از آغاز جلسه شورا حجتالاسلام ربانی سخنگو و علیاکبر مشرفی رئیس شورا به میان تجمعکنندگان آمدند و به آنها گفتند «سعی میکنیم مشکلات حل شود.» تجمعکنندگان اما راضی نمیشدند. آنها بهجز اعتراض به ممنوعیت عرضه قلیان، به مصاحبه معصوم زاده با یکی از سایتها هم اعتراض داشتند. معصوم زاده در گفتوگو با سایت «گفتار نو» تجمع اعتراضی به ممنوعیت قلیان را به کسانی نسبت داده بود که «طمع دارند.» همین جمله باعث اعتراض بیشتر چایخانه داران میشد. مشرفی وقتی این جمله را شنید به چایخانه داران گفت «اشتباه است. من بهعنوان رئیس شورا عذر میخواهم.» او پس از گفتن این جمله به جلسه شورا رفت.
به من رأی ندهید
درحالیکه 10 دقیقه از زمانی که می بایست جلسه شورا شروع شود (18:30) گذشته بود، معصوم زاده به محل شورا آمد. او وقتی اعتراض چایخانه داران را دید، به روی سکویی رفت تا صحبت کند. معصوم زاده از مضرات قلیان گفت و لزوم اجرای قانون ممنوعیت عرضه. او تاکید کرد که «این قانون کشوری است. شماها بخواهید یا نخواهید این قانون اجرا می شود. اعتراض شما حقتان است. اصفهان و مشهد هم قلیان ممنوع شده است. شماها شغل داشتید و از دست دادید. 11 بخش در اجرای این قانون دخیل هستند و می توانند پاسخ دهند. ما یک قسمت هستیم. من سلامت بهداشت مردم برایم اهمیت دارد. قلیان 40 برابر سیگار ضرر دارد. همه این ها را در نظر بگیرید. چقدر باید بین قلیانی ها فاصله باشد؟ مشخص نیست چراکه یک شغل تعریف نشده است. ما چنین شغلی نداریم. اتاق اصناف می گوید چایخانه داریم که قلیان نباید بدهند.» او سپس گفت که برای انتخاب هیات رئیسه می رود و بعد پاسخ معترضان را خواهد داد. معصوم زاده گفت «اگر واقعا غرضی ندارید صبر کنید تا پس از جلسه.» یکی از میان جمعیت گفت «می مانیم به شرط اینکه شما از در دیگری نروید.» معصوم زاده با تندی جواب داد که «اگر بخواهم از در دیگر می روم. چون دلم می خواهد.» معترضان به ادبیات او اعتراض کردند. بااینحال او گفت که از تصمیمش صرفنظر نمیکند و پس از جلسه شورا پاسخ معترضان را میدهد. لحن تند او باعث شد معترضان بر ضد معصوم زاده شعار دهند. شعار آنها با این پاسخ معصوم زاده روبرو شد: «دیگر به من رأی ندهید.» این جمله شدت اعتراضات را بیشتر کرد. معصوم زاده این بار گفت: «شما تحریکشدهاید. شما را تحریک کردهاند.» یکی از چایخانه داران جواب داد که «جواز قانونی، ما را تحریک کرده است.» معصوم زاده به او گفت: «توحرف نزن» سروصدا بالا رفت. دیگر اعضای شورا به حیاط خانه شهر آمدند. یکی به معصوم زاده آب داد تا آرام شود اما کسی نمیتوانست معترضان را آرام کند. چراکه با هزینه زیاد و کسب جواز کاری راه انداخته بودند اما حالا جلوی کارشان گرفتهشده بود. یکی از معترضان از شدت ناراحتی گریه شد و با فریاد به معصوم زاده گفت: «حق ما را پایمال نکنید.» معصوم زاده میخواست جواب بدهد اما ربانی نگذاشت. پس از جلسه و در ساعت 20، معترضان هنوز در محل حضور داشتند و از معصوم زاده پاسخ میخواستند. مشرفی به میان آنها رفت و قول داد که «مشکل حل شود.» معصوم زاده اما از معترضان خواست که به میدان شورا بروند تا بتوانند باهم صحبت کنند. نیروی انتظامی اما با این امر مخالفت کرد.
ورود شورا به ممنوعیت قلیان درست نبود
مهنوش مؤمنی دیگر عضو کمیسیون بهداشت شورای شهر کرمان در رابطه با قانون ممنوعیت عرضه قلیان به «پیام ما» گفت: «این قانون مربوط به وزارت بهداشت و وزارت کشور است. به نظر من ورود شورا به این موضوع درست نبود.»
