بایگانی مطالب نشریه
سومین جشنواره فرهنگی گل گهر
نشست صمیمی با حضور مسعود احمدی ۲۶ الی ۲۷ شهریور/ ۲۶ : ۱۰ صبح گفتاری از مدرن به پست مدرن
۴ عصر : نشست صمیمانه با شاعران سیرجان/ ۲۷: ۹ صبح و ۴ عصر : ویراستاری متون ادبی
یوم السینما
آمیز مسعود خان اشجعی
تاریخ نگاران بی زبان به لسان القلم حکایت نموده اند که در ولایات معظمه دیار کریمان که به آستان هشت معروف است، بیست و یکمین روز از آخرین ایام فصل تموز از هر سال را به ساحت هنر هفت آلائیده و نامش یوم السینما گذارده، آن را تا پاسی از شب پاس می داشته اند چنان با شکوه، که سقف دهان اورسن ولز کبیر به نشانه حیرت به انگشت اشاره اش می چسبید و روح هیچکاک، آواره دیار کریمان می گشت و قبرستان هالیوودیان خالی از سکنه در چنین شبی، گویی ارواح ستارگان سینما توغراف، آسمان دیار کریمان را به تسخیر در می آوردند تا نظاره گر هنر هفتیان برپهنه سترگ آستان هشت باشند و چنین بوده که زمینیان، آسمان این سرزمین را همواره پرستاره می دیده اند و آن ستارگان، خاک این سرزمین را قلب سینما! نقل است که آمیز متوهم خان رژیسور از اهالی گواشیر، شنیده از ابوی اش که ایشان نیز نقل نموده از جدش متحیر الدوله که شبی در خواب، مرحوم استاد جان فورد را دیده به غایت نورانی، که موعظه می نموده جماعتی را ابویانه، روایت می کنند که متحیر الدوله چنین گفت، چون نیک نظر کردم در جماعت، مرحومان فلینی، اوزو و برگمان را در میانشان مشاهده نمودم که خیره به دهان استاد بودند که چنین می فرمود که ای جماعت هفتی وای هفتیان نفتی (منظور استاد را از نفتی متوجه نگردیدیم) دوربین هایتان را بیاویزید و سه پایه هایتان را جمع کنید که سینما فقط در این سرزمین است و بس! و چون آن جماعت زمین را رصد کردند، اهالی دیار کریمان را یگانه مردمی یافتند که از دولتی سردولتمردانش، بیت الهنری دارند به غایت سترگ که مردمانش بام تا شام را به تیارت و تصویر گری و آوازه خوانی و سینما توغراف مشغولند و دولتیان به تامین نیازهای روزمره آنان اهتمام می ورزند تا مبادا در این رهگذر تخیل هنرمندانه شان اسیر حقایق بی مقداری چون قوت لایموت و سرپناه عاریه ای گردد و اینچنین بود که میزداران دولتمدار میزها را به کناری نهاده، به میان آنان رفته و بهرهر کدامشان خانه ای بنا نموده و خانه سینما را بیت التوغراف نامیده که مردمان برای عضویتش سرودست می شکنند همچو مجنون از برای لیلی!! و چون آن جماعت نیک تر نظر کردند، جای جای آن سرزمین را سرشار از دوربین هایی یافتند که هر کدامشان جماعتی را پیش روی خود داشته و هر کدام شاهکاری رقم می زنند و سالن ها آکنده از مردمانی اند که آن شاهکارها را به تماشا نشسته، پشمک و چیپس خورده، به هم عشق می ورزند و روزگاری بس خوش دارند.
در اینجا بود که قطره ای اشک گوشه چشم جان فورد فقید نقش بسته، آهی کشید و چنین گفت، که ای کاش دمی بیشتر در این دارالگذر می ماندم و فرشته مرگ، چندی برمن دست نگاه می داشت تا که لذت سینما تو غراف را در این سرزمین سینماپرور تجربه می نمودم و نامش ،«کرمان من چه سر سبز بود» می نهادم و اینگونه بود که چون متحیر الدوله از خواب برخاست، جامه از تن بدرید و تا جان در بدن داشت به امر سینما تو غراف همت گمارد، روحش شاد و یادش گرامی
رییس کل بانک مرکزی در کرمان تأکید کرد تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی توسط نظام بانکی
رییس کل بانک مرکزی در کرمان تأکید کرد
تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی توسط نظام بانکی
رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در نشست مشترک شورای عالی بانکها و کارگروه رفع موانع تولید استان کرمان گفت: «بیش از ۹۰ درصد تأمین منابع مالی کشور توسط نظام بانکی صورت میگیرد درصورتیکه در کشورهای پیشرفته تأمین منابع مالی اصولاً از چند منبع ازجمله نظام بانکی، بازار پول و بخشی هم توسط بازار سرمایه صورت میپذیرد.» ولیالله سیف اظهار کرد: «تقسیم بین این دو بازار در کشورهای دیگر به این صورت است که بین 40 تا 50 درصد تأمین منابع مالی توسط بازار سرمایه و 60 در صد توسط نظام بانکی انجام میشود.» رییس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه یکی از وظایف بانک تبدیل سررسید است، گفت: «مدیریت تعادل بین منابع و مصارف باید به نحوی عمل کند که بانک هیچگاه دچار عدم تعادل و پاسخگویی به سپردهگذاران نشود.» سیف با تأکید بر اینکه شبکه بانکی کشور باید بیشترین خدمات را با بالاترین کیفیت ارائه دهد، افزود: «ارائه خدمات منحصربهفرد، گستردگی ارائه خدمات در کشور و ارائه خدمات به همه اقشار بدون وقفه ازجمله ویژگیهای نظام بانکی است.» وی اظهار کرد: «25 میلیارد تراکنش مالی بینبانکی در سامانههای مالی پرداخت در سال گذشته انجامشده است که ارزش آن معادل 10 برابر حجم نقدینگی کشور بوده و این حجم تراکنش با 99 و نیم درصد دقت انجامشده است.» رییس کل بانک مرکزی گفت: «35 تا 40 میلیارد تومان تراکنش درون بانکی و بینبانکی در سال 94 انجامشده که منجر به ایجاد بیش از 20 میلیارد خدمات بانکی شده است.»
وام ازدواج را به نیازمندان بدهیم
سیف اظهار کرد: «هیچ طرحی در کشور انجامنشده است مگر اینکه نظام بانکی در تأمین منابع مالی طرح نقش داشته است.» وی گفت: «در حال حاضر همه برای گرفتن وام ازدواج مراجعه میکنند.آیا بهتر نبود وام قرضالحسنه ازدواج را به سمت اقشار نیازمند هدایت کنیم.» رییس کل بانک مرکزی با اشاره بر اینکه در کل نظام بانکی کشور 447 میلیون و 262 حساب وجود دارد، تصریح کرد: «439 میلیون از این حسابها متعلق به اشخاص حقیقی ایرانی است و از این تعداد 411 میلیون از این حسابها شماره و کد ملی دارند و مابقی کد ملی ندارند.» وی افزود: «نظام بانکی تصمیم دارد که همه حسابها هویت دار شوند . بیش از ۲۷ میلیون و 870 هزار از این حسابها راکد شده و تنها ۸ هزار و ۷۷۰ حساب هنوز فعال هستند و تا آخر شهریورماه جاری برای تعیین تکلیف این حسابها فرصت است.» رییس کل بانک مرکزی با تأکید بر اینکه بررسی شود آیا پروژه استحقاق دارد که موردحمایت قرار گیرد، گفت: «تسهیلات نظام بانکی باید هدفگیری شده و بهجایی هدایت شود که نیاز است تا اقتصاد کشور به حرکت درآید.» سیف تصریح کرد: «اصولاً واحدهای کوچک و متوسط کشور، توسعه و آبادانی را به اقصی نقاط کشور میبرند زیرا واحدهای بزرگ در برخی مناطق ایجاد میشوند.» وی اظهار کرد: «برای موارد استثنایی پیشبینیشده که اگر بانکی باوجود تصمیم کارگروه به این نتیجه رسید که طرحی توجیه ندارد و کارگروه برای پرداخت آن تأکید دارد، مورد در تهران مطرح و رسیدگی شود.»
بانک مرکزی وظیفه تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی را دارد
رییس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه نقش کمیته رفع موانع تولید بسیار مهم و حیاتی است، گفت: «این کمیته یک حکمیت منطقی است تا منابع کشور را به سمتی هدایت کند که اقتصاد کشور را به سمت پویایی حرکت دهد.» وی تصریح کرد: «نظام بانکی وظیفه تأمین منابع موردنیاز برای اجرای پروژهها را دارد و در این زمینه باید بررسیهای لازم صورت گیرد.»
سیف با اشاره به اینکه همکاران بانکی باید همت کنند تا اقتصاد مملکت را به حرکت درآوریم، گفت: «اقتضای وضعیت اقتصادی کشور این است که بانکها بیشترین انعطاف را داشته باشند و تسهیلات را به هدفی اختصاص دهند که میتواند حرکتی تولیدی داشته باشد.» وی افزود: «کل نظام بانکی وظیفه دارد نقدینگی را تأمین کند و اگر بانک استانی نقدینگی ندارد بانک مرکزی وظیفه تأمین نقدینگی واحدهای تولیدی را دارد. لذا کمبود منابع در استان توجیه نمیشود و این منطق پذیرفته نیست.» رییس کل بانک مرکزی با شرح این سؤال که چرا تسهیلاتی که به یک واحد میدهیم در سررسید وصول نمیشود، تصریح کرد: «بخشی از این مشکل تقصیر ماست، اگر اقساط و دوره بازپرداخت تقسیط متناسب باقدرت ایجاد نقدینگی در واحد باشد، مشکلی ایجاد نمیکند. اگر بهصورت دقیق اقساط تعیین شود با معوقات بانکی روبرو نخواهیم شد.» سیف بر تأمین انضباط مالی در کشور نیز تأکید کرد و گفت: «نباید فضایی ایجاد شود که برخی از سرمایههای بانکی سوءاستفاده کنند.» وی افزود: «مرجع مشتریان بانکی که فکر میکنند نظام بانکی حق آنها را تضییع کرده باید شناسایی شود و اگر کارگروه رفع موانع تولید جهت درست بدهد فرهنگ جدید ایجاد میشود و منجر به شکلگیری رابطه جدید بین فعال اقتصادی و نظام بانکی میشود.»
رشد 78 درصدی صادرات
استاندار کرمان نیز در این جلسه گفت: «یکی از مشکلات شبکههای بانکی استان عدم اختیارات متناسب با مسئولیتها است. انتظار است که سقف اختیارات بانکها در استان افزایش یابد و منابع خارج از استان به بانکها داده شود.» علیرضا رزم حسینی اظهار کرد: «از ۱۲۶ میلیارد تومان پرداختی ۷۰ درصد پرداختیها از بانک کشاورزی است. بقیه بانکها در این زمینه کمکاری کردهاند و در این زمینه عملکرد قابل قبولی ندارند.» وی افزود: «استان کرمان در حوزه صادرات در دولت تدبیر و امید ۴۱ درصد نسبت به سال ۹۲ رشد و در 6 ماهه اول سال جاری نسبت به 5 ماهه سال گذشته 78 درصد رشد داشته است.» علیرضا رزم حسینی افزود: «در سال گذشته ۱۷۰ میلیارد تومان وام خوداشتغالی به 13 هزار نفر در استان کرمان واگذارشده است.» وی افزود: «در دولت تدبیر و امید شرکتهایی که در آستانه مرگ قرارگرفته بودند بدهیها را پرداخت و سهم خود را از بازار ایران گرفتند.»
سهم پایین کرمان در تسهیلات پرداختی بانکها
رییس سازمان صنعت و معدن جنوب نیز در این جلسه گفت: «جنوب کرمان پتانسیلهای زیادی دارد و در تولید محصولات کشاورزی رتبه اول تا سوم راداریم که در سالهای گذشته به این موارد توجه نشده است و صنایع فرآوری در این منطقه به میزان موردنیاز وجود ندارد.» محمود اسکندری نسب اظهار کرد: «طولانی بودن روند پرداخت تسهیلات، استناد بانکها به عدم قرارگیری در اولویت سرمایهگذاری بانکها و بازپرداخت تقسیطی سرمایه در گردش از مشکلات واحدهای تولیدی استان در مسیر پرداخت سرمایه در گردش است.»
رییس سازمان صنعت و معدن شمال استان کرمان نیز در این جلسه گفت: «در سال 94 و 95 تاکنون 88 جلسه رفع موانع تولید و همچنین از اول اردیبهشتماه کارگروه رونق تولید در استان کرمان فعالشده است.» مهدی حسینی نژاد اظهار کرد: «در کارگروه رونق تولید 592 واحد که امکان رونق در آنها میسر بود به سیستم بانکی معرفی شدند که 57 مورد به عقد قرارداد رسیده است.» وی با اشاره به اینکه تاکنون کارگروه رونق تولید 99 میلیارد تومان پرداخت داشته است، گفت: «با توجه به این موارد سهم پرداختی استان کرمان در سطح کشوری، پایین است.»
درخواست رییس جهاد کشاورزی جنوب
رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب استان کرمان در این جلسه خواستار الزام بانکها و مؤسسات اعتباری برای تخصیص حداقل 25 درصد علاوه بر تسهیلات بانک کشاورزی از تسهیلات خود به بخش کشاورزی شد. یعقوب موسوی با اشاره به نوسانات ارزی گفت: «در سال گذشته در پی نوسانات ارزی در بخش کشاورزی گلخانه داران متضرر شدند و خواستار تمهیداتی از سوی بانک مرکزی برای سال آینده هستیم.» وی افزود: «در بحث در نظر گرفتن تسهیلات خرید محصولات کشاورزی، خواستار اضافه کردن خرید محصولات جنوب استان نیز هستیم.» رییس سازمان جهاد کشاورزی جنوب استان کرمان گفت: «270 تن از محصولات گلخانه داران جنوب صادر میشود. » موسوی خواستار 750 میلیون تومان سرمایه در گردش و 350میلیون تومان برای توسعه صادرات و مجموعاً 2 هزار و 200 میلیارد تومان در بخش کشاورزی شد.
تقاضای وام برای انتقال آب
نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی در این جلسه با اشاره به اینکه خط انتقال آب از خلیجفارس میتواند کشور را نجات دهد، گفت: «تقاضای وام یک هزار و ۴۰۰ میلیارد تومانی داریم و نیاز است که در خصوص این پروژه بهصورت ویژه کمک شود.» شهباز حسنپور تصریح کرد: «تقاضای افزایش حدود اختیارات استان در شبکه بانکی راداریم.»
وی تأکید کرد: «برای خرید محصولات کشاورزی مانند پسته، خرما و غیره در استان کرمان باید خطوط اعتباری اختصاص پیدا کند.» حسنپور با اشاره به انتظار 20 هزار نفر در استان کرمان در صف وام ازدواج گفت: «امیدواریم شرایط پرداخت برای زوجین فراهم شود.»
احتمال وقوع سیل در برخی نقاط استان
دفتر مدیریت بحران استان کرمان با انتشار اخطاریه درباره ناپایداریهای جوی از مردم خواست فاصله مناسب را از مناطق پرخطر حفظ کنند.
به گزارش ایرنا در این اخطاریه آمده است: «با توجه به پیشبینی انجامشده احتمال وقوع سیلاب، رعدوبرق، و باد شدید موقتی در برخی نقاط استان محتمل میباشد لذا از هم استانیهای عزیز بهخصوص دامداران و گردشگران طبیعت و ساکنان اطراف رودخانهها و مسیلها درخواست میشود فاصله مناسب را از مناطق پرخطر حفظ کنند.»
بنا بر پیشبینی اداره کل هواشناسی استان کرمان ناپایداری جوی بهصورت افزایش ابر، رگبار باران و وزش باد شدید در برخی مناطق استان بهویژه جنوب و جنوب غرب کرمان تا دو روز آینده ادامه دارد.
سه شکارچی
متخلف در رفسنجان دستگیر شدند
رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان رفسنجان گفت: «سه شکارچی که در منطقه نوق رفسنجان اقدام به شکار غیرمجاز کردند، دستگیر شدند.»
حسین آخوندی افزود: «چند روز قبل این افراد بهطور غیرمجاز، حیوانات وحشی ازجمله قوچ وحشی و کل و بز را شکار کردند.»
وی تصریح کرد: «با گزارش مردمی، مأموران اداره حفاظت محیطزیست شهرستان پیگیر این موضوع شدند و ضمن دستگیری شکارچیان، ادوات شکار و لاشه شکار هم کشف و ضبط شد.»
وی گفت: «از این متخلفان لاشهگوشت شکار و دوقبضه سلاح شکاری ساچمه زنی و گلولهزنی، تعدادی فشنگ، دو دستگاه دوربین چشمی و کولهپشتی کشف و ضبط شد.»
رییس اداره حفاظت محیطزیست رفسنجان بیان کرد: «برای این افراد پرونده تشکیل شد و به همراه ادوات و گوشتهای کشفشده تحویل مقامات قضایی شدند.»
وی با اشاره به اینکه این افراد در حال حاضر در بازداشت به سر میبرند خاطرنشان کرد: «از مردم میخواهیم برای حفظ محیطزیست و گونههای کمیاب حیوانات وحشی با حفاظت محیطزیست همکاری کنند و موارد مشکوک را به این اداره گزارش دهند تا از بروز شکارهای غیرمجاز جلوگیری شود.»
در گفت و گو با پیام ما، محمد سلطانی نژاد پیشکسوت بمی از
زندگی خودش می گوید
به من گفتند؛ آشپزهای
ما هم بیشتر از 6 متر می پرند
محمد سلطانی نژاد، متولد 13 مهر 1320در شهرستان بم و فارغ التحصیل دانشسرای تربیت بدنی تهران است.
وی اولین ورزشکار دو و میدانی کار از استان کرمان و شهرستان بم است که موفق به کسب مدال طلا و کسب مقام قهرمانی گردیده است.در دهه 30 و 40 ورزش کشور بخصوص در رشته های دو و میدانی و فوتبال در انحصار دانش آموزان ورزشکار بود. در دو و میدانی کمتر ملی پوشی پیدا می شود که سابقه قهرمانی آموزشگاههای کشور را در کارنامه ورزشی خود نداشته باشد.
خودش در این باره بیشتر می گوید: از چهار یا پنج سالگی خوب می دویدم و خوب هم کشتی می گرفتم. اغلب با بچه های همسن و سال خود کشتی می گرفتیم و مسابقه دو می دادیم. گاهی پیروز می شدم و گاهی شکست می خوردم.
آن زمان به هواپیما طیاره میگفتند. در طول سال امکان داشت دو سه هواپیما از آسمان بم عبور کند و هر وقت صدای موتور هواپیمایی شنیده می شد، همه مردم به آسمان چشم می دوختند و هواپیما را به همدیگر نشان می دادند. یکی از روزهای سال 1325 هواپیمایی در منطقه بیابانی بم – بروات، در حوالی بهشت زهرای کنونی بم فرود آمد. مردم که تا آن روز هواپیمایی از نزدیک ندیده بودند، زن و مرد، کوچک و بزرگ، برای دیدن آن به راه افتادند. همه می دویدند تا زودتر به هواپیما رسیده و آن را از نزدیک ببینند، جمعیت موج میزد. من و دایی ام هم در بین جمعیت بودم. من از دایی خود جلو زدم و وقتیکه به هواپیما رسیدم فقط عده کمی زودتر از من به آنجا رسیده بودند. طوری که من توانستم به راحتی جلو رفته و هواپیما را با دست لمس کنم.
آن روز و حتی تا پایان دوره ابتدایی نمی دانستم که استعداد خوب دویدن را دارم. مسابقه ای بین دبستان ها انجام نمی شد. در دبستان فقط برای کلاسهای پنجم و ششم درهفته دو ساعت به ورزش اختصاص داشت که این دو ساعت را یا آموزگاران، ریاضی و درس دیگری را درس می دادند و یا دانش آموزان را به منزل می فرستادند. تا پایان دوره دبستان که بهترین دوران استعداد یابی و شکوفایی استعداد می باشد به طریقی که گفتم، سپری شد.
کلاس اول دبیرستان بودم که دبیر ورزش برایمان آمد. فرق دبستان با دبیرستان در این بود که ساعات ورزش، دبیر ورزش دانش آموزان را به رشته ورزشی که علاقه داشتند ( فوتبال – والیبال – بسکتبال ) تقسیم میکرد و به هر گروه توپی میداد که بازی کنند و خودش از دور نظارت میکرد که فقط بچه ها با هم درگیر نشوند.
چند ماه از سال تحصیلی گذشته بود که در یکی از بعد از ظهرهای سرد اسفند ماه 1336 رئیس تربیت بدنی که دبیر ورزش هم بود به کلاس ما آمد و گفت هرکس که تمایل دارد در مسابقه دو شرکت کند دستش را بالا بگیرد. برای گریز از درس و تعطیل شدن کلاس ها با اینکه می دانستیم مقامی بدست نمی آوریم، اما دست اکثر بچه ها بالا رفت و خلاصه ما را به محل برگزاری مسابقه که جاده بم – بروات بود بردند. بیشتر دانش آموزانی که آمده بودند از سیکل دوم ( از کلاس 9 به بالا ) بودند.
آنجا بود که بر خلاف انتظار، در دوی صد متر مقام اول و قهرمان 100 متر شهرستان شدم. دو هفته بعد مسابقات استانی در سیرجان انجام می شد و من برای اولین بار در مسابقات استانی شرکت کردم که توفیقی به دست نیاوردم.
سال بعد مسابقات در بم برگزار شد که در دوی 400 متر قهرمان استان شدم و در دور دوم که مسابقات در مشهد بود در گروه خودم نفر آخر شدم و چون با نفر اول گروه، فاصله خیلی زیادی داشتم، مقداری دلزده شدم و تصمیم گرفتم از سال بعد در مسابقات کشتی شرکت نمایم. در کلاس 9 در وزن 57 کیلو کشتی گرفتم. در بم مقام اول و در استان مقام دوم را کسب کردم.
در کلاس دهم در بندرعباس تمام حریفان شهرستانی خودم را با ضربه فنی شکست داده و قهرمان آموزشگاههای استان شدم. تابستان 1340 در امتحانات ورودی دانشسرای تربیت بدنی تهران شرکت نموده و بین تمام داوطلبان استان و شهرستانهای استان، با کسب عنوان اول، وارد دانشسرای تهران شدم.
اول مهر ماه 1340 برای من روز خوبی نبود، سرپرست دانشسرا برای آشنا شدن با رشته های ورزشی دانشجویان به کلاس آمد. عده ای عنوان دار و برایش شناخته شده بودند. نوبت من که شد گفتم کشتی گیرهستم. با لحنی تند و خشن اظهار داشت که در آنجا کشتی جایگاهی ندارد. چون در امتحانات ورودی دانشسرا در پرش طول نزدیک 5 متر پریده بودم، یک متر هم اضافه کردم و گفتم آقا پرش طول هم می پرم. پرسید چقدر ؟ گفتم 6 متر پریده ام گفت آشپزهای ما بیشتر از 6 متر می پرند. سرم را پایین انداختم، حرفی برای گفتن نداشتم. همان روز وضعیت تمرین رشته های مختلف را مشخص کرد و فقط من و چند نفر دیگر که اکثرا کشتی گیر بودند، بلاتکلیف ماندیم.
تیم دوومیدانی دانشسرا که بیش از 20 نفر بودند، هفته ای 2 روز برای تمرین به امجدیه می رفتند. یک ماه از سال تحصیلی گذشته بود که به من اجازه داد با تیم دو و میدانی برای تمرین به امجدیه بروم و بدین ترتیب من کشتی را کنار گذاشتم و با جدیت تمرینات دو و میدانی را شروع کردم.
در آن دوران نام داران و مقام آوران ارزنده زیادی همچون اصغر عصری پرنده پرش از کرمانشاه، دونده صد متر خوزستانی، حمید دنیاپور و دونده 200 متر، سهراب ابراهیمی که کُرد بود در طول دوران دانشسرا با من همکلاس بودند که اگر بخواهم نام ببرم، خیلی طولانی می شود همچون محمود مشحون، رئیس کنونی فدراسیون بسکتبال کشور و فاروق فتاحی که به عضویت تیم ملی فوتبال آن زمان درآمده بود. تنها من و ده پانزده نفر دیگر عنوانی نداشتیم.
دو سه ماه بعد از شروع تمرینات دو و میدانی موفق شدم دوندگان سرعت دانشسرا را که نام بردم، پشت سر بگذارم و در چند مسابقه تشویقی که بین دو نیمه فوتبال باشگاهها در تهران انجام می شد، در 100 متر و 200 متر، اول شوم. در اسفند ماه 1340 در مسابقات انتخابی جوانان تهران با رکورد 6/48 متر در پرش طول مقام اول را کسب کردم و با تیم تهران به خوزستان اعزام شدم و در جام هاشم پرویزشرکت نمودیم.
سال 1341 عضو تیم تهران بودم و در پرش طول مقام چهارم و در 4 در 100 متر رتبه اول را بدست آوردم. سال 1342 باز هم عضو تیم تهران بودم و در پرش طول و همچنین در دوی 4 در 100 متر در کشور حائز رتبه او شدم.
از مهر ماه 1342 به استخدام اداره فرهنگ بم درآمدم. به مدت 30 سال در دبیرستان ها و هنرستان های شهرستان، با این احساس که باید ورزش بم را از حالت رکود خارج نمایم تا در برابر شهرستان های دیگر، از پیش بازنده نباشیم، در خدمت جوانان و ورزش بم بودم و هم اکنون با 75 سال سن، بزرگترین آرزویم این است که جوانان لایق و با استعداد بمی که به حق شایسته ترین هستند،نام خود و ورزش بم را بلند آوازه سازند.
حجت سلطانی، مسئول جدید روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان استان بهتراست چاپلوس نباشیم
حجت سلطانی، مسئول جدید روابط عمومی
اداره کل ورزش و جوانان استان
بهتراست چاپلوس نباشیم
نزدیک به یک هفته از انتصاب حجت سلطانی به سمت مسئول روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان می گذرد. وی که جانشین هادی طالبی شده، قبل از این به عنوان ریاست اداره ورزش و جوانان شهرستان زرند مشغول به کار بوده ازآنجا به کرمان منتقل شده تا عهده داراین مسئولیت شود. دیروزفرصتی دست داد تا در محل کارش با وی گفت و گوی کوتاهی انجام دهیم و بیشتر با برنامه ها و ایده هایش برای آینده آشنا شویم. حجت سلطانی که متولد 1355 کرمان است، در ابتدا می گوید: لازم است تا از دوست و همکارعزیزم، هادی طالبی که سال ها در این پست خدمت کردند، تشکر و قدردانی کنم. وی از افراد موفق و شناخته شده بودند که به دلایل شخصی از این سمت کناره گیری کرده و استعفا دادند، برای او درهرکجا که مشغول خدمت خواهد شد آرزوی پیروزی و سربلندی دارم. وی در ادامه به برنامه هایش در روابط عمومی اداره ورزش و جوانان کرمان اشاره کرد و گفت: مسلما هر شخص که در جایی شروع به کار می شود، برنامه ها و روش های خاص خودش را در پیش می گیرد. نگاه من به روابط عمومی، فراتراز اطلاع رسانی و چاپ بنر و این چنین کارهاست. اگرتنها قراربه اطلاع رسانی باشد، مسلما مطبوعات و رسانه ها این کار را به مراتب بهتراز ما انجام می دهند. روابط عمومی تنها در اطلاع رسانی خلاصه نمی شود، ایجاد وحدت و تعامل بین ارکان سازمانی، نظم دهی به امور رسانه ای اداره ورزش، ایجاد انگیزه بین همکاران، ترویج فرهنگ ورزش و کارهای دیگر تنها قسمتی از فعالیت های بنده در این راه خواهد بود.
سلطانی به نقش خوب و سازنده نشریات و رسانه ها بخصوص نشریات محلی و ورزشی نویسان استان به پیشبرد اهداف والای ورزش پرداخت و گفت: روزنامه های محلی کرمان را ازقبل می شناختم و تعامل خوبی با آنها داشتم و خواهم داشت، مطالب خیلی از نشریات کرمان از جمله پیام ما را مدت هاست دنبال می کنم، از انتقادات سازنده آنها استقبال می کنم و امید دارم مطالب آنها بتواند ما را در رسیدن به هدف های باارزش هم در زمینه ورزش و هم در بخش جوانان، کمک و یاری کند. مطالبی که جنبه سازنده و امیدآفرین باشد نه مطالب تملق گونه و تخریبی.
مسئول روابط عمومی ورزش و جوانان که سابقه مشارکت درمعاونت فرهنگی جوانان، همچنین ریاست اداره ورزش و جوانان شهرستان راور را در کارنامه خود دارد، ادامه داد: با توجه به سال اقتصاد مقاومتی، هماهنگی هایی با سرپرست اداره کل انجام شده تا هرچه سریع تر کارهایی جهت سر و سامان بخشیدن به بدهی های معوقه انجام شود و ضمن کاهش هزینه ها، کیفیت کار را بالا ببریم و بتوانیم در کوتاهترین زمان نسبت به حل این مشکل اقدام کنیم.
شکارهای انتخاباتی
سردبیر: آنچه در ادامه میخوانید یادداشت دنبالهداری است از فردی به نام مهندس ملکوتی که سالها پیش و در اولین انتخابات پس از کودتای 28 مرداد 1332 در هفتهنامه معروف «خواندنیها» به چاپ رسیده است. در این یادداشتها به بهانه انتخابات کرمان، به وضعیت اجتماعی و فرهنگی و اختلاف طبقاتی در کرمان به بیانی صریح و شفاف «خاص» روزنامهنگاری آن دوران بهتفصیل پرداختهشده است. این یادداشت علاوه بر اینکه شرایط آن دوران را با شفافیت برای مخاطبان (فارغ از زمان انتشار مطلب) توضیح میدهد، برای عموم کرمانیها و علیالخصوص روزنامهنگاران و محققین میتواند بسیار جذاب باشد. بسیار سپاس گذاریم از آقای محمد صنعتی که دسترسی ما را به آرشیو منحصربهفردی که از مطبوعات 70 سال گذشته در اختیاردارند، فراهم آوردند تا بتوانیم قسمتهایی جذاب از این مطالب را برای شما بازنشر کنیم.
چند روزی بود که متعکفین در مسجد بودند که آقای فریدونی بازرس عالی رتبه دولت آمد و شروع کرد به صحبت کردن با این و آن و اول از متعکفین مسجد تقاضا کرد که به تحصن خود خاتمه بدهند و سر کارهای خود بروند. عده ای آمدند فریدونی را بردند مسجد و آن جا نطق های فراوان کردند و برای او شعر خواندند که:
گفته بودم که جان جانانی
چون بدیدم هزار چندانی
فریدونی هم خوشش آمد و وعده و وعید فراوانی داد و متعکفین از مسجد پراکنده شدند. تقاضاهایی که معتکفین داشتند زیاد بود. از آن جمله انحلال انجمنی که انتخاب شده بود استخلاص تبعیدی ها و چند چیز دیگر و آقای فریدونی هم قول داد که همه این کارها را انجام بدهد.
یکی دو روز گذشت و آقای فریدونی ابتدا مدتی فکر کرد و سپس برداشت یک گزارش به تهران داد که این انجمن مخدوش است و بهتر است منحل شود و حال آن که انتخاب آن ها را آقای غفاری به تهران گزاش داده و مورد تایید مرکز واقع شده بود سر این کار اختلاف نظر شدیدی بین آقای غفاری و آقای فریدونی حاصل شد و باز کارها دچار درد سر شد.
در این موقع فریدونی به این فکر افتاد که بلکه بین مخالفین روابطی برقرار کند و آن ها را با هم آشتی بدهد تا شاید دو نفر وکیل یک نفر از هرندی ها باشد و یک نفر هم از ابراهیمی ها.
این بود که یک روز بلند شد رفت پیش آقای ابوالقاسم خان ابراهیمی و گفت برای این که سازش برقرار شود و دو نفر وکیل یکی از آن ها باشد یکی از شما به عقل من این طور می رسد که آن ها اسم سه نفر را بنویسند و شما از بین آن سه نفر یکی را انتخاب کنید.
و شما هم از دوستان خودتان اسم سه نفر را بنویسید که آن ها یکی را انتخاب کنند و بعد همگی بروند به این دو نفر رای بدهند و به این نحو سر و صداها بخوابد. آقای ابراهیمی جواب داد که من چنین حقی ندارم و چه طور می توانم اسم سه نفر را بنویسم همه مردم می توانند کاندید باشند و هیچ کس نمی تواند تعداد آن ها را محدود کند و اگر من این کار را بکنم شهرت خواهند داد که من در انتخابات دخالت کرده ام.
نبرد کرمان
حادثه کشتار مردم کرمان واقعهای تاریخی است که در سال ۱۲۰۹ هجری قمری و به روایت غالب در ۱۷ ژوئن ۱۷۹۴ میلادی چند روز پیش از آغاز تابستان در شهر کرمان به وقوع پیوست. در این واقعه آقا محمدخان قاجار پس از فتح شهر کرمان دستور کور کردن تمام مردان شهر را صادر کرد. علت اینکار حمایت مردم کرمان ازلطفعلیخان زند، آخرین شاه سلسله زندیه بود.
پس از این حادثه لطفعلیخان توسط حاکم بم دستگیر شده و به طرز فجیعی در تهران توسط آغامحمدخان کشته شد.
محاصره کرمان
محاصره کرمان در سال ۱۲۰۸ هجری قمری یا در ماه محرم سال ۱۲۰۹ ه. ق آغاز گشت. پس آغاز محاصره آغا محمدخان تلاش کرد تا بتواند از موانع عبور و کرمان را فتح کند؛ از جمله این تلاشها میتوان از به توپ بستن حصار کرمان و حفر نقب برای انفجار دیوار شهر نام برد.
آغا محمدخان پس از محاصره کرمان تصمیم گرفت با توپهایی که به همراه خود آورده بود حصار شهر را ویران کند، به علت روش خاص ساخت حصار در ایران که قسمتهای تحتانی دیوار ضخیمتر از قسمتهای فوقانی ساخته میشد و مدافع میتوانست قسمتهای فوقانی آسیبدیده را به سرعت ترمیم کند، این طرح بینتیجه ماند.
پس از این آغامحمدخان به فکر افتاد تا با حفر نقب افراد خود را به زیر دیوار شهر رسانده و با انفجار باروت دیوار شهر را تخریب و وسیله ورود به کرمان را مهیا نماید. افراد آغا محمدخان با تلاش بیوقفه و شبانهروزی موفق شدند نقب را تا زیر دیوار کرمان گسترش دهند اما تعداد ۱۰۰ نفر از سربازان لطفعلیخان به وسیله باروت نقب را از بین بردند و این تلاش خان قاجار نیز بیثمر ماند.
قحطی
عدم توجه لطفعلیخان به توصیهها و پیشنهادهای کارشناسان اقتصادی مبنی بر امکان به درازا کشیده شدن محاصره و کمبود آذوقه سبب شد تا کرمان طی محاصره دچار قحطی شود. پس از آغاز محاصره کرمان آغا محمدخان دستور داد تمام قنواتی که آبشان به کرمان میرسد را کور کنند تا مردم کرمان دچار تشنگی و بیآبی شوند اما لطفعلیخان این مورد را پیشبینی کرده بود و دستور داده بودی چاهها و قنواتی در شهر حفر کنند تا مردم کرمان طی مدت محاصره از حیث آب در مضیقه نباشند. در این دوران مجتهد کرمان نامهای به آغا محمدخان نوشته و در آن از وی خواست تا اجازه دهد ۹ یا ۱۰ هزار نفر از غربا ساکن در کرمان به دیار خود برگشته و از قحطی و گرسنگی رهایی یابند، با اینکه انتظار نمیرفت آغا محمدخان با این خواسته موافقت کند زیرا از لحاظ جنگی به ضررش بود اما از آنجایی که خود را فردی متدین و اهل فضل میدانست با این خواسته موافقت کرده و به خط خودش نامهای در پاسخ به این خواسته نگاشته و برای مجتهد کرمان فرستاد.
مردمی که موفق نشدند از کرمان خارج شوند وضعشان به قدری بد شده بود که از شدت گرسنگی لاشه اموات را میخوردند و چیزهایی چون تراشههای نجاری، هسته خرما و برگ درختان نیز تبدیل به طعام معمولشان شده بود.
تحریک آغا محمد خان
یکی از عوامل شکلگیری این رخداد تحریک آغا محمد خان توسط لطفعلی خان زند و اطرافیانش بود. از جمله این تحریکات، تمسخر شاه قاجار و شعلهور ساختن بیش از پیش آتش کینه وی بود. هر شامگاه مردم و زنان کرمانی از فراز برجهای متصل به دروازه اشعاری در هجو آقامحمدخان میخواندند و خواجگی وی را مورد تمسخر قرار میدادند. همچنین این عمل و اقدام لطفعلی خان در ضرب سکه به نام خود سبب شد تا آغا محمد خان که در دربار کریمخان زند به دیوانگی مشهور بود چشمان فرزند هفت ساله لطفعلی خان که «فتحالله» نام داشت را با دستانش درآورده و سرش را ببرد.
اشتباهات لطفعلیخان
یکی دیگر از عوامل اثرگذار در این کشتار اشتباهات پی در پی لطفعلی خان زند بود. موارد زیر لیست مهمترین اشتباهاتی است که وی مرتکب شد.
یکی از اشتباهات وی تعدی به دوستداران و هواخواهان آغا محمد خان بود. وی لیستی از دوستداران آغا محمد خان تهیه و دستور مصادره اموال و دستگیری و قتل آنان را صادر کرد، از جمله این افراد آقاعلی کرمانی، یکی از یاران آقا محمد خان بود که به دستور لطفعلی فرزندانش زندانی و دو دخترش بر خلاف رسومات اسلامی آن دوره که ازدواج را بدون اذن پدر باطل میدانست به عقد خود و عمویش درآورد.
پیش از آغاز درگیریها کارشناسان اقتصادی به لطفعلی هشدار دادند که ممکن است محاصره به درازا بکشد و شهر با کمبود آذوقه روبرو شود بنابراین بهتر است به اندازه کافی گندم و مایحتاج عمومی از اطراف تهیه و در انبارهای شهر ذخیره کنیم اما لطفعلیخان با گفتن اینکه ممکن است این کار سر صدا به پا کرده و مردم وحشتزده شوند با این پیشنهاد مخالفت کرد.
لطفعلیخان زند پس از اینکه خیانت «قاسمخان جوپاری» که یکی از فرماندهان نظامی شهر بود ثابت شد حکم اعدام وی را صادر کرد غافل از اینکه نیمی از تفنگچیان زبده شهر که دارای پستهای کلیدی هستند از خویشان قاسمخان و اهل جوپار و ماهان هستند، وی حتی پس از این دستور خویشان قاسمخان را از پستهای کلیدی عزل نکرد و همین غفلت باعث شد تا نگهبانان حصار شرقی شهر که از خویشان قاسمخان بودند در حصار رخنه ایجاد کرده و راه ورود احمد خان ماکویی و سایر لشکریان آقا محمد خان به شهر را هموار کردند.
لطفعلیخان زند با تکیه بر اطلاعات ناکافی و اندک خود قصد رویارویی با آغا محمد خان را داشت، این ناآگاهی به حدی بود که خود وی در آخرین روزهای مقاوت کرمان که نشانههای سقوط هویدا شده بود گفت:
من هرگز تصور نمیکردم آقا محمد خان با این همه لشکر به ما حمله کند و نیز فکر نمیکردم او شخصاً فرماندهی سپاه را به عهده بگیرد و شخصاً در جمع مهاجمین حضور یابد.
نویسنده: زهرا مرادی
استان کرمان با زبان فارسی و لهجهٔ کرمانی شناخته میشود. این لهجه شباهت زیادی به لهجه شیرازی دارد. علاوه بر زبان فارسی، اقلیتهای مذهبی این استان به زبانهای خود صحبت میکنند و در بین عشایر نیز زبانهای ترکی و بلوچی رایج است.
زبان کرمانی از شاخهٔ زبانهای جنوبی ایران است که از نظر برخی آواها و ویژگیها تفاوتهای زیادی با زبانهای شمالی ایران دارد. اما در دهههای اخیر به دلیل گسترش وسایل ارتباط جمعی، بسیاری از واژههای محلی به فراموشی سپرده شدهاند و نسل جدید بیشتر به زبان رسمی صحبت میکند.
هر زبانی لهجههای مختلفی دارد که در نقاط مختلف جغرافیایی و میان افراد با طبقات اجتماعی و سوابق تحصیلی متفاوت، به شکلهای گوناگون تلفظ میشود. “گویش” به زبانی گفته میشود که در یک منطقه محدود جغرافیایی یک کشور رواج دارد و تفاوت آن با “زبان” در میزان گستردگی و تعداد سخنگویان آن است. گویش معمولاً در منطقهای محدود به کار میرود و ممکن است شکل نوشتاری یا آثار مکتوب نداشته باشد.
“لهجه” نیز به گونههای جغرافیایی مختلف یک زبان، مانند فارسی یا انگلیسی، یا حتی زبانهای محلی مانند گیلکی، ترکی و لری اطلاق میشود. زبان کرمان، به گفتهٔ یک مورخ و نویسندهٔ معاصر کرمانی، لهجهٔ خاصی ندارد، اما فارسی آن بسیار قدیمی و همان است که در گذشته در سیستان با آن سرودهای گرشاسب خوانده میشد.
محمدابراهیم باستانی پاریزی در مقدمهٔ کتاب “فرهنگ گویش” تالیف محمود صرافی نوشته است که زبان کرمانیها از هزار سال پیش تاکنون تغییری نکرده است و لهجهٔ دیگری در کرمان نمیشناسیم که به زبان پهلوی عصر ساسانی یا اشکانی مربوط باشد یا مانند لهجههای خاص اطراف کاشان یا گیلک و کردی غیرمفهوم باشد. او همچنین معتقد است لهجهٔ “محله شهری” همان لهجهٔ مردم کرمان است و بسیاری از کلمات قدیمی فارسی همچنان در کرمان به کار میروند.
باستانی پاریزی معتقد است که ضبط لهجهٔ کرمانی، یعنی فرم ادای کلمات فارسی، نه تنها با اعرابگذاری معمول، بلکه حتی با الفبای فونتیک نیز دشوار است.
ساختار شکنی
من مست تو تریاکی! ما را که برد خانه
از وزن بیرون می زنم
که اگر همینطور ادامه دهم
از خرابه ها سردرمی آورم
گریز از مرگ
می گویند:هر اتاقی مرکز جهان است
گفتم که همه ی امکانات
از آن مرکز نشینان است..!
مولوی
این است استدلال درختان
فصل زیبایی است زمستان
بیهوده نیست که گفته اند:
پای استدلالیون چوبین بود.
درخواست
شیرین من!
اوقاتت را تلخ نکن
خسرو بولدوزر و پیکور دارد
ومن تیشه
لطفا در تصمیمت امکانات ما را لحاظ کن
درخت مو
ما احمق هستیم
(رییس اداره ی ما اینگونه فکر می کند..!)
دائم به سر کچل ما نگاه می کند
و می گوید:
تو مو می بینی و من پیچش مو !
آپارتاید
کود حیوانی قیمتی است
اما کود انسانی
چرا اینقدر تبعیض قائل می شوید؟
وصیت نامه
این وصیت نامه ی من است:
عزیزانی که شرکت می کنید
در مراسم تشعیع جنازه
لطفا از سرعت خود بکاهید.
قند پارسی
نمک که می ریزی
حیران می مانند میان خنده و گریه
زخمهایم لبخند ژکوند می زنند
دریایی پری
دیگر نمی توانم دل به دریا بزنم
دزدان دریایی اینبار
دریا را دزدیده اند
مرگ مولف
عزراییل عزیز !
من کمی دیر به دنیا آمده ام
پس با اجازه کمی دیر از دنیا می روم
کرامات!
لوح تقدیر ها و نشان های افتخار
دیوار اتاقم را پوشانده است
مانده ام به چه تکیه کنم؟!
من و تو
ما دوستان گرمابه و گلستانیم
در گلستان سعدی می خوانیم
در گرمابه آواز
با اینهمه شرمنده ام رفیق!
من تنها در تابوت خودم خوابم می برد
ایستگاه
آنکه فرمان ایست می دهد
یا دلتنگ توست
یا آتش سیگاری می خواهد
تو چرا فرار را برقرار ترجیح داده ای؟!
گشت ارشاد
کلاغ ها برنزه کرده اند
انارها رژ لب زده اند
گوزن ها پاشنه بلند پوشیده اند
بیدهای مجنون
دم اسبی زده اند..!
پس این گشت ارشاد
چه کسی را ارشاد می کند؟!
متولد ماه مهر
تاریخ انقضای این شعر
تا آخر مهر ماه است
لطفا اگر دیرتر به دستتان رسید
میل نفرمایید!
مسموم می شوید
اکبر خدادادی
مدیر کل امور اجتماعی استانداری در بازدید از بازار دوره قاجاریه:
ساکنان محله قلعه محمود احساس نا امنی می کنند
یکی از بزرگ ترین خوش بختی های یک ملت این است که پیشینه ای درخشان داشته باشد. پیشینه ای که بتواند به آن افتخار کند. حال فرهنگی باشد یا اقتصادی یا هر چیز دیگر.
اما همه این حوادث و افتخارات باید در بستر زمان و مکان روی دهد. زمان که به سرعت برق و باد می گذرد و انسان، تنها قادر است که از مکان هایی که تاریخ در آن جریان داشته حفاظت کند.
حفاظت از مکان های تاریخی هم عزمی ملی می طلبد. اما برای رسیدن به این عزم ملی هم ملت و هم بخش های مختلف دولت باید دست در دست هم دهند به مهر تا کاری از پیش برود. اما مثل این که برای رسیدن به این اتحاد کار زیادی لازم است.
26 مرداد گذشته گزارشی از بازار قلعه محمود، تحت عنوان«مرگ تدریجی یک بازار» در روزنامه پیام ما منتشر شد. در این گزارش وضعیت اسفناک بازار، خلوتی و بی رونقی، ساکنان غیر ایرانی، پاتوق بودن برای آدم های ناحسابی و هر آن چه که برای مرگ تدریجی یک بازار مورد نیاز است در آن آمده بود.
اما دیروز که برای تهیه گزارشی در اطراف بازار قلعه محمود بودم، رفت و آمد گروهی از مسوولان توجهم را جلب کرد. سرهنگ علی رضا پریور(معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان) و زهرا موسی پور(مدیرکل امور اجتماعی استانداری) و جمعی از همراهان در حال بازدید از بخش های مختلف بازار قلعه محمود بودند. به سرعت به آن ها پیوستم. صحبت از سامان دهی به بازار تاریخی بود. ساکنان اطراف بازار قلعه محمود نیز فرصت را غنیمت شمرده و درخواست های خود مبنی بر تأمین امنیت، رونق و بازسازی بازار را مطرح می کردند.
پریور و موسی پور که هر دو نفر، واژه اجتماعی در عنوان حقوقی شان قرار دارد متفق القول گفتند که برای بررسی تبعات اجتماعی عدم رسیدگی به این بازار تاریخی شهر به این محل آمده اند. این که مسوولان اجتماعی شهر برای بررسی چنین موضوع مهمی به تحقیق میدانی بپردازند جای بسی خرسندی دارد. اما این که یک محوطه تاریخی که در مرکز شهر هم قرار دارد، آن قدر پرت افتاده باشد که به یک تهدید اجتماعی بدل شده باشد تأسف آور است.
بانوی میان سالی از اهالی محل مسوولان را صدا زد و از وضعیت نا به سامان و ترسناک بازار حضور معتادان سخن گفت.
منتظری یکی از ساکنان محله قلعه محمود در گفت و گو با پیام ما وضعیت بازار را بسیار نا به هنجار توصیف کرد و گفت:«این جا محل رفت و آمد معتادهاست. شب و روز زیر این بازار فقط معتاد است که می آید و می رود. اصلا کسی جرأت عبور از بازار را ندارد. معتادها دیوار مغازه های مردم را سوراخ کرده و برای خواب و مصرف مواد مخدر داخل مغازه رفته اند.»
سپس به مغازه ای اشاره کرد و ادامه داد:«سه بار این مغازه را آتش زده اند. از آتش نشانی آمدند و آتش را خاموش کردند. امنیت و آرامش را از این محل گرفته اند. بازار هم بسیار تاریک و بدون حتی یک لامپ است. اصلاً امکان عبور از بازار برای مردم وجود ندارد. از مسوولان استدعا داریم معتادان را از بازار جمع کنند. این ها هر مغازه ای را ببینند درب را باز می کنند و در آن می خوابند و نا امنی ایجاد می کنند.»
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان گفت:«تبعات اجتماعی این مکان باید بررسی شود. ما هم به همین منظور این جا هستیم. فی البداهه نمی توانم چیزی بگویم. صبر کنید تا با مسوولان و کارشناسان مربوطه صحبت شود.»
اما مدیر کل امور اجتماعی استانداری درباره دلیل حضور خود در بازار قلعه محمود ابراز داشت:«مردم مرتباً مکاتباتی داشته اند. حتی تصاویری هم فرستاده اند. فردا (چهارشنبه) کارگروه اجتماعی در همین زمینه تشکیل جلسه خواهد داد. امیدوارم مسائل با همکاری اداره کل میراث فرهنگی استان، اداره کل اوقاف، برق منطقه ای و استانداری اتفاق تصمیمی اتخاد شود که فضای بازار از این وضع در بیاید.»
موسی پور در خصوص نحوه کاربری بازار قلعه محمود گفت:«طبق توافقاتی که انجام گرفته، بازار تاریخی قلعه محمود به بازارچه گیاه دارویی تغییر کاربری داده است. امیدوارم با ارتباطی که با معاونت عمرانی استانداری هم که گرفته می شود، قضیه بازسازی هم دنبال شود. اما ورود بنده به قضیه به خاطر دغدغه آسیب های اجتماعی است که این منطقه را تهدید می کند. ساکنان این منطقه مشکلات و نگرانی هایی دارند. احساس عدم امنیت می کنند.»
مدیر کل امور اجتماعی استانداری عملکرد و همکاری اداره کل اوقاف را مطلوب ارزیابی کرد و افزود:«عملکرد اداره کل اوقاف در بسیاری از اماکن تاریخی مانند باغ فتح آباد، خانه حاج آقاعلی و دیگر مکان ها قابل قبول بوده است. امیدواریم در این منطقه هم اوقاف با سرعت همکاری کند. ما در همکاری اوقاف شک نداریم؛ اما انتظار داریم که سرعت هماهنگی را بیش تر کند.»
موسی پور؛ زمان سامان یابی بازار تاریخی قلعه محمود را نامشخص دانست و ادامه داد:«طبیعتا ما نمی توانیم زمان بندی کنیم. چون بخش های مختلفی متولی امر هستند. بحث های مختلفی از جمله ریالی و اعتباری مطرح است. ان شا الله کار را شروع خواهیم کرد. اما این که جدول زمان بندی بدهیم که مثلا این پروژه ظرف یک سال یا یک سال و نیم به سرانجام می رسد را نمی توانم تضمین کنم. اجازه بدهید بتوانیم ارتباط با شرکای مختلفی که در این جا منافعی دارند برگزار کنیم بعداً خبر خواهیم داد.»
پریور و موسی پور از گرمابه تاریخی «عجمی» واقع در حاشیه بازار قلعه محمود نیز بازدید کردند.
