بایگانی مطالب نشریه

یدالله آقاعباسی از انسان شناسی تیاتر می گوید بدنِ فرا روزمره

یدالله آقاعباسی از انسان شناسی تیاتر می گوید
بدنِ فرا روزمره

«گـروه تئاتـر زا» نـمایـش «روایـت عـاشـقـــانـه» را بــه کارگـردانـی بتـابـک دقیـقـی و با نگاهی آزاد بـه نـمایشنامه «روایـت عـاشـقانه‌ای از مرگ در ماه اردیبهشت» نوشته محمد چرم شیر، از ۲۹ شهریورماه سال جاری، در مرکز مطالعات اجرایی قشقایی به نمایش گذاشت. همچنین در کنار اجرای این نمایش، کارگاه‌های آموزشی «بدن و اشیاء» در این سالن برگزار گردید که یکی از این کارگاه ها، مفهوم بدن فراروزمره در اندیشه های یوجینیورباربا با حضور استاد دکتر یدالله آقاعباسی بود که خلاصه ای از آن را می‌خوانید:
می خواهم امروز درباره یک بخش هایی از کتاب «انسان شناسی تیاتر» که حاصل پژوهش های باربا است صحبت بکنیم.
هر زمان به این مطالب نگاه می کنم احساس می کنم برایم جدید هستند از بس که این مطالب کامل و جامع اند. با وجود این که این کتاب را ترجمه می کردم هر بخشی از آن را با دوستان جوانم کار می کردیم و در تمریناتمان استفاده می کردیم اما هر بار که بر می گردم و دقت می کنم به نظرم می آید مطلب برایم جدید و آموزنده است و دلم می خواهد همیشه این مطالب را تکرار کنم. باربا در این کتاب به مسایل مهمی اشاره می کند که یکی از این مطالب «بدن فراروزمره» است. زمانی که می گوییم بدن فراروزمره قاعدتا از «بدن روزمره» هم صحبت می شود. بنابراین تقسیم بندی به این شکل است؛ فنون روزمره، فنون مهارتی و فنون فراروزمره. «فنون روزمره» همان فنونی است که ما در زندگی روزمره با آن ها سروکار داریم هدفشان ارتباط است و مسائل معمول زندگی روزمره. اصولا بشر به دنبال این است که با کمترین تلاش کارهایش را انجام دهد. در مورد زبان هم همین گونه است و کلا در هر موردی همین گونه عمل می کند. یعنی تلاش، همیشه برای ساده تر کردن کارهایش است. تلاش می کند تا کمتر انرژی مصرف شود و زبان به سمت ساده تر شدن می رود و همین طور عمل . «فنون مهارتی» در حقیقت برای برانگیختن اعجاب ما و برای شگفتی ما به کار می روند . مثل فنونی که در آکروبات به کار می رود . یا اینکه مرتب حرکت بکنیم، مرتب ملق بزنیم، مرتب نرمش بدن را به رخ بکشیم . در حقیقت فنون مهارتی برای به رخ کشیدن است. می خواهیم شگفت زده بکنیم تماشاچی را که « وای چه بدن آماده ای دارد.» «چه حرکات عالی.» در بازیگری عرض می کنم ؛ در کارهای دیگر هم به همین نحو. آنچه که در اینجا صحبتش است «بدن فراروزمره» است. باربا یک کلیدواژه می دهد که می گوید:»هدف، اطلاعات است.» من خیلی فکر کردم که خب، اطلاعات به چه معنا؟! و قطعا آنچه که ما با پیام منتقل می کنیم نیست. بخشی از آن شاید آنچه باشد که با پیام منتقل می کنیم اما بررسی در دنیای اطلاعات و در علم اطلاعات شناسی به ما می گوید که یک مفهوم اطلاعات، انرژی است. در حقیقت ما وقتی در یک میدانی قرار می گیریم انرژی به ما داده می شود و اطلاعات را تجربه می کنیم به جای اینکه به ما برسانند ، تعلیم بدهند؛ ما در آن حوضه واقع می شویم و انرژی می گیریم. آن انرژی را «اطلاعات» می گویند. البته معانی زیادی هست برای اطلاعات در دنیای علم اطلاعات اما یک مفهومش این است. بعد بخش های مختلف گفتار را که پیش تر می رویم می بینیم که پُر بی راه نیست که ما از همین مفهوم استفاده کرده و کارمان را پیش ببریم. در این بخش نمی خواهد صدا یا بدن را به رخ بکشد هر لحظه به واسطه حس جنبشی عضلات ، رباط ها و مفصل های خود هنر خود را می آفریند و بر آن آگاه است. قاعدتا فنون فراروزمره در مقابل فنون روزمره می خواهند با عادت های شرطی شده بدن مقابله کنند. آن چیزی که بدن ما به طور خود به خود انجامش می دهدف آن ژست ها؛ آن حرکات، آن اعمالی که بدن به طور خود به خود، به طورمکانیکی، به اصطلاح به طور عادتی انجام می دهد این ها را فنون فراروزمره، می خواهد از بازیگر بگیرد و بازیگران می خواهند بدن جدیدی داشته باشند تا بتوانند آن را در هر نقشی متناسب با آن نقش پرورش بدهند و تربیت کنند. و بتوانند نقش جدید خاص خودشان را برعهده بگیرند. حقیقت امر این است که بدن روزمره در بازیگری به این معنا است که بازیگر همیشه همان بدنی را که دارد؛ با همان عادت ها، با همان ژست ها تکرار می کند. یک جور شبیه سازی است، یک جور تقلید از واقعیت؛ تقلید هم شاید نه! یک جور تکرار واقعیت روزمره است در آثار . اما بدن فراروزمره می خواهد همان طور که گفتیم این عادتها را از بدن گرفته و آن را عادت بدهد به نقش های جدید،عادتهای جدید برای آن کاری که باید بشود. نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که فنون فراروزمره سعی می کند تمام انرژی ها را نثار بکند. مثال هایی که باربا می دهد بیشتر درمورد شرق است بیشتر از ژاپن و چین و بالی البته، و مقابله می کند با تئاتر غرب . البته تئاتر غرب به تمامی، از فنون روزمره استفاده نمی کند. در بخش هایی از تئاتر غرب، کسانی مثل «دِ کِرو وا» که تعالیم جدیدتر را کار می کنند یا حتی «کمدیا»؛ «کمدیا دِل آرته» یا حتی باله ، این ها رشته هایی در تئاتر غرب هستند که در کار از فنون فراروزمره استفاده می کنند.
در آموزش بازیگر هم به همین ترتیب و در خود نمایش هم به همین ترتیب . فنون روزمره همان طور که گفتم انرژی کمتری نثار می کند. البته اینجا دو نکته دیگر هم هست یعنی زمانی که شما در نمایش از فنون روزمره هم استفاده می کنید؛ جست و خیزها، سرو صداها، رفت و آمدهای خیلی خیلی زیاد… این ها بازیگر را خسته می کند اما آن انرژی، ربطی به این جنب و جوش های خیلی زیاد ندارد. چندتا کلید واژه دیگر دارد باربا که ما را می تواند به این مفهوم بهتر برساند یکی از این ها «رقص متضادها»ست. یک نیرو، سعی می کند حرکت کند و یک نیرو، تلاش می کند که مانع شود. یک نیرو، سعی می کند مانع شود و نیروی دیگر تلاش در حرکت دارد. هیچ بازیگری روی صحنه ساکن نیست.
مگر بازیگرانی که صرفا از بدن روزمره استفاده می کنند. همیشه نیرویی ما را به سمت بالا، پایین، جلو و عقب می کشاند . بازیگری که فقط یک لحظه فرصت دارد به رو ی صحنه بیاید اگر بیاید؛ حرکت کند و خارج شود بازیگر خوبی نیست. مگر اینکه در همان لحظه ای که «فرصت دارد» کار بکند، حتی اگر حرکت نکند!

یادگاری از پرده خوانی روز عاشورا در موزه سینما

یادگاری از پرده خوانی روز عاشورا در موزه سینما

روایت حماسه عاشورا به زبان سینما، یکی از اهداف و دغدغه های سینماگران ایرانی بوده است و این دغدغه همچنان به قوت خود باقی است و مخاطب سینمای ایران، در تاریخ معاصر شاهد به تصویر کشیدن آثار بسیاری درباره حماسه عاشورا بوده است.
فیلم هایی چون مستند «اربعین» به نویسندگی و کارگردانی ناصر تقوایی، «سفیر» به نویسندگی و کارگردانی فریبرز صالح، «روز واقعه» به قلم بهرام بیضایی و کارگردانی شهرام اسدی، «عصر روز دهم» به نویسندگی و کارگردانی مجتبی راعی، «رستاخیز» به نویسندگی و کارگردانی احمدرضا درویش و …از آثاری هستند که در سینمای ایران با موضوع عاشورا ساخته شده اند و آثاری چون «هیهات» و «کربلا جغرافیای یک تاریخ» نیز از جمله فیلم هایی هستند که این روزها روی پرده رفته اند.
در این بین تلویزیون هم از ساخت سریال هایی با موضوع امام حسین(ع) و حماسه عاشورا غافل نبوده و «شب دهم» به نویسندگی و کارگردانی حسن فتحی و «مختارنامه» به نویسندگی و کارگردانی داود میرباقری و… روی آنتن رفته است.
اما قبل از اینکه فیلم و یا سریالی با موضوع حماسه عاشورا ساخته شود، هنر نقالی و پرده خوانی علاوه بر خوانش داستان های شاهنامه، نقش مهمی در بیان حماسه عاشورا میان مردم داشته است. گرچه هنر نقالی این روزها به جمع آثار موزه ای پیوسته اما همچنان از مهمترین جلوه های مقتل خوانی است و موزه سینمای ایران محل نگهداری یکی از پرده های نقالی است. پرده نقالی موجود در موزه سینما کاری از حسین همدانی است که در سال 1339 با رنگ روغن نقاشی شده و موزه سینما این پرده نقالی را سال 1387 مرمت کرد.
داستان بخشی از این پرده نقالی که در موزه سینما موجود است، مربوط به روایت عاشورا و حماسه کربلاست و نقال در پرده خوانی خود به روز قیامت و شفاعت امام حسین (ع) اشاره می کند.
این پرده نقالی در تالار آبی قرار دارد و تماشاگر به محض ورود به موزه سینما، پرده نقالی را می بیند و بعد از آن شهر فرنگ و ورود سینما به ایران با عکس های پیشگامان سینما را مشاهده می کند. در واقع حضور پرده نقالی در بدو ورود تماشاگر به موزه و نوع چیدمان آن در موزه سینمای ایران بیانگر اشتیاق مردم به شرح رویدادها و حماسه های تاریخی و مذهبی همراه با روایت تصویری است.

شب شعر و خاطره «حماسه سرخ» در کرمان برگزار شد

شب شعر و خاطره «حماسه سرخ»
در کرمان برگزار شد
جمعی از شعرا با حضور در شب شعر و خاطره حماسه سرخ، پیوند فرهنگ مقاومت و عاشورا را به زبان شعر و ادب روایت کردند.
شب شعر و خاطره «حماسه سرخ» با حضور جمعی از شعرا و رزمندگان دوران دفاع مقدس شامگاه دوشنبه ۱۳ مهر در موزه هنرهای معاصر کرمان برگزار شد.
وحید محمدی معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان در این آیین اظهار داشت: فرهنگ دفاع مقدس به نوعی همان فرهنگ عاشوراست و آموزه های انقلاب اسلامی متاثر از فرهنگ عاشورایی است.
ادبیات ما سرشار از تقارن بین فرهنگ مقاومت و عاشوراست و رزمندگان در جبهه های نبرد همانند رزمندگان حماسه عاشورا در سنین مختلف نقش آفرینی کردند.
در این مراسم 2 نفر از یادگاران دفاع مقدس به روایتگری پرداختند و در پایان به شرکت کنندگان یک بسته فرهنگی شامل وصیت نامه شهید، کتاب با موضوع دفاع مقدس و پوستر اهدا گردید.
همچنین 20 نفر از شعرا به شعرخوانی با موضوعات شهدای حرم؛ عاشورا و شهدای غواص پرداخته و مراسم با مداحی مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همراه بود.
این برنامه با همکاری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و موزه هنرهای معاصر (صنعتی) کرمان برگزار شد.
وحید محمدی اظهار کرد: ادبیات ما سرشار از تقارن بین فرهنگ مقاومت و عاشوراست.
وی افزود: فرهنگ عاشورا، فرهنگ مکتوب انقلاب اسلامی است و رزمندگان در جبهه های نبرد همانند رزمندگان حماسه عاشورا در سنین مختلف نقش آفرینی کردند.
وی به تشابهات زیاد فرهنگ دفاع مقدس و عاشورا اشاره کرد و گفت: هر دو این فرهنگ برای پیروزی اسلام و معرفی نفاق به دنیاست.
معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان با اشاره به توطئه های فرهنگی دشمن افزود: وجود فرهنگ عاشورایی موجب می شود تن به ذلت ندهیم و استمرار و بقای انقلاب اسلامی در تمسک به این فرهنگ است.
بارش نخستین باران پاییزی در شهر کرمان شکوه شعرخوانی در موزه صنعتی کرمانی را در شب شعر حماسه سرخ دو چندان کرده بود.
این برنامه با همکاری مشترک اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و موزه هنرهای معاصر (صنعتی) کرمان برگزار شد.

آغاز نشست مشترک ایران خودرو و پژو

آغاز نشست مشترک ایران خودرو و پژو

مدیرعامل پژو با بیان این که ایران بازار مهمی در منطقه دارد گفت: ما می خواهیم با تولید مشترک محصولات با کیفیت ضمن کاهش هزینه‌ها حضور پررنگی در بازار ایران و خاورمیانه داشته باشیم.
کارلوس تاوارس، مدیر عامل پژو در این نشست با اشاره به همکاری های جدید این شرکت با ایران خودرو گفت این همکاری ها آینده بهتری را در دو شرکت به وجود خواهد آورد. هر دو شرکت مشارکت لازم را در ابتدا که همان انتقال تکنولوژی است انجام خواهند داد. پژو حامی بازار و صنعت خودرو است و برای توسعه همکاری ها تمام توان خود را انجام می دهد.
وی افزود: ایران یک بازار مهم در منطقه دارد و ما می خواهیم با تولید مشترک محصولات با کیفیت ضمن کاهش هزینه ها حضور پررنگی در بازار ایران و خاورمیانه داشته باشیم.
مدیرعامل گروه خودروسازی پژو سیتروئن با بیان اینکه شرکت ایکاپ برای تحقق برنامه های خود مسلما با چالش‌هایی روبرو خواهد شد، گفت: پژوه براساس تعاملات صورت گرفته میان ایران خودرو و پژو تمام توان خود را برای رفع این چالش‌ها انجام خواهیم داد.
تاوارس افزود: شرکت پژو یک سازمان منطقه ای در خانورمیانه دارد که می‌خواهد تأمین کننده شماره یک آن ایران باشد.
وی اضافه کرد: در مشارکت صورت گرفته اقدامات لازم برای بهبود کیفی محصولات و کاهش هزینه‌ها انجام می‌شود تا مصرف کننده ایرانی رضایت کاملی از محصولات تولیدی داشته باشد.
مدیرعامل گروه خودروسازی پژو سیتروئن به جلسات مدیران پژو با نعمت زاده اشاره کرد و افزود: در این جلسات همگرایی کاملی وجود داشت. ایمان داریم که یک مسیر خوب را آغاز کرده‌ایم و مطمئن باشید پژو در این همکاری جدید سنگ تمام خواهد گذاشت.
تاوارس تصریح کرد: در بخش صادرات محصولات مشترک نیز اقدامات لازم را انجام می‌دهیم. در گام نخست محصولاتی از جمله 208 و 2008 تولید می‌شود اما با توجه به اینکه همکاری ما مقطعی نیست و طولانی مدت تعریف شده در آینده تولید محصولات متنوعی را در بازار ایران برنامه ریزی کرده‌ایم.
وی در ادامه صحبت‌های خود به زنجیره تأمین قطعات محصولات جدید پژو در ایران اشاره کرد و گفت: ایکاپ بدون همکاری با زنجیره تأمین نمی‌تواند موفق باشد ما به شبکه تأمین ایرانی اعتماد کامل داریم و می‌دانیم می‌توانیم ضمن همکاری با یکدیگر رشد پیدا کرده و به اهداف خود برسیم البته پژو برای انتقال تکنولوژی نیز اقدامات لازم را انجام می‌دهد.
مدیرعامل گروه خودروسازی پژو سیتروئن تصریح کرد: در بخش نیروی انسانی نیز پیشنهاد می‌کنیم تا تبادل نخبگان میان ایران خودرو و پژو صورت گیرد تا بتوانیم در کشور ایکاپ مشارکت بهتری داشته باشیم
تاوارس اضافه کرد: بازار پژو سیتروئن در خاورمیانه و شمال‌ آفریقا در سال 2025 به یک میلیون دستگاه می‌رسد که 75 درصد آن در منطقه تولید می‌شود.
وی با تأکید براینکه من کاملاً اعتماد دارم ایکاپ در سطح منطقه می‌تواند نقش کلیدی ایفا کند، گفت: به مصرف کننده ایرانی قول می‌دهیم که آنها را راضی نگه داریم.

جگوار اف پیس، گربه‌ای بلند قامت

جگوار اف پیس، گربه‌ای بلند قامت

جگوار F-Pace تلاش این شرکت انگلیسی برای ورود به بازار شاسی بلندهای جمع و جور است. تلاشی دیرهنگام که پس از مالکیت هندی‌ها بر این شرکت و شراکت با مجموعه لندروور رنجروور تحقق یافته است. اف تایپ درواقع نه یک شاسی بلند آفرود بلکه یک کراس اوور محسوب می‌شود. این همان چیزیست که از جگوار نیز انتظار داریم نه یک لندروور دیسکاوری. اکنون با ورود اف پیس به بازارها، می‌توان میزان موفقیت آن را نیز در برابر رقبای مهمی چون پورشه ماکان، لکسس RX و مرسدس GLC سنجید.
اف پیس ابتدا در قامت خودروی کانسپت C-X17 در سال 2013 رونمایی شده بود. اولین نمونه از اف پیس در سال 2015 وارد میدان شد. مسابقات توردوفرانس جایی بود که این خودرو البته با پوشش مخصوص در آن حضور داشت. با این حال نخستین تحویل رسمی آن به سال 2016 موکول شد. بنابراین مشاهده می‌کنید که با چه خودروی جوانی سروکار داریم. یان کالوم، طراح ارشد جگوار و طراح این مدل، آن را بر اساس سایر مدلهای جگوار مخصوصاً XE طراحی کرده است. با این حال دو خصوصیت بارز طراحی منحصر به فرد و قابل شناسایی جگوار و تناسب اجزا در آن به خوبی دیده می‌شوند.
ساختار بدنه برای صرفه جویی در وزن به میزان 80 درصد از آلومینیوم ساخته شده است. همچنین قسمت‌هایی نظیر درب عقب از کامپوزیت و قطعاتی دیگر از منیزیوم ساخته شده‌اند. سیستم تعلیق این مدل نیز برگرفته از مدل اسپرت F تایپ در جلو و اتصالات انتگرالی پیچیده در عقب است. شاسی متعلق به پلتفرم iQ-AL و مشترک با مدل XE است که به علت ماژولار بودن و مقیاس‌پذیری در خودروهای نسل دوم XF و XJ نسل بعدی و رنجروور اِووک نیز استفاده خواهد شد. یک سیستم برقی کمکی فرمان نیز برای ارائه بهترین احساس از سواری درنظر گرفته شده است. سعی جگوار رسیدن به تعادلی مناسب و منطقی بین هندلینگ و کیفیت سواری بوده است.
اف پیس همچنین از حمایت‌های لندروور بهره فراوانی برده است. موتورهای جدید سری انجینیوم توربو دیزل 2.0 لیتری با قدرت 178 اسب بخار و گشتاور 430 نیوتن متر، 3.0 لیتری دیزلی توربوشارژر با قدرت 296 اسب بخار و گشتاور 700 نیوتن متر و نمونه بنزینی سوپرشارژر 3.0 لیتری V6 در دو نسخه 340 اسبی و 450 نیوتن متری یا 380 اسبی و 450 نیوتن متری برای این خودرو در دسترس‌اند. هر دو نسخه دیفرانسیل عقب و دو دیفرانسیل نیز برای این خودرو قابل انتخاب می‌باشند. به جز مدل 2.0 لیتری که می‌توان با یک گیربکس شش سرعته دستی، آن را سفارش داد، سایر مدل‌ها با یک گیربکس 8 سرعته خودکار ساخت ZF ارائه می‌شوند.
شتاب مدل دیزلی 2.0 لیتری از سکون تا سرعت 100 کیلومتر بر ساعت 8.7 ثانیه است. مدل 3.0 لیتری دیزلی برای این کار به 6.2 ثانیه زمان نیاز دارد. در حالی که قوی‌ترین مدل سوپرشارژر بنزینی در 5.5 ثانیه به چنین سرعتی می‌رسد.
جگوار سعی کرده، اف پیس را تبدیل به خودروی جذابی نماید. این جذابیت باید در طراحی، سواری و کیفیت این خودرو نمود پیدا کند. چهار تیپ پرستیژ، R-اسپرت، پورتفولیو و S برای این مدل درنظر گرفته شده‌اند. درحالی که برای تمامی مدل‌ها چرخ‌های آلیاژی 18 اینچی درنظر گرفته شده‌اند اما چرخ‌های 22 اینچی غول پیکر نیز قابل سفارش‌اند. درون کابین می‌توان صندلی‌های الکتریکی و گرم شونده با روکش چرمی، سیستم سرگرمی جدید جگوار با نمایشگر 12.3 اینچی همراه با سیستم صوتی پیشرفته 380 وات مریدین و سان روف پانوراما دریافت کرد. با این حال همانند مدل XE گلایه‌هایی از ارگونومی و همچنین استفاده از پلاستیک و مواد با کیفیت پایین‌تر از حد انتظار در برخی قسمتهای کابین وجود دارد. تمامی مدل‌های اف پیس به سیستم سرگرمی ارتقا یافته InControl لمسی جگوار مجهزند که در مدل پایه با یک نمایشگر 8 اینچی ارائه می‌شود.
سنسور پارک خودکار و رانندگی نیمه مستقل و دوربین دید عقب همانند پسرعموی آن، لندروور دیسکاوری در این خودرو نیز به صورت استاندارد ارائه می‌شوند. اف پیس همچنین بر دو رقیب خود یعنی ماکان و BMW X3 در فضای قابل استفاده بار با فضای 650 لیتری در عقب پیروز می‌شود. این موضوع عملی بوده و کاربردی بودن بیشتر این خودرو را اثبات می‌کند. متأسفانه اف پیس تنها با یک آرایش 5 نفره ارائه می‌گردد و راهی برای افزودن سرنشینان بیشتر به آن نیست.
رانندگی این خودرو بسیار راحت و برای انواع جاده‌ها مناسب است. فضای کافی برای بزرگسالان حتی بلندقد نیز وجود دارد. ایمنی این مدل نیز با وجود ترمز اضطراری و خودکار و شناسایی عابرین پیاده و کروز کنترل تطبیقی و هشدار خروج از لاین جاده تضمین شده است. اف پیس تقریباً 13 سال بعد از BMW X3 و 17 سال بعد از BMW 5 وارد بازار شده است. با این حال می‌توان تلاش جگوار را برای ارائه خودرویی خوب ستود. قیمت اف پیس از 41 هزار دلار آغاز می‌شود و تا 71 هزار دلار نیز ادامه می‌یابد.

ایران پایگاه صادرات خودروساز آلمانی

ایران پایگاه صادرات خودروساز آلمانی

در حالیکه خودروسازان فرانسوی وارد بازار ایران شده‌اند، رئیس اتاق بازرگانی ایران و آلمان از قرارداد خودروسازان آلمانی با ایران برای ایجاد پایگاه صادراتی خود در منطقه خبر می‌دهد.
امید یراقی در خصوص ورود شرکت‌های بزرگ آلمانی به ایران، گفت: تعدادی از شرکت‌های بزرگ آلمانی مذاکرات خود را در ایران شروع کردند و بررسی‌های اولیه را هم انجام دادند و تاکنون هم شرکت‌های بزرگی از جمله خودروسازان آلمانی وارد ایران شده‌اند.
وی با اشاره به اینکه شرکت‌های آلمانی هم از طرف دولت ایران و هم اتاق بازرگانی ایران و آلمان، تشویق به سرمایه‌گذاری در ایران می‌شوند، افزود: ما در آینده شاهد همکاری‌های بیشتری میان ایران و آلمان در همه بخش‌ها خواهیم بود و فقط موضوع کالاهای مصرفی و واردات از آلمان نیست؛ بلکه تولیدات مشترک هم انجام می‌گیرد.
رئیس اتاق بازرگانی ایران و آلمان با تاکید بر اینکه شرکت‌های آلمانی تمایل زیادی دارند که در ایران سرمایه‌گذاری مشترک داشته باشند، اظهار داشت: شرکت فولکس واگن به عنوان یکی از بزرگترین خودروسازان جهان به صورت گسترده خودروهای خود را وارد ایران خواهد کرد.
یراقی در پاسخ به این سوال که چه خودروهایی از این شرکت وارد ایران می‌شوند، افزود: انواع مدل‌های خودرو این شرکت از جمله پاسات و گلف به ایران می‌آیند.
وی ادامه داد: موضوع ساخت این خودروها به صورت CKD در ایران است؛ به نحوی که خیلی از قطعات این خودروها از داخل کشور ایران تامین شده و مونتاژ می‌شود تا علاوه بر فروش در بازار ایران به کشورهای مجاور هم صادر شود.
رئیس اتاق بازرگانی ایران و آلمان با اعلام اینکه ایران یک پایگاه برای صادرات محصولات فولکس‌واگن در منطقه می‌شود، گفت: قراردادها در این خصوص منعقد شده است و سایر شرکت‌های آلمانی هم چنین همکاری‌هایی را دنبال می‌کنند.
یراقی با بیان اینکه مصرف‌کنندگان ایرانی توقع محصولاتی با کیفیت بالا را همیشه داشته‌اند، افزود: به دلیل اینکه محصولات آلمانی کیفیت بالایی دارند، شاهد رشد بالایی در سرمایه‌گذاری و همکاری‌های مشترک بین دو کشور خواهیم بود.
وی تحریم‌ها را یک تجربه تلخ برای کشور دانست و اظهار داشت: اما این تجربه تلخ می‌تواند به عنوان یک راهکار برای آینده مدنظر قرار داشته باشد.

خبر

خودروی جدید پژو ۲۰۸ سفارش ایکاپ،
به ایران خودرو آمد
تصویری از محوطه ایران خودرو منتشر شده که در آن خودروهای ۲۰۸ و ۳۰۱ دیده می شوند. پژو ۲۰۸ قبلی که در نمایشگاه‌های خودرو کشورمان حاضر می‌شد، نسخه ۲ در اسپرت توربو بود که ۲۰۷ اسب بخار قدرت داشت و قرار نبود وارد بازار ایران شود.
همیشه سوال بود که چرا ایران خودرو، ۲۰۸ متناسب با تولید خود را به نمایشگاه ها نمی آورد. این تصویر نشان می دهد که ایران خودرو به تازگی یک دستگاه پژو ۲۰۸ سفید ۴ در به ایران آورده و احتمالا قرار است برای انجام برخی فرایندهای مهندسی و تست های جاده ای از آن استفاده کند. همان طور که در تصویر مشخص است، این خودرو فاقد سانروف و سقف شیشه های است. ولی با نگاه دقیق تر می توان فهمید که ۲۰۸ سفید، به رینگ های تراش خودرو، آینه های کرومی، سنسور نور، آینه کرومی و مانیتور مجهز است. همچنین برخی شنیده ها حاکی از آن است که موتور این خودرو از نوع ۱،۶ لیتری ۱۱۸ اسب بخار و گشتاور ۱۶۰ نیوتن متری است که توسط یک گیربکس چهار دنده اتوماتیک یا پنج دنده دستی قدرت را به چرخ های جلو می رساند. شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت این خودرو ۱۰،۴ ثانیه است و در نسخه های بهینه سازی شده ۱۲۰ اسب بخار، این عدد به ۹،۹ ثانیه رسیده است. حداکثر سرعت ۲۰۸ پنج در اتوماتیک ۲۱۶ کیلومتر بر ساعت اعلام می شود و مصرف سوخت ترکیبی را ۶ لیتر به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر ثبت می کند.

امکان پیگیری موارد گران فروشی خودروهای وارداتی از طریق سامانه 124
سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد وارد‌کنندگان خودرو ملزم به رعایت ضوابط قیمت‌گذاری خودروهای سواری وارداتی هستند.
به‌دنبال قیمت‌گذاری غیر منطقی برخی از خودروهای وارداتی سازمان حمایت در قالب اطلاعیه‌ای بر لزوم رعایت ضوابط قیمت‌گذاری خودروهای وارداتی تاکید کرد. براساس این اطلاعیه به کلیه هموطنان و مصرف‌کنندگان خودرو اعلام می‌شود که ضوابط قیمت‌گذاری خودروهای سواری وارداتی از تاریخ 26/ 11/ 93 در وب‌سایت رسمی این سازمان برای بهره‌برداری و رعایت در اقدام قرار داشته و از آنجا که احتمال مغایرت در عملکرد برخی از وارد‌کنندگان و عرضه‌کنندگان خودروهای وارداتی با ضوابط مذکور وجود دارد؛ بنابراین به این وسیله موضوع لازم‌الاجرا بودن ضابطه مذکور ازسوی کلیه فعالان این بخش اعلام می‌شود، بدیهی است وجود هرگونه مغایرت در قیمت‌های فروش با ضابطه مذکور قابلیت پیگیری و برخورد قانونی از ناحیه این سازمان را خواهد داشت. به نقل از تسنیم، همچنین با توجه به ابلاغ آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان خودرو در فروردین‌ماه سال جاری و تدوین و ابلاغ ضوابط و نظامات آیین‌نامه مذکور موارد قابل توجه در راستای حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان است بنابراین همه عرضه‌کنندگان خودرو (سواری، تجاری و موتورسیکلت) موظف به رعایت مفاد آیین‌نامه مذکور هستند. در این ارتباط مصرف‌کنندگان در صورت داشتن هرگونه شکایت می‌توانند مراتب را از طریق سامانه 124 با این سازمان و به سازمان صنعت، معدن و تجارت استان‌ها مطرح کنند.

فردا آغاز هفته نهم لیگ دسته اول مسی ها لطفا ببرید

فردا آغاز هفته نهم لیگ دسته اول
مسی ها
لطفا ببرید

لیگ دسته یک جام آزادگان به ایستگاه نهم رسید و مس کرمان هنوز نتوانسته نتایج مورد نظر تماشاگران و هواداران و حتی کادر فنی را کسب کند. مس که این فصل را با کلی امیدواری و سپردن سکان هدایت خود به مربی کاربلد و سرشناسی مثل ابراهیم زاده آغاز کرد، انتظار داشت با این مربی و بازیکنانی که در اختیار گرفته، کار صعود به لیگ برتر را خیلی راحت و هموارتر از قبل ها طی کند و پس از چند سال انتظار، این تیم را در پایان فصل در سطح اول فوتبال ایران ببینیم اما با شروع این مسابقات و نتایج ناامید کننده ای که در 8 هفته ابتدایی فصل نصیب تیم کرمانی ها شد، همه را متوجه انتظارات اشتباه خود درباره تیم مس کرد.
این تیم از 8 بازی خود 6 تساوی، یک باخت و تنها یک برد در برابر تیم قعرنشین و هم نام رفسنجانی خود کسب کرد و هم اکنون با 9 امتیاز در رده 12 لیگ قرار دارد که نمی تواند جایگاه قابل توجهی برای فوتبال متمول مس باشد.
شاگردان منصور ابراهیم زاده در حالی امروز میزبان تیم پارس جنوبی جم در ورزشگاه شهید باهنر کرمان است که بی گمان به دنبال کسب دومین برد خود و خروج از بحران هستند. بی شک ارزش از دست دادن این امتیازات خانگی در پایان فصل مشخص می شود و شاید مسئولان باشگاه مس را مجاب کند تا کاری کنند که هفته های قبل مسئولان باشگاه مس رفسنجان انجام دادند که البته نمی تواند خیلی مثمر ثمر باشد.
مس در بازی هفته‌ی نهم خود در رقابت‌های لیگ دسته اول کشور، مهدی دغاغله مهاجم گل‌زن خود را به دلیل محرومیت در اختیار ندارد و علیرضا ابراهیمی و علیرضا قاسمی دو بازیکن دیگر مس نیز به دلیل مصدومیت احتمالا در این بازی غایب هستند.
در دیگر بازی حساس امروز می توان به دو تیم گل گهر سیرجان و بادران تهران اشاره کرد، آبی پوشان سیرجانی که این فصل با وینگو دست به کار بزرگی زده و شگفتی ساز شده اند حالا با کسب 18 امتیاز در صدر جدول قرار دارند و امروز در ورزشگاه اختصاصی خود میزبان شاگردان اکبر میثاقیان در تیم بادران هستند. تقابل این دو سرمربی که فصل گذشته در مقاطعی سرمربی مس کرمان بودند، به جذابیت های این بازی خواهد افزود.
مس رفسنجان که در هفته های اخیر شاهد تغییراتی در نیمکت کادر فنی خود بود و کلانتری جای خود را در این تیم به میشو کرستیچوویچ ، سرمربی فصل قبل این تیم داد تا شاید با شوکی که به این تیم وارد شده، این تیم از بحران خارج شود. این تیم امروز در رشت میهمان سپیدرود این شهر خواهد بود.

وینگوبگوویچ سرمربی گل گهر سیرجان: حضور در جام حذفی هدر دادن وقت و هزینه برای ما بود

وینگوبگوویچ
سرمربی گل گهر سیرجان:
حضور در جام حذفی هدر دادن وقت و هزینه برای ما بود

وینگو بگوویچ در گذشته سرمربی پرسپولیس بود. او سال‌ها در فوتبال ما مربی گری کرده و هموطن برانکو هم هست. بگوویچ اکنون هدایت تیم گل‌گهر سیرجان که صدرنشین لیگ برتر است را بر عهده دارد. گفت‌وگو با این مربی را در زیر می‌خوانید.
شرایط گل‌گهر چگونه است؟ این تیم می‌تواند به لیگ برتر بیاید؟
همانطور که می‌دانید فصل گذشته گل‌گهر برای بقا در لیگ یک جنگید و در فصول قبل هم این تیم در رده‌های هشتم تا دهم جدول قرار می‌گرفت اما امسال باشگاه هدف‌گذاری‌اش را تغییر داد و قرار است بین 5-6 تیم اول باشیم. ما برای صعود تلاش می‌کنیم اما رفتن به لیگ برتر جزو اهداف اجباری ما نبوده است. لیگ را خیلی خوب شروع کرده‌ایم. با این حال باید روی زمین راه برویم و بدانیم که در ادامه راه هم باید خوب کار کنیم.
گل‌گهر سیرجان قبل از قرعه‌کشی از جام حذفی انصراف داد. دلیل این مسئله چه بود؟
من فکر کردم حضور در جام حذفی هیچ کدام از اهداف ما را محقق نمی‌کند و بر فرض محال حتی اگر قهرمان جام حذفی هم شویم هیچ فایده‌ای برای ما ندارد. زیرا ما استانداردهای لازم برای حضور در لیگ قهرمانان آسیا را نداریم. در واقع حضور در جام حذفی نوعی هدر دادن وقت و هزینه برای تیم ما بود.
پرسپولیس در جام حذفی در مرحله یک سی و دوم مقابل یک تیم دسته دوم حذف شد. نظر شما در این باره چیست؟
من فکر می‌کنم جام حذفی پر از شگفتی‌ است. این مسئله در تمام فوتبال جهان دیده می‌شود. حتی باشگاه‌های بزرگ هم دچار این شگفتی می‌شوند. رئال مادرید دو فصل قبل مقابل یک تیم لیگ دسته سومی باخت و از گردونه رقابت‌ها کنار رفت. پرسپولیس هم دچار شگفتی شد. در بازی‌های تک حذفی که حریف انگیزه فراوانی دارد اگر شانس هم به آنها رو کند ممکن است هر نتیجه‌ای رقم بخورد. من خودم با تیم پاس که در آن زمان در لیگ برتر بود 2 بار پرسپولیس را حذف کردم.
فکر می‌کنید برانکو بتواند با پرسپولیس به قهرمانی برسد؟
تا پایان لیگ راه طولانی باقی مانده است. پرسپولیس تیم خوبی بسته و مربی خوبی هم دارد. من فکر می‌کنم لیگ برتر فقط 2 مدعی اصلی قهرمانی دارد. پرسپولیس و تراکتورسازی. این را بر اساس نتایجی که در لیگ رقم خورده و بازی‌هایی که از تلویزیون دیدم، می‌گویم.
نظرتان در مورد دیدار تیم ملی ایران و تیم ازبکستان چیست؟
من هوادار تیم ملی ایران هستم و امیدوارم تیم ملی دوباره بتواند به جام جهانی صعود کند. 2 بازی سخت مقابل ازبکستان و کره داریم. ازبکستان در گذشته در ورزشگاه آزادی ایران را شکست داد و در مقدماتی جام ملت‌ها هم با این تیم به نتیجه مساوی یک بر یک رسیدید. فکر می‌کنم تیم ملی امروز بازی خیلی سختی مقابل ازبکستان خواهد داشت.

راجی کرمانی سراینده حمله حیدری

راجی کرمانی
سراینده حمله حیدری

از جمله شاعرانی که پس از باذل به سرودن «حمله حیدری» پرداخت راجی کرمانی بود. حمله حیدری راجی پس از باذل معروفترین حمله حیدری در ایران است.
نام کامل راجی ملابمان علی کرمانی بود که در شعر به «راجی» (به معنای امیدوار) تخلص می کرد. در مورد زندگی او اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. اما در میان مردم افسانه هایی درباره او وجود دارد. می گویند که او «بمانی» نام داشت و از زردشتیان کرمان بود. می گویند به بیماری غیر قابل درمانی دچار می شود. روز عاشورا او را که در حال مرگ بوده در مسیر دسته های عزاداری قرار می دهند . او می گرید و بی هوش می شود و در عالم خواب مولا علی، علیه السلام، را می بیند که به وی می فرمایند: «بمان» و همین سبب شفای او می شود. او مسلمان می شود و نام «بمان علی» را برمی گزیند. همچنین می گویند او جذام داشته و از شهر رانده شده بوده است. در روز عاشورا دسته ای از عزاداران که راهی مسجد صاحب الزمان در دامنه کوه های سیدحسین در اطراف کرمان بوده اند با او برخورد می کنند و ادامه ماجرا همان گونه است که ذکر شد. مهدی قلی خان هدایت که خود در شهرت یافتن کتاب راجی مؤثر بوده گرچه تاکید می کند که او پیشتر زردشتی بوده اما اشاره ای به این معجزه ندارد. او در مجمع الفصحا نوشته است:«راجی کرمانی، اصلش از زردشتیان ایران و ساکن کرمان بوده است. به واسطه سعادت فطری، ذوق اسلام یافت و به خدمت علما و عرفای کرمان شتافت، بمان علی نامش دادند و دیده جانش را به نور ولایت شاه اولیا گشادند. طبعش موزون و شایق به مداحی ولی حضرت بی چون گردید. غزوات و واقعات حضرت رسول عربی و وحی حقیقی آن حضرت را منظوم کرد. لغتنامه دهخدا هم با استناد به مجمع الفصحا اسلام آوردن او را ناشی از مصاحبت با عرفای کرمان دانسته است. راجی در اشعار خود هیچ جا به زردشتی بودن و یا معجزه مذکور اشاره ای ندارد. فقط جایی خود را از نسل جمشید و کیقباد معرفی می کند:
که از کیست او؟ از که دارد نژاد/ بخندید و پاسخ چنین داد، یاد/ که این رند نیک اختر نیک پی/ نهالی است از باغ جمشید و کی/ ولیکن نه جامش از این می پر است/ که از دوده کیقباد و کی است/ شده در دو گیتی از آن کامیاب/ که گردید خاک ره بوتراب
آن چه دیگر درباره زندگی شخصی او نقل شده اشتغال به حرفه شال بافی قبل از شاعری و مسافرت های متعدد او به عتبات عالیات و مشهد مقدس است .
گفته اند که راجی به جز حمله حیدری دیوان اشعاری هم داشته که حاوی قصاید و غزلیات و سایر انواع شعر بوده و قسمتی از آن را هم شخصی به نام سیدمحمد نور یزدی کتابت کرده بوده و قسمت دیگر به خط خود او بوده است . این دیوان در اواخر قرن سیزده در اختیار نوه دختری راجی که از نانوایان کرمان بوده قرار داشته اما امروز هیچ اثری از آن در دست نیست. البته کتابهای دیگری به نام دیوان راجی شناسایی شده که هیچ کدام متعلق به او نیست. از آن جمله است دیوان راجی که از راجی تبریزی یکی از شاعران اواخر قرن سیزده است که به سال 1293 فوت شده و طبق ثبت الذریعه نسخه ای از آن در سال 1313 ق . چاپ شده است. همچنین کتاب خطی دیگری به نام دیوان راجی در کتابخانه مسجد گوهرشاد وجود دارد که به سال 1303 ق. می پردازد. همچنین ماجرای ازدواج پیامبر به تفصیل آمده است. کتاب همراه با تاریخ اسلام پیش می رود به طور مفصل به بعثت، شعب ابی طالب، معراج، هجرت، ازدواج مولا، علیه السلام، و حضرت زهرا، علیهاالسلام، جنگ بدر، جنگ احد، احزاب، خیبر، فتح حرم، موته، مباهله، حدیث کسا، حجه الوداع و غدیرخم و رحلت پیامبر، صلی الله علیه و آله، می پردازد. او پس از رحلت پیامبر با یک پرسش تاریخی ادامه ماجرا را از به خلافت رسیدن مولا(ع) پی می گیرد و پس از ذکر به مسند نشستن مولا به جنگ جمل و جنگ صفین می پردازد. در این کتاب اشاره ای به وقایع پس از حکمیت، جنگ نهروان و شهادت مولا نشده است. گفتنی است شاعر در جای جای کتاب در هنگامی به شرح غزوات می پردازد به مناسبتهای مختلف گریزهای طولانی به واقعه کربلا دارد و مثلا به طور کامل به شرح داستان قاسم ابن الحسن، علیه السلام، داستان بی بی شهربانو، شهادت امام حسین، علیه السلام، و اسارت حضرت زین العابدین، علیه السلام، پرداخته است . ظاهرا اصل این کتاب شامل چند کتاب پراکنده به شرح زیر بوده است: مقدمه تولد حضرت امیر، کتاب اول واقعه بدر کبری، کتاب دوم داستان غزوه احد، کتاب سوم غزوه احزاب، کتاب چهارم غزوه خیبر، کتاب پنجم غزوه فتح حرم، کتاب ششم داستان حجه الوداع، کتاب هفتم بر مسند خلافت استقرار یافتن امیرالمؤمنین به همین دلیل است که هر کتاب ساقی نامه ها، مدایح و شرح حال مستقل دارد . هدایت نیز به این نکته اشارت دارد:«… چون درگذشت و نواب شاهزاده شجاع السلطنه میرزا به ایالت کرمان رسید، وقتی به حسب تقدیر به خدمتی، فقیر، بدان ولایت افتاد و اشعار او را شنید و به جمع آن ترغیب کرد . مولانا محمد هاشم بن ملالطفعلی که در خدمت شاهزاده وکیل وظایف علما بود در این باب اهتمامی کرد، میرزا مظهر کرمانی متصدی جمع و ترتیب آن متفرقات شد و در این دولت ابدمدت [منظور حکومت ناصرالدین شاه] آن مثنوی را به قالب طبع درآوردند و تعدد یافت …» در دائره المعارف تشیع هم آمده که راجی پیش از نظم نهایی کتاب درگذشت .
عاقبت کار راجی
راجی با حمایت ظهیرالدوله و پس از سرودن حمله حیدری شهرت و موقعیتی خاص یافت. ظهیرالدوله راجی را به عنوان یکی از عجایب اربعه کرمان به فتحعلیشاه معرفی می کند و از قدرت قریحه و بدیهه سرایی او تعریف می کند . می گویند او «در سرودن شعر چنان مهارت داشت و طبعش به اندازه ای روان و وقاد بود که چشمهای خود را می بست و فی البداهه حماسه مذهبی خود را می سرود و در این شیوه به چنان شهرتی از شاعری و حسن ذوق رسیده بود که وی را فردوسی ثانی و حکیم کرمانی می خواندند. می گویند وقتی ظهیرالدوله، راجی را به حضور فتحعلی شاه برد، پادشاه که خود به شعر علاقه داشت و خاقان تخلص می کرد، بدیهه سرایی او را آزمود و از او خواست به این مصرع پاسخ بگوید:«در جهان چون حسن یوسف کس ندید» و راجی بی درنگ پاسخ داد:«حسن او دارد که یوسف آفرید» راجی در باورهای عامیانه مردم جایگاهی خاص یافت . مثلا از مردم کرمان نقل شده است که ملابمانعلی روزی این مصرع را سروده بود: «زره بر تن شاه دین گشت راست» اما نمی توانست بقیه آن را بسراید. هنگام غروب در دامنه کوههای «طاق علی » جوانی سبزپوش به او برخورد و گفت:«دنباله را چنین بگو: ز هر حلقه اش صوت داود خاست. بمانعلی ظاهر پس از بازگشت از سفر تهران و دیدار پادشاه از دنیا رفت. او را در محلی پشت مسجد جامع کرمان مشهور به قدمگاه به خاک سپردند و از یادها فراموش شد. آن چنان که سالها محل مرقد وی خاکریزگاه عمومی بود تا سرانجام روزی به همت شیخ محمود افضل خاک و خاشاک پشت مسجد را برداشتند و سنگ قبر او را یافتند. آن مقبره را مرمت کردند و ملا اسدالله نامی را به قرآن خوانی آن گماشتند. در دهه های اخیر هم این قبر به همت افرادی به نامهای شیخ علی اصغر صالحی و سید محمدرضا مدنی تعمیر شد و خیابان جدیدالاحداث جنب مسجد جامع و مزار ملابمانعلی را به نام «راجی » نامگذاری کردند.

دره راگه؛ بهشتی در قلب کویر

دره راگه؛ بهشتی در قلب کویر

دره راگه در نزدیکی شهر رفسنجان از جمله این مکان هاست. در کویر اطراف شهر معروف رفسنجان دره ای به طول ۲۰ کیلومتر و عمق ۷۰ متر وجود دارد که با عرضی ۱۸۰ متری منظره ای فوق العاده زیبا را به وجود آورده است نکته جالب توجه جاری بودن رودخانه دائمی گیودری در عمق این دره می باشد و بر اساس نظر کارشناسان دره به دلیل فرسایش های آبرفتی شکل گرفته و به دلیل ادامه فرسایش اشکال برخی قسمت های دره در حال تغییر نیز است.
نکته قابل توجه در خصوص این منطقه بکر طبیعی وجود حیات وحش منحصر به فرد در منطقه است که شامل عقاب، دراج و کبک می شود و این دره با منطقه حفاظت شده بدوئیه که پناه گاه آهو در استان کرمان محسوب می شود تنها چند کیلومتر فاصله دارد و وجود این حیوان نیز در منطقه توسط افراد محلی گزارش شده است.
از سوی دیگر فرسایش های آبی در منطقه موجب شده است اشکال بسیار زیبایی در دیواره های دره راگه شکل گیرد که بر زیبایی این منطقه افزوده است. زیبایی و منحصر به فرد بودن این دره به حدی است که برخی این منطقه را با دشت کلوت های شهداد از نظر پتانسیل های گردشگری هم سنگ می دانند و مسئولان استان کرمان به خصوص در بخش میراث فرهنگی و فرمانداری رفسنجان در حال برنامه ریزی در راستای توسعه گردشگری در این منطقه هستند.
هم اکنون این دره مکانی برای حضور برخی از تورهای رصد آسمان و دره نوردی و کوهنوردی است و مسئولان نیز در راستای جذب سرمایه گذار و تاسیس زیر ساختها با توجه به کمترین آسیب به منظر منطقه در حال فعالیت هستند.
این دره از خصوصیات کاملاً منحصر به فردی برخوردار است در برخی دیگر از استان ها نیز چنین دره هایی وجود دارد اما با ابعاد و طول و عمق این دره چنین مکانی وجود ندارد. آن چه که دره را زیبا کرده جاری بودن رودخانه در انتهای دره، طولانی بودن و اشکال منحصر به فرد در دیواره های دره است که در اثر فرسایش ایجاد شده است.
این دره‌ ناشناخته بود تا اینکه در جریان یکی از اکتشافات معدنی کشف شد.
این دره حاصل فرسایش آب رودخانه دائمی گیودری بوده و مربوط به دوران چهارم زمین شناسی (کواترنری) است و سن آن حدود ۲۰ هزارسال تخمین زده می شود.

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 4
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
«نمی دانم بی بی به صاحب کارگاه چه گفت. همین قدر خاطرم هست که بی بی ان روز صبح، خیلی زود مرا در کارگاه تنها گذاشت و رفت. با رفتن بی بی، من ماندم و سیاهچالی فرو رفته در غبار و جمعیتی غریب و ناشناس، با دو دار برپا شده در دو سوی کارگاه و نقش و رنگ دو قالی نیمه تمام بر تن هرکدام. تا آن موقع باور من درباره قالی، همان زیرانداز فرسوده و رنگ رو باخته ای بود که کف اتاقمان همیشه پهن بود. با دیدن آن نقش و رنگ های زیبا بر تن دارهای قالی کارگاه، تا مدت ها مات و مبهوت- مثل آن که گم گشته ای را یافته باشم- خیره ماندم به گل های بافته شده…»
علی اکبر محو تماشای نقش های قالی بود که صاحب کارگاه با عصبانیت فریاد زد:«چیه ماتت برده، بچه ! آن کلافهای پشم را بردار ببر بیرون، بنجنب، زود باش!…»
از همان لحظه علی اکبر شروع کرد به کار و تلاش. روزهای اول دوست داشت به خانه نزد بی بی برگردد، اما از ترس صاحب کارگاه نمی توانست حرفی بزند. بعد از یک هفته کار، کم کم محیط کارگاه برایش عادی شد. با چند نفر از بچه های قالی باف دوست شد و از آنها گره زدن بر تار قالی را یاد گرفت و خیلی زود توانست پیش آنها بنشیند و ترانه های پای دارقالی را همراه آنها بخواند و پی در پی ببافد. کم کم عاشق رنگهای قالی شد. تمام روز با شوق و علاقه بسیاری می بافت تا هر چه زودتر گلی دیگر بروید و پرنده ای دیگر زاده شود.
«…عجب شوق و ذوقی داشتم! دلم می خواست صبح تا شب پای دار قالی بنشینم و قالی ببافم. برعکس هفته های اول که همه حواسم پیش برگشتن و پناه بردن به دامان بی بی بود، هیچ دلم نمی خواست کارگاه را ترک کنم. البته آنجا آسوده و راحت نبودم. یک بچه هشت ساله مگر چه قدر طاقت دارد که از کله سحر تا تنگ غروب پای دار قالی بنشیند و دائم کار کند؟ دلخوشی من- غیر از دوستانی که در آن جا پیدا کرده بودم- به نقش و رنگهای جادویی قالی بود. من در آن روزگار با این نقش و رنگ ها بازی می کردم، زندگی می کردم هیچ به خیالم نمی رسید که حاصل این بازی و سرگرمی، عاقبت بافته شدن یک قالی است، آن هم به سود صاحب کارگاه…»
بچه ها با آن سخت کار می کردند، همیشه نگران چیزی بودند؛کتک خوردن از صاحب کارگاه. برای او فرقی نمی کرد چه کسی با علاقه کار می کند و چه کسی کار نمی کند، با هر بهانه ای هر روز یکی- دو نفر از بچه ها را فلک می کرد. با هر بهانه ای هر روز یکی- دو نفر از بچه ها را فلک می کرد. علی اکبر صدای خوردن ترکه چون بر کف پای دوستانش را می شنید و از ناله آنها تنش می لرزید قلبش تندتر می تپید. همه ترسش از آن بود که مبادا اشتباهی بکند، اما هرچه دقت می کرد، فایده ای نداشت. سرانجام روزی نوبت فلک شدن خود او هم رسید.
«بهانه چه بود؟ یاد ندارم، یک رج کم یا زیاد بافتن بود؟ اشتباه کار گذاشتن رنگ بود؟ هرچه بود روز فلک شدن من بود! صاحب کارگاه مرا با بی رحمی به چوب بست، چه دردی کشیدم، بماند. کف هر دو پایم بر اثر ضربه های چوب، تاول زده بود.»