بایگانی مطالب نشریه

خبر

افزایش پرداخت قبض گاز به‌صورت الکترونیکی
مدیرعامل شرکت گاز استان کرمان از افزایش درصد قبوض پرداختی گاز در سال جاری در استان به‌صورت الکترونیکی و غیرحضوری خبر داد. محمدعلی ودیعتی گفت: «خدمات بانکداری الکترونیکی روزبه‌روز متنوع‌تر و گسترده‌تر می‌شوند که آگاهی و استفاده از امکانات و قابلیت‌های آن که هرکدام از دیدگاه کاربران واجد جذابیت‌ها و ارزش‌های خاص است، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. خدمات بانکداری الکترونیک امروزه در اشکال گوناگون و به روش‌های متعددی مانند اینترنت، ارائه انواع خدمات کارت و از طریق تلفن همراه ارائه می‌شود.» وی تصریح کرد: «سعی و تلاش مجموعه گاز استان کرمان بر این است بااطلاع رسانی و فرهنگ‌سازی لازم و مناسب در سراسر استان که از طریق نصب بنر و بیلبورد در سطح شهر، ارسال پیامک به همشهریان، زیرنویس تلویزیون، تبلیغات رسانه‌ای و… بهره‌وری اقتصادی و اجتماعی را افزایش داده و مردم خوب استان را در این جهت و زمینه سوق دهیم تا با صرفه‌جویی هزینه ناشی از اتلاف وقت، نیروی انسانی و سرمایه را برای پرداخت الکترونیکی قبوض در استان مهیا نموده و بیش از گذشته کمک شایانی به اقتصاد کشور نماییم .» ودیعتی افزود: «مشترکین محترم شرکت گاز می‌توانند با ارسال عدد صفر به شماره 1000341194 از لیست خدمات متنوع این شرکت اطلاع پیدا نمایند و قبوض گاز بها خود را نیز به‌صورت ماهانه دریافت نمایند . با توجه به عرصه دولت الکترونیک و تبلیغات سراسری انجام‌شده بایستی فرهنگ استفاده از مراجعه نکردن مردم به ادارات کاسته و با روش‌های الکترونیکی شامل ( ATM، پست ، پیامک ، اینترنت و اینترانت ) پرداخت انجام شود. ضرورت ندارد که مشترکین وقت خود را در ترافیک و یا صف طولانی شعب بانک‌ها صرف نمایند. بلکه در هر ساعت از شبانه‌روز، در منزل، یا در محل کار و در هر مکان دیگر حتی خارج از محل سکونت خود می‌توانند قبوض گاز خود را پرداخت‌نموده و دیگر نگران تأخیر و دیرکرد در پرداخت آن نباشند.»

اجرای طرح سفیران فرهنگی در کرمان
مدیرکل امور بانوان استانداری کرمان از اجرای طرح سفیران فرهنگی در استان کرمان برای نخستین بار در کشور خبر داد و گفت: «این طرح برای آموزش‌وپرورش، مساجد، ادارات، مهدهای کودک و جلسات خانگی در استان اجرایی می‌شود.» به گزارش روابط عمومی اداره کل بهزیستی استان کرمان، فاطمه سادات حسینی بابیان اینکه در این طرح مهارت‌های 10 گانه آموزش داده می‌شود گفت: «این طرح بدین گونه است که 25 نفر از هر سازمان برای آموزش انتخاب می‌شوند و بعد از آموزش این افراد به سایر افراد در آن نهاد آموزش می‌دهند.» وی با اشاره به اینکه باید بیشترین سرمایه‌گذاری‌ها در مهدهای کودک‌ هزینه شود بیان کرد: «باید برنامه‌ها به شکل علمی و هدف‌گذاری شده برای مهدکودک‌ها تدوین شود.» حسینی با تأکید بر افزایش تعامل بین مدیران و مربیان مهدها با والدین تصریح کرد:«آموزه‌های دینی از طریق قصه، شعر و نقاشی به کودکان آموزش داده شود.»
وی بابیان اینکه برای حل مشکلات و مسائل در جامعه باید از خانواده‌ها شروع کرد، افزود: «رکن اصلی در جامعه خانواده است و محور اصلی خانواده مادران هستند.» مدیرکل امور بانوان در استانداری کرمان به مسئولیت خطیر مربیان و مدیران مهدکودک‌ها در راستای تربیت کودکان اشاره کرد و گفت: «سکان‌دار اصلی تربیت نسل‌ها به دست مادران و مربیان است.» حسینی با اشاره به روایتی از حضرت علی(ع) مبنی بر اینکه قلب کودک مانند یک زمین خالی است هر بذری که در داخل آن ریخته شود، رشد می‌کند یادآور شد: «دوران کودکی بهترین دوران برای تعلیم و تربیت است.» وی با اشاره به اینکه تعلیم و تربیت در دوران کودکی همچون نقشی است که روی سنگ حک می‌شود بیان کرد: «اگر تربیت در دوران کودکی آغاز شود تأثیر آن در جامعه ماندگار است.» مدیرکل امور بانوان در استانداری کرمان بابیان اینکه آسیب‌های اجتماعی به دلیل تکنولوژی‌های نوین نیست بلکه همه ریشه در تربیت مادران دارد تصریح کرد: «تربیت فرزند توسط مادر موجب سعادت و تربیت فرزند بد موجب هلاکت جامعه می‌شود.»

قرارداد مهم‌ترین پروژه شهری کرمان با تأخیری یک‌ساله توسط شورای شهر نهایی می‌شود بحث بر سر آزادی پشت درهای بسته

قرارداد مهم‌ترین پروژه شهری کرمان با تأخیری یک‌ساله توسط شورای شهر نهایی می‌شود
بحث بر سر آزادی پشت درهای بسته

پیشرفت 63 درصدی پروژه میدان آزادی کرمان، آن هم درحالی‌که قرارداد آن پس از گذشت یک سال از آغاز عملیات اجرایی هنوز نهایی نشده، موجب شد اعضای شورای شهر کرمان شب گذشته بیش از یک ساعت جلسه‌ای غیرعلنی برگزار کنند.
در حالی اعضای شورا برای بررسی قرارداد پروژه آزادی جلسه غیرعلنی برگزار کردند که قرار است طبق گفته استاندار کرمان تا 22 بهمن این پروژه به پایان برسد. البته شهردار کرمان چندی پیش به ما گفت که پروژه آزادی تا عید 96 به‌طور کامل تمام می‌شود.
قرارداد نداشتن این پروژه مهم، در هفته‌های گذشته موجب اعتراض برخی اعضا شده بود و حتی در این راستا جلسه‌ای در دفتر سعید گیلانی، عضو شورای شهر، با نمایندگان قرارگاه خاتم (پیمانکار پروژه آزادی) و نمایندگان شهرداری برگزار شد اما نتیجه‌ای نداشت. غیرعلنی بودن جلسه هم به پیشنهاد مشرفی، رییس شورا بوده و به گفته مؤمنی، ربانی زاده و پنجعلی زاده، همه اعضای شورا با این پیشنهاد مشرفی موافقت کرده‌اند. رییس شورای شهر کرمان پس از پایان جلسه غیرعلنی و در جلسه علنی شورای شهر کرمان، به خبرنگاران گفت: «کلیاتی در ارتباط با قرارداد میدان آزادی در جلسه غیرعلنی مطرح شد. قرارداد کلی تا هفته آینده نهایی می‌شود.
اصل اختلاف ‌نظر در قرارداد موضوع ضرایب پلوس و ضریب بالا سری بود که خوشبختانه در بحث این ضرایب، ضریب پلوس ۱.۳۳ و ضریب بالا سری 1.27 با ۹ رأی موافق و ۴ رأی مخالف نهایی شد. 2 نفر از اعضای شورا رأی ممتنع داده‌اند.» این توضیح ضروری است که در زمان برگزاری مناقصه، به ‌منظور انتخاب پیمانکار برای اجرای عملیات، پیمانکاران واجد صلاحیت که دعوت‌نامه شرکت در مناقصه برای آنان ارسال‌شده است بر طبق ضوابط مربوط، باید مبلغ پیشنهادی خود برای انجام کار را به‌صورت یک مبلغ مقطوع اعلام نمایند. حاصل تقسیم مبلغ پیشنهادی پیمانکار به مبلغ برآورد اولیه هزینه انجام کار، ضریب پیشنهادی پیمانکار و یا ضریب پیمان نامیده می‌شود که در کلیه صورت‌وضعیت‌های موقت و قطعی اعمال می‌گردد. اگر عدد به‌دست‌آمده بزرگ‌تر از یک باشد پیمانکار نسبت به برآورد اولیه، پیشنهاد افزایش داده است که به آن پلوس می‌گویند. درواقع پلوس یعنی بالاتر از برآورد انجام‌شده کارفرما.
هزینه 300 میلیاردی برای سه تقاطع غیرهمسطح
بر اساس گفته یاسین پنجعلی زاده، پروژه آزادی بین 95 تا 105 میلیارد تومان هزینه خواهد داشت. قبلاً پیش‌بینی‌شده بود این پروژه بین 85 تا 90 میلیارد تومان هزینه داشته باشد. این عضو شورا به «پیام ما» گفت: «برای سه تقاطع غیرهمسطح پیش‌بینی‌شده بود 240 میلیارد تومان نیاز داشته باشند اما مجموع هزینه‌ها به 300 میلیارد تومان می‌رسد. پرخرج‌ترین پل هم پل خلبان (هوانیروز) با 128 میلیارد تومان است.»
مشکلات مالی
آرامستان جدید
در ادامه جلسه پنجعلی زاده از شهرداری خواست که برای حل مشکل منطقه سرآسیاب، برای این منطقه شهرداری یک ناحیه ایجاد کند. گیلانی پرسید با این کار هزینه اضافی برای شهرداری ایجاد نمی‌شود، پنجعلی زاده پاسخ داد از نیروهای مازاد استفاده شود. طبق گفته بابایی شهردار کرمان، از زمانی که وی شهردار شده، (حدود یک سال) نزدیک به 300 نفر بازنشست شده‌اند.
زهرا لری، عضو شورای شهر خبر داد که بنیاد شهید پیشنهاد ساخت پل عابر پیاده، روبروی درمانگاه جانبازان واقع در سه‌راه سیلو را داده است. این نهاد همچنین پیشنهاد داده 10 سال تابلوهای این پل را در اختیار داشته باشد.
منصور ایران‌منش، عضو شورای شهر کرمان هم از مشکلات مالی آرامستان جدید کرمان خبر داد. بابایی، شهردار کرمان هم گفت: «قبرهای سه‌طبقه در آرامستان جدید ساخته‌شده و پیش‌فروش می‌شود. موسسه اعتباری عسکریه هم غسالخانه‌ای تا سقف ۸۰۰ میلیون تومان می‌سازد.»

هیأت رییسه کمیسیون‌ها بدون تغییر
در جلسه شب گذشته همچنین در خصوص کمیسیون‌های شورای شهر تصمیم‌گیری شد. طبق گفته رییس شورا، ترکیب این کمیسیون‌ها نسبت به سال سوم شورا تغییری نکرد. همچنین منصور ایران‌منش، رییس کمیسیون جدید کلان‌شهر شد. براین اساس ترکیب کمیسیون‌های شورای شهر کرمان به شرح زیر است: کمیسیون بهداشت: رییس: ماه‌بانو معصوم زاده، نایب رییس: مهنوش مؤمنی، اعضا: منصور ایران‌منش، محمدیاسین پنجعلی زاده، زهرا ایران‌منش/ کمیسیون اجتماعی: رییس: صدیقه زاهدی، نایب رییس: مهنوش مؤمنی، اعضا: زهرا ایران‌منش، یوسف جعفری، کمال جوانمرد/ کمیسیون کلان‌شهری: رییس کمیسیون :منصور ایران‌منش، نایب رییس: سعید گیلانی، اعضا: کمال جوانمرد، فتح‌الله مؤیدی، علی منصوری/ کمیسیون حقوقی: رییس: محمد یاسین پنجعلی زاده، نایب رییس: محمد ربانی زاده، اعضا: یوسف جعفری، علی منصوری، فتح‌الله مؤیدی/ کمیسیون بانوان: رییس: زهرا ایران‌منش، نایب رییس: رؤیا دیوان‌بیگی، اعضا: ماه‌بانو معصوم زاده، صدیقه زاهدی، زهرا لری/ کمیسیون فرهنگ: رییس :رؤیا دیوان‌بیگی، نایب رییس: صدیقه زاهدی، اعضا: زهرا ایران‌منش، کمال جوانمرد، ماه‌بانو معصوم زاده/ کمیسیون ترافیک: رییس: علی‌اکبر مشرفی، نایب رییس: ماه‌بانو معصوم زاده، اعضا: منصور ایران‌منش، محمد ربانی زاده، سعید گیلانی/ کمیسیون برنامه‌وبودجه: رییس: علی منصوری، نایب رییس: فتح‌الله مؤیدی، اعضا: منصور ایران‌منش، یوسف جعفری، سعید گیلانی/ کمیسیون خدمات شهری: رییس: زهرا لری، نایب رییس: یوسف جعفری، اعضا: رؤیا دیوان‌بیگی، علی‌اکبر مشرفی، مهنوش مؤمنی

ترک جلسه شورا توسط گیلانی در اعتراض به شهردار
سعید گیلانی، عضو شورای شهر، در اعتراض به خوانده نشدن یک نامه در جلسه علنی، جلسه شورا را ترک کرد. این نامه یکی از مواردی بود که در جلسه غیرعلنی هم بر سر آن بحث شده بود. ماجرا ازاین‌قرار بود که به درخواست شورا، متن این نامه می‌بایست تغییر کند. گیلانی درخواست کرد نامه خوانده شود که بابایی، شهردار کرمان گفت «دادیم متن نامه را تغییر دهند.» گیلانی هم با گفتن اینکه «باید تغییرات نامه را بدانیم اما به نظر شما نامه را نمی‌آورید و اگر هم آوردند، دیگر اعضا آن را تائید کنند» جلسه را ترک کرد. چند دقیقه پس از رفتن گیلانی، فردی از شهرداری نامه را برای بابایی آورد و او هم به مشرفی داد تا خوانده شود. در بخشی از این نامه آمده بود: «علیرغم دعوای شهرداری علیه آقای {…} در دادگستری، با توجه به سند رسمی شهرداری و کمیسیون ماده 100 پس ابلاغ تصمیم کمیسیون به مشاوران علیه پرونده ایشان توسط شهرداری منطقه 2 تکمیل و در حال ارسال به کمیسیون ماده 5 معماری و شهرسازی می‌باشد که به‌محض وصول نتیجه آن به شورا منعکس خواهد شد.» بابایی پس از خواندن این نامه گفت که «فردی که زمین را تصاحب کرده از این زمین به‌عنوان پارکینگ ماشین‌های سنگین استفاده می‌کند.» ربانی زاده سخنگوی شورای شهر کرمان هم در این خصوص به «پیام ما» گفت: «فردی ادعا دارد مالکیت زمینی که شهرداری آن را متعلق به خود می‌داند، با اوست. قرار شده از طریق مجاری قانونی، به این ماجرا رسیدگی شود.»

استاندار کرمان: ائمه جمعه منادی وحدت باشند نه منادی تفرقه

استاندار کرمان:
ائمه جمعه منادی وحدت باشند
نه منادی تفرقه
استاندار کرمان از ائمه جمعه خواست که منادی وحدت باشند، نه منادی تفرقه. آن‌طور که سایت استانداری کرمان نوشته، علیرضا رزم حسینی روز گذشته در دیدار با مدیر توسعه پروژه رودبار جنوب، با تاکید براینکه امامان جمعه باید منادی وحدت باشند؛ نه منادی تفرقه، خاطر نشان کرد: «امامان جمعه باید در خطبه های نماز از سرمایه گذار به عنوان مجاهد اقتصادی یاد کنند و با بیان احادیث و آیات مربوط به این امر نسبت به ترویج این فرهنگ اقدام نمایند.»
وی گفت: «امروز فرصت طلائی ایجاد شده است که ائمه جمعه و فرمانداران باید در این راستا به‌گونه‌ای عمل کنند که سرمایه گذاران را جذب نموده و آنها را در منطقه زمین گیر کنند.» حجت الاسلام گروهی، امام جمعه رودبار جنوب هم در این جلسه اظهار کرد: «هیچ جلسه ای مثل این جلسه برای من لذت بخش نبوده است زیرا غصه ما مردم هستند و مسئله ای که مکرر در خطبه ها از آن گفته شده، این مسئله است که مردم روی گنج هستند ولی رنج نصیبشان می شود.»
وی رنج مردم شهرستان رودبار جنوب را ناشی از عدم مدیریت توسعه دانست و گفت: «از طرح های توسعه ای استاندار کرمان در شهرستان رودبار جنوب به طور جد حمایت خواهیم کرد.»

شاعر و پژوهشگر مطرح کرمانی از دفتر هفتم دایره المعارف فرهنگ حوزه هلیل رود می‌گوید روایت «منصور علیمرادی» از نواهای عاشورایی

شاعر و پژوهشگر مطرح کرمانی از دفتر هفتم دایره المعارف فرهنگ حوزه هلیل رود می‌گوید
روایت «منصور علیمرادی» از نواهای عاشورایی

«منصور علیمرادی» نوحه‌ها، مراثی و نسخه‌های تعزیه را در جنوب استان کرمان گردآوری و تدوین می‌کند.
منصور علیمرادی، شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ شفاهی است که پیش‌ازاین آثاری همچون: «تاریک ماه»، «زیبای هلیل یا باد است سینیور»، «شروگ ماه»، «افسانه‌های مردمان حوزه‌ی هلیل رود»، «اشعار و ترانه‌های شفاهی مردمان حوزه هلیل رود»، «فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های حوزه‌ی هلیل رود»، «لیکوهای رودبار جنوب دفتر اول و دفتر دوم»، و «مجموعه شعر آوازهای عقیم باد» از وی چاپ و منتشرشده است. علیمرادی دفتر هفتم دایره المعارف فرهنگ حوزه‌ی هلیل رود را به کتاب «نوحه‌ها، مراثی عاشورایی و نسخه‌های تعزیه» در جنوب کرمان اختصاص داده است. در این رابطه پایگاه خبری «کرمان نو» با منصور علیمرادی گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.
علیمرادی گفت که این مجموعه شامل نوحه‌ها و مراثی اصیل عاشورایی، نسخه‌های قدیمی تعزیه و شرح شیوه‌های برگزاری مراسم عزاداری و سوگ سالار شهیدان است. در جنوب استان کرمان تنوع نغمه‌ها و نوحه‌ها چشمگیر و منحصربه‌فرد و شیوه‌های عزاداری اصیل و متنوع است و این میراث گران‌قدر معنوی باید حفظ گردد. علیمرادی اضافه کرد که اشعار این مجموعه شامل سه دسته‌اند: دسته‌ی اول نوحه‌هایی هستند که سراینده مشخصی ندارند و تا حدی در نواحی دیگر و شهرها و استان‌های دیگر هم متداول‌اند، اما نسخه و روایت جنوبی آن‌ها قدری متفاوت است. دسته‌ی دوم شامل نوحه‌هایی است که مردم خوش‌ذوق محلی در ادوار مختلف ساخته‌اند، عمدتاً سراینده‌ی آن‌ها مشخص نیست و در مراسم عزاداری اباعبدالله خوانده می‌شوند. این نوحه‌ها بسیار عالی، پرمحتوا و شایسته‌اند. گاه کم‌وبیش واژه‌های محلی هم در ساختار آن‌ها به‌کاررفته است. بخش سوم این اثر نوحه‌هایی را در برمی‌گیرد که شاعران قدیمی منطقه در گذشته سروده‌اند، مثل «مرحوم کربلایی فضل علی دهکهانی»، «مرحوم دادعلی یاری» و مرحوم” آصف میرزا” .
مناظره کربلایی فضل علی با ناصرالدین‌شاه
از فوت بعضی از شعرا و ذاکرین شاید ۲۰۰-۱۵۰ سال گذشته است، مثلاً «کربلایی فضل علی» نزدیک به ۲۰۰-۱۵۰ سال پیش در منطقه «دهکهان» زندگی می‌کرده، ماجرای دیدارش با ناصرالدین‌شاه قاجار شنیدنی است.
معروف است در حرم امام حسین(ع) حین زیارت، اتفاقی پشت سر ناصرالدین‌شاه قاجار قرار می‌گیرد، ناصرالدین‌شاه فی‌البداهه این بیت نوحه را می‌گوید که: “ای عید نداری خبر از ماه محرم.” و در گفتن مصرع بعدی مکث می‌کند، کربلایی فضل علی که پشت سرش قرارگرفته بوده،جواب می‌دهد که:
“ای عید نداری خبر از ماتم اکبر!”
این مناظره همین‌طور ادامه می‌یابد.ناصرالدین‌شاه به او مقداری صله می‌دهد که کربلایی فضل علی همان‌جا بین زوار تقسیم می‌کند.
از نوحه‌های قدیمی باز می‌توان به نوحه‌ی«بوی گل» اشاره کرد ساخته مرحوم آصف میرزا در حدود یک قرن پیش، با این مطلع:
“بوی گل چون می‌وزد من یاد اکبر می‌کنم
یاد از آن تازه‌جوان، تا روز محشر می‌کنم.”
این نوحه هم باز از مرحوم آصف میرزا است:
“من به صد زحمت ای جان مادر تو را پروریدم
رخت دامادی‌ای نوجوان اکبرم از برایت بریدم.”
نوحه‌هایی را که این شعرا برای مراسم عزاداری امام حسین (ع) و ائمه ساخته‌اند، به محافل عزاداری سنتی راه پیداکرده و متداول شده‌اند، مثل این نوحه از مرحوم صاحب‌اختیار:
ای سرو آزاد، اکبر کجایی
در دامن خاک، پنهان چرایی.
کارش بود این، دنیای فانی
سازد میان، دوستان هر دم جدایی
فریاد دارم، از چرخ گردون
رعنا جوانم، گردیده در خون
علیمرادی افزود که در مورد نسخه‌های تعزیه، قرار است بخش دیگری از تعزیه‌هایی که در بعضی نواحی مثل «نودز»، «سرس» و«منوجان» مرسوم‌اند را ضبط کنم.
پرداختن به شیوه‌های اصیل عزاداری مردمی
وی ادامه داد که در بخش دیگر این کتاب به شیوه‌های اصیل عزاداری مردمی در نواحی مختلف پرداخته خواهد شد، مثلاً مراسم علم بستن در نواحی کوهستانی مثل «دهستان رود فرق» از توابع «جبالبارز» یا مراسم تاسوعا و عاشورا در «کت گرگ علی‌آباد سازمان». قسمتی از این گنجینه قبلاً جمع‌آوری‌شده و مابقی کار به امید خداوند در همین چند ماه آینده تمام خواهد شد. در مورد زبان نوحه‌ها، آن‌طور که مثلاً در نواحی آذری‌زبان، عرب‌زبان و لر زبان، نوحه‌هایی به زبان و گویش محلی خوانده می‌شوند، در جنوب کرمان رایج نیست و زبان نوحه‌ها در همه‌ی نواحی فارسی است. قبلاً این نوحه‌ها سینه‌به‌سینه نقل‌شده و در دفترهایی نوشته می‌شدند که مردم خودشان درست می‌کردند . این دفاتر در بعضی جاها «بیاض» نامیده می‌شد،. بنابراین می‌توان گفت نوحه‌های نواحی جنوب کرمان بسیار قدیمی و اصیل هستند. او بیان داشت که این نوحه‌ها تاکنون ضبط نشده‌اند. این میراث گران‌قدر که بسیار اصیل و پرمحتوا است باید ضبط و ثبت شود. امیدوارم بشود کاری درخور و شایسته ارائه داد. علیمرادی در مورد نغمه‌ها و شیوه‌ی نوحه‌خوانی در جنوب کرمان گفته چه خوب خواهد بود ما شیوه‌های نوحه‌خوانی و نغمه‌های اصیل عاشورایی را که بسیار قدمت داشته و سینه‌به‌سینه به ارث رسیده‌اند را ضبط و فیلم‌برداری کنیم. متأسفانه بسیاری از نوحه‌خوانان قدیمی به رحمت خدا رفته‌اند و گنجینه‌ای بزرگ را با خود برده‌اند، مثل «مرحوم یوسف سلیمی». با «احمد یوسف زاده» نویسنده و عالم حوزه فرهنگ جنوب کرمان برنامه‌ای را برای ضبط نوحه‌ها در نظر داشتیم که امیدوارم در آینده محقق شود.

به بهانه آغاز هفته تربیت بدنی ورزش کرمان رو «ولش کن»

به بهانه آغاز هفته تربیت بدنی
ورزش کرمان رو «ولش کن»

در تقویم ایرانی امروز مصادف با آغاز هفته تربیت بدنی است. هفته تربیت بدنی همه ساله از 26 مهر تا دوم آبان به منظور آشنایی جامعه با اهمیت و اثرات کاربرد ورزش در زندگی فردی و اجتماعی، اشاعه و توسعه و ترویج ورزش در خانه و خانواده و هدایت و ارشاد جامعه به ورزش های همگانی برگزار می شود.
اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به دلیل اهمیت مقوله تربیت بدنی و ورزش در زندگی روزمره مردم، بر لزوم توسعه آن در بین آحاد مردم تأکید کرده است، به گونه ای که برای گسترش ورزش، تشکیلاتی شامل: سازمان تربیت بدنی، کمیته ملی المپیک، فدراسیون ها و هیأت ورزشی، تربیت بدنی وزارتخانه های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، کار و امور اجتماعی، نیروهای مسلح و غیره شکل گرفته اند. از جمله مهمترین وظایف این تشکیلات ورزشی، فراگیر کردن ورزش و ایجاد زمینه لازم برای تحقق برنامه ورزش برای همه است.
استان کرمان به عنوان پهناورترین استان ایران نزدیک به 3 ماه است که ازاستعفای محمود محمودی نیا، مدیر کل سابق اداره ورزش و جوانان استان کرمان می گذرد و در نیمی از این سه ماه، اداره این نهاد حساس و مهم برعهده دیبا کلانتری در سمت سرپرست آن بوده است.
در حالی که دولت یازدهم آخرین ماههای عمر خود را سپری می کند، ورزش کرمان نیز بدترین روزهای خود را پشت سر می گذارد، از 29 تیر که محمودی نیا از سمت خود به دلایلی که بارها گفتیم و نوشتیم و تکرار آنها هیچ ثمر و فایده ای ندارد، حرف ها و حدیث های زیادی برای مدیر جدید گفته شد و هزاران نفر خود را فرد لایق برای تصدی این سمت دانستند، اما تا لحظه نگارش این یادداشت همه در حد شایعه و تصورات بود و همچنان این اداره بی مدیر روزگار می گذراند. سرپرست جدید هم که گمان می شد به واسطه خیلی از مخالفت ها و حداقل برای نشان دادن لیاقت های خود، کار را با قدرت انجام دهد و کارها را بهتر از پیش جلو ببرد، در همان روزهای آغازین فعالیتش و با برکناری و انتصاب های شتاب زده و کارشناسی نشده در اداره مطبوعش و حضور و اطلاع رسانی بسیارکمرنگ این اداره در مراسم ها و همایش ها و مسابقات و غیره و بخصوص در مراسم تقدیر از پارالمپیکی ها در باغ فتح آباد ، نشان داد حرف های زیادی برای گفتن ندارد و برای تصدی در این کار خیلی مناسب نیست و باید برای این پست فکرهای جدید کرد.
امسال در حالی هفته تربیت بدنی را آغاز می کنیم که هیچ خبری از اقدامات و کارهای احتمالی این اداره در این هفته نبوده و نیست و یا حداقل من خبرنگار از آن بی اطلاعم که در هر دو صورت باید به آن خرده گرفت. چرا که اگر هیچ برنامه و مراسمی برای بزرگداشت این هفته و نشر ورزش و سالم سازی جامعه پیش بینی نشده، اصل سوم قانون اساسی و اهمیت مقوله تربیت بدنی را فراموش کرده ایم و بر آن مهر بی اعتنایی زده ایم که مایه تاسف است و اگر برنامه هایی تدارک شده و اطلاع رسانی مناسبی انجام شده که باز هم ایراد بر اداره ورزش و جوانان استان کرمان و روابط عمومی آن وارد است که چرا در بی خبری محض پیش می روید!؟
در هر حال و در صورتی که سلامت روانی و روحی جامعه ما هر روز از طرق مختلف درمعرض خطر قرار گرفته و به سبب رشد زندگی ماشینی انواع بیماریها سلامتی انسان را تهدید می کند ، لازم است تا با تنوع بخشیدن و ایجاد انگیزه در بین اقشار مختلف مردم آنها را به سمت و سوی ورزش سوق داده و نشاط و شادابی را که لازمه تکاپو و پیشرفت هر مجموعه ای است را به ارمغان بیاوریم. امری که به نظر می رسد متاسفانه در ورزش استان کرمان به بوته فراموشی و همان جمله معرف«ولش کن »سپرده شده است.

دیگر نگران خُر خُر و توقف تنفسی در خواب نباشید

دیگر نگران خُر خُر و توقف تنفسی در خواب نباشید

اگر معمولا پس از بیدار شدن از خواب احساس خستگی می کنید، از کیفیت مطلوب خواب برخوردار نیستید. خواب نامناسب می تواند در طولانی مدت بر سلامت شما تاثیر بگذارد. بدن شما در زمان خواب عمیق هورمون هایی را تشریح می کند که انرژی لازم را برای روز بعد در بدن آماده نماید. در نتیجه داشتن خوابی مطلوب و عمیق در شب خیلی مهم است و اگر می خواهید روزی پر انرژی داشته باشید باید خواب مطلوب مورد توجه قرار گیرد. در ادامه با محمد هادی ایرانمنش در خصوص مشکلات نداشتن خوابی عمیق به گفتگو نشستیم.

اگر خواب کافی نداشته باشیم، چه اتفاقی می افتد؟
خواب نامناسب می تواند سبب بروز مجموعه ای از مشکلات شود، اما در ابتدا بر مغز تاثیر می گذارد. ممکن است احساس خواب آلودگی کنید، حالات روحی شما تغییر کند، در تصمیم گیری دچار مشکل شوید، یادگیری شما ضعیف شود و دچار فراموشی شوید. اگر خروپف می کنید و در طول روز به صورت مداوم دچار خواب آلودگی هستید، ممکن است مبتلا به وقفه تنفسی باشید. بطور تقریبی 20 درصد از افراد دچار وقفه تنفسی هستند اما این بیماری معمولا در آنها تشخیص داده نمی شود. این بیماری می تواند مردان، زنان و کودکان را در هر سنی تحت تاثیر قرار دهد.

توقف تنفسی چیست؟
هنگامی که می خوابید، ماهیچه هایی که مجاری تنفسی فوقانی شما را کنترل می کنند بطور معمول در حالت استراحت قرار می گیرند. اگر این ماهیچه ها برای مدت طولانی در حال استراحت باشند، مجاری تنفسی باریک و یا بطور کامل مسدود می شود و ممکن است تنفس شما موقتاً قطع شود و دچار وقفه تنفسی انسدادی شوید. این حالت ممکن است در طول شب مرتباً رخ دهد و مدت آن در هر بار 10 ثانیه یا بیشتر طول بکشد و به قلب یا مغز شما فشار وارد کند. این نوع تنفس ممکن است به قدری شما را خسته کند که بر کیفیت زندگی، کار و روابط اجتماعی شما تاثیر بگذارد.
وقفه تنفسی چه علائمی دارد؟
اولین نشانه معمول خروپف کردن است همچنین ممکن است در هنگام خواب به صورت بریده بریده نفس بکشید یا احساس خفگی کنید. دیگر علائم وقفه تنفسی خستگی مداوم، نداشتن انرژی کافی جهت انجام کار روزانه، توقف تنفس در حین خواب، تمرکز ضعیف، فراموشی، سردرد صبحگاهی، افسردگی، تعریق شبانه، افزایش وزن، فشار خون بالا، انسداد عروق قلب و دیابت است.
اختلالات تنفسی چه مشکلاتی را می تواند برای بیمار ایجاد کند؟
افرادی که دارای اختلالات تنفسی هستند در ابتدا فقط مشکل خروپف را دارند و اگر پیگیری های لازم را انجام ندهند دچار کمبود اکسیژن خون می شوند و کاهش اکسیژن خون موجب بالا رفتن فشار خون می شود تا بدن بتواند کمبود اکسیژن را جبران کند. در این مرحله تمام حواس بیمار به سمت مشکلات فشارخون می رود و به متخصص قلب مراجعه می کند و شاید مشکلات قلبی بیمار تا جراحی قلب هم پیش رود. از طرف دیگر سلول های مغز نیز به دلیل کمبود اکسیژن به قند نیاز دارند. بیمار به بیماری دیابت هم دچار خواهد شد. اگر بیمار در همان مراحل اول اختلالات تنفسی، پیگیری های لازم را انجام دهد به هیچ یک از این مشکلات دچار نخواهد شد. نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل اصلی نداشتن خواب عمیق، اختلالات تنفسی است.
با چه روش هایی می توان اختلالات خواب را تشخیص داد؟
1- مراجعه به کلینیک های خواب و انجام تست خواب
2- انجام تست خواب در منزل که ما این روش را توصیه می کنیم. روش ما به این صورت است که پزشکان سطح شهر افرادی که اختلالات تنفسی دارند را به ما معرفی می کنند و در مرحله بعد ما با دستگاه آپنه لینک و titration تشخیص می دهیم که این اختلالات تنفسی به دلیل کمبود اکسیژن در بدن است یا دلایل دیگری دارد. گزارش وضعیت بیمار را به پزشک می دهیم و با استفاده ازدستگاه های کمک تنفسی مشکل بیمار برطرف می شود. مزیت این روش نسبت به دیگر روش ها این است که نیاز نیست بیمار یک شب را در بیمارستان سپری کند و هزینه هایی را متقبل شود. بیمار می تواند با اجاره دستگاه و استفاده از آن در منزل دلایل وقفه تنفسی را به طریقی که در بالا توضیح دادیم تشخیص دهد. روش سخت دیگری به نام پلی سمنوگرافی وجود دارد که در این روش یک تست کامل انجام می شود و نیاز است که بیمار یک شب را در بیمارستان بخوابد. در این روش نوار مغز، نوار قلب و وضعیت تنفس گرفته می شود و در پایان با چک کردن موارد فوق تشخیص داده می شود که با کدام دستگاه وضعیت بیمار خوب می شود. معمولا 90 درصد افرادی که به دلیل اختلال خواب به پزشک مراجعه می کنند، مشکل اختلالات تنفسی دارند و تنها 10 درصد این افراد مشکلات دیگری دارند.
چه روش هایی برای درمان وقفه تنفسی وجود دارد؟
درمان وقفه تنفسی سبب می شود که پس از بیدار شدن از خواب، دوباره احساس شادابی کنید از این رو کیفیت کلی زندگی شما افزایش می یابد و در طول روز انرژی بیشتری خواهید داشت. درباره روش های درمانی موجود با پزشک خود صحبت کنید. پزشک شما ممکن است روش درمانی فشارمثبت مداوم راه هوایی را توصیه کند (معمولا به این روش CPAP گفته می شود) این یک روش درمانی است که در آن از جراحی و شکاف پوست و بدن استفاده نمی شود، در حقیقت هنگامی که خوابیده اید یک ماسک کوچک روی بینی شما قرار می گیرد و جریان هوای دارای فشار در طول شب به آرامی از طریق ماسک به مجاری تنفسی شما وارد می شود تا مجاری تنفسی را باز نگه دارد بنابراین وقفه تنفسی و خرخرهای شما برطرف می شود. افرادی که فکر می کنند دارای آپنه تنفسی هستند، در زیر تست ارزیابی بی خوابی را انجام دهند، اگر پاسخ به سه سوال بله باشد، ممکن است احتمال ابتلا به آپنه انسدادی خواب در این افراد بالا باشد. لطفا به پزشک خود مراجعه کنید، ممکن است ایشان شما را به یک متخصص خواب معرفی کنند تا در رابطه با آپنه تنفسی بطور خاص مورد آزمایش قرار گیرید.
سوالات:
1. آیا با صدای بلند خروپف می کنید (صدای بلندتر از صدای معمولی در هنگام صحبت کردن یا صدایی آنقدر بلند که از پشت درهای بسته شنیده شود)؟
2. آیا حتی پس از یک خواب شبانه، معمولا در طول روز احساس خستگی، خواب آلودگی و کوفتگی دارید؟
3. آیا تا بحال کسی دیده است که در حین خواب تنفس شما قطع شود؟
4. آیا فشارخون دارید یا به دلیل وجود مشکل در این زمینه تحت درمان قرار گرفته اید؟
5. آیا با توجه به ارقام نشان داده شده در جدول زیر، وزن شما نسبت به قدتان زیاد است؟
6. آیا سن شما بالای 50 سال است؟
7. آیا اندازه دور گردن شما بیش از 40 سانتی متر است؟
8. شما مرد هستید؟

در سال گذشته صورت گرفت دستگیری 89 نفر به دلیل سرقت اشیای تاریخی

در سال گذشته صورت گرفت
دستگیری 89 نفر به دلیل سرقت اشیای تاریخی

سال گذشته 89 نفر در استان کرمان به جرم سرقت اشیای تاریخی دستگیرشده‌اند.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع ‌دستی و گردشگری استان کرمان روز گذشته این خبر را داد. محمود وفایی در بازدید از ستاد فرماندهی یگان حفاظت میراث فرهنگی استان کرمان با اعلام این خبر گفت: «این مجرمان به مقامات قضایی تحویل داده‌شده‌اند.» وی همچنین اعلام کرد که «بیش از 590 قلم شی تاریخی در این استان طی سال گذشته تاکنون توسط نیروهای یگان حفاظت این اداره کل با همکاری نیروهای انتظامی و امنیتی کشف و ضبط شده است.» وی با اشاره به اینکه کرمان به ویژه شهرستان‌های جنوبی آن دارای محوطه‌های باستانی و بناهای تاریخی فراوانی هستند اظهار کرد: «نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی با گشت زنی‌های شبانه‌روزی ضمن حفاظت از آثار و بناهای ارزشمند تاریخی، متخلفان و متجاوزان عرصه‌های فرهنگی و باستانی را شناسایی و طبق قانون با آن‌ها برخورد می‌کنند.» مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان کرمان با تأکید بر اینکه در حال حاضر حدود 200 نیروی آموزش دیده، حفاظت از موزه ها، باغ‌موزه‌ها، بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی و گردشگری را برعهده دارند بیان کرد: «در کنار این افراد تشکل های مردمی و سازمان های مردم نهاد نیز در حفاظت از مواریث فرهنگی مشارکت دارند.»
وی با بیان اینکه زحمات و خدمات نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی در جامعه ناملموس است تصریح کرد: «علی رغم خطرات جانی و زحمات شبانه روزی آنگونه که باید از خدمات این افراد تقدیر و قدردانی نمی شود.» وفایی با اشاره به اینکه تمام نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی استان کرمان به صورت قرار دادی با این اداره کل همکاری می‌کنند اضافه کرد: «متأسفانه حقوق و دستمزد دریافتی این نیروها با میزان زحمات و خدماتشان همخوانی ندارد.» وی به اشاعه فرهنگ اهداء اقلام و اشیاء تاریخی توسط مردم اشاره و تأکید کرد: «در سال‌های اخیر تعداد زیادی از کشفیات توسط مردم به مجموعه امین اموال این اداره کل اهداء شده است که امیدواریم با شناسایی و دستگیری سودجویان و همچنین افزایش سطح همکاری های مردمی، شاهد ارتقاء سطح حفاظت از مواریث تاریخی و فرهنگی این خطه باشیم.»

گفت و گو با معمرین شهر هنزا زندگی و مردگی در باغ‌های گردو

گفت و گو با معمرین شهر هنزا
زندگی و مردگی در باغ‌های گردو

زندگی جریان دارد. زندگی با امید جریان می یابد. فرقی هم ندارد کجا باشد. در حاشیه کویر، کنار دریا، لب رودخانه، میان جنگل یا در دل کوهستان ها…
مهم این است که جنبندگانی در آن جا کمر به زندگی بسته اند. مهم این است که مردمانی با آواز خروس از خواب برخیزند و تا غروب به کار و تلاش و کوشش بپردازند. مهم این است کسانی که در این مکان ها زندگی می کنند دل در گرو محل زندگی خود داشته باشند و برای آبادانی آن بکوشند. و این جا همه این ها هست. هنزا را می گویم. مردمانی در دامنه کوه ها زندگی می کنند که می گویند جد در جد کشاورز بوده اند. جد در جد در همین جا به دنیا آمده، زندگی کرده و مرده اند. درختان گردوی چند صد ساله شاهد چند نسل اولاد بشر بوده اند. چند ده سال یک بار صاحبان شان عوض شده اند و فرزندان جایگزین پدران و مادران شده اند. درختان بوده اند و صاحبان شان! همه هم گردوها را رها نکرده اند و در شهر رها نشده اند. بسیاری از مردم هنزا در زادگاه خود مانده اند و با کوه و درخت و خاک و رودخانه اش خو گرفته اند. هر کدام به کاری مشغول هستند. مواردی را که در این نوشتار آورده ام نمونه هایی از این دست آدم ها هستند.

سرپناه ندارم
«صولت داوری فر» یکی از ساکنان شهر هنزاست. روزگارش را، در چادری که در کنار درختان گردویش برپا کرده، سپری می کند. می گوید:«تابستان و زمستان در همین چادر زندگی می کنم. در کرمان خانه داشتم. همسرم بیمار شد. خانه ام را فروختم و خرج دوا و درمانش کردم. پول؛ خرج شد و همسرم هم از دنیا رفت.» داوری ادامه می دهد:«به هنزا آمدم و چادر زدم. می خواستم اتاقی برای خودم دست و پا کنم که در توانم نیست. پول ندارم.»
داوری فر، که به کار آهنگری مشغول است، می گوید:«نمی دانم متولد چه سالی هستم. خدا می داند چه قدر سن دارم. اما هشتاد سال را رد کرده ام. از بچگی آهنگری می کنم. این کار را باید از بچگی شروع کرد. جد در جد آهنگر بوده ایم. در این جا داس و وسایل کشاورزی درست می کنم. داس، سرتبر، سوزن جوالدوز و… اهالی برای تیز کردن کلنگ و چاقو هم پیش من می آیند. من تنها آهنگر این منطقه هستم. از هنزا و روستاهای سرهنگر و باغوئیه و… مشتری دارم.»
این آهنگر هنزایی در آمد خود را برای اداره یک زندگی معمولی، کافی نمی داند و می افزاید:«معمولا کشاورزان، مشتری آهنگران هستند. در قدیم کشاورزی به شکل سنتی رونق داشت. هر روز باید برای ساخت گاوآهن و ابزار و آلات کشاورزی، آهن می ساختم. اما کم کم تراکتور به میدان آمد و کاسبی آهنگری هم از رونق قبلی افتاد.»
تقاضای تنها آهنگر منطقه هنزا داشتن یک سرپناه برای مصون ماندن از سرمای زمستان است.
خاک دامن گیر
افراد دیگری هم هستند که به خاطر حب وطن، سکونت در شهر و روستای خود را بر زندگی در هر جای دیگری ترجیح داده اند. هر کسی برای ماندن در یک محل به بهانه نیاز دارد. کشاورزی یکی از مشاغلی است که انسان ها را پایبند یک محل می کند. نمی دانم شاید ضرب المثل«خاک؛ دامن گیر است!» ریشه در فرهنگ کشاورزی داشته باشد. چون عشایر دام ها و چهارپایان خود را از ییلاق به قشلاق و از قشلاق به ییلاق منتقل می کنند و محل پیشین زندگی خود ترک می گویند و در پی تدارک اسباب زندگی در محل جدید زندگی خود هستند. اما کشاورزان در بهار و زمستان در شهر و روستای خود برای تیمار درختان و زمین زراعی خود به یکجانشینی رضایت می دهند. یکی از معمرین شهر هنزا، بانو«نبات مقبلی» است. این بانوی 87 ساله می گوید:«همه آبا و اجداد ما در هنزا به دنیا آمده اند و همین جا هم مرده اند. ولادت ما، زندگی و مردگی مان در همین املاک است. من هم از اول خلقتم تا امروز در همین ملک بوده ام. هنزا را خیلی دوست دارم. در قدیم که به کشاورزی مشغول بودیم عدس، جو، ارزن و… می کاشتیم.»
نبات مقبلی برف سنگین سال 1341 را به خوبی به یاد دارد. گویا این برف آن قدر سنگین بوده که به نوستالوژی مشترک مردم هنزا تبدیل شده است.
وی در توصیف آن روزها می گوید:«7 شبانه روز برف آمد. 2 متر برف روی هم جمع شد. رفت و آمدها غیرممکن شد. خدا رحمت کند برادرم مرحوم علیجان، خیلی تنومند و قوی بود. راه را باز کرد تا من توانستم یک مشک آب به خانه بیاورم. از آردهایی که در خانه ذخیره کرده بودیم، استفاده می کردیم.»

گزارشی از خانه‌ و موزه‌ی استالین در گرجستان استالین تولدت مبارک

گزارشی از خانه‌ و موزه‌ی استالین در گرجستان
استالین تولدت مبارک

از تفلیس که خارج شدم به سمت غرب به راه افتادم و اولین شهر بزرگی که در راه بود گوری نام داشت نام بسیار جالبی برای محل تولد یک دیکتاتور، بله اینجا زادگاه استالین است و نکته‌ی دردناک اینجاست که هنوز مجسمه‌های این دیکتاتور مرده در جای جای شهر دیده می‌شود و حتی خیابانی به نام استالین دارند که خانه‌ای که در آن به دنیا‌آمد و موزه‌ی استالین در آن قرار دارد.
قاعدتا با رسیدن به گوری به تنها چیزی که فکر می‌کردم رفتن به آن موزه بود (چرا که علاقه‌ی خاصی به دیکتاتورهای مرده دارم) تاریخ پر از درس‌هایی هست که باید آموخت اما گاهی تنها مطالعه‌ی آن کافی نیست اگر این شانس را داشته باشید که از نزدیک نشانه‌هایی را ببینید تجربه‌ای است ارزشمند چرا که این حقیقت را لمس می‌کنید که تا زمانی که آن دژخیم زنده است و نفس می‌کشد کسی از نزدیکان جرائت کوچکترین انتقادی را ندارد ولی به محض تمام شدن آن داستان تازه دهان‌ها باز می‌شود و آنجاست که فرق آن‌کسانی که با زندگی‌شان قمار کردند و در مقابل دیکتاتور زنده‌ایستادند با آنانکه نان به نرخ روز خوردند و منتظر موقعیت بی‌خطر ماندند چیست.
این مثل بسیار معروف است که زمانی‌که استالین مرده بود در یکی از پلنوم‌های حزب کمونیست شوروی خروشچف مشغول سخنرانی بوده و با تندترین ادبیات (که روس‌ها به آن معروف هستند) مشغول انتقاد از استالین و وضعیت کشور در دوران زمامداری او بوده که ناگهان کسی از بین جمعیت فریاد می‌زند: آن زمان تو کجا بودی؟
خروشچف لحظه‌ای ساکت می‌شود و سپس با عصبانیت می‌گوید : کی‌بود؟ چه کسی این حرف را زد؟ زود باش خودت را معرفی کن!
تمام سالن در سکوت مرگباری فرو می‌رود و خروشچف ادامه می‌دهد: رفیق من دقیقا همان جایی ایستاده بودم که الآن تو ایستاده‌ای.
خانه‌ی استالین حالا در مرکز پارکی قرار دارد و روبه‌روی آن موزه‌ی بزرگی‌است که معلوم نیست قرار است درس عبرتی باشد یا انگیزه‌ای برای دیکتاتورهای آینده، هرچند راهنمای موزه که جوان اهل مطالعه‌ای بود به شدت از استالین نفرت داشت و جو بسیار خنده‌داری را پیش‌آورده بود مثلا به خانه اشاره می‌کرد و می‌گفت این لعنتی اینجا روی خشت افتاده و پدرش هم بعد از چند سال گذاشته و در رفته.
استفاده از راهنما کاملا اجباری بود چرا که همه‌چیز را به روسی و گرجی نوشته بودند و در نتیجه هیچ چیز معنایی برای مخاطبی که روسی نمی‌داند نداشت آنها از ماکتی از اولین خانه‌ای که استالین در آن با دوستانش به چاپ نشریات کمونیستی مشغول بود و پلیس آن خانه را آتش زد و استالین هم فراری شد را در موزه داشتند تا انواع یادگارها و هدایای تولد و عکس‌های خانوادگی و حتی میزکار و دقیقا دفتر او را با همان چیدمان و وسایل بازسازی کرده بودند، البته گفتنی‌است که آن تلفن سرخ که افسانه‌ها درباره‌ی آن می‌گویند اصلا وجود خارجی نداشته و صرفا زاییده‌ی پروپاگاندا است هر چند این دیکتاتور نیازی به پروپاگاندا نداشته و خودش به اندازه‌ی کافی جنایت کرده بود.
جالب اینجاست که واگنی از یک قطار قدیمی در محوطه‌ی موزه‌است که گویا واگن اختصاصی استالین بوده و قبل از او هم در اختیار تزار بوده که بعدها استالین واگن را کاملا ضد گلوله می‌کند و تمام سفرهایش را با همین واگن می‌رود از آنجا که به شدت احتمال می‌داده اگر سوار هواپیما شود به حربه‌ای سقوط خواهد کرد و دوران شیرین محبوبیت‌اش به پایان می‌رسد به همین دلیل در تمام عمرش تنها یک‌بار سوار هواپیما شد آن هم برای آمدن به تهران (چرا که خط آهنی در‌کار نبود نه اینکه ما خیلی عزیز بودیم).
از دیگر نکاتی که برای ما جالب خواهد بود هدایای تولد ۷۰ سالگی است که از سراسر جهان کشورهای مختلف با هدایایی رنگارنگ میلاد این رهبر کارگران جهان را که ساکن کاخی بود را تبریک گفتند از تابلویی از رخ ایشان ساخته‌شده با ابریشم چینی گرفته تا قابی خاتم‌کاری و تصویر فیروزه‌کاری جناب استالین در میان قاب پیش‌کشی از اصفهان ایران، بله ماهم خیلی از قافله عقب نبودیم و کارهایی کردیم در دیکتاتور پرستی هرچند در آن زمان ما خودمان درگیر ساقط کردن دیکتاتوری دیگر در کشور خودمان بودیم.
و جالب‌تر اینکه وقتی راهنمای موزه فهمید من ایرانی‌ام مرا تا کنار آن قاب خاتم و تصویر استالین برد و با لبخند گفت: این را شما هدیه دادید. من هم با لبخند جواب دادم: بله ماهم دستی بر این آتش‌ها داریم.

در هفته دهم لیگ دسته یک ایران جام آزادگان مس، آهن را نقره داغ کرد

در هفته دهم لیگ دسته یک ایران جام آزادگان
مس، آهن را نقره داغ کرد

هفته دهم لیگ دسته یک ایران جام آزادگان عصر دیروز با تساوی نماینده کرمان و برد شیرین مس رفسنجان به پایان رسید.
مس کرمان که به خرم آباد سفر کرده بود، در مقابل خیبر این شهر به تساوی بدون گل دست یافت و با 13 امتیاز در همان رتبه 10 جدول باقی ماند. مس که با ترکیب رضا حیدری – محمدرضا زینا خیری-مجید ایوبی – احمد زنده روح – مهدی دغاغله- فرشید علی زاده – میلاد پورصف شکن- امیر حسین عسگری – سجاد اژدر- وحید اسماعیل بیگی و علی ابراهیمی بازی می کرد در مقابل تیم رده 14 که از دقیقه 81 ، 10 نفره بازی می کرد، در یک بازی متعادل که دو تیم فرصت های پراکنده ای برای گل زدن داشتند با تساوی بدون گل امتیازات را تقسیم کردند.
اما مهمترین نتیجه بازی های دیروز در رفسنجان روی داد، جایی که تیم سوم جدول مقابل تیم رده 16شکست خورد و شگفتی هفته را رقم زد. در این بازی که شهرآورد سوم و آخراستان در نیم فصل اول و همچنین تقابل دو مربی کرووات محسوب می شد، تیم متحول شده مس رفسنجان با برد 3-0 مقابل گل گهر سیرجان، به سه امتیاز باارزش این بازی دست یافت اما جایگاهش در جدول 18 تیمی این مسابقات عوض نشد و همچنان در همان رتبه 16 باقی ماند. گل های رفسنجانی ها را در این بازی، آرمان رمضانی، جواد رمضانی و امیر تیزرو در دقایق 4، 6 و76 به ثمر رساندند. ضمن اینکه تیم گل گهرسیرجان دومین شکست متوالی خود را تجربه و به رده 4 سقوط کرد.
در سایر بازی ها تیم صدرنشین سپید رود رشت در حالی که تا لحظات پایانی با تک گل سید هادی موسوی از فولاد یزد پیش بود اما دقیقه 92 یزدی ها از روی نقطه پنالتی کار را به تساوی کشاندند و خونه به خونه بابل نیز با برد پر گل 3بر0 مقابل نفت مسجد سلیمان توانست در روز شکست اکسین و گل گهرسیرحان به رده دوم جدول صعود کند و در جمع مدعیان قرار گیرد.
شاگردان مهابادی هم توانستند تیم مدعی اکسین البرز را با یک گل شکست دهند تا نیمکت آلومینیوم برای مهابادی محکم تر شود ضمن اینکه ملوان بندر انزلی موفق شد با یک گل نساجی را شکست دهد و جایگاه این تیم را در رده پنجم جدول بگیرد.
دیدار بادران تهران- فجرسپاسی شیراز در حالی که با برتری محسوس شاگردان میثاقیان دنبال می شد در لحظات پایانی تیم برتر میدان به حقش رسید و رستگاری با گلی که دقیقه 96 به ثمر رساند نیمکت بادران را برای میثاقیان محکم تراز قبل کرد.
شاگردان مهدی پاشازاده در تیم راه آهن یزدان با پیروزی در خانه جم موفق شدند جایگاه پارس جنوبی را در رده هشتم جدول از آن خود کنند.
نتایج مسابقات برگزار شده و جدول رده بندی به شرح زیر است؛
مس رفسنجان 3 – 0 گل گهر سیرجان
گل های مس رفسنجان، آرمان رمضانی(5)-جواد رمضانی(7)-امیر تیزرو(76)
فولاد یزد 1 – 1 سپید رود رشت
گل سپید رود رشت، سید هادی موسوی(85)
گل فولاد یزد، علیرضا بیک زاویه(94)
آلومینیوم اراک 1 – 0 اکسین البرز
گل آلومینیوم اراک، میلاد احمدی(54)
خونه به خونه بابل 3 – 0 نفت مسجد سلیمان
گل های خونه به خونه بابل، میثم نقی زاده(10)-پژمان نوری(41) – حمید کاظمی(70)
خیبرخرم آباد 0 – 0 مس کرمان
ملوان 1 – 0 نساجی مازندران
گل ملوان، حسین قنبری(50)
بادران تهران 1 – 0 فجرسپاسی شیراز
گل بادران تهران، رستگاری(96)
پارس جنوبی جم 0 – 2 راه آهن یزدان
گل های راه آهن یزدان، میلاد زنیدپور(48) – محمدرضا سلیمانی(94)
استقلال اهواز 0 – 0 ایرانجوان بوشهر

گزارش سفر خبرنگار «پیام‌ما» با دوچرخه از ایران تا قفقاز از شوروی تا مافیا در تفلیس

گزارش سفر خبرنگار «پیام‌ما» با دوچرخه از ایران تا قفقاز
از شوروی تا مافیا در تفلیس

قرار بر این شد که ماجرای تفلیس را در این مطلب ادامه بدهیم و پیام‌مایی‌ها هم سرشان برود حرف‌شان نمی‌رود و در نتیجه ماجرای تفلیس را با مردم پی‌می‌گیریم میزبانان من زن و شوهری میانسال بودند که خانه‌را به مهمان‌خانه‌ی زیبایی بدل کرده بودند و حالا چیزی بین گالری نقاشی و مهمان‌خانه داشتند، گئورگ و مایا انسان‌های دوست‌داشتنی و بسیار مطلعی بودند از تاریخ و جغرافیای گرجستان گرفته تا علوم سیاسی، اگر غافل می‌شدی و کنار یکی از آنها می‌نشستی خواه نا خواه ماجرایی پیش می‌آمد و ناگهان خودت را زیر رگبار اطلاعات ایشان می‌دیدی و جالب اینجاست که گئورگ هرچند در دانشگاه جغرافی درس می‌داد اما علاقه‌ی زیادی به زبان‌شناسی داشت و هر روز چند کلمه‌ای فارسی به من می‌گفت و با ذوق و شوق اضافه می‌کرد اینها کلماتا مشترک ماست ببین شما می‌گویید سفره و ماهم می‌گوییم سوپره یا شما می‌گویید میدان و ماهم دقیقا می‌گوییم می‌دان و بالاخره یک نفر در طول این سفر پیدا شده بود که بعد از شنیدن اینکه من ایرانی‌هستم علاقه‌ای نشان بدهد و از ایران بپرسد و از گرجی‌هایی که در فریدون ساکن هستند بگوید و در کل ایران برایش جذاب باشد(بماند که خیلی از هموطنان دل‌شان نمی‌خواهد این جملات را بشنوند و بیشتر دوست‌دارند فکر کنند ما در مرکز جهان قرار داریم و از شما چه پنهان من هم دوست داشتم که چنین بود اما واقعیت با علایق ما فاصله دارد)
مایا همسر دوست‌داشتنی گئورگ زنی میانسال بود که ۱۵ سال در دوران حکومت شوروی سابق بر گرجستان در کتابخانه‌ای مشغول به کار بود و وقتی که از او پرسیدم وضعیت در آن زمانه چگونه بود؟
گفت:”چیزهای خوب و چیزهای بد با هم جمع شده‌بودند برای مثال همه‌ی ما صاحب شغل بودیم و هرچه می‌خواستیم می‌توانستیم داشته باشیم هرچند به واسطه‌ی نداشتن رابطه با بیرون از اتحاد جماهیر شوروی چیزهایی که می‌توانستیم داشته باشیم بسیار محدود بود اما برای مثال حتی اگر آپارتمانی در پایتخت می‌خواستیم به راحتی می‌توانستیم پس از اندکی کاغذ بازی برویم و در آپارتمانی در تفلیس زندگی کنیم و فقط کافی بود ثابت کنیم که ما مشغول کار هستیم اما مساله این بود که کاری انجام نمی‌شد برای مثال کتابخانه‌ای که من در آن کار می‌کردم حدود ۲۰۰ کارمند داشت باور می‌کنی ۲۰۰ کارمند در یک کتابخانه که حداکثر نیاز به ۱۰ نفر داشت، اما باید همه را سر کاری می‌گذاشتند تا آمارهای‌شان درست دربیاید در نتیجه اصولا کسی کار خاصی نمی‌کرد برنامه‌ی ما هر روز این بود که اول در کتابخانه صبحانه درست کنیم و دور هم بخوریم و سپس چند ساعتی قهوه می‌نوشیدیم و ورق بازی می‌کردیم و بعد هم وقت ناهار می‌رسید و خلاصه داستان ادامه داشت اما کشور که اینگونه اداره نمی‌شد بعد از فروپاشی بلوک شرق هم مشکلات بیشتر شد و بیکاری و فساد بیداد می‌کرد و اوضاع واقعا بدی بود پلیس رسما باج و رشوه می‌گرفت و مافیا همه‌جا بود و ممواد مخدر به راحتی دردسترس قرار داشت و خلاصه زندگی به شدت سخت بود اما از زمانی که ساکاشویلی رئیس جمهور شد به سرعت مشکلات حل شد و کشور در راه آبادانی قرار گرفت برای مثال او دستور داد عده‌ی زیادی جوان را استخدام کردند و به دوره‌های آموزشی بردند و ناگهان یک‌روز سهم بسیار زیادی از افراد پلیس را بازنشسته کرد تا هم چهره‌ی پلیس را تغییر بدهد و هم با فساد مبارزه کند و از همه مهم‌تر بتواند جلوی مافیا را بگیرد،‌ و کاملا هم موفق بود چرا که برای مثال اگر با پلیس قدیمی سرو کارت می‌افتاد و طرف می‌خواست جریمه‌ات کند کافی بود مبلغ جریمه را نصف کنی و مثلا بجای ۱۰ لاری جریمه ۵ لاری به جیب افسر پلیس بگذاری و همه شاد و خندان به راه‌شان ادامه بدهند اما به محض ایجاد این تغییرات در بدنه‌ی پلیس کل داستان شکلی بسیار خوب به خودش گرفت۱۰ سال پیش اگر تو با دوچرخه‌ات وارد تفلیس می‌شدی امکان نداشت بدون دردسر به خانه‌ی ما برسی اما الآن می‌توانی دوچرخه را ساعت‌ها کنار خیابانی بگذاری و زحمت قفل کردنش را هم به خودت ندهی.”
مساله‌ای که برای من خیلی جالب بود ااین بود که تقریبا تمام کسانی که می‌توانستند انگلیسی صحبت کنند از ساکاشویلی دفاع می‌کردند و می‌گفتند او خدمات بزرگی به کشور انجام داده و هرچند اشتباهاتی هم داشته اما خیر او از شرش بسیار بیشتر بوده اما کسانی که نمی‌توانستند انگلیسی حرف بزنند فقط می‌گفتند: ساکاشویلی نو، ساکاشویلی بد.
حدس می‌زنم این خودش نشانه‌ای باشد، به هرحال به انتخابات پارلمان گرجستان نزدیک است و جو هم به شدت سیاسی است و هرجا که می‌روی بحث و جدل است بر سر حزب حاکم و جناح مقابل اما از این بخش سیاست که بگذریم سیاست روی دیگری هم در گرجستان دارد و آن هم تبعیض و نژاد پرستی است اشتباه نکنید گرجی‌ها مهربان‌ترین و مهمان‌نواز ترین مردمی هستند که پس می‌توانند با ایرانی‌ها در زمینه‌ی خفه‌ کردن مهمان با مهربانی رقابت کنند اما یک مساله‌ مهم دارند و آن هم اینکه با ارامنه مشکل دارند و من درک نمی‌کنم چرا؟ بین ترکیه و آذربایجان که کشورهای مسلمانی هستند من فکر می‌کردم مسیحیت باعث نزدیک شدن این دو خلق شود اما اشتباه می‌کردم و حتی برای یکدیگر جک هم می‌سازند و مثلا می‌گویند ارمنی‌ها خسیس و چیپ هستند برای مثال: “کودکی ارمنی کنار رودخانه‌ای مشغول بازی بوده که به آب می‌افتد و مادرش هم کنار رود به فغان و آه و زاری می‌نشیند که: شمارا به خدا بچه‌ام را نجات دهید.
جوانی گرجی خودش را به رود رسانده و قهرمانانه تن به آب می‌زند و با هزار مصیبت پسرک را نجات می‌دهد و به آغوش مادر باز می‌گرداند و مادر به محض دیدن کودکش چنگی به صورتش می‌زند و به قهرمان ماجرا می‌گوید: ای وای کلاهش کو؟”
و البته گروه بعدی که شامل این برخوردها می‌شوند روس‌ها هستند هرچند که سهم زیادی از توریست‌هایی که به گرجستان می‌آیند روس هستند و مردم هم به شدت با آنها مهربان‌اند و رسم مهمان‌نوازی گرجی را بجا می‌آورند اما این اوضاع تا لحظه‌ای ادامه دارد که بحث سیاسی در نگرفته و دوستان روس حرفی از مناطق اشغال شده توسط دولت روسیه و اینگونه مسائل به میان نیاورده‌اند که من شاهد صحنه‌ای غریب بودم که روایتش می‌ماند برای مطلب بعد که ماجرای شهر گوری و موزه و خانه‌ی استالین را پیش‌کش‌تان می‌کنم.