بایگانی مطالب نشریه
گزارش اختصاصی پیامما از موزهی ولادیمیر مایاکوفسکی جانفدای آزادی
گزارش اختصاصی پیامما از موزهی ولادیمیر مایاکوفسکی
جانفدای آزادی
و قایق عشق بر صخرهی زندگی روزمره درهم شکست.
اینها آخرین کلمات ولادیمیر مایاکوفسکی است، مردی که لقب شاعرانقلاب کبیر روسیه را به او دادند. وی یکی از بنیانگذاران فوتوریسم روسی بود و تاثیر بسزایی در ادبیات روسیه و حتی در ادب ملتهای دیگر داشت و دارد
در نوجوانی با مایاکوفسکی آشنا شدم و واقعا نگاه من به ادبیات تغییر کرد چرا که شعر راهم ابزاری اجرایی در دست عملگرایان دیدم و شاهد تاثیر آن بر تاریخ یک کشور بودم. هرچند استالین بدترین چیزی بود که برای سوسیالیسم اتفاق افتاد اما نمیتوان از پاکی و آرمانی بودن عمل انقلاب و بسیاری از انقلابیون و برابری خواهان مثل مایاکوفسکی دفاع نکرد، به گفتهی خودش:
چرا به لابه جوییم مودت زمانه؟
هر یک از ما به مشتش مهار جهان است
و همین بیت کافیاست تا جرقهای در انبار باروت خلق بیاندازد، همانطور که انداخت و زمینهی تغییرات بزرگی را هم پیشآورد،
در مهمانخانهای در شهر کوتایسی مشغول استراحت و مطالعه دربارهی کوتایسی و جذابیتهای آن منطقه بودم که دریافتم مایاکوفسکی در واقع متولد همین منطقهاست و در شهر کوچکی واقع در ۴۰ کیلومتری کوتایسی از پدری اصالتا اوکراینی و مادری گرجی متولد شده است، در خانهای که هنوز هم سرپاست و تبدیل به موزهی مایاکوفسکی شده است، دیگر جای تعلل نبود وسایل را جمع کردم به سمت زادگاه شاعر انقلاب کبیر به راه افتادم به قول او:
قدمم مسافت را در کوچه لگدمال میکند جهنم درونم را اما چاره چیست؟
تبدار و بیقرار خودم را به خانهی محبوب رساندم و حال کاتولیکی را داشتم که به تپههای جلجتا رسیده باشد.
در راه خانه مجسمهای از مایاکوفسکی بر فراز تپهای ایستاده بود و به یاد بیننده میآورد که این تنها یک خانهی چوبی قدیمی نیست بلکه زادگاه شاعریاست که گاهی چهارپایه به دست به میدان شهر میرفت و شعرهایش را برای مردم کوچه و بازار به صدای بلند میخواند و معتقد بود شعری که برای جامعه و مردمش سروده نشده باشد محکوم به فناست.
وقتی که وارد حیاط خانه شدم راهنمای موزه بیرون تنها نشسته بود و سیگار دود میکرد، با دیدن من پرسید برای دیدن خانهی مایاکوفسکی آمدهای؟ میخواستم بگویم نه آمدهام زیر شیروانی را رنگ کنم! که البته خویشتن داری کردم و با لبخندی گفتم بله و پاسخ شنیدم: مایاکوفسکی را میشناسی؟
-البته که میشناسم امکان دارد در را باز کنید تا بتوانم خانهرا ببینم؟
-بله الآن باز میکنم فقط اول بگویید اهل کجایید؟
-ایرانی هستم
– پس ترجمهی انگلیسی را خواندهاید!
– خیر ترجمهی فارسی مدیا کاشیگربسیار قوی و زیباست، هرچند ترجمهی انگلیسی را هم خواندهام.
بالاخره راضی شد که از جایش بلند شود و در را باز کند خانه سادهترین خانهای بود که میشد متصور شد تقریبا هیچ در خانه نبود جز تختخواب مادر مایاکوفسکی و گهوارهی خودش و میزی که روی آن وسایل پدرش را گذاشته بودن مثل پیپ و قلم و جوهردان و غیره، در سالن هم خبری نبود جز چند عکس قدیمی از مایاکوفسکی و دو خواهرش و کتابخانهی حقیری با چند کتاب خاک گرفته اما همهی اینها در کنار هم که قرار میگرفت تنها یک جمله در ذهنمن شکل میگرفت : هریک از ما به مشتش مهار جهان است.
قرار نیست در کاخی به دنیا آمده باشیم و یا اینکه موقعیت خیلی عجیبی را تجربه کرده باشیم همین که تصمیم بگیریم زندگی ما تجلی واقعی هنرمان باشد همان میشویم که شایستهی آن هستیم در همین فکرها بودم که خودم را در برابر دیواری از عکسها و دستنوشتههای مایاکوفسکی دیدم اولین شعرها و حتی نامهای که در نوجوانی به شکل مارپیچی نوشته بود و از اینها گذشته کپی مدارک پلیس، مثل انگشتنگاری و عکسهایی که قبل از فرستادن او به زندان گرفتهاند بله به قول علی حاتمی مایاکوفسکی را هم طلبیده بود این عشاقخانه.
ماجرای زندانیشدن این است که: او در ۱۷ سالگی از اتاق خودش تونلی را حفر میکند به طول ۱ کیلومتر تا زندانیان زن سیاسی که توسط دولت تزار به محبس افتادهبودند را آزاد کند و جالبتر این که موفق هم میشود ولی خودش بازداشت میشود تا بتواند به زنانی که در تونل هستند فرصت فرار بدهد، به قول شاملو شعری که زندگیاست.
اما داستان مایاکوفسکی صرفا داستان موفقیت و رشد یک شاعر انقلابی نیست در واقع بخش مهمی از داستان ناگفته مانده و باید ذکر شود چرا که اکثر ما شانس آمدن به خانهی پدری مایاکوفسکی را نداریم!
بر اساس آخرین عکسهایی که از جنازهی مایاکوفسکی در دسترس هست گلوله به سینهی وی و دقیقا زیر دندهاش اصابت کرده (همانطور که در تصویر میبینید) عدهی زیادی معتقدند که هرچند ا ین روش از خود کشی در دوران تزار مرسوم بوده اما محل ورود گلوله به تن نحیف شاعر و زاویهی آن نشاندهندهی این است که وی نه به واسطهی یاس و ناامیدی و به قول خودش در هم شکستن قایق عشق بر صخرهی زندگی روزمره خودکشی کرده، بلکه بواسطهی انتقادهای تندی که از رژیم توتالیتر شوروی سابق میکرد جان بر سر عقیده گذاشت و به صف شاعران و روشنفکران فدایی آزادی بیان و عقیده پیوست.
باید به یاد همهی جانباختگان راه آزادی شعر معروف فرخی را به یاد بیاوریم:
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی/دست خود ز جان شستم از برای آزادی/تا مگر به دست آرم دامن وصالش را/می دوم به پای سر در قفای آزادی
چطور درزمستان و هوای سرد کمپ بزنیم؟
چطور درزمستان و هوای سرد کمپ بزنیم؟
تابستان معمولا شلوغترین فصل کمپینگ است. ولی افرادی هستند که ترجیح میدهند زمستان ها اینکار را انجام دهند. کمپینگ در زمستان چالش برانگیزتر است و صحنه های زیبایی که دراین فصل در طبیعت میبینید هیچ زمانی از سال وجود ندارند.
در فصل زمستان پشه و حشره های نیش زننده فعالیتی ندارند. بخاطر اینکه مردم کمتر در زمستان طبیعت گردی میکنند مکان های زیادی برای برپا کردن چادر در دسترس است. و البته زیبایی های زمستان هر ماجراجوی واقعی را به خود میخواند. البته اگر میخواهید زمستان در طبیعت کمپ بزنید باید مواردی را رعایت کنید:
چه بپوشیم؟
نکته ی اساسی پوشیدن چند لایه لباس است. میتوانید از این سیستم استفاده کنید: نزدیکترین لایه به پوست یک لباس الیاف مصنوعی آستین بلند، بعداز آن یک زیرپوش یا جلیقه ی پشمی و در نهایت یک ژاکت پرزدار. اگر هوا بارانی بود ژاکت رویی را با یک بادگیر عوض کنید. میتوانید در طول راه رفتن دولایه ی رویی را دربیاورید ولی جوری در کوله تان قرار دهید که دردسترس باشد.
یک کلاه و دستکش هم همراه داشته باشید. جورابهای ضخیم پشمی بپوشید و یک جفت اضافه ببرید. قبل از خواب هم حتما لباس های خیستان را دربیاورید.
کجا توقف کنیم؟
در هایک های زمستانی وپاییزی خورشید روزتان را مشخص میکند. وقتی خورشید پشت افق ناپدید شد، وقت برگشتن به چادر است.
چادرتان هرچه کوچکتر باشد بهتر است. بدنتان یک چادر کوچک را بهتر گرم میکند. چادری ببرید که بتواند مقابل باد و برف مقاومت کند.
کیسه خواب خوبی انتخاب کنید که بتواند عایق خوب باشد و بدنتان را در دمایی که عادت دارید نگه دارد.
یک پد زیر کیسه خوابتان بیندازید. نه تنها جای خوابتان را نرمتر میکند بلکه باعث میشود سرمای زمین در طول شب به بدنتان منتقل نشود.
چه بخوریم و بنوشیم؟
حتما از پیش غذا استفاده کنید. میتوانید از شیرینی های گندمی با پنیر استفاده کنید. پیش غذاهای زیادی هستند که میتوانید در کوله گردی هایتان از آنها به راحتی استفاده کنید. سوپ یکی از بهترین گزینه هاست.
در کمپ های زمستانی باید آب بیشتری بنوشید. بدنتان برای تنظیم دما از آب استفاده میکند و چون کمتر عرق میکنید حواستان به کم شدن آب بدنتان نیست.
نوشیدنی گرم بخورید. از فلاسک ها و ماگهای عایق استفاده کنید. میتوانید بطری یا ماگتان را در کوله تان بگذارید تا بیشتر عایق گرما باشد.
برای حفظ ذخیره ی آب تان از یخ زدن میتوانید از کیت های عایق استفاده کنید، یا میان لباس هایتان قرار دهید و بعد از هربار نوشیدن آنرا تمیز کنید.
با رعایت نکته های بالا میتوانید کمپینگ زمستانی خوبی داشته باشید و از شگفتی های طبیعت در این فصل هم لذت ببرید.
منبع:backpacker.com
چرا تنها سفر میکنم؟
خیلی وقتها خواسته ایم سفر و زندگی ماجراجویانه را آغاز کنیم ولی همیشه دلیلی پیش رویمان بوده که ما را پشیمان کند. مهم ترین دلیل نبودن همراهی است که بتوانیم سفرها و طبیعت گردی هایمان را با او قسمت کنیم. درادامه میخواهیم از زبان کسی که زندگی نمادی (کوچ گردی) دارد و همیشه تنها سفر میکند، دراین مورد بخوانیم:
اولین باری که میخواستم به استرالیا سفر کنم، همراه با دوستم بود. چند هفته به شروع سفر به من گفت که نظرش عوض شده و نمیاید. دراین هفته ها سعی کردم متقاعدش کنم که همراهم بیاید، ولی نتیجه نداد. بزرگترین ماجراجویی زندگی من درآستانه ی نابود شدن بود و هیچکدام از دوستان دیگرم هم نمیخواستند با من همراه شوند. آنجا بود که تصمیم گرفتم تنها سفر کنم.
این شیوه ی سفر سالهاست که همراه من است. خیلی ها میخواستند همراهم باشند ولی وقت رفتن که میشد، همیشه بهانه ای برای نیامدن داشتند.
من یاد گرفته ام که اگر منتظر دیگران باشم، هیچوقت هیچ جا نخواهم رفت. جاهای زیادی هست که میخواهم ببینم، تجربه های بسیاری هست که میخواهم انجام بدهم و نمیخواهم برای اینها منتظر دیگران باشم.
اگر سفرتان را بخاطر دوستتان به تاخیر میندازید، بروید! نگذارید دیگران از آرزوهایتان شما را بازدارند. سفر کنید و در این سفرها دوست های زیادی پیدا خواهید کرد. وقتی سفر میکنید، هیچوقت تنها نیستید.
سفر تنهایی، به شما آزادی میدهد. از خواب بیدار میشوید و فقط خودتان هستید. هرجا بخواهید میروید. خودتان را میشناسید و علاقه مندی هایتان را کشف میکنید. آزاد و رهایید و همه چی دست خودتان است.
بهترین نتیجه ی سفر تنهایی پخته شدن است. هربار بیشتر مستقل میشوید و با آرزوها و احساساتتان همسو میشوید.
حتما سفر تنهایی را تجربه کنید. از سفرهای کوچک شروع کنید. مثل یک سفر تنهایی در آخر هفته.
اگر منتظر دیگران شوید تا آخر عمرتان زندگی عادی ای خواهید داشت و همواره به این فکر میکنید که کی میتوانم زیبایی های دنیا را ببینم.
منبع:nomadicmatt.com
با کسب پیروزی مقابل ایرانجوان مسی ها هت تریک کردند
با کسب پیروزی مقابل ایرانجوان
مسی ها هت تریک کردند
بردهای متوالی تیم فوتبال مس کرمان ادامه دارد و این تیم موفق شد در هفته نوزدهم لیگ دسته یک با تک گل دقیقه 47 احسان پورشیخعلی به سه امتیاز شیرین دست یابد.
در هفته ای که سایر تیم های کرمانی توفیق چندانی در کسب برد نداشتند، تیم مس کرمان که به نظر می رسد در نیم فصل دوم جان تازه ای گرفته، در خانه توانست با نتیجه 1 – 0 تیم ایرانجوان بوشهر را از پیش رو بردارد و سومین برد متوالی خود را جشن بگیرد.
مس که در دو هفته قبل بازی ها اکسین البرز و فجر سپاسی شیراز را شکست داده بود، در هفته 19 لیگ دسته یک ایران با ترکیب آرمان شهدادنژاد، بهنام داداش وند ، مجید ایوبی ،احمد زنده روح ، مهدی دغاغله ، حامد محمودی ، احسان پورشیخعلی( مجتبی محبوب مجاز از دقیقه 70 ) ،میلاد محمدی( کیانوش میرزایی از دقیقه 57) ، مهدی تیکدری( علی اکبر فرهنگ از دقیقه 88 ) ، حسین تهامی و وحید اسماعیل بیگی در حضور نزدیک به 1500 نفر تماشاگر به مصاف ایرانجوان بوشهر رفت. نیمه اول این بازی چنگ زیادی به دل نزد و تنها شوت دقیقه 31 بازیکن بوشهری ها و دقایق 37 و 40 احمد زنده روح، مهمترین حوادث این نیمه بود.
اما در آغاز نیمه دوم و در حالی که تنها دو دقیقه از شروع این نیمه نگذشته بود که احسان پورشیخعلی بازیکن شماره 17 نارنجی پوشان مس از غافلگیری بازیکنان بوشهری استفاده بهینه را برد و با یک شوت که از نزدیکی های نقطه کرنر به سمت دروازه حریف روانه کرد و این توپ با اشتباه مسلم سعید ابراهیم پور، دروازهبان ایرانجوان، تبدیل به تنها گل این بازی شد. گلی که با اعتراض شدید بازیکنان و نیمکت نشینان ایرانجوان همراه بود وهمین اعتراضات باعث اخراج سرپرست تیم میهمان شد. در ادامه دو تیم موقعیت های زیادی بر روی دروازه یکدیگر داشتند و تنها مهدی دغاغله در چندین نوبت می توانست تعداد گل های مس را افزایش دهد که با عدم دقت این بازیکن در نواختن ضربات نهایی راهی از پیش نبرد و سرانجام این بازی با همان نتیجه به پایان رسید.
از دیگر حواشی این بازی می توان به اخراج ولی میرزایی در دقیقه 67 و اخطار برای احمد زنده روح در دقیقه 90 و آرمان شهداد نژاد در پایان بازی اشاره کرد که هر سه به دلیل اعتراض به تصمیمات داوری بود. موضوعی که باید از سوی کادر فنی مورد توجه قرار گیرد که اخراج و اخطارهای بی دلیل و غیر فنی می تواند در آینده مشکل ساز شود.
پیش از آغاز این بازی دو تیم به احترام مقام شامخ سردار سازندگی، آیت الله هاشمی رفسنجانی ادای احترام کردند و بازی هم با یک دقیقه تاخیر آغاز شد.
مس با این برد شیرین جمع امتیازات خود را به عدد 26 رساند و در رده 7 جدول قرار گرفت. حال می توان مس را یکی از مدعیان قرار گرفتن در رده های بالای جدول و صعود به لیگ برتر برشمرد. این تیم هفته آینده و در دیداری حساس یکی از شهرآوردهای استان را برگزار می کند و در سیرجان به مصاف آبی پوشان این شهر می رود.
اکسین با سرمربیگری یحیی گلمحمدی به مصاف تیم گلگهرسیرجان رفت. گل گهر با هدایت بگوویچ شانس این را داشت که با کسب پیروزی به رده دوم جدول برسد. در نهایت نبرد پرسپولیسیها در این هفته برنده نداشت و گل گهر با یک امتیاز از البرز به سیرجان برگشت. ضمن اینکه مس رفسنجان در بابل و مقابل خونه به خونه این شهر با نتیجه 3 – 1 شکست خورد. در حالی که در این بازی رفسنجانی ها با گل دقیقه 10 آرمان رمضانی از حریف متمول خود پیش افتاده بود، اما سرانجام با سه گلی که در دقایق 20، 62 و 65 از شاگردان مرزبان دریافت کردند، متحمل هشتمین شکست خود شد و با همان 23 امتیاز در جایگاه 12 باقی ماند.
دیدار سپیدرود رشت و فجر سپاسی به دلیل اینکه حضور فجر سپاسی در مسابقات ارتشهای جهان، لغو و به زمان دیگری موکول شد.
نتایج مسابقات کلی هفته نوزدهم به شرح زیر است:
خونهبهخونه مازندران 3 – مس رفسنجان یک
نفت مسجدسلیمان صفر – نساجی مازندران یک
پارس جنوبی جم بوشهر صفر – خیبر خرمآباد صفر
راهآهن تهران یک – ملوان بندرانزلی 2
مس کرمان یک – ایرانجوان بوشهر صفر
اکسین البرز صفر – گلگهر سیرجان صفر
فولاد یزد یک – بادران تهران یک
آلومینیوم اراک یک – استقلال اهواز یک
باید گل های بیشتری می زدیم
منصور ابراهیم زاده، سرمربی مس کرمان بعد از برد مقابل ایرانجوان بوشهر گفت: ابتدا رحلت آیت الله هاشمی رفسنجانی را تسلیت می گویم و همچنین دست مریزاد و خسته نباشید به بازیکنان تیمم و همه همواداران و تماشاگرانی که امروز با حضور گرم و حمایت های خوب خودشان ما را همراهی کردند. در این بازی ما در نیمه اول اصلا خوب نبودیم اما گل دقیقه 2 نیمه دوم کفه بازی را به نفع ما کرد و اگر بازیکنانم دقت بیشتری در این بازی به خرج می دادند مسلما ما با گل های بیشتری پیروز میدان می شدیم. وی در مورد داوری این بازی گفت: آقای ملکی داور لیگ است و کارشناسان باید در مورد قضاوت وی نظر بدهند اما کاش مسئولین لیگ در چینش و انتخاب داوران دقت بیشتری به خرج بدهند. ابراهیم زاده درباره فرصت سوزی های دغاغله در این بازی گفت: باید روی تمرکز و تمرینات او بیشتر کار کنیم، ضمن اینکه کیفیت بد زمین هم اجازه بازی بهتر و استفاده از موقعیت های بازیکنان از جمله دغاغله را نداد.
امروز از داوری ضربه خوردیم
سعید مفتخر، مربی ایرانجوان بوشهر پس از باخت مقابل مس گفت: ابتدا این برد را به مردم خوب کرمان تبریک می گویم اما اشتباهات داوری باعث باخت ما در این بازی شد. روی صحنه گل، بازیکنان من در حال صحبت با داور بودند که بازیکنان مس گل را به ثمر رساندند.
وی ادامه داد: تیم ما برای گل نخوردن و پس از آن برای کسب سه امتیاز به کرمان آمده بود. در نیمه اول همه چیز متعادل پیش می رفت و حتی داور می توانست یک پنالتی برای ما بگیرد اما پس از اینکه گل را در ابتدای نیمه دوم دریافت کردیم مجبور شدیم برای جبران گل، از مدافعان کم کنیم و به مهاجمان اضافه کنیم و همین کار باعث شد تا موقعیت های بیشتری نصیب مس شود.
مفتخر افزود: تیم ما با مشکلات زیادی از جمله مالی و رفت و برگشت روبرو است و اگر قرار باشد داوران با این نوع قضاوت بر مشکلات ما اضافه کنند، واقعا سخت است و کار کردن دشوار است. واقعا ما از داوری امروز ضربه خوردیم و به هیچ وجه از داوری راضی نیستم.
آشنایی با بازیهای بومی و محلی مردم منوجان
آشنایی با بازیهای بومی و محلی مردم منوجان
هر بازی محلی دنیایی از باورهای فرهنگی یک قوم و یک محل را در دل خود به امانت دارد، لذا با فراموشی هر یک از این بازیها در زمانهای که تکنولوژی مدرن در حال گسترش است علاوه بر اینکه بخشی از خاطره نیاکان ما را از بین میبرد به آسانی ظرفیت بسیار زیاد این بازیها را نیز برای ایجاد تنوع در اوقات فراغت را کمرنگ میکند.
به گزارش صبح منوجان شاید امروزه با شنیدن نام بازی، بیشتر مردم انواع بازیهای رایانهای را تصور کنند، اما نباید از این واقعیت غافل بود که اگر چه بازیهای امروزی عاری از هرگونه تحرک بوده و به صورت انفرادی انجام میشوند، اما آنها از ریشههایی هستند که اساسشان تحرک، بهبود مسائل، آموزش کار گروهی و اهداف بسیار دیگر بوده است.
بازیهای سنتی ایرانی کم نیستندو بیشترشان به صورت همهگیر در نقاط مختلف کشور رواج داشته است، اما برخی از این بازیها به صورت بومی تنها در یک منطقه یا استان شکل گرفته و رواج داشته است.
بیشتر بازیهای محلی و سنتی نیز با اهدافی چون افزایش چابکی، سنجش هوش، بهترشدن قدرت تشخیص و بسیاری اهداف مفید دیگر طراحی شده و شکل گرفتهاند. بازیها برگرفته از فضای فرهنگی و جغرافیایی خود هم هستند و بنابراین هر منطقهای ارزشها و مهارتها را از طریق این بازیها در اعضای خود تقویت میکند که لازمه زندگی در آن منطقه است.
هر بازی محلی دنیایی از باورهای فرهنگی یک قوم و یک محل را در دل خود به امانت دارد، لذا با فراموشی هر یک از این بازیها در زمانهای که تکنولوژی مدرن در حال گسترش است علاوه بر اینکه بخشی از خاطره نیاکان ما را از بین میبرد به آسانی ظرفیت بسیار زیاد این بازیها را نیز برای ایجاد تنوع در اوقات فراغت را کمرنگ میکند.
در شهرستان منوجان هر ساله در دهه فجر جشنواره های بومی محلی با هدف حفظ و گسترش بازیها و ورزشهای پرنشاط بومی و محلی برای یادآوری به جوانان و نوجوان با همت اداره ورزش وجوانان برنامه ریزی و در روستاهای منوجان برگزارمی شود.
بازی های بومی و محلی در شهرستان منوجان در راستای حفظ و احیای سنت های قدیمی و ورزش های فراموش شده مرسوم در بین روستا ئیان صورت می گیرد و این بازیهای سنتی موجب احیا و ترویج بازی های بومی و محلی به ویژه در مناطق روستایی می شود و از فراموش شدن آنها جلوگیری می کند.
مهمترین ویژگی بازی های بومی محلی سادگی و قابل دسترس بودن آن ها در هر فصل و اجراکردن آن در هرجا و مکانی است که از حالت های فردی، تیمی، نرمشی، نمایشی و رقابتی برخوردار است.
برخی بازی های بومی محلی منوجان عبارتند از : طناب کشی ،مسابقات دارت ،وسطکا،توتوتو،چش پتوکا ( قایم باشک)،رمازا،کوتوکا،هفت سنگ و لی لی بازی است.
در نتیجه امروزه با توجه به گسترش و رواج بازیهای مدرن، بیشتر بازیهای محلی به فراموشی سپرده شدهاند و احیای مجدد آن ضروری به نظر میرسد،زیرا این بازی های محلی بخش عظیمی از خاطرات بسیاری از مردم را تشکیل می دهند که اکنون با ورود تکنولوژی های جدید به فراموشی سپرده شده است.
در هفته دهم لیگ برتر هندبال بانوان
رقم خورد
باخت خانگی
شهرداری بم
در هفته دهم لیگ برتر هندبال بانوان کشور تیم شهید چمران لارستان توانست با یک بُرد قاطع برابر هیأت البرز صدرنشینی خود در این رقابتها را تثبیت کند.
هفته دهم لیگ برتر هندبال بانوان کشور بعد از ظهر امروز جمعه 24 دیماه با انجام سه دیدار در شهرهای مختلف پیگیری شد. در بازی تیمهای شهید چمران لارستان و هیأت البرز که در مجموعه ورزشی تختی شهر لار برگزار شد، تیم لارستانی با نمایش قدرتمندانه بازیکنانش با نتیجه 30 بر 10 پیروز شد. این تیم لارستانی که بهعنوان تنها نماینده استان فارس در رقابتهای هندبال بانوان کشور حضور دارد تا پایان هفته دهم بدون تحمل حتی یک شکست با 16 امتیاز در صدر جدول ردهبندی قرار دارد.
در بازی دیگر این هفته تیم ذوبآهن اصفهان در یک بازی پُرگل با نتیجه 35 بر 30 مقابل میزبان خود شهرداری بم به پیروزی رسید. در بازی پایانی نیز تیم تأسیسات دریایی تهران با حساب 27 بر 12 برابر تیم فولاد سپاهان اصفهان به برتری دست یافت تا همچنان بهعنوان تیم دوم جدول ردهبندی باقی بماند. با این نتایج تیمهای شهید چمران لارستان، تأسیسات دریایی تهران و ذوبآهن اصفهان در ردههای اول تا سوم جدول قرار دارند.
موانع ورزشی سیرجان، موانع رشد جوانان است
جلسه رفع موانع ورزشی شهرستان پیرامون بررسی تفاهم نامه منعقد شده با شرکت ها و اداره ورزش و جوانان، با حضور امام جمعه، فرماندار ویژه و جمعی از مسئولین در محل دفتر معاون سیاسی فرماندار برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی فرمانداری ویژه سیرجان، امام جمعه در ابتدا با اشاره به معضلات و تهدیدهایی که در جامعه پیش روی جوانان وجود دارد گفت: می طلبد در زمینه ورزش جوانان را حمایت نموده و تمهیدات لازم را از شرکت هایی که توان مالی دارند خواستار شویم تا بتوانیم با تامین زیرساخت های ورزشی مورد نیاز جامعه جوانان را از تهدیدات احتمالی دور و به سمت ورزش سوق دهیم. همچنین فرماندار ویژه سیرجان در بخشی از سخنان خود گفت: بایستی در امور ورزشی برنامه ریزی لازم را داشته باشیم. وی افزود: تجهیز سالن های سطح شهر، ساماندهی امکانات ورزشی شهرستان و برنامه ریزی در خصوص در اختیار گذاشتن امکانات ورزشی برای عموم، استفاده از مدارس و بسیج در خصوص فالیت های ورزشی و پر کردن اوقات فراغت جوانان از جمله اقداماتی است که می توان در زمینه اشاعه و گسترش فرهنگ و ترغیب جوانان برای ورزش کردن از آنها استفاده کرد.
در لیگ برتر فوتبال بانوان کشور
شهرداری بم در غیاب آیندهسازان صعود کرد
به گزارش ایمنا، هفته چهاردهم لیگ برتر فوتبال بانوان در حالی دیروز با انجام سه بازی برگزار شد که هر دو نماینده فوتبال اصفهان یعنی آیندهسازان میهن نجفآباد و ذوبآهن در این هفته استراحت داشتند. دیروز شهرداری سیرجان مقابل راهیاب ملل سنندج به برتری 3 بر یک رسید و در صدر جدول ردهبندی باقی ماند. شهرداری بم به دلیل غیبت قشقایی شیراز، 3 بر صفر برنده اعلام شد. به این ترتیب امتیاز شهرداری بم به عدد 31 رسید و با یک بازی بیشتر نسبت به آیندهسازان میهن نجفآباد جای این تیم را در رده دوم جدول ردهبندی گرفت. در سایر مسابقات هفته چهاردهم لیگ برتر نیز همیاری ارومیه در زمین خیبر خرمآباد به برتری 2 بر صفر رسید و پالایش گاز ایلام با هشت گل استقلال خوزستان ته جدولی را شکست داد.
چند نقطه عجیب ایران که باید حتما دید
چند نقطه عجیب ایران که باید حتما دید
همه ما سفرهای هیجانانگیز را دوست داریم؛ سفر به مکانهایی که فکر میکنیم باید کلی برای دیدنشان هزینه کنیم، گاهی هم تصورمان این است که برای تجربه یک سفر هیجانانگیز باید حتما پاسپورت و ویزا داشت و به جایی مثل قلب جنگلهای آفریقا زد؛ غافل از اینکه ایران خودمان کم از این مکانهای مهیج ندارد.
سفر به دره جنها
در 30 کیلومتری طبس درهای وجود دارد که بسیار زیبا و حیرتانگیز است. بومیان قدیمی آنجا را «کال جنی» یا همان دره جنها نامیدهاند و بعضیها به خاطر عجیببودن دره، آن را محل زندگی ارواح و جنها میدانند. دره دارای دیوارههای بلند و پرشیب است که البته واردشدن به آن بدون راهنما میتواند خطراتی به همراه داشته باشد. وجود تونلها و خانههایی به نام «خانه گبرها» در دل دیوارهها که برای سکنای زرتشتیان زمان خود ساخته شده است از دیگر جذابیتهای این دره است. گفته میشود قدمت این دره به دوران ساسانیان بازمیگردد.
اگر تصمیم گرفتید به این دره سفر کنید، هیچگاه به تنهایی این کار را انجام دهید. بومیهای منطقه مسیر «کالجنی» را به خوبی بلدند و شما را همراهی خواهند کرد.
گردش در
باغ میوههای سنگی
باغ سنگی یکی از جاذبههای سیرجان است. این باغ به «درویشخان اسفندیارپور» که مردی کر و لال بود، تعلق دارد که با خانوادهاش در ۴۰ کیلومتری سیرجان از طریق چوپانی و باغداری زندگی میکرد. او پس از اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۰ برای اعتراض به خاطر از دست دادن املاکش، دست از باغداری برداشت تا اینکه همه درختان زمین باقیمانده او (پس از تقسیم اراضی) خشک شدند. او به همه شاخههای درختهای میوه سنگ آویزان کرده بود و از آنها مثل میوه حقیقی مراقبت میکرد.
او سال 86 از دنیا رفت و پیکرش در همان باغ دفن شد؛ اما این باغ سنگی هنوز پابرجاست و خیلیها از آن دیدن میکنند.
«گِلفشان» عجیب در چابهار
در 100 کیلومتری چابهار، کوه گلفشان «بندر تنگ» قرار دارد. اطراف این کوه را بیابانی همرنگ کوه و گِلی که از دهانه آن میجوشد و به اطراف پرتاب میشود فرا گرفته است. در بالاترین نقطه کوه، چالهای به قطر کمتر از یک متر و به عمق حدود نیممتر وجود دارد که با گل پوشیده شده است. در فواصل زمانی حدود 10 تا 15 دقیقه، مقداری گِل با صدای خاصی شبیه به ترکیدن یک حباب از چاله خارج و به اطراف پراکنده میشود. احتمالا تمام این کوه در طول سالهای دراز بر اثر فعالیت این چشمه ایجاد شده باشد.
گِلفِشان پدیدهای طبیعی است که طی آن گل و لای از زیر زمین به شکل چشمهوار به سطح زمین میرسد و شکل ماهوری بخود میگیرد.
لرستان و چشمهای در
«وقت ساعت»
چشمه «وقت ساعت» در شهرستان دورود واقع شدهاست. این چشمه اسرارآمیز به این جهت «وقت ساعت» نامیده میشود که در فواصل زمانی خاص و به صورت کاملا طبیعی قطع و وصل میشود. یکی دیگر از زیباییهای چشمه «وقت ساعت» قرارگرفتن آن در غاری است که بعد از روانشدن از دل غار مسیری را طی و سپس به دامنههای کوه پریز سرازیر شده و جریان مییابد. این پدیده طبیعی در طول سال به قوت خود باقیست. برای همین، مدت قطع و برقرای جریان آب چشمه در فصول سال متفاوت و معمولا فاصله هر قطع و وصل از نظر زمانی و با توجه به فصول سال بین ۴۵ دقیقه تا یک ونیم ساعت در نوسان است.
دره ارواح کجاست؟
«دره ارواح» یا «دره کول خرسان» درهای زیبا و شگفتانگیز در 40 کیلومتری دزفول است. مسیر ورودی دره پوشیده از درختان مختلف و زیباست. جوشیدن چشمههای دیوارهای این دره به یک دره شگرف تبدیل کرده و باعث شده دره دارای آب دائمی، آبشار، آبچکان ، بیشهزار و انواع روییدنیهای خاص باشد. گاه تنگه آنقدر باریک میشود که فقط امکان عبور یک نفر را دارد. دیوارههای دو طرف گاهی در بالای سر به هم میرسند و گاه فقط روزنه باریکی دیده میشود. این دره در نهایت به رودخانه دز منتهی میشود و از آنجا با شنا یا قایق میتوان به خشکی رسید. خیلی از محلیها به این دره میگویند: «دره ارواح».
جنگلی که جیغ میکشد
در روستای «سربرج» طرقبه جنگلی انبوه وجود دارد که هنگام تاریکی صداهای وحشتناکی از آن به گوش میرسد. منشاء صداهایی که در این جنگل شنیده میشود هنوز مشخص نیست؛ اما برخی از محلیها این صداهای عجیب را متعلق به ملخهایی که میدانند که به جنگل هجوم آوردهاند.
چشمههای پلکانی بادابسورت
چشمههای پلکانی «بادابسورت» ساری در ایران بینظیر هستند. این باداب شامل چندین چشمه با آبهای کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمه اول دارای آب بسیار شور و استخری با قطر حدود ۱۵ متر و عمق زیاد است. چشمه دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترشمزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته است. جریان آبهای رسوبی و معدنی این چشمهها طی سالها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و دهها حوضچه پلکانی بسیار زیبا به رنگهای نارنجی، زرد و قرمز در اندازههای مختلف پدید آوردهاست. این طبقات و حوضچهها در واقع جاذبه اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمههای باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژه قرارگیری چشمه در دامنه کوهستان و چشماندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسینبرانگیز است.
«بابا گرگر»
برای بیماران گوارشی
در 18 کیلومتری شمال شرقی شهرستان قروه، چشمهای جوشان و خروشان به نام «بابا گرگر» وجود دارد که دارای آبی با رنگ مایل به سرخ است که بعضی مواقع به رنگ زرد مایل به لیمویی درمیآید. آب این چشمه به علت وجود املاح معدنی به ویژه گوگرد، رنگین است. ظاهراً این آب برای امراض سودایی و پوستی مناسب و در درمان سوء هاضمه و دیگر بیماریهای دستگاه گوارش و نیز راشیتیسم و درمان تورم مؤثر است.
مرگ تدریجی قلعه باستانی میش پدام رودبار
مرگ تدریجی قلعه باستانی میش پدام رودبار
قلعه میش پدام رودبار جنوب، یکی از آثار تاریخی دوران پس ازاسلام است که این روزها حال خوشی ندارد و در سایه ی بی توجهی زخم بی تدبیری تن این اثر ملی را پاره پاره کرده است.
به گزارش «رودبار ما»، وجود بناهای تاریخی در یک شهر یا روستا حکم یک شناسنامه را برای آن منطقه دارد و سابقه تمدنی آن به حساب می آید. یکی از میراث کهن درشهرستان رودبارجنوب، قلعه تاریخی میش پدام رودبارجنوب است که در ۷ کیلومتری جنوب غربی این شهرستان درروستای میش پدام واقع شده است. شهرستان رودبار جنوب به دلیل قرار گرفتن در مسیر هلیل رود آثار باستانی و تاریخی زیادی دارد که عبارتند از: قلعه میش پدام، یاراحمدی که قدمت چندین هزار ساله دارندو قدمت این آثار تاریخی برابر با تمدن هلیل است. درد امروز ما این است که گوشها کر و زبانها به ثناگویی باز شده است،حال هر چه گزارشات توصیفی غراتر باشد، بیشتر تو را مینوازند اما آنقدر مینویسم تا گوشی شنوا بیابم که درد را بشناسد و بداند دردهایی که امروز با آنها در رودبار جنوب دستبه گریبان هستیم، بهدلیل سهلانگاری و سوءمدیریتهاست. این قلعه تاریخی بیش از همه ی آثار دیگر زخمی و رنجور از حضور گورکن ها است که بر اثر حفاری های غیرمجاز و شبانه در سالیان گذشته پاره پاره شده است و بخش باقی مانده آن بر اثر بارندگی های سال گذشته در حال نابودی است. اگر تدبیری برای جلوگیری از تخریب اینگونه مکانها نشود، آیندگان و نسلهای بعدی چگونه از هویت و اصالت گذشتگان خود، آگاه شوند؟. لازم به ذکر است، این اثر در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۲ با شماره ثبت ۹۵۷۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ترشاب، دریاچه ای
بکر و زیبا در دل کویر
نام کرمان ما را به یاد مناطق گرم و خشک میاندازد اما این بار می تواند برای شما یادآور دریاچهای زیبا با حیات وحش دیدنی باشد.
جالب است که بیشتر گردشگران کرمان را به دلیل داشتن آثاری تاریخی انتخاب میکنند، اما دریاچه «ترشاب» را می توان یکی از زیباترین جاذبههای توریستی این استان دانست که بی شک سفر به آن بسیار خاطره انگیز خواهد بود. برای سفر به ترشاب باید راهی شهرستان «بردسیر» شوید، البته دریاچه ترشاب ۱۳ کیلومتر با بردسیر فاصله دارد. بردسیر جزو شهرستانهایی از استان کرمان است که در سال ۱۳۵۸ از شهرستان بافت جدا و به شهرستانی مستقل تبدیل گشت. شاید ماههای ابتدایی پاییز بتواند زمان مناسبی برای سفر به این منطقه باشد. زیرا زمستانهای سرد میتواند سفر را برای شما سخت و دشوار کند؛ هر چند زیبایی های دیگری در آن فصل انتظار شما را می کشد. از طرفی هم با توجه به آنکه این دریاچه فصلی بوده و از ذوب برفهای موجود در ارتفاعات شکل میگیرد، تابستان ممکن است نتوانید آن را مشاهده کنید. البته دمای بالای هوا در تابستان هم مشکل دیگری است که از لذت سفر شما خواهد کاست. جالب است بدانید عمق این دریاچه به طور متوسط کمتر از ۵۰سانتیمتر است، به همین دلیل مسافرانی که به همراه کودکان خود به این منطقه میآیند می توانند دقایق خوشی را به دور از دغدغه و نگرانی بگذرانند. البته آب دریاچه شور بوده و نمی توان از آن استفاده کرد. نیهای اطراف دریاچه، جلوهای خاص به منطقه دادهاند. تعداد این نیها به اندازهای بالا است که بیش از ۸۰درصد سطح اطراف دریاچه را پوشاندهاند. اما زیباییهای ترشاب تنها به موارد یاد شده ختم نمی شود، حیات وحش ساکن در این دریاچه زیبایی وصف نشدنی را به همراه دارد که بی شک باید تمامی آنها را با دوربین عکاسی به ثبت رساند. پرندگانی چون اردک سر سبز، اگرت سفید و حواصیل خاکستری در زمستانها در این منطقه ساکن هستند، در نتیجه اگر به دنبال یک سفر خاطره انگیز با دیدن پرندگانی زیبا هستید بهتر است زمستان راهی ترشاب شوید، اما در اطراف این دریاچه گرگ و روباه نیز وجود دارد به همین دلیل سفر انفرادی آن هم در فصل سرما شاید کمی خطرناک باشد.
آشنایی با مسجد شیخ لطف الله اصفهان مسجد بی مناره
آشنایی با مسجد شیخ لطف الله اصفهان
مسجد بی مناره
مسجد شیخ لطفالله یکی از مسجدهای تاریخی و شناخته شده شهر اصفهان است. این مسجد شاهکاری از معماری و کاشی کاری قرن یازدهم هجری است که به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده و معمار و بنای مسجد استاد محمدرضا اصفهانی بوده است و طرح آن همزمان با ساخت چهارباغ و هزارجریب ریخته شد و تزئینات مسجد شیخ لطفالله از کاشیهای معرق پوشیده شده است.
شیخ لطفالله جبلعاملی، از علمای بزرگ شیعه در عصر صفوی و اهالی جبل عامل لبنان بود که به دعوت شاه عباس در اصفهان اقامت می کرد و از سوی دیگر او پدر زن شاه عباس و به همین دلیل مسجد به نام او برای تدریس و نمازگزاری وی احداث شد.
این مسجد یکی از زیباترین آثار تاریخی اصفهان در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالیقاپو واقع شده و شماری از کاشی کاریهای معرق درون و بیرون گنبد و کتیبههای خط ثلث آن به خط علیرضای تبریزی عباسی است.
وقتی کاشی کاری های مسجد را با دقت نظاره کنید دست خط های زیبایی به چشم می خورد که از جمله می توان به دو لوحی که عبارت «عمل فقیر حقیر محتاج به رحمت خدا، محمد رضا بن استاد حسین بناء اصفهان» اشاره کرد.
شهرام امیری کارشناس میراث فرهنگی در خصوص این مسجد زیبا گفت: این مسجد در قسمت شرقی میدان به صورت سرپوشیده است و گنبد و کاشی کاری آن جنبه منحصر به فردی دارد. به لحاظ موقعیتی نیز درست روبرو کاخ عالی قاپو قرار گرفته است.
وی گفت : از ویژگیهای این مسجد چرخش ۴۵ درجهای آن به سمت قبله است چرا که میدان به سمت قبله نیست و به این حرکت اصطلاح، «پاشنه» نامیده میشود.
امیری معمار این مسجد را فرد زیرکی دانست و افزود: معمار با زیرکی تمام شبستان اصلی مسجد را به سمت میدان چرخانده تا مسجد به سمت قبله باشد و اگر چه ساختمان مسجد در مشرق و از نمای خارجی آن چنین بر میآید که دیوار جبهه آن در جهت شمال به جنوب است، در حالی که همین محراب دیوار رو به قبله بنا شده است.
وی ادامه داد: در بیرون مسجد اثری از کجی و زاویه به چشم نمیخورد و در صحن نسبت به نمای خارجی پیچشی دارد در صورتی که گنبد کوتاه این مسجد به علت مدور بودن، جهت یا زاویه مخالفی نشان نمیدهد.
امیری گفت : علت وجودی این چرخش این است که در ورودی مسجد به سمت مشرق میدان است اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت میساختند کار جهت یابی از لحاظ قبله مختل میشد.
کارشناس میراث فرهنگی با بیان اینکه شبستان اصلی مسجد نیز به صورت چهار ضلعی و زیبایی خاص دارد افزود: گنبد مسجد نیز یکی از چند گنبد یک پوششی زمان صفویه است و خمیدگی گنبد از نقطه برآمدگی بزرگ، ناگهان به سمت داخل گراییده و راس گنبد را تشکیل داده است.
وی با بیان اینکه کاشی کاری های این مسجد چشم هر گردشگری را می نوازد افزود: تزئینات کاشی کاری آن در داخل از آزارهها (بخشی از دیوار اتاق یا ایوان که از کف طاقچه تا روی زمین است) به بالا همه از کاشیهای معرّق پوشیده شده ، داخل و خارج گنبد بی مانند آن نیز که از زیباترین گنبدهای جهان به شمار میرود.
امیری درخصوص اینکه در گذشته گفته می شد نماز گزاران از کاخ عالی قاپو با عبور از تونلی وارد مسجد می شدند گفت : در طول 80 سال گذشته کف میدان کند وکاو شده اما چنین تونلی تا کنون پیدا نشده است.
آنچه که ما در مساجد مختلف دیده ایم و تصویری که از یک مسجد در ذهن ما متصور می شود وجود مناره است اما این مسجد بدون مناره و برای بسیاری از گردشگران سوال است که راز بدون مناره بودن مسجد شیخ لطف الله چیست؟
کارشناس میراث فرهنگی علت بدون مناره بودن این مسجد را این گونه بیان می کند که این مسجد به نوعی عبادت گاه و محل ادای فریضه نماز مخصوص درباریان و خانواده شاه عباس بوده و برای همین مناره نداشته چون مناره نمادی برای دعوت مردم به مسجد بوده است .
امیری ادامه داد: مناره قبل از اسلام به عنوان جهت یاب و مسیریاب استفاد ه می شده و هرجا مناره ای دیده می شد به این معنی بود که وارد شهر و یا محلی شده اند و در واقع کاروان ها به این شکل مسیر خود را پیدا می کردند اما بعد از اسلام مناره و گلدسته محلی برای خواندن اذان و دعوت مردم به مسجد بوده و برای همین در زمان صفویه این مسجد بدون مناره ساخته شده بود تا عامه ی مردم به این مسجد نیایند.
توجه به زوایا و نکته های فراوان مختلف در برنامه ریزی ها و طراحی ها در زمان صفویه نکته بسیار جالبی است که در اکثر معماری های اصفهان می توان دید از آن جمله می توان به مناره نداشتن این مسجد که تفکیک خانواده های دربار از عامه بوده اشاره کرد.(باشگاه خبرنگاران جوان)
افول ستاره ماهیار
دکتر عباس ماهیار در هشتم دی ماه سال 1316 در شهرستان عجب شیر از توابع مراغه در استان آذربایجان شرقی دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سعدی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فردوسی و لقمان در شهر تبریز به پایان رساند. در مهر ماه 1336 وارد دانشسرای عالی تبریز گردید و در رشته زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل گردید. ایشان در سال 1350 وارد مقطع کارشناسی ارشد و در سال 1353 به دوره دکتری در دانشگاه تهران راه یافت. دکتر ماهیار در سال 1357 با درجه «الف» از مقطع دکتری فارغ التحصیل گردید. عنوان پایان نامه وی «تصحیح انتقادی دیوان اثیر اخسیکتی» بوده است.
ایشان از تاریخ 24/9/1356 با سمت مدیریت پژوهشگاه واژه های فارسی فرهنگستان زبان فارسی مشغول به کار گردید. با حکم رئیس فرهنگستان از تاریخ 5/10/1356 به عضویت در شورای پژوهشی فرهنگستان زبان ایران درآمد و از تاریخ 19/12/1357 با حکم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت به سرپرستی فرهنگستان زبان فارسی ارتقاء یافت. در تاریخ 5/7/1358 یک بار دیگر به مدیریت گروه واژه های فارسی انتخاب شد.
از تاریخ 21/8/1358 با حکم دکتر حسن حبیبی وزیر وقت وزارت علوم به عضویت در شورای بنیاد فرهنگستان ها درآمد. از تاریخ 2/4/1362 نیز با حکم رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات، عضویت در کمیته انتصاب و ترفیع فرهنگی را عهده دار شد.
دکتر ماهیار از سال 1363 تا زمان بازنشستگی در دانشگاه تربیت معلم تهران عضو هیات علمی بود و در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در مجموعه هیات علمی تمام وقت آن دانشگاه مشغول تدریس بود. وی در سال 1374 به عنوان استاد نمونه دانشگاه تربیت معلم انتخاب شد و از اسفند ماه 1376 با حکم رئیس دانشگاه به عضویت شورای دانشگاه تربیت معلم درآمد. دکتر ماهیار در اسفند ماه 1370 به رتبه دانشیاری و در تیرماه 1376 به رتبه استادی دست یافتند و با پایه استادی 21 بازنشسته گردید.
عضویت ها ( در مجامع علمی، هیات تحریریه مطبوعات پژوهشی و … ) :
– عضویت در هیات تحریریه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه قم.
– عضویت در هیات تحریریه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم.
پیکر مرحوم دکتر علی شریعتمداری تشییع شد
پیکر مرحوم دکتر علی شریعتمداری تشییع شد
روز پنجشنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، پیکر مرحوم شریعتمداری پس از قرائت نماز توسط حجت الاسلام «علی اکبر رشاد» از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی برروی دستان یاران دیرینش، اساتید و دانشجویان تشییع و به سمت گلزار بهشت زهرا (س) انتقال داده شد.
مرحوم دکتر علی شریعتمداری در قطعه 110 و در جوار همسر مکرمه اش به خاک سپرده می شود.
در این مراسم «فخرالدین احمدی دانش آشتیانی» وزیر آموزش و پرورش، «غلامعلی حداد عادل» رئیس فرهنگستان زبان و علوم فارسی، سردار «رحیم صفوی» مشاور مقام معظم رهبری، «علی خدایی» رئیس سازمان سنجش،«داوری اردکانی» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، «عبدالله جاسبی»، «رضا داوری»، حجت السلام و المسلمین «محمود دعایی»، «حسن غفوری فرد» و دیگر اساتید و دانشجویان دانشگاه های کشور حضور داشتند.
مرحوم علی شریعتمداری 20 دی ماه در شهر شیراز و در سن 93 سالگی به علت کهولت سن دار فانی را وداع گفت.
مرحوم شریعتمداری در سال 1302 شمسی در شهر شیراز به دنیا آمده بود. پس از اتمام تحصیلات متوسطه در این شهر وارد دوره آموزش عالی شد و در سال 1332 مدرک کارشناسی علوم تربیتی و در سال 1335 مدرک کارشناسی علوم قضائی خود را اخذ کرد.
وی سپس برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت و در سال 1336 موفق شد تا مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته آموزش متوسطه را ازدانشگاه ایالت میشیگان و مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه، تعلیم و تربیت و برنامه ریزی درسی در سال 1338 از دانشگاه تنسی آمریکا اخذ کند.
آن مرحوم در طول دوران تحصیل در کسوت شریف معلمی نیز به انجام وظیفه مشغول بود و پس از بازگشت به کشور در سال 1339 به عنوان استاد در رشته علوم تربیتی در دانشگاه اصفهان به کار مشغول شد. وی مدتی در سمت وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت مهدی بازرگان مشغول فعالیت بود.
در سال 1344 و هنگامی که به علت فعالیت سیاسی علیه نظام ستمشاهی دیگر نمی توانست در داخل کشور به فعالیت علمی بپردازد، به عنوان استاد مدعو در دانشگاههای ایالت ایندیانا و تنسی کار کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای ادامه خدمت به کشورش به ایران بازگشت و با عضویت در هیات علمی دانشگاه تهران به فعالیت علمی پرداخت. مرحوم دکتر علی شریعتمداری از همان ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی حضور در سمت های مهم و حساسی مانند عضویت در ستاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، ریاست گروه برنامهریزی درسی رشته های علوم انسانی، عضویت در هیات مرکزی گزینش و استخدام اعضای هیات علمی دانشگاهها، عضویت در شورای پژوهشهای علمی کشور، عضویت در هیات رییسه انجمن ایرانی تعلیم و تربیت و … را در کارنامه خود دارد. مرحوم شریعتمداری به پاس خدمات علمی و فرهنگی، مدال درجه یک علمی و نشان درجه یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران و لوح چهره ماندگار علمی کشور را نیز دریافت کرده است.
مرحوم دکترشریعتداری تالیف های بسیاری در حوزه و دانشگاه، تعلیم و تربیت اسلامی، جایگاه علوم انسانی در تولید علم و… داشته است.(ایرنا)
کرمان بر پشت اسب
بخش 34
سفرنامه «سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
تفریحی که از همه بیشتر از آن در کرمان لذت می بردم رفتن به باغی برای چای خوری بود. گاهی به روستایی کوهستانی می رفتیم که در وسط بیابان سنگلاخ واقع شده بود. بساط چایی را روی قالی می چیدند. شاید در باغی اناری و شکوفه های قرمز روشن مثل شعله در تیرگی سایه درختان اطراف می درخشید و صاحب باغ یک سینی بزرگ توت- زردآلود و خیارهای چاق و کوتاه برای ما می آورد. به بچه هایی که شرمناک سرک می کشیدند، تکه های کیک یا بیسکویت می دادیم و انعامی که در هنگام خداحافظی می دادیم گاهی رگباری از دعای خیر از این آدم های ساده نثار ما می کرد که نه تنها خیر در این دنیا بلکه در دنیای دیگر را آرزو می کردند. تماشای غروب آفتاب که قلم من از وصف آن عاجز است پایان بخش زیبای روز ما بود. گاهی که در تاریکی باز می گشتیم به یک جمع کوچک جوانان برمی خوریم. چند جوان با شادی با آهنگ زیرنی و تام تام سریع طبل می رفتند و جمعیتی از زنان شبح مانند با چادر کامل سفید آن ها را دنبال می کردند. این منظره همیشه مرا به یاد دسته های یونانی می انداخت و تاریکی کثافت و زشتی احتمالی آن را پنهان می داشت و آن را شاد و دلنشین می کرد. شب های جمعه کل جمعیت کرمان به قبرستان ها می روند. همه مغازه های بازار در تدارک روز جمعه و حمام هفتگی و نماز جمعه تعطیل است. گداها جمع می شوند و صدقه طلب می کنند. و در ازای آن برای ارواح اقوام در گذشته صدقه دهندگان دعا می کنند. در حالی که آخوندهای عمامه سفید گروهی می روند و روی قبرها می نشینند و سوره هایی از قرآن به قیمت معین برای درگذشتگان قرائت می کنند. برای آمرزش مردگان به بچه های شهر هم در این روز شیرینی می دهند. قبرستان های ایران؛ دلگیرترین مکان هاست. و آرامگاه ها همیشه در حال تخریب هستند. اما قبرستان کرمان بهتر مرمت می شد. یک امامزاده زیبا با سقف گنبدی کاشی سفید و آبی در میان صورت قبرهای صاف که از خشت ساخته شده بود برخاسته بود. زندگی ما در کرمان با وجود سادگی و یکنواختی، یکی از لذتبخش ترین دورانی بود که تا آن زمان داشته ام و این عمدتاً به خاطر آب و هوای عالی کشور بود. سرگرمی ما پست هفتگی و پیک نیک بود. پست دقیقاً پنج هفته طول می کشید تا از انگلیس به ما برسد. وقتی نامه هایی از دوستانم دریافت می کردم که به زعم خود از «تبعید» من دل می سوزاندند و سیصد کیلومتر دوری از نزدیکترین همسایه اروپایی را کاملاً وحشتناک می دانستند، خنده ام می گرفت! آن ها نمی دانستند که من شادترین ایام کل وجودم را می گذراندم. گرچه باید اعتراف کنم که زنان زیادی نیستند که آب هوای ایران، آن طور که با من ساخت با آن ها بسازد. دوستان تهرانی من قصه بسیار متفاوتی داشتند. اکثر خانم ها سلامتی و اعصاب خود را از دست می دادند. بعضی از آن ها در معرض حملات دائم تب بودند و همه با هم از خشکی بیش از حد هوا شکایت می کردند و آرزوی بازگشت به اروپا داشتند. اما من از آفتاب دائمی لذت می بردم که قبلاً تا آن موقع کامل لذت نبرده بودم و کاملاً راضی بودم.
