هفتم آبان و محدودیت دسترسی به پاسارگاد





هفتم آبان و محدودیت دسترسی به پاسارگاد

6 آبان 1405، 20:26

رویداد هفتم آبان و بزرگداشت کوروش، برخلاف آنچه ممکن است تصور شود، از ابتدا مناسبتی فراگیر و تثبیت‌شده در تقویم رسمی نبود. این رویداد در سال ۱۳۸۵، با ابتکار انجمن‌های میهن‌دوستانه و با هدف برگزاری برنامه‌ای فرهنگی در پاسارگاد شکل گرفت؛ برنامه‌ای آزمایشی که قرار بود در صورت موفقیت، به رویدادی سالانه در تقویم، مشابه بزرگداشت حافظ و مولانا، تبدیل شود.

در آن سال، با مجوز میراث فرهنگی و هماهنگی دستگاه‌های مختلف، گروهی از شرکت‌کنندگان با دو اتوبوس به پاسارگاد رفتند. هدف این بود که امکان برگزاری رویدادی فرهنگی در این محوطه تاریخی سنجیده شود و در ادامه، پیشنهاد ثبت آن در تقویم مناسبت‌های فرهنگی کشور مطرح شود. اسناد و روایت‌های مربوط به شکل‌گیری این برنامه، از جمله اظهارات مسئولان فرهنگی وقت استان فارس، بخشی از تاریخچه این رویداد را روشن می‌کند.

بااین‌حال، مسیر این مناسبت از همان سال‌های نخست با محدودیت و تنش همراه شد. در سال ۱۳۸۶، با وجود انتشار خبر برگزاری برنامه‌ای فرهنگی در پاسارگاد و دعوت عمومی برای حضور در آن، ورودی محوطه بسته شد و نیروهای ضدشورش در محل حضور یافتند. در پی این وضعیت، شماری از حاضران برای ورود به محوطه تلاش کردند و گروهی نیز در دشت و ارتفاعات اطراف پراکنده شدند. این اتفاق نقطه عطفی در نحوه مواجهه با تجمع هفتم آبان بود و از آن پس، محدودیت‌های بیشتری برای حضور مردم در پاسارگاد اعمال شد.

در سال‌های بعد نیز وضعیت یکسان نبود. در مقاطعی، به‌ویژه در سال‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸، امکان برگزاری آزادانه این رویداد کاهش یافت. در سال ۱۳۹۲، هم‌زمان با آغاز دولت حسن روحانی، حضور مردم در پاسارگاد بار دیگر پررنگ شد و از شدت برخی محدودیت‌ها کاسته شد؛ اما این وضعیت پایدار نماند. در سال ۱۳۹۵، با مسدودشدن مسیرهای منتهی به پاسارگاد، دسترسی به این محوطه بار دیگر با دشواری روبه‌رو شد و بخشی از برنامه‌های پیش‌بینی‌شده نیز به‌طور کامل اجرا نشد.

از سال ۱۳۹۶ به بعد، محدودیت دسترسی به پاسارگاد در حوالی هفتم آبان به یکی از ویژگی‌های تکرارشونده این مناسبت تبدیل شد. در برخی سال‌ها، تعمیر تونل‌ها و مسیرها و در موارد دیگر، دلایل متفاوتی برای محدودیت تردد مطرح شده است. پیامد این وضعیت تنها متوجه گردشگران نیست؛ گاهی رفت‌وآمد ساکنان منطقه پاسارگاد و روستاهای اطراف، از جمله مادرسلیمان، نیز با دشواری روبه‌رو می‌شود. به این ترتیب، محدودکردن دسترسی به یک محوطه تاریخی در روزی که توجه عمومی به آن افزایش می‌یابد، می‌تواند زندگی روزمره ساکنان و امکان رونق گردشگری منطقه را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

اما چرا کوروش و پاسارگاد برای بخش بزرگی از ایرانیان چنین اهمیتی دارند؟ پاسخ را باید در پیوند میان تاریخ، حافظه جمعی و هویت ملی جست‌وجو کرد. در ذهنیت تاریخی بسیاری از ایرانیان، امپراتوری هخامنشی نقطه عطفی در شکل‌گیری ساختار سیاسی و تمدنی ایران است و کوروش، به‌عنوان بنیان‌گذار این امپراتوری، جایگاهی ویژه دارد. اهمیت او تنها به کشورگشایی و تأسیس امپراتوری‌ای گسترده محدود نمی‌شود؛ تصویری که در طول زمان از او شکل گرفته، با مفاهیمی چون مدارا، احترام به سنت‌های ملت‌های دیگر و رفتار متفاوت با جوامع مغلوب نیز پیوند خورده است.

فتح بابل و روایت‌های تاریخی مربوط به رفتار کوروش پس از آن، از جمله عوامل شکل‌گیری این تصویرند. در بسیاری از روایت‌های مربوط به جنگ‌های جهان باستان، تصرف یک شهر با کشتار، غارت، ویرانی و به اسارت گرفتن ساکنان همراه است؛ درحالی‌که روایت رایج از کوروش بر تفاوت رفتار او با چنین الگوهایی تأکید می‌کند. البته برای ارزیابی تاریخی این تصویر، باید میان شواهد موجود، روایت‌های بعدی و برداشت‌های امروزی تمایز گذاشت. بااین‌همه، در حافظه جمعی ایرانیان، کوروش به نمادی از قدرت همراه با مدارا تبدیل شده است.

منشور کوروش نیز در شکل‌گیری این جایگاه نقش مهمی دارد. این اثر که پس از فتح بابل پدید آمد، در دوران معاصر به یکی از نمادهای شناخته‌شده تاریخ ایران تبدیل شده است. با وجود این، تفسیر آن به‌عنوان اعلامیه‌ای مدرن درباره حقوق بشر، میان پژوهشگران محل بحث است و باید آن را در زمینه سیاسی و مذهبی جهان باستان بررسی کرد. اهمیت منشور، در کنار ارزش تاریخی آن، به معنایی نیز بازمی‌گردد که جامعه امروز به آن نسبت می‌دهد؛ معنایی مرتبط با مدارا، آزادی و احترام به تفاوت‌ها.

تخت جمشید نیز وجه دیگری از اهمیت دوره هخامنشی را آشکار می‌کند. نقش‌های پلکان آپادانا، با تصویر نمایندگان ملت‌های مختلف که هدایایی به دربار می‌آورند، از شناخته‌شده‌ترین جلوه‌های هنر و بازنمایی قدرت در این دوره‌اند. این نقش‌ها امکان مطالعه مناسبات میان مرکز امپراتوری و سرزمین‌های تابع آن را فراهم می‌کنند و تصویری از تنوع قومی و فرهنگی قلمرو هخامنشی به دست می‌دهند. در مقایسه با بسیاری از آثار سلطنتی جهان باستان که بر نمایش پیروزی نظامی، اسارت دشمنان و خشونت تأکید دارند، صحنه‌های آپادانا جلوه‌ای متفاوت از بازنمایی امپراتوری را پیش چشم می‌گذارند؛ هرچند این تصاویر نیز باید در چارچوب مناسبات قدرت و تبلیغات سلطنتی آن دوران تفسیر شوند.

برای بسیاری از ایرانیان، کوروش و هخامنشیان بخشی از حافظه تاریخی و سرچشمه‌ای برای احساس تعلق به گذشته ایران‌اند. از همین رو، حساسیت نسبت به پاسارگاد و تخت جمشید را نمی‌توان صرفاً علاقه‌ای به بناهای قدیمی یا ستایش یک پادشاه باستانی دانست. این محوطه‌ها حامل معناهایی فراتر از ارزش معماری و باستان‌شناختی خود هستند و با هویت جمعی، تصور ایرانیان از گذشته و جایگاه ایران در تاریخ جهان پیوند دارند.

همین پیوند توضیح می‌دهد که چرا رویداد هفتم آبان، با وجود نداشتن جایگاهی تثبیت‌شده در تقویم رسمی، توانسته است در بخش‌هایی از جامعه به مناسبتی مورد توجه تبدیل شود. حضور مردم در پاسارگاد را نمی‌توان تنها با انگیزه‌های سیاسی توضیح داد؛ علاقه به تاریخ، کنجکاوی درباره گذشته، احساس تعلق فرهنگی و تمایل به حضور در مکانی که برای حافظه جمعی معنا دارد نیز در شکل‌گیری آن مؤثرند.

از این منظر، محدودیت دسترسی به پاسارگاد در روزهای منتهی به هفتم آبان، پرسشی فراتر از مدیریت یک تجمع یا کنترل تردد ایجاد می‌کند: نسبت نهادهای مسئول با میراث تاریخی و مردمی که این میراث را بخشی از هویت خود می‌دانند، چگونه باید تعریف شود؟ حفاظت از محوطه‌های تاریخی ضرورتی انکارناپذیر است، اما نباید به قطع ارتباط جامعه با میراث خود بینجامد. مدیریت مسئولانه چنین مکان‌هایی مستلزم برنامه‌ریزی، اطلاع‌رسانی، تأمین زیرساخت و ایجاد امکان بازدید ایمن و ضابطه‌مند است؛ نه آنکه محدودیت‌های تکرارشونده، دسترسی گردشگران و حتی رفت‌وآمد ساکنان محلی را دشوار کند.

پاسارگاد و تخت جمشید تنها بقایای یک امپراتوری باستانی نیستند؛ آن‌ها بخشی از سرمایه تاریخی و فرهنگی ایران و میراثی باارزش جهانی‌اند. پاسداشت این میراث، هم به حفاظت علمی از آثار نیاز دارد و هم به به‌رسمیت‌شناختن پیوند زنده جامعه با تاریخ. نمی‌توان از مردم انتظار داشت که به میراث فرهنگی خود افتخار کنند، اما در عمل، امکان حضور و ارتباط با آن را در یکی از مهم‌ترین روزهای مورد توجه عمومی محدود کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *