روزی برای کوروش هخامنشی؛

آزاداندیشی در استوانه‌ای کهن





آزاداندیشی در استوانه‌ای کهن

6 آبان 1405، 20:38

کوروش هخامنشی فرمانروای بزرگی بود که حتی مورخان بیگانه هم او را ستوده‌اند. هرودوت کوروش را مردی نیک‌خو و سرور و قانون‌گذار می‌نامد و می‌گوید که کوروش به سربازان خود دستور داده بود با سلاح وارد معابد نشوند. او به فرهنگ‌های دیگر احترام می‌گذاشت و سپاهیانش را از تاراج بازمی‌داشت. نمونه‌ای از آزاداندیشی او را در استوانه‌اش می‌توان دید. اطلاعات ما درباره این استوانه، در سایه تحقیقات بسیاری، به‌روز است.

شرحی از ورود بدون خون‌ریزی کوروش به شهر بابل

 

کوروش هخامنشی (۵۵۰ ـ ۵۳۰ پ.م.) پس از ورود به شهر پرشکوه باستانی بابل، برای آزادی ملت‌های گوناگون از اسارت بابلیان، فرمانی صادر کرد که بر پایه آن ۴۰ هزار نفر از بند اسارت آزاد شدند و به سرزمین‌های خود بازگشتند. این منشور ۴۵سطری به خط بابلی، که به اعلامیه کوروش و منشور آزادی نام‌بردار است، شرحی از ورود بدون خون‌ریزی کوروش به شهر بابل و معرفی مقام و منصب کوروش است.

این استوانه که بارها ترجمه شده است، نخستین منشور حقوق بشر و نخستین سند کتبی در دادگستری است. در آن نیز به‌وضوح احترام به اندیشه‌های دیگران و تسامح دیده می‌شود. به‌درستی هم رفتار بزرگوارانه‌ای که کوروش با فرمانروایان سایر حکومت‌ها دارد، مقامی والا به او می‌بخشد. در استوانه او نه فرمانی به غارت داده شده است و نه، همانند دیگر فرمانروایان، از چشم برکندن خبری آمده است. کوروش در دو جا از منشور خود تکرار می‌کند که او و ارتش ایران به‌صورتی آشتی‌جویانه وارد بابل شده‌اند. از سوی دیگر، توجه به این لوحه ما را به درک مسائل اعتقادی و اجتماعی آن دوران نزدیک می‌سازد، چون تحریفی در آن صورت نگرفته است.

به دنبال آن، بر چند نکته پافشاری می‌کند که از دید تاریخی اهمیت بسیار دارد. او می‌گوید: «من برای همه انسان‌ها آزادی پرستش خدایانشان را برقرار کردم و فرمان دادم که هیچ‌کس حق ندارد به این دلیل مورد بدرفتاری قرار بگیرد. من فرمان دادم که هیچ خانه‌ای ویران نشود. من صلح و آسایش را برای تمام انسان‌ها تضمین کردم.»

منشور کوروش نشانه‌ای از همزیستی و تفاهم میان ملت‌ها

 

از روی این فرمان، نسخه‌های گوناگونی برای ارسال به نواحی امپراتوری هخامنشی نوشته و ارسال شده‌اند. نسخه بدلی از منشور کوروش هم‌اکنون در سازمان ملل متحد نگهداری می‌شود و آن را نشانه‌ای از همزیستی و تفاهم میان ملت‌ها می‌دانند. این منشور بارها توسط دانشمندان غربی ترجمه شده است. نخستین ترجمه آن به زبان انگلیسی از سوی «راولینسون» انجام گرفت (۱۸۸۰ م.). سپس کسانی همانند «ویسباخ» (۱۸۹۰ م.)، «ریختر» (۱۹۵۲ م.)، «اوپنهایم» (۱۹۵۵ م.) و نیز «لوکوک» (۱۹۹۰ م.) به ترجمه آن اقدام کرده‌اند.

در ایران نیز این منشور برای نخستین‌بار از سوی زنده‌یاد دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد فرهنگ و زبان‌های خاور نزدیک باستان، به فارسی ترجمه شده است. او به پیشنهاد بنیاد فرهنگ ایران به انگلستان می‌رود تا عکسی از متن استوانه را که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود، تهیه کند. هم‌زمان با تهیه عکس‌ها، یک نسخه کپی از استوانه را تهیه می‌کند و با بازگشت به ایران دست به کار ترجمه آن می‌شود. او ابتدا قطعات را شکل‌نویسی و سپس با زیباسازی شکل‌ها به چاپ آن اقدام می‌کند.

از سوی دیگر، با کمک نسخه کپی از استوانه، نکته‌هایی را که از نظر شکل مشکوک بوده‌اند بازسازی می‌کند و سطرهایی را که واضح نبودند، به‌وضوح بیشتری می‌رساند. این اثر که همراه با توضیحاتی درباره زندگی و زمانه کوروش است، با ویراستاری مهین صدیقیان چاپ شده است. ترجمه دیگری از منشور کوروش از سوی زنده‌یاد رضا مرادی غیاث‌آبادی در سال ۱۳۷۷ منتشر شده است.

اهمیت تاریخی شناخت کوروش و خاندانش در منشور

 

کارشناسان بر این باورند که این متن از دو بخش اصلی تشکیل می‌شود: در بخش نخست وقایع به‌صورت غیرشخصی روایت می‌شود و بخش دوم از زبان خود کوروش است. در این بندها، در همه‌جا نیروی فراسویی مردوک حضور دارد. اوست که به کوروش مشروعیت، تسلط و سلطنت می‌بخشد. مطلب این بندها چنین است که مردوک از نبونید (پادشاه بابل) به خشم آمده بود، چون او «سین» (خدای ماه) را بر مردوک ترجیح داده بود.

پس مردوک کوروش را فرامی‌خواند تا بابل را به او بسپارد. در سراسر لوحه، سایه باعظمت مردوک را می‌توان دید. او نماد قدرت است و مافوق خدایان، اما در نزد هخامنشیان، این اهورامزدا است که خدای یگانه و هستی‌بخش است. حضور هم‌زمان اهورامزدا، به‌عنوان خدای برتر ایران غربی، با ستایش اهورامزدا در اوستا و در شرق ایران، نشان می‌دهد که همه ایرانیان اهورامزدا را می‌پرستیدند و ستایش می‌کردند. آنچه هم بیش از همه در کتیبه‌های هخامنشی دیده می‌شود، ستایش اهورامزدایی است که نیرویی فراسوی همه نیروها و خدای بزرگ و یگانه است.

به هر روی، سطرهای آغازین منشور کوروش با چنین عبارت‌هایی آغاز می‌شوند: «منم کوروش، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سرزمین سومر و اَکد، شاه چهارگوشه جهان، پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان، نواده کوروش، شاه بزرگ، شاه انشان، از نژاد چیش‌پیش، از دودمان سلطنتی. هنگامی که من بابل را به آرامش تصرف کردم، با سرور و شادانی کاخ شاهی را جایگاه فرمانروایی قرار دادم…» این سطرهای ابتدایی برای شناخت کوروش و خاندان او اهمیت تاریخی بسیار دارد.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *