یک پژوهش با بررسی روند ۳۱ساله در قفقاز، از گرجستان تا ایران و ترکیه، نشان می‌دهد مناطق حفاظت‌شده همیشه مانع تخریب مراتع نمی‌شوند

مناطق حفاظت‌شده از مراتع حفاظت نکردند

تراکم آغل دام در مناطق حفاظت‌شده ایران نسبت به سایر کشورهای قفقاز جنوبی بیشتر است





مناطق حفاظت‌شده از مراتع حفاظت نکردند

17 مهر 1405، 22:06

پیام ما | مرز یک منطقه حفاظت‌شده روی نقشه می‌تواند همچنان پابرجا باشد، محیط‌بان در آن گشت بزند و قوانین حفاظتی هم وجود داشته باشد، اما مرتع درون همان مرزها به‌تدریج پوشش گیاهی خود را از دست بدهد. مطالعه‌ای تازه در پنج کشور قفقاز جنوبی نشان می‌دهد در فاصله سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۹، مناطق حفاظت‌شده این منطقه در مجموع نتوانسته‌اند از کاهش پوشش گیاهی مراتع جلوگیری کنند. در ایران، وضعیت از این هم قابل‌توجه‌تر است. میانگین پوشش گیاهی در برخی مناطق حفاظت‌شده از مناطق مشابه خارج از آن‌ها کمتر بوده و تراکم آغل دام در مناطق حفاظت‌شده ایران نسبت به سایر کشورهای قفقاز جنوبی بیشتر گزارش شده است.

وقتی از «منطقه حفاظت‌شده» حرف می‌زنیم، معمولاً تصویری از یک محدوده با مرز مشخص در ذهن داریم؛ محدوده‌ای که قرار است از گونه‌ها و زیستگاه‌ها در برابر فشارهای انسانی محافظت کند. اما آیا داشتن عنوان حفاظتی واقعاً به معنای سالم ماندن زیستگاه است؟

پژوهشگران در مطالعه‌ای با عنوان «اثربخشی مناطق حفاظت‌شده کوهستان قفقاز در جلوگیری از تخریب مراتع» که در مجله «Conservation Biology» منتشر شده، این پرسش را درباره مراتع قفقاز جنوبی بررسی کرده‌اند. آن‌ها ۵۲ منطقه حفاظت‌شده در ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، ایران و ترکیه را در یک دوره بیش از ۳۰ساله ارزیابی کردند. آن‌ها به‌جای آنکه اثربخشی مناطق حفاظت‌شده را فقط با وضعیت گونه‌های شاخص یا کاهش تخلفات بسنجند، سراغ خود زیستگاه رفتند؛ اینکه آیا پوشش گیاهی مرتع در داخل مناطق حفاظت‌شده بهتر از مناطق مشابه خارج از آن‌ها حفظ شده است؟

برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران حدود ۴۳ هزار و ۸۰۰ تصویر ماهواره‌ای «Landsat» را که بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۲۰۱۹ ثبت شده بود، بررسی کردند. آن‌ها با استفاده از روش‌های تحلیل تصاویر ماهواره‌ای، سهم پوشش گیاهی سبز را در پیکسل‌های ۳۰متری اندازه گرفتند و کاهش آن را به‌عنوان شاخصی از تخریب مرتع در نظر گرفتند.

اما فقط مقایسه «داخل» و «خارج» منطقه حفاظت‌شده کافی نبود. مناطق حفاظت‌شده معمولاً در مناطقی ایجاد می‌شوند که از ابتدا شرایط متفاوتی دارند؛ ممکن است ارتفاع بیشتری داشته باشند، شیب‌دارتر باشند، از جاده و سکونتگاه دورتر باشند یا برای کشاورزی مناسب نباشند. بنابراین، پژوهشگران نقاط مشابه در داخل و خارج مناطق حفاظت‌شده را از نظر شرایط محیطی و میزان دسترسی با یکدیگر تطبیق دادند تا اثر خودِ حفاظت را تا حد ممکن از سایر عوامل جدا کنند. نتیجه، برخلاف انتظار بود.

در کل قفقاز جنوبی، پوشش گیاهی در مناطق حفاظت‌شده حدود ۰٫۰۱۳ واحد کمتر از نقاط مشابه خارج از مناطق حفاظت‌شده بود. به بیان دیگر، در مجموع، این مناطق نتوانسته بودند کاهش پوشش گیاهی مراتع را متوقف کنند.

این نتیجه البته در همه کشورها یکسان نبود. در گرجستان و ترکیه، وضعیت برعکس بود و پوشش گیاهی در مراتع حفاظت‌شده بیشتر از مناطق مشابه خارج از آن‌ها بود. اما در ارمنستان، آذربایجان و ایران، پوشش گیاهی در مناطق حفاظت‌شده کمتر بود.

 

ایران؛ حفاظت با تراکم بالای آغل‌های دام

ایران در این مطالعه با ۹ منطقه حفاظت‌شده در شمال‌غرب کشور حضور دارد. میانگین پوشش گیاهی سبز مراتع ایران ۰٫۱۱ گزارش شده است؛ رقمی که از گرجستان با ۰٫۲۵ و آذربایجان با ۰٫۱۳ کمتر است.

اما شاید مهم‌ترین یافته درباره ایران زمانی آشکار می‌شود که پژوهشگران سراغ دامداری می‌روند. یکی از پرسش‌های اصلی مطالعه این بود که آیا چرای دام می‌تواند توضیحی برای کاهش پوشش گیاهی در مناطق حفاظت‌شده باشد؟ برای پاسخ، پژوهشگران به‌جای شمارش مستقیم دام‌ها، آغل‌های دام را از تصاویر ماهواره‌ای با وضوح بالا شناسایی کردند.

در مجموع، ۱۰ هزار و ۱۱۶ آغل در مراتع تابستانه قفقاز جنوبی شناسایی شدند. سهم محدوده قفقاز ایران ۳۱۸۱ آغل بود؛ پس از ترکیه (در محدوده قفقاز) که ۳۴۰۲ آغل داشت، بیشترین تعداد را در میان پنج کشور داشت. اما تفاوت اصلی در تراکم آغل‌ها داخل مناطق حفاظت‌شده دیده شد.

تراکم آغل دام در مناطق حفاظت‌شده ایران به ۰٫۳۰ آغل در هر کیلومتر مربع رسید. این رقم در هیچ‌یک از چهار کشور دیگر به این میزان نبود.

در مناطق حفاظت‌شده ارمنستان و ترکیه، تراکم آغل‌ها ۰٫۰۴ آغل در هر کیلومتر مربع بود. این رقم در گرجستان ۰٫۰۵ و در آذربایجان ۰٫۰۶ بود. آغل‌ها در ایران به‌ویژه در دامنه‌های شمالی «البرز» و دامنه‌های «سبلان» تراکم بالایی داشتند.

البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که «آغل» معادل «دام» نیست. آن‌ها تعداد یا نوع دام را در اختیار نداشتند و نمی‌توانستند از روی تصاویر ماهواره‌ای تشخیص دهند که همه آغل‌های شناسایی‌شده فعال بوده‌اند یا نه. به همین دلیل، تراکم آغل‌ها فقط به‌عنوان شاخصی از حضور دام و فشار چرا استفاده شد. بااین‌حال، ارتباط میان وضعیت پوشش گیاهی و فشار دام در کل مناطق حفاظت‌شده معنادار بود.

پژوهشگران میان میانگین کاهش پوشش گیاهی سبز در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ و تراکم آغل‌های دام، رابطه‌ای منفی و معنادار پیدا کردند. این رابطه در آذربایجان بسیار قوی بود. در ترکیه نیز رابطه نسبتاً قوی مشاهده شد، اما به سطح معناداری آماری نرسید. در ایران نیز رابطه منفی بود، اما از نظر آماری معنادار نبود.

بنابراین، نمی‌توان از این مطالعه نتیجه گرفت که هرجا آغل بیشتری وجود دارد، حتماً تخریب بیشتری رخ داده است. رابطه دام و تخریب مرتع به عوامل دیگری مانند تعداد و نوع دام، مدت چرا، وضعیت اقلیمی و نحوه مدیریت مرتع بستگی دارد. بااین‌حال، مجموعه یافته‌ها به یک مسئله مهم اشاره می‌کند: مرز مناطق حفاظت‌شده لزوماً فشار دام را از مرتع حذف نکرده است.

 

منطقه حفاظت‌شده برای دامدار هم جذاب است

چرای دام در مناطق حفاظت‌شده قفقاز جنوبی اتفاق تازه‌ای نیست. در بسیاری از این مناطق، دامداری پیش از ایجاد منطقه حفاظت‌شده وجود داشته است. بنابراین، حتی برخی مناطق با بالاترین سطح حفاظت نیز اجازه ادامه چرای دام را می‌دهند.

این مسئله الزاماً به معنی اشتباه بودن چرای دام نیست. مراتع بسیاری از نقاط قفقاز قرن‌هاست مورد استفاده دامداران بوده‌اند و حذف کامل دامداری می‌تواند پیامدهای اجتماعی داشته باشد. مسئله اصلی، از نگاه پژوهشگران، شدت و الگوی چراست.

اگر تعداد دام با ظرفیت مرتع متناسب نباشد یا دام‌ها برای مدت طولانی در یک منطقه متمرکز شوند، فشار بر پوشش گیاهی و خاک افزایش پیدا می‌کند. حتی ممکن است خود منطقه حفاظت‌شده برای دامداران جذاب‌تر باشد.

پژوهشگران توضیح می‌دهند که جاده‌های جنگلبانی یا جاده‌های مورد استفاده نیروهای حفاظتی می‌توانند دسترسی به مراتع مرتفع را آسان‌تر کنند. از سوی دیگر، حضور محیط‌بانان می‌تواند خطر سرقت دام را کاهش دهد.

در چنین شرایطی، منطقه‌ای که برای حفاظت از حیات‌وحش و زیستگاه‌ها ایجاد شده، ممکن است به‌دلیل امنیت و دسترسی بهتر، محل مناسبی برای حضور دام نیز باشد.

این وضعیت در داده‌های مطالعه هم دیده می‌شود. تراکم آغل‌های دام در مراتع تابستانه داخل مناطق حفاظت‌شده در ارمنستان و ترکیه تقریباً مشابه مناطق خارج از حفاظت بود، اما در آذربایجان سه برابر، در گرجستان ۱٫۶ برابر و در ایران شش برابر مناطق حفاظت‌نشده گزارش شد.

به این ترتیب، مراتع داخل مناطق حفاظت‌شده در بخش‌هایی از قفقاز جنوبی عملاً به یک منبع مشترک تبدیل شده‌اند؛ منبعی که در صورت ضعف نهادهای مدیریتی می‌تواند با بهره‌برداری بیش از ظرفیت روبه‌رو شود.

 

مناطق چندکاربردی؛ فشار بیشتر

تفاوت میان نوع مدیریت مناطق حفاظت‌شده نیز در این مطالعه قابل‌توجه بود. پژوهشگران مناطق با حفاظت سخت‌گیرانه‌تر، یعنی طبقات I و II «اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت» (IUCN)، را با مناطق چندکاربردی، یعنی طبقات IV و V، مقایسه کردند. در مناطق گروه نخست، فعالیت‌های انسانی و بهره‌برداری بسیار محدود است، مانند پارک‌های ملی. در مناطق گروه دوم، دامداری، کشاورزی یا فعالیت‌های سنتی می‌توانند با محدودیت‌هایی ادامه داشته باشند، مانند پناهگاه حیات‌وحش یا منطقه حفاظت‌شده.

تراکم آغل‌های دام در مناطق چندکاربردی تقریباً سه برابر مناطق با حفاظت سخت‌گیرانه بود؛ ۰٫۱۲ آغل در برابر ۰٫۰۴ آغل در هر کیلومتر مربع. هم‌زمان، مناطق چندکاربردی اثربخشی کمتری در جلوگیری از کاهش پوشش گیاهی سبز داشتند.

در مناطق چندکاربردی، فعالیت‌های بیشتری مجازند؛ از دامداری و کشاورزی گرفته تا برخی فعالیت‌های بهره‌بردارانه دیگر. بنابراین، کیفیت مدیریت و اجرای مقررات در این مناطق اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

پژوهشگران می‌گویند در بیشتر مناطق چندکاربردی مورد بررسی، برای چرای دام سهمیه، فصل چرا و دیگر مقررات تعیین شده است، اما این مقررات در بسیاری از موارد به‌طور کامل اجرا نمی‌شوند.

از نظر آن‌ها، راه‌حل الزاماً ممنوعیت همه فعالیت‌ها نیست. باید سطحی از بهره‌برداری تعیین شود که هم از نظر اجتماعی برای جوامع محلی پذیرفتنی باشد و هم از نظر اکولوژیک پایدار باشد.

این موضوع در مورد چرای دام اهمیت ویژه‌ای دارد. «چرای بیش از حد» مفهومی نیست که بتوان بدون توجه به شرایط هر منطقه برای همه مراتع یک نسخه واحد درباره آن پیچید. ظرفیت یک مرتع به شرایط اقلیمی، خاک، پوشش گیاهی، تعداد دام و شیوه استفاده بستگی دارد.

به همین دلیل، پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند دانش سنتی جوامع محلی با پایش علمی و داده‌های مربوط به تغییرات پوشش گیاهی ترکیب شود تا برای هر منطقه الگوی مناسب مدیریت چرا تعیین شود.

 

فقط جنگل را اندازه نگیریم

یکی از پیام‌های اصلی این مطالعه فراتر از مسئله دام و حتی قفقاز جنوبی است. در بسیاری از ارزیابی‌های مربوط به اثربخشی مناطق حفاظت‌شده، وضعیت جنگل یکی از مهم‌ترین شاخص‌هاست. اگر پوشش جنگلی حفظ شده باشد و جنگل‌زدایی محدودی رخ داده باشد، ممکن است یک منطقه حفاظت‌شده موفق ارزیابی شود. اما این شاخص برای اکوسیستم‌های غیرجنگلی کافی نیست.

حدود ۴۰ درصد از مناطق حفاظت‌شده جهان در اکوسیستم‌های غیرجنگلی قرار دارند؛ از مراتع و استپ‌ها تا بیابان‌ها و مناطق آلپی. در این اکوسیستم‌ها، تخریب می‌تواند بدون تغییر کامل کاربری زمین رخ دهد.

یک مرتع ممکن است همچنان در نقشه «مرتع» باقی بماند، اما به‌تدریج پوشش گیاهی خود را از دست بدهد. خاک می‌تواند فرسوده شود. زیست‌توده می‌تواند کاهش پیدا کند. ظرفیت اکولوژیک منطقه می‌تواند پایین بیاید. بااین‌حال، هیچ‌کدام الزاماً به‌عنوان «تغییر کاربری زمین» ثبت نمی‌شوند.

مطالعات قبلی نشان داده‌اند حدود ۲۰ درصد از مراتع قفقاز در فاصله سال‌های ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۹ با کاهش پوشش گیاهی سبز دچار تخریب شده‌اند، درحالی‌که تبدیل کامل مراتع به کاربری‌های دیگر محدود بوده است.

نمونه دیگر گرجستان است. در این کشور، طی همین دوره، مساحت تخریب جنگل بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر مربع بوده، درحالی‌که مساحت جنگل‌زدایی حدود ۱۶۰ کیلومتر مربع گزارش شده است. این تفاوت نشان می‌دهد تخریب همیشه با حذف کامل پوشش یا تغییر کاربری همراه نیست.

در نتیجه، اگر ارزیابی عملکرد مناطق حفاظت‌شده فقط براساس جنگل‌زدایی، حضور گونه‌های شاخص یا تعداد تخلفات انجام شود، ممکن است بخشی از وضعیت واقعی زیستگاه دیده نشود.

پژوهشگران بر همین اساس پیشنهاد می‌کنند شاخص‌های تخریب زیستگاه، از جمله شاخص‌های مربوط به مراتع، وارد ارزیابی اثربخشی مناطق حفاظت‌شده شوند.

 

حفاظت؛ فراتر از یک مرز روی نقشه

این مطالعه البته محدودیت‌هایی دارد. پژوهشگران آتش‌سوزی و درو را که می‌توانند بر پوشش گیاهی اثر بگذارند، در تحلیل خود وارد نکرده‌اند. داده‌های مربوط به آغل‌ها نیز تعداد و نوع دام را نشان نمی‌دهند. برخی آغل‌ها ممکن است در زمان تصویربرداری فعال نبوده یا حتی متروکه بوده باشند.

همچنین، آن‌ها نتوانستند تعداد آغل‌ها را در طول زمان بررسی کنند و برای شناسایی مراتع تابستانه نیز از آستانه ارتفاع ۱۵۰۰ متر استفاده کردند؛ بنابراین، ممکن است برخی مراتع تابستانه از تحلیل جا مانده باشند.

با وجود این محدودیت‌ها، پژوهشگران معتقدند استفاده از تصاویر ماهواره‌ای می‌تواند امکان تازه‌ای برای سنجش وضعیت اکوسیستم‌هایی فراهم کند که ارزیابی آن‌ها با شاخص‌های سنتی میدانی دشوار است. اهمیت مطالعه شاید دقیقاً در همین نقطه باشد.

گسترش مناطق حفاظت‌شده در جهان همچنان یکی از اهداف اصلی حفاظت از تنوع زیستی است. اما افزایش مساحت به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که زیستگاه‌های داخل این مناطق وضعیت بهتری پیدا کنند.

در قفقاز جنوبی، عملکرد مناطق حفاظت‌شده از کشوری به کشور دیگر متفاوت بود. گرجستان و ترکیه در این ارزیابی توانسته بودند وضعیت مراتع خود را بهتر از مناطق مشابه خارج از حفاظت حفظ کنند. در ارمنستان، آذربایجان و ایران چنین نتیجه‌ای به دست نیامد.

در ایران همچنین تراکم آغل دام در مناطق حفاظت‌شده بیشتر از سایر کشورهای بررسی‌شده بود و پوشش گیاهی مراتع حفاظت‌شده در مجموع وضعیت بهتری نسبت به مناطق آزاد نداشت.

این یافته‌ها به معنای بی‌فایده بودن مناطق حفاظت‌شده نیست، بلکه نشان می‌دهد عنوان حفاظتی و سطح تحت پوشش مناطق حفاظت‌شده به‌تنهایی نمی‌توانند معیار موفقیت باشند.

آنچه در نهایت اهمیت دارد، کیفیت زیستگاه است؛ اینکه پوشش گیاهی در طول زمان چه تغییری کرده، فشار چرای دام چقدر است، مقررات تا چه اندازه اجرا می‌شوند و آیا مدیریت منطقه توانسته میان نیازهای اکولوژیک و استفاده انسانی تعادل برقرار کند یا نه.

شاید برای پاسخ به این پرسش که «یک منطقه حفاظت‌شده چقدر موفق بوده است»، لازم باشد گاهی به‌جای نگاه کردن به مرز روی نقشه، به خود زمین نگاه کنیم؛ به مرتعی که زیر پای دام‌هاست، به پوشش گیاهی که از سالی به سال دیگر کم یا زیاد می‌شود و به تغییراتی که ممکن است سال‌ها پیش از آنکه نام «تخریب» بر آن‌ها گذاشته شود، آغاز شده باشند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *