کنشگران میراث فرهنگی از ضرورت برنامه‌ای ملی و مستمر برای پاسداری از آیین «مهرگان» می‌گویند

مهرگان بر شانه مردم





مهرگان بر شانه مردم

11 مهر 1405، 22:04

دو سال پس از ثبت جهانی «مهرگان» در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، این جشن کهن هنوز در ایران به جایگاهی متناسب با اهمیت تاریخی و فرهنگی خود نرسیده است؛ آیینی که با وجود برخورداری از پشتوانه‌ای چند هزارساله و پیوند با طبیعت، کشاورزی و اسطوره‌های ایرانی، همچنان در حاشیه زندگی عمومی قرار دارد و برگزاری آن عمدتاً به گروه‌ها و مناطقی محدود است که سنت مهرگان را حفظ کرده‌اند.

جشنی که در زندگی مردم رنگ باخت

 

«علیرضا افشاری»، کنشگر میراث فرهنگی، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «پس از ثبت جهانی، مسئله فقط قرارگرفتن نام مهرگان در فهرست یونسکو نیست؛ پرسش مهم‌تر این است که این ثبت تا چه اندازه توانسته به حضور این آیین در زندگی عمومی و فرهنگی ایران کمک کند.» مهرگان از جشن‌های کهن ایرانی است که با پاییز، برداشت محصول، طبیعت و مفاهیم مرتبط با «مهر» پیوند دارد. در روایت‌های تاریخی و اسطوره‌ای نیز این جشن با داستان‌هایی مانند پیروزی فریدون بر ضحاک پیوند خورده است. در برخی منابع، مهرگان همچنین با آیین‌های درباری و سنت‌های ایران باستان ارتباط داشته است.

او می‌افزاید: «در سال‌های اخیر، بخش مهمی از برگزاری مهرگان همچنان بر دوش انجمن‌ها، گروه‌های مدنی و جوامع محلی بوده است. حتی اقدامات وزارت میراث فرهنگی نیز بیشتر به برنامه‌هایی محدود شده که در برخی استان‌ها برگزار شده‌اند؛ برای نمونه، در مهر ۱۴۰۴، معاون میراث فرهنگی از برنامه‌ریزی برای برگزاری مردمی مهرگان خبر داد و اداره‌کل میراث فرهنگی کرمانشاه نیز این جشن را در محوطه جهانی بیستون برگزار کرد.»

با وجود این اقدامات، این پرسش همچنان مطرح است که چرا آیینی که به‌تازگی در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفته، حضور پررنگ‌تری در برنامه‌های ملی فرهنگی و رسانه‌ای ندارد.

افشاری می‌گوید: «مسئله این است که وقتی آیینی در یونسکو ثبت می‌شود، ثبت جهانی نباید پایان کار باشد. ثبت جهانی در واقع باید آغاز مجموعه‌ای از اقدامات برای معرفی، پاسداری و انتقال آن میراث به نسل‌های بعد باشد. وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد، انتظار می‌رود دستگاه تخصصی متولی میراث فرهنگی نیز برنامه مشخصی برای معرفی و تقویت این آیین داشته باشد.»

او می‌افزاید: «البته در سال‌های اخیر، انجمن‌ها، گروه‌های مدنی و افرادی که دغدغه میراث فرهنگی و فرهنگ ایران را دارند، توجه بیشتری به جشن‌های ملی و آیین‌های ایرانی نشان داده‌اند و در برگزاری مهرگان هم نقش داشته‌اند. اما این موضوع چیزی از وظیفه وزارت میراث فرهنگی کم نمی‌کند. این وزارتخانه متولی تخصصی میراث فرهنگی ناملموس است و طبیعی است که پس از ثبت جهانی یک آیین، انتظار از آن برای معرفی و پاسداری از آن بیشتر شود.»

افشاری تأکید می‌کند: «مسئله فقط این نیست که جشنی در یک شهر یا یک مجموعه تاریخی برگزار شود. سؤال این است که آیا برای مهرگان برنامه‌ای ملی، مستمر و قابل مشاهده در سطح جامعه وجود دارد؟ آیا این جشن در رسانه‌های رسمی معرفی می‌شود؟ آیا درباره فلسفه و پیشینه آن برنامه‌ای برای تلویزیون یا رسانه‌های عمومی تولید می‌شود؟ آیا کودکان و نسل جوان با این آیین آشنا می‌شوند؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها محدود باشد، طبیعی است که ثبت جهانی مهرگان نتواند تأثیر گسترده‌ای بر حضور آن در جامعه داشته باشد.»

او می‌گوید: «اهمیت مهرگان را نباید در برابر اهمیت جشن‌های دیگر قرار داد. همه جشن‌های ایرانی اهمیت دارند و در کنار یکدیگر مجموعه‌ای فرهنگی را شکل می‌دهند. اینکه درباره مهرگان صحبت می‌کنیم، به این معنا نیست که جشن‌هایی مانند تیرگان یا دیگر آیین‌های ایرانی اهمیت ندارند. اتفاقاً اگر بخواهیم فرهنگ ایرانی را زنده نگه داریم، باید مجموعه این آیین‌ها را ببینیم و اجازه ندهیم توجه به یک جشن باعث فراموش‌شدن جشن‌های دیگر شود.»

این کنشگر میراث فرهنگی درباره اهمیت مهرگان می‌افزاید: «مهرگان از جشن‌های بزرگ ایرانیان در گذشته بوده و تا دوره‌های تاریخی متأخر نیز نشانه‌هایی از توجه به آن وجود داشته است. اهمیت این جشن را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد؛ از جمله ارتباط آن با طبیعت و چرخه‌های کشاورزی، پیوندهای نجومی و همچنین روایت‌های اسطوره‌ای و تاریخی که در طول زمان بر آن نشسته‌اند.»

او می‌گوید: «مهرگان با آغاز پاییز و فصل برداشت محصول ارتباط دارد و برای جامعه‌ای که بخش مهمی از زندگی‌اش بر کشاورزی استوار بوده، چنین آیینی اهمیت زیادی داشته است. جشن در واقع فرصتی برای شکرگزاری و توجه به طبیعت و محصول بوده است. همین ارتباط با چرخه طبیعت یکی از دلایلی است که مهرگان را در مجموعه جشن‌های مهم ایرانی قرار می‌دهد.»

افشاری ادامه می‌دهد: «در کنار این وجه کشاورزی، می‌توان از ارتباط مهرگان با نگاه ایرانیان به طبیعت و پدیده‌های آسمانی نیز صحبت کرد. نوروز، یلدا، تیرگان و مهرگان هرکدام در تقویم و فرهنگ ایرانی با مقاطع مهمی از چرخه سال پیوند پیدا کرده‌اند. بنابراین، این جشن‌ها را نمی‌توان جدا از نگاهی کلی‌تر به طبیعت، زمان و زندگی انسان در جهان بررسی کرد.»

او درباره لایه‌های اسطوره‌ای مهرگان نیز می‌گوید: «در روایت‌های اسطوره‌ای، مهرگان با داستان فریدون و شکست ضحاک پیوند پیدا کرده است؛ روایتی که در آن غلبه بر ظلم و بازگشت داد و عدالت اهمیت پیدا می‌کند. این روایت‌ها در طول تاریخ به جشن مهرگان معناهای تازه‌ای داده‌اند و باعث شده‌اند این جشن فقط آیینی مرتبط با فصل و برداشت محصول نباشد.»

افشاری می‌افزاید: «همین چندلایه‌بودن مهرگان است که اهمیت آن را بیشتر می‌کند. یک‌طرف آن طبیعت و کشاورزی قرار دارد، طرف دیگر بحث‌های مربوط به زمان و آسمان و در کنار آن، اسطوره‌ها و روایت‌های تاریخی قرار گرفته‌اند. در نتیجه، مهرگان را می‌توان بخشی از یک نظام فرهنگی گسترده دانست که در آن انسان، طبیعت، جامعه و جهان جدا از هم دیده نمی‌شوند.»

او تأکید می‌کند: «بنابراین، اگر درباره مهرگان صحبت می‌کنیم، بحث فقط برگزاری جشنی در یک روز مشخص نیست. مسئله، حفظ و انتقال بخشی از حافظه فرهنگی جامعه است. ثبت جهانی زمانی معنا پیدا می‌کند که این میراث در جامعه زنده بماند و نسل‌های بعد هم آن را بشناسند و بتوانند درباره آن صحبت کنند.»

این کنشگر میراث فرهنگی در پایان می‌گوید: «وقتی آیینی در یونسکو ثبت می‌شود، اما در فضای عمومی کشور همچنان حضور محدودی دارد، این سؤال ایجاد می‌شود که پس از ثبت جهانی چه اتفاقی برای آن افتاده است. اگر قرار است مهرگان میراثی زنده باشد، باید از حالت عنوانی ثبت‌شده خارج شود و در جامعه دیده و شناخته شود. این وظیفه فقط بر عهده دولت نیست و جامعه مدنی و گروه‌های فرهنگی هم نقش دارند، اما وزارت میراث فرهنگی به‌عنوان نهاد تخصصی این حوزه نمی‌تواند از مسئولیت خود در زمینه معرفی، حفاظت و پاسداری از این میراث کنار بماند.»

 

مهرگان از کجا آمد؟

 

«علیرضا حسن‌زاده»، مردم‌شناس و مسئول پرونده جهانی مهرگان، گفته است که «قدیمی‌ترین صورت از برگزاری این آیین» بر اساس منابع یونانی به عصر هخامنشی بازمی‌گردد و منابع تاریخی، برگزاری پرشکوه آن را در دوره ساسانی گزارش کرده‌اند. به گفته او، «اگر مهرگان را در شمار آیین‌های غیررسمی مانند یلدا و چهارشنبه‌سوری بدانیم، برگزاری این آیین می‌تواند حتی کهن‌تر باشد.»

نام مهرگان با «مهر» پیوند دارد؛ مفهومی که در فرهنگ ایرانی، علاوه بر نام ایزد مهر، با دوستی، پیمان و وفاداری نیز ارتباط یافته است.

بااین‌حال، مهرگان را نمی‌توان تنها با یک روایت یا یک دوره تاریخی تعریف کرد. شکل و زمان برگزاری آن در دوره‌های مختلف تغییر کرده و در مناطق گوناگون نیز صورت‌های متفاوتی یافته است. همین تنوع، بخشی از ویژگی میراث ناملموس مهرگان است.

حسن‌زاده در تحلیل این وضعیت به تغییرات تاریخی و اجتماعی اشاره کرده و معتقد است که در طول زمان، نمادهای بهاری بیش از نمادهای پاییزی در حوزه عمومی بازنمایی شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که «بازنمایی آیین‌های پاییزی با آیین‌های بهاری در حوزه عمومی اصلا قابل مقایسه نیست.»

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *