نگاهی به نقش خیریهها، خیرین و سمنها در عبور از بحران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
14 شهریور 1405، 21:40
وقتی جنگ آغاز میشود، نخستین تصاویر معمولاً مربوط به میدان نبرد، تخریب ساختمانها و جابهجایی مردم است. اما جنگ خیلی زود از این تصاویر فراتر میرود و خود را در زندگی روزمره مردم نشان میدهد؛ در اقتصاد خانوادهها، در وضعیت بیماران، در زندگی کودکان و سالمندان، در معیشت گروههای کمبرخوردار و در بسیاری از نیازهایی که شاید در روزهای عادی کمتر دیده شوند.
در چنین شرایطی، همه نگاهها به دولت و دستگاههای رسمی معطوف میشود و البته این طبیعی است. دولت مسئولیت اصلی مدیریت بحران را بر عهده دارد، اما هیچ دولتی، حتی با گستردهترین امکانات، نمیتواند در شرایط جنگی پاسخگوی همه نیازهای جامعه باشد. درست در همین نقطه است که نقش سازمانهای مردمنهاد، خیریهها و خیرین اهمیت پیدا میکند.
بااینحال، درباره نقش این نهادها در جنگ نباید فقط از یک زاویه نگاه کرد. سمنها و خیریهها از یک طرف خود تحت تأثیر جنگ قرار میگیرند و ممکن است توانشان برای ادامه فعالیت کاهش پیدا کند و از طرف دیگر، در همان زمان، جامعه بیش از گذشته به آنها نیاز پیدا میکند. این دوگانه شاید مهمترین نکتهای باشد که در سیاستگذاری برای فعالیت سمنها و خیریهها در شرایط بحران باید مورد توجه قرار گیرد.
جنگ، سمنها و خیریهها را هم تحت فشار قرار میدهد
گاهی در زمان بحران از خیریهها و سمنها انتظار میرود که فعالیت خود را بیشتر کنند، اما کمتر به این موضوع توجه میشود که خود این سازمانها نیز بخشی از جامعهاند و از پیامدهای جنگ در امان نیستند.نخستین مشکل، منابع مالی است. بسیاری از خیرین در شرایط جنگی با افزایش هزینههای زندگی و نگرانی نسبت به آینده روبهرو میشوند. در چنین شرایطی، ممکن است میزان کمکهای آنان کاهش پیدا کند یا اولویتهایشان تغییر کند. منابعی که در گذشته برای ساخت مدرسه، خرید تجهیزات یا اجرای یک برنامه اجتماعی اختصاص مییافت، ممکن است ناگهان به تأمین یک نیاز فوری اختصاص داده شود. همزمان، نیازها بیشتر میشود. خانوادههایی که پیش از جنگ نیز با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند، معمولاً در دوران بحران آسیبپذیرتر میشوند. بیماران، سالمندان، افراد دارای معلولیت، کودکان و خانوادههای کمبرخوردار بیش از دیگران به حمایت نیاز پیدا میکنند. بنابراین، یک خیریه ممکن است در شرایطی قرار گیرد که از یک سو منابع کمتری در اختیار داشته باشد و از سوی دیگر، با تعداد بیشتری از افراد نیازمند مواجه شود. افزایش هزینهها نیز مسئله دیگری است. جنگ میتواند قیمت کالاها و خدمات را افزایش دهد و دسترسی به برخی تجهیزات و اقلام را دشوار کند. این موضوع در حوزه سلامت اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تأمین دارو، تجهیزات پزشکی و سایر نیازهای بیماران مستقیماً از شرایط اقتصادی و محدودیتهای ناشی از بحران تأثیر میپذیرد. نباید از مشکلات شخصی مدیران و فعالان این سازمانها نیز غافل شد. مدیر یک مؤسسه خیریه، پیش از آنکه مدیر باشد، خود و خانوادهاش در معرض همان شرایطی قرار دارند که سایر مردم تجربه میکنند. ممکن است خانه، محل کار، درآمد یا حتی اعضای خانواده او تحت تأثیر جنگ قرار گرفته باشند. بنابراین، نمیتوان از این افراد انتظار داشت که بدون هیچ پشتیبانی، همان ظرفیت روزهای عادی را حفظ کنند.
تحریمها و محدودشدن ارتباطات نیز میتواند مشکلات را بیشتر کند. کاهش ارتباط با نهادهای بینالمللی و دشواری انتقال منابع و تجهیزات، بهخصوص برای برخی سازمانهای تخصصی، محدودیتهای تازهای ایجاد میکند.
بنابراین، اگر قرار است در شرایط جنگی روی ظرفیت سمنها و خیریهها حساب کنیم، ابتدا باید بپذیریم که آنها خود نیز نیازمند حمایت و توجه هستند.
چرا در زمان جنگ به سمنها و خیریهها بیشتر نیاز داریم؟
از سوی دیگر، هرچه بحران عمیقتر میشود، اهمیت این نهادها نیز افزایش مییابد. دلیل آن ساده است: نیاز مردم بیشتر میشود، درحالیکه ظرفیت دولت نیز همزمان تحت فشار قرار میگیرد. در شرایط جنگی، دولت ناچار است بخش قابلتوجهی از توان خود را صرف مسائل امنیتی، مدیریت بحران، تأمین نیازهای اساسی و حفظ زیرساختهای حیاتی کشور کند. این به معنای کاهش مسئولیت دولت در برابر مردم نیست؛ بلکه به این معناست که دولت برای پاسخگویی به همه مسائل اجتماعی، به کمک جامعه نیاز دارد. سمنها و خیریهها در این زمینه یک مزیت مهم دارند: آنها در متن جامعه حضور دارند. بسیاری از این سازمانها سالها با بیماران، خانوادههای کمبرخوردار، کودکان، سالمندان یا گروههای خاص کار کردهاند. افراد و خانوادههای نیازمند را میشناسند و شبکهای از خیرین و داوطلبان در اختیار دارند. همین ارتباط نزدیک با مردم میتواند در زمان بحران بسیار باارزش باشد.
از طرف دیگر، ساختار این سازمانها در بسیاری از موارد انعطاف بیشتری نسبت به ساختارهای رسمی دارد. یک خیریه گاهی میتواند در چند ساعت برای یک نیاز مشخص منابع جمع کند یا گروهی از داوطلبان را برای انجام کاری سازماندهی کند. این ظرفیت در شرایطی که سرعت عمل اهمیت زیادی پیدا میکند، مزیت کوچکی نیست.
البته نباید این ویژگی را به معنای بینیازی از هماهنگی با دولت دانست. فعالیتهای پراکنده و بدون هماهنگی ممکن است حتی در شرایط عادی باعث اتلاف منابع شود و در زمان بحران مشکلات بیشتری ایجاد کند. آنچه اهمیت دارد، قرارگرفتن این ظرفیت اجتماعی در کنار ظرفیت رسمی کشور و ایجاد یک تقسیم کار روشن است.
نکته مهم دیگر، سرمایه اجتماعی است. در بسیاری از موارد، مردم به کسی کمک میکنند که او را میشناسند و به او اعتماد دارند. خیریهها و سمنها در طول سالها فعالیت میتوانند چنین اعتمادی ایجاد کنند. در زمان بحران، همین اعتماد میتواند بهسرعت به کمک، داوطلبی و مشارکت تبدیل شود.
جنگ همچنین میتواند احساس همدلی و همبستگی را در جامعه افزایش دهد. بسیاری از افرادی که در شرایط عادی فرصت یا انگیزه مشارکت اجتماعی ندارند، در زمان بحران حاضرند بخشی از وقت، توان یا دارایی خود را در اختیار دیگران قرار دهند. سمنها و خیریهها میتوانند این احساس همدلی را از یک واکنش پراکنده و کوتاهمدت به مشارکتی سازمانیافته و مؤثر تبدیل کنند.
به همین دلیل، بحران فقط دوران کمبودها نیست؛ گاهی فرصتی است برای اینکه ظرفیتهایی را که در روزهای عادی کمتر دیده میشوند، بهتر بشناسیم و به کار بگیریم.
دولت چه باید بکند؟
اگر قرار است از ظرفیت سمنها و خیریهها در زمان جنگ استفاده شود، رابطه دولت با این نهادها نیز باید متناسب با شرایط تغییر کند.
اولین اقدام، فراهمکردن آزادی عمل بیشتر برای آنها در چارچوب قانون است. در شرایط عادی ممکن است برخی فرایندهای اداری قابلتحمل باشند، اما در شرایط بحرانی، تأخیر در یک تصمیم یا مجوز میتواند فرصتی مهم را از بین ببرد. بنابراین، میتوان برای شرایط اضطراری سازوکارهای سریعتر و مشخصتری طراحی کرد؛ سازوکارهایی که در عین حفظ نظارت و شفافیت، مانع فعالیت مؤثر سازمانهای مردمنهاد نشوند. موضوع دوم، استفاده از ظرفیت آنها برای انجام بخشی از کارهایی است که جامعه میتواند با کیفیت مناسب انجام دهد. منظور، کنارگذاشتن مسئولیتهای دولت نیست؛ بلکه باید دید کدام بخش از خدمات حمایتی، شناسایی نیازها، کمک به خانوادهها، حمایت از بیماران و برخی فعالیتهای اجتماعی را میتوان با استفاده از ظرفیت خیریهها و سمنها بهتر و سریعتر انجام داد.
این نگاه در واقع یک تغییر رویکرد است: دولت قرار نیست همه کارها را خود انجام دهد؛ بلکه میتواند بخشی از امور را با کمک مردم پیش ببرد.
در حوزه سلامت، این موضوع اهمیت بیشتری دارد. «وزارت بهداشت» میتواند با شناسایی ظرفیت خیرین، خیریههای بیمارستانی و سمنهای سلامت، نقش هریک را در شرایط بحران مشخص کند. اگر این تقسیم کار از قبل طراحی شده باشد، در زمان جنگ لازم نیست همهچیز از صفر آغاز شود.
مسئله مهم دیگر، آمادهسازی خود سازمانهای مردمنهاد است. بسیاری از سمنها و خیریهها برای شرایط عادی برنامه دارند، اما ممکن است برای مواجهه با یک جنگ یا بحران گسترده، برنامه مشخصی نداشته باشند. آموزش مدیران، تدوین برنامه تداوم فعالیت، پیشبینی منابع جایگزین و ایجاد شبکه ارتباطی میان سازمانها میتواند بخشی از این آمادگی باشد.
در واقع، دولت در زمان بحران بیش از هر چیز باید تسهیلگر و هماهنگکننده باشد؛ یعنی ظرفیتهای موجود را بشناسد، آنها را به یکدیگر متصل کند و اجازه دهد هر بخش در جایی که بیشترین توانایی را دارد، نقش خود را ایفا کند.
از تجربه جنگها چه یاد گرفتهایم؟
هر جنگی، علاوه بر خسارتها، تجربههایی نیز بر جای میگذارد. اگر این تجربهها ثبت و تحلیل نشوند، در بحران بعدی دوباره همان اشتباهها تکرار میشود.
درباره وضعیت سمنها و خیریهها در جریان «جنگ رمضان» نیز مطالعات و نظرسنجیهایی انجام شده است. در جریان این جنگ و پس از آن، دو ساختار مرتبط با حوزه سمنها و خیریهها، یعنی «انجمن خیر ایران» و «انجمن افرا»، نظرسنجیها و پژوهشهایی درباره وضعیت این سازمانها انجام دادند و نتایج آنها را منتشر کردند.
این مطالعات از آن جهت اهمیت دارند که میتوانند تصویری واقعیتر از وضعیت سمنها و خیریهها در دوران جنگ ارائه دهند و نشان دهند که این سازمانها با چه مشکلاتی روبهرو بودهاند، چه تغییراتی در فعالیت آنها ایجاد شده و چه ظرفیتهایی در این دوران شکل گرفته است.
سیاستگذاری برای بحران نباید فقط براساس حدس و تجربههای شخصی باشد. تجربههای ثبتشده جنگهای گذشته میتواند به ما کمک کند تا برای بحرانهای آینده آمادهتر باشیم.
جامعهای که در روزهای آرام آماده شده، در روزهای سخت مقاومتر است.جنگ، سمنها و خیریهها را با یک تناقض جدی روبهرو میکند: درحالیکه خود آسیبپذیرتر میشوند، جامعه بیش از گذشته به آنها احتیاج پیدا میکند.
راهحل این تناقض، کنارگذاشتن این نهادها یا سپردن همه مسئولیتها به آنها نیست. راهحل، ایجاد رابطهای روشن و منطقی میان دولت و جامعه مدنی است؛ رابطهای بر پایه اعتماد، هماهنگی، شفافیت و تقسیم کار.
خیریهها، خیرین و سمنها منابعی فراتر از پول در اختیار دارند: اعتماد مردم، شبکههای اجتماعی، داوطلبان، تجربه و ارتباط مستقیم با گروههای مختلف جامعه. این سرمایه در زمان بحران میتواند بسیار تعیینکننده باشد.
ازاینرو، حمایت از سمنها و خیریهها نباید صرفاً یک اقدام حمایتی تلقی شود. تقویت جامعه مدنی در روزهای آرام، در واقع نوعی سرمایهگذاری برای روزهای سخت است.
اگر میخواهیم جامعهای داشته باشیم که در برابر بحرانها تابآور باشد، باید پیش از وقوع بحران، ظرفیت مشارکت مردم را جدی بگیریم. جامعهای که مردم در آن فرصت سازمانیافتن، اعتمادکردن و مشارکتکردن دارند، در روزهای دشوار نیز تنها نمیماند.
برچسب ها:
انجمن خیر ایران، بحران، تابآوری اجتماعی، جامعه مدنی، خیریهها، دولت و مردم، سمنها، شرایط جنگی، کمکهای مردمی، مسئولیت اجتماعی
نظر کاربران
حسن ابراهیمی رضایی
ضمن عرض سلام و احترام ،
یادداشت بسیار خوب شما را خواندم و با دیدگاهتان موافقم .
به نظرم یکی از نکاتی که در حوزه سازمانهای مردمنهاد باید مدنظر داشت ، عبور از نگاه خیریهای و دریافتکنندهای به نگاه سرمایه اجتماعی است .
خیرین و سمنها نباید فقط منابعی برای جبران کمبودهای دولت دیده شوند ، آنها بخشی از ظرفیت جامعه برای حل مسئله و یک سرمایه اجتماعیاند .
البته این سرمایه زمانی میتواند به یک ظرفیت واقعی تبدیل شود که شناخته ، سازماندهی و به پروژههای مشخص متصل شود
از طرفی، مشارکت اجتماعی در بحران نباید از زمان وقوع بحران آغاز شوند . باید از قبل اکوسیستم مشارکت شکل گرفته باشد و سازوکار روشنی برای تقسیم نقش ، هماهنگی ، پاسخگویی و تصمیمگیری مشترک میان دولت و جامعه مدنی وجود داشته باشد .
یکی از نکات قابل توجه در یادداشت شما که به نظرم خیلی مهم رسید ، این هست که بحران میتواند ظرفیت پاسخگویی سمنها و خیریهها را هم فرسوده کند .
بنابراین ، همانطور که کشورها برای بحرانهای مختلف ذخایر راهبردی دارند ، باید برای ظرفیت مشارکت اجتماعی هم نوعی ذخیره راهبردی در نظر گرفت ؛ ظرفیتی که در حوزه سلامت ، اهمیت آن دوچندان است.
به نظرم یکی از ضعفهای سالهای گذشته این بوده که به حوزه مشارکت اجتماعی در مقاطعی توجه شده و در مقاطعی هم مغفول مانده است. درحالیکه این ظرفیت باید بهصورت مستمر و پایدار تقویت شود، نه اینکه فقط در زمان بحران به یادش بیفتیم .
شاید روزی برسد که یکی از مهمترین شاخصهای آمادگی یک جامعه برای جنگ ، فقط تعداد بیمارستانها ، خودروهای امدادی یا منابع مالی آن نباشد ؛ بلکه این باشد که چه میزان سرمایه اجتماعیِ سازمانیافته و آماده برای پاسخگویی در اختیار دارد.
با تشکر و تقدیم احترام
افشین فرهانچی
درود بر شما. ممنون از اعلام نظرتان. من هم با شما موافق هستم که رابطه بین دولت و سمنها و خیریه ها دارای فراز و نشیب زیادی بوده است و معمولا در زمان کمبود منابع دولت به یاد سمن ها و خیریه ها می افتد.
معصومه صابری فر
مطالب ارائه شده توسط دکتر فراهانچی بسیار علمی و فنی بود و نگاه جدید هوشمندانه ای در خصوص امور خیر داشتند .
امیدوارم دست اندرکاران با الهام از این مطالب در راستای هدفمند کردن سرمایه های پایدار گام موثری بر دارند
افشین فرهانچی
ممنون از توجه خاص شما
شیرین صدقی
یادداشت بسیار خوبی بود ، با دیدگاهتان موافقم. این گزارش، از حیث انسجام تحلیلی، نگاه راهبردی و توجه همزمان به ابعاد اجتماعی، مدیریتی و حکمرانی بحران، اثری ارزشمند و قابل تأمل است. نویسنده با نگاهی عمیق و واقعبینانه، ظرفیت سمنها و خیریهها را نه صرفاً بهعنوان نهادهای حمایتی، بلکه بهمثابه بخشی از سرمایه اجتماعی و ظرفیت تابآوری ملی تبیین کرده است. برجستگی اصلی گزارش، عبور هوشمندانه از نگاه حمایتی صرف و تأکید بر «اعتماد، هماهنگی، تقسیم کار و آمادگی پیشینی» است. این اثر نشاندهنده توانمندی علمی، نگاه نظاممند و درک دقیق نویسنده از الزامات سیاستگذاری اجتماعی در شرایط بحران است و میتواند مبنایی مناسب برای تصمیمسازی و طراحی الگوهای مشارکت اجتماعی در مدیریت بحران باشد.
افشین فرهانچی
سرمایه اجتماعی در سالهای اخیر بنا بر آمار کاهش داشته است. وزارت بهداشت بدلایل متعدد مثلا نقش آن در بحران کرونا، و جنگ های سه گانه دو سال اخیر هم در بین جامعه اعتماد آفریده است و هم سرمایه اجتماعی برای خود کسب کرده است. سازمانهای مردم نهاد حوزه سلامت نیز سرمایه اجتماعی خوبی را هم نزد دولت و هم نزد مردم برای خود ایجاد نموده اند.
تدین
سمنها همچنان نیازمند حامیان مالی قوی هستند. فقط دغدغه داشتن سمنها کافی نیست.بعنوان کشوری دارای ذخایر ومعادن فراوان باید دولتها راحتتر و بهتر از این تشکلها حمایت کنند
تدین
سمنها همچنان نیازمند حامیان مالی قوی هستند. فقط دغدغه داشتن سمنها کافی نیست.بعنوان کشوری دارای ذخایر ومعادن فراوان باید دولتها راحتتر و بهتر از این تشکلها حمایت کنند
افشین فرهانچی
طبیعی است که در شرایط عادی این سمنها هستند که بخشی از بار را بر دوش میکشند و در شرایط بحرانی لازم است حمایت از سمن صورت گیرد.
بهروز عزت پور
بسیار عالی
به نظرم این یادداشت یک «تلنگر اجتماعی ارزشمند» است. و نقطه شروع خوبی برای گفتوگو درباره نقش جامعه مدنی در بحرانهاست
افشین فرهانچی
ممنون از توجه خاص شما
علی خلیلی پور دارستانی
*جامعه را در بحران تنها نگذاریم؛ تأملی بر یادداشت دکتر افشین فرهانچی*
یادداشت ارزشمند *جناب آقای دکتر افشین فرهانچی* با عنوان «در زمان جنگ جامعه را تنها نگذاریم» که به مناسبت روز جهانی خیریه در روزنامه پیام ما منتشر شده است، از جمله مطالبی است که اهمیت آن فراتر از موضوع خیریه و امور نیکوکارانه است.
این یادداشت در واقع به یکی از مسائل بنیادین جوامع امروز میپردازد: *نحوه مواجهه جامعه با بحران و چگونگی فعالسازی ظرفیتهای اجتماعی برای حفظ انسجام، همبستگی و تابآوری جامعه.*
از این منظر، لازم میدانم ضمن قدردانی صمیمانه از دکتر فرهانچی، چند نکته برجسته و علمی مطرحشده در یادداشت ایشان را مورد تأکید قرار دهم.
*۱. خیریه؛ فراتر از کمک مالی*
یکی از مهمترین نکات مقاله این است که خیریه را نباید صرفاً در قالب کمک مالی به افراد نیازمند تعریف کرد.
در ادبیات جدید سیاست اجتماعی، سازمانهای خیریه، سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلبانه و شبکههای غیررسمی شهروندان، بخشی از *ظرفیت اجتماعی جامعه* محسوب میشوند.
بنابراین در شرایط بحران، کارکرد این نهادها تنها تأمین بخشی از نیازهای مادی مردم نیست؛ بلکه آنها میتوانند در حفظ ارتباطات اجتماعی، شناسایی گروههای آسیبپذیر، ایجاد اعتماد، بسیج داوطلبان و تقویت احساس همبستگی اجتماعی نیز نقشآفرین باشند.
این نگاه به خیریه، به اعتقاد من، یکی از نقاط قوت اساسی یادداشت دکتر فرهانچی است.
*۲. جنگ فقط میدان نظامی نیست*
جنگ، حتی اگر در میدان نظامی رخ دهد، آثار آن به تمام لایههای جامعه سرایت میکند.
کاهش درآمد خانوارها، افزایش هزینههای زندگی، آسیبهای روانی، جابهجایی جمعیت، اختلال در خدمات عمومی، افزایش فقر و آسیبپذیری گروههای کمدرآمد و کاهش منابع سازمانهای اجتماعی، تنها بخشی از پیامدهای اجتماعی جنگ است.
بنابراین مدیریت جنگ و بحران را نمیتوان صرفاً با معیارهای نظامی و امنیتی سنجید.
*تابآوری اجتماعی، خود یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی است* .
جامعهای که بتواند در شرایط دشوار، شبکههای اعتماد و همکاری خود را حفظ کند، در برابر بحرانها آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
از این منظر، تأکید دکتر فرهانچی بر این که در روزهای جنگ نباید جامعه را تنها گذاشت، دارای پشتوانه جدی علمی و اجتماعی است.
*۳. سرمایه اجتماعی؛ مهمتر از سرمایه مالی*
شاید یکی از مهمترین مفاهیمی که میتوان از محتوای این یادداشت استخراج کرد، مفهوم سرمایه اجتماعی باشد.
اعتماد میان مردم، اعتماد مردم به نهادهای عمومی، شبکههای ارتباطی، مشارکت داوطلبانه و احساس مسوولیت نسبت به سرنوشت دیگران، سرمایهای است که در شرایط عادی ممکن است کمتر دیده شود؛ اما در زمان بحران ارزش واقعی خود را نشان میدهد.
خیریهها و سازمانهای مردم نهاد، در صورت برخورداری از اعتماد عمومی، میتوانند این سرمایه اجتماعی را به کنش جمعی تبدیل کنند.
اما این رابطه دوطرفه است:
*اعتماد، شرط موفقیت نهادهای خیریه است و شفافیت و پاسخگویی، شرط حفظ اعتماد عمومی.*
از همین رو، حمایت از خیریهها نباید صرفاً به تأمین منابع مالی محدود شود؛ بلکه باید همزمان با تقویت شفافیت، تخصص، پاسخگویی و اعتماد عمومی همراه باشد.
*۴. دولت و جامعه مدنی؛ رقیب یکدیگر نیستند*
یکی دیگر از نکات مهمی که باید بر آن تأکید کرد، ضرورت تفکیک مسوولیت دولت از نقش جامعه مدنی است.
وجود خیریهها به هیچ عنوان نباید بهانهای برای کاهش مسوولیت دولت در قبال شهروندان باشد.
دولت همچنان مسوول اصلی تأمین امنیت، خدمات عمومی، حمایت اجتماعی و مدیریت بحران است؛ اما هیچ دولتی نیز نمیتواند تمام ظرفیتهای اجتماعی یک کشور را به تنهایی فعال کند.
راهحل مطلوب، *همکاری دولت و جامعه مدنی* است؛ نه جایگزینی یکی به جای دیگری.
در این مدل، دولت باید نقش سیاستگذار، تنظیمگر، هماهنگکننده و تضمینکننده حقوق عمومی را ایفا کند و جامعه مدنی نیز بتواند با استقلال، تخصص و انعطافپذیری، ظرفیتهای اجتماعی خود را در کنار ساختار رسمی فعال کند.
این همان چیزی است که در ادبیات جدید حکمرانی از آن با عنوان *حکمرانی مشارکتی* یاد میشود.
*۵. بحران، زمان موازیکاری نیست*
در شرایط عادی ممکن است موازیکاری میان نهادهای مختلف هزینهزا باشد؛ اما در شرایط جنگ و بحران، میتواند به اتلاف منابع حیاتی منجر شود.
اگر چندین سازمان همزمان برای یک گروه یا منطقه خاص فعالیت کنند و منطقه یا گروه دیگری بدون حمایت باقی بماند، نتیجه الزاماً افزایش کارآمدی نیست.
بنابراین یکی از الزامات مدیریت اجتماعی بحران، ایجاد *سامانه شفاف شناسایی نیازها، توزیع مسوولیت و هماهنگی میان دولت، خیریهها، سمنها و گروههای داوطلب* است.
در اینجا نقش دولت میتواند بسیار مهم باشد؛ نه برای تصدیگری و کنترل فعالیتهای مردمی، بلکه برای *هماهنگسازی و ایجاد زیرساخت اطلاعاتی و حقوقی لازم.*
*۶. خیریهها نیز در بحران نیازمند حمایتاند*
یک نکته بسیار مهم دیگر این است که در زمان بحران، فقط مردم آسیبپذیر نیستند؛ خود سازمانهای مردمنهاد و خیریهها نیز ممکن است با کاهش منابع مالی و افزایش شدید تقاضا مواجه شوند.
بنابراین نمیتوان انتظار داشت که خیریهها در شرایط بحرانی بدون ایجاد زیرساختهای حمایتی، بار فزاینده مشکلات اجتماعی را بر دوش بکشند.
اگر تعداد نیازمندان افزایش پیدا کند، منابع خیرین کاهش یابد و هزینههای فعالیت سازمانهای اجتماعی افزایش پیدا کند، طبیعی است که ظرفیت این نهادها نیز کاهش خواهد یافت.
بنابراین **تقویت ظرفیت خیریهها بخشی از سیاست ملی مدیریت بحران است.*
*۷. از خیریه سنتی به مشارکت اجتماعی**
به باور من، یادداشت دکتر فرهانچی میتواند زمینهای برای طرح یک بحث بزرگتر نیز باشد.
جامعه ایران برای عبور از بحرانهای پیشرو، نیازمند گذار از مفهوم سنتی «خیر» به مفهوم گستردهتر *«شهروند مسوول»* است.
در این نگاه، مشارکت اجتماعی فقط کمک مالی نیست.
یک پزشک میتواند تخصص خود را در اختیار جامعه قرار دهد؛ یک استاد دانشگاه میتواند دانش خود را به کار گیرد؛ یک جوان میتواند داوطلبانه در فعالیتهای اجتماعی مشارکت کند؛ یک شرکت میتواند مسوولیت اجتماعی خود را ایفا کند و یک شهروند نیز میتواند بخشی از وقت و توان خود را برای کمک به جامعه اختصاص دهد.
این همان نقطهای است که «خیریه» به «سرمایه اجتماعی» تبدیل میشود.
یادداشت دکتر افشین فرهانچی را باید از این منظر مورد توجه قرار داد که مسالهای بسیار فراتر از کمک به نیازمندان را مطرح میکند.
پرسش اصلی این است:
*در شرایط بحران، چگونه میتوان جامعه را منسجم، امیدوار و توانمند نگه داشت؟*
پاسخ به این پرسش بدون مشارکت مردم، سازمانهای مردمنهاد، خیریهها، گروههای داوطلب، نخبگان و بخش خصوصی امکانپذیر نیست.
از این رو، ضمن قدردانی از دکتر فرهانچی برای طرح چنین موضوع مهمی، بهویژه در شرایطی که جامعه با پیامدهای مختلف بحران مواجه است، باید تأکید کرد که *سرمایه اجتماعی و تابآوری اجتماعی، بخشی از امنیت ملی و قدرت ملی هر کشور* است.
جامعهای که در روزهای سخت کنار یکدیگر میایستد، تنها به نیازمندان کمک نمیکند؛ بلکه در حال بازسازی اعتماد، همبستگی و امید اجتماعی است.
و شاید پیام اصلی این یادداشت را بتوان در یک جمله خلاصه کرد:
*در زمان بحران، دولت نباید جامعه را تنها بگذارد و جامعه مدنی نیز نباید تنها به جبران کاستیهای دولت فروکاسته شود؛ راه عبور، همکاری مسوولانه دولت و جامعه است* .
از جناب آقای دکتر افشین فرهانچی برای طرح این نگاه ارزشمند و مسوولانه سپاسگزارم و امیدوارم این بحث از صفحات روزنامهها فراتر رفته و به گفتوگویی جدی درباره طراحی یک *الگوی ملی مشارکت جامعه مدنی در مدیریت بحران* تبدیل شود.
افشین فرهانچی
درود و ارادت
ممنون از پاسخ دقیق و مبسوط شما
امیدوارم که باب گفتگو در این مورد بیشتر باز شود.
مجید پورخیاط
یادداشت خوبی هستش
افشین فرهانچی
ممنون از لطف شما
افشین فرهانچی
ممنون از توجه شما
میترا صابری نیا
دستگاهها و نهادهای موثر در شکل گیری و تقویت سمنها باید مسیر رو هموار کنند... ولی در عمل آنچه شاهد آن هستیم یک جور انتظار دفرمه و کاریکاتوری است که اغلب حوزهی مشارکت اجتماعی رو به مثابه یک صندوق میپندارند که هروقت بحران و نیاز بود از آن برداشت کند در حالی که این ظرف وجودی نیازمند بازبینی و تقویت است.. یک جامعه درگیر بحران به شدت نیازمند نگاه متناسب با خودش هست. بخش زیادی از سرمایه اجتماعی ما در اتفاقهای اجتماعی سالهای اخیر به معنای واقعی از دست رفت.. و در حال حاضر حوزه اجتماعی برای بازیابی خودش نیازمند یک بسته جامع اضطراری است؛ امید که مسئولان اهمیت موضوع رو دریابند و اقدامی عاجل کنند. از سوی دیگر نخبگان اجتماعی و طبقه متوسط جامعه باید دریابد که با قهر و مهاجرت هیچگاه مدنیت تقویت نشده.. انشاالله که با تاب آوری، نگاه روادارانه و بازگشت به خرد هر کدام از ما به عنوان یک شهروند جزء بتونیم در عبور جمعی و بسلامت از بحرانهای موجود نقش ایفا کنیم.
میترا صابری نیا
دستگاهها و نهادهای موثر در شکل گیری و تقویت سمنها باید مسیر رو هموار کنند... ولی در عمل آنچه شاهد آن هستیم یک جور انتظار دفرمه و کاریکاتوری است که اغلب حوزهی مشارکت اجتماعی رو به مثابه یک صندوق میپندارند که هروقت بحران و نیاز بود از آن برداشت کند در حالی که این ظرف وجودی نیازمند بازبینی و تقویت است.. یک جامعه درگیر بحران به شدت نیازمند نگاه متناسب با خودش هست. بخش زیادی از سرمایه اجتماعی ما در اتفاقهای اجتماعی سالهای اخیر به معنای واقعی از دست رفت.. و در حال حاضر حوزه اجتماعی برای بازیابی خودش نیازمند یک بسته جامع اضطراری است امید که مسئولان اهمیت موضوع رو دریابند و اقدامی عاجل کنند. از سوی دیگر نخبگان اجتماعی و طبقه متوسط جامعه باید دریابد که با قهر و مهاجرت هیچگاه مدنیت تقویت نشده.. انشاالله که با تاب آوری، نگاه روادارانه و بازگشت به خرد هر کدام از ما به عنوان یک شهروند جزء بتونیم در عبور جمعی و بسلامت از بحرانهای موجود نقش ایفا کنیم.
افشین فرهانچی
بخشی که از قهر و مهاجرت میفرمایید بسیار درست است.
مجید نادرس
با سلام و احترام ویژه خدمت استاد پر دانش و صدیق فرهانچی.
استاد معزز سخنان شما علمی و خودتان هم یک استاد صادق هستید و بدین سبب قابل احترام.
اما خواهشمند است یک جلسه نقادانه هم برای این امر اختصاص فرمایید تا با نقد این انجمن های مردم نهاد آسیبها و کاستی شناخته شوند.
با ادب و احترام.
افشین فرهانچی
در صورتیکه روزنامه وزین پیام ما، این آمادگی را داشته باشد. من این آمادگی را دارم که در یک میزگرد به میزبانی این روزنامه حضور یابم و با دوستان مختلف در این مورد به نقد و بررسی، آسیب شناسی و ارائه راه حل بپردازیم.
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
کشاورزان اصفهان با آثار تغییراقلیم و صنعتیشدن بر زندگی و معیشت خود چه میکنند؟
کشت بیشتر، برای بقا
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
یک پژوهش، دادههای ۱۶ ساله سرشماری «جبیر» در ۲۷ منطقه حفاظتشده ایران و عوامل مرتبط با تغییرات جمعیت این گونه را بررسی کرده است
آب، مدیریت و سرنوشت «جبیرهای» ایران
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
گذار از مدل تولید و دورریز به اقتصاد چرخشی در صنعت پوشاک تهران
پایش زیستمحیطی میادین نفتی دهلران با تأکید بر کاهش آلایندگی
نشست مشترک محیطزیست و شبکه بهداشت چرداول برای کنترل پشه آئدس
عملیات پاکسازی غار گربودار بزمان با هدف حفاظت از زیستبومهای حساس
کارگاه بررسی اثرات گردوغبار هامون بر تالاب صابوری
ارتقای دانش حقوقی محیطبانان سیستان و بلوچستان با برگزاری دوره بهکارگیری سلاح
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




محبوبه کثیری
«نگاهی ارزشمند و دقیق به نقش سمنها در روزهای دشوار؛ جایی که همدلی، مشارکت و سرمایه اجتماعی میتواند به پشتوانهای برای تابآوری و امید جامعه تبدیل شود.»👌👌
🪻🌸🪻
افشین فرهانچی
ممنون از توجه شما. در شرایط فعلی تاب آوری بسیار مهم است گرچه نباید از علل شکل گیری چنین بحران هایی غافل شویم