کشاورزان اصفهان با آثار تغییراقلیم و صنعتی‌شدن بر زندگی و معیشت خود چه می‌کنند؟

کشت بیشتر، برای بقا

کاهش آب و زمین، گسترش صنایع و رشد جمعیت کشاورزان را به کشت مداوم، مصرف بیشتر کود و جست‌وجوی زمین‌های بکر برای ادامه تولید کشانده است





کشت بیشتر، برای بقا

29 شهریور 1405، 23:19

| پیام ما | «الان دیگه زمینو یه لحظه راحت نمی‌ذارن. هر چی بشه، می‌خوان یه چیزی بکارن.» زمینی که زمانی فرصتی برای آیش و استراحت داشت، حالا باید پیوسته محصول بدهد. در روایت کشاورزان اصفهانی، کم‌آبی و فشار ناشی از رشد جمعیت و صنعتی‌شدن، آنها را به استفاده فشرده‌تر از زمین واداشته است؛ کشت مداوم، مصرف بیشتر کودهای شیمیایی و جست‌وجوی زمین‌های بکر برای ادامه تولید. این یافته حاصل پژوهشی کیفی و مصاحبه با ۲۹ کشاورز از مناطق مختلف استان اصفهان است و «تخریب زیست‌بوم کشاورزی» را پدیده محوری در تجربه کشاورزان از گذار به جامعه صنعتی معرفی می‌کند.

کشاورزان یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در برابر تغییراقلیم‌اند، زیرا معیشتشان به خاک، آب و اقلیم وابسته است. هشدارهای پیشین می‌گوید قوی‌ترین آثار تغییراقلیم در آینده بر نظام کشاورزی و امنیت غذایی نمایان می‌شود و کشاورزان کم‌درآمد بیشترین آسیب را می‌بینند. اما آنها خود چه درکی از تغییراقلیم و گذار به جامعه صنعتی دارند؟ این سوال گروهی از پژوهشگران را واداشت تا تا پای صحبت کشاورزان مناطق مختلف استان اصفهان بنشینند و تجربه آنها از تغییراقلیم، صنعتی‌شدن و دگرگونی کشاورزی را بررسی کنند.

این مقاله علمی پژوهشی که بهار امسال در نشریه پژوهش‌های جغرافیایی انسانی منتشر شده است، نشان می‌دهد تخریب زیست‌بوم کشاورزی به واسطه شرایط زمینه‌ای همچون رشد جمعیت و فشار به منابع طبیعی، و همچنین مداخله‌های ناکارآمد دولت در زمینه مدیریت منابع آب و تغییر الگوی کشت، تشدید شده است. در این شرایط کشاورزان برای سازگاری با تغییراقلیم، کشاورزی سودمحور و بهره‌برداری بی‌رویه از زمین و منابع طبیعی را در پیش گرفته‌اند و این رویکردها منجر به پیامدهایی چون افزایش آفت‌ها، خشکسالی، بی‌نظمی اقلیم و کاهش تولید شده است.

«حامد سیار خلج» و «سیدعلی هاشمیان‌فر» از دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، «صادق صالحی» از دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران و «عظیمه السادات عبداللهی» از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور تهران نویسندگان مقاله «تغییراقلیم و شیوه گذار کشاورزان به جامعه صنعتی، ادراک کشاورزان استان اصفهان از پیامدهای تغییراقلیم و صنعتی‌شدن»، در مقدمه کار خود صنعتی‌شدن را عامل اصلی تغییراقلیم معرفی می‌کنند و می‌نویسند: «استان اصفهان منطقه‌ای صنعتی و نیمه‌خشک با بارش سالانه کمتر از ۱۰۰ میلی‌متر است. روند خشکسالی‌ها در این استان افزایشی و آینده آن آسیب‌پذیرتر خواهد بود. همچنین فعالیت کارخانه‌ها موجب آلودگی خاک‌های کشاورزی اصفهان به فلزهای سنگینی چون مس، سرب، روی و کادمیوم شده است.»

کشاورزان چه می‌گویند؟

کشاورزان در این پژوهش، از چند فشار هم‌زمان می‌گویند؛ کاهش آب و زمین، گسترش صنایع و جمعیت و تصمیم‌هایی که به گفته آنها، گاه فشار بر منابع را بیشتر کرده است. برخی از کشاورزان صنعت را عامل مستقیم آلودگی و از دست رفتن زمین‌های کشاورزی می‌دانند. مثل کشاورزی در تیرانچی که می‌گوید: «شرکت فولاد رو آوردن اینجا، کشاورزیمون نابود شد… پرتوها و آلودگی‌ فولاد روی درختا تأثیر گذاشته، چنارها رو خشک کرده… بعید می‌دونم چند سال دیگه چیزی به اسم کشاورزی بمونه.»

جانمایی نامناسب صنایع هم با انتقاد گسترده کشاورزان موجه است. یکی از کشاورزان ورزنه چنین نظری دارد: «کارخانه‌ها رو ببرن کنار دریا.. فولاد آب مصرف می‌کنه، مریضیاش رو سر مردم خالی می‌کنه… اینا دارن آب فلات مرکزی رو تموم می‌کنن.» کشاورزان از سوی دیگر افزایش گازهای گلخانه‌ای را نتیجه مستقیم گذار به جامعه صنعتی و یکی از علل اصلی تغییراقلیم می‌دانند.

بر اساس این پژوهش کاهش اراضی کشاورزی و گسترش شهرها و صنایع در کنار رشد جمعیت، از دیگر چالش‌های گذار به جامعه صنعتی است که به کاهش زمین‌های قابل کشت و افزایش فشار بر منابع طبیعی منجر شده است. از دیدگاه کشاورزان، این روند به تخریب زیست‌بوم کشاورزی و وارد شدن فشار قابل‌توجهی بر منابع آب و زمین انجامیده است.
یکی از مصاحبه‌شوندگان در توضیح این وضعیت می‌گوید: «یه زمانی جمعیت کم بود و زمین زیاد. حالا زمین‌ها کم شدن و جمعیت سه برابر شده… اگه بخوای تقسیم کنی، به هر نفر شاید پانصد متر زمین برسه. کشاورزی دیگه نمی‌تونه خرجشونو بده.» یکی دیگر از کشاورزان، وضعیت منطقه را این‌طور توصیف می‌کند: «حالا که جمعیت زیاد شده، آب رو می‌بندن… حدود چهل هزار نفر این منطقه شده. واقعاً آبی نیست. شاید شش تا یا هفت تا چاه عمیق بیشتر نداشته باشیم، ولی جمعیت داره.»

مداخله ناکارآمد دولت‌ها

به باور کشاورزان، تصمیم‌های دولتی در حوزه کشاورزی اغلب ماهیتی دستوری دارند و بدون توجه به شرایط محلی اتخاذ می‌شوند. این تصمیم‌ها بر پدیده مورد مطالعه تأثیر می‌گذارند و به‌عنوان شرایط مداخله‌گر شناسایی شده‌اند.

در روستاهایی مانند تیرانچی در خمینی‌شهر، دولت کشت محصولات آب‌بر مانند برنج را ممنوع کرده است؛ اما این تصمیم نتیجه معکوس داشته و کشاورزان به‌صورت پنهانی به کشت آن ادامه داده‌اند. یکی از افراد مورد مطالعه چنین روایت می‌کند: «وقتی خشکسالی شد، اجازه ندادن برنج بکاریم. گفت دولت به‌جاش کلزا بکارین، بعد هم برا کلزا وام دادن، اما مردم گوش نمی‌دن، خودشون می‌کارن.»

یکی دیگر از تصمیم‌های دولت در بخش کشاورزی، با هدف بهبود مصرف آب و استفاده بهینه از آن، اجرای طرح یکپارچه‌سازی اراضی کشاورزی در مناطقی مانند ازان و وزوان بوده است. این طرح اگرچه با هدف افزایش بهره‌وری آب اجرا شد، اما به‌دلیل بی‌توجهی به شرایط جغرافیایی و اکولوژیکی، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. در وزوان که شمال اصفهان واقع شده، زمین‌ها بدون توجه به شیب طبیعی و الگوی مالکیت یکپارچه شده‌اند؛ موضوعی که به بروز اختلاف بین کشاورزان، اختلال در آبیاری سنتی و کاهش بازده انجامیده است.

از سوی دیگر دولت در توزیع نهاده‌های کشاورزی مانند بذر، کود، سموم و آب عملکرد ضعیفی داشته است. به باور کشاورزان، این توزیع عادلانه نیست و اغلب به نفع گروه‌ها یا مناطق خاص و برخوردارتر انجام می‌شود. نارضایتی یکی از آنها درباره نحوه توزیع کود چنین است: «اونایی که مسئول کشاورزا هستن، عدالتو رعایت نمی‌کنن… امسال اصلاً کود به ما اصلا کود شیمیایی ندادن. ولی پنجاه تُن، صد تُن اومده بود. فقط به کشاورزا ندادنش.»

مدیریت منابع آب از سوی دولت، یکی از مهم‌ترین چالش‌های کشاورزان است. بیشترین نارضایتی به رعایت نشدن حقابه تاریخی آنها بازمی‌گردد. به گفته کشاورزان، دولت به‌جای تقسیم منصفانه آب بر اساس الگوی سنتی، سیاست‌هایی اعمال کرده که سهم کشاورزان را کاهش داده و تنش‌هایی میان آنان و نهادهای دولتی ایجاد کرده است.

یکی از کشاورزان دیزیچه می‌گوید: «آب زاینده‌رود مال ماست، اما دادن به یزد و جاهای دیگه… نود درصد خشکسالی از همین زاینده‌روده. حقابه از زمان شیخ‌بهایی بوده؛ اون موقع به اندازه زمین آب تقسیم می‌کردن… ولی حالا که آب نمی‌رسه، تالاب گاوخونی خشک شده.»

بر پایه این پژوهش، بسیاری از مشکلات مدیریت دولتی در بخش کشاورزی، ناشی از ضعف نظام قانون‌گذاری است. نبود شفافیت حقوقی، تغییر مکرر قوانین و مقررات ناکارآمد، کارایی مداخله‌های دولت را کاهش داده است. وقتی این مداخله‌ها در چارچوب قوانین مبهم و ناپایدار انجام شوند، شدت مشکلات چندین برابر می‌شود. یکی از کشاورزان دیزیچه در توضیح این ضعف‌ها می‌گوید: «دولت اون موقع جلوی حفر چاه رو نگرفت، حالا بعد از بیست سال می‌گه اون چاه غیرقانونیه… یه چاه صد سال قدمت داره، حالا می‌خوان روش کنتور بزنند… چرا قانون توی کشور ما هی عوض می‌شه؟ این به کار ما ضربه می‌زنه، درختامون داره از بین می‌ره.»

زمین‌ها بی‌وقفه زیر کشت است

پژوهشگران می‌گویند برای سازگاری با این فشار ساختاری، کشاورزی سودمحور رواج یافته است. در این رویکرد، هدف اصلی، کسب درآمد است و تبعات محیط‌زیستی اقدامات نادیده گرفته می‌شود. آنچه اتفاق می‌افتد این است: کشاورزان، در پاسخ به سلیقه بازار، به‌طور بی‌رویه از کودهای شیمیایی استفاده می‌کنند؛ زیرا مصرف‌کنندگان ظاهراً بیش از کیفیت محصول، به ظاهر آن توجه دارند. چه آنکه یکی از کشاورزان می‌گوید: «کشاورزا وقتی کود شیمیایی استفاده می‌کنن، محصولشون قشنگ‌تر درمیاد… می‌گن ببین چه سیب‌زمینی بزرگی، چه آلوهای خوش‌فرمی! ولی اگه بخوای میوه طبیعی دربیاد، رشدش این‌قدر زیاد نیست.»

در همین حال در بسیاری از اراضی کشاورزی استان اصفهان، استفاده مکرر و دوگانه از زمین با هدف کسب سود بیشتر رواج یافته است. با گسترش کشاورزی سودمحور، مفهوم آیش (استراحت دادن به زمین) عملاً بی‌معنا شده و کشاورزان بدون وقفه زمین را زیر کشت می‌برند. یکی از کشاورزان پادنا درباره این بهره‌برداری می‌گوید: «الان دیگه زمینو یه لحظه راحت نمی‌ذارن. هر چی بشه، می‌خوان یه چیزی بکارن. وقتی این‌قدر از زمین بهره‌کشی می‌کنی، زمین خودش داغ می‌کنه، گاز تولید می‌کنه.»

پژوهش کشت در اراضی بکر و دست‌نخورده یکی دیگر از «رفتارهای نامطلوب» معرفی می‌کند. «کشاورزان، بدون آگاهی از پیامدهای ویرانگر این اقدام، برای کسب سود بیشتر زمین‌های بکر را زیر کشت می‌برند. این نوع کشت معمولاً پس از آن رواج می‌یابد که زمین‌های قبلی در اثر بهره‌برداری بیش از حد فرسوده شده‌اند.»

خسارت تغییراقلیم به کشاورزی

کشاورزان شاهدند که بارش برف کمتر از گذشته است، چشمه‌ها خشکیده‌اند، زمان شکوفه‌دهی درختان تغییر کرده و گاهی بارش شدید، خسارتی به بار آورده که پس از سال‌ها خشکسالی، زمین دیگر توان مقابله با آن را نداشته است.

پژوهش حاضر درباره پیامدهای تغییراقلیم و چالش‌هایی که برای کشاورزی و محیط‌زیست استان اصفهان ایجاد کرده چنین نوشته است: «یکی از این پیامدها، افزایش رخدادهای شدید اقلیمی مانند سیلاب‌ها و بارش‌های سیل‌آساست که پیش‌تر در همه مناطق دیده نمی‌شد، اما اکنون در مناطقی مانند سمیرم و پادنا خسارت‌های فراوانی به بار آورده‌اند. به گفته کشاورزان، میان خشکسالی‌های شدید و وقوع سیلاب‌های ناگهانی رابطه‌ای چرخه‌ای وجود دارد.»

یکی از کشاورزان پادنا که منطقه‌ای کوهستانی در شهر سمیرم است، این چرخه را چنین روایت می‌کند: «انتظار همچین سیلی رو نداشتیم… به خاطر خشکسالی‌های اخیر، زمین‌ها خشک شده بودن و وقتی بارون شروع شد، آب همه‌چیز رو با خودش برد -درختا، گل‌.ولای کوه‌ها…. پل هم خراب شد.»

از سوی دیگر خشکسالی همچنان اصلی‌ترین مشکل کشاورزان اصفهان است. این پدیده در گذر زمان شدت یافته و آثار بلندمدت آن بر بیابان‌زایی حتی در مناق نسبتاً پربارشی مانند پادنا و سمیرم نمایان شده است. یکی از کشاورزان ازان درباره خشکسالی و گسترش بیابان‌زایی می‌گوید: «امسال اصلاً برف ندیدیم. داریم به سمت خشکی و بیابان‌زایی می‌ریم. چاه ما دیگه آبی برای تخلیه نداره…. نسبت به ده سال پیش، مراتع بیش از شصت درصدش از بین رفته.»

بی‌نظمی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن الگوی بارش‌ها و دما، در برخی موارد به از بین رفتن محصولات کشاورزی انجامیده و تصمیم‌گیری کشاورزان را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از کشاورزان افجان این بی‌نظمی اقلیمی را چنین توصیف می‌کند: «پارسال همه‌چی خوب بود، همه‌جا محصول داشتیم. اما امسال، یکی دو ماه قبل از عید هوا گرم شد، وسط زمستون! گل‌ها زود شکوفه دادن، بعد دوباره سرما زد و همه شکوفه‌ها رو از بین برد.»

پژوهش از این می‌گوید که در بلندمدت، بیابان‌زایی تدریجی یکی از مفاهیم اساسی در تبیین روند تغییراقلیم است. چه آنکه در بیشتر مناطق استان اصفهان، بیابان‌زایی اقلیم را به سمت خشکی و ناباروری سوق داده است. یکی از کشاورزان سمیرم می‌گوید: «ده هکتار زمین داریم، اما نمی‌تونیم کشت کنیم… زمین حدود ده ساله که به مشکل خورده، خشک شده و از بین رفته. دیگه آبی نبود که بخوایم زمینو احیا کنیم.»

بر اساس داده‌های این پژوهش، آفات کشاورزی از مفاهیم پرتکرار و از مشکلات اصلی بخش کشاورزی استان اصفهان هستند که به اندازه خشکسالی چالش ایجاد کرده‌اند. بسیاری از کشاورزان در برابر این آفات احساس ناتوانی می‌کنند. یکی از مصاحبه‌شوندگان فریدن دراین‌باره روایت می‌کند: «قبلاً ذرت‌هامون نه آفت داشت، نه دردسر. ولی امسال کرم افتاد به جونش. همه‌ش از گرمی هواست. هوای فریدن انقدر بد شد که مجبور شدیم سم و کود تقویتی استفاده کنیم.»

تغییراقلیم و بارش‌های شدید و سیلاب‌ها در برخی مناطق استان اصفهان، بخش زیادی از درختان میوه را از بین برده و خسارت‌های مالی سنگینی به کشاورزان وارد کرده است. یکی از کشاورزان دیزیچه وضعیت را چنین توصیف می‌کند: «الان کشاورزیمون تقریباً از بین رفته. همه‌اش باغ بود. درختا همه نابود شدن… درخت کارش تصفیه اکسیژنه ولی وقتی درختی نباشه چی؟ درختام مردن. امسال کرم افتاده به جون درختام. گردو بودن، شاخه‌هاشون خشک شدن.»

تغییراقلیم تأثیر عمیقی بر محصولات کشاورزی و در نتیجه بر اقتصاد روستایی گذاشته است. کاهش دام و تغییر الگوی کشت از زراعت به باغداری، از جمله پیامدهای این وضعیت است. با این وضع، امید بسیاری از کشاورزان به محصولات باغی است، اما کاهش منابع آب، این امکان را نیز برای آنان محدود کرده است.

بر اساس این پژوهش، منابع آب در استان اصفهان با سرعت زیادی در حال کاهش‌اند و کیفیت آن‌ها نیز به وضعیت نامطلوبی رسیده است. هم‌زمانی خشکسالی، افت کیفیت خاک و کاهش منابع آبی، زیست‌بوم کشاورزی منطقه را در بحران قرار داده است. یکی از کشاورزان سمیرم درباره کاهش منابع آب و خشک شدن چشمه‌ها می‌گوید: «چند تا کارشناس آوردم، گفتن آب سطحیه، عمق نداره. چشمه‌ها دارن خشک می‌شن. برف‌های کوه دنا که می‌گفتیم «برف‌کرمو» چند ساله دیگه نیست. زمین از بس خشکسالی بوده، تشنه شده. هرچی آب میاد، زمین می‌مکه.»

بحران مدرنیته ناتمام

این پژوهش تخریب زیست‌بوم کشاورزی را نماد بحران مدرنیته ناتمام در جوامع درحال توسعه می‌داند. پژوهشگران واکنش کشاورزان به فشارهای تغییر اقلیم و صنعتی شدن و شیوه سازگاری آنها با این چالش را نتیجه مجموعه‌ای از عوامل می‌دانند و معتقدند سازگاری با تغییر اقلیم را نمی‌توان فقط با تغییر نوع محصول یا شیوه کشت دنبال کرد. به باور آنها، آموزش و توانمندسازی کشاورزان، دسترسی به فناوری و روش‌های جدید کشاورزی و مشارکت دادن آنها در تصمیم‌گیری‌ها باید بخشی از سیاست‌های سازگاری باشد.
این پژوهش از طرف دیگر بازنگری در سیاست‌های صنعتی و کشاورزی با توجه به شرایط اقلیمی را ضروری می‌داند و می‌گوید حفظ پایداری کشاورزی در اصفهان نیازمند سیاست‌هایی است که هم‌زمان فشارهای اقلیمی، صنعتی و اجتماعی را در نظر بگیرد و کشاورزان را نیز در فرایند تصمیم‌گیری و سازگاری با این تغییرات سهیم کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *