«پوریا سپهوند»، حفاظت‌گر، در گفت‌وگو با «پیام ما» مطرح کرد

«پالاس»؛ گربه گرفتار در زیستگاه‌های جزیره‌ای

هیچ‌کدام از تعهداتی که در همایش «حفاظت از کوهستان شیرکوه با محوریت حفاظت از گربه پالاس و طبیعت‌گردی» برای حفاظت از این گونه داده شد، پیش نرفت





«پالاس»؛ گربه گرفتار در زیستگاه‌های جزیره‌ای

۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۲۷

فیلم «گربه پالاسی» که در ارتفاعات منطقه لاریجان استان مازندران جلوی دوربین تله‌ای «مجید باطبی»، طبیعت‌دوست، همیار طبیعت و فعال محیط‌ زیست روستای «نوا» آمد، آن‌قدر معروف شد که CNN و BBC هم آن را منتشر کردند. در اغلب پست‌ها زیر این فیلم، از دو ویژگی درباره این گربه نام برده شده است؛ «کمیاب» و «مرموز». این دو عبارت به کمبود داده‌های ما درباره این گربه بازمی‌گردد. به گفته «پوریا سپهوند»، حفاظت‌گر، با اتکا به اطلاعات حال حاضر ما، گربه‌های پالاس در ایران در زیستگاه‌های جدا از هم زیست می‌کنند. او در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره تبعات این شرایط، سرنوشت برنامه ملی گربه پالاس، تهدیدهای پیش روی این گونه و اولویت‌های حفاظتی آن می‌گوید.

آیا برآوردی از جمعیت گونه پالاس در ایران وجود دارد؟

این گونه به‌دلیل رفتار، عادت‌ها و جمعیت محدودش در ایران، گونه دشواری برای مطالعه است. ما در مجموعه‌ای از مناطق در استان تهران، سمنان و بخش‌هایی از مازندران در البرز مرکزی مطالعه‌ای انجام دادیم و به این نتیجه رسیدیم که در زیستگاه اصلی شناسایی‌شده این گونه، در مساحتی بالغ بر ۹۰ هزار هکتار، بین چهار تا شش گربه پالاس حضور دارند. البته این برآورد مربوط به همان محدوده مطالعاتی است و نمی‌توان آن را به کل جمعیت گربه پالاس در ایران تعمیم داد. ازاین‌رو، برآورد جمعیت این گونه نیازمند مطالعه‌ای در سطح گسترده است که تاکنون انجام نشده است.

شما به مطالعه‌ای که انجام دادید اشاره کردید. این مطالعه چه سالی انجام شده و براساس این مطالعه و مشاهدات گونه، می‌توان برآوردی از این مقوله داشت که زیستگاه گربه پالاس عموماً در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌ زیست است یا مناطق آزاد؟

مطالعه ما در سه فاز بود. فاز اول در سال‌های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ انجام شد و آخرین فاز مربوط به سال ۱۴۰۲ است. در این فازها، پنج تا شش رکورد مختلف از گربه‌های پالاس در مناطق مختلف داشتیم. نیمی از این رکوردها در مناطق حفاظت‌شده و نیم دیگر در خارج از مناطق چهارگانه، ازجمله مناطق شکارممنوع یا مناطق آزاد، ثبت شدند. درعین‌حال، این پروژه نشان داد که گربه پالاس با توجه به وابستگی غذایی‌اش به جوندگان و پرندگان و همچنین مورفولوژی بدنش، به زیستگاه‌های خاصی نیاز دارد. دیواره‌های صخره‌ای و حاشیه آن‌ها جمعیت مناسبی از جوندگان، به‌ویژه پایکا که غذای این گونه را تشکیل می‌دهد، دارند. این مناطق جزو زیستگاه‌های گربه پالاس هستند.

بنابراین، کاهش جمعیت طعمه‌ها می‌تواند روی وضعیت این گونه اثر جدی داشته باشد. مهم‌ترین تهدید طعمه‌ها چیست؟

ما موفق شدیم چند نمونه محدود از سرگین پالاس را با روش دی‌ان‌ای متابارکدینگ و با هدف شناسایی رژیم غذایی پالاس تحلیل کنیم. با اتکا به اطلاعات استخراج‌شده از مطالعه رژیم غذایی ما، پایکا در صدر طعمه‌های گربه پالاس است. این گونه وابستگی شدیدی به علفزارها، گیاهان بهاره، غده‌ها، ریشه‌ها و گندمیان دارد و به همین دلیل، دام اهلی می‌تواند یکی از مهم‌ترین تهدیدهای آن باشد. پایکا در فصل بهار علف‌های تازه و مواد خوراکی، ازجمله ریشه‌ها، را جمع‌آوری و در ورودی حفره‌های محل زندگی خود ذخیره می‌کند تا بعد از انتقال آن‌ها به داخل حفره‌ها، در زمستان که محدودیت غذا وجود دارد، از آن‌ها استفاده کند. اتفاقی که ما شاهد آن بودیم، این است که چرای گله‌های دام اهلی در مدت کوتاهی می‌تواند تمام ذخیره غذایی سالانه پایکا را از بین ببرد و عملاً فشار مضاعفی به کلنی‌های این گونه وارد کند. بنابراین، دامداری سنتی از این طریق بقای طعمه‌ها را به خطر می‌اندازد.

شما از دامداری سنتی به‌عنوان تهدیدی برای طعمه گربه پالاس نام بردید، اما آیا دامداری به این شکل، به‌طور مستقیم هم گربه پالاس را تهدید می‌کند؟

دامداری به شیوه سنتی مجموعه‌ای از تعارضات را به‌دنبال دارد. تخریب زیستگاه به‌واسطه چرای مفرط یکی از آن‌هاست. درعین‌حال، سگ‌ها به‌شکل مستقیم و شکار نیز موجب ازبین‌رفتن این گربه‌ها می‌شوند.

آیا بین جمعیت‌های گربه پالاس در مناطق مختلف ایران ارتباط وجود دارد یا با جمعیت‌های جداافتاده و منزوی مواجهیم؟ اتصال زیستگاه‌ها چقدر برای بقای گونه اهمیت دارد؟

در البرز مرکزی، ما مطالعه‌ای را در مجموعه‌ای از مناطق حفاظت‌شده در استان تهران، استان همجوار آن، یعنی سمنان، و بخش‌هایی از مازندران انجام دادیم. با توجه به توانایی جابه‌جایی این گونه و مساحت قلمرو نر و ماده، به نظر می‌رسد جمعیت‌ها بیشتر به‌صورت منزوی هستند. سکونتگاه‌های انسانی، جاده‌ها، مزارع و سگ‌های گله ازجمله عواملی هستند که اجازه نمی‌دهند این گونه بتواند مسافت زیادی جابه‌جا شود. با توجه به جثه گربه پالاس، فکر نمی‌کنم جمعیت‌های مختلف ارتباط ژنی قابل‌توجهی با یکدیگر داشته باشند. این در حالی است که اتصال زیستگاه‌ها برای گربه‌سانان، ازجمله پالاس، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا جمعیت‌های منزوی ممکن است دچار پدیده‌ای به نام درون‌آمیزی یا انواعی از بیماری‌های مسری شوند که می‌تواند تهدیدی جدی برای این گونه باشد.

شما پروژه‌ای در سه فاز با موضوع گربه پالاس انجام دادید. در این سه فاز چه کردید؟ آیا پروژه‌های دیگری نیز درباره این گونه در ایران انجام شده است؟

در ایران، پروژه‌های زیادی که به‌طور مشخص گربه پالاس را هدف قرار داده باشند، انجام نشده است. پروژه‌ای که ما در مؤسسه‌های «کوچ» و «نجوای زمین» با محوریت گربه پالاس انجام دادیم، در سه فاز بود و در سال‌های بین ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۲ اجرا شد. فاز نخست روی مطالعات میدانی تمرکز داشت. در فاز دوم با اپیدمی کرونا مواجه شدیم و بیشتر روی تولید محتوا، آموزش، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی و آگاهی‌رسانی کار کردیم. در فاز سوم، دامنه مطالعات میدانی را گسترده‌تر کردیم و تمرکزمان بیشتر بر تهدیدهای پیش روی گونه و آگاهی‌رسانی در میان جوامع محلی بود.

اگر قرار باشد یک برنامه ملی حفاظت از گربه پالاس تدوین شود، به نظر شما چه مواردی باید در اولویت باشند؟

ما اتفاقاً در یک کارگاه سه‌روزه در یزد، در شهرستان تفت و شهر نیر، با حضور کارشناسان ادارات حیات‌وحش استان‌های مختلف، وظیفه تدوین برنامه ملی برای حفاظت از گربه پالاس را بر عهده داشتیم. کارشناسان و ذی‌نفعان مختلف و سازمان حفاظت محیط‌ زیست نیز در این فرایند حضور داشتند.

یکی از اولویت‌های اصلی این است که اطلاعات جامعی درباره حضور این گونه، تراکم آن و تهدیدهایش در سراسر محدوده پراکنش آن در کشور به دست آوریم. پراکنش گربه پالاس در ایران از مرز شرقی و شمال‌شرقی کشور آغاز می‌شود و تا نزدیکی مرز شمال‌غربی، در کوهپایه‌های سهند در آذربایجان شرقی، ادامه دارد. ما از این مناطق رکورد گربه پالاس داریم، اما مطالعه جامعی در عمده این زیستگاه‌ها انجام نشده است. بنابراین، در وهله اول باید این مجموعه مطالعات انجام شود. در وهله دوم باید در زیستگاه‌هایی که به نظر می‌رسد زیستگاه‌های اصلی این گونه هستند، برای کاهش تعارض تلاش کنیم. در پرسش‌های قبلی مواردی را درباره طعمه اصلی آن، یعنی پایکا، و خطری که دام اهلی برای آن ایجاد می‌کند، مطرح کردم. موضوع سوم هم می‌تواند مطالعات مرتبط با ژنتیک یا رژیم غذایی باشد. با توجه به اینکه حدس می‌زنیم این گونه در زیستگاه‌های جزیره‌ای و جمعیت‌های منزوی گرفتار شده است، مطالعات ژنتیکی می‌تواند اهمیت زیادی برای حفاظت از گربه پالاس داشته باشد. مجموعه این اطلاعات می‌تواند به ما در به‌روزرسانی و تدوین برنامه ملی، استانی و منطقه‌ای و البته متکی به اطلاعات مستند کمک کند.

شما از اولین همایش ملی حفاظت از گربه پالاس با عنوان «حفاظت از کوهستان شیرکوه با محوریت حفاظت از گربه پالاس و طبیعت‌گردی» نام بردید که به تدوین یک برنامه ملی برای حفاظت از گربه پالاس منجر شد. آیا از آن زمان اقدام خاصی صورت گرفته است؟

بعد از همایش گربه پالاس در یزد، براساس اطلاعات من، کار زیادی انجام نشده است. مطلع هستم که چند استان، ازجمله آذربایجان شرقی، قصد دارند مطالعاتی را روی این گونه آغاز کنند، اما هیچ‌کدام از تعهداتی که در آن همایش داده شد و برنامه عملی که تلاش کردیم تدوین کنیم، آن‌طور که شایسته بود، پیش نرفت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *