گفتوگوی «پیام ما» با «هاجر صفرزاده»، اولین زن کمبینای ایرانی که به مدال پارالمپیک رسید
داستان پیروزی یک زن
باید جایی هم از خودم تشکر میکردم
۲۸ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۲۸
به «هاجر» گفته بودند که تو رنک چهارمی و شاید نتوانی مدال بگیری. اما او روز سیزدهم شهریورماه در ششمین روز بازیهای پارالمپیک پاریس، برای ایران دوید و دومین نفری بود که به خط پایان رسید. حضور او در این مسابقات، به هاجر لقب «نخستین زن دوندۀ ایرانی» را در تاریخ پارالمپیک داد و آویختن مدال نقره بر گردنش هم، او را به «اولین مدالآور دوومیدانی در بخش زنان» در تاریخ این رویداد بزرگ تبدیل کرد. حالا «هاجر صفرزاده» در گفتوگو با «پیام ما»، از چالشهای رسیدن به این مدال و مشکلات ورزشکاران دارای معلولیت میگوید.
خانم صفرزاده! چرا سمت ورزش آمدید و رشتۀ دوومیدانی را انتخاب کردید؟
از بچگی عاشق ورزشکردن بودم و رشتههای مختلفی را مانند ژیمناستیک، بوکس، کاراته، دوچرخهسواری و اسکیت امتحان کردم و حتی دان یک کاراته هم دارم. شانزدهساله بودم که به من گفتند که میتوانی در رشتۀ دوومیدانی موفق شوی و وارد این رشته شدم. اول در مسابقات دانشآموزی شرکت و سپس از سال ۹۴ بهطور حرفهای در این رشته شروع به فعالیت کردم.
اگر همانطور که از ورزشکاران المپیکی حمایت میشود، از ورزشکاران دارای معلولیت هم حمایت شود، چیزی کم ندارند
زمانی که وارد این ورزش شدید، امکانات برای شما در اصفهان تا چه حد بود؟ ورزشکاران دارای معلولیت، امکانات مناسب داشتند یا باید خودشان تأمین میکردند؟
اصفهان فقط پیست دوومیدانی انقلاب را برای دویدن دارد. تهیۀ تجهیزات ورزشی مانند کفش میخی هم که قیمت بالایی دارد، بر عهدۀ خود ورزشکار است و از جایی حمایت نمیشود. امکاناتمان، امکانات کمی بود. پیست انقلاب هم مناسب نیست و یکی از آسیبهایی که دیدیم، به دلیل همین پیست بود که بهتازگی تعمیرش کردند، اما اصفهان که شهر بزرگی است، باید حداقل دو پیست برای دویدن داشته باشد، چون قهرمانهای بسیار خوبی در رشتۀ دوومیدانی دارد.
گفتید از دورۀ دانشآموزی در این رشته فعالیت میکنید. در مدرسه این امکانات چطور بود؟
متأسفانه امکانات خاصی در اختیار ما قرار ندادند و فقط بچهها را به پیست دوومیدانی میبرند که آنجا تمرین کنند.
بهطور کلی ورزش زنان در ایران، محدودتر از ورزش مردان است. خود این موضوع چقدر برای شما چالش بوده؟ و مسئلۀ معلولیت داشتن ورزشکاران زن، چقدر میتواند چالش بیشتری برای آنان ایجاد کند؟
فکر میکنم در هر کاری که بخواهید انجام دهید، قطعاً موانعی وجود دارد و انجامدادن آن کار برمیگردد به هدفی که دارید؛ حرفم فقط شعار نیست. زیاد اشک من را در دوران حرفهایم درآوردهاند، اما به دلیل هدفی که داشتم و شش سالی که تمرین کردم، تمام این محدودیتها را نادیده گرفتم؛ وگرنه محدودیتها در بسیاری از مواقع من را آزردند، اما با تمام وجودم سعی کردم از آنها بگذرم.
به نظر شما، ورزشکاران دارای معلولیت در ایران با چه موانع و چالشهایی مواجهاند؟
زیاد نادیدهگرفته میشوند؛ آنها بچههای بااستعدادی هستند که نیاز به حمایت دارند و اگر همانطور که از ورزشکاران المپیکی حمایت میشود، از ورزشکاران دارای معلولیت هم حمایت شود، چیزی کم ندارند.
شما چند سال پیش هم مصدومیت بسیار سختی داشتید. چطور از آن عبور کردید و توانستید ادامه دهید؟
بله حدوداً چهار سال پیش از ناحیۀ کمر یک آسیبدیدگی بسیار شدید به دلیل اشتباه پزشکی دیدم. پزشکان به من مدام میگفتند که ممکن است اصلاً نتوانی به ورزش ادامه دهی، اما با تمام وجود میخواستم خوب شوم و به ورزش ادامه دهم. بعد از آن از ناحیۀ زانو آسیب دیدم؛ باز هم از این مانع گذشتم که به جایی که الان هستم برسم. بارها آسیبهای سختی دیدم که میخواستم قید ورزش را بزنم، اما در نهایت به این فکر کردم که باید به هدفی که میخواهم برسم.
اینکه به شما گفته شد نمیتوانید به ورزش ادامه دهید، چه چالش ذهنیای برای شما ایجاد کرد؟
فقط گریه میکردم، اما با تمام وجودم میخواستم بدوم. ورزشکردن بخشی از زندگی من است و اگر نتوانم ورزش کنم، واقعاً زنده نیستم.
ورزشکاربودن یک شغل است. خانوادهتان چقدر از شما حمایت کردند؟
از همان ابتدا خانواده حامی و مشوق من بودند و میگفتند باید آنچه را که دوست داری، انجام دهی.
بعد از اینکه مدال نقره را دریافت کردید، در یک مصاحبه گفتید که این مدال را به خودتان تقدیم میکنید. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟
اول از همه مدال را به همۀ مردم سرزمین، مربی و خانوادهام تقدیم کردم و در آخر به خودم. همانطور که گفتم، در بسیاری از مواقع دلم را شکستند. مربیام همیشه میگوید، هیچکس نمیتواند آسیبهایی را که هاجر دیده است تحمل کند یا هیچکس تحمل تمریناتی را که او انجام میدهد، ندارد. اما من در تمام این شرایط بدون هیچ وقفهای تمرین کردم و حتی با وجود آسیب جسمی، دویدم. به نظرم باید یک جایی هم از خودم به دلیل این مسیری که با من آمد و جا نزد، تشکر کنم!
چندباری به این موضوع اشاره کردید که شما را بارها آزردهاند. منظورتان چیست؟
در این شش سالی که با مربیام «مهدی موسوی» کار میکنم، هیچوقت مربیام به مسابقات اعزام نشد و همیشه تنها اعزام شدهام. تنها خواستهام این بود که در رویداد بزرگی مانند المپیک، که اولین حضورم هم بود، مربیام را اعزام کنند. من تنها دوندۀ تیم بودم و هیچ مربی تخصصی برای ورزش دو وجود نداشت و تمام مربیها، مربی پرتاب بودند، اما ایشان را اعزام نکردند. بهعلاوه رفتارهای نامناسبی با من داشتند؛ میگفتند شاید مدال نگیری و من را رنک چهار حساب کردند.
دلیلشان برای اعزامنکردن مربی چه بود؟
هربار دلایل متفاوتی میآوردند؛ ابتدا گفتند کمبود سهمیه داریم، بعد اعلام کردند که تعداد اعزامشوندگان ما محدود است، بعد از آن گفتند که من رنک چهار هستم و اولویت با افرادی است که مدال میگیرند. در نهایت هم گفتند که مربی پرتاب میتواند کمک کند، درصورتیکه حدود پانزده روز در آنجا بدون مربی بودم؛ در واقع بالای سر من بودند، اما مربی که بتواند به من کمک تکنیکی کند، حضور نداشت.
حتی در این دورۀ پارالمپیک، بدون راهنما مدال نقره را کسب کردید. چقدر برای شما نداشتن یک همراهدونده، چالش بود؟
همراهدوندهداشتن بسیار زیاد تأثیرگذار است؛ زیرا در همین مسابقه، همراهدوندهها در ته خط بسیار به دوندهها کمک میکردند و آنها را بهسمت خط پایان میکشاندند، اما از آنجا که همراهدونده باید رکوردش از خود دونده حدود پنج تا شش ثانیه بهتر باشد و بدنش کم نیاورد، در ایران همراهدوندۀ زن با این ویژگی وجود ندارد، مجوزی هم برای همراهدوندۀ مرد داده نمیشود و بههمیندلیل، ناچارم در مسابقات بهتنهایی بدوم؛ اما همانطور که داشتن همراهدونده مزایا دارد، ممکن است به ضرر ورزشکار باشد؛ چرا که اگر همراهدونده خطا کند، ورزشکار نیز حذف میشود.
در مسابقات قبلی هم با این چالش مواجه بودید؟
بله؛ در این ۹ سالی که در مسابقات شرکت میکنم، بدون همراهدونده بودهام. حتی در مسابقات پاراآسیایی هانگژو در مقدماتی چهارصد متر به دلیل اینکه پایم روی خط رفت، از من خطا گرفتند و حذف شدم؛ د حالیکه اگر همراهدونده داشتم، چنین اتفاقی نمیافتاد.
برنامهتان بعد از این مدال چیست و با وجود چالشهایی که مطرح کردید، قصد دارید چگونه این ورزش را ادامه دهید؟
به دلیل عشقی که به ورزش دارم و اهداف و حال خوب خودم، ادامه میدهم. مسابقۀ بعدی مسابقات پاراآسیایی ۲۰۲۶ است که در ژاپن برگزار میشود، اما هدف اصلی من طلای پارالمپیک و رکورد جهان است. امیدوارم بتوانم در مسابقات پارالمپیک ۲۰۲۸ حضور داشته باشم و با یک مدال خوشرنگ برگردم.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«گلپایگان» چگونه شهر مانده است؟
سقف وام زنان دهکهای ۱ تا ۵ افزایش یافت
«پیام ما» اهمیت سلامت مادران باردار را در پی مرگ مادر باردار چابهاری بررسی میکند
تکرار کابوس تولد مرگبار
رفع موانع قانونی در دستور کار
وزارت کشور به دنبال رفع موانع گواهینامه موتور زنان
گفتوگو با دختر مکانیکی که سعی در تغییر کلیشههای جنسیتی دارد
حرفهها جنسیت ندارند
گفتوگوی «پیام ما» با خانواده مادری که برای زایمان به بیمارستان رفت و زنده نماند
مرگ مادری به بم رسید
شرایط جدید بازنشستگی در برنامه هفتم
جزئیات افزایش سابقه خدمت برای بازنشستگی بر اساس برنامه هفتم
فروش مو در فضای مجازی
از فشار اقتصادی تا پیامدهای روانی و حقوقی
گزارش «اکولوژیست» از حافظان طبیعت لبنان که پس از مرگ «مونا خلیل» حفاظت از لاکپشتها را ادامه میدهند
دریـــا پیش روی شماست
گزارش مرکز آمار از بهار ۱۴۰۵
شکاف جنسیتی در بازار کار و افزایش نرخ بیکاری زنان
وب گردی
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید