بایگانی مطالب: جنگ
بیرسانه، بیدفاع؛ ایران در جنگ روایت تنهاست
از کرمانشاه تا سووکا: دو روایت، دو راهبرد رسانهای
امید برای بازگشت
بیهیچ تردیدی تجاوز به ایران محکوم است
زخم مکرر خوزستان
پیکر هفتساله را خاک هم گردن نمیگیرد. خاک خوزستان شرم میکند از اینکه کودکان هنوز نابالغ و ناشکفته را به خوابی ابدی همراهی کند. مگر چند سال از تحمیل جنگی خانمانسوز گذشته است که حالا یکبار دیگر نوبت مرگ جانسوز کودکان فرارسیده باشد؟ کاش مادرش نداند. کاش پدرش نبیند. نه میدانند و نه میبینند. آرمین بههمراه پدر و مادر، زیر آفتاب داغ اندیشمک، روی زمینی تفیده به قصد کشت و زراعت از خانه خارج شدند و هرگز برنگشتند. چه شدند؟ شهید. مگر جنگ تمام نشده؟ یکبار دیگر به آب و خاک ایران تحمیل شده است.
حافظهای که باید حفظ شود
دربارۀ نگرانی نسبت به آینده کتابخانهها و مراکز آرشیوی و اسنادی ایران
یونسکو باید در شرایط بحرانی به موضوع حفاظت از موزهها ورود کند
|پیام ما| حفاظت از موزهها در شرایط درگیری و جنگ از دغدغههای اصلی حافظان میراثفرهنگی است. اینکه این اقدام با چه ضوابط و اصولی باید صورت گیرد و چه استانداردهایی داشته باشد، یکی از موضوعات بحث در این زمینه است. یونسکو و سازمانهای بینالمللی مرتبط با موزهها و آثار تاریخی تمهیداتی در این زمینه داشتهاند و در زمان جنگ اقدامات بازدارنده و هشداردهندهای را در پیش گرفتهاند. اما درعینحال کشورهای درگیر جنگ هم باید اقدامات حفاظتی ویژهای برای شرایط بحران انجام دهند. اقداماتی که دامنه آن، از دیجیتالیسازی و بستهبندی ویژه برخی اشیا تا انتقال اشیا به مخازن امن گسترده است. در آغازین روزهای جنگ اخیر در ایران معاونت میراثفرهنگی از تعطیلی موزهها و انتقال اشیا به مخازن امن خبر داد. اما این انتقال باید استانداردهای ویژهای داشته باشد و مخازن امن باید شرایط و ویژگیهایی داشته باشد که «محمدرضا کارگر» در گفتوگو با «پیام ما» به تفصیل به آنها اشاره کرده است. او در سخنانش تأکید میکند در درگیریهای بین دو کشور، یونسکو باید موضوع حفاظت از موزهها و آثار تاریخی را پیگیری کند و طرفین را نسبت به ضوابط حفظ آثار تاریخی در جریان جنگ آگاه سازد و هشدارهای لازم را به آنها بدهد. با اینهمه جنگ نسبتی با این دغدغهها ندارد. تنها میتوان میزان آسیبها را با مطالبات بینالمللی و کنوانسیونهای مختلف به حداقل رساند.
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
یک چمدان اضطراب و نگرانی
ورودی شهر رشت و در نزدیکی ترمینال مسافربری «گیل»، پر از آدمهایی است که زندگیشان را در یک چمدان جا کردهاند و آمدهاند. چند کیلومتر آنطرفتر، ماشینها از شدت ترافیک بهندرت تکان میخورند. چشم که بچرخانی، از هر ۱۰ پلاک ماشین، حداقل سه پلاک برای تهران یا شهرهای دیگر است. برخی جایی برای ماندن دارند؛ قرار است در ویلا و خانه خودشان، یا در خانه دوست و آشنا یا اقوامشان بمانند. برخی دیگر اما بلاتکلیفترند. پناهگاهشان یک چادر مسافرتی یا همان ماشین کوچکشان است. بااینحال، هر دو گروه در یک موضوع مشترکند؛ ماندنشان در گیلان نامعلوم است و نمیدانند قرار است چه بلایی بر سر خانه و زندگی و آیندهشان بیاید.
جنگنامه یک پرستار
