بایگانی مطالب: میراث
اعتراف، انتقاد یا شعار؟
|پیام ما| یک مناسبت دیگر از سر میراث فرهنگی ایران گذشت و بزرگداشت و سخنرانی و برنامه و نشست هم بهبهانه آن برگزار شد. سخنانی گفته شد و نقدهایی مطرح شد؛ گاهی تکراری، گاهی هم مناسب تیتر یک خبرگزاریها، گاهی نقدی محافظهکارانه یا جسورانه، و گاهی وعدهای که گوینده هم به تحققش امیدی ندارد. اما آنچه در پس تمام این اتفاقات حقیقتی عریان را به نمایش میگذارد، وضعیت بناها و محوطههای تاریخی است که همچنان بدون هیچ تغییر مثبتی قرار است به حال خود رها شوند و شاید ماندن در وضعیت فعلی و تشدید نشدن بحرانهای موجود در آنها بهترین اتفاقی باشد که برای این محوطهها و بناها میافتد. نگاهی به اظهارات و واکنشها و نقدهای مطرحشده در این چندروز در نشستهای مختلف و کنار هم گذاشتن سخنان و کارنامه عملکرد دستگاهها و انجمنها و شوراهای تخصصی نشان میدهد قرار نیست کسی در روال و روند مدیریتش تغییری ایجاد کند. قرار نیست محوطهها و بناهای تاریخی و در نگاهی جامعتر، میراث فرهنگی ایران شاهد تغییری مثبت در حوزه مدیریت باشد.
بلندمرتبهسازی؛ کابوس جدید بافت تاریخی شیراز
|پیام ما| تصاویر منتشرشده از بافت تاریخی شیراز خبر از اجرای پروژه ساختمانی بزرگمقیاسی در محدوده ثبتملیشده این بافت میدهد. پروژهای که هنوز جزئیات آن مشخص نیست، اما در تخلف صورتگرفته در آن تردیدی نیست. روز پنجشنبه انجمن صنفی مرمتگران آثار تاریخی استان فارس از فعالیت تاورکرین و ماشینآلات سنگین در بافت تاریخی شیراز، مرز ممنوعه مداخلات عمرانی، خبر دادند. گویا بعد از جولان لودرها حالا نوبت به خودنمایی جرثقیلها در آسمان بافت تاریخی شیراز رسیده است. براساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا بهنقل از این انجمن منتشر کرد، همزمان با روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی، انجمن صنفی مرمت استان فارس در قالب بیانیهای درباره تحرکات تازهای که در بافت تاریخی شیراز مشاهده شده و همچنین، خطراتی که مجموعه ثبتشده این بافت را تهدید میکند، هشدار داده است. حال باید دید متولیان حفاظت از این اثر ملی چه توجیهی برای جولان جرثقیلها در آسمان این شهر دارند.
آینده چگونه حافظ گذشته میشود
|پیام ما| شناخت گذشته بیش از هر زمان دیگری با کمک ابزارهای آینده ممکن شده است. هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، دیگر فقط ابزارهای تخصصی برای حوزههای خاص نیستند؛ آنها سالهاست که به کمک تاریخ و میراث فرهنگی آمدهاند. از رباتهای راهنمای موزه گرفته تا الگوریتمهایی که کیفیت کاوشهای باستانشناسی را دگرگون کردهاند، از آرشیوهای دیجیتال گرفته تا تکنیکهای مستندسازی و رمزگشایی دادههای تاریخی، همه در خدمت حفظ، معرفی و بازآفرینی میراث فرهنگی هستند. اما در کشوری چون ایران، با گنجینهای غنی از تاریخ و تمدن، نهتنها بهرهای از این فناوریها گرفته نمیشود که حتی ابتداییترین اصول حفاظت و معرفی آثار تاریخی نیز نادیده گرفته میشود. روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی، بهانهایست برای مرور وضعیت میراث فرهنگی در جهانی که بهسرعت در حال تحول است؛ جهانی که از ابزارهای نوین برای شناخت بهتر ریشهها و روایت دقیقتر گذشتهاش بهره میبرد. نگاه به وضعیت امروز میراث فرهنگی ایران، تصویری نگرانکننده ترسیم میکند: فرونشست زمین، آرام و بیصدا، آثار ارزشمند تاریخی را تهدید میکند؛ بسیاری از بناها و محوطههای تاریخی زیر سایه بیتوجهی و نبود برنامههای اصولی، روزبهروز فرسودهتر میشوند. نبود ساختارهای مشخص برای مستندسازی و اطلاعرسانی، نهتنها پژوهشگران و علاقهمندان را از دسترسی به اطلاعات پایه محروم کرده که راه معرفی و آشنایی بیشتر با میراث تاریخی برای عموم مردم را مسدود کرده است. نگاههای محدودکننده به دادههایی که میتوانند بستری برای شناخت بهتر میراث باشند هم این شکاف را عمیقتر کرده است. فاصله ما از استانداردهای جهانی، روزبهروز بیشتر میشود. درحالیکه بسیاری از ابزارها در دسترساند، اما آنچه جای خالیاش بیش از هر چیز احساس میشود، ارادهای جدی برای استفاده درست از این ظرفیتها در مسیر حفاظت، معرفی و آگاهیبخشی پیرامون میراث فرهنگی است.
پادکست ۲۶ فروردین ۱۴۰۴
نوروز سرد صنایعدستی در داغی دلار
نوروز همواره یکی از اصلیترین فصلهای فروش برای فعالان صنایعدستی در سراسر کشور بوده است. اما نوروز ۱۴۰۴ با آنچه انتظار میرفت، فاصلهای چشمگیر داشت. با وجود افزایش چشمگیر سفرهای نوروزی، بسیاری از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایعدستی که بهشکل ثابت در فروشگاههای دائمی خود فعالیت میکنند، از کاهش محسوس فروش در مقایسه با سالهای قبل خبر میدهند. آنها میگویند مشتری هست، اما خرید نیست. گزارش حاضر حاصل گفتوگو با شش نفر از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایعدستی در رستههای متنوع از نقاط مختلف کشور است. گفتوگوهایی که پرده از دغدغههایی مشترک و ساختاری برمیدارد؛ از نبود حمایت اصولی گرفته تا سیاستگذاریهایی که در عمل به زیان فعالان ثابت این حوزه تمام شده است.
پادکست ۲۴ فروردین ۱۴۰۴
حل معمای آپادانا
|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی بهیادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما بهجا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستانشناسان بسیاری تلاشهایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سالها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستانشناسان روشن شده است. معدنی که سنگهای این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی در خاورمیانه در سالهای اخیر است و علاوهبر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل میکند، میتواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی
|پیام ما| مرکز پژوهشهای مجلس در اظهارنظری کارشناسانه درباره لایحه اصلاح قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی-فرهنگی، این لایحه را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهایی برای بهبود آن ارائه کرده است. یکی از مهمترین مواردی که این گزارش بر آن تأکید دارد، موضوع مردمیسازی حفاظت از این بافتها و همچنین تأمین منابع مالی پایدار برای این حفاظت است. اما نکته قابلتوجه در این گزارش تأکیدی است که بر موضوع بیمه بناهای تاریخی شده است. مسئلهای که بارها از سوی ناظران و کنشگران مطرح شده، اما موانع متعدد باعث کنار گذاشتن آن شده است. این گزارش اما راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه کرده است که میتواند راهگشا باشد؛ هرچند موانع دیگر از جمله عدم تمایل شرکتهای بیمه به این مقوله بهدلایل مختلف، همچنان بر قوت خود باقی است.
سریال تاریخی علیه بنای تاریخی؟
سه سال پیش وقتی فیلمبرداری سریال سووشون در باغ عفیفآباد و مسجد نصیرالملک شیراز همراه با وارد آوردن آسیب به این آثار ملی شد و اعتراض فعالان میراث فرهنگی و کنشگران محلی را بهدنبال داشت، «نرگس آبیار» در صفحه اینستاگرامش توضیحاتی را منتشر و در بخشی از آن تأکید کرد: «خودم یک فعال میراث فرهنگی هستم و دغدغه میراث فرهنگی دارم.» اما او بهعنوان «فعال میراث فرهنگی» وقتی سریال بعدی خود را کلید زد و باز هم برای لوکیشن سریالش به سراغ بناهای تاریخی رفت، باز هم بیتوجهی به ضوابط میراث فرهنگی در حفاظت از بناهای تاریخی را در پیش گرفت. چندی پیش تصاویری از حسینیه امینیها در قزوین منتشر شد که نشان میداد عوامل سریال «بامداد خمار» بدون توجه به قدمت بنا داربستها و الحاقاتی به آن اضافه کردهاند و حالا تصاویری از مسجد عتیق قزوین منتشر شده است که نشان میدهد دیوارهای این بنای ثبت ملی بهشکل غیرمسئولانهای توسط گروه فیلمبرداری رنگی شده و آسیب دیده و بعد از اتمام فیلمبرداری به حال خود رها شده است؛ هرچند پس از رسانهای شدن موضوع، روابطعمومی این سریال رنگپاشی به دیوارهای مسجد را تکذیب و اعلام کرد: «تا جایی که امکانپذیر بوده از دیوارهای کاذب و پرتابل در این پروژه استفاده شده است». این اولینبار نیست که موضوع آسیب گروههای فیلمبرداری به بناهای تاریخی موجب نگرانی میشود. پیشازاین، بارها این مسئله محل اعتراض فعالان میراث فرهنگی بوده است، اما گویا نه وزارت میراثفرهنگی در اجرای قانون جدیت لازم را دارد و نه گروههای فیلمبرداری توجهی به رعایت ضوابط فعالیت در این اماکن دارند.
خطر فروریختن خانه باقرخان «سالار ملی» در تبریز
خانه تاریخی منتسب به باقرخان، سالار ملی از قهرمانان جنبش مشروطه ایران با وسعت 4850 متر مربع در تبریز رها شده و احتمال فروریختن آن به دلیل فرسایش بنا افزایش یافته است.
