بایگانی مطالب برچسب: کشاورزی

ذخایر سوخت نیروگاه‌ها مطلوب است

|پیام‌ما| زمستان سال گذشته، نبود سوخت کافی در نیروگاه‌ها، کمبود گاز و سوخت مایع یکی از علت تداوم خاموشی‌های تابستانه تا پاییز و زمستان اعلام شد. حالا در نخستین روز پاییز سخنگوی دولت می‌گوید نیروگاه‌های تجدیدپذیر به کمک کاهش مصرف سوخت برای تولید برق آمده‌اند و هم‌زمان وضعیت ذخیره‌سازی سوخت نیروگاهی نیز شرایط مطلوب‌تری دارد. «فاطمه مهاجرانی» در پاسخ «پیام‌ ما» گفت: «ذخایر سوخت در نیروگاه‌ها وضعیت بهتری نسبت به سال گذشته دارد. سال ۱۴۰۳ من این عدد را اعلام کرده بودم که ذخایر سوخت ما در اول شهریور سال گذشته، حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد کمتر از اول شهریور ۱۴۰۲ بود. امسال شرایط بهتر است، اما همچنان موضوع مدیریت مصرف موضوع بسیار جدی‌ای است. افزایش تولید یک موضوع است و جلوگیری از افت فشار و تلفات و مدیریت مصرف موضوع دیگری است که باید روی آن کار شود.»‌

تشنه در خانه، پر تنش در مرزها

باید به فکر همکاری افتاد. تقابل و انفعال، رفتار عمومی دیپلماسی آب ایران بوده است. نتیجه این شد که سیاست‌های همسایگان ما، جز تنش آبی، دستاوردی برای ما نداشته است. درواقع، مسئله دیپلماسی آب فعال بودن یا نبودن نیست، موضوع اصلی تغییر پارادایم و زبان مذاکره است. امروز سرنوشت جمعی و بحران‌های محیط‌زیستی ارزش‌های جهانی است. توسعه پایدار یک موضوع صرفاً ملی نیست، باید در قالب سرنوشت مشترک جمعی به آن فکر کرد. این زبان را ایران باید تقویت کند.

فاجعه خام‌فروشی منابع‌طبیعی

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران در رابطه با میزان رشد اقتصادی سه‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد اقتصاد ایران با کاهش تولید ناخالص داخلی مواجه شده است. در این گزارش رشد مثبت ۲.۳ درصدی بخش معدن در نگاه نخست نویدبخش به‌نظر می‌رسد، اما «مرتضی افقه»، اقتصاد‌دان، معتقد است این رشد یک واقعیت تلخی را پنهان می‌کند. رشد اقتصاد معدن نه نشانه رونق تولید، بلکه ادامه مسیر خام‌فروشی منابع‌طبیعی است. ایران برای جبران کاهش درآمد نفتی به سراغ معادن رفته و آنها را به‌صورت خام صادر می‌کند.

اعلامیه فوت قناتی زنده

«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئت‌امنای قنات و بهره‌برداران محلی در جلسه‌ای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاری‌اش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگ‌های نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب می‌کند. با لوله پولیکایی که از قنات به‌سمت زمین‌های کشاورزی کشیدند، مزرعه‌هایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه می‌شود؟

تیشه به ریشه چای

بیش از بیست سال است که باغ‌های چای یکی پس از دیگری به ویلا تبدیل می‌شوند. کشت چای ایرانی دیگر برای کسی نمی‌صرفد. باغ‌ها فرسوده‌اند و هزینه بهزراعی آنها بسیار بالاست. حالا چایکاران می‌گویند همه این مشکلات را یک‌سو بگذارید، انحلال سازمان چای و ادغام آن در وزارت جهادکشاورزی تیشه به ریشه چایکاری در شمال کشور است. چنانکه بیست سال پیش وقتی با دستور «سید محمد خاتمی»، رئیس‌جمهوری وقت، این سازمان منحل شد، ۷۲ هزار خانوار روستایی از کشت چای روی‌ گرداندند و بازار واردات چای داغ و داغ‌تر شد. همچنین در مدت کوتاهی بالای ۲۰۰ تن چای در انبارهای تهران فاسد شد. وارداتی که نشانی از معیشت جامعه محلی در آن نبود. حالا وزیر جهادکشاورزی دولت چهاردهم می‌گوید نیازی به سازمان چای نیست و می‌خواهد آن را به حدود یک اداره‌کل تقلیل دهد. چایکاران و کارشناسان می‌گویند این‌بار ۲۲ هزار هکتار باغ چای در گیلان و مازندران از بین خواهد رفت.

چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی با تضعیف حکمرانی منابع‌طبیعی؟

بهشت شادگان جهنم نفتی شد

اکتشاف نفت در تالاب بین‌المللی شادگان، بعد از سه سال، حالا به مرز فاجعه رسیده است؛ فاجعه انسانی و محیط‌زیستی‌‌ای که پیش‌ازاین نیز پروژه‌های نفتی در خوزستان به بار آورده بودند. اخیراً یکی از کارگران اکتشاف نفت در تالاب شادگان کشته شد. این تمام فاجعه نیست، هر روز تعدادی تا پای مرگ می‌روند. شرایط غیرانسانی این کارگران از یک‌سو و دست‌اندازی به زیستگاه‌های امن تالابی از سوی دیگر، یادآور سناریوی تلخ تخریب‌های نفت در هورالعظیم با دخالت چینی‌هاست که قدم‌به‌قدم در تالاب شادگان در حال اجراست. «علیرضا جنامی»، کارگر ۲۷ساله اکتشاف نفت، حدود دو ماه پیش، هنگام عملیات لرزه‌نگاری در تالاب شادگان کشته شد. این خبر که با عنوان گرمازدگی منتشر شده بود، در میان اخبار گم شد. تا وقتی که ۱۲ شهریور باز گروهی از کارگران لرزه‌نگاری نفت به‌خاطر گیر افتادن در زمین‌های باتلاقی تا پای مرگ پیش رفتند و استانداری خوزستان اعلام کرد: «هشت تکنسین شرکت اکتشاف نفت که در تالاب شادگان گرفتار شده بودند، از خطر مرگ نجات یافتند.»

میراث را به یونجه فروختند

اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی آذربایجان‌غربی؛ جایی که گمان می‌رود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکان‌دهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشت‌وکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطه‌ای که کشفیات آن جامعه‌ باستان‌شناسی را به سرنخ‌های دنیای کهن متصل می‌کند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیری‌های «پیام ما» اما به نتایج عجیب‌تری هم می‌رسد؛ مدیران میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها، خودشان اجازه کشاورزی را داده‌اند! بررسی‌های بعدی گویای آن است که اجاره‌ دادن زمین‌های عرصه و حریم محوطه‌های باستانی که به تملک وزارت میراث‌فرهنگی درآمده‌اند، در استان آذربایجان‌غربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراث‌فرهنگی این استان، به آن وجهه‌ حفاظتی و قانونی می‌دهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراث‌فرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار می‌داند و مدیرکل میراث‌فرهنگی استان آن را تکذیب می‌کند، این رویه اما روی عرصه تپه‌های باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موت‌آباد» دیده می‌شود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراث‌فرهنگی شهرستان‌ها از کشاورزان اجاره‌بها می‌گیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمی‌رسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراث‌فرهنگی نظارت نشده و هیچ‌ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطه‌های باستانی نشده است؟