بایگانی مطالب برچسب: کشاورزی

آینده تاریک «سفیدرود»

خودکشی تمدنی در هورالعظیم

غرب ایران و شرق عراق در چند سال آینده غیر قابل سکونت می‌شود

دریاچه‌ ارومیه نگینی که دیگر فیروزه‌ای نیست!

دریاچه ارومیه؛ آینه اقلیمی ایران

یک فیلم، یک تایم‌لپس ماهواره‌ای و یا یک عکس نوستالژیک از سال‌های دور از ارومیه پرآب با کپشن «مرگ و نابودی»؛ روزی نیست که این تصاویر تن و روان ما را نلرزاند و آهی به افسوس نکشیم! نگین فیروزه‌ای شمال‌غرب این روزها به کما رفته و این‌بار فقط چند لکه آب کم‌عمق و قرمزرنگ در خود دارد و عملاً خشک شده است. هامون و گاوخونی و بختگان و جازموریان کم بود، دریاچه بزرگ و پهناور ارومیه که تا همین سی سال پیش با ۳۲ میلیارد مترمکعب اندوخته، پرآبی و پیشروی آب آن باعث زحمت و دردسر اهالی حاشیه آن می‌شد، الان به یک شوره‌زار بی‌انتها و وهمناک تبدیل شده است. مردمان حاشیه این دریاچه اکنون به سوگ این پهنه آبی که نمادی هویت‌مند برای آنها بود، نشسته‌‌اند و یک اضطراب جمعی از این سؤال بی‌پاسخ که سرنوشت این دریاچه چه خواهد شد، تمام شهرها و مردم حاشیه آن را در خود گرفته است.

کوچ پاییزه، دام تشنه

با رسیدن آخرین ماه تابستان، کوچ پاییزه عشایر آغاز شده و حالا ایل‌به‌ایل و طایفه‌به‌طایفه براساس زمانبندی اعلامی از سوی دولت روانه قشلاق خواهند شد. با این‌همه تابستان خشک ۱۴۰۴ مشکل بزرگی پیش روی عشایر گذاشته است: کمبود علوفه. اهالی ایل می‌گویند دولت باید در تخصیص علوفه یارانه‌ای حمایت بیشتری داشته باشد، وگرنه عشایر ناگزیر از فروش دام‌های خود هستند. مسئله‌ای که درصورت فراگیری، تولید و توزیع گوشت قرمز در کشور را با مشکل روبه‌رو می‌کند. مسئولان امور عشایری در استان‌ها کمبود علوفه و آب برای احشام ایلات را تأیید می‌کنند، اما دولت هنوز برنامه‌ای برای تأمین این اقلام اعلام نکرده است.

۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی

اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوش‌هایشان غرش سنگ‌هایی که به‌دلیل برداشت بی‌رویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخ‌ترین صدایی است که شنیده‌اند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانه‌هایشان شوند، فراموش نکرده‌اند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاش‌هایی برای راه‌اندازی دوباره به راه افتاده، آن‌هم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبه‌روی روستای خالی‌شده برای ساخت‌وساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه می‌نگرند، به روستای آبا و اجدادی‌شان که حالا خالی از سکنه شده است.

توسعه در دل غذا صنایع‌دستی و قصه‌های محلی

چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشه‌های توسعه. اما در میان این‌همه خط‌کشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خط‌ها و نقشه‌ها اگر به درد زندگی واقعی آدم‌ها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسه‌ای که برای حفاظت از محیط‌زیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جاده‌ای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیات‌وحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایع‌دستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه می‌کشید، حالا با زنان و مردانی کار می‌کرد که باید محصولاتشان را استاندارد و به‌روز می‌کردند تا کاربران امروز، قصه‌هایشان را بشنوند. رفت‌وآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازه‌ای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایع‌دستی تا شنیدن داستان‌های بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظت‌شده بردارد. تجربه‌ای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.

کسب‌وکارهای کوچک ستون پنهان تاب‌آوری اقتصادی

در سال‌های اخیر، اصطلاح «تاب‌آوری اقتصادی» به یکی از پرتکرارترین کلیدواژه‌ها در ادبیات اقتصادی و سیاسی ایران تبدیل شده است. تاب‌آوری اقتصادی در ساده‌ترین تعریف به توانایی یک اقتصاد برای تحمل و عبور از شوک‌ها، بحران‌ها و فشارهای بیرونی اطلاق می‌شود؛ شوک‌هایی که می‌تواند ناشی از تحریم‌های بین‌المللی باشد یا ریشه در بحران‌های داخلی مانند تورم، رکود و نوسانات ارزی داشته باشد. اما پرسش اساسی اینجاست: این تاب‌آوری بر دوش چه کسانی بنا می‌شود؟ صنایع بزرگ و دولتی که وابسته به سرمایه‌های کلان هستند، یا شبکه گسترده‌ای از کسب‌وکارهای کوچک که در دل شهرها و روستاها فعالیت می‌کنند؟ نگاه به تجربه اقتصادی سایر کشورهای جهان نشان می‌دهد که کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، ستون‌های اصلی تاب‌آوری‌اند.