بایگانی مطالب برچسب: پژوهشگاه میراث
معمای اصفهان
محوطه تاریخی کمرزرین اصفهان این روزها به مهمترین کانون توجه در حوزه باستانشناسی شهری تبدیل شده است. اهمیت این محدوده ازآنروست که در قلب هسته اولیه شهر اصفهان قرار دارد و هر برداشت یا نتیجهگیری درباره آن، میتواند روایتهای تاریخی موجود را دگرگون کند. در تازهترین اظهارنظرها، «علی شجاعیاصفهانی»، سرپرست هیئت باستانشناسی کمرزرین، تأکید کرده فرضیه وجود بناهای فاخر دوره سلجوقی یا دیلمی در این محوطه، نه بر مبنای حدس و گمان، بلکه براساس مجموعهای از منابع مکتوب تاریخی، بررسیهای زیرسطحی و دادههای میدانی تقویت میشود. او با اشاره به سفرنامه کسانی چون «ژان شاردن» و «انگلبرت کمپفر» و همچنین یادداشت پژوهشگرانی مانند «هاینتس گاوبه»، این منابع را مکمل کاوشهای میدانی میداند و معتقد است چنین دادههایی میتوانند جایگاه کاخها یا بناهای حکومتی را در این محدوده روشنتر کنند. طرح فرضیه وجود کاخ سلجوقی در کمرزرین اما واکنشها و نقدهای متعددی را در میان باستانشناسان و صاحبنظران برانگیخته است. این گزارش تلاش دارد با بهرهگیری از دیدگاه باستانشناسان و استادان دانشگاه، این موضوع را تحلیل کند.
ایران بیموزه
میخواست با دستهای خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سالها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایهای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. میخواست موزهاش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او میدانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین میکند. بهدنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمیشناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعدههای بیسرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار ماندهاند و هنوز نامهنگاریها و پیگیریهایشان ادامه دارد، اما بیتوجهیها و تنگنظریها هم به قوت خود باقیاند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایبرئیس هیئتمدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفتوگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفتهاند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
بازگشت سلاطین مغول
|پیام ما| در جدیدترین فصل کاوشهای محوطه جهانی سلطانیه که از مردادماه جاری آغاز شده است، باستانشناسان آرامگاهی سلطنتی را از خاک بیرون کشیدند. بهگفته سرپرست این کاوش، شواهد نشان میدهد این آرامگاه متعلق به یکی از اعضای خانواده سلطنتی ایلخانان مغول است. مطالعات باستانشناسان در کنار گنبدسلطانیه تا شهریورماه ادامه خواهد داشت. کاوشهایی که بعد از سالها در محوطه این مجموعه جهانی از سر گرفته شده است.
دارابگرد در گرداب فروچالهها
ثبت جهانی دارابگرد، سالها یکی از وعدههای مدیران استان فارس و شهرستان داراب به مردم بوده، وعدهای که گویی مدیران قرار نیست برای تحقق آن گام اجرایی بردارند. بیش از یک دهه است که فعالان میراث فرهنگی درباره تبعات فرونشست در این منطقه و همچنین گسترش حفاریهای غیرمجاز هشدار میدهند. فرونشست در دارابگرد آنقدر پیشروی کرده و چاههای غیرمجاز آنقدر جان زمین را مکیدهاند که در این محدوده به جای شکافهای ناشی از فرونشست باید از «فروچالهها» سخن گفت. فروچالههایی که عمق برخی از آنها تا دو متر هم میرسد و این روند رو به افزایش است. با اینهمه هنوز مطالعات دقیقی در این زمینه در دارابگرد صورت نگرفته است. سیاست و رویکرد مدیران اما همچنان وعده ثبت جهانی است. با وجود چالشها و مشکلات و تهدیدات جدی پیرامون این اثر باستانی، باید پرسید که ثبت جهانی این اثر چه گرهی از مشکلات آن باز خواهد کرد؟ آیا الزامات حفاظتی مورد نظر یونسکو در مورد این اثر رعایت شده است؟ پس از یک دهه از تشدید فرونشست در عرصه و حریم این اثر چه اقدامی برای کنترل آسیبهای ناشی از آن در این محدوده صورت گرفته است؟ حتی اگر یونسکو با ثبت این اثر در فهرست میراث جهانی موافقت کند، چه برنامه حفاظتی برای آن تدوین شده است؟
میراثفرهنگی قلمروی بیدفاع
|پیام ما| روزهای ابتدای حمله اسرائیل به ایران بود که خبر حمله به منطقهای در نزدیکی تاقبستان کرمانشاه منتشر شد. این خبر وقتی کنار این پیشزمینه ذهنی که پایگاههای نظامی متعدد در نزدیکی این اثر ارزشمند قرار دارند، قرار میگرفت، نگرانی را تشدید میکرد. تاقبستان از خطر جنگ در امان ماند، بسیاری از محوطههای باستانی دیگر هم، اما این نگرانی که این آثار در معرض تهدید قرار دارند همچنان به قوت خود باقی است. شیوه حفاظت از محوطهها و آثار تاریخی و باستانی که در فضای باز و وسیع قرار دارند، با توجه به گستردگی آثار در ایران، همواره محل بحث بوده است. در هشتاد و دومین نشست ایکوم هم این موضوع محور بحث کارشناسان بود. کارشناسانی که معتقد بودند آموزش و ثبت و مستندسازی ضروریترین اقداماتی است که باید برای حفاظت از این آثار صورت گیرد. آنها بر مسئله صلح تأکید کردند؛ بهترین راه حفاظت از میراثفرهنگی پیش از تمام پروتکلها و دستورالعملها، این است که جنگی شکل نگیرد و کشورها از جنگهای ویرانگر تاریخ عبرت بگیرند و آتشافروزان جنگ نباشند. در کنار این دیدگاه، مواردی نیز درباره حفاظت از محوطههای تاریخی و باستانی در این نشست مطرح شد.
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
میراث شهریار عدل
۱۰ سال گذشت، از زمانی که تلخیهای پیدرپی میراثی، روح خسته «شهریار عدل» را هم بیتاب کرد؛ مردی که همه عمرش یکتنه برای حفاظت از میراث کشورش جنگید، تا صبح یکشنبه، ۳۱ خرداد سال ۹۴، که قلبش بیطاقت شد. شهریار، تمرکز علمی خود را روی جهان ایرانی قرار داده بود، اما روزهای بعد از درگذشتش بهدرستی درباره او گفتند: «شهریار عدل کسی بود که هرچند در مجامع مهم بینالمللی شناخته شده و صاحب اعتبار و نفوذ بود، اما در کشور خود آنچنانکه شایسته بود قدر ندید و بر صدر ننشست.» قرار بود این گزارش در خردادماه منتشر شود، اما جنگ مجال نداد تا امروز.
متروی اصفهان زیر ذرهبین یونسکو
مسجدجامع عتیق اصفهان، از کهنترین و اصیلترین بناهای مذهبی ایران، نهتنها میراثی بیبدیل در عرصه معماری اسلامی بلکه نمادی زنده از تداوم حیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شهر اصفهان در طول بیش از هزار سال است. این بنای تاریخی که در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته، همچون کتابی گشوده، روایتگر لایههای مختلف تاریخ معماری ایران از دوران آلبویه تا عصر قاجار است. گچبریهای منحصربهفرد، منارههای کهن، شبستانهای چنددورهای و ایوانهای باشکوه این مسجد، آن را به یکی از نمونههای برجسته در تاریخ تمدن اسلامی بدل کرده است. اهمیت این بنای سترگ تنها به جنبههای معماری و مذهبی آن محدود نمیشود. مسجدجامع اصفهان در سال ۲۰۱۲ میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد و ازآنپس هرگونه فعالیت عمرانی و زیرساختی در محدوده آن، زیر ذرهبین نهادهای بینالمللی قرار دارد. عبور پروژههای کلان عمرانی در نزدیکی چنین آثاری، همواره با حساسیتهای فراوانی از سوی جامعه جهانی، فعالان میراثفرهنگی و حتی افکار عمومی همراه بوده است. در ماههای اخیر، عبور خط دوم متروی اصفهان از جوار این بنای تاریخی، توجه رسانهها و کارشناسان را به خود جلب کرده و سازمان یونسکو نیز از دولت ایران توضیح خواسته است. این موضوع، پرسشهای جدی را در سطح ملی و بینالمللی مطرح کرده؛ از جمله اینکه آیا عبور مترو از این محدوده میتواند به این بنای تاریخی لطمه وارد کند؟ چه میزان از الزامات فنی و میراثی در طراحی مسیر مترو لحاظ شده است؟ و اینکه درصورت اثبات تهدید، چه سرنوشتی در انتظار مسجدجامع اصفهان و جایگاه جهانی آن خواهد بود؟ در شرایطی که افکار عمومی اصفهان با حساسیت ویژهای این موضوع را دنبال میکند، پرداختن به ابعاد فنی، حقوقی و میراثی عبور مترو از حریم این اثر ارزشمند، ضرورتی انکارناپذیر است. بههمینمنظور، در گفتوگو با «امیر کرمزاده»، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان، تلاش کردیم زوایای پنهان و دغدغههای کارشناسی پیرامون این پروژه حساس مورد واکاوی قرار گیرد. این گفتوگو میتواند پاسخگوی پرسشهای فراوانی باشد که این روزها ذهن فعالان حوزه میراثفرهنگی، شهروندان اصفهان و حتی جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است.
