بایگانی مطالب برچسب: مدیریت بحران
ایرانِ پریشان
«زندگی معمولی» بسیاری از ایرانیها در هفتههای اخیر مختل شده. نمونهاش «مریم»، «محسن»، «تینا»، «فاطمه»، «مهدی» و «پریرخ»! آنها عزیزی را از دست ندادهاند، بهشت زهرا و کهریزک نرفتهاند، ناچار نبودند هر لحظه خبرها را دنبال کنند، بهجز یک نفرشان بقیه برای پستهایشان در شبکههای اجتماعی مورد بازخواست قرار نگرفتهاند. با اینهمه همان تصاویر و فیلمهای محدودی که از اشک و خون و عزاداری دیدهاند، آنها را از پا درآورده است. بروز بیرونی آن هم شده درد و عود کردن بیماری!
روایت ناقص مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت
تالابهای ایران، از هورالعظیم و شادگان در جنوبغربی تا گاوخونی، انزلی و میانکاله، در دهههای اخیر به یکی از حساسترین نقاط تلاقی توسعه صنعتی و بحرانهای زیستمحیطی بدل شدهاند. در این میان، شرکتهای نفتی و پتروشیمی بهعنوان بازیگران اصلی اقتصاد انرژی کشور، بیش از هر بخش دیگری در معرض پرسشهای جدی درباره مسئولیت اجتماعی شرکتی (Corporate Social Responsibility – CSR) قرار دارند. آیا مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت و پتروشیمی کشور صرفاً به مجموعهای از اقدامات نمایشی و مقطعی تقلیل یافته، یا میتواند به ابزاری واقعی برای حفاظت از تالابها تبدیل شود؟
«مفتفروشی» آب ادامه دارد
انتظار میرفت لایحه بودجه ۱۴۰۵ که از سوی دولت تدوین و به مجلس شورای اسلامی ارسال شده، پس از تجربه چند سال سخت آبی و به میان آمدن همه مباحث اقتصادی آب و نقش آن در ناترازیها، کمبودها و ازبینرفتن منابع آبی کشور، سختگیرانهتر و با اعدادی واقعیتر تدوین شود. بررسی اعداد مندرج در جداول این لایحه نشان میدهد در بر همان پاشنه سابق میچرخد و «مفتفروشی» آب همچنان ادامه دارد. حتی درصورت برداشت غیرمجاز از چاه غیرمجاز و برای کشت خلاف الگو (همه موارد مغایر قانون)، قیمت جریمه آب برای یک مترمکعب در این لایحه به قیمت یک بسته پفکنمکی ۶۰ گرمی هم نمیرسد. گرچه برخی کارشناسان میگویند حتی درصورت اصلاحات اساسی در قیمت، تعرفهها و جرایم مربوط به آب از سوی دولت هم، مجلس زیر بار آن نمیرود و همین نکته، اصلی است که موجب میشود سازمان برنامهوبودجه کشور بهجای اعمال سیاستهای اعتباری همسو با مدیریت صحیح منابع آبی، محافظهکار و دستبهعصا رفتار کند. محافظهکاری که دود آن درنهایت به چشم منابع آب کشور میرود و شهروندان.
هیچ طرحی برای مهار آتش در جنگل نداریم
نزدیک به ۳۰ روز از شروع آتشسوزی در منطقه حفاظتشده «چهارباغ» میگذرد. بعد از آن، جنگلهای ارسباران، ایلام و مناطق دیگری در مازندران طعمه حریق شدند. شدت آتش بالا و همچنان ضعف مدیریت سازمانهای متولی بیشازپیش عیان بود. در این میان، عدهای خشکدارها یا درختان افتاده و شکسته را عامل آتشسوزی و شدت آن عنوان کردند، افرادی که «وحید اعتماد»، دانشیار گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکده منابعطبیعی دانشگاه تهران، آنها را کسانی میداند که میخواهند از آب گلآلود برای بهرهبرداری از جنگل ماهی بگیرند. نبود مدیریت و وجود نداشتن هیچ زیرطرحی در جنگلداری کشور برای مهار آتش دیگر موضوعاتی بودند که او در گفتوگو با «پیام ما» مطرح کرد.
خیزش ایران برای نجات هیرکانی
در ۲۳ روز آتشسوزی در «منطقه حفاظتشده چهارباغ»، یعنی از ۱۰ آبان تا ۳ آذرماه، فعالان محیطزیست و کوهنوردان از آمل، قائمشهر، تهران، همدان، البرز، اسلامشهر، تبریز، بروجرد، کردستان، اصفهان، شیراز، چالوس، نوشهر، نور، نکا و کلاردشت و شهرهای دیگر عازم منطقه حریق شدند. گروهی از فعالان محیطزیست فارس هم کولهپشتیشان را بستند، از زن و فرزندشان خداحافظی کردند و برای خاموش کردن آتش راهی شدند، اما با اصرار مسئولان بر اینکه کار تمام و آتش خاموش شده، از میانه راه بازگشتند. در میان داوطلبان، یکی کارگر بود، یکی مسافرکش، یکی کشاورز، یکی معلم و یکی کارمند! هدف همگی هم یک چیز؛ «آب زدن بر تن سوخته الیت»!
ارسباران در محاصره آتش
|پیام ما| دوشنبه، سوم آذرماه، هنگام نوشتن این گزارش، سومین روز از آتشسوزی گسترده در منطقه حفاظتشده ارسباران است. هنوز آتش اطفا نشده. تیمهای مردمی و دولتی در منطقه حاضرند، اما خبری از بالگرد نیست. آخرین گزارشها حاکی از آن است که معدود عملیات هوایی نجات هم بهدلیل وزش شدید باد ناکام مانده است. این آتش در قلب منطقه حفاظتشده است و روستای «نمنق» در نزدیکی آن قرار دارد. روز دوم که آتش گسترده بود، درخواست بالگرد بینتیجه ماند و حالا هم فعالان حاضر در منطقه میگویند قطعاً آمدن بالگرد میتواند کمک مهمی برای مدیریت بحران منطقه باشد. این درحالیاست که هفته آخر آبانماه هم چند نقطه از این منطقه درگیر آتش بود و فرمانده یگان حفاظت محیطزیست آذربایجانشرقی در ۲۳ آبان از آتشسوزی در منطقه جنگلی «دیزمار» و ازبینرفتن بیش از ۱۰ هکتار از اراضی خبر داده بود.
«هیرکانی میسوزد؛ ما کجا ایستادهایم؟»
تناقض در دستورات رئیسجمهور
