بایگانی مطالب برچسب: جنگل هیرکانی
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
ردیابها کلید فهم رفتار مرالها
«مرالهایی که طی نسلهای متوالی در اسارت تکثیر شدهاند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیبپذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند، مدیر علمی پروژه «بازوحشیسازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظتشده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونههای گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگیاش در اسارت بوده نزدیک شوند، احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، ادارهکل حفاظت محیطزیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا» از رهاسازی چهار مرال صرفنظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرالها (گوزنهای قرمز) باید به دو دلیل رها میشدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایهگذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشیسازی ناقص میماند و دوم، جلب توجه به جنگلهای هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجهاند. در گفتوگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجهبه بودجه محدود محیطزیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالشهایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گامهای بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیابها اهمیت دارند؟
جامعۀ باستانشناسی ایران خواهان لغو «مصوبۀ الحاق میراث جهانی باغ عباس آباد بهشهر به حریم شهری» شد
نابودی روزانه ۵۰۰ هکتار از سطح جنگلهای کشور در ۱۶ سال گذشته
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیطزیست گفت: آمارها نشان میدهد از سال ١٣٨٣ تا ١٣٩٩ روزانه ۵٠٠ هکتار از سطح جنگلها و مراتع کشور کم شده است.
پایان دوران چوبمحور در جنگلهای هیرکانی
برداشت یا عدم برداشت از درختان شکسته و افتاده همچنان موضوعی داغ در میان کارشناسان است. درحالیکه برخی از اساتید و کارشناسان چنین برداشتی را آسیبزننده به جنگل میدانند و معتقدند کار سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری تأمین چوب برای کارخانهها و درآمدزایی از این طریق نیست، گروه دیگری از کارشناسان و اساتید چنین برداشتی را بهشکل محدود میپذیرند. روزنامه «پیام ما» تلاش کرده در حد وسع و توان خود دیدگاههای دو طرف را پوشش دهد. پنجشنبه، ۲۲ آذر، یادداشتی در همین زمینه منتشر شد که گروه مخالفان برداشت انتقاداتی به آن داشتند. «حنیفرضا گلزار»، کارشناس خاک، یکی از مخالفان برداشت است که در هفت بخش انتقادات خود را مطرح کرده است.
ادامۀ نگرانی از کاشت حرا در سواحل گِلی
|پیامما| نهالکاری و پروژهٔ کاشت یک میلیارد درخت همچنان منتقدان زیادی دارد، البته شکل این انتقادات در هر نقطهٔ کشور متفاوت است. در مناطق جنوبی که کاشت نهال حرا در دستورکار قرار گرفته، کارشناسان از ایرادهای وارده به حراکاری در ساحلهای گِلی میگویند. سواحلی که زیستگاه حیوانات و خانهٔ پرندگان در معرض خطر انقراض بسیاری است. با وجود این انتقادات، کاشت نهال حرا در یکی از سواحل بندرعباس که محل زندگی تلیله، پرندهای مهاجر و کمیاب است، همچنان ادامه دارد. کارشناسان حوزهٔ حیاتوحش بارها عنوان کردهاند که گرچه حرا یکی از درختان مهم و مناسب این اقلیم است اما بهدلیل جانمایی اشتباه، زیستگاه حیاتوحش به خطر میافتد. این درحالیاست که مسئولان منابعطبیعی در گفتوگو با «پیام ما» بر این نکته تأکید میکنند که احیا و توسعهٔ حرا، نباید زیستگاههای گِلی را تخریب کند و در چنین طرحهایی هم رویشگاه و هم زیستگاه باید مورد توجه قرار گیرند، اما در عمل تناقضهایی با این گفتهها دیده میشود.
مدیر مجموعه گردشگری «الیمالات» نور بازداشت شد
مدیر مجموعه گردشگری الیمالات نور به دلیل مراجعه نکردن به مرجع قضایی برای ارائه توضیحات لازم درباره تخریب بخشی از جنگل الیمالات بازداشت شد.
گردشگری جنگلی بدون تخریب
فرض کنید در روی کره زمین محوطهای باشد که دایناسورها هنوز حضور دارند و زندگی میکنند، چه تصمیمی برای زیستگاه آنها باید گرفت؟ آیا منطقه را باید آزاد گذاشت تا هر تعداد ماشین میخواهند تردد و گوشهگوشه آن آتش روشن کنند؟ یا اینکه برنامهٔ حفاظت ویژهای برایش اجرا کرد؟ هر راهکاری که برای این زیستگاه در نظر گرفته میشود، برای «النگدره» هم صادق است؛ پارکی جنگلی و بخشی از جنگلهای هیرکانی در محدودهٔ شهر گرگان که همچون درختان انجیلی و... در آن وجود دارند، درختانی که بهعنوان فسیل زنده توانستهاند از عصر یخبندان نسلبهنسل خود را زنده نگه دارند و به سال ۱۴۰۳ برسانند. این گونهها نیاز به حفاظت ویژه دارند و در پی مطالبهٔ متخصصان، فعالان و کارشناسان جنگل و محیطزیست، در اسفند ۱۴۰۲ با تصمیم شورای حفظ حقوق بیتالمال به ریاست رئیسکل دادگستری استان گلستان و با حمایت دادستان گرگان، تردد تمامی وسایل نقلیه به این پارک جنگلی و افروختن آتش در آن ممنوع اعلام شد. از دکتر «مریم شهبازی»، دانشیار گروه محیطزیست دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان و رئیس کارگروه تنوع زیستی اتحادیهٔ انجمنهای علوم زیستی ایران، دربارهٔ دلایل این تصمیم و تبعات آن پرسیدیم. او قبل از هر سخنی تأکید داشت ازآنجاکه بهدلیل دخالتها و بهرهبرداریهای بیرویه، سطح قابلملاحظهای از جنگلهای دنیا از بین رفتهاند و یا در معرض خطر نابودی قرار دارند. امروزه بشر دریافته که مدیریت جنگل و هر نوع بهرهبرداری از آن باید بهصورت پایدار و با حفظ تنوع زیستی و منابع آب و خاک برای نسل آینده برنامهریزی شود. از این نظر گردشگری بهویژه در پارکهای جنگلی، نیاز به نگاه و رویکرد تازهای دارد.
