بایگانی مطالب برچسب: جنگل‌های هیرکانی

حفاظت از زاگرس بدون مردم ممکن نیست

مشارکت «برای مردم» آغاز می‌شود و «توسط مردم» به پایان می‌رسد

الگویی برای تاب‌آوری مقصدهای گردشگری

کار زنان در حوزه گوشتخواران هنوز تعجب‌آور است

موشک‌ها که به تهران رسیدند و آوار را بر سر ساکنان بخش‌هایی از تهران ریختند، اولویت‌ رسانه‌ها را تغییر دادند. در شرایط جنگی پرداختن به مقوله زنان حفاظتگر و چالش‌هایی که در کارشان با آن مواجه‌اند، نه دیده می‌شد و نه حتی مسئله حفاظتگران بود. گرچه در زمانه آتش‌بس هستیم اما دوباره چهارشنبه‌ها، سراغ زنان حفاظتگر می‌رویم تا یادمان نرود این جامعه گره‌های زیادی دارد که باید گشوده شود. در این گفت‌وگو با «آذین سعیدی‌نسب» از حفاظتگران نسل جدید که در زمینه گوشتخواران فعالیت می‌‌کند‌، صحبت کردیم. او در این گفت‌وگو چالش‌هایی را که زنان در این عرصه به صرف جنسیتشان با آن مواجه‌اند، برشمرد و مهاجرت را بخشی از مراحل زندگی نسل جدید دانست؛ مدرسه، دانشگاه، کار و مهاجرت. «دلم می‌خواهد بدانم زندگی و کار در جایی که به صرف جنسیت تو را از ابتدا کنار نمی‌گذارند، چه حسی دارد. »

نبرد در میدان محیط‌زیست

سه منطقه حفاظت‌شده مرزی، محیط‌زیست خوزستان را در ردیف آسیب‌پذیرترین استان‌ها در شرایط جنگ و بحران قرار داده است. غرب خوزستان از منطقه حفاظت‌شده و پارک ملی کرخه در شوش که زیستگاه گوزن زرد است، تا منطقه حفاظت‌شده میشداغ، زیستگاه آهوی منحصربه‌فرد خوزستان و تالاب هورالعظیم در جنوب‌غربی که توقفگاه ارزشمند پرندگان است، به‌دلیل قرار گرفتن در نوار مرزی، با محل‌های استقرار نیروهای نظامی تداخل دارد. هفت-هشت روز از آتش‌بس می‌گذرد و سازمان حفاظت محیط‌زیست از آغاز ارزیابی و مستندسازی خسارت‌های جنگ خبر داده است. جنگ ۱۲روزه در حالی بار دیگر مسئله حفاظت از محیط‌زیست در شرایط بحران را به میان آورده که به‌گفته دبیر شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد محیط‌زیست و منابع‌طبیعی کشور، سازمان حفاظت محیط‌زیست به وظایفش، طبق اسناد «نظام عملیاتی پدافند زیستی کشور» و «نظام عملیاتی پدافند مردم‌محور»، عمل نکرده است.

کمین شکارچی غیرمجاز حوالی تنگه بیستم

خودش را مخبر جا زده بود، تماس گرفت و گفت شکارچی در حوالی تنگه بیستم است. هدایت‌الله دیده‌بان نمی‌دانست دروغ می‌گوید. با همکارانش هماهنگ کرد و به‌سمت تنگه راه افتاد. مخبر قلابی و دو نفر دیگر آنجا کمین کرده بودند. ماشین دیده‌بان که رسید، شروع به شلیک کردند،‌ نگذاشتند حتی پیاده شود. تیر به شیشه رسید و راحت از آن رد شد، از بدن دیده‌بان اما بیرون نیامد،‌ همانجا ماند و جان عزیزش را گرفت. جامعه محیط‌‌زیست که هنوز در سوگ یاسر مصدق بود، بار دیگر رخت عزا پوشید. از دست رفتن دیده‌بانی که منطقه حفاظت‌شده «خائیز» را به‌نام او می‌شناختند، موجی از واکنش را به‌همراه داشت،‌ اساتید دانشگاه، فعالان محیط‌زیست و مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست مطالب زیادی دراین‌باره نوشتند. «حمید ظهرابی»، معاون محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، یکی از آنها بود. «باید راهی پیدا کنیم تا مردم حیات‌وحش را مال خودشان بدانند،‌ باید منافع حفاظت با منافع مردم محلی همسو شود،‌ اما چرا نمی‌شود؛ بی‌شک اولینش این است که به‌قدر کافی در این راه نکوشیده‌ایم،‌ از حرف و نقل این و آن ترسیده‌ایم. عافیت‌طلبی کرده‌ایم، بهانه‌ای هم نداریم،‌ هرچه بگوییم عذر بدتر از گناه است.» «محمود قاسم‌پوری»، استاد دانشگاه تربیت‌مدرس، نیز در کنار متخلفان و شکارچیان غیرمجاز از کسانی نام برد که در راه حفاظت در مواردی سنگ‌اندازی می‌کنند. «در دهه ۹۰ یک پروژه مطالعاتی ارزشمند با هدف کاهش درگیری بین شکارچی و محیطبان توسط همکاران ما در حال انجام بود. نتیجه؟ به‌دلیل ورود یک دستگاه امنیتی و ضعف حراست وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست ناتمام ماند!» در این پرونده نوشته‌های سه نفر درباره سه کارشناس محیط‌زیست را منتشر می‌کنیم؛ «هوشنگ ضیایی» پیشکسوت محیط‌زیست‌، «بهمن ایزدی» کنشگر باسابقه محیط‌زیست و «بهزاد رئیسیان» دبیر کمیته‌ آموزش انجمن جهانی ارزیابی. آنها هم مشابه حمید ظهرابی و محمود قاسم‌پوری از زوایای دیگری تلاش کرده‌اند به این موضوع بپردازند،‌ از رویه استخدامی محیطبانان گرفته تا ضرورت کارگروهی برای باز شدن گره تعارض محیط‌‌زیست و جامعه محلی.

نبض گردشگری پایدار در روستاها می‌زند

گردشگری مبتنی‌بر جامعه به‌عنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصت‌های بی‌نظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهره‌برداری از منابع‌طبیعی، فرهنگی و اجتماعی به‌وجود می‌آورد. در این مدل، جامعه محلی نه‌تنها بهره‌بردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.

ساحل خزر آبستن تالاب‌های جدید است

حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی

«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سال‌ها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله می‌تواند به از دست رفتن سرمایه‌های انسانی در ایران منجر شود و به‌تبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیم‌گیری برای فعالین محیط‌زیست و بی‌توجهی نسبت به فعالیت‌های تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد از سوی سازمان محیط‌زیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی می‌داند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزاره‌ها اگر چالش زن بودن که محدودیت‌های بیشتری را ایجاب می‌کند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخص‌تر می‌شود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایان‌نامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»