بایگانی مطالب برچسب: توسعه روستا
۱۰ سال انتظار برای پلناتمام قارخون
«تلخهرود» روستای «قارخون» در شهرستان سراب آذربایجانشرقی را تقسیم کرده است: ده بالا و ده پایین. ۱۰ سال از تخریب پل روستا بر این رودخانه میگذرد و اما نهادهای دولتی برای بازسازی آن اقدامی نکردند. سال ۱۳۹۸ اهالی تصمیم به بازسازی گرفتند و پنج دهنه از شش دهنه پل با کمک خیران ساخته شد، اما استانداری آذربایجان آن را نپذیرفت و از همکاری با آن بهدلیل «غیرمهندسیساز بودن» سر باز زد. حالا همان پل نیمهکاره هم دیگر قابلیت استفاده ندارد. ویدئویی در فضای مجازی نشان داد دانشآموزان این روستا باید از رودخانه عبور کنند، اما مسئولان میگویند فقط شش دانشآموز و اهالی ساکن در پایین ده این چالش را دارند، نه همه مردم روستا. قرار است پلی موقت برای روستا ساخته شود تا تصمیمگیری برای احداث پلی دائم انجام شود. ساخت پل موقت هم به ماههای آتی موکول شده است. اگرچه زمان دقیق احداث پل موقت هم معلوم نیست، اما آنچه مشخص است اینکه در زمستان سرد «سراب» دانشآموزان پایین ده هنوز باید چکمهپوش از رودخانه عبور کنند یا کسی آنان را به دوش بکشد، نهفقط دانشآموزان مقطع ابتدایی بلکه همه اهالی که پایین ده خانه دارند، تا بلکه گره پل روستا بعد از ۱۰ سال باز شود؛ آنهم شاید در بهار یا تابستان. این میان دغدغه اصلی مسئولان چندوچون ویدئوست؛ اینکه چه کسی دانشآموز را بر دوش گرفته یا چه کسی نریشن میگوید.
پویایی از مسیر روستا
اقتصاد یکپارچه دهقانی، راهکاری برای برونرفت از بحرانهای اقتصادی روستایی و کاهش نرخ مهاجرت به شهرها
قزاقمحله، روستایی فراموش شده پشت نقاب مواد مخدر
نخستینبار که قزاقمحله را میبینم تنها چیزی که به چشمم میآید، قاچاق مواد مخدر و معتادان متجاهری است که در گوشه و کنار، مشغول استعمال مواد مخدر هستند. اما آنچه را که چشمهای من ندیده بود، گویا هیچکس دیگری هم ندیده است. آنچه دهیار روستا از آن بهعنوان دردهای مزمن و طولانی این روستا نام میبرد؛ دردهایی که بهخاطر ۳۰ خانواده مواد فروش به جان ۹۰۰ خانوار دیگر این روستا انداختهاند. قزاقمحله هیچ ندارد. نه مدرسه دارد، نه کتابخانه و نه جایی برای ورزش، نه آب دارد و نه شبکه فاضلاب. دهیار میگوید فقط بنیادمسکن است که اهالی اینجا را میبیند. جایی که با مرکز استان گلستان فقط پنج دقیقه فاصله دارد. آبفا برای اتصال چاهی در کنار روستا به شبکه آبی که فرسوده است، ۶۰۰ میلیون تومان پول میخواهد و اهالی توان پرداخت آن را ندارند. این شرکت پاسخی در مورد دلایل مطالبه این مبلغ ارائه نمیدهد، اما مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری گلستان میگوید در حال تلاش برای پیدا کردن راهحلی هستند که مسئله را رفع کنند. دهیار روستا اما مدام میگوید: «دادمان را کجا بزنیم؟ نامی بر ما گذاشتهاند و بهخاطر آن همهچیز را از ما محروم کردهاند. گروهی مواد میفروشند، اما ۹۰ درصد اهالی با تنگدستی در فضایی ناامن و محروم، شب و روز ترس و غصه آینده بچههایشان را دارند. به هم بگویید قزاقمحله نومل خیلی چیزهای دیگر میخواهد. خیلی آدمهای دیگر اینجا زندگی میکنند.»
دیمزارها، کوچک و کمبهره
|پیامما|مطابق آخرین نقشه پهنهبندی اقلیمی ایران که از سوی مؤسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور تهیه شده است، حدود ۵۱.۸ میلیون هکتار از اراضی کشور اقلیم مناسبی برای کشت دیم دارند. همچنین، با کسر اراضی دارای شیب تند، زمینهای مسکونی و تجاری، راههای مواصلاتی و اراضی زراعی آبی و باغات و مناطق جنگلی، حداقل ۲۰.۷ میلیون هکتار از این اراضی علاوهبر اقلیم مناسب دارای منابع خاک مناسبی نیز برای کشت دیم هستند. بااینحال، طی ۱۰ سال اخیر توسعه دیمزارها مطابق با انتظار دولتها پیش نرفته است. طبق آمار منتشرشده از سوی این نهاد، در حال حاضر تنها نزدیک به شش میلیون هکتار، یعنی کمتر از یکسوم از کل سطح قابل کشت، فعال است. کارشناسان بخش کشاورزی میگویند خرد بودن اراضی و پایین بودن بهرهوری در آن، همچنین تغییر کاربری اراضی و بهروز نبودن علم کشاورزان برای کشت دیم از مهمترین عوامل عقب ماندن دیمکاری از برنامههای دولت است.
تقویت روستاها؛ تنها راه مقابله با حاشیهنشینی
بهدلایل مختلف، طی چند دهه گذشته نسبت جمعیت شهری و روستایی معکوس شده است و بیش از ۳۰ هزار روستا خالی از سکنه شدهاند و در بعضی روستاها هم فقط افراد سالخورده و ازکارافتاده ساکن هستند. مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها نهتنها سبب تعطیلشدن مراکز تولیدی روستایی شده است بلکه سبب تشدید مسائل حاشیهنشینی در اطراف شهرها و بروز مشکلات عدیده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی شده است. از طرف دیگر، بخشینگری و رویکرد برنامهریزی بالابهپایین در نظام برنامهریزی کشور غالب است و اکثر دستگاههای دولتی، بخشهای حاکمیتی و یا نظامی، مؤسسات خیریه و یا مؤسسات وابسته به بخش خصوصی اقداماتی را در زمینه توسعه روستایی اجرا میکنند که بیشتر در قالب پروژههای زیرساختی و یا خدماتی و یا حمایتی است و معمولاً در جریان کار همدیگر نیستند. در زمینه اجرای پروژههای توسعه روستایی، انتظار میرود نگرش جامعی (و نه تکبعدی) به مسائل روستا وجود داشته باشد، ولی عملاً پراکندهکاری، دوبارهکاری و یا موازیکاری حاکم است.
از خردهمالکی تا تعاون
«توسعه پایدار روستایی و در چارچوب آن توسعه کشاورزی ایران، نیاز به تدوین سرمشقی نوین دارد تا خرده دهقانان را از تله فضایی فقری که در آن گرفتار آمدهاند، رهایی بخشد. این سرمشق نوین حکم میکند که توسعه دانشبنیان روستا و تنوعبخشی به اقتصاد و اشتغال آن با شیوههای بهرهبرداری تعاونی و جماعتی و نیز ایجادِ زنجیرههای تولید در مناطق روستایی و بین روستاها و شهرها، در دستور کار قرار گیرد.» کمال اطهاری اقتصاددان، در کتاب «درآمدی بر سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ایران» که مبتنی بر آخرین پژوهشهای داخلی و خارجی، پس از آسیبشناسی و توانسنجیِ سرمشق کهنه توسعه کشاورزی و روستایی ایران که منجر به وابستگی ۵۶ درصدی امنیت غذایی به خارج، تخریب شدید محیطزیست با بیش بهرهبرداری از منابع طبیعی، تغییر فزاینده کاربری کشاورزی، و مهاجرت روبهرشد و … گشته است، اصول و جهتگیری راهبردی برای انتظامبخشی نهادی و سازمان به سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ارائه شده است. حالا دولت میگوید میخواهد نظام تعاون در روستاها را بازتعریف و جایگاه آن را تقویت کند. اطهاری در گفتوگو با «پیام ما» سیاستهای نظام تعاونی در ایران را نقد میکند.
آنها که در آمار دیده نمیشوند
از دور نگاه میکنم. زنان، پراکنده و جدا از هم، چادر گلدار به کمر بسته و پشت سر تراکتوری که دل زمین را میخراشد، قد خم کردهاند تا از روی زمین سیبزمینی جمع کنند. بین کلوخ و کرت به سختی قدم برمیدارم تا به آنها بپیوندم. برادرم میگوید: «عکس نگیریها، دفعهٔ قبل مشسلطان من را کنار کشیده که به دخترحاجی بگو عکس نگیره.» خانوادهٔ ما مزرعهدار هستند و بهوقت چیدن محصول زمین، زنان روزمزد چون گلهای خمیده در زمین ما میرویند. اکثر زنان و مردان مشغول در مزرعهٔ پدری برایم آشنا هستند و شاید از کودکی آنها بشناسم.
