بایگانی مطالب برچسب: تاریخ ایران
چرا اقتصاد ایران به نفت وابسته ماند؟
آب؛ از تقدس تا تباهی
ایرانیان هزاران سال پیش با آب نهتنها زیستند، بلکه تمدن ساختند؛ از اساطیر زرتشتی که آب را مقدس میدانستند تا باستانشناسانی که نخستین نشانههای کشاورزی و یکجانشینی را در فلات ایران یافتهاند. تاریخ فرهنگی آب در این سرزمین، تاریخی است از احترام، خرد و همیاری. با اینهمه اما بحران کمآبی موضوع تازهای در کشور ما نیست و سالهاست از آن گفته میشود. حتی پیش از فاجعه و در دهههای دورتر هم افرادی از حوزه علوم انسانی مانند محمدابراهیم باستانی پاریزی نسبت به آنچه که موجب بیآبی میشود، هشدار داده بودند. روز شنبه، دهم خردادماه، نخستین نشست از سلسلهنشستهای «کرآبی» با موضوع تاریخ فرهنگی آب در ایران برگزار شد. این برنامه با نمایش مستند «تالان» ساخته «محمدصادق دهقانی» همراه بود که زخمهای امروز بر پیکر طبیعت را بازخوانی کرد و از فاجعه کمآبی که با آن مواجهایم، گفت. در این نشست «ژاله آموزگار»، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی و «مرتضی فرهادی»، جامعهشناس و مردمشناس از پیشینه ایرانیان و آنچه بودیم، گفتند. «داریوش رحمانیان» هم درباره کرآبی چندین دهه در ایران سخنرانی کرد و در گفتوگو با «پیام ما» توضیح داد که چرا توسعه پایدار بدون آب و نگاه تاریخی به آن بیمعناست.
درویشِ خرسند
به انگیزه برگزاری «شب ولادیمیر مینورسکی»
اراذل و اوباش و امنیت عمومی
لباس، هنر و تاریخ ایرانی
آرزو اسکندری، نویسندهای است که در دنیای مد و طراحی لباس شناختهشده است. او تحصیلات خود را در رشته مهندسی منابع طبیعی آغاز کرده، اما علاقهاش به دنیای مد و طراحی لباس او را بهسوی این عرصه کشاند. اسکندری سالها در زمینه روزنامهنگاری مد فعالیت داشته و همزمان با این فعالیتها، آثار متعددی در زمینه طراحی لباس نیز به نگارش درآورده است. او، بهخصوص در کتابهای خود، بهشکلی جامع و علمی، مفاهیم مختلف مد را بررسی کرده است.
نوروز در گذر تاریخ
نوروز، فراتر از یک آیین سنتی، بازتابی از هویت، فرهنگ و تاریخ ایرانیان است. این جشن کهن نهتنها نمادی از تجدید طبیعت و آغاز سال نو است، بلکه در گذر قرنها به یک عنصر بنیادین در ساختار اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی ایران تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این است که چگونه نوروز توانسته است با وجود تغییرات تاریخی، تهاجمات فرهنگی و دگرگونیهای اجتماعی، همچنان زنده بماند و به یکی از معدود جشنهایی تبدیل شود که مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردیده است؟ پاسخ این پرسش را میتوان در لایههای مختلف تاریخ ایران جستوجو کرد؛ از سنگنوشتههای هخامنشیان در تختجمشید، که ردپای آیینهای نوروزی را در تشریفات درباری ثبت کردهاند، تا متون کهن زرتشتی که به فلسفه این جشن اشاره دارند. شاهنامه فردوسی، آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، و حتی گزارشهای مورخان عرب و یونانی، همگی گواهی بر دیرینگی و اهمیت این آیین هستند.
ردپای بیستون در ادبیات و تاریخ ایران
بعد از انجام کارهای معمول هر روز، سراغ تلفن همراهم رفتم که در حالت سکوت بود. تماسهای بدون پاسخ زیادی از دوستان مختلف داشتم؛ نگران شدم. بعد از چند تماس متوجه شدم در تصمیمی عجولانه و غیرحرفهای پیشنهاد تغییر نام خیابان «بیستون» در میدان جهاد توسط شورای شهر تهران به تصویب رسیده است. بهواسطه اینکه سالها «مدیر پایگاه میراث فرهنگی بیستون» بودم و پرونده ثبت جهانی این محوطه تاریخی که به سرپرستی اینجانب به یونسکو ارسال شده بود، دوستان و خبرنگاران علاقهمند بودند نظرم را درباره این تغییر بدانند.
نقدهدوزی؛ هنری کهن از دل تاریخ هخامنشیان تا لبه فراموشی
در تاریخ باشکوه ایرانزمین، هنرها و صنایعدستی جایگاه ویژهای دارند، گویی هر نخ و هر گره داستانی از فرهنگ، عشق و هویت این سرزمین را روایت میکند. یکی از ظریفترین و اصیلترین این هنرها، «نقدهدوزی» است؛ هنری که بسان شعری بیکلام، بر تاروپود پارچه نقش میبندد و جلوهای از شکوه و جلال را به نمایش میگذارد. قرنهاست که نقدهدوزی با درخشش نخهای زرین و سیمین خود، از لباسهای فاخر گرفته تا تزئینات آیینی و ملی را زینتبخش زندگی ایرانیان کرده است. اما در جهان امروز، جایی که زندگی مدرن با سرعتی سرسامآور پیش میرود، این هنر فاخر نیز در معرض فراموشی قرار گرفته است. کاهش تعداد هنرمندان ماهر، کمبود حمایتهای لازم، و بیتوجهی به ارزشهای فرهنگی هنر نقدهدوزی، خطر خاموشی چراغ این هنر را بیشازپیش نزدیک کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، شاید فرزندان این سرزمین دیگر نتوانند شکوه خیرهکننده این هنر را لمس کنند و از داستانهای سرشار از زندگی که در هر نقش و طرح نهفته است، بهرهمند شوند. در این میان، شنیدن صدای هنرمندانی که همچنان با عشق و تلاش در این مسیر قدم میزنند، برای حفظ و احیای این هنر ضروری است. «محبوبه پورقدیری»، از برجستهترین چهرههای نقدهدوزی معاصر اصفهان، در گفتوگویی صمیمانه با پیام ما، از زیباییها، دشواریها و امیدهای خود برای آینده این هنر سخن گفته است. همراه ما باشید تا از نگاه او، به دنیای باشکوه نقدهدوزی سفر کنیم.
